زندگی من مثل همه مردم، مجموعه‌ای از تلخ و شیرین است، ولی من انتخاب کرده‌ام شیرینی‌های زندگی‌ام را با شما سهیم شوم. هرگز خیال ندارم وانمود کنم هیچ مشکلی در زندگی ندارم و یا هیچ عیبی در رفتار و کردارم نیست. من یک آدم معمولی هستم. اگر بتوانم لحظه‌ای در روز، نور شادی و امید را به قلب شما بتابانم، وظیفه‌ام را در این دنیای زیبا انجام داده‌ام. ریختن چرک آب زندگی بر سر خواننده‌ها، کار ناشایستی است. به نظر من نویسنده‌ای هنرمند است که بتواند امید و شادی را به قلب مردم هدیه کند، وگرنه گله و شکایت از زندگی، کار ساده‌ای است.

مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
1394/03/01 20:49

پنج روز تایم اوت-6

بخش پنجمرا می توانید اینجا بخوانید

فکر می‌کنید بزرگ‌ترین دستاورد این سفر چه بود؟

 بزگترین دستاورد این سفر، آموختن سرسره سواری بود!


 می دانم به نظر شما خنده دار است ولی قبل از قضاوت اجازه بدهید داستانم را تعریف کنم. بعد تا دلتان می‌خواهد بخندید. بله تاکید می‌کنم بخندید چون داستان شادی است.

 

من در دوران کودکی سرسره سواری می‌کردم، ولی از وقتی آدم بزرگ شده بودم، سرسره سواری را از یاد بردم. پنج شش سال پیش چند بار سوار سرسره شدم، ولی خیلی ترسناک بود و نتوانستم.

 

روز اول که به کمپ رسیدم، فقط چند تا بچه در محوطه مشغول بازی بودند. هیچکس دیگری آنجا نبود. یادم افتاد  هفت سال پیش، یکی از آموزگاران نازنینم، به من دستور داد به پارک بروم و با بچه‌ها بازی کنم.

- بچه از کجا گیر بیاورم؟!

-اینهمه بچه در پارک. برو و با آن‌ها بازی کن

 

هفت سال پیش ترسان لرزان به پارک کوچک خوارزم رفتم . بچه‌های شهرک غرب می‌دانند کدام پارک را میگویم. مدرسه تازه تعطیل شده بود و کلی بچه در پارک مشغول بازی بودند. تعدادی پدر و مادر هم حضور داشتند. من سعی کردم با بچه‌ها بازی کنم. داشتم از ترس می‌مردم. هر لحظه انتظار داشتم یک نفر یقه‌ام را بگیرد:  آدم منحرف! وسط این بچه‌ها چه می‌کنی؟ نکند قصد سویی نسبت به بچه‌های ما داری؟

 

در واقع بچه‌ها هم علاقه نداشتند با من بازی کنند. کاری که من آن روز انجام دادم بازی کردن وسط بچه‌ها بود. یعنی تمام هیبت و قیافه گرفتن خانم دکتری را کنار گذاشتم و قاطی بچه‌ها شدم و تاب و سرسره و الاکلنگ بازی کردم. قیافه پدر و مادرها را تصور کنید! بله! همان شکلی نگاهم می‌کردند. آن روز نتوانستم با هیچ بچه ای ارتباط برقرار کنم، ولی همان تمرین اوسکول بازی، برای من بسیار راهگشا و عالی بود.

 

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو

و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن

وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

 

 

این بار باز من بودم و چند تا بچه و کلی وسایل بازی. ولی این دفعه تفاوت بزرگی وجود داشت: من تفاوت کرده بودم. ظرف هفت سال اخیر مهارت‌های ارتباطی فراوانی آموخته‌ام و می‌توانم با کودک و بزرگ، پیر و جوان، خانم و آقا بسرعت و به آسانی ارتباط برقرار کنم. پس ظرف چند دقیقه با بچه‌ها رفیق شدم. کمی بعد والدین بچه‌ها آمدند و با آن‌ها هم چاق سلامتی کردم.

 

روزهای بعد متوجه شدم هشت بچه در تور حضور دارد:

مریم

محمدرضا

 سجاد

باربد

پرهام

کارن

شادی

نیکو

 

در طول این دوره من برای ساعات استراحت و بازی کردن با بچه‌ها لحظه شماری می‌کردم. وقتی روی چمن می‌نشستم تا قدری استراحت کنم، یک مرتبه می‌دیدم این فرشتگان دورادورم نشسته‌اند. برایم حرف می‌زدند. جالب بود که حرف یکدیگر را قطع نمی‌کردند، بلکه به نوبت حرف می‌زدند.

 

بچه‌ها نه تنها تکنیک‌های سرسره سواری را به من یاد دادند، بلکه به من یاد دادند چطوری از سرسره برعکس هم بالا بروم! کاش یک عکس درحالیکه مثل بزمجه داشتم از سرسره بالا می‌رفتم ازم می‌گرفتند.

 

روزی داشتم راه می‌رفتم که یکمرتبه یک دست کوچولو دستم را گرفت. انگار  بال فرشته ای کوچک و معصوم قلب مرا لمس کرد. پرهام بود، پسری موطلایی سه ساله. به خودم گفتم طفلکی مرا با مادرش اشتباه کرده و دستم را گرفته است. بی صدا با هم قدم زدیم. به مادرش رسیدیم. مادرش گفت:

-خانم دکتر را اذیت نکن.

-اذیتش نمی‌کنم  دارم باهاش میرم مدرسه

 

تازه فهمیدم پرهام دست "مرا" گرفته و هیچ اشتباهی هم در کار نبوده است. زانوانم سست شده بود و احساس می‌کردم ممکن است به زمین بیفتم.

 

دو تا از بچه‌ها به من گفتند کاش تو مامان من بودی. نه یک بار و نه دو بار. بارها وبارها و من هر دفعه بغض کنان به اتاقم پناه می‌بردم تا کسی ریزش اشک‌هایم را نبیند.

 

بچه‌ها مستقیم به منبع الهی متصل هستند. وقتی در کنارشان هستید، خواهی نخواهی قلبتان نرم و آرام می‌شود. آهای مامان‌ها، قدر امانت‌هایی که به دستتان سپرده شده بدانید. بچه‌ها، منبع خالص انرژی هستند.

 

در این پنج روز کاملاً احساس کردم همه بچه‌های دنیا، بچه‌های من هستند. فرزند نیاوردن، باعث محدودیت من نشده بلکه به من فرصت داده بدون مرزبندی مال من مال تو، عشقم را به همه کودکان، نوجوانان و جوانان دنیا بویژه ایران بتوانم تقدیم کنم.

 

خوش‌ترین خاطره این سفر را در این گزارش تصویری گنجانده‌ام. الان دارم می‌نویسم و گوله گوله اشک می‌ریزم. آیا دوباره این هشت کودک را خواهم دید؟

لینک مستقیم این فایل ویدیویی

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
FARZANEH-M

گیس گلابتون اشکمو درآوردین که...گریه

از این سفرنامه تون خیلی چیزا یادگرفتم به شخصه، مرسی که زحمت نوشتنشو کشیدین...بغل

یه دنیا گل تقدیم به شماگلگلگلگلگل

پاسخ
pushana

قشنگ بود. بچه ها! گلقلب

پاسخ
salehe.chem@yahoo.com

گیس گلابتون عزیز من خاطرات و سفرنامه هاتون رو خیلی دوست دارم چون اینجوری درسهاتون رو بهتر یاد میگیرم

پاسخ
گیس گلابتون

قلب
خودم هم این بخش را دوست دارم. چون درس و دستورات خیلی موثر نیست. وقتی در قالب داستان بیاید، مفیدتر است.
به علاوه من چالشهای خودم را به شما نشان میدهم. این که من یک آدم معمولی هستم و دارم خودم این درسها را هر روز تمرین می کنم.
و بعضی درسها را یاد نگرفته ام
متشکرم از فیدبک خوب شما

پاسخ
گیس گلابتون

قلب
خودم هم این بخش را دوست دارم. چون درس و دستورات خیلی موثر نیست. وقتی در قالب داستان بیاید، مفیدتر است.
به علاوه من چالشهای خودم را به شما نشان میدهم. این که من یک آدم معمولی هستم و دارم خودم این درسها را هر روز تمرین می کنم.
و بعضی درسها را یاد نگرفته ام
متشکرم از فیدبک خوب شما

پاسخ
سارانگ1

چه زیباااا... چه ریبا نوشتید، اشکم جاری شد. آفرین به شما.
کاش تو خواهر من بودی...

پاسخ
گیس گلابتون

خواهرت هستم عزیز دلم

پاسخ
maral.ahmadi

سلام خانوم دکتر عزیزم،اولش که شروع به خوندن این پست کردم یکمی هم تعجب کردم و هم یه کوچولو با عرض شرمندگی توی دلم خندیدم بهتون!ولی راست میگن که نباید زود قضاوت کرد...چون حین خوندن نتنها دلم گرفت تازه یکمی هم اشک ریختم!میدونیند قلب بچه ها خیلیی صاف تر و پاکتر از ما بزرگترهاست ...اونا هر وقت که بخوان می خندن هر وقت بخوان جیغ میکشن،بازی میکنن قهقه مزنن حتی گریه میکنن هر جا که بخوان پیش هر کسی از دوستاشون ...می خوام بگم هیچ سیاستی توی رفتار با دوستاشون ندارن ...کاش می شد وقتی هم بزرگ میشن همینجوری بمونن ولی این بشتر شبیه یه آرزو یا رویاست...
خانوم دکتر فکر میکنم اکثر ما توی زندگیمون یه چیزهایی یا یه چیزی هست که همیشه نداشتن اون توی دلمون آزار دهنده هستش یکی نداشتن بچه یکی قبول نشدن توی رشته ی دلخواه یکی داشتن یه مریضی...راستش به نظرم مهم بودن یا نبون اون موضوع از دید بقیه مطرح نیست،مهم اینه که اون موضوع چقدر واسه ی خود خود اون فرد اهمیت داره و آزارش میده اینجور وقتها همیشه آدم تهه تهه دلشون موضوع هست،می خوام بگم شما واقعآ تنها نیستید...ولی خوبی شما اینه که میدونید چجور با دل خودتون راه بیاید و انرژی تون رو برای کمک به بقیه بزارید،شما یه آدم موفق هستید خانوم دکتر...

پاسخ
atussa

آهای مامان ها قدر امانتهایی که به دستتان سپرده شده را بدانید.....
همین یک جمله شما من را به راه راست هدایت کرد
نه اینکه فکر کنید مادر نامهربانی هستم اما چند روز بود که هر کاری دخترم می کرد باعث عصبانیتم میشد و اون طفلکی هم تعجب می کرد چرا مامان اینطوری شده!
خیلی خیلی سپاسگزارم که به من داشتن این نعمت بزرگ را یادآوری کردین.
خدایا سپاسگزارم

پاسخ
gol

سلام گیس گلابتون عزیز اشکم در اومد زیبا نوشتید ولی شمابا راهنمایی های دلسوزانه خودتون در حق همه دختران وپسران این سرزمین نقش مادری دلسوز رابه خوبی ایفا می کنید کم نمی گذارید دوستون دارم

gol
پاسخ
Nahidsa

عاشقتونم خيلي خوبين خيلي...أشك ماهم مثل هميشه دراومد.اگه بخوام اعتراف كنم منم گاهي ته دلم ميخواست شما مامانم بودين:)

پاسخ
leyla.fd@gmail.com

چند وقتیه دارم به بچه ها درس میدم. دقیقا متوجهم چیزی که میگین. رابطه ام از روز اول خیلی باهاشون بهتر شده. گاهی دلم میخواد غرق بوسه شون کنم. البته اینکارو نمیکنم. به محض محبت کردن به یکی، بقیه تکون میخورن. انرژی عجیبشون شادم میکنه. هرچند کنترلشون خیلی انرژی میبره و حسادتها و تمامیت خواهی هاشون گاه کفرمو درمیاره... نقاشیهایی که برام میکشن و کارتهای تیچرز دی...

پاسخ
nilpar

سلام رسیدن بخیر گیس گلابتون عزیز قلبشما وپرهام چه کردین با دل منگریه... مطمئن باشین این فرشته ها همیشه ماموریتشون رودرست انجام میدن تاخانوم های مهربون بدون نی نی بدونن خدا خیلی هواشونودارهماچ

پاسخ
آن

سلام خوبی گیس گلابتون جان؟
اشکم وسط این متن جاری شد. من هم دختر داداشم میگفت دوست داره من مامانش باشم .اینو حتی چندین بار به مادرش گفته بود. من با بچه ها اروم میش مشاد میشم . خیلی راحت میتونم باهاشون بازی کنم .بخندونمشون . ارومشون کنم و از شون در انجام کارها کمک بگیرم با ذوق و شوق کارهامو انجام میدن. دخترای داداشم وقتی بچه تر بودن چند سال پیش وقتی داشتم لباسهام رو با دست تو حیاط میشستم . ( من بعضی لباسها رو با دست میشورم ) اومدن نشستن سر تشت و با هم لباسهای من رو شستیم کلی هم خندیدیم . راستش رو بخوای من با بچه ها راحت تر از بزرگترها ارتباط برقرار میکنم . البته وقتی بزرگترشون نباشه که منو ببینه من راحت ترم . یادش بخیر .
گل

پاسخ
kafshghermezi

از این نوشته تون (مثل همه ی نوشته هاتون) خیلی انرژی مثبت گرفتم خدا شما رو برای ما نگه داره و ان شاالله همیشه شاد باشینگللبخند

پاسخ
گیلاس

سلام عزیزم من خیلی دوست دارم مادر بشم 3 سالهازدواج کردم اما به خاطر شرایط مالی هنوز نشده ، اشک ریختم ولی مطالبت رو خودندم در پناه خدا باشی .

پاسخ
sahara57

سلام
اشکم سرازیر شد، احساسات مادرانه (شایدم کودکانه) ام غلیان کرد. جایی که شما میدوید تو اتاق تا کسی اشکتون رو نبینه منم با شما بودم لبخند

برعکس آدم بزرگها من خیلی راحت با بچه ها ارتباط برقرار می کنم. معمولا خود بچه ها به سمتم میاد و از سر و کولم بالا می کشن و دوست دارم من باهاشون بازی کنم. بدون اینکه کار خاصی انجام بدم، کاش آدم بزرگها هم همینطوری جذبم می شدنچشمک

پاسخ
Lotus77

وااای خدای من چقدر عالی بود.. لذت بردم.. من هم پا به پای نوشته تون بغض کردم..
و اینکه می بینم شما هم قدم به قدم پیش رفتید و درسها براتون ساده شده، حس خوبی برام داره. اینکه همه- حتی کسی مثل گیس گلابتون هم- بعضی جاها بیشتر تمرین می کنند تا نتیجه دلخواه رو بگیرن.. از خودم ناامید نشم و به خودم فرصت بدم و وسط راه رها نکنم..
ممنونمگل

پاسخ
amitis2017

چه خووووب که تغییر کردید من الان نمیتونم با بچه ها ارتباط برقرار کنم...... حس می کنم خودمم دوست ندارم واقعا..... شاید واقعا خوب نباشه این اخلاق....
منظورتون از آموزگارتون که بهتون گفت برو پارک روانشناستون بود؟

پاسخ
گیس گلابتون

خیر. ایشان روانشناس نیستند. بلکه معلم موفقیت هستند. من اجازه ندارم نام ایشان را بگویم. خودشان شخصا از من خواسته اند نامی از او در این سایت برده نشود.

پاسخ
amitis2017

چقدر خوب که از این دوستان دارید.
موفق باشن ایشالا.

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه