مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
آدم‌های شاد و موفق
1390/08/20 00:00

آزار جنسی چیست؟ راه مقابله با آن چیست؟

چند روز پیش سوالی به دستم رسید که باعث شد تا نیمه شب از شدت خشم دندان‌هایم روی هم کلید باشد.

 

من دختری 25 ساله هستم. خواهرزاده‌ام، پسری بیست ساله، در دانشگاه شهر ما قبول شده است. او به من نظر دارد. به من که خاله او هستم! نمی‌دانم چه بکنم. والدینم هرگز چنین چیزی را باور نمی‌کنند، چون خواهرزاده‌ام نمازخوان و ظاهراً مأخوذ به حیاست. نمی‌توانم به خواهر بگویم. از دعواهای خانوادگی می‌ترسم. چند ماه اخیر، از سایه خودم هم می‌ترسم. فکرم تمرکز ندارد. نمی‌توانم هیچ کار جدیدی انجام بدهم. کمک کن...

 

امروز می‌خواهم در مورد مبحث "آزار جنسی" صحبت کنم. وقتی می گویند آزار جنسی، ما به "تجاوز جنسی" فکر می‌کنیم. در حالی که مبحث آزار جنسی بسیار وسیع‌تر از تجاوز است. نگاه هیز، آزار جنسی است. شوخی رکیک، آزار جنسی است. حضور در جایی که یک نفر از جنس مخالف را شرمنده و معذب کند، آزار جنسی محسوب می‌شود. لمس بدن، حتی به اندازه سرانگشت و به قدر یک لحظه، آزار جنسی است. پیشنهاد رابطه به شکل خیلی واضح و بی پرده، آزار جنسی است.

 

آزار جنسی فقط در مورد کودکان و زنان و از جانب مردها اعمال نمی‌شود. بلکه ممکن است زنها هم مردها را مورد آزار جنسی قرار بدهند. بعضی مردها، همجنسان خود را مورد آزار جنسی قرار می‌دهند. حتی بعضی زنها، دختران جوان را مورد آزار جنسی قرار می‌دهند. این دو دسته اخیر ممکن است خبر نداشته باشند کارهایی که می‌کنند نشانه میل آنها به همجنسگرایی است. زیرا در ایران همجنسگرایی بیشتر به صورت خفته و پنهان است. حتی خود طرف هم نمی‌داند علت ناسازگاری و سردی‌اش نسبت به همسر، میل به همجنسان است.

 

به جرات می گویم که همه زنان ایرانی مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند. به نظرم حتی همه مردان ایرانی هم چنین تجارب ناراحت کننده‌ای داشته‌اند، ولی شرم دارند که بیان کنند. زیرا ما خجالت می‌کشیم بگوییم مورد آزار جنسی قرار گرفته‌ایم. وقتی این آزار از سوی یکی از افراد خانواده و محارم انجام می‌شود، پنهانکاری و شرمساری ما عمیق‌تر می‌شود. انگار کسی که مورد آزار قرار گرفته ، کار زشتی کرده است. فرد آزارگر، از حیا و شرمساری قربانی خود استفاده می‌کند و در کار خود پرروتر و بی پرواتر می‌شود.

 

در مقابل آزار جنسی، اول باید خود را در موقعیت‌هایی قرار ندهیم که آزارگر به ما دسترسی داشته باش. دوم باید اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم و با رفتاری محکم و قاطع با آزارگر برخورد کنیم. سوم جرات داشته باشیم و آزارگر را رسوا کنیم. وقتی آزارگر رسوا شود، نه تنها خودمان بلکه سایر قربانیان هم از شر او رها می‌شوند. شاید خود او هم به زشتی رفتارش آگاه شود و خود را اصلاح کند.

 

این دختر جوان از سوی برادرزاده خود مورد آزار جنسی است. ولی از دعواهای خانوادگی و باور نشدن می‌ترسد. به جای مقابله با فرد آزارگر، در خود فرورفته، درمانده و بیچاره شده است.

 

دوست عزیزم، به نظر من حق خودتان بدانید که در خانه‌تان احساس امنیت و آرامش کنید. پس ابتدا به پدرت بگویید وجود این پسر در خانه شما را معذب می‌کند و بیش از این نمی‌توانید شرایط خانه را تحمل کنید. به پدرت بگویید: "بین راحتی دخترت و نوه‌ات یکی را انتخاب کن. وگرنه من مجبور هستم از این خانه بروم." در مورد خواسته‌تان بسیار قاطع باشید. منظورم بداخلاقی و هیستریک بازی نیست. دارم در مورد قاطع و محکم بودن صبحت می‌کنم. سپس خواهرتان را کناری بکشید و خیلی واضح به او بگویید: "خواهر من! تو خودت زن هستی و شرایط یک خانم را بهتر درک می‌کنی. پسر تو باعث می‌شود من در خانه معذب باشم. خواهش می‌کنم برایش خانه‌ای اجاره کن یا او را به خوابگاه دانشجویی بفرست."

 

به علاوه یادتان باشد در دل وقایع سخت و تلخ زندگی ما، همیشه درسی وجود دارد. درس شما این است که باید یاد بگیرید در مقابل آزار جنسی از خودتان مراقبت و محافظت کنید.

 

به امید روزی که کشور ما به درجه‌ای از فرهنگ و شعور و قانونمندی برسد که من بتوانم به پلیس بگویم: " احساس می‌کنم این آقا دارد به من بد نگاه می‌کند!" و پلیس آن مرد مزاحم و هیز را مورد بازخواست قرار بدهد. من به آینده کشورمان امیدوارم.

 

دلم می‌خواهد نظرات شما خوانندگان عزیز و دوست داشتنی را هم بدانم. بویژه اگر روانشناسی بین شما خوانندگان است، خوشحال می‌شویم نظر کارشناسانه‌اش را بدانیم. فقط خواهش می‌کنم در به کار بردن کلماتی که بکار می‌برید، دقت کنید تا مشکلی برای سایت رخ ندهد. ممنونم

 
این هم نظر کارشناسانه یک روانشناس، مریمی خانم، که لطف کرده این راهنمایی عالی را برای ما نوشته است:

بر عکس تمام حرفهایی که در فرهنگ بیمار ما هست هیچ چیزی به اندازه ترس یک آدم را طعمه سواستفاده نمی‌کند.نه لباس نه پوشش نه آرایش....این‌ها عوامل دست چندم هستند.
کودکان آسیب پذیر ترند چون ترساندشان بسیار ساده‌تر است.آزارگران در هر موقعیتی به سرعت آدمهایی را که آسیب پذیرند شناسایی می‌کنند و آنها را مورد آزار و اذیت قرار می دهتد. ترس بیشترین خطر را ایجاد می‌کند.....باید به قربانیان کمک کرد که ترس را پس بزنند و فریاد کمک خواهی سر بدهند.

 

مرسی مریمی جون، ممنونم از راهنمایی عالی‌ات. گل گفتی. چون به محض این که ما زنها بگوییم فلانی بد نگاه می کنه، فلانی پیشنهاد بدی کرده یا فلانی حرکت زشتی انجام داده، با چشم‌های گشاد شده می گویند لابد خودت بد لباس پوشیدی، اطوار ریختی، کار کردی، خودت پات می لنگه، تنت می خاره... دیگه داره دهنم باز می شه! یکی بیاد جلو منو بگیره: )))))))))))

 

 

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
مریمی

درد توی دلم پیچید....همه مون تجربه شو داریم...ولی در محیط خونه دیگه خیلی فاجعه باره...ترو خدا نترس دختر جان...از حقت دفاع کن...نگذار نابودت کنه...تو مقصر نیستی. تو مقصر نیستی.تو مقصر نیستی.......

پاسخ
ladan sh

دوست عزیز با همه وجودم آرزو میکنم مشکل تو حل شود. و آرامش خودت رو پیدا کنی!!!قلب

گیس گلابتون جون تو چقدر بلد هستی...چقدر خوب راهنمایی میکنی...دیدت خیلی وسیعه!!! نظراتت قابل قبول و قابل اجرا و واقع گرایانه است! این رو از تموم نظراتی که برای مشکل دوستان دادی متوجه شدم...انگار خودت رو جای طرف میگذاری...دوست داشتم بهت بگم.

پاسخ
admin

قلب

پاسخ
roze-zard

اینم تجربه من که چند ماه پیش توی بلاگم نوشتم:

"دیروز فهمیدم یک سری از رفتارهای ما آدمها، که پشتش کلی هم منطق داریم، عملا چیزی نیستن جز فرار از یک سری نقاط ضعفمون. ضعف هایی مثل "ترس از رفتار جرات مندانه" یا هر چیز دیگه.و هیچ وقت هم این ترفندهای ذهنی رو نمیفهمیم، تا زمانی که اون رفتار رو برطرف کنیم (مثل شجاعانه رفتارکردن). اون وقت در شرایط مشابه میبینیم خیلیی شجاعانه رفتار کردیم.

قبلا ها وقتی یه پسری تو خیابون متلک مینداخت، حرفی میزد یا گاهی حتی دست درازی میکرد، به نظرم چیزی نبود که بخوام عکس العملی نشون بدم (مگه اینکه واقعا زیاده روی میکرد). ذهنم خیلی درگیر میشد که چرا چنین پدیده هایی تو اجتماع داریم و راه حل چیه و چه کنیم و .... این صحبت ها. اما خودم عکس العمل در اون موقعیت نداشتم. حتی گاهی ذهنم انکار میکرد. مثلا میگفت : نه بابااااا. توهم نزن. داشته رد میشده، دستش خورده بهت.

یا مثلا میگفت: حوصلش سر رفته بوده از پنجره ماشین حالا یه چیزی گفت یا ......



اینبار، وقتی داشتم برمیگشتم خونه، دیدم یه پسری با یه دختره داره راه میره. دختره پرید تو ایستگاه اتوبوس، پسره یه کم وایساد نگاه کرد و رفت. فهمیدم پسره بگی نگی مرض داره. از اونجا که عصر بود و من تنها عابرپیاده اون خیابون، منتظر بودم بیافتاه دنبالم، که افتاد.

کمی بعد اومد پشت سرم، یعنی فقط منتظر یه حرکت اضافه بودم.

به محض اینکه انگشتش بهم خورد، فکر میکنید چه کردم؟؟



گرفتم زدمش. زدمش هاااا. تا جایی که زور داشتم.



اولش شوکه شده بود. بعد چنان شروع کرد به دویدن که نگو. منم یه ۲-۳ قدم دنبالش دویدم و دیگه ولش کردم.



این تفاوت عکس العمل خیلیییییییییییی برام جای حرف داشت و داره. دوستم اسمش رو میگذاره بلوغ فکری و سنی. من بهش میگم از بین رفتن یه فیلترینگ تو مغزم (چون یاد گرفتم رفتار جرات مندانه داشته باشم و همچنین اینکه اول زندگی خودم برای خودم مهم باشه، بعدا دیگران.)"


پاسخ
admin

قهقهه
دفعه بعد فقط داد بزن. صداتو بنداز تو گلوت و داد بزن. ببین چطوری فرار می کنه! کتک نزن. خشونت جسمی برای هیچکس قشنگ نیست.

پاسخ
sahara57

آفرین به تو لذت بردم، دل من رو هم خنک کردی :)

پاسخ
roze-zard

گیس گلابتون جان، رفتار جرات مندانه ای داشتم رو مدیون تو هستم هااا :) مرسی بانو.

پاسخ
shatab

واقعا شرم اوره بله این چیزا هم هست درسته نباید بترسه باید کاملا محکم بایسته وکوتاه نیاد وگرنه پسره بهش دست درازی میکنه و بی حرمت میشه بهتره دقیقا نکات گفته شده را انجام بده

پاسخ
يلدا

خانم دكتر من هم در دوران كودكي ازارجنسي ديدم وخيلي با خودم كار كردم تا بتونم از فكر اون دور بشم ولي الان هنوز حس بدي نسبت به ازدواج وارتباط جنسي دارم ونميتونم با اون كنار بيام به نظر شما چه كاري بايد انجام بدم تا از اين مرحله نجات پيدا كنم

پاسخ
admin

فوری کار با یک روانشناس را شروع کن. اصلا معطلش نکن

پاسخ
taraneh

سلام اناهیتای عزیز، چه خوب که این مبحث را نوشتی‌، چون چند روزیست که من دارم وبلاگی در این خصوص را می‌خوانم، به قول تو تقریبا همه زنان ایرانی‌ به شکلی‌ مورد این آزار‌ها شودند ، حداقلش متلک و مزاحمت‌های خیابانی هست.
این وبلاگ رو حتما نگه کن، که توسط وبلاگ محبوب من "خودمانی"معرفی شده که خود ایشون که روانشناس هستند همکاری میکنند گویا، و گروه درمانی رایگان برای خانوم‌ها دارند .

شاید اگر در سایت تونین گروه را معرفی کنین قربانی‌های بیشتر جذب این گروه بشن . و آناهیتا جون، کاش بشه از روانشناسی پایه این مشکل رو رفع کرد، منظورم تربیت پسران و دخترنمن، که آزار جنسی‌ نکنن (شاید بعضی‌ آزار‌ها آگاهانه نیست و طرف نمیدونه چه اذیتی میکنه ) و همین طور اگر مورد آزار شد اون بچه چه یا آدم بزرگ چه کنه، این راهکارتون برای این خانوم خیلی‌ خوب بود، ولی‌ می‌خوام اینو اگه میشه با کمک روانشناسی ریشه ای‌ برسی‌ باشه.

به امید آرامش برای همه مردم.
http://tajavozmamnoo.blogfa.com/
http://saborane.blogfa.com/

پاسخ
admin

مرسی ترانه جون

پاسخ
مریمی

گفتی نظر کارشناسی:من روان شناسم گیسو جان!
بر عکس تمام حرفهایی که در فرهنگ بیمار ما هست هیچ چیزی به اندازه ترس یک آدم را طعمه سواستفاده نمی کند.نه لباس نه پوشش نه آرایش....اینها عوامل دست چندم هستند.
کودکان آسیب پذیر ترند چون ترساندشان بسیار ساده تر است.آزارگران در هر موقعیتی به سرعت آدمهایی را که آسیب پذیرند شناسایی می کنند و آنها را مورد آزار و اذیت قرار می دهتد. ترس بیشترین خطر را ایجاد می کند.....باید به قربانیان کمک کرد که ترس را پس بزنند و فریاد کمک خواهی سر بدهند.

پاسخ
admin

مررررررررررررررررررررسی. باید با آب طلا نوشت این حرف روگل

پاسخ
roze-zard

من خیلی دلم پر بود سر این قضیه. میشه بازم حرف بزنم؟؟

نمیدونم چرا یه خاطره تلخ تو ذهنم تداعی شد! مستقیم مرتبط نیست، اما در حقیقت هست!

راهنمایی که بودم، خیلی توهم داشتم که باید همه کارهام با دلیل و منطق باشه. منطق چادر سرکردن رو اصلا نمیفهمیدم و به هیچ وجه حاضر به پوشیدنش نبودم. مادر گرام هم شدیدا وسواس مذهبی دارن و خلاصه چادر سر نکردن حکمی مثل مرتد بودن داشت براشون (هنوزم تا بخوان یه نفر رو بکوبونن میگن: چادر سرش نمیکنه!)

خلاصه در کنار همه دعواها، من به مادر گرام گفتم پس فقط جلو شماها سرم میکنم نه تو مدرسه!

نمیدونم چرا مامانم حرفم رو باور نکردن!

خلاصه... من تا سر کوچه چادر داشتم، بعدش دیگه نداشتم. و برگشتن هم همینطور. دلیل اصلیم هم این بود که اگر کسی از من میپرسید چرا چادر سرت کردی، هیچی نداشتم بگم. برای همین حس حماقت شدیدی داشتم وقتی سرم میکردم.

بچه های مدرسه هم خوب طبیعتا نمیدونستن دیگه. فقط "م" میدونست که دوستم بود و کمی هم خانوادگی رفت و آمد داشتیم. سال سوم راهنمایی، "م" دوست جون جونی "ن" بود. خلاصه نمیدونم چی شد که براشون خیلی مهم شده بود ببینن آیا من چادری هستم یا نه.

یه روز "م" سر کلاس با اصرار گفت باید برم سر کیفت، پاکنم تو کیفت افتاده. بله. خوب کیف رو زیر و رو کرد و دید من چادر تو کیفم دارم. البته من نفهمیدم قصدش اینه. بعد از پچ پچ هاشون با "ن" و بقیه بچه ها فهمیدم و به گوشم رسید. یعنی اونقدر براشون جذاب بود که سر ده دقیقه فهمیدم....


من اون روز شدیدا حس تجاوز بهم دست داد. حس کردم این دوتا به حریم من تجاوز کردن و خیلی در درون شکستم....



من که حلالشون نمیکنم. نه به این معنا که هنوز این موضوع ذره ای برام سنگینه. نه بابا. الان که میگم گور بابای همه ی آدم ها. فقط خودم و خودم.

به این معنا که گذشتم از اتفاق و اصلا انگار اتفاق نیافتاده در حال حاضر. ولی حلال نمیکنم چون یادمه روزهای زیادی از زندگی من رو تلخ کرد... و هیچ چیزی بدتر از تلخ کردن روزهای شاد یک انسان نیست.

شاید یه روزی جرات کنم و همین حرفها را رو-در-رو به ن بزنم. چون هنوز هم گاهی شانس دیدنش رو در مسیرم دارم.

پاسخ
admin

ناراحت آدم های فضول بی تربیت!
ولی کینه شان را رها کن. چون خودت صدمه می بینی. گذشته را که نمی شود تغییر داد. همین دم زندگی رو عشقهچشمک

پاسخ
mahta

گیسو جون

من این دختر خانم جوون خوب درک می کنم من یه دخت 30 ساله هستم که با پدر و 3 برادر بزرگتر زندگی میکنم نهایت ازار و کلمات رکیک و نگاههای کنکنجکاوانه انها بر اعضای بدنم در خانه و نازاسزای انان به ناموس اشنایان مرا رنج می دهد تلفنهای انان به زنان بد کاره و صدای خود ارضایشان همیشه مرا ازار میدهد انان نمی دانند که من همه اینها را میفهمم و اگاه هستم
اینها موجب شده که من از ازدواج گریزان باشم از مردان متنفر باشم و سرم را به کار و درس گرم کنم هر چقدر تلاش مکنم تا این موضوع را واسه خودم حل کنم نمیتونم...
به خیلی ها روم نمی شه بگم ولی با این خوندن این متن فهمیدم کم هر روز ازار جنسی مشممممممم از فهمیدنش گریم گرفتهههههههه

پاسخ
admin

ناراحت
بزن بیرون از آن خانه. کار در شهر دیگر، مهاجرت، سی ساله منتظری آنها تغییر کنند. بسه دیگه. به داد خودت برس.

پاسخ
tani

با خوندن این مطلب گریه ام گرفت چقدر این مسائل تلخه خیلی تلخ فیلم هیس دخترها فریاد نمی زنند هم موضوعش همینه و چقدر این دردای اجتماع تلخه وقتی این فیلم دیدم چقدر از بابام تشکر کردم بابای من یه ادم فوق العاده است هیچ وقت نگذاشت در مورد این مسائل ازش بترسم یا حرفی نزنم از وقتی بچه بودم می تونستم حرف بزنم و اون باور می کرد و کمکم می کرد اون همیشه میگه این ادما باید رسوا بشن اگه حرفی بزنین ابروی شما نمیره ترس از ابروریزی باعث میشه اونا به این کاراشون ادامه بدهند

پاسخ
طناز

واقعا تاسف انگیزه.همچین مردایی چطور میتونن اینقدر وقیح باشن که به محارم خودشونم رحم نکنن.یا خانومایی که واسه اقایون متاهل عشوه میریزن و گولشون میزنن.این بیشرمیها داره بیداد میکنه....

پاسخ
admin

می دانی که این مطالب اصلا چیز جدیدی نیست؟ می دانی بیشترین آزارهای جنسی از سوی نزدیکان و محارم شخص انجام می شود؟

پاسخ
فرشته مهربان

به نظر من این دختر اصلا نباید شرم را با ظلم به خویش اشتباه بگیرد قاطعانه عکس العمل نشان دهد از هیچکس جز خدا واهمه نداشته باشد ...

پاسخ
laahiig

آناهیتای عزیز
خوشحالم که راجع به این موضوع در وبسایت پر بازدیدت صحبت میشه. من راجع به این موضوع بعد از خواندن مقاله ای و قصه ی پر از درد و رنج بسیاری از زنان و دختران ایرانی- خیلی به این موضوع حساس شدم.
من هم مثل شما اولش حس میکردم که باید حرف زد یا حتی به دادگاه رفت ولی با خوندن این مقاله و تجربیات تلخ زنان قربانی فهمیدم که با ماجرای پیچیده ای روبرو هستیم.
بنابراین مساله به این سادگی هم نیست چون فرهنگ هر خانواده ای فرق میکنه و چه بسا در بسیاری از خانواده ها - بطرز غیر قابل باوری- این مساله از طرف حتی پدر و برادر صورت میگیره و یا هیچ پشتیبانی ای هم نمیشه. بنابراین من حس می کنم که باید اصولی با این مساله بر خورد بشه. به این دوست عزیز این وبسایت رو پیشنهاد میکنم. من مقاله رو هم در همین وبسایت خوندم. فقط امیدوارم که در ایران فیلر نباشه.
http://www.khanehamn.org/
موفق باشی عزیزم

پاسخ
admin

اصولش همین است. باید به آدمها آموزش داد که هیچکس و به هیچ بهانه ای حق ندارد آنها را مورد آزار جنسی قرار بدهد. اعتماد به نفس آدمها را بالا برد و راه راحتی برای شکایت کردن وجود داشته باشد.
باز هم می گویم که همه چیز از خود ما شروع می شود. وقتی دیدگاه تک تک ما تغییر بکند، دیدگاه قانونگذاران و مجریان قانون هم تغییر می کند. مگر آنها کسانی غیر از ما هستند؟ از مریخ که نیامدند.
دختری که این سوال را پرسیده یک دختر تحصیلکرده و فعال در اجتماع است. من سوال را قدری تغییر داده ام که شناخته نشود. ولی خجالت می کشد به احساس ناامنی خود در خانه اعتراف بکند و یا کمک بخواهد. چرا؟ چون ما زنها را به گونه ای بار آورده اند که باور داریم اگر کسی به ما نظر بد دارد، ما کار بدی کرده ایم، ما جلوه گری کرده ایم. ما را غرق در شرمساری و خجالت از "زن" بودنمان بار آورده اند.

پاسخ
motherlow

سلام در رابطه با موضوع آزار جنسی مطرح شده نظر دوستان عزیز را به مطالعه http://tajavozmamnoo.blogfa.com جلب میکنم امیدوارم مفید فایده باشه

پاسخ
admin

مرسی از سایت که معرفی کردی. خدا خیرت بدهد که بالاخره از این امکان لینک گذاشتن سایت من استفاده کردی و دوستان دیدند که می توانند در کامنت های شان لینک بگذارند. ممنون
سوالی بی ربط به موضوع در تمرین هشت گذاشته بودی که به بخش پرسش و پاسخ منتقل شد.

پاسخ
Shiva

من هم با شما موافقم گيس گلابتون جان . اگر اين دختر خانم با خانواده اش صحبت نكند ، ازارهاي پسر روز به روز بيشتر مي شه .

مي دونيد چي ترسناكه ؟ اين كه اين پسر چند سال ديگه ازدواج مي كنه و بچه دار مي شه .

پاسخ
المیرا

سلام خسته نباشید
من کتاب ادواج مث اب خوردن هست رو ا سایتی که کعرفی کردین سفارش دادم ولی هنو ز خبری نشده؟
سایت مطمئنه؟

پاسخ
admin

المیرا جون، سایت آقای معظمی مطمئن است. خواهش می کنم خریدت را از طریق سایت آنها پیگیری کن. یعنی حتی اگر کتاب به دستت نرسید، باید به خود آنها بگویی. آنها از تو پول گرفته اند و موظف هستند که جواب بدهند.

پاسخ
نجمه

سلام خانم دکتر جان..همجنسگرایی یک وضعیت است یا یک انحراف؟

پاسخ
admin

یک وضعیت. دوستان دیگر هم در مورد همجنسگرایی پرسیده اند، که من صلاح نمی دانم در حال حاضر به آنها جواب بدهم. ببخشید که سوالات شما را حذف کردم.

پاسخ
ابی چون اسمان

این جور ادم ها گاهی اوقات نادانن واز نادانی پیش خودشون فکر میکنن محرم حلال است و کافر همه را به کیش خود پندارد،وخیلی ترسو حتی اگر ادعای شجاعت کنند باید اول از حماقت درشون بیاری اگه دیدی از حماقت نیست تهدیدشون کنی که به همه میگم خودشون دمشون رو میذارن رو کولشون میرن و جوری نگردی که شعورش نمیکشه و فکر بد کنه

پاسخ
hossein8564
http://www.shivanna.blogfa.com

به نظر من باید بهتره به جای اینکه امید روزی را داشته باشید که به پلیس بگید این آقا هیز نگاه می کنه، به امید روزی باشیم که شکاف جنسی کم بشه و کسی بخاطر زن بودنش مورد آزار قرار نگیره و کسی به خاطر مرد بودنش نه تنها مورد آزار قرار نگیره که مورد سوء ظن بی خود و بی جهت هم قرار نگیره!! شاید قسمت اولش که مرد مورد آزار قرار نگیره به خندتون بندازه ولی حق دارید چون توی ایران به قدری شکاف جنسی زیاده که همه چیز یه طرفه دیده میشه. به شخصه چندین و چند بار دیده ام که مردی از حضور زنی احساس خوبی نداشته باشه و تنها به کسی می تونه بگه که فوق العاده احساس نزدیکی باهاش داشته باشه که در اون صورت هم ممکنه مورد تمسخر قرار بگیره!!!

پاسخ
admin

منظورت از شکاف جنسیتی چیست؟

پاسخ
hossein8564
http://www.shivanna.blogfa.com

عموما وقتی توی جامعه ای فاصله بین دو جنس زیاد باشه و دولت هم به این فاصله دامن بزنه همینی میشه که الان هست... همه فقط جنس هم را می بینند. شکاف جنسی یک معیاره که توی همه زمینه ها میشه بهش پرداخت از سیاست بگیری تا اقتصاد و بهداشت و کار و منظور اینه که مثلا زن ها نمی تونن رئیس جمهور بشن یا زنها انجام بعضی کار ها را در شان خودشون نمی بینن و یا اقتصاد خونواده توسط مرد باید تعیین بشه و حتی اگه زن بتونه این کار را بکنه هزار و یک نفر بهش تلقین می کنند که تو زنی پولت مال خودته! و یا مثال واضح ترش زنانی در عربستان که نمی تونن رانندگی کنن تو نقشه ای که یه مجله آمریکایی در مورد شکاف جنسیتی منتشر کرد ایران به همراه چند کشور عربی و آفریقایی بیشترین شکاف جنسیتی را داشتند و شکاف جنسیتی باعث بیماری های روحی در دو جنس میشه مهمترین مضراتش اینه که زن و مرد ناآگاه، موقع ازدواج اکثرا به این فکر می کنند که وقتی زوج شدیم چجوری سکس کنیم و چه لذتی داره و کمتر به باطن هم نگاه می کنن و در آینده دچار مشکل زیاد تری میشن و به تنوع طلبی روی میارند. و ما هم اندر خم یک کوچه میمانیم که چرا توی خیابون دچار این معضلات هستیم

پاسخ
hossein8564
http://www.shivanna.blogfa.com

امیدوارو تونسته باشم خوب بگم مفهوم و آخه جامعه شناس نیستم ولی خیلی در موردش می خونم رشته تحصیلیم هم ایجاب می کنه کمی اطلاع کسب کنم

پاسخ
admin

خیلی خوب توضیح دادی. ممنونم. باهات موافقم. از آن بدتر که پس از ازدواج از خواسته های جنس مقابل سر در نمی آوریم و به جای دوستی، کم کم دشمن می شویم.

پاسخ
roze-zard

بانو گیس گلابتون؛ اگر میخواهید قدمی در این راه بردارید، سنگ بنایش از همین راه است. و یکی از ساده ترین قدم ها را با کمک دکتر معظمی میتوانید شروع کنید.
از کودکان و صداسیما باید شروع کرد. وقتی اسلام میگوید حجاب از 9 سالگی، دلیل دارد. نباید سرخود کودکان را از همان کودکی حجاب دار و تفکیک جنسیتی کرد (مثل برنامه فیتیله). اگر روانشناسان برتر ما، مضررات این کار رو برشمرند و در آخرش با قوانین اسلام محکمش کنند، و به صدا و سیما و مراجع مربوطه گزارش بدهند و خواهان برطرف شدن این تفکیک جنسی و حجاب برای کودکان زیر 9 سال در تلوزیون باشند، مطمئنن میتوانند قدمی بزرگ در این راه بردارند.

اگر از کودکان شروع نکنیم و اگر قدمی کوچک را برنداریم، تا صد سال دیگر هم اندر خم یک کوچه ایم.

پاسخ
ازاده

برادر یکیب از دوستان دوران دانشگاهم که اتفاقا دختر خوشگلی هم بود به دوستم نظر داشت و ازین بابت دوستم خیلی نگران و ناراحت بود اما خداروشکر همون دوران دوستم با یه پسر خوب تو دانشگاه ازدواج کرد و خلاص شد از دست اون برادر مریض...
گیس گلابتون عزیز بعضی جاها به نظر من لازمه خودمون حق اون شخص متجاوز رو بذاریم کف دستش وقتی مردی دختری رو مورد ازار جنسی قرار میده بر فرض یه حرف خیلی زشت و رکیک میزنه یا دست درازی میکنه ایا خوابوندن یه کشیده محکم تو صورت اون ادم مریض خشونت جسمی محسوب میشه؟؟این حداقل کاری هست که یه خانم با جسارت میتونه انجام بده .این اسمش خشونت جسمی نیست دفاع شخصی هست

پاسخ
باران بانو

از دوران راهنمایی که آزارهای خیابانی شروع شد، همیشه به صورت غریزی از خودم دفاع می کردم. یعنی آدمی نبودم که سکوت کنم و بگذارم کسی که بهم آزار رسونده قسر در بره. حتی یادم میاد که یکبار پسری رو که در مدرسه، ازم نیشگون گرفته بود رو بدجوری زدم. اما منی که طاقت کوچکترین آزاری رو نداشتم، بدجوری قربانی شدم. میخوام بگم که بدونید به این آسونی هم نیست که میگید، فریاد بزن و از حقت دفاع کن. دوره کارشناسی ارشد بودم که استاد راهنمام شروع کرد به حرکات خارج از عرف انجام دادن. اولش فکر کردم که شوخ هست و به خاطر همین سربه سرم میذاره. حتی با خواهرم در موردش صحبت کردم و اون گفت فکر نکنم منظوری داشته باشه. اما کارهاش رو ادامه داد و هر روز بیشتر و بیشتر شد. از چشات خوشکله و دلم برات تنگ شده، تا یه بار دستم رو گرفت. نمیتونستم کارم رو ول کنم، چون تحصیلم برام خیلی زیاد مهم هست و الان هم دانشجوی دکتری هستم، اما خدا رو شکر نه توی اون دانشگاه. نمیتونستم هم به کسی بگم چون آقا معاون و.ز.ی.ر هم تشریف داشتند. یعنی بخونید تا ته قضیه رو! توی اتاقش پر بود از لوح تقدیر به عنوان استاد ب.س.ی.ج.ی نمونه. چه کار می تونستم بکنم؟ نه که فکر کنید بهم تجاوز کردو اینا. نه، بدتر از اون بود. روح و روانم رو ریخت به هم. مدام اس ام اس میزد، خوشکل خانوم دلم برات تنگ شده، یا میرفتم برای کارهام دانشگاه، به یه کلکی منو تنها گیر میاورد و زل میزد تو چشام مثلا با یه حالت عاشقانه و با لبخند که حالت تهوع می گرفتم. آخرین بار یادم هست که عصر بود، ساعت 3. توی اتاقش بودم. انقدر کاری که باهاش داشتم رو طولش داد تا شد 4. نگو مرتیکه برنامه داشت. نمیتونستم برم، چون استاد راهنمام بود و باید یه نامه ای رو برام مینوشت. یادم میاد بغلم کرد و اومد بوسم کنه که دستم رو گذاشتم روی سینه اش و هلش دادم. خدا رو شکر نخورد زمین وگرنه از اون کینه شتری ها بود. فقط یکی دو متر پرت شد عقب. رفت نشست پشت میزش، نامه رو نوشت گرفتم و سریع رفتم. نه اون چیزی گفت نه من. تا یک ماه نرفتم دانشگاه. افسرده شده بودم و نصفه شب ها از خواب می پریدم و گریه می کردم. نمی دونستم چه کار کنم.به کی بگم. از قدرتش میترسیدم. میترسیدم به کسی بگم و خودم بدتر محکوم بشم، بی آبرو بشم. تنها کاری که کردم، کمتر رفتم دانشگاه و سعی کردم روزهای شلوغ برم تا باهاش تنها نمونم و سریع تزم رو دفاع کردم. زودتر از تمام هم کلاسی هام. جالبه بدونید که آقا زن داشت و دو تا بچه. من هم متاهل بودم و میدونست و با همسرم من رو بارها دیده بود و حتی با همسرم حرف زده بود. بله، همیشه نمیشه داد زد. یعنی آشغال هایی هستند که از قدرتشوم استفاده می کنند برای آزار و تو انقدر گیج میشی، انقدر آسیب می بینی که نمی دونی به کجا پناه ببری. هیچ وقت نذاشتم همسرم بفهمه. نمی خوام اونم مثل من درد بکشه.

پاسخ
admin

برای همین آرزو می کنم که شکایت از آزار جنسی، راحت و آسان بشود. من درد تو را درک می کنم. احتمالا خیلی از خانم های دیگر این وبسایت هم همدرد تو هستند.

پاسخ
goleyakh1

متاسف شدم و بیشتر متاسف شدم از اینکه تو جامعه ما پسرها حق دارن . دو تا از پسرهای فامیل (هر دو 16-17 ساله)به خواهرم نظر دارن و حتی خیالبافی های ج ن سی شونو به زبون آوردن خوشبختانه رابطمونو باهاشون کم کردیم همو عید به عید میبینیم! به یکیشون که کم سن و سالتر بود زنگ زدم و تهدیدش کردم که به مادرش همه چیز رو میگم الان تو کوچه هم ما رو ببینه راهشو کج میکنه
یه مزاحمم تو خیابون داریم که از 110 هم حساب نمیبره سه ساله با دنبال کردنمون و فحاشی اذیتمون میکنه!
یه بارم یکی تو اتوبوس جلوی 1000 نفر.....

هر کدوم از ما حسابییییییییییی قربانی آزار جنسی شدیم ولی حتی نمیتونیم به زبون بیاریم چون از آبرومون میترسیم!

پاسخ
admin

اشتباه ما همین جاست. اگر کسی ما را مورد آزار جنسی قرار بدهد، ما بی آبرو نمی شویم! ولی باید آبرویش را ببریم. رسوایش کنیم. در اسلام این همه می گویند غیبت بد است. کاری ندارم که ماشاالله یک لحظه دست از غبیت برنمی داریم! ولی همانطور که می گوید غیبت بد است، بلافاصله می گوید ولی گفتن دزدی و هیزی غیبت نیست. یعنی به همه بگو که فلانی دزد است، هیز است. این غیبت نیست.

پاسخ
slowmotion

اسمس اومدن به گوشی آدم هم آزار جنسی محسوب میشه؟!

پاسخ
admin

اس ام اس ناخواسته با شوخی های رکیک و درخواست های نامناسب؟ بله.

پاسخ
نجمه

یه سوال نگاه خریدار یهمرد به زیبایی ما میتونه غیر جنسی و صرفا زیبایی شناسانه باشه؟ چه جوری میشه تشخیصش داد ؟ یعنی ما هیچ مسوولیتی در قبال ظاهر وپوششمون نداریم ؟ جلوی اعضای خانواده چطور ؟ یادمه یه بار میگفتین ه چیزی رو جلوی پسر خوانده تون نمیپوشین اگر پسرتون بود چطور ؟

پاسخ
admin

چند تا سوال به یه نفر؟؟؟
تو نمی دانی تفاوت نگاه هیز با نگاه معمولی چیست؟ من هزاران بار در این وبسایت گفته ام که "ما مسئول وقایع زندگی مان هستیم" هزار تا هزاربار دیگر بگویم این موضوع جا می افتد یا حکایت سنگ و میخ است؟

پاسخ
راحله

من دو بار دوران کودکی توسط یکی از افراد فامیل مورد آزار جنسی قرار گرفتم و تا الان که سی و پنج سالمه هیچکدوم از اعضای خانواده م در جریان نیستن.با وجودیکه با مادرم صمیمی هستم و درک و شعور بالایی دارن و میتونستم بهش بگم اینکارو نکردم.
به نظرم مشکل این دختر خانوم بیشتر از اینکه کمبود جسارت باشه وضعیت مشکلیه که درش قرار داره.اینها اعضای یک خانواده و یک فامیل هستن و مطرح کردن چنین موضوعی میتونه عواقب خیلی بدی داشته باشه ! به نظر منم بهترین و عاقلانه ترین کار، رسوا کردن این پسره ولی آیا هر اگه هر کدوم از ما در این شرایط قرار میگرفت اینکارو انجام میداد؟ احتمالش کمه ...
من دو تا دختر تو همین سن و سال میشناسم که به خاطر آزار و اذیت پدرشون به شهر دیگه ای رفتن و زندگی مستقلی رو شروع کردن.اکثر اطرافیانشون نمیدونن موضوع چی بوده و چرا این دوتا دختر تنها زندگی میکنن .یه بار ازشون پرسیدم چرا شکایت نکردین از پدرتون؟ ...گفتن به خاطر انگشت نما نشدن ،به خاطر آینده مون !ترجیح دادیم از وضعیت موجود فرار کنیم. این بهترین راه حل بود.
و راست هم میگفتن .کمتر پسری حاضر میشه با دختری ازدواج کنه که توسط پدرش مورد آزار و اذیت قرار گرفته .حتی موضوع ازدواج رو هم که در نظر نگیریم بین اطرافیان و فامیل مطرح شدن چنین بحثی یعنی فاجعه !
داریم تو جامعه ای زندگی میکنیم که هر چقدر بیشتر این مسائل رو مخفی کنیم به نفع خودمونه و همین باعث میشه متجاوزا بیشتر بشن و به دنبالش تعداد قربانیها هم بیشتر میشه ....
راه حلش فقط یه عزم اجتماعیه و سیاست گذاریه درست و اطلاع رسانی .همونطور که انقدر فرهنگ سازی شد که مردم یاد گرفتن کمربند ایمنی رو ببندن در این مورد هم باید اقدام صورت بگیره باید این موضوع رو از این حالت تابو و ممنوع بودن دربیاریم و در موردش صحبت بشه.

پاسخ
admin

راه حال هر مشکلی از عزم فردی شروع می شود. یک نفر باید عزم بکند. یک نفر باید تصمیم بگیرد که زندگی بهتری برای خود و دیگران بسازد. اول هم برای خودش! به امید عزم اجتماعی نمان. کشور ما با کشورهای پیشرفته صدها سال فاصله دارد چون تک تک ما از نظر رفتاری و فرهنگی از آنها عقب هستیم.
ازخودت شروع کن. همین حالا. همین امروز.

پاسخ
salimi

وبلاگی به نام تجاوزهای خانگی در مورد همین موضوع به تازگی ایجاد شده. خواهش میکنم این وبلاگ رو معرفی کنید تا قربانیان بتونن از مشاوره و کمک رایگان بهره مند بشن
متاسفانه ادرس رو نتونستم کپی کنم. با یک سرچ ساده میتونید پیداش کنید

پاسخ
salimi

الان دیدم اسم وبلاگ رو تغییر دادن
گذاشتن مبارزه با کودک آزاری
ادرسش هم تجاوز ممنوع هست
بلاگفا

پاسخ
آه

این موضوعی که باران بانو گفتن خیلی زیاده.تو دانشکده ما هم همچین استادی داریم که به تمام دخترها پیشنهاد داده و همه میدونن جریان چیه ولی هیچکس جرات نداره کاری کنه.
یکی از دخترهای کلاس ما که خیییییییلی سادس حرفاشو باور کرده و فکر میکنه اون اقا عاشقشه .هر کاری که میگه این دختر اطاعت میکنه.......کاش میشد یه کاری کردناراحت

پاسخ
admin

در پست قبل من خواندی که همکارانم به من چه پیشنهادهایی می دادند؟ این رفتار آزار جنسی است. نه استاد من بودند، نه وابسته به جایی بودند، نه رئیس من بودند. ولی مرا آزار دادند. و من به جای این که حق شان را کف دست شان بگذارم، از کنگره ها و علم آموزی ها و حتی فرصت آشنایی با همسر آینده ام محروم کردم. چرا؟ چون به غلط فکر می کردم لابد اشکال از من است که مورد چنین درخواست هایی قرار میگیرم.
منفی باف بودم. خودم را همیشه مقصر می دانستم. به جای حل مسئله، صورت مسئله را حل می کردم و هزار عادت ناسالم که باعث می شد منزوی، غمگین و ناموفق باشم. من اینجا هستم که به شما بگویم: یاد بگیرید خودتان را باارزش و محترم بدانید.

پاسخ
Banoom

من شرايط اين دوستمون رو درك مي كنم. خيلي سخت و بده چون احتمالش هست كه بقيه باور نكنن! به نظر من شايد مثلا خواهرش شاكي بشه و داد و بيداد راه بندازه كه چطور جرات مي كني به پسر نمازخون من همچين حرفي بزني؟!!! من فكر مي كنم احتمالا بازهم دوستهايي شبيه ايشون هستند كه به هزار دليل نمي تونن از خونه پدري برن. شايد پول كافي براي زندگي مستقل ندارن، يا دنبال خونه گشتن براشون سخته يا مي ترسن و شجاعت ندارن، يا كار درست و حسابي ندارن... من تو فكر اينم كه ما خانم هايي كه اينجا رو مي خونيم شايد بتونيم يه كمكها و حمايتهاي بيشتري بهشون بديم. حتا در حد انگيزه دادن و تشويق كردن يا شايدم مالي، مثل يه ngo كوچك زنانه، نمي دونم. فقط يادمه كه سالها قبل دوستي داشتم كه طلاق گرفته بود و در خانه پدريش زندگي مي كرد و خيلي عذاب مي كشيد، اما برادرها و پدرش اجازه مستقل شدن بهش نمي دادن. چندتا از دوستان با هم جمع شدن و دست به دست هم دادن و يك روز كه خانواده اش نبودند همه وسايلش را ريختن تو يك وانت و بردن...اونهم سر فرصت گشت و خانه مناسب رو پيدا كرد و جالبه كه بگم خيلي زود هم همسر جديدش از راه رسيد و تا الان عاشقانه در كنار هم زندگي ميكنن، درحاليكه اگر توي اون خونه مونده بود معلوم نيست چي بسرش اومده بود...به هر حال من اعلام آمادگي مي كنم كه تا جايي كه از دستم بر بياد، به اين دوست كمك كنم، البته اگر بخواد. شايد دوستاي ديگه هم دلشون بخواد كمك كنن. بازم تكرار ميكنم لزوما منظورم كمك مادي نيست يه موقع بهشون برنخوره، چون شما گفتين ايشون تحصيلكرده و فعال هستند. مثلا شايد بخوان شماره يك مشاور خوب رو بشهون بديم، يا مشورت فكري درباره كارشون يا احتمالا تغيير كارشون (اگه بخوان شهرشون رو عوض كنن) يا همچين چيزهايي...دوستاي ديگه هم نظر بدن

پاسخ
admin

من این خانم را می شناسم. مطمئن هستم حالا که این همه همدردی و همذات پنداری دیده، بخوبی می تواند از خودش مراقبت کند.
بعد هم گل من، معلومه که تا به یک مادر (آن هم از نوع ایرانی) بگویی پسرت داره هیزبازی درمیاره، فوری می خواد خشتک دختره رو بکشه سرش! این که ترس نداره. علاج سلیطه بازی، سلیطه بازیه. آبرو ریختنه. آدم نباید از جنگیدن بترسه. فقط باید یاد بگیره چی ارزش جنگیدن داره و بعد براش بجنگه. حریم و حرمت این دختر توسط خواهرزاده اش مورد هجوم قرار گرفته. اعصاب نداره. حالش بده. به درک که به خواهر بر می خوره. به درک که دعوا راه می افته. اگر دختر خودت در چنین شرایطی باشه بهش می گی: "وای نگی ها! دعوا می شه؟" نه! منتها این کاری است که خود این دختر خانم باید از پسش بربیاد. نباید پشت سر دیگران قایم بشه. بهر حال مسلم است که اگر کمکی بخواهد، می تواند روی تک تک خواهرانش در این سایت حساب کنه.

پاسخ
admin

به علاوه ما نمی خواهیم دختر از آن خانه برود. ما می خواهم پسر برود. بین دختر و نوه کدام را باید نگه داشت؟! اگر موضوع برعکس بود، یعنی دختری به خانه پدربزرگش رفته بود و دایی اش او را اذیت می کرد، من می گفتم همین حالا از آن خانه می روی. ولی آنجا خانه آن دختر است. یک پسر دانشجو می تواند و باید زندگی مستقل را تجربه کند. ولی چرا دختر برود؟ حرفی که بهش گفتم برای تهدید بود و به عنوان آخرین راه حل. به آنجا نمی کشد. حتما برای پسر جای جدا میگیرند. روابط هم بهم می خورد. به درک! چنین روابط بیماری همان بهتر که وجود نداشته باشد.

پاسخ
gisfa

مطمئنا حفظ حقوق و اسایش دختر در این شرایط اولویت داره . بهترین راه هم کم هزینه ترین هست
مثلا اگه دختر با خواهر زاده شخصا قاططعانه برخورد کنه که باید از این خونه بره و در غیر این صورت عواقب بدتری مثل رسوا کردن در انتظارشه

پاسخ
gisfa

در ادامه صحبت در خصوص بر طرف کردن ترس این جمله رو جایی خوندم که حیفم اومد نقل قول نکنم :

"شهامت" نتیجه عدم حضور "ترس" نیست ،
بلکه درک این موضوع است که برخی چیزها برای مان مهمتر از جیزهایی است که از آن میترسیم . برای مثال رشد فردیت مهمتر از چیزی است که بطور پسگرایانه راه ما را مسدود میکند .........
ما به راستی درک میکنیم که چیزی مهمتر از آنچه می ترسیم وجود دارد و نکته همین جاست . ما مهمتر از ترس هایمان هستیم و این معنای شهامت است

کتاب مرداب روح / نوشته جمیز هولیس / انتشارات بنیاد فرهنگ زندگی

پاسخ
admin

گل

پاسخ
12120

سلام به خانم اناهیتا-میخواستم بگم برای اون دختری که ازار جنسی دیده از طرف خواهر زاده ش-خواهرم اگه میتونی با خانواده ت مشورت کنی که چه بهتر اگه نه نذر و نیاز کن تا خواهر زاده ت خودش اونجا رو ترک کنه-ایت الکرسی-صلوات ووو-باور کن به نتیجه میرسی

پاسخ
طراوت

سلام.دیروز اتفاقی افتاد که من رو به یاد این متن انداخت.
یکی از آزارهای جنسی در کشور ما حین استفاده از تاکسی اتفاق می افته.
دیروز من عثب نشستم و یه آقای بیش از 60 ساله کنارم نشست که چاق و هیکلی بود و طبق عادت آقایون چنان خودشو باز کرده بود که انگار قراره بابت این کار بهش جایزه بدن.
من هر چی خودمو بیشتر به در میچسبوندم اونم راحت تر مینشست.خلاصه کلی با خودم کلنجار رفتم که عکس العملی نشون بدم یا نه؟؟؟ تا اینکه یاد حرفای شما افتادم.وقتی تاکسی تاکسی نگه داشت تا پیاده بشم و آقایی که اونطرف کنر در نشسته بود خواست در رو باز بکنه با صدای رسا، بدون عصبانیت و با آرامش گفتم: آقا لطفا در رو باز نکنید،بعد به راننده گفتم آقای راننده لطفا به عقب نگاه کنید راننده پشت ماشینش رو از تو آیینه نگاه کرد من گفتم : نه، به من نگاه کنید.راننده با دیدن من که به در چسبیده بودم همه چیز دستگیرش شد. گفتم: خدا رو خوش میاد من با این وضعیت نشستن کرایه یه مسافر کامل رو بدم؟؟؟
صدام خیلی آروم و محکم بود.بعدراننده فوری پیاده شد و در رو برای من باز کرد و گفت: من چی کار کنم؟ یهو آقای کنار من با لحن تندی گفت: منظورت چیه؟ منم پیاده شدم و جای 20 سانتیمتری خودم روی صندلی رو نشونش دادم و گفتم آقا من له شدم.گفت: اینجا جای شماست اینجا هم جای منه.
منم خیلی آروم گفتم.جناب شما جای پدربزرگ من میمونید من حرفی نمیزنم شما رو به خدا میسپارم.خدا نگهدار.
در ماشین رو بستم و اومدم این طرف که کرایه رو حساب کنم.
آقاهه هم داشت غر میزد که شماها همه جا فقط همین رو میگید.تو مترو.اتوبوس تاکسی،پدر ما رو در آوردید.
خواستم بگم پس سابقه دار هستین.اما گفتم کافیه...
اونقدر این کار به من آرامش داد که نگووووو دستم رو روی شانه خودم گذاشتم و گفتم آفرین،بارک الله .دیگه هم تا 1 هفته درگیر این قضیه نبودم و جیغ جیغ و بی احترامی هم نکرده بودم.همه تو تاکسی یه جورایی با من هم دردی کردن.
این شجاعت و کنترل اعصاب رو مدیون شما هستم.متشکرم

پاسخ
admin

دست

پاسخ
mahta

آخه گیسو جون آبرو بردن همه جا نمی شه با هر کسی نمی شه یادمه چند سال پیش یه فیلم تو موبا یل ها بود از یکی از اساتید دانشگاه زنجان که به یکی از خانموها پیشنهاد داده بود و دانشجوی دختری که با بچه های انجمن دانشگاه هما هنگ کرده بوند تا مچ اقا رو بگیرن و خلاصه فیلمی از اون اقا در اومد که داشت قالیچه پهن شده رو جمع می کرد و... ولی دست اخر به ضرر اون خانم تموم شد کی میتونه تو این جامعه در مقابل کسایی که دست راست فلانی و دست چپ بهمانی ان این کار بکنه

پاسخ
سوندا

خب منم بهتره که تجربه خودم رو بگم.
در خانواده ی ما پدر و مادرم بدلیل ناآگاهی چشمشون رو بر روی رفتار نانجیبانه ی دامادشون (شوهر خواهر بزرگم) بسته بودند. و این بیمار روانی قصد داشت به همه دست درازی کنه. داستان غم انگیزیه اینکه من و خواهر کوجکترم شاهد روابط نادرست خواهر بزرگتر (بزرگترین دختر خانه) و این آقا بودیم. آین آدم کثیف شروع کرد به ما دوتا هم دست درازی کردن. اینقدر ناآگاه بودیم و این مادر و پدر نادان بودند که ما رو از گزند این پست فطرت حفظ نمی کردند. تجاوز به من و خواهر کوچکترم نکرد ولی خیلی دست.... زد به ما و ما همیشه گنگ و گیج بودیم. تا اینکه من متوجه شدم دلم نمی خواد این رفتار ادامه داشته باشه. اومدم با شجاعت به مادرم گفتم عجیبه که اون فقط متحیر نگاهم کرد. و مساله وقتی مطرح شد خواهرم (که زن این کثافت بود) انکار کرد و با بی حیایی و لات بازی اون پست فطرت موضوع فراموش شد. یادمه از خواهر کوچکترم در مقابل این شیطان حفاظت می کردم و ....کارهایی که خودم از به یادآوری آن دردم میگیره و شدیدا دلم واسه خودم می سوزه.

بهرحال در این خانواده ی پر از مونث ما و یه پدر و مادر نادان و یک پست فطرت تنها کسی که ایستاد و افشاگری کرد من بودم. می دونی چند سالم بود 12 سال! بعد از افشا هم این داستان ادامه داشت و من هیچ وقت در آن خانه تا لحظه ی ازدواجم آرامش نداشتم................بگذریم داستانی است پر آب چشم....
فقط اینو بگم مریم خانم مشاور حق مطلب رو خوب ادا کرد. افشاگری داد زدن و نترسیدن تنها راه است.
در ضمن من متوجه شده ام هنوزم به این موضوع حساسم. یعنی همین چند وقت پیش داشتم می رفتم دنبال دخترم (جشن تولد دوستش) دیدم یه مردی از پشت شیشه مغازه اش زل زده بهم. بعد اومد بیرون و شروع کرد نگاه کثیف کردن. از خودم که مثل ببر وحشی شده بودم کف کردم. می دونی چیکار کردم؟ بجای اینکه توی خودم جمع بشم هی دست بکشم به مانتوم و توی ذهنم خودم رو اسکن کنم. رفتم جلو و با اخم و خشم نگاهش کردم از اون نگاهها که پر از بد و بیراه است. طرف عقب نشست و برگشت رفت.
آره نترس، ترس راه رو واسه این آدما باز می کنه. کافیه قوی باشی می بینی چقدر ضعیف و زبون هستن.

پاسخ
admin

سوندا بهت تبریک میگویم که این همه شجاع هستی. حتی در سن 12 سالگی هم شجاع و با شهامت بودی. آفرین.

پاسخ
roze-zard

سلام بانو.
این پست شما باعث ایجاد یک جرقه در ذهن من شد.
خوندن رفتار جرات مندانه دوستان در تاکسی و خیابون و ... من یاد گرفتم چطور در چنین شرایطی باید جرات مندانه رفتار کنم و از قضا همین دیشب هم به کارم اومد. من قبلا هم میخواستم جرات مند باشم اما بلد نبودم و تجربه دوستان یادم داد. برای همین این بلاگ رو امروز ساختم: http://be-brave.blogfa.com/

در اینجا میخوام هرکسی از تجربه رفتار جرات مندانش در برابر آزارهای جنسی حرف بزنه تا بقیه یاد بگیرند در شرایط مشابه چه کارهایی میتونن بکنند.

ممنون میشم اگر چنین حرکتی رو میپسندی به مراجعینت در سایت هم بگی تا اونها از تجربیاتشون توی اون بلاگ بنویسند و با کمک هم بانوانی سرزنده تر و بالغ تر بسازیم.

مرسی بانو گلگلگل

پاسخ
roze-zard

ای بابا. دیگه کسی این مطلب و کامنت هاش رو نمیخونه که از وبی که برا دوستان ساختم مطلع بشن!

پاسخ
sahara57

خدا رو صد هزار مرتبه باید شکر کنیم که فقط از غریبه ها آزار دیدیم و نه از آشناها. و اما تجربه خود من مربوط به آزارهای دستی است که معمولا دختربچه های معصوم گرفتار ان هستند. از سالهای اخر ابتدایی شروع شد، هر وقت با پدر و مادرم بیرون می رفتیم متوجه می شدم در محیط های شلوغ دائم دستی به بدنم می خورد، اینقدر درباره این مسئله بی اطلاع بودم که تا دبیرستان هم نمی فهمیدم این آزار جنسی است و تا سالها بعد نفهمیدم که همه دوستانم هم چنین تجربه هایی داشته اند. از خودم و از جنستم بدم آمد. به خاطر شرم هم چیزی به پدر و مادرم نمی گفتم فقط دیگر حاضر نبودم از خانه بیرون بروم. فاصله مدرسه و خانه را هم تقریبا می دویدم و قیافه م در خیابان فرقی با برج زهر مار نداشت ولی باز هم از آزارهای گاه به گاه بی بهره نبودم . تا سالها از مردها بدم می آمد و در کل دوره کارشناسی حتی با بیشتر هم کلاسی های پسر سلام و علیک هم نداشتم. سالها بعد یک بار خواهر کوچکم دچار همین مشکل شد، خیلی ترسید و سریع به مادرم گفت و شما فکر کنید همه ما عین بادیگارد جلوی طرف ایستادیم و در صورتش زل زدیم. تمام شد، خواهرم هیچوقت مثل من دوران نوجوانی اش را در خانه و با قیافه عبوس سپری نکرد!

پاسخ
girh

به نظر منم ایشون باید اولا به خود برادرزاده رو نده و اعتراض نشون بده. دوما باید سعی کنه باهاش تنها نباشه و هم مادرشو در جریان بزاره و سعی کنه همون خونه پسر رو جدا کنند؛ می تونه هم به خواهرش نگه و عذر دیگه ای بیارند برای جدایی خونه پسر...

پاسخ
girh

گیس گلابتون منم وقتی دبیرستانی بودم شبها کلاس میرفتم و توی مسیرم تنها برمیگشتم نمیدونستم چرا مردها دنبالم مییاند! یا یک بار موقع کارورزی یکی از کارمندای یک شرکت دیگه توی راه برگشت خونه با من همقدم شد! من خیلییییییییی احساس بدی بهم دست داده بود اون احساس ها باعث شد مدل رفتارم تغییر کنه! یک جوری که جدی باشم. و کسی جرات نکنه بهم نگاه چپ کنه. این مدل رفتارم مثکه رووم مونده! چون یکی از پسرا بهم گفت تو خیلی جدی هستی و سخته کسی بخواد بهت نزدیک بشه و برای ازدواج مثلا باهات مثلا جلو بیاد... خودمم فک می کنم شاید اینطور باشه و من تنها با کسایی که یک علت خاصی ما رو بهم نزدیک کرده بعد از مرور زمان کمی راحت می گیرم. نمیدونم چطوری باید نسبت به بعضیا راحت بگیرم! مثلا با پسرای فامیل دور یا هم کلاسیا وقتی زیاد معمول نباشه باهاشون هم صحبت باشیم! که حس می کنم مثکه به من علاقه مندند نمیدونم چطوری رو بدم! البته این مدل رفتار من واقعا مزاحمتهامو از بین برده و اون یک ذره مزاحمت هم خیلی اتفاقی بوده و طرف تا چشش بهم خورده زهره ش ریخته :))) مثلا یادمه یک بار یک مرد توی خیابون یهو از پشت یکی بهم زد و من چنان آتیش بار برگشتم توی صورتش نگاه کردم و کلمه ی سسسسگگگگگگ رو با فشردن دندون هام رووی هم بهش گفتم که تمام شهوتش در جا ریخت و فک می کنم سکته کرد! و واقعا ظاهرش مثه یک سگ بود و دیگه دنبالم نتونست قدمی برداره! یک مورد دیگه م یک پسر بود که دنبال منو دوستم بود مربوط به چندین سال پیش پیشاااا بود که میخواست شماره بده و ول کن نبود منم رفتم توی یک بازار کتاب و وقتی بازم اومدم سراغمون همونجا جلوی کل جمعیت ضایع ش کردم! و هیشکیم هیچ حرفی نتونست بزنه! و پسره م ضایع شد البته که بعدش بازم دنبالمون بود ولی گممون کرد :D دیگه مزاحمی نداشتم توی این هشت سال جز این دو مورد و فقط مزاحم های ماشینی بودن که من فقط خیلی جدی بهشون میگم مرسی یا علامت سر بصورت جدی و نرمال و به علامت منفی تکون میدم و میرند!

پاسخ
asma25

منم موردآزارجنسی قرارگرفتم.ولی نمیدونستم اسمش آزاره..فکرمیکردم دوستم دارن وازمن خوششون میادکه میخان باهام دوست بشن..ازامروزبه بعدهرکی بی ادبانه اومدجلوبرای دست درازی آبروشومیبرم..دادمیزنم.میکوبم تودهنش..وفحشش میدم...

پاسخ
mozhgan1

اینکه کسی توی وسایل شخصیت بگرده و چیزای خصوصی رو نگاه کنه هم درسته تحاوز جنسی نیست و تجاوز به حریم خصوصیته ولی به همون اندازه آدم رو بی دفاع میکنه مخصوصا اگه تو خونه خودت باشه و اعضای خانوادت باشن چه طوری جلوی تجاوز به حریم خصوصیمون بایستیم؟

پاسخ
گیس گلابتون

بله. تجاوز به حریم خصوصی بسیار ناراحت کننده است. در موردش خواهم نوشت.

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه