زندگی من مثل همه مردم، مجموعه‌ای از تلخ و شیرین است، ولی من انتخاب کرده‌ام شیرینی‌های زندگی‌ام را با شما سهیم شوم. هرگز خیال ندارم وانمود کنم هیچ مشکلی در زندگی ندارم و یا هیچ عیبی در رفتار و کردارم نیست. من یک آدم معمولی هستم. اگر بتوانم لحظه‌ای در روز، نور شادی و امید را به قلب شما بتابانم، وظیفه‌ام را در این دنیای زیبا انجام داده‌ام. ریختن چرک آب زندگی بر سر خواننده‌ها، کار ناشایستی است. به نظر من نویسنده‌ای هنرمند است که بتواند امید و شادی را به قلب مردم هدیه کند، وگرنه گله و شکایت از زندگی، کار ساده‌ای است.


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

عضویت در سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
1395/02/23 18:58

چگونه با مادرتان ملاقات کردم؟

بالاخره سریال «چگونه با مادرتان ملاقات کردم؟» را دیدم: پنج تا آدم، یک کاناپه و یک میز! به نظرم تمام سریال در یک اتاق فیلمبرداری شده است. ولی خب... مکالمات بسیار سرگرم کننده‌ای دارند، بنحوی که آدم دلش نمی‌خواهد یک لحظه آن را از دست بدهد. البته مال فرهنگ متفاوتی است. بسیار متفاوت، من نمی‌دانم چنین فرهنگی در آمریکا وجود دارد یا خیر!

 

نمی‌خواهم شما را تشویق کنم این سریال را تماشا کنید چون مکالمات خارج از عرف زیادی در آن وجود دارد و تعدد دوست پسرها و دوست دخترها سرسام آور است. اما نکاتی در مورد این سریال جالب توجه است:

 

برای مثال تمام این سریال در مورد پسری است که بشدت می‌خواهد ازدواج کند و بچه دار شود. او همه جا بدنبال نیمه گمشده خود می‌گردد، بسرعت عاشق می‌شود، از بی مهری‌ها بشدت آسیب می‌بیند: تد موزبی... مرد مهربان، مؤدب، فهیم و نازنینی است که شاید آرزوی بسیاری از زنان باشد، ولی گویا حوصله خانمها را سر می‌برد.

 

مارشال را هم خیلی دوست دارم. مردی مهربان که عاشق عروسی و بچه دار شدن و تشکیل خانواده است. راستی راستی مردی وجود دارد که بشدت بخواهد بداند مدل لباس عروس چه شکلی است و آیا سفید سفید است یا شکری؟! من نمی‌دانم.

 

چیزی که در مورد سریال «چگونه با مادرتان ملاقات کردم؟» دوست دارم این است که به شکلی زیبا و تاثیرگذار درمورد ازدواج، تک همسری، تعهد و تشکیل خانواده را تبلیغ می‌کند.

 

مارشال و لیلی از هجده سالگی با هم دوست هستند، قبل از آن هم با کسی دوست نبوده‌اند، بالاخره ازدواج می‌کنند و صاحب فرزند می‌شوند. خوشبخت‌ترین افراد این گروه پنج نفره، مارشال و لیلی هستند. رابطه آنها همیشه رومانتیک و عالی نیست، ولی با همه فراز و نشیب زندگی زناشویی، عشق و احترامی که بین آن دو برقرار است، قلب هر کسی را لبریز از امید می‌کند.

 

بارنی و رابین، مرد و زنی که از ازدواج و تعهد فراری هستند، بیش از بقیه آسیب می‌بینند و آسیب می‌زنند. 

 

من قبلاً جسته و گریخته این سریال را دیده بودم و ازش خوشم نمی‌آمد. فکر می‌کردم تماشای داستانهای پنج تا آدم خوشگذران که هر شب را با یک نفر سر می‌کنند، بشدت خسته کننده است. وقتی آقای شوشو با بسته بزرگ حاوی سریال «چگونه با مادرتان ملاقات کردم؟» از راه رسید، وانمود کردم علاقه مندم.

 

چند بخش اول آن را زورکی دیدم تا این که متوجه شدم، هدف سریال این است که نشان بدهد زندگی طولانی مدت مجردی، روابط متعدد و فقط به قصد لذتجویی، منجر به احساس پوچی می‌شود. ولی رابطه متعهدانه زن و مرد در قالب تک همسری، به زندگی رنگ و بو و هدف می‌دهد.

 

این سریال آنقدر سورپریز دارد که جانم به لب رسید. وسط‌های سریال طاقت نیاوردم و گوگل کردم تا بدانم بالاخره تد موزبی با چه کسی ازدواج می‌کند! جان بسر شده بودم.

 

بعد از جنگ جهانی دوم، همه تبلیغات غربی در جهت از بین بردن پایه و اساس ازدواج بود. آن‌ها موفق شدند پایه‌های ازدواج را سست کنند و حالا از شکری که خوردند پشیمان هستند و دارند تقلا می‌کنند دوباره ازدواج و تعهد و تک همسری را به جامعه بازگردانند. خوشحالم که دارند تلاش می‌کنند. امیدوارم موفق بشوند.

 

 

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
سارانگ1

ممنونم... من موافقم و در زندگی خودم تاثیر تعهد و عدم تعهد را خوب حس کرده ام.
ای کاش این مطالب را کسی به آقایان یاد میداد...

پاسخ
شاینا

من هم همیشه از سبک زندگی مجردی دوری می کنم. گيسوجان یادمه مطلبی داشتید با عنوان من یک زندگی فوق ماشینی را اداره می کنم. با خواندن آن مطلب بیشتر از قبل مصمم شدم که سبک زندگی دل خواهم را شکل بدهم. تا آن زمان به خاطر اعتقادات و پایبندی به خانواده اولیه از سبک مجردی دوری می کردم. بعد تصمیم گرفتم به این مجموعه تمایل به ازدواج را هم اضافه کنم. الان هر تفریحی دارم یا فعالیتی به این فکر می کنم که چگونه تنظيمش کنم که نه مانع زندگی مشترک باشد نه مجبور باشم کاملا حذفش کنم. چند برنامه مختلف هم در نظر گرفتم برای بعد از ازدواج که اگر یکی نشد از آن یکی استفاده کنم. البته

پاسخ
Sh_Sh

چه تحلیل جالب و سر راستی، ممنونلبخند
تو پست هایی که من از شما خوندم چیزهای زیادی برای یادگرفتن پیدا کردم، ولی یه چیز از همه برام پررنگ تره و موقع خوندن وقتی بهش میرسم ناخودآگاه تو ذهنم می گم : "دینگ! توجه کن و یاد بگیر!"نیشخند
اون چیز اینه که شما عقاید و احساستون رو صریح، شجاعانه،در جملات کوتاه و در عین حال با توجه به ویژگی های مخاطبینتون می گین.به نظرم برای خانم ها اینطور صحبت کردن سخته و واقعا مهارت محسوب میشه.و تا جایی که من تو سایت شما و منابع دیگه خوندم یه جورایی کلید ارتباط درست با مردها هم هست.
باز هم ممنونگلگل

پاسخ
گیس گلابتون

ممنونم. بله. من همیشه ساده و کوتاه حرف میزنم و می نویسم. فکر می کنم کلید ارتباط با همه آدمها همین باشد. هیچکس از یک روده دراز که حرفهای نامفهوم بی سرو ته می زند خوشش نمی آید؟ خوشش می آید؟

پاسخ
Sh_Sh

"...یک روده دراز که حرفهای نامفهوم بی سر و ته می زند..."خنده حالا نه به این شدتخنده

پاسخ
گیس گلابتون

خندهخندهخنده

پاسخ
Elahe

من این سریال رو دیدم ، تقریبا یه مدتی بهش معتاد شده بودم و جالبه که این سریال رو با همسرجان وقتی دیدیم که با هم دوست بودیم .قلبخجالت و تصمیم گرفته بودیم که دیگه با هم ازدواج کنیم.قلبسریال رو میدیم و بعدش در موردش با هم صحبت میکردیم.فان جالبی برامون ایجاد کرده بود یه مدت......
به هرحال یه نکته خیلی جالب در این سریال برای من این بود که دو نفری که واقعا دنبال نیمه گم شدشون بودن،تا وقتی که کاملا رابطه متعهدانه رو با هم شروع نکردند ، زیر بار را بطه جن... هم نمیرفتند.
خانم دکتر کاش شما هم آخر سریال رو از گوگل سرچ نمیکردید و هیجانش رو از دست نمی دادید.لبخند

پاسخ
گیس گلابتون

بله. درسته. آموزش اصلی این سریال همین است:
"دو نفری که واقعا دنبال نیمه گم شدشون بودن،تا وقتی که کاملا رابطه متعهدانه رو با هم شروع نکردند ، زیر بار را بطه جن... هم نمیرفتند."
و در مورد مردان فریبکار خیلی آموزش داده است. نگاهی که آنها به طعمه های خود دارند...

پاسخ
دوره آموزشی رایگان: ویژه خانمهای مجرد
عضویت در سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه