مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
آدم‌های شاد و موفق
1396/03/03 12:45

گزارش همایش زن جذاب 1396

جمعه 29 اردبیهشت، همایش زن جذاب برای دهمین بار با موفقیت اجرا شد و این گزارش آن:

 

ما از اول سال داشتیم خود را برای همایش آماده می‌کردیم. به همین دلیل تحت فشار نبودیم و کارها راحت پیش می‌رفت. فقط یک هفته سخت گذشت: همان هفته‌ای که همزمان فروشگاه بازگشایی و  ثبت نام همایش زن جذاب آغاز شد، وگرنه بطور کلی ما آرام آرام و سر فرصت برای همایش آماده شدیم. روز چهارشنبه 27 اردیبهشت، وسایل همایش را در کارتون‌ها قرار دادیم. پنجشنبه آزاد بودیم. من روز پنجشنبه، آرایشگاه رفتم، کیک پختم، کتاب خواندم و نوشتم. یادداشت‌ها و عکس‌های همایش را هم مرور کردم. این یکی زیاد طول نکشید چون فقط سه یادداشت کوچک و پنج عکس داشتم.

 

ساعت نه شب به رختخواب رفتم و چراغ را خاموش کردم. مگه خوابم می‌برد! تمام روز استراحت کرده بودم و خسته نبودم. هیچ شبی هم زودتر از ده و نیم نمی‌خوابم. این دنده شدم، آن دنده شدم، طاقباز خوابیدم، دمر خوابیدم. بالش را روی سرم گذاشتم، بعد زیر سرم گذاشتم. نمی‌دانم ساعت چند بود که بلند شدم و فال تاروت گرفتم. یک بار برای آقای شوشو و دو بار برای خودم. چندین سال بود به ورق‌های تاروت دست نزده بودم، نمی‌دانم چرا به سراغشان رفتم. دردسرتان ندهم که بالاخره ساعت پنج صبح شد و من از تلاش برای خوابیدن خلاص شدم. نگران نبودم ها. ذوق داشتم. عین بچه‌ها ذوق داشتم. انگار بچه‌ای هستم که قرار است در جشن بزرگی، دوستان عزیزش را ببیند و کلی بازی کند.

 

ساعت شش و نیم صبح، راننده آژانس دنبالم آمد. به دفتر رفتیم و کارتون‌ها را به ماشین منتقل کردیم. آسانسور دفتر خراب شده بود و کارمان را با مشکل روبرو کرد. جاده خلوت بود و ساعت هفت و نیم به سالن همایش رسیدیم. نگهبان را بیدار کردیم و غرغرش را درآوردیم. البته من نگذاشتم دلخور بماند و از دلش درآوردم. وقتی همایش تمام شد، او با لبخند برای ما دست تکان می‌داد.

 

برخلاف همایش قبلی که همه چیز بهم گره خورده بود و من داشتم از شدت نگرانی هلاک می‌شدم، این بار، اوضاع آرام و عالی بود. ما از ساعت نه صبح کاملاً آماده بودیم و البته سر ساعت ده، همایش را آغاز کردیم. دفعه قبلی حتی چیدن چهار تا سی دی و کتاب برای فروش، دو ساعت کامل طول کشید. اغراق نمی‌کنم. همکارم از ساعت هشت صبح تا ده صبح داشت فروشگاه می‌چید! آخرش خودم رفتم و بقیه‌اش را چیدم. ولی این بار آنقدر کارها زود و عالی انجام شد که نمی‌دانستم با یک ساعت وقت اضافی چه کار کنم. بالای سن، روی صندلی نشسته بودم و دو تا شستم را دور هم می‌چرخاندم.

 

در پایان همایش، مهمان افتخاری برایمان حرف زد و از تجربه شیرینش گفت تا بقیه دوستان را دلگرم کند. مهمان افتخاری ما، یک تازه عروس بود. تازه عروسی که در همایش زن جذاب 1395 شرکت کرده بود. حرف های شیرین تازه عروس با استقبال زیاد دوستان روبرو شد. همایش ساعت 4:10 تمام شد، ولی من تا 4:30 به صورت رسمی و تا ساعت 5 به صورت غیررسمی داشتم به سؤالات دوستان پاسخ می‌دادم. یعنی تا ساعت 4:30 روی سن بودم و میکروفن داشتم، ولی تا ساعت 5 ، پایین سن و بدون میکروفن سؤال و جواب داشتیم. دوستان عزیز شرکت کننده، هنگام خروج از سالن، هدیه‌هایی به عنوان یادگاری، دریافت کردند.

 

برگه‌های نظرسنجی هم تکمیل شد. بیشتر نمره‌های نظرسنجی ده و نه بود و این موضوع باعث افتخار من است. بویژه که یکی از دوستان نوشته بود کاش همایش از ده صبح تا ده شب ادامه داشت. قند در دلم آب شد که یک نفر حاضر است 12 ساعت در یک همایش آموزشی بنشیند. تقریباً همه دوستان دلشان می‌خواست زمان پرسش و پاسخ بیشتر باشد. یعنی بیش از یک ساعت؟؟؟ این که دیگر همایش نمی‌شود، جلسه پرسش و پاسخ است. یکی از دوستان به همایش نمره شش داده و در توضیح نوشته است:

  • سخنرانی خوب بود
  • برنامه خوب بود
  • نکات کلیدی خوبی گفته شد
  • امکانات سالن خوب بود
  • مسئولین برگزاری خوب بودند
  • فهمیدم که .... (موضوع مهمی را در مورد خودشان کشف کردند)

 

من همینطور می‌خواندم و حیران شده بودم پس چرا به همایش نمره شش داده. آهان! دلیلش این بود:

  • کاش آدرس محل همایش بهتر اطلاع رسانی می‌شد چون من برای پیدا کردن محل همایش دچار مشکل شدم.

 

ولی من، آدرس دقیق محل، همراه با نقشه، با لینک گوگل مپ، حتی راهنمای آمدن به همایش با تاکسی، ماشین شخصی یا مترو را در اختیار شرکت کنندگان قرار داده بودم. سالن در خیابان اصلی قرار دارد و در کوچه و پس کوچه‌های عجیب و غریب پنهان نیست. ولی باشد دوست عزیز، ممنونم که نوشتید. حتماً فکر می‌کنم و راه حلی برای این موضوع پیدا خواهم کرد.

 

همایش که تمام شد ما وسایل را جمع کردیم، سوار ماشین شدیم و به سمت بومهن راه افتادیم. جاده خلوت بود. راننده، پیرمردی سفیدمو و خوش اخلاق بود. رنگ و روی پریده مرا دید و گفت: "خانم دکتر، به صندلی تکیه بده و بخواب. ریلکس ریلکس. استراحت کن." اخلاق خوب، نعمت است، هم برای خود آدم و هم برای اطرافیان. ساعت شش بعدازظهر به بومهن رسیدیم. آسانسور خراب بود و باید کارتون‌ها را از پله‌ها بالا می‌کشیدیم. ساعت شش و نیم در صف انتخابات ایستادم و ساعت هشت توانستم رأی را به صندوق بیندازم. از بس که خسته بودم، نزدیک‌های صندوق، سرم گیج می‌رفت. ولی هرطوری بود خودم را به صندوق رأی رساندم. روز شنبه با شنیدن خبر خوش نتیجه رأی گیری، خستگی از تنم رفت. خدا را شکر! هم همایش زن جذاب بخوبی برگزار شد و هم نتیجه انتخابات خوب بود.

 

از همه شما عزیزانی که افتخار دادید و در همایش زن جذاب شرکت کردید، سپاسگزاری می‌کنم. بودن در کنار شما، باعث افتخار من است. حضور شما، قلب مرا لبریز از شادی می‌کند.

از دوستان حلقه هدف که با روی خوش و قلب مهربانشان، میزبان عزیزان شرکت کننده بودند، تشکر می‌کنم.

از مسئولین سالن که با پذیرایی عالی و سمعی بصری خوب، فضای آموزشی مناسبی را برای ما فراهم کردند، ممنونم.

 

 

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
Firuze

سلام خانم دکتر عزیز
خسته نباشید و خدا قوت
به عنوان یک زن ایرانی از شما ممنونم که آنچه را زنان مملکتم باید بدانند و نمیدانند و در هیچ مکتب و مدرسه ای هم یاد داده نمیشود به آنها می آموزید
چه راه ارزشمندی را انتخاب کرده اید، خدای بزرگ یار و یاورتان باشد
شاد و برقرار باشید

پاسخ
گیس گلابتون

سپاسگزارم

پاسخ
Raha-gh

سلام خانم دكتر حان عزيز و دوست داشتني
من در همايش شركت كردم و نكات خوبي و ياد گرفتم، روز انتخابات بود به سختي خودمو رسوندم ولي اومدم بالاخره
نو عروس هم كه در آخر صحبت كردند خيلي خوب بود
كاش زودتر در اين همايش شركت كرده بودم
دوستتون دارم

پاسخ
گیس گلابتون

خوشحالم تشریف آوردید. باعث افتخار من بود

پاسخ
_sepideh_

سلام به گیس گلابتون عزیز
من هنوز در همایشها شرکت نکردم ولی پارسال که ناهماهنگی پیش اومد خیلی براتون ناراحت شدم.خداروشکر که امسال به شکل دلخواهتون پیش رفته.امیدوارم به زودی در کشور ما هم سرویس دهی خوب یه امر عادی و ضروری تلقی بشه

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم

پاسخ
moradi63

سلام خانم دکتر خسته نباشید .من 33 ساله ام و مجرد کتاب تون رو خریدم و تمرین ها رو 20 روز هست انجام میدم منتظر بودم تا زمان همایش رو اعلام کنید تا منم شرکت کنم ولی وقتی قیمت همایش رو دیدم واقعا شوکه شدم فکر نمیکردم هزینه شرکت تو همایش اینقدر بالا باشد من به همین دلیل نتونستم شرکت کنم با وجود اینکه خیلی دلم میخواست صحبت های شما رو بشنوم .به هر حال کاش یه فکری هم برای افرادی مثل من میکردید که هزینه براشون بالاست .ممنونم موفق و موید باشید .

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. من یک راه حل برای شما دارم: الان که حدود قیمت همایش ها را می دانید، چون به شرکت در آن اهمیت می دهید، برای شرکت در آن پس انداز کنید. یک سال وقت دارید. و یک سوال از شما: قیمت این همایش نسبت به چه زیاد است؟

پاسخ
amitis2017

خانم دکتر چند نفر تونستن توی همایش شرکت کنن؟
تاریخش برای من شهرستانی خوب نبود و خورده بود به انتخابات شورای شهر و ریاست جمهوری و خانوادم مخالفت کردن که بیام تهران اون روز.
لطفا ازین به بعد تاریخ همایشا رو یه روز بدون چالش بزارید و پیشنهاد می کنم این همایشو دوباره تکرار کنید امسال در نیمه دوم سال.

پاسخ
گیس گلابتون

ممنونم. من هروقت همایش بگذارم، برای عده ای مناسب نیست. همزمانی همایش و روز انتخابات اتفاقی بود. اول من روز همایش را تعیین کردم و بعد روز انتخابات تعیین شد. امسال هم به اندازه پارسال شرکت کننده داشتیم. یک سوم شرکت کنندگان از شهرهایی غیر از تهران بودند. انشاالله سال دیگر شما هم تشریف خواهید آورد.

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه