برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

عضویت در سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
1390/08/20 00:00

الفبای زناشویی-1

پیش از ازدواج خود را آدمی انعطاف پذیر، عاقل، صلح طلب و سهل گیر می دانستم. در محل کارم به خوش اخلاقی معروف بودم. هر وقت می شنیدم مرا خانم دکتر مهربونه صدا می کنند، قند در دلم آب می شد. شوهرم نیز مردی آرام، افتاده و مهربان است.

 

افراد متاهل پیش من مسائل زناشویی شان را مطرح می کردند و من با چنان فصاحتی در باب گذشت و مهر و محبت سخن می دادم که همه از جمله خودم، غرق در لذت می شدند.

 

خلاصه کلام آنکه من و همسرم، هر دو فکر می کردیم دو فرشته آسمان هستیم که تصادفی راهمان را در این دنیای دون گم کرده ایم.

 

خانمی که شما باشید، بیست روزی از عقد نگذشته بود که دیدم مثل مادر فولاد زره دارم هوار می زنم. همسرم نیزبقدری عصبانی است که چشمهایش از کاسه بیرون زده و فحش های ریز و درشت نثار اجداد من می کند. خانواده او آتش به معرکه می آوردند. من هم برای این که از قافله عقب نمانم، والدینم را سپر بلا کردم.

 

پس از یک هفته جار و جنجال، خانواده من حکم نهایی را صادر کرد: "طلاق بگیر! این مرد برای تو شوهر نمی شود. جانت را خلاص کن!" من زار می زدم. همسرم را دوست داشتم. هنوز زندگی مشترک را شروع نکرده بودیم. چه خاکی به سرم می ریختم...

 

دیدم گریه فایده ندارد. بساط آبغوره گرفتن را جمع کردم. به همسرم زنگ زدم. حرفهای خودش و مادر و خاله و خواهرش را شنیدم و راه حلی پیشنهاد کردم. راه حلی که نه سیخ بسوزد و نه کباب. به اصطلاح روانشناسها، مصالحه کردم.

 

داد و قال به طور موقت خاموش شد. همه عقل و پختگی مرا ستودند. ولی دلم چرکین بود. نمی فهمیدم چرا سررشته امور از دست رفته است.

کمی بعد دوباره دعواها شروع شد. هربار بدتر از قبل. من مانده بودم آن زن پر مهر و محبت و خوشرو کجا رفته است؟ آن مرد مهربان و آرام کجاست؟

 

از در مطب این مشاور به در مطب دیگری رفتیم. گوش دادیم و تمرین کردیم. مجموعه ای که در پست های آینده ارائه خواهم داد الفبای زناشویی نام دارد. این نوشتار ماحصل ساعت ها مشاوره گرفتن و تمرین کردن است.

 

ما نمی دانستیم حریم زناشویی یعنی چه و چه کسانی می توانند به آن حریم وارد شوند. ما اجازه می دادیم هر ننه قمری برای ما تصمیم بگیرد و در کارمان فضولی کند.

 

ما نمی دانستیم چطور خواسته ها و نظرات خود را بیان کنیم. اول تحمل می کردیم و پس از مدتی هوار می زدیم.

نمی دانستیم چطور کارهای خانه را قسمت کنیم.

از همه مهم تر نمی دانستیم چطور با هم خوش بگذرانیم.

 

خیلی مطالب دیگر را نمی دانستیم. حالا هم علامه دهر نشده ایم، ولی پیشرفت کرده ایم. دست کم این حرفها به گوشمان خورده است. الفبای زناشویی دروازه دنیای دیگری را به روی ما گشود و به ما کمک کرد روابط داغان شده مان را از نو ترمیم کنیم.

 

وقتی من و همسرم در چهارچوب این قواعد رفتار می کنیم، رابطه نرم و شیرین داریم و هر وقت از این چهارچوب خارج می شویم، زندگی مان متشنج می شود.

 

این مباحث به صورت کامل در زندگی مثل عسل عرضه میشود.

 

ادامه دارد....

 

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
فخری

منم تئوریم خیلی خوبه;)

پاسخ
آنا

ممنون که مینویسید.

پاسخ
مانا

پس اینجوری شد که انقدر پخته و دانا شدید. منتظر مباحثتون هستم

پاسخ
مارال

آخ كه اين ننه قمر رو گفتي و كردي كبابم.

پاسخ
ساميه

چه قدر خوب ... خيلي مشتاقم و دوست دارم اين الفبا رو بلد باشم ... يه دنيا ممنون گيس گلابتونم

پاسخ
آرام

صداقتتان قابل تحسين است .ان شاالله زندگيتان پاينده و هر روز شيرين تر از قبل .

پاسخ
فاطمه

گلابتون من تازه عقد کردم. چقدر خوشحال شدم که متوجه شدم این مسائلی که گفتی ممکنه برای خیلی ها اتفاق بیفته. و مخصوص من تنها نیست. همش فکر میکردم شاید غیر طبیعی باشه آدمها زود به این نقطه برسن که با هم دعوا کنن.

پاسخ
ونوس

سلام دوست و خواهر خوبم به این دلیل خواهر خطابت کردم که خالصانه از تجربه های تلخت میگویی مثل یک خواهر صمیمی.با اینکه خودم تجربه 11 سال زندگی مشترک و البته حرفهای زیادی برای گفتن دارم ولی مشتاقانه منتظر خواندن این قوائد هستم.راستی من اعتقاد دارم مشکلات زندگی مشترک را به هیچ عنوان نباید به هیچیک از افراد خانواده(حتی خواهر ومادر خود)گفت.کلام صمیمانه ات ات باعث شد حس خواهری را از شما دریافت کنم.ممنون از این همه صمیمیت.

پاسخ
دختر خاك

خيلي راغبم بقيه اش رو بخونم

پاسخ
بارانrf

بی صبرانه منتظر تجربیات ناب شما هستم.

پاسخ
نرگس

مرسي كه جزوه هايت را با ما قسمت مي كني :)

پاسخ
خدیجه زائر

سلام خانوم دکتر مهربونم.....راستش من هم همینطوری صدایت می کنم.( توی دلم البته )مشتاقانه منتظر می مانم.بعد گذشت 34 سال از ازدواجم هنوز گاهی در بعضی از مسائل می مانم.چه برسد به تازه کارها!!!!!ممنونم که ما را مهمان لطفت می کنی.

پاسخ
تمشک خانوم

مرسی بابت این لطف و مهربونیت که تجربیاتت رو با ما درمیون میزاری . من مطمئنم که با این کارت کلی خوشبختی به زندگیت سرازیر میشه عزیزم

پاسخ
بیتا

من عاشق صداقتتونم خانم دکتر فرشته.دنیا با وجود آدم های بی نقاب دوست داشتنی و امنه.عاشقتونم.

پاسخ
خانمی

دخالت همگان و به قولت هر ننه قمر رو خوب گفتی!

پاسخ
ساراسارا(جاده زندگی ما از ایران تا...دبی)

سلام سلاممممممم از وقتی وبت شده وبسایت چون اپ شدنش نمیاد یادم میره گاهی بیام این جا چه جالبه ها! به من هم همه میگن مهربونم از قدیما تا به امروز بعدش دیشبی به همسری می گفتم من مهربونم ؟؟؟ یکمی مکث کرده میگه اره گلم بعدش بهش میگم ببین من فقط با تو و مامان و اجیا و خیلی کم هم بابا دلخوری و ناراحتی و گاهی هم دعوا دارم(البته الان دیگه از اونا که دورم و فقط شده همسری)...بعدش غش غش خندیده میگه بگو با کل عالم گفتم نه دیگه فقط با ادمایی که نزدیکم و دوسشون دارم خب البته دعواهامون جدی نبوده ولی دلم می خواد همین دلخوریا گاه به گاه هم کمرنگ بشه

پاسخ
گیس گلابتون

سارا خانومی سلام و صد سلام. اگر در گوگل ریدر عضو باشی، آپ شدن این وبسایت را ظرف نیم ساعت خبردار می شوی. تو و همسرت زوج خوبی هستید. دعوا و دلخوری هم گاهی اوقات پیش می آید. اشکال ندارد. بهرحال امیدوارم مطالب بدردبخوری باشد:)))))))

پاسخ
هامان

سلام
متشکرم از اینهمه صداقت در بیان مشکلاتتان حداقل به من ثابت شد که خانم دکترها و آقا دکترها هم مثل مردم عادی دعوا و مشاجره دارند.

پاسخ
vahab56

واقعااااااااااااااااااااااااااا؟ من باورم نمیشه همسرتون فحش نثاراجدادتون میکرد؟وای وای من یه تصوردیگه ای داشتم واقعا چطور میشه دونفرهمدیگه رو دوست داشته باشند وبهم فحش بدن نه اینکه خواسته باشم این موضوع روانکارکنم نه فقط میخوام ببینم این فرایند چه فرایندیه ؟ چطورمیشه که این اتفاق رخ میده من مغزم هنگ میکنه نمیتونم بفهمم میشه یه کم منوراهنمایی کنید؟ازهنگی بیام بیرون ؟

پاسخ
دوره آموزشی رایگان: ویژه خانمهای مجرد
عضویت در سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه