زندگی من مثل همه مردم، مجموعه‌ای از تلخ و شیرین است، ولی من انتخاب کرده‌ام شیرینی‌های زندگی‌ام را با شما سهیم شوم. هرگز خیال ندارم وانمود کنم هیچ مشکلی در زندگی ندارم و یا هیچ عیبی در رفتار و کردارم نیست. من یک آدم معمولی هستم. اگر بتوانم لحظه‌ای در روز، نور شادی و امید را به قلب شما بتابانم، وظیفه‌ام را در این دنیای زیبا انجام داده‌ام. ریختن چرک آب زندگی بر سر خواننده‌ها، کار ناشایستی است. به نظر من نویسنده‌ای هنرمند است که بتواند امید و شادی را به قلب مردم هدیه کند، وگرنه گله و شکایت از زندگی، کار ساده‌ای است.

مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
1393/06/02 21:16

ما خانه خریدیم-۳

بخش دوم را اینجا بخوانید

 

دوشنبه بیستم مرداد آقای شوشو به من گفت :

 

-        یک خانه دیدم. خوب است .

-        باشه. مامان و بابا گفته‌اند جمعه می‌توانند همراه ما بیایند .

-        تو سه شنبه بیا و اینجا را ببین .

-        باشه .

 

من از آن آدم‌ها هستم که باید از یک هفته قبل برنامه‌ام را تنظیم کنم. وقتی با برنامه ناگهانی روبرو می‌شوم، انعطاف کافی را ندارم. حرصم می‌گیرد و بهم می‌ریزم. می‌خواستم سه شنبه به آرایشگاه بروم و از شر موهای زردم خلاص بشوم. می‌خواستم مطالبی را بنویسم و برای سایت آماده کنم. خلاصه کلی برنامه برای سه شنبه داشتم، ولی دیدم خانه واجب‌تر است. ولی چون ذهنم بهم ریخته بود، بی‌برنامگی پشت بی‌برنامگی در روزمان رخ داد :

·         موبایلم را در مطب جا گذاشتم. مجبور شدیم صبح اول به در مطب من برویم .

·         بعد دنبال کارت ماشین جدیدمان به پستخانه رفتیم .

·         بعد در ترافیک سنگین گیر کردیم .

این همه آدم ساعت یازده در خیابان‌ها چه می‌کنند که همه بزرگراه‌ها بند است؟

·         ساعت دوازده به داروخانه رسیدیم .

·         همسرم به مالک زنگ زد. ایشان گفتند: خواهرم فوت کرده و امروز سوم اوست. نمی‌توانم شما را ببینم !

از همسرم پرسیدم: مگر تو برای بازدید اینجا هماهنگ نکرده بودی؟ 

-        همین الان کردم! دیدی که !

دستت درد نکنه ...

 

آقای شوشو قدری با مالک چانه زد که «کلید را به کسی بسپر تا ما ساختمان را ببینیم. همسرم از تهران تا اینجا آمده است.» بیچاره خود صاحبخانه آمد. سراپا سیاهپوش و بی‌حال و بی‌رمق. خواهر شش سال بود دچار بیماری سختی بود. مرگ برایش رهایی بود، ولی خواهر است دیگر... خدا بیامرزدش .

 

خانه را دیدیم. بدک نبود. برای روز جمعه قرار عقد قرارداد گذاشتیم . بعد همسرم گفت: «تا اینجا هستی بیا چند تا خانه دیگر ببینیم . »

 

خانوم و آقایی که شما باشید ما تا ساعت سه و نیم تشنه گشنه دنبال خانه گشتیم. آفتاب دماوند هم پوست می‌کند. هوا آلوده نیست و اشعه آفتاب مستقیم پوست را می‌سوزاند. آلودگی تهران ما را از نعمت تماس مستقیم با خورشید محروم کرده است. بنابراین وقتی آفتاب واقعی را می‌بینیم مثل خفاش‌ها کور می‌شویم و پوستمان می‌سوزد !

 

ساعت سه و نیم با سردرد و گرمازدگی به داروخانه برگشتیم. حالا کلید نداشتیم... دم در خانه یکی از کارکنان داروخانه رفتیم و کلید گرفتیم. من از تهران غذا آورده بودم. دست و صورتم را شستم و یک لیوان آب خوردم. غذا را گرم کردم و نیمرویی سرخ کردم. پدر و پسر سفره را چیدند. غذا مائده بهشتی شد به دهانمان. خوردیم و گفتیم و خندیدیم. زود سفره را جمع کردیم چون داروخانه راس ساعت چهار باز می‌شود .

 

من گفتم با آژانس به خانه برمی گردم. همسرم گفت:

 

- حالا بمان تا چند تا خانه دیگر را هم ببینیم .

-        باشه !

 

کاش قبول نمی‌کردم. هی نشستم، نشستم، نشستم. بالاخره گفتم: «پس این خانه دیدن چی شد؟ «

-        دو تا از کارمندانم عروسی دعوت هستند. پس باید خودم داروخانه باشم .

-        پدرت خوب! مادرت خوب! مگه تو نمی‌دانستی به این‌ها مرخصی داده‌ای؟ مرا برای چی اینجا نگه داشته‌ای؟

 

خون خونم را می‌خورد. ولی می‌دانستم اعتراض، بیفایده است. همسر من همینطوری است. برعکس من، او برنامه ریزی لحظه‌ای دارد. برای اینکه از عصبانیت منفجر نشوم، شروع به شمردن خوبی‌هایش کردم. آرام شدم .

 

ساعت نه داروخانه تعطیل شد. مسیر شلوغ و رانندگی ایرانی‌ها خطرناک... من از خود می‌پرسیدم: «آقای شوشوی بیچاره به خاطر پسر یک سال است این راه را می‌رود و می‌آید... بیچاره چه کشیده است...»

 

نزدیک خانه، آقای شوشو گفت :

 

-        خیلی گرسنه هستم .

-        پس یک چیزی بخر. چون چیزی در خانه نداریم. من هم جان ندارم حتی املت درست کنم .

-        چی بخرم؟

-        نمی دونم !

 

مرا دم خانه پیاده کردند و پدر و پسر برای خوردن غذا راهی شدند. من مستقیم زیر دوش رفتم. بعد یک خوشه انگور خوردم. ظرفهای نشسته ناهار را در سینک گذشتم و به رختخواب خزیدم. تمام بدنم درد می‌کرد .

 

وقتی همسرم به خانه برگشت، تمام ظرف‌ها را شست. بعد پیش من دراز کشید و بغلم کرد. می‌دانست که امروز مرا زیادی تحت فشار قرار داده است. جسم من ظریف‌تر از اوست. طاقت این بی‌برنامگی‌ها را ندارد. آغوش او گرم و اطمینان بخش بود. بسرعت خوابم برد .

چهارشنبه دوباره تلفن کرد :

 

-        یک خانه دیگر دیدم، توپ! فردا بیا و این را ببین .

-        باشه !

 

پنجشنبه رفتم... بله! این خانه ماست... این‌‌ همان است که می‌خواهم. پرنور و دلباز...

خدایا شکرت ...

 

از تبریکات صمیمانه همه شما ممنونم. انشاالله همه مستاجر‌ها بزودی صاحب خانه بشوند .

من از بیان این داستان هدف داشتم :

 

۱ - برخلاف تصور عامه «دکتر» شدن، پولدار شدن و موفق بودن نیست. گرفتن دکترا تنها نشان می‌دهد شما در علم آموزی موفق بوده‌اید. زندگی ابعاد متعددی دارد که لازم است به همه ابعاد آن رسیدگی کنید، وگرنه احساس شادی و خوشبختی نخواهید کرد .

 

۲ - از هرجایی می‌توانید شروع کنید و این کار را بکنید. بهانه نیاورید من زیادی جوانم یا زیادی پیرم .

 

۳ - من برای این خانه پولی ندادم، ولی اگر پافشاری و هدفمندی من نبود، ما باز هم اجاره نشین می‌ماندیم. نقش خود به عنوان زن را دست کم نگیرید. زن پایه و اساس خانواده است .

 

۴- لابلای داستان، در مورد شوهرداری خود توضیح دادم. دوستانی که عضو زندگی مثل عسل هستند، بخوبی می‌بینند، من چگونه درس‌های زندگی مثل عسل را در زندگی روزانه‌ام بکار می‌گیرم.

 

خوشحالم خواننده‌های این سایت افرادی خوش قلب و نازنین هستندکه از شادی دیگران خوشحال می‌شوند. آفرین به شما. این دسته گل تقدیم به همه شما نازنینان

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
kafshghermezi

خدا رو شکر ؛ مبارک باشه؛ من که خیلی خوشحال شدم لبخند
زن خوبم نعمتیه ها! اگر آقای شوشو زودتر باهاتون ازدواج کرده بود تا الان میلیاردر بود! البته به زودی این اتفاق هم می افته (ان شاالله)
ان شاالله یه روز منم بیام این خبرو بدم! وقتی به وضع زندگیم تو تهران فکر می کنم از فرط وحشت پتو رو می کشم رو سرم و دلم میخاد بمیرم یا تو یه دنیای تخیلی زندگی کنم!
گیس گلابتون به نظرت ممکنه خونه ی ما تو شهر خودمون فروخته شه و من تا دو هفته دیگه آپارتمانمو تو تهران بخرم؟ واقعا نمی دونم من چه کار می تونم کنم در این باره چون پدرم اصلا به حرف من گوش نمی کنه و فکر می کنم اصلا تو نیتش نیست!

پاسخ
گیس گلابتون

اول اینجا آپارتمان پیدا کن. چک و چونه هایت را بزن. قولنامه بکن بعد برو خانه نازنینت را بفروش.
اگر اول خانه را بفروشی و بعد دنبال آپارتمان بگردی، پول از دستت می رود.
این تجربه را به گوش بگیر عزیزکم

پاسخ
بانوی اسفند

سلام گیس گلابتون عزیزم
خانه نو مبارک باشد!
هزار هزار بار تبریک میگویم! گلگلگل
با خواندن این پست اشک تو چشمانم جمع شد و صبح اول وقت کلی انرژی گرفتم!
از این که با این جزییات اتفاقات همراه با تاریخ و گامهای رسیدن به هدفتان را نوشتید خیلی خیلی خیلی ممنونم!
همیشه لبانتان خندان باشد!
قلبقلبقلب

پاسخ
طراوت

به به
مبارک است.... چقدر خوشحالم برای شما و پسر که وارد مرحله جدیدی از زندگی خواهید شد...فقط نگرانم که این دوری ما را از دیدن شما بیشتر محروم کند..
راستش من هم به زودی خبرهای خوشی خواهم داشت.همسرم همکاری نمی کند ولی من و خواهرم تصمیم قاطعی گرفتیم و با این دید که خانه خریدن مانند آب خوردن آسان است با دست خالی آغاز کردیم...متشکرم

پاسخ
گیس گلابتون

حتما شروع کن. وقتی من اولین خانه ام را خریدم، همسرم همکاری نکرد. وقتی دید مطبم را هم خریدم، حسابی مصر شد و این خانه قشنگ را خرید.
شروع کن. او هم وقتی ببیند چقدر خوب است شروع به همکاری می کند
البته همانطور که خودت می دانی با روش های زندگی مثل عسل

پاسخ
selflove
http://www.selflove.ir

مردها خیلی نیاز دارن که یکی مدیریت مالی شون رو بگیره و کی بهتر از قابل اعتمادترین شخص زندگیشون. اما خب طبیعتاً اوایل مقاومت می کنن. ولشون هم کنی دوس دارن ریخت و پاش کنن و پول رو نابود کنن. فک می کنم وابان بافت هم باشی پولی که توی خونه خرج میشه رو دوس داری تو مدیریت کنی و چون حس می کنم حق مدیریت مالی خونه مال خانوم هست، عجولانه دست به اقدام می زنی و این یعنی نابود کردن پول. من هر دفعه بعد گند زدن به خانومم میگم این دفعه پول رو به تو میدم و یه ریال هم ازش برنمیدارم. اما نوبت خرج کردن که میاد، اول سعی داری خانوم رو قانع کنی که این رو بخریم بهتره ها. اتفاقاً یادت باشه خودت هم می خواستی این رو بخری. وقتی نتونستی حرف تو دهنش بزاری. مظلومانه با صدای بلند مثل اینکه آرزو می کنی بهش خط می دی که پول رو چجوری نابود کنیم. البته اونجا حس نمی کنی پول هدر دادنه ها. نه مدیریت شیرینه اصلاً نمی تونی ازش دست برداری. ... اما خانوم که مدیر مقتدر مالی خونه باشه، متأسفانه یه ریال هم نمی تونی اعمال نفوذ کنی و تا آخر ماه هیچ گندی نمی تونی بزنی و خونه به بهترین نحو ممکن مدیریت مالی میشه.
البته باباها هم وقتی توی خونه کوچولو دارن باید از مامان تشکر کنن به خاطر مدیریت خوبش که اونا هم تشکر کردن از مامان و بابا رو یاد بگیرن و هم نگرانی اینکه آیا مامان و بابا همدیگه رو دوس دارن نداشته باشن، و مهمتر از همه بتونن یه مدیر خوب مالی بار بیان ...

پاسخ
p_j_nodoost

سلام آناهیتای عزیزززززززم
وااااااااااااااااااااااااای خیلی خوشحال شدم . از دیدن عبارت "ما خانه خریدیم" لبخند بر لبانم نشست . واقعا تبریک میگم وامیدوارم به همه آرزوهای ریز و درشتت برسی.
ماچگل

پاسخ
SODE

گلگلگل

پاسخ
m

مبارك باشه خونه نو.
واقعا خونه خريدن با برنامه ريزي راحته
من از دو سه تومن شروع كردم تا 15 تومن شد در عرض3سال بعد 30 تومن وام گرفتم و با وامهاي ديگه و جمع و جور كردن يه خونه حدود 90تومن 2 سال پيش البته خريديم الان هم ميشه با پول گذاشتن روش اونو تبديل به احسن كرد.مهم اينه كه از يه جا شروع كني

پاسخ
کوه یخ

سلام عزیزم تبریکقلب واقعا خوشحالم و آرزو سلامتی وموفقیت روز افزون برات دارم
واقعا اینجا جمله پشت هر مرد موفق یه زن موفق هست خودشو نشون میده امیدوارم همه دخترای ایران زمین بتونن پشت یه مرد موفق مثل کوه وایسن دوستون دارم و میبوسمتهوراهورابغل

پاسخ
آن

وای خدایا وقتی دیدم نوشتی خانه خریدیم لبخند به لبم نشست خوشحال شدم .
مبارک باشه عزیزم .
ما تو طبقه یک یک ساختمان دو طبقه ( طبقه دوم مال برادرشوهرم هست ) زندگی می کنیم . آپارتمان 150 متری و خیلی قشنگ هست . خودمون ساختیمش . ولی من خونه مستقل میخوام . حیاط دار . شمالی 300 متری یا بیشتر . دنبال زمین با همسرم با نصف پول یک همچین زمینی را افتادیم تو خیابونها و دیدن زمین ها هنوز نخریدیم چون نصف پول دیگه اش رو چکار کنیم از کجا بیاریم ؟
خدا کنه زودتر ما هم زمین دلخواهمون رو بخریم.

پاسخ
گیس گلابتون

انشاالله عزیزم

پاسخ
خانمی
http://kisslife.blogsky.com

به به مبارک باشه ، به سلامتی و خوشی و شادی ...قلب

پاسخ
atussa

مبارك باشه!
گيس گلابتون جان ما هم خونه خريديم....در واقع خونه مون كه برامون كمي كوچك بود رو فروختيم و يك خانه بزرگ و دلباز و شيك و نوساز خريديم.
يكشنه هفته آينده هم اسباب كشي دارم.
اميدوارم همه به آسوني خانه دار بشن.

پاسخ
گیس گلابتون

مبارکه باشهگلگلگل

پاسخ
shiva.shiva

خدا رو شکر. بهتون تبریک می گم. این که آدم تمام اقدامات لازم رو انجام بده و بعد فکر کنه رسیدن به خواسته ام مثل آب خوردن آسونه واقعا معجزه می کنه. منم نتیجه ش رو دیدم.
آذر 92 من روی یک کاغذ برای خودم 5 تا هدفم رو به ترتیب اولویت نوشتم. اولیش ازدواج کردن تا آذر 93 بود.
کتاب ازدواج مثل آب خوردن رو چند ماه قبلش خریده بودم و تمریناتش رو با دوستم انجام داده بودم و خواستگارهای زیادی جذب کرده بودم ولی وقتی بهمن ماه کارگاه ازدواج رو برگزار کردید بازم ثبت نام کردم چون می خواستم هرکاری از دستم برمی اومد برای رسیدن به هدفم انجام بدم و واقعا هم کار خوبی کردم چون توی اون کارگاه متوجه یه سری اشتباه های خودم در برخورد با خواستگار شدم.
درست یک ماه بعد از شرکت در کارگاه وقتی همه چی رو فراموش کرده بودم و به هدف بعدیم که پایان نامه بود فکر می کردم خیلی خیلی اتفاقی جوری که اصلا فکرش رو نمی کردم با مرد دلخواهم روبرو شدم و مرداد امسال نامزد کردیم و الان هم سرگرم کارهای عقدمون هستیم.
می خواستم ازتون تشکر کنم بخاطر کتاب ازدواج مثل آب خوردن، کارگاه جذب همسر دلخواه و هدیه ای که بعدش بهمون دادید: سه اشتباه خطرناک خانم ها و تمام نوشته هاتون که بهم کمک کرد تا بتونم به جای این که ازدواج رو یه آرزو ببینم، اونو به شکل یه هدف دربیارم و برای رسیدن بهش تلاش کنم و متوجه خطاها و اشتباه های خودم بشم و اون ها رو برطرف کنم.
هرچی تشکر کنم کمه. فقط دعا می کنم که خودتون و عزیزانتون همیشه زندگی تون پر از سلامتی و شادی و ثروت باشه گلگلگل

پاسخ
گیس گلابتون

مبارکه عزیزم. هزار بار مبارکهقلب

پاسخ
maryam_b2003

مرسی که اینقدر خوب خاطرات خوبتون رو می نویسید. منم 4 ماه قبل خونمو خریدم! باید داستانشو حتما براتون بنویسم :)

پاسخ
fakhri

سلام
مبارکهههههههههههههههههههه:)
دیدم خبری ازتون نیست پس درگیر خرید خانه بودید
انشاا... این طعم خوش رو همه ما بچشیم
بازم مبارکه:*

پاسخ
azam23

سلام مبارک باشه .چقدر خوشحال شدم امروز با خبر خوب شما

پاسخ
هوشتره

سلام شب وروزتون خوش
چقدر خوب .چه عالی مبارك باشه
امیدوارم همه اوناییکه همچین آرزویی دارن به آرزوشون برسن.خانم دکتر عزیزم این پست کلی برام درس داشت همیشه دلتون شادلبتون خندون دستتون گرم وتنتون سلامت هر جا که هستید.لبخند

پاسخ
sama_rad

مبارک باشه عزیزززم
چقد این روزا درباره خونه خریدن اونم به صورت معجزه میشنوم:)))
ایشاله خونتون پر از لحظه ای شاد و خوشبختی باشه.

پاسخ
بهار

عزیزمیییییگل

پاسخ
rose

مبارک باشه گیس گلابتون مهربون.
ما هم 5 سال پیش خونه خریدن رو با 300 هزار تومن پول شروع کردیم. یک دفتر داشتیم که توش برنامه ریزیهامون رو برای افزایش درآمد و غیره مینوشتیم.
خوبه بگم که شرط خانواده همسرم برای اینکه برای ازدواجش قدم بگذارند( صرفا بیان خواستگاری) خونه خریدنش بود.
خدا رو شکر ظرف مدت محدودی عقد کردیم، خونه خریدیم و اومدیم سر خونه زندگیمون.

پاسخ
مریم س

سلام گیس گلابتون مهربون مبارکه انشالا خونه عشق وسلامتی وآرامش براتون باشه.آنقدر انرژی شما مثبته که حتی خونه خریدن شما منو سر شوق می یاره امیدوارم همیشه سالم وسرحال باشین.گل
دوستمونshiva.shiva خیلی مبارکه انشالا همیشه خوشبخت باشین.گلمنم سال دیگه باامیدبخدا وکمک گیس گلابتون مهربون همین خبر رو به شماها میدمخجالت

پاسخ
Zaynab

سلام خانم دکتر عزیز
خیلی خیلی بهتون تبریک میگم به خاطر خونه جدید مبارک باشه انشالله
امیدوارم منم به زودی بیام و خبر خونه دار شدنم رو بنویسم

پاسخ
pushana

مبارکه. ایشالللا به سلامتی و دل خوش از این خونه استفاده کنید. همین الان برای من هم دعا کن که بتونم خونه بخرم البته من تنهام ولی به هر حال تنهایی هم می شه خونه خرید.

پاسخ
sahara57

سلام خانم دکتر عزیزم

اول از همه امیدوارم خونه نو براتون خوش یمن باشه و هر روزتون توش به شادی بگذره.
دیروز دیدارتون واسه من باعث افتخار بود. حرفاتون هم باعث نگرانیم شد، هم بهم اعتماد و انگیزه داد. از امروز سعی می کنم با انگیزه بیشتر هر روز یک قدم برای رسیدم به اهدافم بردارم.

پاسخ
گیس گلابتون

قلب

پاسخ
sahara57

سلام مجدد
یه سوال در مورد توصیه دیروزتون داشتم. موسسات خیریه ای که من باهاشون آشنا هستم بیشتر نیاز به داوطلبانی از رشته های پزشکی، مددکاری ... دارن و یا فردی که شغل ثابتی نداره و می تونه در طول روزهای کاری در موسسه اونها حضور طولانی داشته باشه. مثل محک و ...
جایی هم هست که آدم فنی به دردشون بخوره؟ شما سراغ دارید؟
(من فاطمه هستم)

پاسخ
گیس گلابتون

اگر جایی به ذهنم رسید خبر می دهم. ولی خودت هم دنبالش باش. صدها موسسه خیریه در سطح شهر وجود دارد. گروههایی برای کمک به خیابانخواب ها، آموزش کودکان کار، بهزیستی، پرورشگاه ها...

پاسخ
سعیده.بان

مبــــــــــــــارکه گیس گلابتون مهربون
مرسی که سعی کردی موتور ما رو هم روشن کنی لبخند

سعیده.بان
پاسخ
مهتاب؟؟؟

سلام عزیزم
خونه نو مبارک
امیدوارم همیشه خبر خوش از طرف شما بشنوم مباررررررررررررررررررررکه خانم دکتر عزیزمگلگلگل

پاسخ
m.z

سلام گیس گلابتون عزیز
واقعأ خوشحال شدملبخند تبریک میگمگل
بی نهایت ممنونم ، که تجربیات خودتون را در اختیار ما قرار می دینقلب
برای شما و خانواده محترمتان ارزوی سلامتی و ارامش روزافزون آرزومندم.
همیشه موفق باشید

پاسخ
nikoo100

گلگلگل

پاسخ
نازنین

یادمه من برای داشتن یه خونه با پنجره های بزرگ هر روز اونو روی کاغذ ترسیم میکردم بعدم با مامانم هر روز تو خونه های نیمه کاره دنیال پیش خرید بودیم چون پول کافی نداشتیم ... سخت بود بدون مرد دنبال خونه گشتن .... ولی الان روبروی همون پنجره های بزرگ این پیامو براتون مینویسم ... شاد باشین همیشه که شادیتونو با ما شریک میشین :)

پاسخ
رسپینا

سلام گیس گلابتون جون.منزل نو مبارک .به سلامتی و دل خوش انشاالله.روزها و سالهای خوبی براتون آرزو میکنم لبخند

پاسخ
Lotus77

تبریک فراوون بابت خانه دار شدنتان. انشاءالله به شادی و خوشی و سلامتی و موفقیت..
گیس گلابتون، یعنی وقتی از کسی عصبانی هستیم خوبی هایش را بشماریم، اثر دارد؟ چه راه حل خوبیلبخند
گل

پاسخ
گیس گلابتون

معجزه می کند!

پاسخ
.roya

مبارکه:)
انشالله با شادی و سلامتی تو خونه جدیدتون زندگی کنید

پاسخ
سعیده (م)

سلام، خیلی خیلی مبارک باشه، خونه ی نو رفتن یه عالمه انرژی مثبت داره، تا یه مدتی انگار آدم تازه متولد شده، راستی گیس گلابتون جون چند تا سئوال برام پیش اومد .
1- براتون سخت نمیشه از رودهن تا مطبتون هر روز رفت و آمد کنین؟ یعنی همون رفت و آمدی که شوهرتون قبلا داشت رو شما باید داشته باشید؟ خیلی انرژی نمی گیره از آدم؟
2- توی یکی از کامنتهای این صفحه نوشتید که وقتی شما برای اولین بار خانه خریدین، خیلی برام مهمه بدونم که اگه هنوز هم خانه را دارین هیچ وقت نخواستین به جای مستاجری برین در خانه ی شما زندگی کنید؟ یا یه جور دیگه بپرسم اگه یه خانمی خونه داشته باشه ولی همسرش نداشته باشه، درسته که برن تو خونه ی خانوم زندگی کنن یا اینکه نه بهتره خود مرد تلاش کنه و خونه بخره، و آیا مرد سرکوفت نمی زنه که تو که خونه داری چرا نباید بریم خونه ی تو؟

خیلی خیلی ممنون از نوشته های عالی و دوست داشتنی تون.
ماچ

پاسخ
گیس گلابتون

1- مطب من تا آخر شهریور به بومهن منتقل میشه
2- خانه ای که من خریدم کوچک است و برای سه نفر مناسب نبود
3- مسائلی که گفتی ممکنه پیش بیاد ممکنه پیش نیاد. بستگی به نوع رابطه و مدیریت رابطه دارد.
آیا متاهل هستی؟

پاسخ
Azyn

سلام خانم دکتر دوست دشتنیگل
صاحب خانه شدن تان را تبریک میگم.
راستش مطمئنم وجود بعضی ها کنار من هدیه خداونده، مثل وجود شما
گلگلگل

Azyn
پاسخ
گیس گلابتون

سپاسگل

پاسخ
آوا بهار

هوراهوراوای خدایا شکرت خیلی خوشحال شدم خیلی مثل اینکه خودم صاحبخونه شدم مبارکه گیسو طلا چه صبری داری چه کارهای عاقلانه ای در بدترین و خسته کننده ترین شرایط انجام دادی وقتی مییخوندم میگفتم اگه من بودم چه کارهایی میکردم و ممکن بود چه نتایج بدی داشته باشه ( تو پرانتز بگم که البته خیلی تغییر کردم ولی اگه تو اون شرایط بودم محال بود بتونم به این خوبی و صبوری رفتار کنم چون خونه خریدن خیلی استرس داره )ولی با خوندن اینکه چه آرام و راحت به سمت خرید خونه حرکت کردی و بقیه رو هم با خودت همسو کردی خوشحالم - خوشحالم که استادمی و دارم این تمریناتو ازت یاد میگیرم باور کن تو بهترینی و لایق بهترینها امیدوارم در خونه جدید لحظات عاشقانه ای رو همراه با شادی و سلامتی سپری کنین و از اتفاقات خوبی که تو خونه جدید میافته برامون تعریف کنی قلبماچگل

پاسخ
اسرا

سلام گیسو جونم
مبارک باشه خیلی خوشحالم کردی
از ایده هایی ک با خوندن این سه پست اخیر ب ذهنم جاری کردی ممنونم
من 24سالمه و همیشه دغدغه صاحب خونه شدن رو داشتم و دارم
من همیشه هرماه پس اندازی دارم اما هیچ وقت صرف سرمایه گذاری برای خرید خونه نکردم
امروز مصرم کردی تا ی حساب پس انداز مشترک با مامانم باز کنم و هر ماه مبلغی رو واسه خرید خونه کنار بگذارم
دعا کن خیلی زود بیام و اعلام کنم ک من صاحب خونه ای شدم بزرگ نورگیر نوساز در محیطی کاملا سبز و خوش اب و هوا و با قیمت بسیار بسیار مناسب قلب

پاسخ
taraneh

گیس گلبتون عزیز خانه جدیدتون مبارک، امیدوارم خانه جدید شروع موفقیت و شادی‌های روزافزون برای همتان باشد.

پاسخ
pooyande

سلاام


خونه ینو مبارک تون باشه امیدوارم لحظات بسیار خوب و خوشی در اون جا با خانواده محترم داشته باشید


با آرزوی موفقیت و شادی بیش تر شما

پاسخ
nilpar

مبارکتون باشه گل انشا... به دل خوش و سلامتی بغل 12 سال پیش خونه کوچولویی خریدیم من خیلی دوسش دارم ولی از آقای ما اصرار که عوضش کنیم پس انداز هم میکنیم چشمک

پاسخ
admin

سارانگ عزیزم
برای انجام هر کاری هزاران راه وجود داره. فکرت را بکار بینداز و راه خوبی پیدا کن. نبینم دختر شاد و مثبتی مثل تو خودش را در تارهای ترس و دلسوزی برای خود بپیچاند ها. منتظرم که خبر خوب برام بیاری. خیلی منتظرم

پاسخ
فاطمه 77

خدا رو هزاران بار شکر
تبریک می گم خیلی خوشحال شدم
ان شالله همیشه تو خونه جدید مراسم شادی برپا باشه و کنار همسرتون زندگی شادی رو سپری کنید

پاسخ
maryam65

اینقدر از شنیدن این خبر خوشحال شدم که انگار خودمون صاحب خونه شدیم
منم مدتهاست تو فکر جذب خونه هستم اما با شوهر بیکار و نداشتن درآمد و سرمایه شاید جذب من بیهوده باشهنگران
مهم نیست
مهم اینه که امروز یه حس خوبی بهم دست داده از شنیدن این خبر
ایشالا همه ما مستاجرا هم تا آخر امسال بیایم خبر خونه دار شدنمونو بدیمهوراهورا

پاسخ
گیس گلابتون

انشااللهلبخند

پاسخ
selflove
http://www.selflove.ir

وای خدا
از خنده روده بر شدم
بس که خندیدم اشتباهاً نوشتم از روده خنده بر شدم.
مخصوصاً اونجا که هی نشستم و هی نشستم و هی نشستم. بالاخره گفتم پس این خانه دیدن چی شد؟
- دو تا از کارمندام عروسی دعوت هستن. پس باید خودم داروخانه باشم. (با خونسردی تمام) قهقههقهقههقهقهه
-پدرت خوب! مادرت خوب! مگه تو نمی دونستی به این ها مرخصی داده ای؟ مرا برای چی اینجا مگه داشته ای؟

حالا این حرص خوردن در حین گفتن اینها باعث تعجب آقایون می شه:
-آخه مگه من چیکار کردم که این اینهمه حرص می خوره. و با خودشون میگن: "نمی دونم چشه." و خوباش با خودشون میگن: "بزار من خوب باشم و ببخشم. بعضی وقتا هم من بد میشم اون می بخشه. بزار سکوت کنم."
حالا خوبه اینجا با خودشون گفته میشه وگرنه فک کنم باعث سکته خانومها بشه.
زندگی همینه هر رنگی داره
یه طرح وقتی زیباست که از هر رنگی درش استفاده شده باشه. نقاشی یه رنگ میشه کاغذ سفید.
ببخشین اگه دوس نداشتین توی موضوع خونه خریدن این موضوع رو مطرح کنم
موفق باشین

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه