زندگی من مثل همه مردم، مجموعه‌ای از تلخ و شیرین است، ولی من انتخاب کرده‌ام شیرینی‌های زندگی‌ام را با شما سهیم شوم. هرگز خیال ندارم وانمود کنم هیچ مشکلی در زندگی ندارم و یا هیچ عیبی در رفتار و کردارم نیست. من یک آدم معمولی هستم. اگر بتوانم لحظه‌ای در روز، نور شادی و امید را به قلب شما بتابانم، وظیفه‌ام را در این دنیای زیبا انجام داده‌ام. ریختن چرک آب زندگی بر سر خواننده‌ها، کار ناشایستی است. به نظر من نویسنده‌ای هنرمند است که بتواند امید و شادی را به قلب مردم هدیه کند، وگرنه گله و شکایت از زندگی، کار ساده‌ای است.

مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
1390/08/20 00:00

اولین ملاقات من و همسرم

کلاس پنجم دبستان در مدرسه مختلط تحصیل می کردم. همبازی من پسر باهوشی بود. پسری کم حرف که مثل کوه سر حرفش می ایستاد. چانه اش را جلو می داد، لبانش را بهم می فشرد و نگاهش را به معلم می دوخت. هیچ نمی گفت، ولی مطمئن بودی اگر خدا هم به زمین بیاید، او سر حرفش می ایستد.

سی و دوسال گذشت.

یک روز نیت کردم تا آخر هفته، با مردی مناسب آشنا شوم.

همان روز در ف.ی.س.ب.و.ک کسی ادعا کرد همکلاسی من در آن مدرسه بوده است. هنوز هم او را به خاطر نیاورده ام. از او سراغ همبازی قدیمی ام را گرفتم و بدون هیچ مکثی پس از سی و دوسال به همبازی تلفن کردم.

حرف زدیم، گفتیم و خندیدیم. قرار شد دیدار تازه کنیم. از همسران یکدیگر سوال کردیم. کاشف به عمل آمد که من هنوز مجرد هستم و او فرزندی چهارده ساله دارد و همسر سابقش به فرنگ کوچ کرده است. قرار شب پنجشنبه با هم ناهار بخوریم.

 من آدم منظم و وقت شناسی هستم. راستش یک کمی زیادی وقت شناسم. بیست دقیقه زودتر از موعد رسیدم. سرم را به تماشای ویترین مغازه ها گرم کردم. زمان به کندی می گذشت. یک مرتبه او را دیدم. همان پسرک ده ساله بود. همانطور چانه اش را جلو داده بود و لبهایش را بهم چفت کرده بود. یک دسته گل بزرگ دستش بود. با شادی به سوی او شتافتم. پس از سلام و علیک و اظهار شادی از دیدار مجدد یکدیگر، دربان رستوران گفت: "خانم یک ساعت است اینجا معطل شده اید، ولی ارزشش را داشت!"

از خجالت آب شدم. حالا هی من اصرار می کنم فقط بیست دقیقه ناقابل بود و دربان اصرار می کند یک ساعت کامل بوده است!

آنروز چه خوردم یا نخوردم، یادم نیست. حرف زدیم و حرف زدیم انگار هیچ کداممان سالها حرف نزده بودیم. پس از ناهار همبازی پرسید: "برویم هتل؟" من پقی زدم زیر خنده! می دانستم او معصومانه مرا برای صرف چای در لابی هتل دعوت می کند که رفتاری بسیار مودبانه ای است، ولی اگر این سوال در اروپا پرسیده می شد، عجب رسوایی ای بود!

صحبتها حتی پس از نوشیدن چندین فنجان چای و قهوه هم ته نکشید. ما سی و دو سال قبل گرگم به هوا بازی می کردیم و یادم نمی آید 5-4 جمله هم با هم صحبت کرده باشیم و حالا چنان همفکر بودیم که گاهی هم زمان جملات یکسان به زبان می آوردیم. فلسفه، عرفان، روانشناسی، کتاب، ادبیات، جامعه شناسی، هرچه بخواهی.

هنوز هم بهترین اوقات من وقتی است که با هم حرف می زنیم.و حرف می زنیم. گاهی تا 3-2 صبح حرف می زنیم. همسرم بهترین دوست من است.

نیت من درست از آب درآمد:)

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
مري گلي

چقده جالب گلي جون .ايشالا هميشه خوشبخت باشي

پاسخ
مهتاب 1

خانومی چقدر جالب با همسرت ملاقات کرده بودی دیر اما شیرین. انشاا... خوشبخت باشید دوستتون دارم

پاسخ
سوزی

چقدر زیبــــا ، چقدر عالی ، لذت بردم انشاالله خوشبخت و شاد باشید همیشه در کنار هم

پاسخ
منم دیگه

خیلی مبارک باشه گلابتون نازنین خیلی جالب بود ایشالا تا آخر عمرت گل خنده رو لبات باشه

پاسخ
sanaz

salam doost azizam dastan romantic ghashangi bood .merci ke ma ra dar in dastan eshghi sharik kardi .man ham hamzaman ba to ezdevaj kardam .shoharam 20 sale pish dar hamsayegi ma bood va khaharesh baraye khastegari amad vali man rad kardam .bad az 20 sal dar hali ke az hasare sabeghesh joda shode bood va yek pesare 16 sale dasht be khastegari man amad va ezdevaj kardim .hala man dar houston texas hastam va mashghool khoondan usmle .ana azizm man hamishe to doost dashte va daram va khaterate khoobi az doosti ba to daram .be omide didar va khooshbakhti. sanaz

پاسخ
گیس گلابتون

ساناز عزیزم ممنونم که به من سر زدی.من هم همیشه را تحسین می کردم و تحسین می کنم. کاش داستان زیبای ازدواجت را برای مان در بخش قصه ها بنویسی. خیلی خوب می شود. می بوسمت

پاسخ
سبزه

خیلییییییییییییی باحال بود.خوشبخت و سلامت باشید در کنار هم

پاسخ
اِلا

مو به تنم سيخ ، اشكم سرازير! دعا مي كنم تا ته دنيا حرفاتون ته نكشه...

پاسخ
پرنديك

چه جالب.كوه به كوه نميرسه اما.....

پاسخ
مر مر

جند سال پیش که از تجرد خیلی خسنه شده بودم شب 23 رمضان حس کردم کلید همه قفلها رو خدا دست خودم داده احساس یه دریافت بی واسطه و... فردا صبح سوار ماشین شدم که برم محل کارم راننده ماشین که مردی متشخص بود شروع کرد به گفتگو و من که دختر خامی هم نبودم همکلام او شدم جندین ماه صبح ها مرا می رساند به محل کارم و تمام این مدت من در صندلی عقب می نشستم و از هر دری صحبت می کردیم و.... آرام آرام داشتم احساس می کردم این فرد رو او جلوی پای من گذاشته ... اما

پاسخ
ندا

سلام آناهیتا جون خوبی خانوم دکنر . امروز از طریق وب عسل جون باهات آشنا شدم و یه سرکی توی وبت کشیدم و واقعا به دلم نشست . منم توی دهه چهارم عمرم هستم و 13 ساله که ازدواج کردم(به معنای واقعی افتادم ته چاه) ولی خوب همیشه سعی کردم زیباییهای زندگی و علی الخصوص اونو ببینم تا کمتر داغون بشم!خیلی راه ها رو برای بهتر شدن رابطمون و زندگیمون امتحان کردم که هی بدک نبوده ولی نمیدونم تا کی زندگیه من مصداق موش با عصا راه رفتنه! عزیزم یه سوال!خانومی با تحصیلات و کمالات شما چراانقدر دیر برای ازدواج اقدام کردین!ممنون میشم جوابم رو بدین!موفق باشین!

پاسخ
پرستو

salam khanom doktor dastane zibayi bod omidvaram saliane sal baham va dar kenare ham asheghane zendegi konid man ham ba majidam be shekle jalebi ashna shodam toori ke hanozam mitoonam shirinisho hes konam omidvaram hameye zojha tame khoshbati jashnie zendegishon bashe.

پاسخ
sahari

خیلی مختصر وساده بود...جالبه...

پاسخ
Rocky

Thanks for the great info dog I owe you bgiitgy.

پاسخ
سمیه

امیدوارم همیشه خوشبخت باشید . نمی دونم چرا بیشتر مردهای ایرانی (احتمالا بی غرض البته) یادشون میره حلقشونو دستشون کنند مثل همسرشما!

پاسخ
گیس گلابتون

همسر من همیشه حلقه اش را به دست می کند. چون من روی این موضوع حساس هستم.

پاسخ
ریحانه

خب منم حساس هستم ودوست دارم حلقه اشو دستش کنه از شب ازدواجمون تا الان دیگه دستش نکرده ؟ شوهر شما ادم لجباز و یکدنده ای نیست . شوهر شما بد قلق نیست . اینا خوبن.
شایدم شما روش خاصی به کار بردی ؟

پاسخ
ستاره

خوشبحالت.مدتی هست که می خواهم همراهی و همدمی برای زندگیم داشته باشم اما 30 سالم شد و افسوس که زمان نیز زود میگذرد .ادمهای دور و برم فقط تمایل خود را با بی زبانی نشان می دهند اما اقدام جدی نیکنند

پاسخ
کوثر

ايشاالله خوشبخت باشين هميشه!
من خيلى آز مطالبتون استفاده کردم

پاسخ
ساناز

چه قسمتی!!!!!
خوشبخت بشین.

پاسخ
همراه

خوشبحالتون خانم دکترگل

پاسخ
parniyan

وای عزیزم خیلی جالب بود عاشقانه خالصانه برات ارزوی خوشبختی دارم .برای ما هم دعا کن زودتر از مجردی دربیایم ونیمه خودمون رو پیدا کنیم

پاسخ
رویا

هزار ماشالله و واقعا واقعا خوش بحالتون که اینهمه حرف واسه گفتن به همدیگه دارین ...مشکل من با همسرم اینه که هیچ حرفی برا هم نداریم و دنیامون خیلی متفاوته و این منو خیلی اذیت میکنه ..قدر نعمتی که دارید بدونید ..این خیلی عالیه

پاسخ
شروین

خوش به حالت گیس گلابتون عزیزم. خوشحالم که فرد مناسب زندگیت رو پیدا کردی. من تحصیلکرده و خوش قیافه هستم.. بارها هم نیت کردم و زمان تعیین کردم واسه ازدواج. ولی نمیدونم چه مانعی در کاره که به نیتم نمیرسم.

پاسخ
خورشید خانم

گلگلقلب وای عزیزم خیلی جالب بود .همیشه خوشبخت باشی الهی.ماچ

پاسخ
کتایون

یه سوال:فرزندهمسرتون باشمازندگی میکنه؟ زندگی شما کمی شبیه من است و خیلی سایتتون جالبه.

پاسخ
sareh68

واااااااااااااااای چه زیبالبخند

چقدر منم دوس دارم خودم با همسرم اشنا شم

از این جلسات خاسگاری خسته ام واقعا خسته اااااااااااااااااااااااااام

چقدر دوست دارم خود خودم ببینمش
میدونم که میشه

اگه من بخام اگه
خدا بخاد...

sareh68
پاسخ
hossein p

cheghad namayeshi o jazab.khoshbakht bashi banu

پاسخ
BALOOT

چقدر خوبه كه اينقدر حرف مشترك داريد خوش به حالتون كه حوصلتون از هم سر نمي ره

پاسخ
شعله

باید هم حرف مشترک زیادی داشته یاشند چون تحصیل کرده و اهل مطالعه هستند و موضوع برای صحیت کردن زیاد دازند.

پاسخ
سارانگ

عاقبت تون بخير باشه دوستان خوب.

پاسخ
روجا

خیلی زیبا بود .خوشبخت بشید گل

پاسخ
مهکامه

امیدوارم همیشه شاد باشین... منو همسرم گاهی واسه حرف زدن وقت کم میاریم! هردو تلاش کردیم خودمون و به علایق هم نزدیک کنیم...البته بعد 1-2 سال سرو کله زدن...امیدوارم دلتون همیشه خوش باشه

پاسخ
سکوت

منم تا آخر خرداد آشنا میشم

پاسخ
so lan

عالی بود انشالله منم هسر الهیمو پیدا کنم بچه ها واسم دعا کنین

پاسخ
mina.bavaria

به نظرم خیلی مدرن و خاص آشنا شدین..کاش همه ی اینجور آشنا شدن ها ختم به خیر بشه..امیدوارم تا آخر عمر از انتخابتون راضی باشین آناهیتا جون قلب

پاسخ
ماه ناز

چقدر صراحت کلامتون به دل میشینه ..
خوشبخت باشین که واقعا خوشبختی برازنده ی شماست .

پاسخ
دختر خوش اقبال

گیس گلابتون جان.واقعا خیلی جالب بود.ایشالا تا همیشه خوشبخت باشین.میشه بگین چجوری نیت کردین که در عرض یه هفته با همسرتون آشنا بشید؟یعنی کار خاصی انجام دادین؟

پاسخ
گیس گلابتون

ممنونم
کار خاصی نکردم. فقط نیت کردم

پاسخ
dariush555

سلام واقعا داستان جالبی داشتین . آرزوی خوشبختی براتون دارم . یه عکس ازش بزارین.

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. در بخش درباره و تماس با من، عکس من و همسرم وجود دارد

پاسخ
برچسب ها : 
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه