مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

دوره رایگان آموزشی ویژه خانمهای مجرد

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
چگونه شوهر دلخواه خود را پیدا کنید؟
1395/02/15 15:17

جستجوی هیجان در روابط ممنوعه

بنظرتون اشکالی داره برای هیجان و تنوع با یک مرد متاهل،

رابطه برقرار کنیم؟

 

یکی از خواننده‌های شجاع سایت گیس گلابتون این سوال را پرسیده است. این سوال تعدادی زیادی از خانم‌های مجرد است، بویژه وقتی سنشان از ۳۵ سال رد شده باشد.

 

من کلاسی با نام «زن جذاب» دارم که به شکل نیمه خصوصی برگزار می‌شود و طرفدار زیادی دارد. در پایان یکی از این کلاس‌ها اشتباه کردم و گفتم اگر سوالی دارید، بپرسید. منظور من این بود اگر در مورد مطالب کلاس سوال دارید، بپرسید، ولی چون گفتم: «اگر سوالی دارید، بپرسید.» شرکت کنندگان هرچه دلشان خواست پرسیدند. با کمال تعجب متوجه شدم تعدادی از شرکت کنندگان، با آقایان متاهل در ارتباط هستند. بنابراین این سوال، سوال مهمی است. اگر بتوانیم جواب خوبی برای آن پیدا کنیم، کمک بزرگی به جامعه‌مان کرده‌ایم.

 

از شما دعوت می‌کنم به سوال این خواننده گرامی پاسخ بدهید. به بهترین پاسخ یک جایزه تعلق می‌گیرد.  جایزه چیست؟ ده راز شگفت انگیز ثروتمندان

 

ساعت ده صبح یکشنبه 26 اردیبهشت برنده اعلام میشود.

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
zhaleh

درود بنظر من این رابطه بیشتر وقتی پیش میاد که یه دختر خانم از آشنایی و صمیمی شدن با یک پسر مجرد می ترسه که شکست بخوره و در نتیجه بخاطر نیازهای طبیعی عاطفی که داره به این ارتباط گرایش پیدا میکنه چون حداقل در اون لحظه بنظر میاد که انتظار ازدواج از اون آقا نداره و درنتیجه شکستی در کار نیست از طرفی این ارتباط باعث میشه خود خانمها به مرور وابسته بشن به اون فرد و چون مقداری از نیازهای عاطفیشون برآورده میشه چشمشون ناخوداگاه برروی سایر کیس ها و افراد مجرد اطرافشون بسته میشه

پاسخ
zhaleh

بااجازتون به مطلب هم اضافه کنم بنظرم اگه اون آقایی که باهاش ارتباط دارن رو از نظر شخصیتی خیلی قبول داشته باشن ناخوداگاه مواردی رو که واسه آشنایی براشون بوجود میاد هم با اون آقا در ذهنشون مقایسه میکنند و در نتیجه همیشه ایرادی رو پیدا میکنند

پاسخ
m

يك زن هيچ وقت ارزشهاشو زير پا نميگذاره و به يك زن ديگه خيانت نميكنه.

پاسخ
taranom2016

معمولا مردانی که خیانت میکنن به زنانشون دلایل مشابهی دارن یا رابطشون با زنشون سرده یا به زور خانواده باهاش ازدواج کردن یا بهانه های دیگه. اما مگر طلاق برا همین موارد نیست این مردها اگر بخوان به راحتی میتونن زنشون را طلاق بدهند و تو رابطه نمیمونن. اما از این طرف میان با ما خانمها دوست میشن و محبت مارا بدست میارن و مارو به خودشون وابسته میکنن و زمان و فرصت ها رو از ما میگیرن..یه وقت به خودمون میایم میبینیم خیلی دیر شده شیفته آدمی شدیم که زن و بچه داره و زندگیشو به خاطر ما رها نمیکنه..روح و روانمون رو درگیر میکنیم تازه پنهانی و دور از چشم همسر و خانوادش..در نهایت اون زندگی خودشو میکنه و ما از فرصت هامون باز می مونیم.

پاسخ
فرناز

اگر برای خودمان ارزش و احترام قائل بشیم و به دنبال عنای عشق و زندگی باشیم وقتمون را با دوست شدن با یک مرد متاهل تلف نمیکنیم این مردها نمی تونن شق و احترامی که ما سزاوارش هستیم رو بهمون بدهند. راحت نیستن مدام نگرانن باید به زندگی اصلیشون برسن وقت کافی نمیذارن برامون. رابطه پنهانی و به دور از چشم همسرشون دارن مدام گوشیشون رو چک میکنن و همیشه اضطراب دارن. پس برای سلامت روح و روان خودمان و داشتن ارتباط سالم باید ازشون دور باشیم. چه بسا اون مرد خائن می تونست همسر ما باشه...

پاسخ
leilakeikha

با سلام
به نظر من کاملا اشکال دارد، جدای از اصول مذهبی این نوع رابطه در زندگی مرد متاهل خلل وارد می کند و طبق قانون کارما زندگی دختر نیز دچار اشکال می شود و حتی ممکن است در آینده این شرایط برای خودش پیش بیاید و اونوقت همسر اون آقا رو شاید درک کند.شاید امثال این رابطه ها است که کلا نظم جامعه را به هم زده است و زندگی افراد از روال طبیعی خود در (مسایل ازدواج و زناشویی) خارج کرده است. کاش تمام دختران مجرد این حرکت اساسی را انجام دهند و با هیچ مرد متاهلی وارد رابطه نشوند. من همیشه به اطرافیانم میگم فرض کنید این مرد شوهر خواهر شماست، آیا دوست دارین برای خواهرتان چنین شرایطی پیش بیاد؟

پاسخ
jojoo

با سلام
به نظر من وقتی این رابطه اتفاق میوفته که یک زن احساس خلا داره و میخواد با این رابطه پرش کنه اما در نهایت منجر به یه شکست عاطفی میشه ، در ثانی اگه مردی متعهد باشه به همون زن اولش هست پس این رابطه پایان خوشی نداره

پاسخ
فرزان جونی محمدی

سلام به همه خانومای خوشگل و گیس گلابتون دوس داشتنی .
به 4 دلیل ورود به این روابط رو اصلا درست نمیدونم .
1. شاید در ابتدا به نظرتون هیجان انگیز باشه و شما فقط با هدف هیجان وارد این مدل روابط بشین ولی معمولا خانمها بر عکس آقایون وابسته میشن و دل کندن بسیار مشکل میشه و حتی ممکنه در دور رقابت با همسر آقا و توهم بدست آوردن آقا بیوفتین که معمولا این جنگ با شکست شما همراهه و نه تنها آرامش روحی و روانی شما بلکه کلی انرژی هم از شما میگیره.چون محال ممکنه مردی که شمارو فقط برای خوشگذرانی انتخاب کرده نظرش تغییر کنه و بخواد همسر و مادر فرزندانشو بخاطر شما ترک کنه .(مردها در 60 ثانیه اولی که شمارو میبینن در مورد جایگاه شما به عنوان همسر یا فقط برطرف کننده نیازهای جنسی تصمیم میگیرن و محاله ممکنه این تصمیم بعدا عوض بشه.)
و این شما هستین که در نهایت با قلبی شکسته روحی زخم خورده و زمانی تلف شده تنها مانده اید .
2.طبق قانون خلا شما برای جذب همسر دلخواه باید زندگیتون قلبتون و ذهنتون رو از هر ارتباط بی هدف و بی فایده ای پاک کنید .تا زمانی که مرد یا مردانی نامناسب در زندگی شما هستن متاسفانه همسرتون در مسیر شما قرار نخواهد گرفت ( مرد نامناسب الزاما مرد بد نیست بلکه هر مردی که قصد ازدواج با شمارو نداره و فقط وقت و ذهن شما رو درگیر میکنه.)
3.شما هر کس با هر دین و اعتقادی در هر جای این کره خاکی باشید محال ممکنه بتونید از قانون کارما جان بدر ببرید.هرچه از شما خارج شود به شما برمیگرده منتها گاهی با نتیجه ای بسیار سخت تر و دردناکتر .شما پا به حریم زندگی زنی بی گناه گذاشته اید و از آنحا که ماه هرگز پشت ابر نمی ماند او خواهد فهمید تاوان قلب شکسته او را شما قطعا خواهید داد .حتی اگر هرگز از ارتباط شما و همسرش چیزی نفهمد قانون کارما همه جا همراه شماست .قلب شما نیز روزی در زندگی زناشویی خودتان توسط زنی دیگر به شدت شکسته خواهد شد و حریم زندگی زناشویی شما توسط زنی زیباتر و جوانتر از شما مورد هجوم قرار خواهد گرفت .تردید نداشته باشید .
4.اگر بدانید مردهای متاهلی که با شما ارتباط برقرار میکنند دقیقا برعکس تعریف و تمجیدهایی که از شما میکنند و دروغهایی که برای جذب شما و رسیدن به هدفشون بهم می بافند ،پشت سرتون در جمع دوستان و همکارانشون از شما با چه القاب زشتی نام میبرند وحشت خواهید کرد .متاسفانه مردها برای عنوان کردن خودشون در جمع دوستان و همکاران این نوع ارتباطاتشونو بیان میکنن و خدای من چقد تحقیر آمیز و زشت از زنی که خودشو به رایگان در اختیار مردی که میدونه متاهله قرار میده ،صحبت میکنن و اونو فقط یک تن فروش بدبخت میدونن که نتونسته حتی یه مرد مجرد برای خودش داشته باشه .
متاسفانه اینو من در بین همکارانم بسیار دیدم و شنیدم.
آیا ارزششو داره تا این حد مقان و منزلت انسانی خودتونو بیارین پایین ؟ وقتی خودتون باعث تحقیر خودتون میشید انتظار دارید کائنات چه چیزی به شما ببخشه؟؟

پاسخ
نازنين18

قسمت اخر پيامتون واقعا تكون دهنده بود ... خيلي ممنون كه از نگاه يك آقا هم اين مسئله رو بازگو كردين

پاسخ
نازنين18

و قسمت غم انگيز اينجاست كه در مقابل اين حرفها نگاه زن به اين رابطه عاشقانه و صميمانه است

پاسخ
maral.ahmadi

سلام گیسوی عزیزم،نمی دونم گفتن این حرف درست باشه یا نه،اگه درست نمیدونید تایید نکنید این کامنت رو...بیاین موضوع رو بر عکس کنیم،یعنی تصور کنیم یه آقا ی متاهل برای هیجان در رابطه ش بیاد و با یک خانوم مجرد دوست بشه و با اون رابطه بر قرار کنه بهد هم چون این رابطه فقط برای هیجان و سرگرمی بوده بعد از چند وقت رها کنه و بره!از نظر اون خانوم مشکلی نیست؟!یا بیاید از جهت دیگه بررسی کنیم!فرض کنیم همسر آینده ی این خانوم بعد از چند سال به علت تکراری شدن همسرشون بخوان تنوع بدن و برن ببینن بقیه گلها چه بویی دارن،واسه ی تنوع هستش دیگه!لابد اشکالی هم نداره!اونوقت این خانوم هم همینقدر روشن فکر برخورد می کنن،یا انقدر روشنفکر هستن که بتونن بودن همسرشون کنار یک خانوم زیبای دیگر رو برای یه تنوع خیلی کوچولو کنار همسرشون تصور کنن؟!!!!

پاسخ
azima

به نظرتون اشکالی داره برای هیجان و تنوع با یک مرد متاهل، رابطه برقرار کنیم؟

برای هیجان و تنوع خیلی کارها می‌شه کرد. مهم عوارض جانبی اون کاره. این شمایید که بعدها باید با اثراتش کنار بیاید. آدم‌ها بسته به سن‌وسال، تجربه‌های قبلی زندگی، شرایط و حس‌وحال کنونی، آدم‌های دور و بر و خیلی موارد دیگه زاویه‌ی دید متفاوتی به هیجان و تنوع دارند. برای کسی که در سن پایین ازدواج کرده و همیشه سرش تو زندگیش بوده، یک رابطه‌ی خارج از ازدواج شاید سرشار از هیجان باشه. از اون طرف، زن مجردی که روابط آزاد داشته و شرایط براش مهیا بوده که با هر کسی خواست وارد رابطه بشه، دیگه هیچ هیجانی در رابطه با مردی که زن (و بچه) داره نمی‌بینه و بیشتر دنبال ثبات و دوام رابطه‌س.
نفس رابطه با مردِ یه زندگیِ دیگه، به دلیل مخفیانه بودنش می‌تونه هیجان داشته باشه. خودتونم می‌دونید که دیر یا زود هیجان یکی از طرفین یا دوطرف فروکش می‌کنه و اون موقع‌ست که اون عوارض جانبی که گفتم خودشونو نشون می‌دن. بعضی‌ها راحت کنار میان. می‌گن یه مدتی خوش بودم و حالشو بردم. بعضی‌ها می‌بینن تهش هیچی واسه‌شون نموند و افسرده می‌شن. ممکنه به اون مرد دل بسته باشن و اوضاع روحیشون به‌هم بریزه. حتی ممکنه حس کنن ازشون سوءاستفاده شده و احساس بی‌ارزشی بکنن.
چقدر خودتونو می‌شناسید؟ با واکنش‌های روحی روانی خودتون چقدر آشنا هستید؟ چقدر خودتونو دوست دارید؟ نمی‌شه حکم کلی داد که رابطه با مرد متاهل بده و نسخه پیچید و در جایگاه معلم اخلاق اَخ و پیف کرد. انقد خودتونو بشناسید تا بفهمید چی واسه‌تون خوبه و چی بد. مثل یه مادرِ مراقب، که خوب می‌دونه بچه‌ش به چه غذا (دارو، آب‌وهوا و ...) حساسیت داره و حتی اگه بچه اصرار کنه و خودشو بکشه و جیغ و داد راه بندازه، نمی‌ذاره لب به اون غذا بزنه، شما هم مراقب خودتون باشید و سعی کنید با خودشناسی، خیر و صلاح خودتونو بفهمید.

حساس و عاطفی هستید؟ زود دل می‌بندید؟ جنبه‌ی روحی رابطه واسه‌تون قوی‌تر از جنبه‌ی جسمی‌شه؟ فکر اینکه دزدکی وارد زندگیِ یه زن دیگه شدید واسه‌تون عذاب وجدان میاره؟ می‌تونید خودتونو جای اون زن بذارید و واسه بی‌خبری و غفلتش دل بسوزونید؟ به قانون کارما، قانون سوم نیوتن و دیوان محاسبه‌ی اعمال در همین دنیا اعتقاد دارید؟ اگه آره، بی‌خیال اون مرد متاهل بشید. در کنار همه‌ی جذابیت‌هاش، ضررش بیشتر از منفعتشه.

زود فراموش می‌کنید؟ توی روابط خیلی درگیر نمی‌شید و بیشتر به حس‌وحال اون لحظه اهمیت می‌دید؟ به خودتون کاملا حق می‌دید که از فرصتی که پیش اومده حظ وافر ببرید و فقط به لذتِ اون لحظه فکر می‌کنید؟ همسر اون مرد کوچکترین اهمیتی واسه‌تون نداره و همینکه نذاشتید جریان رو بفهمه کلی بهش لطف کردید؟ می‌دونید این رابطه زودگذره و قرار نیست پابند بشید و قول و قراری در کار نیست و اتفاقا همینش واسه‌تون خوبه؟ پس بسم‌الله! با خیال راحت شیرجه بزنید و حالشو ببرید.

پ.ن. خودتو بشناس.

پاسخ
مهربون251266

سلام
واااو چقدر هیجان انگیز چه سوال چالش انگیزی
من دختری هستم 28 ساله که تازه ازدواج کردم و گیس گلابتون و از وقتی وبلاگ بود میخوندم نمیتونم بگم بخاطر خوندن ازدواج آسان است بود یا همه تمرینات دیگه که برای ازدواج انجام دادم به هر حال همسر من هشتاد درصد ایده آل منه و فقط با بیست درصد مشکل دارم که اون بیست درصد الان خيلي رو زندگیم تاثير گذاشته .
این ها رو گفتم که منو یکم بشناسيد
راجع به سوال مسابقه :
راستش اینه که بله رابطه با یک مرد متاهل کاملا هیجان انگیز و شيرينه
مرد متاهل میدونه چطور با شما رفتی کنه چه کلامتي رو بگه کی سکوت کنه چه خواسته هایی رو انجام بده و چطور کاری کنه عاشقش بشین اما اشتباه نکنید این رفتار درست و سنجیده بخاطر این نیست که اون آدم کلی کتاب خونده باشه یا چیزی حاليش باشه یه تو خانواده با فرهنگی بزرگ شده باشه اینها فقط بخاطر اینه که تجربه داره
الان میتونم اینجا روضه بخونم که بله اون این تجربه رو بدست آورده با بارها و بارها گریه انداختن و رنجوندن و دعوا کردن با همسرش و... اما نمیخوام بحث همسر اول رو بیارم وسط اونو کلا ميزاريم کنار و تمرکز میکنیم رو خود مرد متاهل .
مرد متاهل به ثبات رسیده ثبات اخلاقی اجتماعی کاهی حتی قیافه و تیپ و از همه مهم تر مالی و اینها همه جذاب هستن .
برای بدست آوردن حداقل هشتاد درصد ایده آلها رفتن سراغ مرد متاهل کاملا جذابیت داره اما یه سوال برای تنوع????
این قسمتش اشکال داره
مردی با همچین ایده آل و شخصیتی رو وقتی پیدا کردین مث مرداب ميمونه شاید اولش فقط بوش و طبیعت زيباش براتون هیجان انگیز باشه اما وقتی درگيرش بشین هر چی بیشتر بمونيد و دست و پا بزنید بیشتر تو رابطه فرو ميرين . برای تنوع و هیجانش نمیشه با مرد متاهل رابطه داشت خودتون و گول نزنید اگه میخوابد رابطه داشته باشید و اون هشتاد درصد براتون ارزش داره دست بکار شين و وارد رابطه شین اما باز هم میگم نه رابطه ی تنوعی و سرگرمی برای رابطه دايمي برنامه ریزی کنید .
حالا می رسیم به اون بیست درصد .اون مرد هشتاد درصد ایده آله. اما بیست درصد این وسط می مونه میخواید با اون بیست درصد چی کار کنید? اون بیست درصدی که شامل زندگی پنهانی رابطه پنهانی در صورت ندانستن همسر اول شبهای تنهایی و اگه بدونه دعواهای همیشگی. و هزارتا چیز دیگه که خودتون بهتر ميدونيد و تکرار مکرراته ..... گاهی اون بیست درصد میتونه زندگيتونو جهنم کنه طوری که قید اون هشتاد درصد که هیچ همه چیز و بزنید و بزنید به چاک.

واااي به نکته ی بسیار مهم دیگه که تو سوال بش اشاره نشده :
مرد متاهل برای چی رابطه با شما و میخواد???
تنوع? سرگرمی?
بهتون گفتم تنوع و سرگرمی نمیشه رابطه تو یک چشم بهم زدن براتون به شدت جدی میشه پس حواستون باشه اگه طرفتون قصدش سرگرميه و تونوع و هیجان با طنابش تو چاه نرين .چون مردها مخصوصا از نوع متاهل به راحتی ميتونن از شما لذت ببرن و بعد فراموش کنن چون اولا مرد هستن دوما تجربه زندگی دارن

در آخر فراموش نکنیم ما خانوم هستیم لطیف و مهربون و منعطف .با خودتون مثل ملکه رفتار کنید تا موفق و شاد و ثروتمند باشين

پاسخ
نازنين18

سلام
من از جانب كسي صحبت ميكنم كه خودم يكبار در معرض اين رابطه قرار گرفتم البته من 32 ساله هستم
تجربه ام را با شما در ميان ميذارم با اجازه خانم دكتر عزيز
يكي از دوستان سابق ما كه پيشترها باهم كوه و سينما و... به صورت گروهي ميرفتيم به من توجه نشون ميداد ولي نه خيلي جدي. اون زمان مجرد بود. يه مدت ناپديد شد تا زماني كه متوجه شدم متاهل شده به رسم ادب بهش تبريك گفتم اونم به صورت پيامكي. ولي همين پيام ساده دردو دلش رو باز كرد و شروع كرد به گفتن قصه پر غصه از زندگي متاهلي بدون عشقش و رابطه سردش با همسرش و شروع به سراييدن داستانهاي عاشقانه براي من...
دخترهايي كه تنهايي هاي طولاني ضريه هاي روحي و زخم هاي عميق تو روابط شكسته خورده قبل رو تجربه كردن ميدونن شنيدن اين حرفها چقدر ميتونه ادم رو تحت تاثير قرار بده و از يه طرف توي يك عذاب وجدان سخت و وحشتناك هم ميفتي و واقعا يه جهنم به تمام معناست. اولش هم اكثر اين آقايون با اين برنامه ميان جلو كه من نميخوام با همسرم ادامه بدم و ميخوام رابطم رو باهاش تمام كنم فقط تو كنارم باش.. تو ميشي فرشته و همسرش يك ديو به تمام معنا...خلاصه اونقدر درگيري احساسي پيدا ميكني كه در مقابل تمام بي پناهي هات و تنهايي هايي كه كشيدي حرفهاي مردي كه از "تعهد " با شما صحبت ميكنه عجيب به دلت ميشينه.. شايد بپرسيد چرا خوب با مردهاي مجرد رابطه برقرار نميكني چون مردهاي مجرد به اين وضوح از اين تعهد صحبت نميكنند.. درواقع اين تعهدي هم كه مردان متاهل ازش دم ميزنند شايد واهي و توخالي باشه ولي اونا به هر دليلي بهتر بازي با كلمات رو بلدن...خلاصه با عذاب وجدان وارد اين رابطه ميشي من يك ماه فقط درگيرش بودم و زود متوجه شدم كه دارم اشتباه ميكنم و "ظلم " بزرگي هم به خودم و هم به يك زن ديگه وارد ميكنم. اين رابطه اشتباهه دوستان خوب من ... مردها رو زماني بپذيريد كه تكليفشون با زندگيشون مشخص شده باشه... اينكه مردي ميگه تو از زنم بهتري با تو آرامش دارم با تو احساس صميميت ميكنم تو فرشته اي و اون ديو ... شايد در ابتدا اون حس برتري جويي زنانه رو تحريك كنه و احساس كنيد بالاخره كسي پيدا شد كه گوهر يكدانه وجود شما رو كشف كرده ولي اين رابطه ضربات وحشتناكي به روح شما در ادامه وارد ميكنه اگر احساس عذاب وجدان و خطاي عرفي كه داريد انجام ميدين رو كنار بذاريد هر شبي كه اون مرد با خانومش شام بيرون ميره به مهموني ميره سفر ميره شما در انچنان آتشي ميفتيد كه واقعا ارزش لحظات حضور اون مرد تو زندگيتون هرچند شيرين رو نداره...
قدرخودمون رو بدونيم چرا ما نبايد زني باشيم كه مثل يك ليدي باهامون رفتار بشه و تو مهموني هاي رسمي و بين دوست و آشنا و همكارها به عنوان همسر قانوني يك مرد معرفي بشيم....
تنهايي و ديده نشدن عذاب آوره ولي عذاب وجدان حس حسادت تلاش براي مالكيت اون چيزي كه براي شما نيست و بدتر شايد تحقير شدن در انتهاي اين رابطه صدها برابر وحشتناكتره
من يك ماه فقط درگيرش بودم و قبل از اينكه دير بشه خيلي زود خو.دمو نجات دادم... اميدوارم هيچ وقت تنهايي ها و بي پناهي ها هيچ زني رو مجبور نكنه كه خودش رو درمعرض اين آسيب قرار بده...
من هنوز با فكر كردن بهش حس بدي نسبت به خودم دارم و عذاب وجدان خيلي زيادي ... ميخوام خودم رو بخاطر خطايي كه كردم ببخشم و از زني هم كه شايد حتي براي لحظاتي زندگيش رو مشوش كردم طلب بخشايش كنم... راستي خيلي ها با اين استدلال وارد اين رابطه ميشن كه اون آقا اظهار ميكنه با وجود تو من آرامش بيشتري دارم و زندگيم براي زن خودم هم اتفاقا خيلي بهتر ميشه و وجود تو نعمته و از اين حرفهايي كه دروغ محضه...
اين جمله رو هم حسن ختام حرفام ميگم كه نميدونم متاسفانه مال كيه:
" ما انسان ها قاضي هاي خوبي براي اعمال ديگران هستيم و وكلاي خوبي براي اعمال خودمون"
تو اون لحظه تصميم گرفتن سخته ولي بهتره هميشه خودمونو جاي ديگران بذاريم...

ببخشيد كه طولاني شد

پاسخ
leilami

براي يك زن مجرد، مطلقه، بيوه دو تا ليست وجود داره: ليست سفيد كه توي اون ليست اسم تمام مردان مجرد و البته نا محرم مي تونه قرار داشته باشه. ليست سياه كه توش اسم مردان متاهل يا حتي مرداني كه نامزد دارند و محارم، اين ليست رو بايد براش يه قبر كند و تو اون قبر براي هميشه چال كرد.
براي خانم متاهل هم كه يك ليست سفيد با يك اسم وجود دارد و آن هم اسم شوهرش است كه البته اون اسم تيك زده شده و انتخاب شده و بقيه مردان روي زمين تو ليست سياهن.
يك فرد ممكنه به دليل تربيت خانوادگي و يا وجود پاره اي از مشكلات حادث شده در دوران كودكي و نو جواني به داشتن چنين روابط باطلي تحريك بشه ولي دكتر ويليام گلاسر در كتاب ارزشمندش با عنوان نظريه انتخاب به اين افراد ياد ميده كه چگونه اون دوران رو به دست فراموشي بسپارند و با داشتن بهترين انتخابها زندگيشون رو نجات بدن.
پس بهترين انتخاب ليست سفيده خانومهاي مجرد و متاهل عزيز.ليست سياه رو چال كنيد چال.

پاسخ
solmaz

من نمیخوام زشتی این کار رو یاداوری کنم و قبح خیانتی که به یک زندگی میشه یا ظلمی که در حق همسر اون آقا میشه. فقط یه سوال؟ آیا شان و شخصیتی برای خودت قائلی؟چون خودتم میدونی این کار درست نیست وگرنه از گیس گلابتون نمیپرسیدی و بعدا که هیجان رابطه فروکش کرد این تضاد دمار از روزگارت درمیاره.
این خیانت به دیگران نیست به خودته اینکار رو با خودت نکن!

پاسخ
zj

سلام بر دوستان عزیز
بله دوستم اشکال دارد خیلی هم اشکال دارد که با مردی متاهل رابطه برقرار کنید .
هیجان یعنی چه ؟ یعنی از پنهان کاری لذت می برید ؟
تنوع ؟ یعنی دوست دارید با مردهای متاهل زیادی رابطه برقرار کنید ؟
یا اینکه از یکنواختی و عدم هیجان و شادی دوست دارید تغییری ایجاد کنید ؟ خوب چرا با آقایان مجرد سعی نمیکنید این هیجان و تنوع را احساس کنید؟
به نظر من رابطه با مرد متاهل هزار تا عیب و اشکال داره ؟
1. میشه کلی مطلب در مورد اینکه این آقا زن داره ، خیانت ، دروغ و ...... گفت اما من میگم شما خودتونو جای زن اون آقا بزارید ، آیا دوست دارید کسی چنین کاری را با شما انجام بدهد؟
2. آگه احساساتت درگیر شد چی؟ اونوقت میخوای چیکار کنی ؟ یا باید بجنگی یا بری کنار ، در هر صورت از نظر من شکسته ! به قول قدیمیا از هر دست بدی از همون دست پس میگیری!

رابطه با مرد متاهل ازت انرژی میگیره ! وقت میگیره ! ترس داره دلهره داره و...
اگه دنبال هیجان شادی تنوع هستی تلاش کن نحوه ی رابطه با یک آقای مجرد را یاد بگیری ، هم لذتش بیشتره هم ترس نداره هم .....لبخند

پاسخ
anjomansenf

طبق حدیث معتبر از امام علی (ع) : در هر میدان اگر خودت را شناختی و طرف مقابل را هم شناختی ، در آن میدان پیروز خواهی شد. بنابراین در برقراری هر رابطه بایستی طبق این حدیث عمل نماییم تا ان شاءالله مشکلی برای خودمان یا طرف مقابل پیش نیاید و به اهدافمان در برقراری آن رابطه دست پیدا کنیم.

پاسخ
گیس گلابتون

دوست عزیز
متشکرم نظرتان را نوشتید و ببخشید که من آن را ویرایش کردم. کلمه ای را تکرار کرده بودید که میدانم در این سایت غوغا به پا میکند. من آرامش در اینجا را دوست دارم. متوجه هستم قصد شما خوب است و توضیح دادید که منظور بدی ندارید، ولی ... من وضعیت سایت را می شناسم و عواقب آن را می دانم. باز هم عذرخواهی می کنم برای ویرایش. اگر مایل هستید دوباره پیام بنویسید. سپاسگزارم.

پاسخ
شاینا

بهتره یک اساسی تر به موضوع نگاه کنیم.
واقعا ( هیجان طلبی ) چیست؟ از نظر علوم مربوطه مثلا روانشناسی یا علوم اعصاب چه ماهیتی دارد و چه زمانی اتفاق می افتد ؟ آیا در مذهب با عرف جامعه به این مساله اشاره شده است؟
پس اول باید چیستی ، چگونگی ، علت وقوع هیجان طلبی را پیدا کنیم.
گام بعدی این است که ببینیم کارکرد و هدف این احساسی که خداوند در وجود ما گذاشته است چیست؟
در مرحله آخر باید این دانسته هایمان را درباره خودمان به کار ببریم و نگاهی به زندگی مان بیندازیم.
ببینیم در چه مواقعی این حس بروز می کند ، چه چیزی در زندگی ما باید تغییر کند و....
درست مثل کنترل خشم می ماند.
وقتی که احساسی را به طور کامل بشناسیم و کارکرد آن را بدانیم می توانیم از آن به صورت مطلوب و در جهت پیشرفت خود استفاده کنیم. کمتر پیش می آید که چنین کسی به رابطه نامشروع فکر کند.

پاسخ
vorodi

من یه خورده دیر این پست رو دیدم، و الانم قصد شرکت درد مسابقه ندارم فقط نظرمو میگم بهتون.
اول ازهمه که سوالی که تو متن نوشته شده به خوبی توضیح نداده که چه جور روابطی؟ آیا روابط عادی و دوستی های اجتماعی هم مدنظره یا اینکه کلا مسئله خیانت اون مرد همسردار و زن مجرد در نظر گرفته شده.
بهرحال من در هر دو مورد نظرمو میگم. چون گرینه اول رو خودم تجربه کرد و الانم دوستِ آقایی دارم که همسرداره اینو میگم که واقعا اتفاقی نمی افته. شما چه با خانم ها چه با آقاقیون روابطتون رو باید مدیریت کنید. اینکه بگیم چون خانمیم نباید با جنس مخالف رابطه ای داشته باشیم اشتباهه چون ما تو جاممعه ایی زندگی میکنیم که نیمی از این جامعه جنس مخالفمونه. باید یاد بگیریم چطور تعامل کنیم. بنده هم خودم دوستِ آقا دارم و هم همسرم دوستای خانمش رو بعد از ازدواج حفظ کرده. هر دومون اینو میدونیم و با دوستای همدیگه هم آشنا شدیم. بعد از ازدواج این روابطمون وارد حیطه بزرگتر خانواده شده اما هیچ کدوم از این روابط رو رابطه من و همسرم تاثیری نداشته. اصلا نباید تاثیر بگذاره! ما دو نفر ازدواج کردیم و خودمون اولویتیم دوستامون اولویتای بعدیمونن.
خب نوع دوم که حس میکنم بیشتر به خیانت میخوره واقعا قابل قبول نیست. اما باید ببینیم چرا خیلی از خانم ها به این نوع رابطه تن میدن. معملا خانم های مجرد که از 35 سال میگذرن اعتماد بنفسشون میاد پایین و فکر میکنن جذابیتی برا هیچ مردی ندارن. حس میکنن کسی دوسشون نداره و باز خداروشکر که لااقل این یکی هست که بهمون ابراز علاقه کرده. از اون طرف در نظر بگیرید که خانم های بالای 35 سال خیلی پخته هستند و فهمشون نسبت به خیلی از دخترای کم سال تر بیشتره. در نتیجه چطور مردی میتونه دل همچین دختری رو بدست بیاره؟ بله مردی که یکبار تجربه زندگی داشته. مردی که تلخ و خوب زن و زندگی رو چشیده و میدونه چطور رفتار کنه. طبیعیه که همچین مردی از نظر یه خانم پخته جذاب به نظر بیاد.
حالا نکته اینجاست که متاسفانه خیلی از خانم های جوان تر هم وارد رابطه با یک مرد زن دار میشن. در اینجا معمولا دخترها فکر میکنن خب ما جوونیم و شاداب، این مرد هم که اگر از زندگیش راضی بود نمیومد دنبال عشق جای دیگه بگرده پس ما شانس اینو داریم که با این مرد باشیم و به امید خدا اونم زنشو طلاق میده و ایم منم که سوگلی ایشون میشم. البته همون گرینه احساس تنهایی و به هرچیزی راضی شدن تو این دخترا هم هست اما کمتر. یه علت دیگشم اینه که دخترهای جوون به مردهایی که بزرگ تر از خودشونن و قوی تر، کشش بیشتری دارند. حس کوزت به ژان والژان. انگار که اون مرد قراره اینارو از زندان وحشت سکندر نجات بده. از این طرفم خوشحالن که سنگ صبور شدن و حس برتری نسبت به خانمِ ان آقا پیدا میکنن.

پاسخ
ریحون

پرسش: به نظرتون اشکالی داره برای هیجان و تنوع با یک مرد متاهل رابطه برقرار کنیم؟
پاسخ خلاصله: البته که اشکالی نداره! همه چیز به خودت ربط داره!

پاسخ کامل: اگه جذابیت و عدم جذابیت رو مثل یه طیف از حداکثر رنگ تیره تا حداقل روشنایی در نظر بگیریم، هر زنی جایی در این طیف داره. هر اندازه روشنایی و روزلوشنش بیشتر باشه، جذاب‌تره و هر اندازه از نظر روحی _ روانی تیره‌تر باشه، غیرجذاب‌تر.
زنان غیرجذاب با مسایل درونی متعددی دست و پنجه نرم می‌کنند. خودشون رو به خوبی نمی‌شناسن، در نتیجه خودشون رو دوست ندارن و حتی نمی‌دونن دنبال چی هستن. این دسته از زن‌ها متخصص خودفریبی هستند و به همین دلیل حتی در پنجاه سالگی به اشتباهات مهلک زندگیشون اسم هیجان رو می‌دن!
مهم‌ترین ویژگی این دسته از زن‌ها اینه که خودشون هم نمی‌دونن با خودشون چند _ چند هستند. در حالی که نسبت به همسر رسمی دوست پسرشون حسادت می‌کنند و حتی خیلی وقت‌ها آرزو می‌کنند که ای کاش بلایی سرش بیاد و مثلا بمیره تا اون‌ها بتونن به وصال همیشگی دوست پسرشون برسن، در عمل تظاهر می‌کنن که از وضعیت تحقیرآمیزی که توش هستن، نه تنها رضایت کامل دارن که این شیوه زندگی حتی کلی هیجان‌انگیزه!
می‌دونید این کار شبیه چیه؟! شبیه مصرف داروهای روان‌گردان!
زن‌های غیرجذاب وقتی که تنها می‌شن و یاری ندارن و یا با بالاتر رفتن سنشون دچار ترس خیلی شدید و عمیقی می‌شن. برای رهایی از این ترس، ساده‌ترین و دم‌دست‌ترین راه‌کار استفاده از ابزاریه که اونا رو به عالم خیالی و غیرواقعی ببره. دوست شدن با مردی که به فرد دیگه‌ای تعلق داره، می‌تونه یکی از این ابزارهای روان‌گردانی باشه. زن غیرجذاب اجازه می‌ده مرد با اون مثل یه شی زاید، صرفا در اوقات فراغت سرگرم بشه. بدون هیچ تعهدی، بدون هیچ قید و بندی! از من استفاده کن! من اهمیتی نمی‌دم که تو به من اهمیت نمی‌دی!
خیلی از این زن‌ها وقتی کسی بهشون می‌گه اون مرد داره از تو سوءاستفاده می‌کنه، به شدت خشمگین می‌شن و می‌گن این مرد برای زندگی من خیلی مفید بوده. این منم که دارم از اون استفاده می‌کنم. مگه زن آدم نیست! مگه زن نیاز و خواسته نداره!
بله، مطمئنا زن‌های غیرجذاب در زمان رابطه‌های درب و داغونی که با مردهای ناسالم و مورددار دارن، بخشی از خواسته‌ها و نیازهاشون رو مرتفع می‌کنن. کسی در این شکی نداره. اما در تمام این مدت چیزی مثل سوهان درون این زن‌ها رو می‌تراشه! کاش من جای زن رسمیش بودم! حاضرم زن دومش باشم! کاش زنش بمیره!!!
این ندا، ندای واقعی درون زن‌های غیرجذابه. روح زخمی و دردمند این زن‌ها دوست داره شناخته بشه، ارزش گذاشته بشه و مثل یه ملکه باهاش رفتار بشه نه مثل خدمتکاری که اربابش تو انباری باهاش رابطه برقرار می‌کنه!
اما زن‌های غیرجذاب چون هیچ وقت به خودشون اهمیت ندادن، از شنیدن این ندای درونی می‌ترسن و از شدت ترس دوباره می‌رن سراغ یه دیازپام دیگه. یه پیام دیگه می‌فرستن! یه بار دیگه تماس می‌گیرن و یه بار دیگه قرار ملاقات می‌ذارن! تا صدای دورنشون رو نشون! صدایی که از اون‌ها یه خانواده واقعی، بچه/بچه‌ها و یه زندگی حقیقی رو طلب می‌کنه. اما زن‌های غیرجذاب باز هم زمان رو از دست می‌دن. زمان رو از دست می‌دن! چرا؟! چون دارن داروی روان‌گردان مصرف می‌کنن و فکر می‌کنن این کار هیجان داره!
زن‌های غیر جذاب تمایل خیلی زیادی دارن که تظاهر کنند می‌تونن به راحتی با مردها بازی کنن، از اون‌ها استفاده‌های مالی ببرن و بعد برن سراغ نفر بعدی. دوست دارن تظاهر کنن رابطه با یه مرد نامناسب که حالا یه سری جاذبه‌هایی هم داره، مثل سوار فان فار شدن سرشار از هیجانه. اما خودشون می‌دونن، از فان فار هم که پیاده بشی، چند لحظه‌ای سرگیجه داری. لباس‌هات بهم ریخته و باید مرتبشون کنی. این چند لحظه گیجی و مرتب کردن سر وضع نامرتب برای دخترای بالای سی و پنج سال گاهی چندین سال طول می‌کشه. با این تفاوت که این بار زن غیرجذاب به خاطر تجربه قبلی زخمی‌تر و دردمندتر می‌شه و چون به روح خودش آسیب زده گاهی زمان خیلی زیادی برای دوباره سر پا ایستادن نیاز داره. البته بعضی از زن‌های غیرجذاب برای فرار از سرگیجه فان فار اولی، بلافاصله سراغ یه دیازپام دیگه، یه شهربازی جدید و یا این بار یه قطار وحشت جدید می‌شن. چون تحمل دوری از هیجان اولی رو ندارم و این طوری می‌شه که زندگیشون مبدل می‌شه به سوار شدن و پیاده‌شدن از این وسیله هیجان‌انگیز به اون یکی وسیله هیجان‌انگیز!
در مقابل، زن‌های جذاب مجرد حتی اگه در شصت سالگی هم به این نتیجه برسن که قصد دارن با یه مرد رابطه برقرار کنند، خوب می‌دونن که اون قدر ارزشمند هستند که صاحب همه زندگی یه مرد بشن! اون مرد ممکنه قبلا ازدواج کرده باشه، ممکنه گذشته عجیب و غریبی داشته باشه، اما در هر حال الان کاملا به اون‌ها تعلق داره و به اون‌ها مثل شریک واقعی زندگی نگاه می‌کنه.

پس، پاسخِ این پرسش: به نظرتون اشکالی داره برای هیجان و تنوع با یک مرد متاهل رابطه برقرار کنیم؟ اینه؛
همه چی به تو ربط داره! می‌خوای زن جذاب باشی یا غیرجذاب؟! می‌خوای باز هم برای رسیدن به خواسته واقعیت زمان رو از دست بدی و یا این که برای وقتت ارزش قایل هستی و می‌خوای از اون برای رسیدن به خواستت _ ازدواج با یه مرد _ استفاده کنی؟ می‌خوای داروی روان‌گردان مصرف کنی و بعد در چهل و پنج سالگی چشم باز کنی که ای خدا کاش این زمان رو صرف یه مردی می‌کردم که الان با هم یه خانواده بودیم. بچه داشتیم. یا می‌خوای تا هشتاد سالگی گل‌های جدید رو بو بکشی؟
تو با انتخاب‌ها و تصمیم‌های قبلی به این جایی که امروز هستی رسیدی. دوست دختر یه مردِ زن دار. آینده رو با انتخاب‌ها و تصمیم‌های امروزت می‌خوای چه شکلی بسازی؟ شاید بازم بخوای دوست دختر یه مردِ زن‌دار باقی بمونی. در هر حال کسی جز تو نمی‌تونه ارزش واقعی رو به زندگیت ببخشه و یا از زندگیت بگیره.

پاسخ
vorodi

تا یادم نرفته بگم ما تو جامعه ای داریم زندگی میکنیم که تکنولوژی ارتباطات روز به روز در حال رشده، همگام با تکنولوژی فرهنگ ما هم داره تغییر میکنه. رشد تکنولوژی مارو به سمت سرعت بیشتر میبره، و اگر دقت کنید ناخواسته ما هم به سمت کارهای با سرعت بیشتر میریم. دیگه کتاب خوندن اونقدر برامون جذابیت نداره تا اینکه یه فیلم ببینیم. با یک ساعت فیلم دیدن میتونیم یه رمان 1000 صفحه ای رو بفهمیم. این رو ازاین جهت میگم که هیجان این سال ها رو بهتر درک کنید. اینکه ما ناوداگاه به دنبال کشف و تجربه کارهای مهیج هستیم. دوست داریم ناشناخته ها رو پیدا کنیم و از اینکه وارد یه حیطه ای شدیم که تا بحال انجامش ندادیم و خیلی ها هم جرات انجام دادنش رو ندارن بهمون جسارت و اعتماد بنفس خاصی میده. حس یه سر و گردن بالاتر بودن از بقیه. انگار چه کار شگفت انگیزی کردیم. این دست از روابط هم هیجان خاصی دارن. اینکه هر روز منتظر این باشی یه زن بهت زنگ بزنه عجز و لابه کنه دست از سر شوهر من بردار، یا نه، فحش به رومون بکشه که چی از زندگی من میخای و ما حس غرور و لذت قدرت رو بچشیم. متاسفانه انسان ها یه سرخورده ی درون دارن که از آزار دادن دیگران لذت ببره و تمام کمبودها و عقده های دوران کودکیشو سر دیگران خالی کنه. این کودک سرخورده رو خیلی باید مراقبت کرد وگرنه برای نشون دادن خودش و انتقام از روزگار دست به کارهای عجیبی میزنه.

چقد من حرف کارشناسی زدم!!!لبخند

پاسخ
avishan

مردی که به زنی که باهاش پیمان زناشویی بسته خیانت میکنه مطمئن باشین که شما نفر بعدی هستین. گول حرفای دروغ این مردایی که به زن و بچه خودشونم رحم نمیکنن نخورین.
دنیا پراز آدمه هنوز کلی مرد مجرد که همسن و سال شما باشن وجود دارن. شما لیاقتتون بیش از این حرفاست که با همچین مردایی باشین.

پاسخ
12599

من این طور شنیدم که در بین حیوانها شاید قبل زا جفت گیری دعوا سر یکی باشد ولی بعد از جفت گیری هیچ حیوانی با جفت دیگری کاری ندارد. یک جور احترام غریزی با محدوده ها.
حالا یعنی ما انسانها باید کمتر از این باشیم؟ بله شاید هیجان و شادی کوتاه مدتی را برای شما ایجاد کند ولی مطمئن باشید شما بخشی از شادی مردی که با او در ارتباطید را غصب کرده اید شادی ای که سهم همسر و فرزندانش بوده است. به نظرم باید صادقانه از خدا خواست دعای " اللهم اغننی بحلالک عن حرامک" هم به همین معنی است. یعنی خدایا جوری من را با حلال خودت غنی کن تا از حرام تو بی نیاز باشم.
هر چند تنهایی دوستان مجرد و سختی این دوران را درک میکنم ولی خود من اگر در چنین موقعیتی قرار بگیرم. یک نفس عمیق می کشم و با شجاعت این رابطه رادر نطفه خفه می کنم و با این کار وارد یک هیجان بزرگتر میشوم. با این کار به خدا، فرشته ها و تمام کائنات ثابت میکنم من یک " انسانم" و ارزشمند.

پاسخ
parisa.berangi@gmail.com

سلام به همه خوانندگان محترم سایت گیس گلابتون
مردان متاهلی که از زندگی مشترک خود احساس رضایت نمیکنند و یا بدنبال تنوع طلبی یا جلب توجه جنس مخالف هستند معمولا به چنین روابطی تمایل دارند و با دست گذاشتن روی احساسات و عواطف و ابراز مهر و محبت، دختر را مجاب میکنند که به چنین رابطه ای وارد شود. البته گاهی هم این تمایل از سوی دختر است که با چراغ سبز آقا این رابطه شروع میشود.

از نظر من چنین رابطه ای کاملا غلط است، به چند دلیل:
اول اینکه اگر دختر فکر میکند که این رابطه هدفدار و آینده دار است و در نهایت به ازدواج ختم میشود، باید از خود بپرسد پس این آقا که به همسر فعلیش تمایلی ندارد چرا تاکنون اقدام به جدایی از همسرش نکرده. حتی اگر واقعا او را دوست نداشته باشد حتما هزینه های اجتماعی، خانوادگی و ... سنگینی برایش دارد که حاضر نیست همسر فعلیش را ترک کند. پس در اینصورت دختر هیچوقت نمیتواند طعم شیرین یک خانواده واقعی داشتن را بچشد و این مرد هیچگاه یک شریک واقعی زندگی برایش نمیشود و این دختر در مجالس و مراسم رسمی و در حضور همگان، بعنوان یک زن  متاهل و خانواده دار به رسمیت شناخته نمیشود. این زندگی برای کسی که طالب زندگی هدفمند و باثبات است عذاب آور و شکنجه دهنده است.

فرض دوم اینکه دختر میداند این رابطه موقتی است و صرفا برای خوشگذرانی و رفع نیازهای عاطفی و ... دو طرف است و قرار نیس تعهد رسمی در آن بوجود بیاید. در این شرایط او باید از خود بپرسد آیا این رابطه در طولانی مدت به نفع اوست یا به زیانش. آیا در آینده پشیمان نمیشود که بجای ارتباط با مرد متاهل و خوشی های زودگذر، چرا همین وقت را صرف یافتن شریک واقعی زندگیش و رسیدن به خوشبختی پایدار و با ثبات نکرده؟... در این شرایط هم دختر شاید در کوتاه مدت تجربه های هیجان انگیز و احساس خوشبختی موقت را تجربه کند ولی در دراز مدت جز از دست دادن فرصتهای واقعی و تنها ماندن در ادامه زندگی و احساس پوچ بودن حاصلی برایش ندارد.

از طرف دیگر هر رابطه ای دو طرف دارد. در بالا از نگاه دختر به این رابطه نگاه شد. اما این رابطه برای آن آقا هم اثراتی دارد:
اگر آن آقا به دلیل عدم رضایت از زندگی فعلیش به چنین رابطه ای رو آورده، روی آوردنش به چنین رابطه ای پاک کردن صورت مسئله است و نه تنها به حل مشکلش کمکی نمیکند که ورود یک فرد جدید و پنهانی به حریم شخصیش، مشکلات زندگی او را پیچیده تر و حادتر هم میکند. پس بجای فرار از واقعیت باید اول بنشیند و تکلیفش را با زندگی فعلیش مشخص کند و درصورت خاتمه این زندگی، بعد فرد جدیدی را وارد زندگی جدید خود کند.
اگر هم این آقا از زندگی مشترکش راضی است و تنها از روی تنوع طلبی و یا محک خود برای جلب جنس مخالف به چنین روابطی روی آورده است و تنها قصد خوشگذرانی دارد، این رفتار بیمارگونه به دور از انسانیت است و لطمه های جبران ناپذیری را به روح آن دختر وارد میکند. از طرفی روی زندگی مشترک خود آن مرد هم بی تاثیر نیس  و دردسر ساز خواهد شد و بالاخره برملا میشود. پس اگر بویی از انسانیت برده و همچنین زندگی فعلیش برایش اهمیت دارد، باید از چنین روابطی اجتناب کند.

پاسخ
saghar3309

این رابطه برای یک خانم هیچ وقت توام با تنوع و هیجان نخواهد بود هر کسی هم این ادعا را داشته باشد یا خودش و جنس خودش رو نمیشناسد یا جنس مخالفش را زن در هر صورت قربانی خواهد شد و یک زن دیگر را هم قربانی خواهد کرد

پاسخ
عشق سوخته

سلام اره اشکال داره بخواهیم بایه مرد متاهل رابطه برقرارکرد.من خودم دختری مجرد وسی وپنج سال سن دارم ...متاسفانه الان یکس الی هس مردانی به سمتم می ایند متاهل وزن دارن...اول بامن که آشنامیشن خودشون مجرد معرفی میکردن وخیلی زود لو میرفتن وهمسرشون متوجه میشدن وبه من زنگ میزدن که دست ازسرشوهرمابرداره وقتی به مرمتاهل میگفتیم که چرادروغ گفتی...میگفتن چون دوست داشتیم ونمیخواستیم ازدست بدیم مجبورشدیم دروغ بگیم ولی میخواستیم بگیم...به نظرمن یه مرد متاهل که داره باخانمش زیریه سقف زندگی میکنه ودورازچشم خانمش به یه دخترمجردابرازمحبت میکنه تنهادلیلش نیازجنسیشون میباشه...میگن خانم ماسرد مزاج نمیتونه ماروارضاکند ماهم باید نیازمون بریم بیرون جبران کنیم ویه دختر ساده ومجردپیدامیکنند وازش استاده میکنن....وگرنه هرگزراضی نمیشن زنشون روطلاق بدن چون دوستش داره...خودم مورد داشتم مرد اوایل انکارکه مجرد وقتی فهمیدم متاهل پاموکشیدم بیرون ازالتماس توروخدا بمون فقط برادوستی من همه چیز برات فراهم میکنم هرچی پول بخواهی بهت میدم....بهش گفتم پس من چی زندگی من چی میشه من میخوام زندگی کنم مادربشم اگه اینجورباشم بایددوره اینده ام خط بکشم گفت نه هرموقع شوهرخوبی برات پیداشد من میرم حتی خودم برات ینفرپیدامیکنم..اونافقط به فکرنیاز جنسی خود هستن دیگرهیچی...اگه بعضی خانمای بالای35 سال تن به خواسته چنین مردامیدن فقط ترس ازتنهایی وبی پولی که کسی باش حمایتشون کنه ولی من هرگز حاضرنیستم زندگی یه زن دیگه روخراب کنم وارد زندگی یه زن بشم حتی اگه تااخرعمرم مجرد بمونم

پاسخ
ghazalbanoo

سلام گيس گلابتون عزيز
خسته نباشي
در پاسخ به اين سوال ميتونم به اين دوستمون بگم :‌بين اين همه راه هيجان و تنوع ، چرا آدم بره بدترين راه رو انتخاب كنه ؟ !! مطمئن هستي كه هدفت تنوع و هيجانه ؟؟ يك دختر بايد انقدر خودشو دوست داشته باشه كه نفردوم براي يك مرد نشه !بايد انقدر براي خودش ارزش قايل باشه كه نفر اول رابطه باشه اون هم با تمام عزت و افتخار مثل يك پرنسس ! به قول دكتر شيري گرامي : شهد عشق را در جام طلايي بايد نوشيد نه در آفتابه پلاستيكي !
اين خانم اصلا به پيامدهاي اين به اصطلاح هيجان ! توجه كرده ؟؟؟ اينكه بنيان يه خانواده رو سست مي كنه به يك طرف ؛ اينكه بيشترين آسيب به خود ايشون ميرسه هم مهم ترين مساله است !! ازش ميخوام خودشو به جاي همسر اون خانم تصور كنه و ببينه يك خانم به قصد " هيجان "‌با شوهرش وارد ارتباط شده . . . چه حسي داره ؟؟؟ خانم گرامي شما با اين كار به چندين نفر ديگه از جمله خودت و اون آقا آسيب ميزني !! تازه بر فرض محال اگر هيچ وابستگي و آسيب و زخم روحي اي هم پيش نياد ، قطعي ترين چيزي كه اين وسط رخ داده اين ميشه كه شما فقط يك " زنگ تفريح " بودي . . .زن تفريحي كه خستگي رو از تن يك مرد درمياره و آخر سر خودش ميمونه و يك من بي ارزش . . .
خودت رو دوست بدار ، قدر خودتو بدون ، اگر دنبال تنوع و هيجاني برو دنبال بهترين راه نه حقيرترين راه . . . ، با كلمات هم بازي نكن و خودتو فريب نده ، اين چيزي كه شما اسمشو گذاشتي هيجان و تنوع ، اسم واقعيش تحقير خود و پايين آوردن خود تا سر حد يك زنگ تفريح موقتي هست و تو خوب ميدوني كه در مدرسه هم زنگ تفريح هيچ وقت براي ما ، محتوايي نداشته . . . ببخشيد كه انقدر صريح نظرمو گفتم ، گاهي لازمه با خودت به شكل بيرحمانه اي صادق باشي !!!با خودت رودربايستي نداشته باش ! تو لايق بهترين هايي نه حقيرترين ها

پاسخ
kafshghermezi

هر خانمی حتما یه نصفه ی گم شده ای داره و لیاقتش قطعا بیشتر از مردیه که هنوز تکلیف خودش رو با خانواده ش مشخص نکرده و در تصمیم گیری ضعیفه. چرا زمان رسیدن به آرامش اصیل رو برا خودتون طولانی کنین؟ هزینه ی بعضی تنوع و هیجان ها خیلی سنگین تر از لذتشه. ارزششو داره؟

پاسخ
nazaninhosseinkhan

سلام به آناهیتای عزیز و بقیه دوستان
من فکر می کنم خیلی از خانومای مجرد بالای 35 سال به خاطر فشار تنهایی ممکن هست تن به روابط ممنوعه بدن. به علاوه رابطه داشتن با مردی که باتجربه هست برای خیلی از دختر خانوما لذت بخش تر از رابط داشتن با یک پیر مجرد و بی تجربه هست.البته به نظر من کسانی می تونن وارد اینجور رابطه ها بشن که فقط به خوشی های لحظه ای و مقطعی بسنده می کنن. به نظرم حق هر خانومی هست که نفر اول یک رابطه باشه، نه اینکه وارد زندگی یه مرد متاهل بشه و یک توجه نصفه نیمه ای دریافت کنه. گذشته از این به نظرم لرزوندن پایه های یه زندگی دیگه از نظر انسانی کار درستی نیست.متاسفانه تو کشور ما چون متارکه هنوز قبح داره، خیلی از آقایون با اینکه تو زندگی مشکل دارن، از همسرشون جدا نمی شن و وارد رابطه های ممنوعه می شن.
به طور کلی به نظر من وارد شدن به این جور رابطه ها هر چند ممکنه به صورت مقطعی حس هیجان به زندگی خانومای مجرد بده، ولی مطمئنا رابطه امنی محسوب نمیشه و ساده لوحی هست اگر براش آینده، خوبی در نظر گرفته بشه.

پاسخ
مامان گل

این تو قبول کردی ته مانده شخصیتشو بپذیری . دسری هستی ...
این بی لیاقتی ات نشون میده که حتی عرضه داشتن یک دوس پسر مجرد هم نداری . سی و پنج سالگی اوج جذابیت زنه حتی تا 50 سالگی . قدرت خودتو داشته باش

پاسخ
robyy

خانم هایی که توی این رابطه ها هستند درگذشته هم رابطه با جنس مخالف داشتند وحالا که تنهاترشدند وادم مجردی نمیبینند وارد این رابطع های غلط میشند که خودشون هم میدوننداشتباه است ولی طرفشون چنان اینها را خام میکنه که هوش ازسرشون میره واینها فراموش میکنند که این اقا زن داره واین خیانته ومردها فقط میخوان تفریح کنند وخودشون را سرگرم کنند که حتی اگر طلاق بدن زنشون را هیچ تضمینی نیست ,چطور دخترا انقدر خودشون را بی ارزش فرض میکنند که هرطورشده میخوان از تنهایی دربیان چرا این تنهایی را با چیزهای قشنگ پرنمیکنند پخودسازی خودشون ان وقت چیزی که لایقشن هدا بعشون میده .با این کار خودشون را لایق حقارت وخیانت میدونندفقط کافیه فقط خودشون را نبینتد وخودشون را جای ان خانم بگذارند ایا خودشون اگرمتاهل بودند دوست داشتند باهاشون چنین رفتاری بشه مرد متاهل که وارد رابطه جدید بشه هیچ قصدی نداره جز فریب ,ولی شما ازاین فریب خوشتون میاد وخودتون وان خانم را بدبخت میکنید

پاسخ
vidaazeri

سلام می بینم بیشتر خانمهای متاعل به این سوال جواب دادن. شماها که اینقدر از این خانمها انتقاد می کنین می تونین بگین چرا اقایون با آگاهی داشتن به اینکه متاهل هستن میان و روی مخ خانمهای مجرد کار می کنند؟اگه تنوع طلب هستن پس شما مورد خوبی برای ازدواج انتخاب نکرده اید. من خودم چهل رو هم رد کردم ولی با آدم دست دوم ارتباط برقرار نمی کنم. اینکه می فرمایین دخترهای بالای 35 سال بیشتر دنبال این قضیه هستن به نظرم درست نیست. من خودم در اطرافم حتی خانمهای متاهل رو هم می بینم که ارتباط بیش از حد نرمال با اقایون دارند. این کار بستگی به خود فرد داره. شوهری که حتی برای تفنن میره با دخترهای مجرد دوست میشه رو باید ریخت سطل آشغال. تو جامعه اقایان و خانمها هر دوشان باید چشم پاک باشند. شرمنده گیس گلابتون عزیز این فقط یک دیدگاه بود.

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم نظرتون را نوشتید
فکر کنم سوءتفاهم پیش آمده. من ننوشتم خانم های بالای 35 سال این کار را انجام می دهند. ابدا! من چهل و یک سالگی ازدواج کردم و هرگز با مرد متاهلی ارتباط نداشتم.
و حق باشماست. این نوع ارتباطها در همه سنین و حتی خانم های متاهل می تواند اتفاق بیفتد. ولی یک خانم متاهل که با دیگری ارتباط دارد، بکلی شرایطش با یک خانم مجرد فرق میکند. سوال در اینجا، ارتباط یک خانم مجرد با مرد متاهل است.
ممنونم نظرتان را نوشتید و کمک کردید من رفع سوءتفاهم کنم.

پاسخ
vidaazeri

سلام خانم دکتر نازنین.من منظورم شما نبودید. آخه وقنی این مسایل رو می شنویم ناخودآگاه خانمها رو مقصر می دونیم. و جواب شما از نظر من:
این هیجانها انرژی آذم رو پایین میاره ومانع رسیدن او به اهداف بهتر در زندگی میشه.سطح تمرکز آدمو پایین میارهواحساس گناه هم اگه باشه آدمو دا غون میکنه.خانمها که خیلی احساسی هستن تمام فکر و دکرشون میشه اون که در دسترس نیست.
وقت و انرژی روانی آدم تلف میشه.اشکالش اینا هستن. آدم هدفدار تو زندگی خودشو درگیر این ارتباطات نمی کنه. چون تاوان زیادی باید پس بده و کلی از زندگی و رشدهایش عقب می مونه.

پاسخ
استاکر

سلام به خانوم دکتر و دوستان عزیز
جدا از بحث مسابقه ، خوندن این مطلب باعث شد من یاد به ماجرای معروف و قدیمی بیفتم (کامنتم برای مسابقه نیست چون فک میکنم دیگران اون بالا واقعا خوب بیان کردن همه مسائلو)
سالها پیش بیشترمون داخل مطبوعات ماجرای رابطه دختری جوان با فوتبالیست معروف و کشته شدن همسر اون فوتبالیست به دست اون دخترو خوندیم.. این سوال منو یاد اون ماجرای تلخ انداخت.. اینکه اون دختر ابتدا به خاطر هوس رانی یک مرد وارد رابطه شد طی ده سال عاشق تمام کمال شد اما به کجا رسید که تونست حدود سی ضربه چاقو به یه زن بی گناه بزنه؟؟؟؟
همه ما ، اصلا خودم ، فک میکنم اون ادم یه روانی بوده یه قاتل بی وجدان بوده از اولش
اما واقعا چی شده که اینطوری شده؟؟
کسی که یه شغل خیلی شریف داره چطور میتونه اینکارو بکنه؟!؟؟!!
فک کنین چه فشاری میتونه به یه زن بیاد.. چه اتفاقی میتونه اونو یه قاتل روانی کرده باشه؟؟
به نظر من تمام روزها و شب هایی که زجر کشید و میدونست که اون ادم پیش همسرشه.. تمام اون حسادتا.. همه اون فشارای روانی ..
فک کنین چه زجری کشیده که شده یه همچین موجودی.. حاضر شده با چاقو بیفته به جون یه زن بی گناه که فقط اون دیگه نباشه!
اشتباه برداشت نکنین قرار نیست همه دخترایی که وارد اینجور روابط میشن قاتل جانی بشن تهش!
اما اینو مطمئن باشیم که همشون همه اون چیزایی که اون دختر کشیده رو تجربه میکنن
همین دختری که حاضر نیست الان یه سگ جلوش بمیره شاید روزایی بشینه ساعتها فک کنه که نمیشه فقط یه جور خدا یه کار کنه اون ادم دیگه نباشه.. این جا نباشه.. محو شه..
همه ی اون زجرا تو راهه
فقط میتونم بگم که برا خودمون این زجرا رو نخوایم
برا خودمون تنهایی خالی بخوایم
اما برا خودمون تنهایی با فکر کشنده اون الان داره چیکار میکنه تو خونش نخوایم
خودمونو ذره ذره اب نکنیم برا خوشی یک نفر دیگه
چون یکی دیگه با زنش خوشبخت نیست ما نشیم فرشته نجات زندگیش
اگه اشتباه انتخاب کرده بزارین هزینه انتخاب اشتباشو خودش بده
ما حساب نکنیم براش
با خودمون مهربون تر باشیمگل

پاسخ
r.e.amirali

سلام دوستان
می خوام قصه ای براتون بگم
کاری که گاهی از سرغفلت برای هیجان انجام میدیم در بهترین حالت قصه این مرد میشه و مرد عاشق اون دختر میشه؛
کاری کردم که که بدجور موندم توش. عذاب وجدان راحتم نمی ذاره:

تقریبا پنج شیش ساله که ازدواج کردم و یه پسر دارم. همسرم زن فوق العاده خوبیه. فوق العاده مهربون. فوق العاده وفادار و خوش اخلاق. ازدواجمونم یه ازدواج کاملا سنتی بود که مادرم ایشونو برام انتخاب کرده بود و الحق هم سلیقه عالی ای داشت و خانومم بسیار زیباس. به خوبی و خوشی داشتیم زندگیمونو می کردیم. سرزنشم نکنید شرم دارم از گفتنش..

زندگیمون خوب بود تا وقتی که.. پامو گذاشتم تو دانشگاه خراب شده که ارشدمو بگیرم. عاشق یکی از هم کلاسیام شدم و... زندگیم خراب شد. متنفر شدم از همسرم.. نمی گم تقصیری نداشتم نه ولی..

تیپ و قیافه ی از نظر دوستان خوبی داشتم که باعث می شد دخترا جذبم بشن. منم طاقت نیاوردم در برابر اون خانوم و عشوه هاش در برابر زیبایی خیره کنندش.. دیگه خنده های خانمم برام جذاب نیست همش مقایسه‌اش می کنم با اون دختر فوق العاده خوشگل. عیبای خانوممو می زنم تو سرش. مسخرش می کنم. کارم به جایی رسیده منی که از گل نازکتر به خانومم نگفته بودم می گیرمش زیر کتکای شدید. فحشش می دم. تهدیدش می کنم ولی اون بازم دوسم داره.

هر روز این بساطه و از اون طرف رابطم با اون دختر به جاهای باریک و رابطه جنسی نامشروع کشیده و روز به روز بیشتر عاشقش می شم. فکرش راحتم نمیگذاره. از همسرم بدم میاد حاجی بدم میاد! چکار کنم؟ می خوام طلاقش بدم زنمو اما اطرافیام ، مادرم می گه عاقت می کنم. همسرم دوسم داره اما من. اون دختر تموم فکر و ذهنم شده.

چکار کنم حاجی؟ چکار کنم؟ کمک می خوام از همتون. اون دختر حاضر نیس همسر دومم بشه. خب حقم داره. میگه باید زنتو طلاق بدی. فکر نکنید از این اوضاع راضی ام. اینا رو دارم با گریه می نویسم. کارام میاد جلو چشمم ولی..

چکار کنم؟ نمی تونم فکر اون دخترو از سرم بیرون کنم

پاسخ
r.e.amirali

اما جوابی که اون حاجی برای این مرد گذاشته که عالی بود اگه دوست داشتید لینکش میذارم مراجعه کنید.
سلام خداوند بر شما

پسرها که متاهل میشوند، ارتباط با جنس زن و عشوه‌گری‌هایشان، تازه زیر زبانشان مزه میکند. با اینکه فشار جنسی در مجردها بسیار بیشتر از متاهل‌ها است و ممکن است تصور شود که مجردها بیشتر از متاهل‌ها در خطر هستند، اما ابدا این گونه نیست.

متاهل‌ها بعد از ازدواج و به اندازه ذکاوتشان، رموز زندگی زناشویی و زیبایی‌های آن را بهتر درک کرده‌اند و کاملا عالمانه میدانند که باید چگونه رفتار کنند تا به آنچه مد نظر دارند برسند، و توجه فردی که تمایل به تصاحبش دارند را جلب کنند. اما مجردها نه چنین علمی داشته و نه چنین جراتی در مقام عمل دارند.

متاهل‌ها چون چنین مسیری را قبلا رفته‌اند، کاملا میداند که باید چه کند و مسیر کدام است. شیطان نیز آن مقدار که در کمین متاهل‌ها است در کمین مجردها نیست و متاهل‌ها بسیار بیشتر در معرض خطر هستند. خداوند نیز چون از حالات آنچه آفریده آگاهی کامل دارد، دستوراتی داده است که با رعایت آنها هیچ کسی گرفتار کینه و عداوت و ظلم نشود و شیطان در مسیر گمراه کردن بشر به نتیجه نرسد.

در اولین قدم آنچه لازم است این است که شما به هیچ عنوان گناه نکنید و در این مسیر باید حلال و حرام خداوند را بشناسید:

درس خواندن حلال است اما چشم چرانی کردن و طرح دوستی با دختر مجرد نامحرم تا مرحله رابطه جنسی حرام است.

به دانشگاه رفتن و تحصیل علم حلال است اما لمس نامحرم و خلوت کردن با او حرام است.

تجدید فراش به شرط رعایت عدالت بین دو زن حلال است اما بدون رعایت عدالت بین آنها حرام است.

ازدواج مجدد به شرط رعایت عدالت بین دو زن حلال است اما کتک زدن و فحاشی به آنها حرام است.

اما نکته مهم این است که اهانت کردن به همسر رسمی و قانونی و معاشقه کردن با زن نامحرم یعنی اینکه شما یک انسان عادل و باتقوا نیستید و به همین دلیل ازدواج مجدد برای شخص شما حلال نیست.

از همه بدتر اینکه گرفتار فتنه زنی شده اید که میخواهد خانه خوشبختی خودش را بر خرابه های زندگی همسرتان و با سلب آرامش از او بنا کند؛ و این کار یک ظلم آشکار و نشانه غیرت زنانه او است
ادامه http://hosseinalemi.blogfa.com/post/823

پاسخ
vidaazeri

این که نشد جواب برای این بیچاره. همه اش القای احساس گناه بیشتر بدون ریشه یابی مساله کرده حاجی. اصلا ازدواج اول این فرد هم غلط بوده چون به بلوغهای لازم نرسیده بوده.هدغش از ازدواج نمی دونسته چیه.حقشه که هر دو زن اونو تنها بگدارند تا یاد بگیره زندگی یعنی چی.نتیجه ازدواج زودهنگام هم همینه دیگه.

پاسخ
گیس گلابتون

ممنونم. البته موضوع مسابقه ما جواب دادن به یک آقای متاهل نیست. ولی در توضیح بگویم حاج آقا بسیار خوب جواب داده است. ببینید دوست عزیز، هر آدمی یک دسته آدمها را به عنوان مشاور قبول دارد و حرفهای آنها به دلش می نشیند. این آقا، یک روحانی را قبول داشته. روحانی با زبانی که روی دل او تاثیر می گذارد حرف زده. به او گفته شما عادل نیستید که بتوانید همسر دوم اختیار کنید. یعنی پشت اسلام قایم نشو برای هوسبازی. روحانی ابدا خانم را مسئول نداسته بلکه آقا را مسئول اعلام کرده است. من از جواب مشاوره این روحانی عزیز لذت بردم. جواب او به دل مرد اثر میکند. مطمئن هستم. ولی بعضی آقایان به این حرفها میخندند. این دسته آقایان برای پرسیدن سوال خود به یک روحانی مراجعه نمیکنند. در ضمن روانشناسی جدید مثل زمان فروید این همه به ریشه یابی مسائل تاکید نمیکند. بلکه برای زمان حال راه حل پیدا می کند.
بهرحال متشکرم شما هم نظر خود را نوشتید

پاسخ
r.e.amirali

ممنونم گیس گلابتون عزیز.دقیقا همین طور ه که شما گفتید.و هدف من از طرح این مسئله
این بود که ببینیم چه طور زندگی یه مرد و دو زن و یه بچه به همین راحتی با عدم کنترل بر احساساتمون کاری که به چشم یه تجربه بهش نگاه میشد( هم از طرف مرد و هم از طرف دختر )طوفان به پا میکند .وما در واقع قبل از خانواده اون مرد و خود مرد ،ضربه اساسی رو به خودمون میزنیم.رابطه و احساس از چیزهایی است تمام روح ما رو درگیر میکنه ،و یه پرسه زمان بره که شروع داره و باید زمان و فکر و خلاقیت به خرج بدیم که یا شروع کننده باشیم یا درگیر باشیم جواب مرد رو‌که شروع کننده بوده بدیم.بعد ک شروع شد زمان و وقت و انرژی و احساس در محجوب ترین حالت صرف کنیم و بعد عذاب وجدان ما یا مرد و یا دعوا و دلزدگی ما یا مرد و بعد مرحله ی بعد از اتمام رابطه و احساس ناکامی و افسوس و سرزنش و... همه ی اینها ناشی از پر نکردن ذهنمون با اشتیاق های قلبیمونه.اگر به فکر روح عزیزمون باشیم و خودمون رو دوست داشته باشیم هرگز اجازه رسوخ اون وسوسه به ذهنمون رو‌نمی دیم.
خط قرمز ما باید ارامش دائمی یا بهتر بگم اسودگی خاطر خودمون باشه.بله خود دوست داشتنی من

از شجاعت خانم سوال کننده و ابتکار گیس گلابتون مچکرم که ما رو وادار به فکر کرد.

پاسخ
ashoori79

زندگی یه بازیه که توش هیجان و تفریح هم هست اما هر بازی قاعده و قانون خودشو داره هر کس بخواد جر زنی بکنه نه بازی رو برنده می شه و نه اینکه کسی تو بازی راهش میده به نظر من ارتباط نادرست با مرد متاهل هم یه جور جرزنیه آدم می تونه هر کسی که وارد زندگیش می شه دوست داشته باشه ولی در جایگاه خودش خداوند در قران می فرماید که در درون هر مرد فقط یک قلب نهاده است پس هر مردی این قلب رو فقط به یک زن می تونه بده
امیدوارم هممون راه درست زندگی رو یاد بگیریم

پاسخ
computer78

سلام به گیس گلابتون عزیز
به خاطر یک رابطه برای هیجان و تنوع با یک مرد متأهل، همه زندگیتان را به خطر می اندازید. دوستی شما با مرد متأهل باعث به وجود آمدن مشکلات فراوانی هم برای او و هم برای شماست. چنین ارتباط هایی بدون شک، محکوم به شکست است مگر این که رسمی و شرعی شود که پس از آن سختی ها و مشکلاتش، بیشتر و چند برابر دیگر ازدواج هاست. بنا به دلایل زیر، این رابطه به هیچ وجه صحیح نیست:
1-ممکن است از همان اول کار نمی خواستید که به طور جدی با او رابطه داشته باشید، مخصوصاً در مواردی که این رابطه از دوستی خیلی ساده و زیبایی که بین شما دو نفر بوده شکل گرفته باشد. وقتی کنار او هستید همه چیز خوب است اما این فقط در شرایطی است که فقط خودتان و خودش باشید، بدون این که کس دیگری از آن خبر داشته باشد.
2-شاید اول کار این رابطه به نظرتان جالب بیاید. این واقعیت که او برنامه های خاصی برای زندگی خود دارد، زمان فراغت بسیار طولانی را در اختیارتان قرار می دهد که می توانید هر طور که دوست داشتید آن را بگذرانید بدون این که شکایتی به شما کند. زمان خیلی کمی می برد که متوجه بشوید یک جای کار در همه آن عشقبازی ها و محبت ها می لنگد و اگر خودتان موضوع را کشف نمی کردید شاید اصلاً او به روی خودش هم نمی آورد.
3-خیلی جاها ممکن است فکر کنید که کسی هست که دوستتان دارد اما واقعیت این است که این مرد نمی تواند عشق و احترامی که شایسته شما باشد را در اختیارتان بگذارد.
4-درباره ی ایجاد علاقه به این مردان، باید گفت که این گونه علاقه ها حقیقی نیست و در بیشتر موارد شکل گیری چنین علاقه هایی در زنان به دلیل نیاز به همدل، وابستگی شدید و توهم است که به خاطر عواملی از جمله کمبود محبت، عاطفه و تنهایی ایجاد می شود. بهتر این است که خانم های مجرد علت این گرایش به مرد متأهل را کشف کرده و در جهت اصلاح خود برآیند.
5-خطر بزرگی که شما را تهدید میکنه این است که اگر این رابطه نتیجه داشته باشد، هرگز این مرد، مورد اعتماد شما نخواهد بود و اگر هم این رابطه نتیجه نداشته باشد باعث می شود که بعداً به احدی نتونید اعتماد کنید و ممکنه هر کسی بهتون ابراز محبت کرد فکر کنید ممکنه به یکی دیگه نیز داره همین محبت ها را میده.
6-در صورت داشتن ارتباط با مرد متأهل یا ازدواج با آن ها و یا شکست از این ارتباط، خانم ها بیشتر از مرد خائن تحت فشار مذهب و عرف اجتماعی قرار می گیرند و این تعارض ها او را به نارضایتی از زندگی یا احساس سرخوردگی و مورد سوء استفاده قرار گرفتن، دچارش می کند.
7-این کار برای همسر اول انصاف نیست که یک نفر دیگر از راه برسد و شوهر او را با خود ببرد.
8-خیلی از خانم ها و آقایان که به همسرشان خیانت می کنند، فکر می کنند که عشق یا نیمه گمشده شان را پیدا کرده اند، در صورتی که عش واقعی پاک است و به هیچ وجه خیانت در آن دیده نمیشود

پاسخ
tarane

یک زن باهوش بهتر از هر کسی میدونه مردی که به همسرش خیانت کرده، مسلما میتونه به اونم خیانت کنه...زنگ تفریح مردای متاهل شدن بیشتر از هیجان احساس بد گناه به یه زن میده...که برای رهایی از این احساس، میره تو فاز تحلیل روابط اون مرد با همسرش...برای اینکه همسر اون مرد رو مقصر کنه و خودش رو توجیه کنه که کارش بی اشکاله!!! درحالیکه واقعیت معمولا اینه که اون مرد واقعا برای همسرش اون کاراکتری نیست که شما دارید ازش میبینید...اونقدر جذاب و جنتلمن و فهیم ...

پاسخ
tarane

جایی از یک استاد عزیز جمله ای خوندم که براتون نقل میکنم:شما انسان هستید و همین کافیست که از یک ادم زیبا، جذاب یا فهمیده خوشتان بیاید، چه متاهل باسید و چه مجرد...چه او متاهل باشد و چه مجرد...این بخش قضیه را نباید سرکوب کرد...مهم رفتار ماست پس از خوش آمدن که تعین میکند بلوغ یا عدم بلوغ عاطفیمان را...

پاسخ
فصل نو

همه دختران جدای از مکان زندگی و فرهنگ در یک مرد به دنبال ویژگی های خاص و جذاب مردانه هستن، مرد جذاب گاها پولدار ،گاها با پرستیژ شخصیتی والای اجتماعی، گاها خوش تیپ و ...تعریف میشه ، اما جدای از اینها مرد جذاب مردیست که به ظرافتهای زنانه احترام میزاره و میدونه چه طوری با یک زن رفتار کنه، مردان متاهل به خاطر تجربیات زیادی که در برخورد با یک خانم داشتن بسیار ورزیده در برخورد با خانمها عمل میکنن و دخترکان بعضا ساده رو به راحتی به سوی خود جذب میکنن.
در کنار این نوع رفتار که یه مرد متاهل میدونه چهطوری جنتلمن باشه ، مردان متاهل اصولا مردان پخته اجتماعی و اقتصادی هستن،نباید فراموش کرد که یه مرد متاهل درصد بالایی به ثبات اجتماعی و اقتصادی رسیده که برای بسیاری از دختران قابل توجه هست.

پاسخ
فصل نو

متاسفانه نظر من نیمه ارسال شد، با توجه به این همه جذابیتی که تو این رابطه هست چرا که اصولا این تجربه یواشکیه و همیشه کارای یواشکی پر از هیجانه خیلی از افراد وارد این رابطه میشن، جمله ای طلایی در روابط اخلاقی در دین ما وجود داره که میگه هر چی برایخود میپسندی برای دیگران هم بپسند و هر چیزی که برای خود نمیپسندی برای دیگران هم نپسند،کافیست به این قانون ساده بازگردیم و از خود بپرسیم ، اگر شوهر من با کسی دوست بود من به عنوان زن ایشون شاد بودم.؟ دوستی با یک مرد متاهل در حقیقت تجاوز به حریم امن و آروم یک خانوادس.در این دنیا ازادانه در حریم اخلاقیات باید زندگی کرد تا به آرامش برسیم.

پاسخ
Annie

سلام
به اين فكر كردم كه اگر من اين سوال رو داشتم دوست نداشتم نصيحت و شعار يا تحقير بشنوم. به نظرم وقتي كسي اين سوال رو از ديگران ميپرسه بين دو راهي احساس و عقلش گير كرده و با خودش درگيره. دوست عزيزم برات احترام قائلم. اول تجربه ي خودم رو براتون ميگم. من در هفده سالگي عاشق و شيفته مرد متاهلي شدم. به دليل پختگي و سن و سال و طرز رفتارشون كاملا برام جذابيت داشتن . رفتاري كه يك پسر كم سن و سال و مجرد نداره. هرچي فكر ميكردم هيچ عيب و ايرادي ازشون نمي تونستم بگيرم و انقدر عاشق شده بودم كه نمي خواستم اصلا به عواقب رابطه يا كسي جز خودم فكر كنم. حتي نمي خواستم يه لحظه به همسرشون فكر كنم كه حس بدي پيدا كنم.به نظرم تصوري كه ما از هيجان اين روابط داريم تاثير تصويريه كه تو ذهنمون ساخته شده. هميشه توي فيلم ها و داستان ها اين روابط خطرناك و هيجان انگيز نمايش داده مي شه. ولي واقعيت اين طور نيست. پر از حس سرخوردگي و تحقير و عذاب وجدانه. دليل ديگه اي كه خيلي برام داشتن اين رابطه رو جذاب ميكرد فكر ميكنم اين بود كه از بچگي از نقش و تعريفي كه جامعه از زن داشت نفرت داشتم.انگار دلم ميخواست بتونم بدون اينكه به يه مرد علاقه مند بشم رهاش كنم و اين جوري به خودم ثابت كنم كه همه زن ها حساس و شكننده نيستن. ولي كار به اينجاها نكشيد.از لحظه اولي كه اون اقا رو ديدم عاشقشون شدم. البته هيچ وقت اتفاقي بين ما نيفتاد . حتي حرفي هم در اين مورد با هم نزديم. ولي من دو سال تمام براي اين احساسي كه داشتم اشك ريختم زجر كشيدم و ارزو كردم كه كاش ميتونستم به عشقم برسم.هر چراغ سبزي كه از طرفي ايشون ميديدم كه هنوزم نميدونم واقعا چراغ سبز بود يا توهم من اميدوارترم ميكرد.يادمه يه شب كه تو مراسمي اون اقا رو با همسرشون ديدم تا صبح زار زدم از تصور اينكه نكنه با هم خوب باشن. ولي تمام احساساتم رو براي خودم نگه داشتم و هيچ وقت تلاشي براي وارد شدن به زندگيشون نكردم.با فاصله گرفتن كم كم حسم كم رنگ شد. از گذشته پشيمون نيستم. من توي خودم شكستم ولي كاري كه ميدونستم درست نيست رو انجام ندادم و به هيچ كس صدمه نزدم. ولي دو سال غم و غصه اي كه تجربه كردم باعث شد با بخش زنانه وجودم و احساساتم اشتي كنم و خودم رو دوست داشته باشم. بلافاصله بعد از اينكه با خودم اشتي كردم با اقاي محترم مجردي اشنا شدم. اقايي كه من براش نه فقط تنها فرد زندگيش كه اولويت تمام زندگيشم و باهام مثل يه پرنسس واقعي رفتار ميكنه.جوري كه حتي توي روياهام هم فكرشو نميكردم. و با تمام سختي هايي كه كشيديم و مشكلاتي كه داشتيم از اين مطمئن بودم كه با مردي هستم كه تحت هيچ شرايطي تنهام نميذاره. پس دوستاي گلم وقتي توي دلتون انقدر شك دارين كه از ديگران سوال ميكنين چه كار كنين حتما خودتون از ته دل ميدونين احساستون اشتباهه. با احساستون بجنگين و خودتون رو اونجوري كه لياقت دارين دوست داشته باشين تا ديگران هم ارزشتون رو بفهمن. و مطمئن باشين به خاطر قلب پاكتون كه حاضر نميشين به كسي صدمه بزنين و انسانيت رو فراموش كنين، به زودي همدمي بهتر از تصورتون نصيبتون ميشه.
يه ماجراي ديگه اي هم كه حتما بايد تعريف كنم اينه كه من خانواده اي رو ميشناسم كه پدر خانواده بعد از چهاربچه كوچك به همسرش خيانت ميكنه و بعد از سال ها پنهان كاري وقتي همسرش متوجه ميشه با اون خانم ديگر هم ازدواج ميكنه.همسر اول به خاطر فرزندان كوچكش از طلاق پشيمون ميشه . اون چهار بچه الان همه بزرگ شدن و حدودا سي سال سن دارن. تمام دوران كودكي و نوجواني و جوانيشون در خونه اي پر از دعوا و تنفر بزرگ شدن و هيچ وقت پدري نداشتن كه بالاي سرشون باشه. چهار جوان كه كودكي پر درد و غصه داشتن و مادري كه تمام عمرش اشك ريخته و بعد ازدواج فرزندانش تنها مونده. واقعيت خيانت اينه نه هيجاني كه تو ذهنمون تصور ميكنيم. به نظر شما مردي كه حتي به بچه هاي خردسال خودش رحم نكرده لياقت عشق بي چون و چراي شما رو داره؟

پاسخ
missdoctor

نه عزیزم اما بدون از هر دستی بدی از همون دستم میگیری و وقتی وارد زندگی متاهلی شدی یه خانم مجرد دیگه هست که واسه هیجان و تنوع با همسر شما رابطه داشته باشه.
استیو هاروی در کتابش میگه مردان میتونن حین تاهل با کس دیگه در رابطه باشند اما چه محشر میشد اگر هیچکدام از زنان تن به این کار نمیداند و ارزش خود را میدانستند..

پاسخ
javad_oh22

یک داستان واقعی

آقایی متاهل برایم تعریف می کرد:

با یک خانم مجرد در یک کلاس آموزشی یک گفتگوی کوتاهی داشتم،آن گفتگو به درد و دل ختم شد و در نهایت شماره هم را گرفتیم.
پیامک قراری را برای فردا گذاشتیم.
آقا می گفت از همان چند ثانیه اولی که این خانم را دیدم هدفم فقط سکس و لمس بدن او بود.
روز قرار به او پیشنهاد ازدواج موقت دادم ولی این پیشنهاد را با کلی جملات عاشقانه تزیین کردم.
او پذیرفت.
روز اول او را به رستوران بردم و روز دوم به خانه ام دعوت کردم و با او همبستر شدم.
او برای من تمام شده بود.
من به خواسته ام رسیده بودم ولی او فقر توجه داشت و تاسف بار اینکه فقرای توجه حتی به فقر خود آگاه نیستند.
رابطه مان ادامه داشت او توجه می خواست و من سکس!
بعد از یکماه به بدترین شکل ممکن جدا شدیم.

نتیجه:
1-هدف مرد متاهل از ارتباط های اینچنینی فقط و فقط سکس و تنوع طلبی است.
2-سکس آخرین چیزی است که خانم ها در این روابط به آن فکر می کنند.
3-مخفی کاری و پنهان کاری تمام انرژی مرد را برای رسیدن به اهدافش می گیرد.
4-خانم ها بعد مدتی شدیدا سرخورده و مغموم می شوند چون چیزی که می خواستند را به دست نمی آورند.
5-آقا تو فاز مقایسه همسرش با دیگران می افتد و ...

پاسخ
najme55
http://gahyman.blog.ir

بارها به مفهوم وفا فکر کرده ام و مرزش با انحصار طلبی و این که چه قاعده ای به ما حق می دهد که خود را مالک جسم یا روح دیگری بدانیم و کسی را سهم خود بدانیم. باور من اینست که ما مالک همسرمان نیستیم و بر اختیار زنی که در جستجوی هیجان وارد دنیای او می شود. هر دو آزادند و حق انتخاب دارند. اما هر انتخابی هزینه های خودش را دارد که هرکس برگزید ناخوداگاه پرداختن آن را هم برگزیده است: یا در قید گلی که اهلی کرده ای می مانی و لذت اهلیت را با جسم و روحت می چشی یا مسافر گلستانها می شوی و تنوع طلبیت را سیراب می کنی و آن لذت را نمی چشی.
یا روزیت را با زلالی خواهشت در آغوش خود خودت دریافت می کنی یا به قلب مصرف شده مرد دیگران ناخنک میزنی. به هرحال هر کدومش در امتداد خودش به جاهایی می رسه که خودت هم می دونی. انتخاب کن دوست من فقط تا تهش را برو قبل از اقدام. تا ته تهش را
یک وقتی شعری گفته بودم در حال و هوای وفا:
میخواستی عاشق شوی کل زمین را
از رسم انگشتر جدا سازی نگین را...
میخواستی ایمان به دین دل بیاری
کافر شوی رد و قبول کفر و دین را
از قهر و مهر آسمانها پا کشیده...
شیدا شوی اطوار شیرین زمین را
شیدا شوی شور شراب زندگی را
هر ماهرو هر مه جبین هر نازنین را
میخواستی تسلیم غیر از دل نباشی
از خاک تسلیمی جدا کردی جبین را
گردن کشیدی آسمان را، خوب دیدی
از اشتیاق خاک در جانش طنین را
دیدی که دست آسمان در دست خاکست
دیدی وصال آسمانها با زمین را
دیدی فرار از دولت عشقش محالست
آموختی درس محال آخرین را...

پاسخ
sepidehs

درود بر شما
این رفتار که برای تنوع یک خانوم مجرد با یک مرد متاهل وارد رابطه میشه یک نوع خودآزاریه
چون اگر اطرافش را نگاه کنه می بینه مردهای زیادی هستند که بالای 35 سال سن دارند و خواستار رابطه هستند ولی وقتی خودش را وارد یک رابطه ناقص میکنه دیگه متوجه کیس های مناسب نمیشه
و در ضمن میشه نفر چندم زندگی اون آقا

پاسخ
naria

سلام من یه پیشنهاد دارم. هر مرد یا زن متاهل یه همسر داره که به نوعی مالک احساسات طرفش محسوب میشه پس صادره طرف حق الناس محسوب میشه.
هر وقت یه مرد متاهل بهت پیشنهاد داد برو رضایت همسرشو بگیر اگه تونستی زنی رو پیدا کنی که راضی به رابطه شما با همسرش بود با طرفت رابطه برقرار کن اونم رسمی. برو همسر دومش بشو

پاسخ
sepidar.alavi

سلام به خانم دکتر عزیز و خوانندگان فهیم این سایت
راستش من از خوندن برخی از نظرات ناراحت شدم و احساس کردم اکثر ما خیلی راحت دیگران رو قضاوت میکنیم بدون اینکه لحظه ای خودمون رو در اون موقعیت قرار بدهیم!
مثلا یکی از نظرات دائما این مطلب رو تکرار میکنه که خانمهای مجردِ غیرجذاب به چنین رابطه ای تن میدهند!!!!
به نظر من چنین قضاوتی کاملا اشتباهه!
هر رابطه ای دو سر داره و وقتی یک رابطه اشتباه باشه یعنی دو طرف اون رابطه سهمی در این اشتباه دارند!
رابطه ی یک خانم مجرد با آقای متاهل اشتباهه ولی هر دو طرف در این اشتباه سهیم هستند!
ممکنه هر خانم مجردی در برهه ای از زمان در تنگنا قرار بگیره مثلا بعد از یک شکست عاطفی یا مثلا از نظر مالی در مضیقه باشه و دقیقا در همون زمان یک مرد متاهل سر راهش قرار بگیره و اون دختر خانم به فردی اشتباه تکیه کنه و راهش رو گم کنه!
پس بهتره قضاوت نکنیم و فقط سعی کنیم قوی باشیم و اعتماد به نفسمون رو بالا ببریم.
امیدوارم هیچ دختر خانمی در چنین موقعیتی قرار نگیره.
امیدوارم خودمون رو بیشتر دوست بداریم.
سپاس فراوان از خانم دکتر عزیز به خاطر این سوال و ممنونم از شخص سوال کننده که چنین جسارتی به خرج دادن.
دلآرام باشید

پاسخ
Sm_khadivi


گیس گلابتون جان به نظر من پاسخ این پرسش تنها با پاسخ این پرسش جواب داده میشود که ما
اجازه ی دوست داشتن چه کسانی را داریم ؟
و آیا مسئله دوست داشتن و عشق ورزیدن محدودیت دارد ؟
در حال حاضر و با اندیشه محدودم به نظرم
عشق ورزیدن و عشق گرفتن ابتدا باید متقابل باشد و حرف هایی نظیر (ما نمیدانیم عشق چگونه به وجود می آید !عشق ناخود آگاه به وجود می آید و در دل باقی می ماند و از بین نمیرود و اگر نیز از بین برود از بین نرفته است و تنها کنار گذاشته شده است ! و امثال عشق در لحظه ) نشان عدم کنترل ما بر عواطف و احساساتمان و همچین عدم شناخت درست از خودمان است .
به نظر من در مواجه با این مشکل باید به درونمان مراجعه کنیم و علت عشق داشتن به طرف مقابل را کشف کنیم .
من ایمان دارم عشق داشتن نیز میتواند یک عمل ارادی محسوب شود . عشق و منطق همیشه دو دوست همراه بوده اند . واگر هرکدام دیگری را نادیده میگیرد آسیبش را هم میپذیرد .
گیس گلابتون جان من جواب این پرسش ها را این گونه در درونم یافتم که ما به کسانی عشق میورزیم که ویژگی هایی که در ذهنمان ارزش محسوب میشوند را دارا هستند . و ما_ همه انسان (!) ها_ فطرتا عشق الهی در وجودمان ،قرار دارد . و طبعا اگر این ارزش های درونی مثلا ارزش های الهی و ویژگی های الهی(قدرت،حکمت،شجاعت،غیرت،عطوفت و ..) به شکل منطقی در انسان های دیگر وجود داشته باشد تمایل به جذب و هم صحبتی و حتی بودن در کنار این افراد را پیدا میکنیم .
ولی میدانیم که عشق داشتن با ابراز عشق به دیگران متفاوت است و همه ما می بایست، بسته به شرایط خود و فرد مورد نظر شکل عشق ورزیمان را تعیین کنیم و به آن پایبند باشیم .
گاهی عشق ورزی ما و یا طرف مقابل به هر دلیلی درست نیست یا ضررش به وجود ما بیشتر از نفعش است !در این مواقع لازم است این عشق محدود و آسیب رساننده را برای رضای الهی از دل بیرون کنیم و به دنبال عشق بزرگتری باشیم . البته منظور من از عشق بزرگتر عشق الهی نیست و فعلا تاکیدی روی آن ندارم زیرا ایمان دارم که اگر برای رضایت محبوب از این عشق کوچک بگذریم ،خداوند عشق بزرگتری(انسانی و یا الهی) را نصیب ما میکند ! البته روی این نکته تاکید دارم که خداوند رضایتش به علت رضایت (واقعی) ماست ولی شاید ما آن را درک نکنیم !
به طور کلی من فکر میکنم این عشق های به ظاهر بسیار عمیق و_ بی ساختار _ مثل عشق ما_ در دوران کودکی، به چیزهای بی ارزشی است که آن زمان تصور میکردیم بالاتر از آن چیزی نیست ولی با بزرگ تر شدن به مسئله بی اهمیتی برایمان تبدیل شده است.
امیدوارم همگی به درک درستی از عشق واقعی،عشق وروزی و نتایج مثبته حاصل از عشق ورزی متقابل و منطقی برسیم .
ممنونم از این که این فرصت رو دادین تا در این مورد اظهار عقیده کنیم بانو . خیلی اوقات اظهار عقیده و مکتوب کردنش باعث رسیدن به شناخت درست از خودمون میشه .

پاسخ
elahe1368

سلام
بله اشکال دارد صراحتا میگم که اشکال دارد و اشکال بزرگی هم دارد
من به شما نمیگم این کار را نکنید چون گناه دارد. من به شما نمیگم خودتون را جای همسر اون مرد اون مرد بذارید و وارد زندگی دیگران نشید. من به شما نمیگم در این بین مرد زندگی خودش را مقدم بر شما میدونه و وقتی احساس بکنه کوچکترین خطری از جانب شما برای خانوادش وجود داره اولین اقدامش حذف شماست. من به شما نمیگم این کار شما یک اثر جاودان در جامعه و دنیا خواهد داشت و حداقل یک مرد را به هرزگی عادت میده و اون هم یک اجتماع را به هرزگی عادت میده. من حرفی از اثرات معنوی و اجتماعی و خانوادگی نمیزنم


بلکه من به شما میگم شما به عنوان یک خانم فرهیخته باهوش و بااعتماد بنفس باید خودتون را لایق یک زندگی کامل و یک مرد ی که شما را با تمام وجود بخواهد بدونید. شما نباید دزدی بخش کوچکی از زندگی دیگران را حق خودتون بدونید.
تا زمانی که ما خانومها به خودمون احترام نگذاریم هیچ مردی به ما احترام نخواهد گذاشت.

پاسخ
ریحون

سپیدار دات علوی عزیز سلام لبخند
ممنون که نظرت رو درباره بعضی از نظرات نوشتی گل

من چند سال پیش دقیقا دچار چنین مسئله‌ای شدم... حتی سی سالم هم نبود!

احساسات من به شدت درگیر شد. مطمئنم که احساسات اون مرد هم به شدت درگیر شده بود. اون شیفته شخصیت من شده بود. من؟ نمی‌دونم! شاید دوست داشتم سوار فان‌فار بشم!

اما خدا رو شکر هرگز بین من و اون آقا هیچ اتفاقی نیفتاد. ما حتی به هم ابراز علاقه هم نکردیم. ما هر دو به کارما اعتقاد داشتم. به عدالت الهی!! (یک)
.
.
.
امروز خیلی وقته که از این مسئله می‌گذره. چشم، بینی، ابرو، قد و همه ویژگی‌های جسمی من همون ویژگی‌های جسمی چند سال پیشه. البته چند سال پیش بچه‌تر بودم. الان بزرگترم. اما چی باعث می‌شه که امروز احساس جذابیت بیشتری نسبت به گذشته داشته باشم؟ چی باعث می‌شه این قد سنگدلانه درباره گذشته غیرجذابِ خودم مطلب بنویسم؟

جسارت نگاه کردن به گذشته! به ضعف‌هام! بله، من ضعیف بودم و غیرِجذاب!!

من اشتباهات، انتخاب‌های نادرست، ضعف‌ها و مشکلات درونیم رو پذیرفتم و این پذیرشِ گذشته است که به من قدرت ایستادن روی شونه‌های گذشته رو می‌ده و منو قد بلندتر می‌کنه!

هیچ انسانی نیست که در دوره‌ای از زندگیش، کوتاه مدت یا بلندمدت دچار ضعف نشده باشه. هر کی متناسب با زندگیش نوعی از انواع ضعف رو تجربه کرده. انسان بی‌شک موجود ضعیفیه. اما وقتی ضعیف باشیم و ضعفمون رو نپذیریم و یا توجیهش کنیم، ضعف ما رو تو دستش می‌گیره و ما رو خوار و زبون می‌کنه. روزی که ضعفمون رو بپذیریم، از ضعفمون قوی‌تر می‌شیم.

پ.ن
یک: می‌دونم الان همه می‌گن: وا! اگه به هم ابراز علاقه نکردیم پس چه عشقی بود این؟! توهم زدی دختر!

من خودم که احساساتم به شدت درگیرش شده بود. درباره اون هم، همه نشانه‌ها دال بر علاقه بود. شیوه نگاه کردن، حرف زدن، سئوال پرسیدن و رفتار کردنش با من. کارهایی رو که همه می‌ترسیدند از اون درخواست کنن، اون به راحتی و بدون درخواست من، برام انجام می‌داد. کارهایی که دیگران بابتش توبیخ می شدند، درباره من مورد چشم پوشی قرار می گرفت. نه تنها بدون کوچکترین سرزنشی که با ابراز همدردی و مهربانی... حتی اطرافیان متوجه پالس‌های اون فرد و رفتار به شدت متفاوتش نسبت به من شده بودن. محل کار ما کاملا رسمی بود. روزی که من به محل کار می‌رفتم همه اعتراف می‌کردن که اون مرد، حتی پوششش با روزهای دیگه متفاوته.

از کجا می‌دونم اون به کارما اعتقاد داشت؟ می‌دونم! اگه می‌خواست، می‌تونست حرفی بزنه! کاری بکنه! اگه می‌خواست، می‌تونست! می‌دونم که می‌تونست!

چی باعث شد، فکر کنم اون عاشق شخصیتم شده؟ شاید از ظاهرم هم خوشش می‌اومد. نمی‌دونم. هیچ وقت در این باره چیزی نگفت. همیشه درباره هوش، توانایی‌های فکری و ویژگی‌های اخلاقی من صحبت می‌کرد. هیچ وقت از ظاهر من تعریف نکرد.

اگه عاشقش بودم، چرا کاری نکردم؟ می‌تونستم! اما نکردم! من ضعیف بودم. قدر خودم رو نمی‌شناختم. وسوسه می‌شدم. احساساتم می‌تونست به راحتی کار دستم بده. اما من عمیقا به کارما اعتقاد داشتم! به عدالت الهی!

وقتی نسبت به قبل، خودم رو بیشتر شناختم و کمی از غیرجذابیتم کم شد، دنیا رو دیدم. سرشار از فراوانی! سرشار از مواهب بی پایان! که فقط یکی از اون مواهب، وجود انبوه مردهای مجردی بود که هر کدومشون می تونست یه مرد مناسب باشه!

سپیدار عزیز ازت ممنون که نظر نوشتی. حرف‌های تو باعث شد من این جا درباره گذشته بنویسم و اون رو برای همیشه رها کنم تا درِ آینده رو به روی خودم باز کرده باشم. بهترین ها از آن تو گل

پاسخ
farzane.j

حتی اگه در رابطه پنهانی نباشیم الویت اول مرد مورد علاقه مان نخواهیم بود.ثابت میکنیم دست دوم هستیم. مهر کم ارزش بودن بر خود میزنیم

پاسخ
f.m.sarpiri

سلام به همه گیس گلابتونی های عزیز.چندروزه دارم به این سوال واینکه چه جوابی بدم فکرمیکنم.من قبلامطالعات زیادی دراین زمینه داشتم.بحث حقوقی وروانشناسی این موضوع را بررسی کردم.اماحالا نمیدونستم چه جوابی بدم تابتونم دوستای عزیزموقانع کنم.دلایل برقراری این نوع ارتباطات زیادومتفاوتن ومن درصددبررسی دلایل نیستم.دردوحالت اختیاری وآگاهانه وغیرآگاهانه وجودداره.فقط میتونم بگم دوست عزیزم چه بسامن جای شمابودم چراکه همه ماانسانیم وازفرداهابیخبر.اگرروزی من هم قدم دراین راه گذاشتم دوستدارم کسی باشه تاحرفهایی که یادم رفته رامجددا بهم یادآوری کنه همین حرفهایی که مطمئنم شماها به خوبی بهش آگاهین امافقط الان دراین شرایط یادتون رفته...
دوست من شماخواسته یاناخواسته توی یک مسیرهستیدکه محاسنی داره امامعایبش بیشتره...ماالان کاری به اون آقای محترم ودلایلش نداریم...اماشماداری در بی وفایی ویاخیانت اون مردشراکت میکنی...توی نابودی یک کانون که مابه سردوگرم بودن محیط اون خانواده کاری نداریم داری شراکت میکنی...توی تباه کردن حال وچه بسا آینده ی بچه های معصوم شراکت داری...توی نابودی روح واحساس خودت شراکت داری...تومسئولی ...دربرابرخودت...روح واحساست...دربرابرهمه اونهاکه گفتم مسئولی...
خواهش میکنم ...زودتر...قبل ازاینکه دیربشه این شراکت این شراکتو به هم بزن ..
تادیرنشده کاری بکن...
ممنونم.

پاسخ
hengameh.sh81

مردان متاهل بسیار بسیار بلد هستند که چطور دلربایی کنن.
بسیار بسیار ابراز علاقه می کنند و حسن میکنید شماتنها زن خوشبخت روی زمین هستید ولی ولی ولی
1- این مردان متاهل، زندگی اصلی خود را برای شما رها نمی کنند به محض اینکه احساس خطر در زندگی اصلی بکنند شما را در بین زمین آسمان ول می کنند و گروم شما می ترکید
2- ارتباط با مردان متاهل باعث میشه موقعیت های خوب زندگی خود را نبینید و به راحتی اونها رو از دست بدین و آخرش هم هیچی
3- حتی اگر با آن مرد متاهل ازدواج کنید حالا این شما هستید که میترسید این مرد رو از دست بدین و این یعنی نهایت عذاب (یعنی ترس از دست دادن)
و یه عالمه چیزهای دیگه که به ذهنم میاد و نمیتونم بنویسم

پاسخ
دوره آموزشی رایگان: ویژه خانمهای مجرد
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه