برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

عضویت در سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
1390/08/20 00:00

شوهری که به بهانه ادامه تحصیل، کار نمی کند

یکی از خوانندگان سایت سوالی پرسیده است که من از خواندن آن غمگین شدم. من "الفبای زناشویی" را برای پیشگیری و حل همین مشکلات نوشته ام. ولی می بینم هنوز پیامم در قلب شما نفوذ نکرده است. تا چندی پیش زنها از بعضی مردهای مسبتد و زورگو و خسیس که آنها را در زندان خانه ها حبس کرده اند، شکایت داشتند. این روزها زنها از بعضی مردهای تنبل و بی مسئولیت که بار زندگی خانوادگی و مالی را روی دوش زن می اندازند، می نالند.

 سوال این است:

شوهرم تصمیم گرفته در آزمون دکترا شرکت کند. به همین علت همه بار زندگی به دوش من افتاده است: اداره کردن شرکت مشترک من و همسرم، چرخاندن خانه، تامین هزینه ها، همه و همه بر عهده من است. البته همسرم از دید و بازدید با مادر و دوستانش کم نگذاشته است. فقط از انجام کار خودداری می کند. عاجز شده ام.

 

همسرت تصمیم گرفته است ادامه تحصیل بدهد. این تصمیم خوبی است چون تصمیم به پیشرفت، تصمیم خوبی است. ولی شوهرت به جای این که مثل یک مرد بالغ رفتار کند، راه و روش نوجوانان را در پیش گرفته است.

یک مرد بالغ و فهمیده هنگامی که تصمیم ادامه تحصیل می گیرد، ابتدا با همسرش هماهنگ میکند و رضایت او را جلب می کند. او همسرش را توجیه می کند که ادامه تحصیل به نفع خانواده است. وقتی زن توجیه بشود، حاضر است در دوران تحصیل مرد، به زندگی جمع و جورتری بسازد و قناعت پیشه کند. زیرا امیدوار است پس از مدتی سطح زندگی شان از نظر مالی و اجتماعی بالاتر برود.

در قدم بعدی زن و مرد پس اندازی کنار می گذارند تا دوران تحصیل مرد، دچار اضطراب و درماندگی نشوند. پس از این که پس انداز به حد قابل قبولی رسید، مرد ادامه تحصیل را شروع می کند.

مرد حتما باید زمانی را برای مراقبت از همسر و خانواده اش در نظر بگیرد، ولو زمانی کوتاه. تفریح و خستگی در کردنش باید در کنار زن و بچه باشد. از تفریحات مردانه خود، صرف نظر کند. قرار نیست همه برای او فداکاری کنند و فرم زندگی خود را تغییر دهند، ولی خود او دست به ترکیب زندگی اش نزند و هرجور خوش است وقت بگذراند.

ولی یک نوجوان فقط درس می خواند. کاری به هزینه تحصیلش ندارد. کاری به زحمتی که به گردن دیگران است، ندارد. وقتی از درس خواندن خسته می شود، قدری با دوستانش خوش می گذراند تا خستگی اش برطرف شود. این روش همان روشی که شوهر تو در پیش گرفته است.

می دانی چه کسی این وضعیت را بوجود آورده است؟

خود تو!

آنقدر برای شوهرت مادری کرده ای که او بکلی فراموش کرده یک مرد بالغ است و دارد مثل یک نوجوان بی مسئولیت رفتار میکند. می خواهی چند سال آینده شما را پیش بینی کنم؟ او دکترا قبول می شود. در محیط آکادمیک پیشرفت میکند. هر روز جوان تر و شاداب تر می شود، زیرا رویاهایش را برآورده کرده است. ولی تو به یک پیرزن غرغرو و فرسوده تبدیل خواهی شد. شاید آن زمان مجبور شوی با یک خانم دکتر جوان بر سر شوهرت رقابت بکنی. چون چندی بعد کسی یادش نمی ماند که این مدت تو پول درآوردی و از همه چیز مراقبت کردی. فقط می بینند که یک زن بداخلاق زندگی را غیرقابل تحمل کرده است.

راه حل تو این است:

بدون جارو جنجال از انجام کارها خودداری کن.

تاکید می کنم که دعوا نکن!

موعظه نکن!

تهدید نکن!

خوشرو و خوش اخلاق باش!

ولی خودت را به بی خیالی بزن و بیش از توانت کار انجام نده.

حاضر باش که با زندگی جمع و جورتری سرکنی تا هزینه های تان کمتر بشود و با پس اندازتان بتوانید این دوره را سر کنید. اگر هیچ پس اندازی ندارید، لازم است شوهرت به خودش بیاید و شرکت در آزمون دکترا را به شرایط و زمان مناسب تری موکول کند.

تمرینات "زندگی مثل عسل" به تو کمک می کند که این دوره را راحت تر بگذرانی و شرایط خانه را آرام نگه داری. آسان نیست. می دانم. چون شوهرت عادت کرده تو کارهایش را انجام بدهی. تو هم عادت داری از دیگران زیادی حمایت کنی. پس انجام توصیه های من کار آسانی نیست.

من می گویم که زنان توانا و مستقل باشند، ولی نمی خواهم همسرشان را به جوجه ای بی مسئولیت تبدیل کنند و خودشان مورد بهره کشی قرار بگیرند. پیوستگی زن و مرد با وابستگی متفاوت است. مستقل بودن یک زن با زیر بار زندگی له شدن هم فرق می کند. نه از این ور بوم بیفتیم و نه از آن ور بوم.

در مورد کار زن و تامین هزینه خانه نظر خودم را نوشته ام و باز هم خواهم نوشت. این پست مربوط به سوال همین دوست بود و بس.

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
mojgan1360
http://bonbastemojgan.blogfa.com/

يكي از سوالات توي مصاحبه دكترا اينه ، انگيزه تون ازادامه تحصيل دراين مقطع چيه؟منم هميشه ميگفتم

چو ديگر نباشد اميدي به شوي
ز گهواره تا گور دانش بجوي

بابا دكترا خوندن واسه مجرداشم سخته چه برسه متاهل ،مگر اينكه عاشق درس خوندن باشي

پاسخ
مليسا

سلام عزيزم اميدوارم هميشه حالت خوب باشه خوشحالم از اينكه ميبينم خانم دكتر باسوادي هست كه مشكلات بقيه رو حل ميكنه خوشحالم كسي هست بدون منت به درد دل بقيه گوش ميده واقعا از خداوند شكرميكنم كه خانمي مثل شما رو آفريده تا به بقيه كمك و راهنمايي بدي عزيزم شاد باشي اين نظر واقعيمه و از ته دل دوستون دارم خانم دكتر زيباي منقلبگلماچ

پاسخ
محبت

سلام گیسو جان ، در زندگی مشترک ما ، همسرم تصمیم دارد هم درآزمون وکالت شرکت کند و هم در دانشگاه . تامین هزینه های زندگی بر عهده هر دو ماست و من کل درآمد خود را البته فعلا طبق توافق برای زندگی مصرف می کنم و کلا برنامه ریزی برای خرج کردن پول ها با من است . به نظر شما من اشتباه می کنم ؟ در ضمن خود من هم دانشجوی ارشد هستم و بعد از ازدواج به دانشگاه رفتم .ممنون برای راهنماییت

پاسخ
admin

شما هردو برای ساختن زندگی بهتر دارید در کنار هم تلاش می کنید. چرا اشتباه باشد. سوال تو ارتباطی با سوال دوست ما ندارد. ولی یادت باشد که "چهار حساب توانگری" را پیش چشم خود داشته باشی.

پاسخ
pooran9181

ممنونم گیس گلابتون عزیز. بی نهایت ممنونم

پاسخ
p_j_nodoost

سلام گیس گلابتون عزیزم
به نظر من زنها باید مثل یه دونده ماراتن تو زندگیشون رفتار کنند .ورزشکاران دو ماراتن به خاطر اینکه مسافت طولانی و طاقت فرسایی رو میدوند سرعتشون رو باید با طول مسیر تنظیم کنند ، اونها هیچ وقت در مقطعی از زمان سرعتشون رو خیلی نباید بالا ببرند چون باعث تحلیل انرژیشون میشه و از ادامه مسیر باز میمونند یا اینکه خودشون رو به زحمت به خط پایان میرسونند در حالیکه تو مسابقه باختند.ما هم باید انرژیمون رو برای تمام طول مسیر طاقت فرسای زندگی تقسیم کنیم وگرنه به قول شما بعد از مدتی تبدیل میشیم به یه زن کم توان ،بیحوصله و بیمار و غرغرو. به نظر من اگه یه زن به خودش برسه و جذاب و شاداب باشه بیشتر مورد توجه شوهرشه تا اینکه خودشو به کارهایی که خارج از توانشه مشغول بکنه و از توجه و مهربانی به خودش و شوهر و خونوادش غافل بشه.به نظر من این مسئله هم در مورد خانمها و هم در مورد آقایون صدق میکنه ولی با توجه به اینکه خانمها از نظر جسمی نسبت به آقایون ظریفتر و شکننده تر هستند و از طرفی مسائلی مثل بارداری ،شیردهی و دوره های ماهیانه رو دارند باید بیشتر مراقب خودشون باشند.
ببخشید طولانی شد.

پاسخ
admin

به نظر من مردها هم باید مواظب خود باشند و خود را فرسوده نکنند. همه ما آدم هستیم و این جسم به ما ودیعه داده شده است. ما موظفیم از جسم خود به اندازه توانش کار بکشیم. قرار نیست یکی جسمش را در راحتی کامل قرار بدهد و دیگری خود را فرسوده کند. این عین ظلم است.

پاسخ
simin8029

خانم دکتر شما دوست خوبی هستید. آرزو میکردم در دنیای واقعی دوستی مثل شما داشته باشم (البته میدونم در کسوت مشاور هستید منتها دوست یکم فرق داره) شاد باشید و همیشه موفقتر از قبل

پاسخ
roze-zard

اگر این رفتاری که گفتید رو انجام دادیم؛ اما تازه همسر گرام فرمودند که ساز مخالف میزنی و همکاری نمیکنی و ... اونوقت چه کنیم؟؟؟

از توانایی خودمون بگیم که خوب کم میاریم و خسته و ... میگن کارهای بیرون از خونه رو کم کن (مثلا کمتر درس بخون یا کار کن یا.... و به کارهای خونه برس) وقتی از نگرانیمون در باره مخارج خانه و سبک زندگی و ... میگیم، از یه طرف حس میکنن داریم براشون تعیین تکلیف میکنیم و از یه طرف میگن زندگی همینه، مگه خوشبختی تو اینه که رفاه کامل باشه و مهم دلبستگی 2 طرف هست و این حرفااااا

در این مواقع چه کنیم؟

پاسخ
admin

من گفتم حرف بزنید؟ گفتم عمل کنید. آیا تو همه الفبای زناشویی را خوانده ای؟ اگر نخوانده ای، خواندن یک پست کمک زیادی به تو نمی کند. بلکه سوالات بیشتری برایت بوجود می آورد.

پاسخ
roze-zard

بله عزیزم. همه را همراه با تو خوانده ام. این را هم عمل کرده ام. ولی وقتی خود همسر شاکی میشود و حرف میزند، خوب باید جواب بدهم. چیزی که گفتم در بالا مکالمه بین من و همسر بود بعد از عمل کردن من و شاکی شدن همسر!
اگر همین طور فقط عمل کننده باشم میترسم از روزی که نه چندان دور باشد و فاصله من و همسر خیلی زیاد شده باشد.
نمیدونم، شاید واضح نگفته باشم و لازم باشد واضح تر و دقیق تر سوالم را بگویم.

پاسخ
ابی چون اسمان

سالها پیش برای یکی از دوستان همین قضیه پیش امد منتها او کار میکرد و پدرش به بهانه نبود کار تخصصی اش بیکار بود هزینه زندگی را به عشق پدر تامین کرد دوخواهرش را با خرج خود به خانه بخت فرستاد و وقتی چشم باز کرد دید خود فرسوده شده موقعیت ازدواجش را از دست داده و انچه اورا ازرد این بود که هیچکس از او سپاسگذاری نکرد تا اینکه با ارامش خود را کنار کشید وخانه نشین شد و همه را در شوک فرو برد ولی خیلی دیر این کار را کرد وپشیمان است که چرا به فکر خودش نبوده و انقدر ترسیده که حتی حاضر نیست برای خودش بیرون کار کند میگوید در مضیقه باشم بهتر از بیرون کار کردن است چون خانواده اش سو استفاده میکنند"هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی"

پاسخ
Maryam65

متاسفانه منم شرایطی مشابه سوال کننده دارم و رز زرد عزیز!

همسر من هم داره درس میخونه و منم گاهی وقتا کار پاره وقت قبول میکنم ...
وقتی هم خسته میشم میگه کسی مجبورت نکرده کار نکن یا میگه تو ک پولتو تابحاااااال!!! خرج خونه نکردی و...
این حرفاش آتیشم میزنه و متاسفانه منم با زبونم از خجالتش در میام...
الان یک ماهه ک منم کار نمیکنم با پول یارانه و مواد غذایی ک مامانم هر روز واسمون میفرسته زندگی می کنیم! البته من پس انداز مخفیانه هم دارم و هر از گاهی واسه خودم حسابی خرج میکنمو بهش میگم مامانم پولشو داده!( از دروغ متنفرم ولی خودم دروغگو شدم!)
خلاصه همسری روز به روز شاداب تر میشه من فرسوده تر تو ذهنشم من یه آدم غر غرووووووووو هستم هر چی هم خوب رفتار میکنم یا غر نمیزنم بازم دیدگاهش به من همینه
خیلی خسته شدم حس میکنم دارم پیر میشم میدونم مقصر خودمم با رفتارای گذشته ام اما چیکار کنم ک نادان بودم
راستی یه بارم ک داشتم منت پولمو سرش میزاشتم گفت من درسم تموم بشه با تو اینجوری رفتار نمیکنم باهات تا نمیکنم اخلاقم بددددددد میشه. چند بار اینو گفته

اینم بگم ک از اخلاق خوب رو دست نداره ولی گندی ک من به زندگیم زدم نتیجش سردی رابطمون شده بهم بی اعتنا شدیم ...
ما عاشقانه ازدواج کردیم اما حالا...


ببخشید خیلی پر حرفی کردم خیلی حرف تو دلم دارم خوشحالم ک تونستم بخشیشو اینجا بنویسم کمی سبک شم
بازم شرمنده

پاسخ
دوره آموزشی رایگان: ویژه خانمهای مجرد
عضویت در سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه