زندگی من مثل همه مردم، مجموعه‌ای از تلخ و شیرین است، ولی من انتخاب کرده‌ام شیرینی‌های زندگی‌ام را با شما سهیم شوم. هرگز خیال ندارم وانمود کنم هیچ مشکلی در زندگی ندارم و یا هیچ عیبی در رفتار و کردارم نیست. من یک آدم معمولی هستم. اگر بتوانم لحظه‌ای در روز، نور شادی و امید را به قلب شما بتابانم، وظیفه‌ام را در این دنیای زیبا انجام داده‌ام. ریختن چرک آب زندگی بر سر خواننده‌ها، کار ناشایستی است. به نظر من نویسنده‌ای هنرمند است که بتواند امید و شادی را به قلب مردم هدیه کند، وگرنه گله و شکایت از زندگی، کار ساده‌ای است.

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
  • پنج حکایت از سفر هلند: کوتاه، بامزه، اعصاب خردکن

    هنوز سفرنامه هلند را ننوشتم، ولی بفرمایید این هم چند تا خاطره کوتاه از سفر هلند. بعضی بامزه هستند. بعضی اعصاب خرد کن.

  • سفر به سرزمین لاله‌ها و توربین های باد

    آمستردام خانم سی ساله‌ای است، با لباس‌های ساده و گرانبها. مرتب و منظم. ورزشکار. با قامت راست راه می‌رود و با ظرافت دوچرخه را رکاب می‌زند. آرامش، نظم، ثروت و در عین حال سادگی از تک تک آجرهایش تراوش می‌کند.

  • لیسبون، ترام 28 ، فوتبال

    روزی که برای اولین بار به استادیوم فوتبال رفتم و یک مسابقه فوتبال را از اول تا به انتها تماشا کردم!
  • قلب ویانا چیست؟

    یکی از طرح‌های سنتی کشور پرتغال، طرح «قلب ویانا» است. پرتغالی‌ها صدها سال زیر سلطه مسلمانان مراکشی بودند، به همین دلیل اشکال عربی، در تار و پود سنت‌های آن‌ها تنیده شده است. قلب ویانا به صورت گردنبند، گوشواره، دستبند و ... عرضه می‌شود.

  • نیم قرن پیش در چنین روزی

    از شما متشکرم که...
  • آتنا می‌تازد!

    شش صبح بیدار شدم. ماهی یخ زده را از فریزر درآوردم و بیرون گذاشتم تا یخ آن آب شود. دوباره به زیر پتوی گرم و نرم برگشتم. تا هشت صبح این دنده و آن دنده شدم. دیر خوابیده بودم و خسته بودم، ولی خوابم نمی‌برد. بالاخره ساعت هشت از تقلای برای خوابیدن دست برداشتم و از جا برخاستم...

  • ترسیده بودم... حسابی!

    سال گذشته تیرماه، در مدت یک ماه کتاب «زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست...» را نوشتم. شما دوستان باسلیقه کمک کردید نام زیبایی برای آن بیابم. در طول یک سال ...

  • قرارمون یادت نره!

    چهارشنبه 19 اردیبهشت یک پیامک به دستم رسید:
    «همسرعزیزم با موافقت شما، فردا از ساعت یک بعدازظهر تا شب را عاشقانه با هم سپری می‌کنیم.»

  • از خاک برآمدیم و ...

    از خاک برآمدیم و بر باد شدیم...
  • شکوفه می‌رقصد از...

    من عاشق طبیعت هستم. هر بهار وقتی درختان غرق شکوفه می‌شوند، من از ذوق و شوق بالا و پایین می‌پرم. دیدن شکوفه‌های زیبا و برگ‌های تازه جوانه زده، هرگز برایم تکراری و کهنه نشده است. چرا تکراری شود؟

Feed
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه