زندگی من مثل همه مردم، مجموعه‌ای از تلخ و شیرین است، ولی من انتخاب کرده‌ام شیرینی‌های زندگی‌ام را با شما سهیم شوم. هرگز خیال ندارم وانمود کنم هیچ مشکلی در زندگی ندارم و یا هیچ عیبی در رفتار و کردارم نیست. من یک آدم معمولی هستم. اگر بتوانم لحظه‌ای در روز، نور شادی و امید را به قلب شما بتابانم، وظیفه‌ام را در این دنیای زیبا انجام داده‌ام. ریختن چرک آب زندگی بر سر خواننده‌ها، کار ناشایستی است. به نظر من نویسنده‌ای هنرمند است که بتواند امید و شادی را به قلب مردم هدیه کند، وگرنه گله و شکایت از زندگی، کار ساده‌ای است.


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

عضویت در سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
1390/08/20 00:00

رها کردن کنترل آسان نیست ها!

همانطور که در پست پیش گفتم قرار است فردا به اصفهان برویم. من چهار سال است که ازدواج کرده ام و این چهارمین مسافرت دو نفری ماست. یک جورهایی ماه عسل چهارم! مسافرت های قبلی داستان های قشنگی داشت، ولی بعضی مسائل، گوشه هایش را تلخ کرده بود. امسال می خواهم توجه کنم که خودم چه نقشی در تلخ کردن قضایا دارم. پس خیال دارم متفاوت رفتار کنم.

من برای هر سفری از قبل هتل رزرو می کنم، خرید می کنم، صبحانه و ناهار تهیه می کنم که مجبور نباشیم در رستوران های نامناسب غذا بخوریم، ساعت حرکت مقرر می کنم. حتی چمدانم را از چند روز قبل می بندم. بعد از بی خیالی و عدم هماهنگی آقای شوشو و پسر حرص می خورم. امسال به خودم گفتم: "تو همه این کارها را انجام می دهی که سفر ساده تر و خوشایندتر بشود، ولی در عمل جنجال و کشمکش بیشتری داری. اگر کسی می خواهد بدقلقی و لجبازی کند، به خودش مربوط است. تو هم بزن به دنده بیعاری. یک جوری می شود دیگر! شاید بعضی ها دوست دارند همینطور تو جاده راه بیفتند و برای یک لیوان آب به له له بیفتند. شاید این مدل سفر هم خوب باشد. شاید مزه سفر به همین بی برنامگی باشد. شاید اصلا تو باید یاد بگیری حواله کنی به شخم چپ اسب حضرت ابوالفضل. بی خیال! آرام باش!"

در راستای این تصمیم گیری ، امروز صبح وقتی آقای شوشو از خانه خارج شد، تازه یادم افتاد که فردا مسافریم، ولی من حتی نمی دانم که می خواهیم چه ساعتی حرکت کنیم. به حرص و جوش افتادم. فهمیدم که بی خیالی هم هنری است بزرگ و بنده در این هنر خیلی خیلی مبتدی هستم.

عادت بدی که دارم این است که هروقت دلم می خواهد گوشی تلفن را برمی دارم و به آقای شوشو تلفن می کنم. یک ماهی است که به خودم قول دادم به جز برای گفتن "دلم برایت تنگ شده ..." به او تلفن نکنم. حالا هی می خواهم تلفن کنم و برای مسافرت برنامه  ریزی کنم وهی به خودم می گویم: "بی خیال! مسئله مرگ و زندگی که نیست. دو روز می خواهی به اصفهان بروی. حالا هر ساعتی که راه افتادید خوب است. اصل مطلب این است که خوش بگذرانید."

پسر از اول هفته، برای سه روز و نصفی، به خانه مادربزرگش رفته است و امروز به خانه برمی گردد. من پس از مدتها (شما بخوانید چهار سال!) سه روز در خانه تنها هستم و می توانم هرجور دلم می خواهد لباس بپوشم و برقصم و آواز بخوانم یا روی مبل ولو بشوم و به سقف خیره بشوم. و این سه روز حسابی دلی از عزا در آوردم، ولی امروز از بس فکر کردم که ای وای! برای مسافرت برنامه ریزی نکرده ام که زیاد بهم خوش نگذشت. حتی الان قدری شانه درد و کمردرد گرفته ام. از بس دارم زورکی خودم را مشغول می کنم که با هارت و پورت سراغ آقای شوشو نروم و تند تند برنامه ریزی نکنم.

از خودم می پرسم: "پس برایت آسان نیست که برای یک سفر سه روز پیش پاافتاده، کنترل اوضاع را به دست همسرت بسپاری؟" دارم می فهمم که از کجا میانه من و همسرم شکرآب می شود. البته که در بهترین حالت من و همسرم باید با هم بنشینیم و برنامه بریزیم، ولی چه کسی گفته زندگی باید همیشه در بهترین حالت باشد؟ از همین که هست می شود لذت برد.

دارم اینجا بنویسم تا جلوی شما قول داده باشم که خیال دارم در این سفر، مثل آب روان و جاری باشم.

 

پی نوشت: شاید در طول سفر به اینترنت دسترسی نداشته باشم. با عرض شرمندگی از دوستانی که دوره، کتاب یا نرم افزار خریده اند، خواهش می کنم تا شنبه منتظر دریافت خرید خود باشند. به بزرگی خودتان تاخیر مرا را ببخشید.

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
شهناز

خیییییییییلی خوش بگذره. بووووسماچ

پاسخ
الهه

خوش بگذره دختر جون، برو حالش رو ببرلبخند
راستی من توفیسبوک بهت درخواست دادم چرا پس دوستم نشدی؟!قلب

پاسخ
گیس گلابتون

من مدتهاست فیل شکن ندارم که تو فیس ... بروم. ببخشید.

پاسخ
خدیجه زائر

عزیزم از این زلالی چشمه سان تو خوشم می آید.....چشمه هم گاهی جوشان.گاهی روان و گاهی بوسیله سنگ ریزه ها سد می شود اما بالاخره راهش را به نرمی وا می کند.در این حس با تو مشترکم.نمیدانم از کجا اما به گمانم ادم های کنترل گر قبلش کمال گرا هستند و فقط موارد پرفکت راضیشان می کند در حالیکه طبیعت امیزه ای از مال و نقصان است.باید تمرین کنیم خواهر خوبم که با هر دو شاد و راضی باشیم.خیلی دوستت دارم.تو برایم یک الگوی دوست داشتنی و پذیرفته هستی.شفافیتت دلم را غرق سرور و بهجت می کند.

پاسخ
گیس گلابتون

مرررررررررررررسی زائرجون

پاسخ
vahideh

سلام، سفر خوش بگذره. در مورد این پست من خیلی راحت و خوش سفرم و لی سفر قبلی که خواستم یک کم جدی تر باشم و خرید کردم، ولی نه تنهایی نیرو و انرژی زیادی برای خرید صرف کردم بلکه تمام چیزهایی که یا برگردوندونم یا دور ریختم.
همینطور می خواستم از کتابهایی که معرفی کردید تشکر کنم. یکی رو کامل خوندم و سه تای دیگه رو همزمان می خوندم. نمی دونید که چقدر این کتابها به م.قع به دستم رسید. خدا خیرتون بده آناهیتا جان.

پاسخ
ریحانه

وااااای. چه استرسی داری. قشنگ نوشته هاتون بوی استرس میده این دفعه!

پاسخ
مصی

سلام به سلامتی
سفر خوبی باشه... و تجربه جدیدتون هم مبارک منم این مدلی بودم اما الان تغییر کردم و سعی کزدم بی خیالی رو با نظم ذهنی خودم تلفیق کنم... جالب شده خیلی متفاوت شدم... یه چیزی من اصفهان زندگی می کنم اگه کاری یا سوالی داشتید ایمیل بزنین ... به نظرم بهتره نیت کنین فقط هر جور شده خوش بگذرونین.

پاسخ
گیس گلابتون

قربانت نازنین

پاسخ
sepid

سلام
خیلی از این پستتون خوشم اومد، مخصوصا زا این جمله:
" چه کسی گفته زندگی باید همیشه در بهترین حالت باشد!"
مسئله شما، موضوعی هست که بین خواهران من هم که ازدواج کرده اند با همسرانشون وجود داره، چون ما هم خانوادگی کنترل و مدیریتمون خیلی خوبه. و اونا هم راه حلی مشابه شما رو در پیش گرفتند. ایشا.. که خوب میشه همه چی.
بی خیال باشید لطفا!!!

پاسخ
نسترن

انشاالله سفر به خوبی و شادی من و شوهرم اولین ماه عسل را فردا داریم میریم مشهد گیس گلابتون عزیز منم به خودم قول دادم سخت نگیرم چه قدر نوشته هات مفیده ممنون ممنون ممنون

پاسخ
گیس گلابتون

به به! خوش بگذرد. مبارکهگلگلگل

پاسخ
نبات

من هم تو سفر آخر با همسرم به این نتیجه رسیدم... داشتیم برای اولین بار می رفتیم کیش ... انقدر تو سایت ها اطلاعات جمع کرده بودم حتی برای هر روزمون برنامه ریخته بودم که وقتی رفتیم دقیقا میدونستم قراره چی ببینم و چی بشه هیچ اتفاق مهیج و غیر منتظره ای نیفتاد ... تصمیم گرفتم خودم و بسپرم به زندگی ... امیدوارم بهتون خوش بگذره

پاسخ
نگار

این روش خوبه و خوب جواب میده منم بعضی وقتها خودم رو میزنم به بیخیالی و کارارو میسپارم به همسر و گذر لحظات. معمولا نتیجه خوبه اما نه همیشه ولی می ارزه.
خوش باشید

پاسخ
انشرلی

گیس گلابتون ما اصفهانیم.البته خود اصفهان که نه،تو یکی از شهرهاش.خیلی دلم میخواد ببینمت

پاسخ
گیس گلابتون

آن شرلی؟ ممنونم. دوست گلم

پاسخ
لي لي

گيسي جون
البته من و همسرم هر دومون خيلي اهل برنامه ريزي براي سفر و سرچ قبل از سفر هستيم ولي معمولا 60 درصد سفرهامون يهو پيش مياد. و هميشه هم خيلي خوش مي گذره . سخت نگير . مهم اينه كه بدوني جاهاي استراتژيك رو چجوري پيدا كني . بهت خوش بگذره

پاسخ
فاطمه

انشالله که سفر بهت خوش گذشته باشه ،
مدتهاست از مطالب خوب سایتتون استفاده میکنم ، اما این اولین کامنتمه
من هم تا حدی همین مشکل رو داشتم و از بی خیالی اطرافیان (به زعم خودم )حرص میخوردم ، اما یه اتفاقی خیلی منو به خودم اورد ، مدتی رو با یه عزیزی همرا ه بودیم ، اون کنترلگر بود (از من بیشتر) و برا همه چیز برنامه میریخت و اینطوری فکر میکرد که همه چیز پرفکت داره انجام میشه ، در حالیکه این ور قضیه این حالتاش برا ماها اصلا خوشایند نبود ، درسته که مثلا ناهار از قبل تدارک دیده شده ی خوبی میخوردیم ولی لذت هیجان اور بودن مثلا یه رستوران ناشناخته رو از دست میدادیم ، لذت اینکه الان دقیقا چی هوس کردی مثلا شاید یه سوسیس بندری . لذت هیجانات همون لحظه که فقط باید در همون لحظه اتفاق بیافته و در همون لحظه براش تصمیم بگیری و نمیشه از قبل اونا رو دید ، که اگه ببینی دیگه لذت نداره .
فهم چگونگی تعامل با یه ادم کمالگرا ، منو خیلی به سمت مقابلش پیش برد و من برای همیشه از اون عزیز متشکرم .

پاسخ
شیوا.آ

خوش بگذره گیس گلابتون جانگل

پاسخ
بیتا

گیس گلابتووووووووووون جون خوش بگذره.گل

پاسخ
آيدا

اميدوارم سفر خوش بگذره
و موفق باشي در تصميمت :)

پاسخ
فرشته

دیشب یه مارمولک اومد وسط حال داشتم تلویزیون میدیدم و آقای همسر هم چرت میزد که یه هو دیدم بله بچه مارمولک داره برا خودش وسط خونه جولون میده. همسر رو بیدار کردم . دلم میخواست جیغ بزنم آی و وای کنم که مارمولک اومده تو خونه .(تو راهرو ورودی آپارتمان یه سوراخ بزرگ تو دیوار هست جائی که لوله گاز رد شده و از همون اول که اومده بودیم تو خونه فک کن من هی میگفتم این سوراخ رو ببندید . این سوراخ کوفتی رو ببندین از توش عقرب و مارمولک میاد بیرون هیچ کس به حرف من توجهی نکرد ) همسر مارمولک رو کشت و من بهش گفتم که این از تو راهرو اومده همسر گفت نه از در رو تراس که باز میزاریم هوا جریان داشته باشه اومده . من نظرم به این بود که اونجا سنگ کاری شده مارمولک بیشتر جاهای سخت مثل لای اجر و سیمان هست . دقیقا مثل سوراخ تو دیوار که از دیوار هم به فضای بیرون تو کوچه میخوره . باهاش بحث نکردم وفقط صبر کردم . و همراهش حرص خوردم . میدونستم ادامه بدم جنگ میشه.
امروز صبح که اومدم از خونه بیرون که بیام سر کار . همسر هنوز تو خونه بود . خم شدم کفشم رو ببندم دیدم اوه اوه یک مارمولک بزرگ تو این سوراخه دیوار هست . اروم همسرم رو صدا زدم نه بابت اینکه دعوا نشه!نیشخندبلکه بابت اینکه مارمولکه نترسه و در نره که من خیط بشم و نتونم حرفم رو اثبات کنم .بهش گفتم ببین مارمولک مادر اینجاست!!! اول گفت کو من که نمی بینم به پاشنه کفش زدم به دیوار مارمولک تکون خورد وایشون براشون دیگه مارمولک غیر قابل انکار بودابرو بعد که دیگه محرض شد واسش که از اینجا مارکولک اومده تو خونه . میگه باشه امروز اینجا رو سیمان میکنم . من نبودم
دلم میخواست بگم کلا خسته نباشید میزاشتی یه عقرب بیاد من ونیش بزنه یه کوز بیاد جونم رو بکنه بخوره میزاشتی یه موجود ناشناخته بیاد تو گوشم اونوقت میرفتی به فکر میافتادی !خرخونقهرخنثی
ببین من رفتارم درست بود که غر نزدم جیغ جیغ نکردم ؟
ولی حرص خوردم ولی حق با من بود ؟ من نخواستم کنترل کننده باشم ولی گیس گلابتون دانا ما زنها نمیخوایم کنترل کنیم چون باید رفتار سر سختانه داشته باشیم و این با ذات ما زنها مغایرت داره ! ولی من در طی زمان برام مسجل دشه که ادارک ام و فهمم از یک موضوع بسیار روشنتر - اگر نگم همه از بسیاری بیشتر هست . - از سایرین هست . من بهتر می فهمم من حرفهام درست تر در میاد . چرا کسی به مردها نمیگه دست از لجاجت و غرور بر دارن .

پاسخ
مينو

سلام دوست من
اين مطالبي كه نوشتي نشون دهنده نگراني هاي تو هست و اينكه قرار و آرام نداشتي تا اثبات كي حق با تو هست و مخصوصا اينكه گفتي "برام مسجل شده ادراك ام و فهمم از موضوع بسيار روشنتر هست" مشكل آفرين هست. در مراودات روزانه ات شايد چشمگير نباشه اما با همسر تقريبا خطرناكه. اين حق به جانبي و اينكه ميخواي ثابت كني حق با تو بوده. اينها آرامش را از زندگي خودت و مشتركتون دور ميكنه. اميدوارم موفق باشي

پاسخ
گیس گلابتون

فرشته عزیزم، اشکال کار ما زنان دانا این است که فکر می کنیم بهتر از بقیه حالی مان می شود و این مطلب را به دیگران منتقل می کنیم. حتی اگر حرف نزنیم. هیچکس دوست ندارد بهش حالی کنی که خیلی نمی فهمد و تو بهتر می فهمی! کشمکش بین زن و شوهرهای امروزی از همین جا شروع می شود. برای زن تحصیل نکرده، خانه دار و سنتی آسان تر است که همسرش را کنترل نکند ولی برای امثال من که همه جا کنترلگر هستم، سخت است در خانه نقش زنانه خود را بپذیرم و مرد خانه نشوم. مرد خانه برای من اصلا خوشایند نیست و بسیار خسته ام می کند. دیگر زنان را نمی دانم. هرگاه زنانه رفتار می کنم، فوری راحت تر و خوشحال تر می شوم.

پاسخ
دخترخاك

بيخيال باش و خوش بگذرون

پاسخ
مینا گلی

خنده وای نمی دونید . خیلی ناز بود این پست. ماچ

پاسخ
افروز

سلام خانم دکتر عزیز.ضمن تشکر از سایت خوبتون .من یوزر پسورد عضویت سایت شما را گم کردم ولی هرباردرخواست ارسال میکنم پیغام به ایمیل شماارسال شده را میده . درصورتیکه چنین چیزی وجود ندارد حتی در اسپم . ممنون میشم بررسی بفرمائید . ممنونم

پاسخ
گیس گلابتون

سلام افروز جون
خواهش می کنم یک ایمیل به من بفرست تا رسیدگی کنم. خوب باشی

پاسخ
خانم اسفند

قکر میکنم تنها مشکل شما نیست..
این مشکل من و همسرم هست
دقیقا اون بی برنامه هست و من با برنامه
حالا ظاهرا داریم بعد از 3 سال شبیه هم میشیم...
خوش بگذره دکتر جون

پاسخ
دوره آموزشی رایگان: ویژه خانمهای مجرد
عضویت در سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه