زندگی من مثل همه مردم، مجموعه‌ای از تلخ و شیرین است، ولی من انتخاب کرده‌ام شیرینی‌های زندگی‌ام را با شما سهیم شوم. هرگز خیال ندارم وانمود کنم هیچ مشکلی در زندگی ندارم و یا هیچ عیبی در رفتار و کردارم نیست. من یک آدم معمولی هستم. اگر بتوانم لحظه‌ای در روز، نور شادی و امید را به قلب شما بتابانم، وظیفه‌ام را در این دنیای زیبا انجام داده‌ام. ریختن چرک آب زندگی بر سر خواننده‌ها، کار ناشایستی است. به نظر من نویسنده‌ای هنرمند است که بتواند امید و شادی را به قلب مردم هدیه کند، وگرنه گله و شکایت از زندگی، کار ساده‌ای است.

مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
1390/08/20 00:00

قوانین راهنمایی و رانندگی

برای هیجده ساله شدن و گواهینامه گرفتن روزشماری می کردم. یادم هست که درست روز 31 خرداد درخواست گواهینامه کردم! البته یک بار در امتحان شهر رد شدم و بار دوم قبول شدم. پشت ماشین لم می دادم و با دو انگشت فرمان را می چرخاندم. به سرعت برق و باد بین ماشین ها ویراژ می دادم. سر چهار راه ها تا چراغ سبز می شد، تک بوقی می زدم. به نشانه آن که خیلی کارم درست است و حواسم جمع است. تلف کردن کسری از ثانیه را پشت فرمان، جایز نمی دانستم. دستم روی بوق بود و پایم روی گاز. همه می گفتند دست فرمانم مثل مردهاست و من بادی به غبغب می انداختم و بیش از پیش سرعت می گرفتم.

تا این که یک ماهی گذرم به اروپا افتاد. این بار توریست نبودم، بلکه با یک خانواده ایرانی مقیم اروپا همخانه شده بودم. برای اولین بار اروپا را به واقع لمس کردم. و فهمیدم از ادب و تربیت رایج چقدر دورم ...

هر دری را که باز می کردم، پشت سرم توی صورت نفر قبلی رها می کردم. به نظرم می آمد که هر کس باید خودش مراقب صورت خودش باشد! به من چه که در را نگه دارم تا به صورت پشت سری نخورد! ولی مردم فهمیده آن دیارهر بار که دری را باز می کردند، آن را نگه می داشتند و مواظب بودند تا نفر بعدی دستش به در برسد و سپس می رفتند. آنقدر این کار را تکرار کردند تا به قدرتی خدا، من هم یاد گرفتم!

در ماشین بغل دستشان می نشستم و غرق در حیرت می شدم. خدای من! در یک خط راست رانندگی می کردند! یعنی اگر ماشین جلویی توقف می کرد، به عقل شان نمی رسید که در کسری از ثانیه فرمان ماشین را به چپ بچرخانند و به لاین بغل بروند و در حالی که سرشان را از ماشین بیرون می آورند و حال و احوال مادر راننده متوقف شده را می پرسند، عبور کنند. راننده های کم مهارتی به نظر می رسیدند!

روزی به چراغ قرمز رسیدیم و توقف کردیم. چراغ که سبز شد، ماشین جلویی راه نیفتاد. راننده ماشین ما صدایش درنیامد. صبر کرد. چراغ قرمز شد. دوباره سبز شد و باز هم ماشین جلویی حرکت نکرد. من فریاد زدم: " باباجان! بوق بزن! پیرزنه خوابش برده!" راننده با متانت گفت: " یا برای ماشین او مشکلی پیش آمده یا برای خودش. اگر بار سوم هم حرکت نکرد، می روم ببینم که چه کمکی از دست من برمی آید!" خودم شاهد این واقعه بودم و خدا می داند که چقدر حرص خوردم که یکی دو دقیقه از عمر گرانمایه ام پشت چراغ قرمز تلف شد.

باز هم بگویم؟؟؟

مشاهده این رفتارها تاثیر خودش را در من گذاشت. از وقتی برگشتم محتاطانه رانندگی می کنم و به قوانین رانندگی احترام می گذارم. آلان سالهاست که برای خودم تیلیک تیلیک رانندگی می کنم و حاضر نیستم دوبله پارک کنم یا در خیابان یکطرفه خلاف بروم. کسی باور نمی کند که یک روزی در شکستن قوانین رانندگی برای خودم یلی بودم!

ولی یک اعتراف دارم ... هنوز هم وقتی یک عابر پیاده را در خیابان می بینم، با حداکثر سرعت به سمتش حرکت می کنم و تلاش می کنم که از وسط نصفش کنم! زیر لب هم بد وبیراه می گویم که "مگر خیابان جای راه رفتن است!" هر بار از قیافه وحشتزده عابر که نمی داند به چپ برود یا راست که به دست من شهید نشود، خجالتزده می شوم. ولی هنوز این عادت زشت را ترک نکرده ام. اینجا نوشتم که یادم باشد به عابر احترام بگذارم. الهی آمین.

 

 

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
سهيلا

كاش همه ياد بگيرند . ما خودمان با روش رانندگيمان قاتل خودمان و اطرافيانمان هستيم . تقريبا هر خانواده يك نفر را در تصادف از دست داده .

پاسخ
سمان

آخی منم دفعه دوم قبول شدم دقیقا همون روزی که باهات صحبت کردم خوشحال که بودم با شنیدن صدات گل از گلم شکفت آنی جونم

پاسخ
جور دیگر باید دید!

منم گواهینامه دارم اما جرات پشت رل نشستن ندارم در ضمن اینا دزدم دست من نمیدن چه برسه به ماشین! تو ر خدا مواظب عابرهای بدبخت باش! یه موقع دیدی زدی یکی از خواننده های اینجا رو شهید کردیا!

پاسخ
ساميه

كاملا عادت هاي من و تو رانندگي نوشتيد ... ولي راست ميگي فرهنگ اونا با ما خيلي فرق ميكنه .. اگه ما دو ساعت به خاطره راننده جلويي حركت نكنيم از پشت سر اينقدر بوق ميزنن و فحش بار آدم ميكنن كه واقعاً غير قابله تحمله .. به نظره من همه بايد اين طور باشيم و قوانين و رعايت كنيم ... به اميد اون روز ولي با اين پست من مطمئنم كه ميتونم از اين به بعد رعايت كنم بيشتر و احترام بگذارم به عابر ها و ... يـ احق

پاسخ
عاطفه

خاطرات شما هم جالب است و هم اموزنده

پاسخ
vahideh

سلام، گیسو جان امیدوارم همیشه صورتت خندون باشه، پاراگراف آخر رو که می خوندم بی اختیار زدم زیر خنده. من بر عکس شما تازه علاقمند شدم گنگستری رانندگی کنم، چون همیشه آقایون از دستم کلافه می شدند. وقتی همه مارپیچی رانندگی می کنن، اگه کسی تو لاین رانندگی کنه عجیب و خنگ به نظر می رسه و شاید باعث تصادف بشه... دوستون دارم...

پاسخ
نرگس

اول اينكه مسيرهاي هميشگيت كجاست ما به عنوان عابر پياده اونورا پيدامون نشه دوم اينكه پست جالبي بود

پاسخ
الی گولو

من هم همیشه به قوانین رانندگی احترام میذارم گیس گلاب ، اما حتما تو هم تو شرایط بدی که به خاطر اینکه بقیه قوانین را رعایت نکردن گیر کردی ! تازه هر چی هم دلشون میخواد به این چارقد اجباری هم میدن و طلبکارانه میرن .

پاسخ
تاجور

b vgnxfgbesdb e

پاسخ
ghorbani

سلام خانم دكتر
واي خدا چقدر خنديدم كه ميخواستين عاير پياده را دو نيم كنين و او تلاش مي كرد بدست شما شهيد نشه.

پاسخ
برچسب ها : 
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه