زندگی من مثل همه مردم، مجموعه‌ای از تلخ و شیرین است، ولی من انتخاب کرده‌ام شیرینی‌های زندگی‌ام را با شما سهیم شوم. هرگز خیال ندارم وانمود کنم هیچ مشکلی در زندگی ندارم و یا هیچ عیبی در رفتار و کردارم نیست. من یک آدم معمولی هستم. اگر بتوانم لحظه‌ای در روز، نور شادی و امید را به قلب شما بتابانم، وظیفه‌ام را در این دنیای زیبا انجام داده‌ام. ریختن چرک آب زندگی بر سر خواننده‌ها، کار ناشایستی است. به نظر من نویسنده‌ای هنرمند است که بتواند امید و شادی را به قلب مردم هدیه کند، وگرنه گله و شکایت از زندگی، کار ساده‌ای است.

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
1390/08/20 00:00

پاکسازی

همه ما نیاز داریم که هرازگاهی روح خود را از نو پاک کنیم، زیرا خواه ناخواه، آلودگی هایی را جذب می کنیم. کدبانوترین و پاکیزه ترین بانو هم که باشی، سالی یک بار خانه تکانی می کنی، چون می دانی که در گوشه و زوایایی که کمتر مورد توجه قرار می گیرند، گرد و خاک و تار عنکبوت جمع می شود. ذهن ما نیز همین طور است. هرقدر با اخلاق و پاک و درست زندگی کنید، باز هم آلودگی هایی جذب می کنید.

وقتی می بینید استرس و فشار در بدنت جمع شده، وقت پاکسازی است. وقتی مرتب از نظر جسمی بیمار می شوید، وقت پاکسازی روح است. وقتی هر روز دلمرده و غمگین و بی حوصله هستید، وقت خانه تکانی دل است.

در جواب دوستانی که پرسیدند چه روشی را برای پاکسازی در پیش گرفته ام، عرض می کنم که  خلاصه اقدامات من در یادداشت کوتاه "پاکسازی روح" وجود دارد. اگر دستور مفصل تری می خواهید، کتاب "پاکسازی آگاهی" نوشته دبی فورد عالی است. خدا دبی فورد را غرق در نور کند که از ورای گور هم زندگی آدم ها را روشن می نماید. وقتی فکر می کنم این زن که پانزده سال معتاد به مواد مخدر و از نظر اخلاقی ناسالم بوده و توانسته پس از تحول روحی این همه منشا خیر وبرکت باشد که حتی پس از مرگش هم تاثیر مثبت او ادامه داشته باشد، کلی به خودم و همه شما دوستان امیدوار می شوم.

بگذریم. داشتم از پاکسازی خودم می گفتم. از چند هفته قبل عادات غیرسازنده، خاطرات تلخ و مشکلات زندگی خود را نوشته یا نقاشی کرده بودم. قصد داشتم با مراسمی به کائنات اعلام کنم که می خواهم این بار سنگین را  از روی شانه ام بردارم و کف دست خدا بگذارم. من از عهده تحمل این بار سنگین برنمی آیم، ولی او پروردگار دو عالم است. برای او کاری ندارد.
والدینم در دماوند خانه ای دارند و من هرگاه نیاز به خلوت و تنهایی دارم به آنجا پناه می برم. مثل اسکارلت اوهارا که برای روحیه گرفتن به مزرعه پدری می رفت. از دو هفته قبل برنامه خلوت خود را ریخته بودم. آن روز به میعادگاه شتافتم. این است شرح ماجرای آن روز:

 موبایل را خاموش و برنامه پاکسازی را شروع می کنم.

پتویی قرمز روی زمین پهن می کنم. عود، شمع، نمک، لیوانی شیر، ظرفی پر از میوه و شیرینی، یک کیسه زباله سیاه و نوشته ها را روی پتو می چینم. گویا می خواهم سفره هفت سین یا سفره عقد بچینم. لباس مرتبی می پوشم. اتاق را تاریک می کنم. شمع و عود را روشن می کنم. اول چند دقیقه ای مراقبه می کنم و از خدا می خواهم که به من کمک کند تا درخشش وجود خود را بازیابم. نوشته هایم را دانه به دانه می خوانم و پس از خواندن هر صفحه  به صدای بلند اعلام می کنم:

"من با کمال میل و خوشحالی با این خاطره تلخ ( یا عادت غیرسازنده یا مشکل) خداحافظی می کنم. این فشار و رنج و تلخی را به دست خدا می سپارم تا حل و دگرگون شود."

صفحه کاغذ را پاره می کنم و به داخل کیسه زباله سیاه می ریزم. به خودم اجازه می دهم که عمق رنج و درد را احساس کنم. حدود یک ساعت است که مشغول این کار هستم. تمام شد! همه داستان ها و عادات غیرسازنده و تلخی ها را به دست خدا سپرده ام. روی زباله ها نمک می ریزم و در کیسه را گره می زنم.

در شهر به راه می افتم و کیسه را با خود می گردانم. یک کیسه پر از خاطره های بد، عادات غیرسازنده، اشتباهات و تلخی ها. یک ساعتی راه می روم و راه می روم تا قلبم آرام شود. حالا حاضرم که این بار سنگین را رها کنم. کیسه را در یک سطل زباله می ریزم. به خانه برمی گردم.

می خواهم غسل کنم و تنم را بشویم. آبگرمکن خراب است. یک کتری آب جوش می آورم و در لگنی می ریزم. قدری آب سرد به آن اضافه می کنم. با همان یک لگن آب، سر وتنم را می شویم.

احساس می کنم دوباره متولد شده ام. مثل یک کودک، راحت و آسوده به خواب می روم. در باغ بلبل می خواند. پروردگارا سپاس ...

 

پی نوشت یک: از این که در کنار من بودید و از احوالم پرس و جو کردید، سپاسگزارم. کلمات محبت آمیز شما قلبم را گرم می کرد.

پی نوشت دو: وردنه کوبیدن عالی بود! شانه دردم تقریبا برطرف شده است. کاش شما هم امتحان کنید.
پی نوشت سه: 

خبر خوب یکی از خواننده های سایت

من به یکی از هد ف هایی که پارسال نوشته بودم، رسیده ام. دارم مامان می شوم. کجای سایت بنویسم؟

مبارکه عزیزک. هزار بار مبارکه. هزاران مبارکه. یک فرشته زیبا قرار است به این دنیا وارد بشود. خدا تو را برگزیده که مسئولیت پرورش یک انسان را به عهده بگیری. به تو و همسرت تبریک می گویم و آرزو دارم که در این مسیر موفق باشید. حتما هستید. نمی دانستم  اجازه دارم اسم تو را بنویسم یا خیر .

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
گلابتون بانو

چه روش جالبی!
امیدوارم همیشه شاد و سبک بار باشی.

پاسخ
حوری

از اینکه انقدر به روحیات خودت اهمیت میدی لذت می برم . خوندن این کارها آرامش بخشه چه برسه به انجام دادنش. موفق باشی خانوم دکتر دوست داشتنی ماچ

پاسخ
گلابتون

سلام عزیزم خیلی دلم برات تنگولیده بود!
خیلی خوشحالم برات...خیلی خوشحالم که تونستی این بارو رها کنی...باید حس خوبی باشه...
منم احتیاج دارم که این کارو بکنم تا از شر این همه باری که رو دوشمه خلاص شم تا همه شو به دست خود خدا بسپارم...
خوندن تجربه معلم برای شاگرد خیلی کمک کننده استچشمک

پاسخ
گلابتون

راستی مبارک باشه مامان شدنت دوست عزیزگلقلبگلبغل

پاسخ
مینا گلیŒ

بغل جونم . اپ شد....

پاسخ
فرشته

آخ گیس گلابتون چه خوب شد اومدی . جات خالی بود زیاد . خدا حفظت کنه . ماچچچچ

پاسخ
فروغ

لبخندسلام ،اميدوارم من هم بتونم اين كار را بكنم ، اون روشي را براي از بين بردن بدي برام ارسال كرديد نتونستم به خوبي اجرا كنم .چون خيلي ناراحتم .اميدوارم اين يكي اثر كنه .اخر هفته امتحانش مي كنم .ممنون

پاسخ
دوست

سلام
چقدر خوشحالم که برگشتی و پست جدید گذاشتی

پاسخ
goli

سلام.وای چقد خوبه که اومدی دلمون تنگ شده بود قلب

پاسخ
مليسا

سلام
هووووووووووووووووووووورا ججججججججانم اومدي خيلي خوشحالم كه برگشتي خوشاومدي عزيزم منتظر نوشته هاي جديدت هستمگلقلبماچ

پاسخ
پس از باران

گلی عزیزم ماچ دوست خوبم خوشحالم که برگشتی وحالت خوبه
توی این مدت که نبودی احساس میکردم کسی رو گم کردم خدای نکرده از دست دادم
خیلی خوشحالم که برگشتی تمام احساسات خوبم رو تقدیم به تو نازنینم میکنم

پاسخ
مريم

آناهیتا جون،دوست خوب من؛
خیلی خیلی خوشحالم که برگشتی دلم برایت تنگ شده بود .خوشحالم که شاد برگشتی.عزیزم استاد عزیزم ،من هم خیلی وقته که حس می کنم گرد و خاک زیادی همه زوایای روحم رو گرفته.هرچه می گردی جایی بدون غبار پیدا نمی کنم.هفته پیش با رئیسم صحبت کردم ازش برای 1 ماه مرخصی گرفتم.مطلبت رو که خوندم فهمیدم کار خیلی خوبی کردم.دست به کاری زدم بدون اینکه بدونم چه کاریه و چقدر به من کمک می کنه.نمی دونستم چه کار باید کنم که از این حالت بیرون بیام.باز هم مثل همیشه به دادم رسیدی که این یک ماه رو تلف نکنم.چقدر خوشحالم که خدا دقیقا سر وقتش بهم نشون داد چه باید کنم.خدا تو رو رسوند تا به دادم برسی.مرسی که هستی.ممنون که هستی.الهی همیشه خدا رو کنار خودت حس کنی.

پاسخ
نرگس

خوشحالم كه برگشتيلبخند

پاسخ
خانمی

هوووووووووووووووووووورا گیس گلابتون اومدددددددددد هورا

ایول مامان شدنش مبارکه دست

منم ترم اول رو با موفقیت پشت سر گذاشتمپلک راس میگه کجا بزاریم ؟

پاسخ
رها

سلام گیس گلابتون
خوشحالم که برگشتین!

پاسخ
هدی

جاتون خیلی ی ی ی ی خالی بود. چه خوب که برگشتین.

به دوست عزیزی که داره مامان میشه هم تبریک می گم.

پاسخ
مینا گلی

هر وقت این نوشته رو می خونم دوباره از به دنیا امدنم خوشحال می شم . ( خیلی دوست دارم گیس گلابتون)

پاسخ
pushana

منم دلم یه خونه خلوت میخواد تو دامن طبیعت باشه و گاهی برم اونجا و خلوت کنم!آناهیتا دقت کردی من چقدر همش می گم من؟اشکالی داره اینقدر از خودم می گم؟!!یه سوال مهم دارم از یه روانپزشک که از دبی فورد و اموزشهاش می گه هم پرسیدم ولی از پاسخش قانع نشدم.چرا دبی نتونست بر سرطان غلبه کنه.پاسخش برام خیلی مهمه چون از وقتی فهمیدم یه کم بد بین شدم.

پاسخ
گیس گلابتون

کتی جون
میشه قبل از جواب دادن به سوال شما، یک سوال بپرسم؟
خواهر شما در اثر چه بیماری فوت کرد؟

پاسخ
pushana

آناهیتا جون.بیمار نبود.تو تصادف و روز تولدش

پاسخ
گیس گلابتون

چقدر دردناک...
چند ساله بود؟
و چند سال پیش این اتفاق دردناک رخ داد؟

پاسخ
pushana

حدود7.5 سال پیش. 27 ساله

پاسخ
گیس گلابتون

چه جوان...
خدا صبرتان بدهد...
داغ جوان دیدن شوار است

پاسخ
pushana

ممنون از همدلی شما. نمیدونم چی بگم.ترجیح می دم چیزی نگم.اناهیتا جون قرار بود پاسخ منو در مورد دبی بدید.ممنون از وقتی که می ذارید.

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم
حتما سر فرصت پستی در مورد بیماری می نویسم
ولی گل من، چرا فکر می کنی من می وانم چرا بی فورد نتوانست خودش را درمان کند؟
به علاوه دبی فورد قانون جذب را درس نمی داد یا درمان بیماری ها را درس نمی داد
او رشد انسانی را مربیگری می کرد
هرگز نگفته بود اگر تعلیمات مرا بکار بگیرید مریض نمی شوید یا بیماری های تان خوب می شود.

پاسخ
pushana

اینکه ممکنه بعضی بیماریها درمان نشه به هر دلیلی رو میفهمم. چون خودم هم رشته تحصیلیم بی ارتباط نیست. اما اون با دکتر چوپرا و چندتای دیگه مرتبط بودن و قانون یکپارجگی رو هم درس می داد این قانون نباید به درمان کمک می کرد؟البته نمی خوام مطلب رو کش بدم. و ممنون از پاسخ و زمانی که براش گذاشتید و البته دیدگاه شما رو هم متوجه شدم در این مورد و باز هم سپاس.

پاسخ
pushana

در مورد بیماری هم تو تعلیماتش هست تو همون نیمه تاریک. البته چون من فایل صوتیشو دارم دقیق نمیتونم آدرس بدم.

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه