زندگی من مثل همه مردم، مجموعه‌ای از تلخ و شیرین است، ولی من انتخاب کرده‌ام شیرینی‌های زندگی‌ام را با شما سهیم شوم. هرگز خیال ندارم وانمود کنم هیچ مشکلی در زندگی ندارم و یا هیچ عیبی در رفتار و کردارم نیست. من یک آدم معمولی هستم. اگر بتوانم لحظه‌ای در روز، نور شادی و امید را به قلب شما بتابانم، وظیفه‌ام را در این دنیای زیبا انجام داده‌ام. ریختن چرک آب زندگی بر سر خواننده‌ها، کار ناشایستی است. به نظر من نویسنده‌ای هنرمند است که بتواند امید و شادی را به قلب مردم هدیه کند، وگرنه گله و شکایت از زندگی، کار ساده‌ای است.

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
1390/08/20 00:00

جبر یا اختیار-3

بخش قبلی را اینجا بخوانید


حالا چرا عده ای خود را شایسته بهترین ها می دانند و عده دیگر خود را لایق نمی دانند؟

این مطلب را در بحث "منفی بافی" خیلی مفصل توضیح داده ام. در اینجا به اختصار دوباره می گویم.

رابطه ای که ما با سایر آدم ها  و وقایع و پول داریم بازتابی از رابطه ای است که با خودمان داریم. و رابطه ای که ما با خود داریم در واقع همان رابطه ای که با بزرگسالان دوران کودکی مان داشتیم. یعنی اگر والدین ما، ما را بی قید وشرط دوست داشتند و به ما احترام می گذاشتند و همه چیزهای خوب را برای ما فراهم می کرده اند، ما در بزرگسالی به راحتی خود را دوست داریم و محترم می شماریم و خود را تایید می کنیم و همه چیزهای خوب را حق خودمان می دانیم.

ولی اگر والدین ما ما را به ندرت تایید می کرده اند، محبت را به شرط و شروط به ما نشان می دادند، هرکاری می کردیم راضی و خوشحال نمی شدند و بیشتر انتظار داشتند یا ما را زیاد مورد سرزنش و سختگیری قرار می دادند، ما در بزرگسالی همان کارها را با خودمان می کنیم.  یعنی مدام خود را سرزنش می کنیم، از خودمان راضی نیستیم، گاهی اوقات از ترس این که مورد سرزنش واقع شویم هیچ کاری انجام نمی دهیم و خود را بی حاصل و بی فایده نگه می داریم. خود را لایق چیزهای خوب نمی دانیم و مرتب می گوییم ما که سهم و قسمتی از دنیا نداریم. به جسم خود سختی می دهیم. هربار که می خندیم، ترس برمان می دارد که وای! امشب خیلی خندیدم، خدا عاقبت فردا را به خیر کند که از دماغم در می آید! یا یک قدم مانده به موفقیت، خود را زمین می زنیم و باعث شکست خود می شویم.

گاهی اوقات رفتاری که والدین با فرزندان خود دارند، متفاوت است. از یکی خیلی توقع دارند و نسبت به او سختگیر هستند، ولی نسبت به فرزند دیگر خود سهلگیر و آسانگیر هستند. همین تفاوت رفتاری، در آینده فرزندان تاثیر می گذارد. یکی به سادگی همه چیزهای خوب را بدست می آورد و دیگری برای کسب هر چیزی در زحمت است.

به خاطر بیاورید که حالا بزرگ شده اید. دیگر کودک نیستید که قهر و سرزنش دیگران شما را از هستی ساقط کند. این باورهای نادرست را دور بریزید. خودتان را دوست بدارید و به خودتان احترام بگذارید. باورهای خوب و سازنده را تقویت کنید و باورهای غیرسازنده و مخرب را دور بریزید.

ناکامی های خود را به گردن سرنوشت نیندازیم.  ما تا شش سالگی برای همه عمر خود برنامه ریزی شده ایم. این برنامه ریزی همان سرنوشت ماست. ولی ما اشرف مخلوقات هستیم و با اراده آزاد آفریده شده ایم. اگر از سرنوشت خود راضی نیستیم، وظیفه داریم آن را از نو بنویسیم.

چرخ به هم زنم ار غیر مرادم گردد

من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
حمید

با سلام البته طبق گفته ی خانم دی آنجلیس ما تا شش سالگی 50 % و تا هجده سالگی 95% برنامه ریزی احساسی شده ایم ولی به کمک 5 % باقیمانده می توانیم سرنوشت خود را آنگونه که دوست داریم رقم بزنیم. سطح باور یکی از سطوح مهم عصب شناختی است که با تغییر آن می توان تغییر در محیط/ رفتار/ مهارت ها و هویت را به دست آورد. من مدت هاست که بر روی باور های نادرست خود کار کرده ام/ تغییر داده ام و نتایج خوبی به دست آورده ام.

پاسخ
حوا

سلام عزیز دلم . ممنون که با پیامهای پر از مهرت به من قوت قلب میدی . تو یه دونه ای . دوستت دارم .

پاسخ
سمان

چرخ به هم میزنم ار غیر مرادم گردد من نه انم که زبونی کشم از چرخ فلک احسسسسسسسنت

پاسخ
شادی جون

سلام عزیزم مصرعاشو فک کنم جابه جا نوشتین اون اولی هم چرخ بر هم زنمه ببخش که گفتم بعضیا فقط منتظرن بین این همه حرف خوب یه اشکال پیدا کنن حالا هر چند کوچیک شما عزیز مایید.نباید این تفاق بیفته :**** نمی دونم چه طور خصوصیش کنم.خودتون تاییدش نکنید

پاسخ
شادی جون

جزئ بهترین اتفاقات عمرم یود آشنایی باشما.حقیقتا دوستون دارمهرچند بعضی اوقات تاثیر نوشته هاتون کوتاه مدته اما فک کنم طبیعب باشه بعد هی میام مرور میکنم:P

پاسخ
پس از باران

زیباست همه پستهاتون زیباست سپاس

پاسخ
گیس گلابتون

سارا جون، ممکن است که انجام تمرینات را منظم ادامه ندهی... این بستگی به خودت دارد. نمی دانم چه بگویم

پاسخ
اندر احوالات

دقیقا درسته چند وقته دارم فکر می کنم چرا از اینکه فکرای خوب بکنم می ترسم به خاطر اینکه فکر می کنم اگه مثبت فکر کنم برعکس می شه و تو ذوقم می خوره ولی از طرفی هرچی منفی تر فکر می کنم حجم منفی زندگیم بیشتر می شه فکر می کنم باید مثبت باشم واگه گه گاهی برخلاف آنچه فکر کردم شد نگران نشم و بازم به مثبت فکر کردنم ادامه بدم اینجوری در کل تعداد اتفاقات خوب بیشتر خخواهد بود

پاسخ
1312

سلام گیس گلابتون عزیز پدر و مادر من نسبت به من از کودکی حساس و سخت گیر بودن. 28 سالمه .با این که با استعداد بودم ولی نه شغل خوبی دارم و نه تونستم ازدواج کنم. راه حلش چیه؟ خواهر و برادرم اینطور نیستند

پاسخ
ازیتا123

از مطالب سازنده و مفیدتون متشکرم

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه