دوست عزیز و دوست داشتنی من
آیا دوست داری خاطره‌های شیرین و الهام بخش خود را برای ما تعریف کنی؟
ما که خیلی دوست داریم داستان شیرین آشنایی با همسر، ایجاد یک کسب و کار پرسود، شفای بیماری و یا هر خاطره الهام بخش تو را بخوانیم. شما می توانید خاطره خود را به آدرس زیر ایمیل کنید: gisgolabetoon0@gmail.com
لطفا در موضوع ایمیل بنویسید
: «خاطره الهام بخش »

مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
نوشته های زیبای شما
1390/08/20 00:00

قصه ای از طرف پیراشکی عشق

مدتها بود میخاستم یه همچین پستی بنویسم. در مورد ازدواج کردن و اینکه کی زمان ازدواج هر کسی میرسه. وبلاگ گیس گلابتون عزیز این حسو در من تقویت کرد که کمی هم در اینباره حرف بزنم.
من از وقتی دختر دبیرستانی بودم این موضوع در ذهنم نهادینه شده بود که در 25 سالگی ازدواج میکنم! بعد از چند سال این باور تبدیل شد به اینکه من در 25 سالگی شخص مورد نظرم رو می یابم ینی یافتن نیمه گمشده! انقدر این باور در من قوی بود که ناخوداگاه همه ی اطرافیانم هم باورشون شده بود که در 25 سالگیه من اون اتفاقی که باید بیفته میفته! و دقیقا در 25 سالگیه با آقای میم آشنا شدم...
اگه از خواننده های قدیمی اینجا باشید حتما این حرف من براتون آشناست اینکه میگفتم از همون قرار اولی که با آقای میم داشتم ته دلم قرص و محکم بود که ایشون همون کسیه که باید باشه! شاید به نظر عجیب بیاد بااینکه خیلی سعی میکردم دچار توهم و خوش خیالی نشم  ولی ته دلم یه چیزی میگفت همینه! و اون روز اولی که باهاش رودر رو و چشم تو چشم شدم وقتی داشت از تصمیمات آینده اش میگفت وقتی داشتم به دستاش نگاه میکردم یه چیزی درون من میگفت این دستها برای توعه! برای زندگیه تو برای نوازش تو و تو با این دستها حالا حالا ها کار داری!

اولین قرار ما فروردین 89 بود و آشنایی اولیه مون با همدیگه در بهمن-اسفندماه 88 اتفاق افتاده بود. و البته یه موضوع عجیبه دیگه و اون هم اینکه من در دی ماه 88 در خواب دیدم که آقای میم داره به سمتم میاد . حتی پلیوری که تو خواب پوشیده بود رو کامل به یاد دارم. و همینطور درخشش زنجیری که به گردنش بود. (این پلیور سفید رنگ برای من خیلی مقدسه چون ماهها قبل از اینکه اتفاقی بیفته به من نوید خیلی چیزها رو داد بود و همون نشونه ای بود که تو کتاب کیمایگر میگه به دنبال نشانه ها باش و درک کن نشانه ها رو) البته باید خیلی مواظب بود که آدم دچار توهم و خوش خیالی نشه و  احساساتی برخورد نکنه. و من سعی کردم در طول پروسه ی آشناییم با آقای میم منطقی باشم و باهمه چی منطقی و عاقلانه برخورد کنم.

بذارین از 25 سالگیم بیشتر بگم. من تو 25 سالگی یه سری تغییرات رو در خودم دادم و همینطور در خونه مون و در مادر و خواهرم حتی! دکوراسیون اتاقم از دکوراسیون اتاق یه دختر مجرد که پر از عروسک و چیزای خوشگل و فانتزی و جینگیلی مینگیلی پره تبدیل شد به جایی که منتظر ورود یه نفر دیگه ست! یه کسی که قرار شریک من باشه و بیشتر از همه حال و هوای اتاقم باید این موضوعو نشون بده که من الان آماده پذیرش یه نفر هستم و امادگی دارم برای انتخاب شریک زندگیم و ازدواج با اون. نمیدونم میتونم منظورمو دقیق بگم یا نه. جوری رفتار میکردم که انگار همین روزها قراره شاهزاده سوار بر اسب من برسه! به مادر وخواهرم هم این موضوع رو تلقین کرده بودم. حتی تو خریدهایی که میکردم برای خودم این نکته رو در نظر میگرفتم که مثلا این کیف و کفشی که میخام بگیرم آیا مناسب پوشیدن و سر قرار رفتن با خواستگار من هست یا نه؟! حتی لباسهامو با این فکر میخریدم که میخام در خونه ی همسر آینده ام و جلوی خانواده ی اون بپوشم. باید شیک باشم . از دنیای کتونی و کوله پشتی و رنگین کمونی اومدم بیرون!

(البته الان هم هر وقت اراده کنم میتونم با کتونی و کوله پشتی به شکل یه دختر دانشجوی مجرد دربیام!)

هنوز هم خیلی از مهمونی هایی که میرم با لباس و کیف و کفشایی هست که تو اون دوران خریدم چون کاملا مناسب یه خانوم تازه ازدواج کرده جوون خوش تیپ میخریدم!

حتی برای تغییر دکوراسیون خونمون نظر میدام که مثلا مبلمان باید عوض شه و یا چیزایی دیگه که همه چی اماده ومهیا باشه!

اگه میخاهید و دوست دارید ازدواج کنید باید اول این باور رو در خودتون پیاده کنید و باورتون این باشه که مثلا تا فلان تاریخ و با فلان سن حتما ازدواج میکنید. حتی دکوراسیون اتاقتون هم باید این موضوع رو نشون بده که شما مهیا و پذیرای ازدواج هستین. وقتی میرید مرکز خرید چشمتون دنبال عروسک خریدن و حیووونای پولیشی خریدن برای اضافه کردن به کلکسیون اتاقتون نباشه! به جاش یه جفت ماگ جفت بخرید  با طرح قلب و لاو وعشقبازی! اونوقت دیگه بقیه اش با کائناته. کائنات جذب میکنه به سمتتون کسی رو دوست دارید در کنارش بشینید و داخل اون ماگها با هم قهوه بخورید.   

گیس گلابتون در و بلاگش طرحی ور راه انداخته بود که دختران مجرد با نوشتن اسمشون و تاریخ مدنظرشون برای ازدواج و یافتن شریک زندگیشون مشخصاتشونو ثبت میکردن. و بعد از اون هم بارها و بارها گیس گلابتون عزیز در وبلاگش خبرهای خوبی از این نتیجه دادن این اقدام درج میکنه.

نویسنده: پیراشکی عشق
http://metoyou10.blogfa.com 

 

 

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
daronadaram

واااااااییییییییییییی چقد ذووووووق کردم ایشالا خوشبخت تر بشییییییییی
منم تا چند مدت دیگه داستان آشنایم رو مینویسم ایشالا به زودی زودقلببغل

پاسخ
ابی چون اسمان

خیلی جالب بود.یه مطلبی میخواستم بگم البته به این داستان بی ربط است ولی شاید به نوشته ها ربط داشته باشه اینکه دقت کردم بیشتر نویسنده های مطلبی حالا چه این جا چه جای دیگه و تو پیام های کوتاه خیلی هست که املا رو رعایت نمی کنند البته پیش میاد ادم گاهی اوقات حواسش نباشه اما اکثرا به خاطر عجله رعایت نمی کنند و سریع میخوان مطلب رو بنویسند و احساس میکنند رعایت نگارش وقت گیره البته یکی دوبار بی مورده اما اینکه به دفعات یک اشتباه تکرار میشه خیلی زیبا نیست الان خواهر خودم مغز کامپیوتره و وبلاگ نویسه اما انقدر به این موضوع بی اهمیت بوده که واقعا یادش رفته که املای صحیح خیلی کلمات رو، اگه بشه واقعا تا اونجای که میتونیم به نگارش مون اهمیت بدیم تا یه کلمه به اشتباه رایج نشه مثلا فک کن به جای فکر کن ینی به جای یعنی.
البته اینها همه خواهشی بود برای ادبیات زبانمون ممنون

پاسخ
lk

عالللللللی البته من قبلا هم تو وبلاگ پیراشکی عشق اینو خونده بودم و مثل سایت شما انرجی مثبتی دارن ایشونقلب

پاسخ
roze-zard

و من خونه ی رویایی دارم. با همسر رویایی.... ولی واقعیت الان من ازش دوره. خیلی دور...
نه که تلاشم رو نکرده باشم که بینی و بین الله هرچی در توانم بوده کردم.... ولی گاهی واقعا نمیشه. واقعا نمیشه...

پاسخ
admin

هر چه در توانت بوده، نکردی یا شاید از راه غلط تلاش کرده ای. اگر من بخواهم به اصفهان بروم، باید از تهران به طرف جنوب حرکت کنم. اگر به طرف شمال بروم به اصفهان نمی رسم.
خانه و همسر که خواسته خیلی بزرگی نیست که نشود به آن رسید.

پاسخ
roze-zard

بله. آدمی زاد هستم و محدود در مکان و زمان. گاهی بهترین مسیر میفهمی اشتباه بوده. اما به این معنا نیست که کم کاری کردی. به این معنا نیست که راهنمایی نگرفتی. به این معناست که راهنماهای خوبی نداشتی و هنوز اونقدر تجربه نداشتی که بتونی درست تر رفتار کنی. به این معنا که انسان در گذر زمان ارتقا پیدا میکنه.
گرچه برای همون مسیری که رفتی هم بسیار هزینه کردی و دادی...
گلابتون جان ما محدود در زمان هستیم. من تا 40 سالگی میتونم بچه دار شم. اما وقتی بعد از 40 سالگی تازه میفهمم چطور باید ازدواج کنم، باید خیلی از حقایق رو بپذیرم. باید بپذیرم کودکی نخواهم داشت.
آرزوهای من و خواسته های الان من بسیار از من دور هستن چون حتی زمانی که 100% تلاشم رو کردم و دل بریدم رفتم، دیدم "خانواده" رو از دست میدم.
نگید نخواستی یا اشتباه رفتی یا .... هم خواستم، هم در حد خودم درست رفتم. منتهی گاهی خواسته ما آدمها در تقابل کامل با یک خواسته ی مهم دیگه قرار میگیره. وقتی ته ته تمام شکست ها، مردت رو پیدا میکنی و میبینی خانوادت رهات میکنن، و میبینی چون رها شده هستی فردا توی زندگی مشترک هزاران مشکل پیدا میکنی.... وقتی توی خانواده خودت هزاران مسائل "دختر" بودن رو یاد نگرفتی و همین باعث دوری تو و مردت میشه... و تو محکم ایستادی در برابر مشکلات و همیشه داری یاد میگیری وخودت رو به روز میکنی، ولی مردت حوصله صبر نداره و میره....

کوتاه بیاین. هنوز میگید همه زندگی دست خودمه؟؟؟؟

نه. من محکم میگم همه زندگی دست ما نیست. سعی میکنیم بسازیمش و از هیچ تلاشی دریغ نمیکنیم، اما همه زندگی دست ما نیست.

پاسخ
admin

گل من، گفتی همسر و خانه، گفتم این دو را می توانی براحتی به دست می آوری. حتی اگر الان پنجاه ساله باشی. حتی فرزند هم می توانی داشته باشی. چه خودت و چه فرزندخواندگی. البته اگر دوست داری به جای رسیدن به خواسته هایت، بنشینی برای خودت دل بسوزانی یا به من ثابت کنی که نمی شود، هرجور راحتی. خود دانی. این زندگی توست. هرجور دوست داری آن را طی کن.
بهرحال ممنونم که نظرت را نوشتی. در آینده هم ما را از نظراتت بی بهره نگذار. بوس

پاسخ
yalda

منم برای این دوستمون آرزوی خوشبختی و سلامتی دارم.گل
مرسی از بابت انرژی و امیدی که به ما مجردین دادیلبخند
"شهناز"

پاسخ
metoyou10

گل

پاسخ
*unique*

سلام.راستشو بخواین من زیاد قبول ندارم که هرچیو به خودت تلقین کنی برات اتفاق می افته

پاسخ
metoyou10

بازم تشكرميكنم بخاطر درج اين مطلب در وبسايتتون. از روزي كه اين مطلبو درج كرديد خواننده هاي زيادي به وبلاگم اومدن و اكثر قريب به اتفاقشون گفتند كه با خوندن نوشته هام حس خوبي بهوشن دست ميده ... و اين براي من يه موهبته كه باعثش شما بودين! گل (پيراشكي عشق)

پاسخ
مینو123

چقدر عالی بوووود.بازم مرسی مرسی مرسی
راستش منم یه مدته تمریناتو با عشق و انرجی فراوون شرو کردم وواقعا اطمینان دارم به زودی برام این اتفاق شیرین میفته.هر روز موقع نوشتن مشخصات مرد ایده الم کلی ذوق میکنم وشاد میشم. و همش بهش فکر میکنم و از خدای بزرگم کمک میخوام. من تاریخ اشناییمو تا پایان فروردین 93 گذاشتم وایشالا تا اردیبهشت 93 هم قرار قضیه جدی تر بشه و ازدواااااااااااااااااااج کنم. نمیدونید چقدر ذوق زده ام و منتظر اون موقع. ومطمعنم تا تاریخ برام جووور میشه.واااای خداجونم مرسی ازتو وبعد گیس گلابتون ماه که انقدر انرجی داشت برام.بووووووس بووووووس
به همین زودی ها با خبر خووووش میام باز اینجااااتاییدتاییددستقلب

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه