زندگی من مثل همه مردم، مجموعه‌ای از تلخ و شیرین است، ولی من انتخاب کرده‌ام شیرینی‌های زندگی‌ام را با شما سهیم شوم. هرگز خیال ندارم وانمود کنم هیچ مشکلی در زندگی ندارم و یا هیچ عیبی در رفتار و کردارم نیست. من یک آدم معمولی هستم. اگر بتوانم لحظه‌ای در روز، نور شادی و امید را به قلب شما بتابانم، وظیفه‌ام را در این دنیای زیبا انجام داده‌ام. ریختن چرک آب زندگی بر سر خواننده‌ها، کار ناشایستی است. به نظر من نویسنده‌ای هنرمند است که بتواند امید و شادی را به قلب مردم هدیه کند، وگرنه گله و شکایت از زندگی، کار ساده‌ای است.

مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
  • کمدی درام در باغ گیاه شناسی

    دلم می‌خواهد حالا که مادرم مسافرت است، پدرم کمتر احساس تنهایی کند. به همین دلیل تقریباً هر هفته به دیدن پدرم می‌روم. پنجشنبه نهم دی ماه برای دیدن پدرم به تهران رفتم. خواهر، برادر و پدرم تصمیم گرفته بودند به باغ گیاه شناسی بروند. من هم از تصمیم آنها استقبال کردم.


  • سوتی‌های گیس گلابتون

    بیایید یه خورده با هم بخندیم:
  • داستان اسپاگتی

    خاطره‌هایم را زیر و رو می‌کنم. به اسپاگتی فکر می‌کنم. چرا اسپاگتی؟ نمی‌دانم چرا، ولی دارم به مزه مهیج اسپاگتی فکر می‌کنم و دهنم آب افتاده است. ما ایرانی‌ها اسپا گتی را مثل برنج دم می‌کنیم. وقتی اولین بار در رم با اسپاگتی واقعی روبرو شدم، فکم افتاد!

  • آشپزی کشنده یا خودکشی با آشپزی!

    آشپزی را دوست دارم، حوصله تزئین و قرتی بازی ندارم، ولی طعم خوب غذای ایرانی را دوست دارم. به نظرم آشپزی مثل کیمیاگری است. یک دیگ پر از آب روی اجاق می‌گذاری و ...

  • ماجراهای سفر مادرم به آمریکا

    پارسال مامان و بابا برای گرفتن ویزای آمریکا به ارمنستان رفتند. سفارت آمریکا می‌خواست همان موقع به مادرم ویزا بدهد، ولی مادرم قبول نکرد و گفت صبر می‌کند ویزای پدرم حاضر شود. آن‌ها به ایران بازگشتند منتظر نشستند و منتظر نشستند.

  • سه زن، سه نویسنده

    با سه نویسنده آشنا شده‌ام، سه بانو با قلمی شگفت انگیز
  • من و برف و سرما و کلید و تاکسی و کلی خرت و خورت دیگه!

    چهارشنبه، ساعت پنج بعدازظهر، کیف‌دستی، ساک پر از وسیله و کیف لپ‌تاپ را برمی‌دارم و از دفتر خارج می‌شوم. در را می‌بندم. وقتی می‌خواهم در را قفل کنم، آه از نهادم برمی‌آید. دسته‌کلید را در دفتر جا گذاشته بودم.

  • چگونه سبک بار سفر کنید؟

    دوستان زیادی می‌پرسند: "تو چطوری سبکبار سفر می‌کنی؟" تصمیم گرفتم در پاسخ به سؤال شما، چند نمونه از بسته بندی‌هایم را خدمت شما ارائه بدهم.

  • اکو کمپ متین آباد

    دو دسته آدم به کویر می‌روند:
    - دسته اول دنبال سکوت و انزوای کویر هستند.
    - دسته دوم دنبال پارتی‌های خفن (مثل تورهای صحرای دوبی)
  • سفر اسرارآمیز

    آقای شوشو از داروخانه به من تلفن کرد و گفت:
    - برای سیزده آبان، وسایلت را جمع کن که می‌خواهیم به سفر برویم. بهت نمی‌گویم قرار است کجا برویم.
    - آخ جون! من عاشق سورپریز هستم. نگو قرار است کجا برویم، فقط بگو برای چه آب و هوایی لباس بردارم.

Feed
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه