زندگی من مثل همه مردم، مجموعه‌ای از تلخ و شیرین است، ولی من انتخاب کرده‌ام شیرینی‌های زندگی‌ام را با شما سهیم شوم. هرگز خیال ندارم وانمود کنم هیچ مشکلی در زندگی ندارم و یا هیچ عیبی در رفتار و کردارم نیست. من یک آدم معمولی هستم. اگر بتوانم لحظه‌ای در روز، نور شادی و امید را به قلب شما بتابانم، وظیفه‌ام را در این دنیای زیبا انجام داده‌ام. ریختن چرک آب زندگی بر سر خواننده‌ها، کار ناشایستی است. به نظر من نویسنده‌ای هنرمند است که بتواند امید و شادی را به قلب مردم هدیه کند، وگرنه گله و شکایت از زندگی، کار ساده‌ای است.

مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
1390/08/20 00:00

یک روز شلوغ-3

بخش قبلی را اینجا بخوانید

قبل از سوار شدن به ماشین، یک قوطی ماءالشعیر می خرم. در ماشین می نشینم و شیشه را پایین می کشم تا قطره های باران به صورتم بخورد. ساندویچم را گاز می زنم و ماءاشعیر را جرعه جرعه می نوشم. این روزها ترافیک سنگین است. به احتمال زیاد کمی دیر به مطب می رسم، ولی اگر گرسنه سر کار بروم، نمی توانم به حرفهای بیماران خوب گوش کنم یا به درستی آنها را معاینه کنم. پس به آرامی و لذت غذا را می جوم. آنگاه ماشین را روشن می کنم و به ترافیک تهران می پیوندم.

پانزده دقیقه دیرتر از هر روز به مطب می رسم. همیشه اصرار دارم که پیش از بیمارانم در مطب باشم، ولی امروز دو بیمار منتظر نشسته اند. از صبح تا به حال فرصت دستشویی رفتن نداشته ام. از بیماران عذرخواهی می کنم و دو دقیقه مهلت می خواهم. بیماران جدید هستند و نمی دانند منظور من از دو دقیقه، به واقع دو دقیقه است! صورت شان در هم می شود.

روپوش سفیدم را پوشیده ام و پشت میز منتظر بیمارانم هستم. یکی یکی وارد می شوند. جلوی پای شان بلند می شوم و سلام می کنم. از تعجب آنها دلم می گیرد. چرا بیماران انتظار ندارند پزشک به احترام آنها از جا برخیزد؟ مگر آنها مهمان خانه من نیستند؟ دلم می خواهد بتوانم از تک تک بیمارانم در مطب با آب میوه یا چای و بیسکوییت پذیرایی کنم. دلم می خواهد تحمل نگرانی بیماری را با مختصر پذیرایی و خوشامدگویی ساده تر کنم.

ساعت نه شب به خانه برمی گردم. تنم درد می کند. همسرم در را برایم باز می کند و با محبت صورتم را می بوسد و بغل می کند. آغوش او تنها جایی در دنیاست که می دانم همیشه به روی من باز است و با مهر مرا در خود جا می دهد. چای دم کرده است. لباس عوض می کنم. دست و صورتم را می شویم. دو تا لیوان چای می ریزم. دو پرتقال و دو سیب در بشقاب می گذارم. خرما را در کاسه کوچکی می ریزم و کنار دست همسرم می نشینم. جرعه جرعه چای می نوشم و با او گپ می زنم. ساعت ده شب برنج کته بار می کنم تا غذای فردا آماده باشد.

روز سنگینی بود. می دانم که کار زیاد و طولانی، خلاقیت را کور می کند. فردا صبح در خانه خواهم ماند و پشت لپ تاپ می نشینم و تایپ خواهم کرد. هنگام نوشتن برنامه فردا، لبخند می زنم.

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
جهان سادات

عزیزم دقیقا" منم یه جایی رفتم که پزشک به احترام من بلند شد برای منم خیلی جالب و غیر قابل تصور بود.ممنون که کودک درون آدمها را میبینی و به اونها نوازش میدی تا احساس امنیت کنند.ماچماچ

پاسخ
مهدیس

سلام خانوم دکتر موفق باشیدگل

پاسخ
آیدا

چه حالی خوبی داشت خوندن پستت:)
راستی من برای مادر شوهرم از مطبت وقت گرفتم. هفته پیش ویزیتش کردی.
و در ضمن خیلی برام جالب بود. من و آقای خونه هم تو همون محضر ازدواج کردیم که شما هم ازدواج کردید.

پاسخ
گیس گلابتون

مادرشوهرت؟ وای...خدا کنه که راضی باشد. آیدا من و تو وجه اشتراک زیاد داریم. خودت می دانی. بارها گفته ام.

پاسخ
سمان

به به آنی جونه همیشه شاد و مهربون و خوش اخلاقه خودمون عاشق برنامه ریزی و تدبیرتم که انقد به فکره مریضا هستیبغلماچ

پاسخ
الناز

ایکاش من هم روزهایی که با خستگی میرسیدم خانه کسی بود تا مرا در آغوش بگیرد و به من خوش آمد بگوید. کسی که آغوشش فقط مال من بود... ایکاش او تنهایم نمی گذاشت... کاش ترکم نمیکرد... گیسو جان من برنامه بهترین سال زندگی را دریافت کرده ام اما هنوز در سوگ م. هنوز در حال عزاداری برای کسی هستم که خیلی دوستش داشتم ولی او یک ایده ال گرا بود که من در چهارچوب ایده ال هایش نبودم... هنوز منتظرم. نمیدانم با این انتظار چه کنم! آیا بهترین سال زندگی برای من جواب خواهد داد؟

پاسخ
گیس گلابتون

درس بخشش را خیلی تمرین کن. نه فقط یک هفته. هم خودت را ببخش و هم او را. رها کن انتظار را. دنیا پر از آدم های خوب است.

پاسخ
ملیحه

سلام گیس گلابتون عزیز
خسته نباشید
من امروز پول دوره بهترین سال زندگی رو به حسابتون واریز کردم.ایمیل موررد نظر رو هم فرستادم
بی صبرانه منتظر درسهاتون هستم
با تشکرماچگل

پاسخ
yagish

عاشقتم به خدا . من همیشه از دکترها بدم می امد. از بس گند دماغ هستند. البته سابقه دارم می گم ها ،دایی ام فوق تخصص نمی دانم چی دارد. رئیس دانشکده پزشکی است. همه را از بالا نگاه می کند.از ادمها فقط رتبه کنکور و رتبه دانشگاه به یادش می ماند . به هیچی کی
احترام نمی ذاره . همه همکارهایی که من دیدمشان همین طوری هستند.
تازه بدتر از اون زن دایی ام . فوق تخصص .. دارد. یه بیماری روحی داشت نتونست تحملش کنه و خودکشی کرد.
خلاصه پرونده دکترا خیلی خراب بود. از وقتی با شما اشنا شدم به این باورم یقین پیدا کردم که ادمها را باید جدا از شغلشان و موقعیت اجتماعی شان بررسی کنم خواستم به خاطر مهربون بودنتان ، خوشحال بودنتان ، متفاوت بودنتان بهتون بگم دوستتان دارم. عاشقتونم. ازتون انرژی می گیرم.
خوش به حال پسر که همچین زن مهربونی کنارش داره

پاسخ
فاطمه بهار

کاش بشه یه روز، نه روزها؛ دستمو بزارم تو دست کسی که دوستش دارم و تو بارون بهار راه برم./کاش آغوشی پیدا بشه که بدونم همیشه برام بازه و برام امن ترین جای دنیاست...

پاسخ
الهام

خدا قوت خانمی :-)

پاسخ
خانمی

خداقوت گیس گلابتون خوبم قلب

از اون دو جمله ای که به راننده گفتی جهت امر خطیر باز کردن چهره مد نظر استفاده میکنم!مغرور متشکرمپلک

پاسخ
ریحانه

عاااااااشششششق این سه تا پست اخری شدم به ویژه اگه نه که همیشه با یه دنیا عشق نوشته هاتو میخونم

پاسخ
نرجس

خدا قوت خانم دکتر! لبخند

پاسخ
صبور

دست
آرامش داشت این سه تا پست و لبخند با وجودیکه پرکاربود و سخت قلب

پاسخ
ترنم

یکی از پروزه های من در مورد محیط مطب ها و ارتباط با بیماران بود پیدایش کنم نکاتی از آن را برایت می فرستم.(چون مال مشتری دیگری است) اگر در این خصوص کاری از دستم بر می امد بهم بگو.

پاسخ
گیس گلابتون

هر کس به مطبم می آید، من پز تابلویی که برایم کشیدی را بهش می دهممغرور

پاسخ
گلابتون بانو

این ترافیک آخر سال واقعا اعصاب خرد کنه. هر چند بارونش خیلی می چسبه!
این جوری که میگی آدم هوس می کنه اگه خدای نکرده مریض شد بیاد پیشت! اگه اومدم حتما ازم پذیرایی کن!!!نیشخند
امیدوارم روزهای آخر سالت سرشار از آرامش باشه.

پاسخ
گیس گلابتون

حالا حتما باید مریض شی که بیای پیشم! خب بیا دیگه!

پاسخ
ساده

دوستت دارم.مرسي كه يه‌روز شلوغتو توصيف كردي.دعا مي‌كنم هرروزت بهتر از ديروزت باشه.ماچقلب

پاسخ
نیره

برای من هم روز پر کاری بود. خسته نباشی.

پاسخ
bigmom

azizam kheili khoobe ke inghadr doctore khoobi hasti,,,man az bachegi arezoom bood ke pezeshk basham va be arezoomam residam ,manam marizamo kheili doost dashtam ama nashod ke edameh bedam,,,ishala hamishe shado salamat bashi golamگل

پاسخ
نکته نظر

خدا قوتت بده گیس گلابتون عزیزم......
کاش من هم در این روزاهای بهاری نزدیکه عید اونجا بودم.......

پاسخ
مسافر

موفق باشید

پاسخ
سارا

تبریک میگم
ئ خیلی به داشتن چنین خانم دکتر و هموطن و دوست نازنینی افتخار می کنم پر شدم از انرژی و بار سنگین کلمه وظیفه تو ذهنم شکست چون یه دردم این بود که از باید ها فراری بودم ولی وظیفه ای که اینجوری توصیفش کردی پر از عشق و شادابیه نه تکلیف و اجبار
مرسیییییییییی که ما رو هم تو این روزهای شلوغ و قشنگت سهیم کردی عزیزممممممممم

پاسخ
گلابتون

نمیدونم فقط من اینجوریم یا بقیه هم مثل من ازخوندن روزانه های دیگران لذت میبرن؟

پاسخ
سولماز

از خوندن مطالبتون لذذذذذذت میبرم. منم یه خانوم دکتری رو میشناختم که به احترام مریضش همیشه از جاش بلند میشد. حتی به احترام من که جای نوه اش هستم. خیلی دلم براشون تنگ شده خیلی!

پاسخ
دریا

گیس گلابتون عزیز و نازم
شروع کرده ام به خواندن کتاب "چهار اثر" فلورانس اسکاول شین که سالها پیش خوانده بودم. عملا همه چیز یادم رفته بود. الان آرامش گمشده ام را پیدا کردم و دارم از زندگی لذت می برم.
دارم کارهای مثبت و خوبی می کنم و دست برداشته ام از بی حوصلگی و رخوت و سستی و تنبلی.
پیشاپیش سال نو مبارک.
راستی من همیشه می خوانمت حتی اگز کامنتی نگذارم. شاد و سلامت باشی.

پاسخ
گیس گلابتون

آی زنده باشی نازنین

پاسخ
ناتاشا

سلام خانم دکتر عزیزم
به عنوان یکی از بیماراتون واقعاٌ باید بگم از نظر رفتار و برخورد با بیمار، نمونه هستید. دوستتون دارم. موفق باشید.

پاسخ
گیس گلابتون

همیشه آرزو داشتم که در موردم این حرف گفته شود. ممنونم که آرزوی مرا برآورده کردی نازنینگل

پاسخ
مهری

سلام خدا قوت عزیزم با این همه کار و خستگی شام نمی خوری.

پاسخ
گیس گلابتون

ساده جون
در جواب سوالی که پرسیدی، باید بگویم تمرین بخشایش هم در دوره بهترین سال است و هم به صورت جداگانه و مفصل تر به نام پاکسازی روح. چون تازه واردی جواب دادم. وگرنه دوستان می دانند که کامنت بی ارتباط به موضوع تایید نمی شود. خوب باشی.

پاسخ
ساده

قلببغلمرسي كه جواب دادي خانومي!

پاسخ
نوا

سلام گیس گلابتون نازنین، نوشته هاتون خیلی قشنگند به دل می شینند، دکترایی مثل شما محرم دل مریضاشون، ارامش بخش و بسیار دوست داشتنی اند. به خاطر همه خوبی هایتان چه برای بیماراتون چه برای خواننده هاتون بهتون تبریک میگم و بسیار ممنونم. خدا قوتگل

پاسخ
.roya

چقدر بیکار بودن خوبه!
پایان نامه سنگین،طرح، آزمون دستیاری،..
مامانم رفته سرکار، میز سحر را جمع کردم، به گلدونام آب دادم. باخیال راحت نوشته های شما را میخونم و لذت میبرم. کاش بازم نوشته های این سبکی داشته باشید، ازتون خیلی چیزها یاد میگیرم!
چقدر این بیکاری را دوست دارم، هرچند میدونم فوقش 1هفته دوام میارم:)

پاسخ
سيمين

شرمنده ام كه بگم وقتي دكتري جلوي پاي من بلند مي شه فكر مي كنم اينم يه حقه ي تازه است براي سركيسه كردن بيمار و البته بگم فقط يكي دوبار شاهد چنين چيزي بودم تعجب مي كنيد اگه بگم يكبار وقتي وارد اتاق دكتر مي شدم درحاليكه تلفن دستشون بود با حركت دست گفت بيرون باشيد صداتون مي كنم طرز حركتشون تأثير بدي روم گذاشت ديگه پيششون نرفتم هنوزم كه يادم مياد ناراحت مي شم خانم دكتر ديگه اي هم بود كه با پوزخند بهم گفت خب قصه ي تو چيه؟ تعريف كن ولي خلاصه حتي پنج دقيقه وقت صرف من نكرد ولي كلي خرج روي دستم گذاشت با نسخه اي كه برام نوشت پيش اون هم ديگه نرفتم هيچوقت نفهميد براي رسيدن به مطبش يه خيابون طولاني يه طرفه رو با زانوي دردناكم طي كردم و با حالي خراب و ناراحت از مطبش بيرون اومدم خاطه را زياده خانم دكتر عزيز همكاران شما سوگند بقراط رو فراموش كرده اند!

پاسخ
گیس گلابتون

بله. شما حق دارید از بی ادبی و بی محلی ناراحت شوید. حالا چه پزشک باشد و چه بقال. ولی دوست عزیز، ممکنه بدانم چرا وقتی به شما احترام گذاشته می شود مشکوک و مظنون میشوید؟ آیا رگه ای از پارانویا در شما وجود دارد؟

پاسخ
برچسب ها : 
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه