زندگی من مثل همه مردم، مجموعه‌ای از تلخ و شیرین است، ولی من انتخاب کرده‌ام شیرینی‌های زندگی‌ام را با شما سهیم شوم. هرگز خیال ندارم وانمود کنم هیچ مشکلی در زندگی ندارم و یا هیچ عیبی در رفتار و کردارم نیست. من یک آدم معمولی هستم. اگر بتوانم لحظه‌ای در روز، نور شادی و امید را به قلب شما بتابانم، وظیفه‌ام را در این دنیای زیبا انجام داده‌ام. ریختن چرک آب زندگی بر سر خواننده‌ها، کار ناشایستی است. به نظر من نویسنده‌ای هنرمند است که بتواند امید و شادی را به قلب مردم هدیه کند، وگرنه گله و شکایت از زندگی، کار ساده‌ای است.

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
1390/08/20 00:00

عفریت سبز

برخی از دوستان برای مشاوره موفقیت پیش من می آیند. به آنها کمک می کنم که مهمترین اولویت زندگی خود را کشف کنند، آرزوی قلبی خود را بشناسند و هدفی برای خود تنظیم کنند.

 

جالب اینجاست که در اکثر موارد به محض این که آنها کشف می کنند که از زندگی چه می خواهند، در صورت آنها چه می بینم؟

 

تـــــــــــرس!

 

از ترس عضلات صورت شان منقبض می شود. خشک شان می زند. آب دهان شان خشک می شود. لب های شان می لرزد. بعضی شروع به گریه می کنند.

ترس مثل یک افعی دور تن شان می پیچد. چرا؟

زیرا می ترسند شکست بخورند.

می ترسند مورد تمسخر و قضاوت قرار بگیرند.

از تصور آن که در جاده موفقیت قدم بردارند، دچار وحشت می شوند.

چند جلسه بعدی مشاوره صرف محو کردن این ترس می شود.

جنس این ترس را می شناسم. این عفریت سبز را می شناسم که میل مار دور تن تو می پیچد، نیش سرخش را در گوش تو فرو می کند و هیس هیس کنان زمزمه می کند:

نمی توانی!

نمی توانی!

نمی توانی!

تو مجبوری که در این شرایط بمانی!

تو مجبوری...

مجبوری...

مجبوری...

مجبوری...

من این عفریت را می شناسم.

اگر بدانید این هیولای مخوف چه ساده فرار می کند، هرگز تسلیم آن نمی شدید. هرگز زندگی خود را دودستی تقدیم آن نمی کردید.

بیشتر افراد قبل از شکست خوردن، حتی یک بار هم تلاش نمی کنند، چون از تصور آن فلج شده اند و این غم انگیز است.

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
پوران

گیس گلابتون عزیز من هم فکر می کنم یکی از همین عفریت های سبز دارم. من 32 سال سن دارم متآهل هستم و بدون فرزند و در حال حاضر دانشجوی دکترای یکی از رشته های مهندسی. در رشته خودم آدم تقریبن موفقی هستم ولی علاقه چندانی ندارم و همش این آرزو با من است که به دلیل حافظه فوق العاده ای که دارم برای رشته پزشکی ساخته شده ام . گابوس شروع دوباره پزشکی همیشه در سرم است و عفریت سبز نیز مرا می ترساند که خیلی دیر است. این همه راه که تا حالا آمده ام چه؟ زندگیم چه؟ بچه دار شدنم چه؟ تو میگویی چه کنم؟ نمی توانم از فکرش خلاص شوم. من رتبه دو رقمی کنکور بودم و تمام مقاطع را در یکی از بهترین دانشگاههای تهران خوانده ام؟ آیا بیخیال شوم و در همین راهی که هستم ادامه دهم یا از نو شروع کنم تا به آرزویم برسم؟

پاسخ
گیس گلابتون

برای جواب دادن به این سوال باید کلی مطالب را بررسی کرد که امکان آن از راه اینترنت نیست.

پاسخ
پوران

ممنون که جوابمو دادی عزیزم. میشه بگی چطوری میتونی راهنماییم کنی؟ من در اصفهان زندگی میکنم. ولی اگه لازم باشه برای مشاوره حضوری حاضرم به تهران هم بیایم

پاسخ
fereshte

salam khanoom doctor man iran zendegi nemikonam, va nemitoonam too site sabtenam konam ama kheili doost daram ke betoonam az in darsa estefade konam

پاسخ
ربابه

سلام
خوبین
منم اینجوری هستم
ترس دارم ..درباره بعضی کارا میگم اگه نشه چی ..مثلا رانندگی ..4 ساله گواهی نامه دارم و جرات نکردم و تلاش نکردم ماشین بخرم..ولی خب این به اون موضوعی که گفتین 20 تا راه بنویسم ربط داره ؟
رفتم اون پست رو خوندم چیزی دستگیرم نشد.
مرسی از مطالبت .

پاسخ
گیس گلابتون

سوال این است: "چطور می توانم با مهارت رانندگی کنم؟" بعد مراحل را انجام میدهی.

پاسخ
سيما

گيس گلابتون عزيز
من قبلا عضو سايت بودم اما نام كاربري و رمز عبورم رو فراموش كردم.براي عضويت مجدد هم ميگويد ايميل تكراريست.ممنون كه راهنمايي ام كني

پاسخ
گیس گلابتون

سیما جون، در همان صفحه "عضویت سایت" نوشته ام که چکار باید انجام بدهی.

پاسخ
cheery

خواستم بگم من هم ایران زندگی نمی کنم (امریکا هستم) ولی از همین جا توی سایت ثبت نام کردم و هیچ مشکلی هم نداشتم، ممکنه مشکل شما دلیل دیگه ای داشته باشه :)

پاسخ
اندیشه

گیس گلابتون گرامی من نیز مشکلی مشابه مشکل پوران عزیز را دارم با این تفاوت که علارغم موقعیت نسبتا مطلوب فعلی زندگی ام گاهی فکر می کنم این راه، مسیر من نیست مثلا دکتری بگیرم که چه بشود؟ نمی دانم چه می خواهم
چطور می توانم از کمک فکری شما استفاده کنم؟

پاسخ
ITeng

سلام و تبریک سال نو
خانم دکتر لینک این (که در پاراگراف آخر سبزرنگ نوشتید)کارنمیکنه

پاسخ
آناستازیا

وای خدا چقد مشکل پوران جون و اندیشه جون شبیه منه :(
انگار این روزا خیلیا به این عفریت مبتلا هستن ....

پاسخ
.roya

خانم دکتر لینک (این) تو خط آخر کار نمیکنه!

پاسخ
سوشا

سلام خانم دکتر راستش من خیلی به روانشناسی و مثبت اندیشی علاقه داشتم ولی فضای خونمون خیلی منفیه وقتی به دور از خونمون هستم خیلی شاد و سرزنده ام ولی توی خونمون از بس غر زدن و دعواس همیشه یه گوشه ای سرد و ساکت میشینم دیگه به هیچکدوم از اعضای خانوادم محبتی ندارم من دیگه حتی نمیدونم چی میخوام و چی شادم میکنه ممنون که به حرفام گوش دادین

پاسخ
گیس گلابتون

بله... متاسفانه خیلی از خانواده های ایرانی اینطوری هستند. حدود 80%
غم انگیز است

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه