زندگی من مثل همه مردم، مجموعه‌ای از تلخ و شیرین است، ولی من انتخاب کرده‌ام شیرینی‌های زندگی‌ام را با شما سهیم شوم. هرگز خیال ندارم وانمود کنم هیچ مشکلی در زندگی ندارم و یا هیچ عیبی در رفتار و کردارم نیست. من یک آدم معمولی هستم. اگر بتوانم لحظه‌ای در روز، نور شادی و امید را به قلب شما بتابانم، وظیفه‌ام را در این دنیای زیبا انجام داده‌ام. ریختن چرک آب زندگی بر سر خواننده‌ها، کار ناشایستی است. به نظر من نویسنده‌ای هنرمند است که بتواند امید و شادی را به قلب مردم هدیه کند، وگرنه گله و شکایت از زندگی، کار ساده‌ای است.


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

عضویت در سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
1390/08/20 00:00

عرفان، متافیزیک، چاکراها-1

بعضی از شما از من خواسته اید که در مورد چاکراها و متافیزیک بنویسم. من نیمی از عمرم را صرف شناخت چاکراها و کار کردن با آنها کرده ام. ولی تا بحال در مورد متافیزیک و معنویت و چاکرا و هاله و انرژی درمانی در وبسایت چیزی ننوشته ام، زیرا در چهل سالگی متوجه شدم چیزی که من به عنوان عرفان و معنویت می شناختم، برداشتی نادرست و اشتباه از معنویت و عرفان بوده است. در حقیقت من بجای ساختن زندگی، از رنج های زندگی فرار می کردم. من خود را به ضرب و زور مراقبه های طولانی مدت، آرام می نمودم. من بجای زندگی کردن، زندگی را از روی کتابها می خواندم.

تا قبل از چهل سالگی مثل لاک پشت بودم. خود را در لاکی تنگ و سخت  مچاله کرده بودم و خیال می کردم خود را از وسوسه های شیطانی دنیاپرستی دور کرده ام. خوشبختانه به کمک استادی گرانمایه، با توانایی های خود آشنا شدم. فهمیدم وظیفه دارم تمام قد در عرصه زندگی ظاهر شوم. متوجه شدم که باید در پی شادی خود باشم و شادی خود را از راه خدمت به خلق خدا بدست بیاورم. وگرنه این که کاری نکنم، باری برندارم و لغزشی هم نداشته باشم که هنر نیست. کسی که همه عمر در غار تنهایی نشسته، نمی تواند ادعا کند همسری خوشرفتار  است. کسی که پول ندارد، نمی تواند مدعی شود اگر پول داشت چه خدماتی می کرد. فرشتگان هاروت و ماروت را که می شناسید؟ آدمی که از دنیا کناره می گیرد و دیگران را مورد قضاوت قرار می دهد، مثل هاروت و ماروت است!

 آدم معنوی خود را اشرف مخلوقات می داند و ارزش و قدر خود را می شناسد. نمی شود روزی یک فصل از شوهر یا پدر کتک خورد، بعد بقیه روز را با دعا خواندن و مراقبه کردن و روزه گرفتن گذراند. آدم معنوی جلوی ظلم می ایستد. مگر پیغمبر ما نبود؟ وقتی ظلم خیلی بالا گرفت، اول از مکه مهاجرت کرد و بعد سپاهی فراهم آورد و با ظالمین جنگید. آدم معنوی اجازه نمی دهد کسی سر او کلاه بگذارد و مالش را بخورد و بعد کلاهبردار را به خدا و امامان حواله کند. بلکه در درجه اول گول نمی خورد، چون حواسش جمع است. در درجه بعدی دنبال حقش می رود. مگر امام حسین تا پای جان برای احقاق حقش نایستاد؟

مبحث چاکراها مبحثی پیچیده و ناشناخته ای است. بسیاری از افرادی که در مورد چاکراها تدریس می کنند، در حقیقت چیز زیادی از آن نمی دانند. به همین دلیل شاگردان خود را دچار آسیب می کنند. وقتی در وبلاگها می خوانم که بعضی ها دنبال باز کردن چشم سوم و فعال کردن کوندالینی هستند، به خود می لرزم. زیرا می دانم چه آسیب هایی در انتظار آنها است. وقتی دچار توهمات بینایی و شنوایی می شنوند، این طرف و آن طرف جن و روح می بینند، خواب هایی می بینند که به وقوع می پیوندد ...  می دانم که آنها راست می گویند، ولی چه سود از این توانایی های غیر قابل کنترل که زندگی آنها را بهم می ریزد.

من هم نمی دانم که چطور می توانیم بی آنکه روانپریش شویم، از آینده با خبر شویم، یا دل آدم ها را بخوانیم و یا با اروح درگذشتگان ارتباط برقرار کنیم. آنقدر می دانم که ما وظایف زیادی در همین دنیای خود داریم که باید به آنها رسیدگی کنیم. اگر الان در این مرحله از زندگی به شکل بشر روی زمین هستیم، وظیفه داریم که با تمام وجود زندگی کنیم.

سرک کشیدن بی هدف و بدون راهنما به این طرف و آن طرف و ناخونک زدن به اعمال خفیه و غریبه، مثل بازیگوشی در اداره و نت گردی و تلف کردن وقت است. ما در اداره حقوق می گیریم که کار کنیم. اگر بازیگوشی کنیم، کارمندی تنبل و بدردنخود ارزیابی می شویم. در این دنیا هم کار ما رسیدگی به امور همین دنیاست. نه انگولک کردن اجنه و ارواح و دستکاری هاله خودمان و دیگر مردم.

کار ما در این دنیا و در قالب بشری، در مرتبه اول این است که از جسم خود خوب مراقبت کنیم، شغل خوبی که با موهبت های درونی ما مطابقت دارد، پیدا کنیم و با همه وجود به انجام آن بپردازیم، کسب ثروت کنیم، همسری خوب و فرزندی صالح داشته باشیم. در همه اوقات شاد و شاکر باشیم. در مرتبه بعدی دنیای بهتری بسازیم. دنیایی پاکیزه تر و مرتب تر و ثروتمندتر.

اگر هر روز با افراد خانواده خود جنگ و دعوا دارید، اگر هر روز دنبال هزار تومن پول می دوید، اگر هنوز نیازهای اولیه شما از جمله نیاز به داشتن همسر برطرف نشده است ... لحظه ای درنگ کنید و تشخیص بدهید هم اکنون الویت زندگی شما چیست؟ آیا باز شدن چشم سوم مهم تر است یا کسب درآمد کافی؟

ادامه دارد...

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
بارانrf

دقيقا موافقم و به تمام نوشته هات عميقا ايمان دارم

پاسخ
فهیمه صدیق عابدینی

سلام گیس گلابتون عزیز. من هم مدتها قبل دنبال اینجور مباحث بودم که به استادی برخوردم که راه اشتباهی رو داشت پیش روی من میگذاشت. خوشبختانه زود متوجه شدم. واقعا زندگی کردن چیز دیگریست ... متشکرم.گل

فهیمه صدیق عابدینی
پاسخ
der Vogel

عالی بود گیس گلابتون جان.خیلی خیلی ممنون به خاطر توضیحات بجا و مفیدت.

پاسخ
anahita

سلام. چهارشنبه که خیلی دیره...زیاد فاصله میفته بین تمرینها..

پاسخ
حکایت شیرین

گیسو جان منم با شما موافقم.ما رو چه به عالم ارواح و جن و پری وقتی که توی دنیای خودمون می تونیم از شادی با هم بودن و یه عالمه نعمت خدا لذت ببریم

پاسخ
sanazi

سلام و ممنون از مطالب بسیار خوبتون
کتابی در زمینه عرفان، متافیزیک و چاکراها که مورد تائید شما می باشد معرفی بفرمائید

پاسخ
گل مينا

گلابتون عزيز خيلي دلم پره از آدمهايي كه مثلا دنبال عرفان و خدا و دين و بهشت و جهنم هستند اما اين دنيا رو رها كردند ...
نمونه اش مادرم !
هميشه اخمو،هميشه نق ميزند،هميشه طلبكار است و متوقع،هميشه بداخلاق و ناراحت!
اما به خيال خودش سروقت كه نماز ميخواند بنده خوب خداست !
هميشه به مادرم ميگم مگر حضرت محمد نگفتند كه امت من را از روي خوششان بشناسيد؟
مومن واقعي بايد خوش اخلاق باشد!
اما انگار به خواب زمستاني رفته...
كاش ماردم ميفهميد بايد زندگي كند...

پاسخ
shiva.shiva

گیس گلابتون جان حق با شماست. لزومی نداره توی خیلی چیزایی که با این جسم مادی بهش دسترسی نداریم سرک بکشیم.
اما یه سری از چیزهایی که درباره چاکراها آموزش می دادید توی زندگی به دردمون می خوره. مثل رنگهایی که حرا یا آفرودیت رو فعال می کنه، مثل اون که می گفتید توی دبی یه بازی سوار شدید و کلی جیغ زدید چون برای چاکرای سه خوبه... چیزای شبیه به این.
خود من دوست دارم رنگها یا خوراکی ها یا فعالیت هایی که برای هر چاکرا خوبه رو یاد بگیرم. اگه درمورد اینها می نوشتید خیلی خوب بود.گل

پاسخ
leilaaa

کاملا با شما موافقم. منم کمی کنجکاو بودم در این زمینه ها. به دلایل نا معلومی زیاد دنبالش نمیرفتم. الان دلایلش رو واضح از زبان شما شنیدم. ممنون که منو اینقدر روشن کردید.

پاسخ
bahar R

گيس گلابتون ميدونستي چند تا دعاي خير پشت سرته؟ميدونستي داري به زندگي چند هزار نفر كمك ميكني؟ ميدونستي به چه نحو احسنتي داري زكات علمتو ميدي؟
خدا هميشه پشت و پناه خودتو و راهت باشه.انشالا هميشه خوش و سلامت باشي.ت. نمونه كامل يك انساني .انساني كه آدم ها و زندگي آدمها براش مهم اند.

پاسخ
tani

می خواستم یه چیزی بگم اما می ترسم من بدون اینکه سر از این چیزهایی که بگی در بیارم حدود چند هفته است یه چیزایی قبل اینکه اتفاق بیافتد می فهمم انقدر این اتفاقات توی این چند هفته زیاد بوده که واسه من که اصلا به فکر این چیزها نبودم جلب توجه کرده واقعا نمی فهمم اینا اتفاقیه تلقین من هیت البته یه چیزایی اصلا به تلقین من ربط نداره مثلا من از صبح حس می کنم که فلانی می خواد بیاد خونمون بعد زنگ می زنه میگه می خواد بیام اونم بعد 12 سال یا خیلی چیزای دیگه واقعا دلیلش نمی فهمم اما می ترسم از این حس می ترسم

پاسخ
salimi

ممنون که با این نوشته خیلی ها رو آگاه کردید. چون ممکنه بعضی ها بدون شناخت کافی برن دنیال این چیزها و به قول شما دچار مشکل بشن.

پاسخ
shada

سپاس از زحمات بی وقفه شما! کاملاً با نظرتون موافقم... من هم روزی همینطور فکر می کردم، ولی واقعاً وقت گذرانی است.به نظرم با آگاهی و خود هوشیاری لحظه به لحظه و نام و یاد خدا در هر ضمینه می توان زیباتر و بهتر از مواهب الهی بهره برد و شادتر زندگی کرد. آسمانتان آبی و دلتان آفتابی.گل

پاسخ
gisfa

ممنون ازین روشنگری ، بی صبرانه منتظر شنیدن باقی نظراتتون هستم

پاسخ
آرزو

سلام.منم با تو موافقم..تو بعضی از سایتا دستورالعمل هایی میبینی که حتی مو به تن ادم سیخ میشه...من تا مدتها با ترس زندگی میکردم حتی برای ریلکس کردن هم میترسیدم چشامو ببندم ...
واقعا چه نیازی هست که ادم تا این حد پیش بره و هدف از زندگی کردنشو از یاد ببره ...مرسی عزیزم به خاطر این مطلبت..

پاسخ
مینا گلی

وای چه مطلب مهمی بود کلی تو عمرم صرفه جویی شد .خیلی ممنونم. تجربه سالها رو در اختیارمون گذاشتید. لطف کردید. گل

پاسخ
Nasi

دوست عزيز اين كه شما بعد از ٤٠ سال به اين نتايج رسيده ايدً نشانه اي از تاثيرات بالا و والاي همين مراقبه ها بوده كه ضمير روشن درون شما با شما ارتباط برقرار كرده و حال راه صحيح زندكي كردن را اموخته ايد. با سالها مراقبه شما اكنون در مسيري هستيد كه مي توانيد اين تجارب ارزشمند خود را به همه عرضه نماييد و بنابراين سعادتمند هستيد. شاد باشيد.

پاسخ
katayoon
http://pushana.ir

تا حدودی با ناسی موافقم .البته به شرطی که بدونیم از کجا آموزش میگیریم و برده وار نخوایم اموزش ببینیم ونفهمیم چی داره سرمون میاد.باید هشیار بود چون اغلب این کلاسها یا هدف خوبی ندارن یا فقط دنبال پول هستند.ولی اگه هوشیارانه یاد بگیریم و برده وار نخوایم از این چیزا بت بسازیم، چیزای خوبی داره. برای من خیلی جاها باعث شده بتونم مصائبی که بر سرم اومده رو کنترل کنم و بتونم تا حدودی بریزمشون دور. حتی بعضی آموزشهای شما هم ریشه در همین مطالب مربوط به انرژی داره . بنابر این فکر میکنم این چیزا مثل چاقو اینترنت یا اینجور ابزار ها باید در جهت درست و بدون تعصب استفاده بشه و خودمونو برده ی اون نکنیم

پاسخ
عود

سلام عزیز
انگارمدتهاست منتظرم کسی این حرفها رو بهم بزنه .اما من نمیتونم رابطه صمیمی با اطرافیانم داشته باشم.من سعی میکنم در مورد همه ادمها یه دید مثبت داشته باشم. اما دیگران فقط نداشته های من رو به رخم میکشند.یادم میاد خیلی سال پیش متاسفانه داشته هام رو زیاد به رخ دیگران میکشیدم.گیس گلابتون عزیزم به نظرتون برای ارتباط موثر ودرست با دیگران کلیدی وجود داره؟ممنون.

پاسخ
admin

ارتباط درست با افراد یک مقوله مفصل است. اگر کسی بلد باشد با اطرافیان خوب رابطه برقرار کند، از هر نظر موفق است. فکر نمیکنم فقط یک نکته وجود داشته باشد. خیلی مطالب است.

پاسخ
ladan sh

گیس گلابتون جونم!!!
من نمیدونم چرا با وجودی ک بحث عرفان برام جذاب بود و خوشم میومد نمیتونستم باهاش خوب ارتباط برقرار کنم...هیچ کدوم از کتابهایی که خوندم نتونست مسیر زندگی منو خوب کنه ...یه راهکار عملی خوب نمیداد...البته اونقدرها نخوندم ...
تا اینکه با کتابهای راندا برن آشنا شدم و نه فقط خوندمشون بلکه باهاشون زندگی کردم...
شاد شدمگل...عشق دادمگل...در سن 25 سالگی با همه وجودم فهمیدم شکرنعمت نعمتت افزون کند یعنی چهگل....فهمیدم قضاوت نکردن و انتقاد نکردن از آدمها واسه چی بده واقعا با همه وجودم عمل کردم و هنوزم میکنمگل...یاد گرفتم که غیبت به من صدمه میزنه و اگه غیبت و سرزنش کنم اون بدی ها به خودم میرسه...گل
شاد شدم زندگی کردم!! محبوب شدم!!!قلب
درونم آرامش یافت..شکرخدا!!!قلب
زندگیش هرروز پراز عشق!!!قلبقلب
زندگیتان هر روز پر از عشق!!!قلبقلب

پاسخ
ساناززجون

من واقعا افسرده ام
در مورد شادی انرژی داشتن
درمان افسردگی بگید
نگید ورزش و دارو هر دو رو امتحان کردم موقتیه
ممنون

پاسخ
elham_gh

گیس گلابتون خانم جان
من واقعاً واقعاً از ته دلم با حرفت موافقم که گفتی، آیا باز شدن چشم سوم مهم تر است یا کسب درآمد کافی؟ اما با این قیمت حرفت مواف نیستم که گفتی که به امور مربوط به زندگی زمینی خود برسیم و اینور و انور سرک نکشیم. اگر قرار نبود سرک بکشیم خوب امکان سرک کشیدن هم برایمان نبود. من خوذم به این موضوعات خیلی علاقمندم، اما هیچگاه الویت زندگیم نشده.

پاسخ
katayoon
http://pushana.ir

گیس گلابتون گرامی. به نظرمن بعضی از این استادان راههای درستی پیش رو نمیذارن افراد رو خواسته یا نا خواسته تبدیل به انسانهاییی با استرس و پریشانی میکنند ولی دونستن بعضی چیزا و اینکه از کی اموزش ببینی خیلی مهمه و میشه درمان کرد و یا سبک درست زندگی و حتی بیاهمیت شده نسبت به قضاوتهای اشتباه افراد و این چیزا رویاد گرفت یاد گرفت که قضاوت نکرد و آرزو های خوب کرد برای دیگران و...باید هوشیار بود و به هر کسی اعتماد نکرد. چون من خودم یه دوره رفتم که دیگه توایران نیست و بقیه شم به دلایلی نتونستم برم ولی اون جا به من گفتن قرار نیست ما ریاضت بکشیم . در واقع من ندیدم تو نت یا هرجای دیگه که بقیه میرن هم چنین چیزی بگن. خیلی از کلاسایی که میشنوم و میخونم مطالبشو آزار دهنده هستن و وسواس هم ممکنه ایجاد کنن. وای که امشب چقدر نطقم باز شده ببخشید.

پاسخ
نجوی

سلام
من تازه تو سایت شما عضو شدم ولی تو همین مدت کم یکی از طرفدارای مطالب سایت هستم
ممنون.
توضیحات شما تو این زمینه بسیار ساده قابل فهم و بجاست.

پاسخ
sarina_sh72

سلام گیسو جون منم خیلی راه هارو رفتم با افرادی برخورد داشتم که به گفته خودشون چشم دلشون میبینه و پیش گویی میکنند . آدمو دنبال خودشون میکشونن و اعصابت رو بهم میریزن. فقط خدا

پاسخ
shirina

عالی بود. هرچند که من تازه با سایت شما آشنا شدم و هنوز خیلی درگیرم

پاسخ
sira_58

سلام

من يه اعترافي بكنم من فقط در محل كارم به اينترنت دسترسي دارم و از همين راه شما را پيدا كردم اما اينجوري كه معلومه نبايد اين كارو بكنم پس من چجوري با شما ارتباط برقرا ركنم . لازم به ذكره كه من توي اداره دولتي مشغول به كارم كه هر كاري كنم توي حقوقم تاثيري نداره من توي اين ده سالي كه اينجا كاركردم هميشه خوب كار كردم و به عنوان كارمند نمونه خيلي ازم تقدير شد اما تاثيري توي وضعيت حقوقي من نداره براي همين بي انگيزه هستم هميشه ميگم كه كاش در اينجا بسته بشه تا من هم برم دنبال زندگي خودم اونوقت دنبال يه كار نيمه وقت ميگردم كه هم به خودم برسم هم به بچه هام . ميترسم كه خودم بيام بيرون شوهرم هم مخالف بيرون اومدن منه . لطفا منو راهنمايي كنين . تقريبا بيشار پستاتون رو خوندم و الان كمي گيجم . نميدونم چه كنم
باز هم ممنونم

پاسخ
گیس گلابتون

سیرا جون
ممنون میشم این سوال را در صندوق سوالات بپرسی. چون هیچ ربطی به این پست ندارد.
متشکرم
من همیشه سوالات بیربط به پست را پاک میکنم. ولی گفتم حتما شما تازه وارد هستید و هنوز توضیح من در مورد نحوه مطرح کردن سوالات در سایت را نخوانده اید یا گوش نداده اید
متشکرم

پاسخ
دوره آموزشی رایگان: ویژه خانمهای مجرد
عضویت در سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه