مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
آدم‌های شاد و موفق
1394/06/11 10:25

روانشناسی مثبت-6

روانشناسی مثبت شماره 5 را اینجا بخوانید

 

و اما پایه سوم خوشبختی چیست؟

 

همانطور که به خاطر دارید برای احساس خوشبختی و شادمانی، لازم است از مواهب مادی برخوردار شویم. به کار و حرفه مان عشق بورزیم یا دست کم بفهمیم از انجام چه کار یا کارهایی بشدت رضایت پیدا می‌کنیم، ولی نکته خیلی مهم این است که زندگی مان حول محور معنایی بزرگ‌تر از خودمان باشد.

 

این جمله یعنی چه؟

 

ما در مقابل عظمت هستی، یک نقطه کوچک و حقیر هستیم و اگر باور نداشته باشیم به چیزی بزرگ‌تر و برتر از خودمان خدمت می‌کنیم و در پناه آن هستیم، بشدت احساس تنهایی و حقارت خواهیم کرد.

 

لذات مادی عالی هستند، ولی بسرعت عادی و حتی تهوع آور می‌شوند. خوردن یک بستنی عالی است. خوردن سه تا بستنی هم خوب است. ولی آیا خوردن پانزدهمین بستنی پشت سرهم، لذت بخش است؟

 

هر لذت مادی که نام ببرید همینطور است. اول عالی است. بعد خوب است و اگر در آن افراط شود، مزخرف است. به همین دلیل لازم است میزان کافی پول داشته باشیم تا نیازهای خود را برطرف کنیم. این میزان کافی برای افراد مختلف متفاوت است. ولی وقتی به اندازه کافی پول داشته باشیم، پول بیش از آن ما را شادتر نمی‌کند.

 

به اشتباه می گویند پول خوشبختی نمی‌آورد. اووووه! چرا! پول خوشبختی و شادی می‌آورد. شخصی که بی پولی کشیده باشد، بخوبی این موضوع را می‌داند. ولی وقتی بیش از میزان کافی پول داشته باشیم، رضایت و خوشبختی مان بیشتر نمی‌شود.

 

افرادی که عاشق کار خود هستند، بدون توجه به میزان درآمدشان، باز هم کار می‌کنند. حتی ممکن است وقت نکنند آن همه پول را خرج کنند، ولی باز هم در شیرینی کار کردن غرق می‌شوند و کار می‌کنند و باز هم کار می‌کنند. این افراد سختکوش و پرکار زندگی بقیه مردم را بهتر می‌کنند و دنیا را جای بهتری برای زیستن می‌کنند. ولی خودشان نه به پول توجه دارند و نه به تاثیری که روی دیگران می‌گذارند. آن‌ها خوشبخت و شاد هستند، زیرا در هنگام انجام آن کار خاص، غرق در لذت هستند.

 

چنین لذتی پایدار است، زیرا با بیشتر کار کردن، شخص دچار کسالت نمی‌شود. بلکه برعکس، هر روز در آن رشته خاص ماهرتر و متخصص تر می‌شود و حسابی از انجام کار خود لذت می‌برد.

 

ولی لذتی برتر هم وجود دارد: لذت اتصال به معنایی بالاتر، باور به این که زندگی ما در خدمت هدفی والاتر است. و این لذت بسیار شگرف است.

 

شیوه اول خوشبختی، کسب لذات مادی، منحصر به شخص است.

شیوه دوم خوشبختی، غرق شدن در لذت کار کردن هم منحصر به شخص است.

هر دو شیوه باعث می‌شوند "من"  و "منیت" بزرگ‌تر و بزرگ‌تر شود. و راستش ته قلب مان می دانیم این منیت بادکرده، مثل یک بادکنک پر از باد است.

 

ولی وقتی به خاطر بیاوریم ما در مقابل عظمت هستی از یک نقطه کوچک هم حقیرتر و کوچک‌تر هستیم، منیت ما کوچک می‌شود. آنگاه که زندگی خود را در خدمت معنایی بالاتر بدانیم، به عظمتی متصل می‌شویم وصف نشدنی. مثل قطره ای که به اقیانوس بپیوندد. آن قطره به تنهایی فقط یک قطره است و بسرعت تبخیر می‌شود. ولی وقتی به اقیانوس متصل شود ... قطره به اقیانوس مبدل می‌گردد.

 

اگر می‌خواهید شاد و خوشبخت باشید، یاد بگیرید خود را خادم آدم‌ها بدانید. یاد بگیرید به دنیا خدمت کنید. همه ما در استخدام خدا هستیم و کارمندان او هستیم. ولی او از ما بی نیاز است. ما نمی‌توانیم کفش خدا را واکس بزنیم، پیراهنش را اتو کنیم و یا برای او غذا بپزیم یا راننده او باشیم و او را جابجا کنیم. ما از طریق خدمت به خلق می‌توانیم به خدا خدمت کنیم.

 

پیشنهاد می‌کنم این هفته هر روز سه کار نیک انجام بدهید. مدام دنبال راهی برای خدمت به مردم باشید. ممکن است به رایگان کاری انجام بدهید، ممکن است برای انجام کار خیر، پول هم خرج کنید و یا ممکن است برای انجام کاری پول می‌گیرید ولی آن را به شیوه ای انجام بدهید که آدم‌ها را شاد کنید.

 

فرض کنیم فروشنده هستید یا کارمند. شخصی وارد مغازه یا دفتر کار شما می‌شود. کار او را به شکلی راه بیندازید که خوشحال شود. بله! شما دارید برای انجام کار خود پول می‌گیرید، ولی شادی که به دیگران هدیه می‌دهید، چند برابر ارزش دارد. یادتان باشد وقتی به دنبال شادی خودتان هستید، شادی از شما فرار می‌کند. وقتی به دنبال شاد کردن دیگران باشید، یکمرتبه می‌بینید که خودتان شاد هستید!

 

ممکن است برایتان قدری عجیب باشد و به خودتان بگویید مگر گیس گلابتون آخوند و مولاست که چنین حرف‌هایی می زند. من آخوند و مولا نیستم. هیچ سمت مذهبی ندارم. من فقط دارم در مورد خوشبختی شما می‌نویسم. من دارم می‌نویسم شما چگونه می‌توانید خوشبخت باشید.

 

اگر ما احساس نکنیم در دستان امن خداوند هستیم، کم می‌آوریم. ما نیاز داریم رابطه ای معنوی و عمیق با خدای خود داشته باشیم. حتی اگر به دنیای دیگر باور نداشته باشید و بهشت و جهنم را افسانه بدانید، مهم نیست. دوست دارید در این دنیا خوشبخت و شاد باشید؟ پس در خدمت مردم و خدا باشید. حرفهای من مذهبی نیست، بلکه مطالبی کاملاً علمی و ثابت شده با تحقیقات روانشناسان است. آدم‌های مؤمن و خادم، شادتر و خوشبخت تر هستند.

 

و توجه داشته باشید که آدم مؤمن، شاد است. آدمی که شاد نیست، مؤمن نیست. ایمان داشتن، فقط چادر و نماز اول وقت نیست. حجاب و انجام واجبات دین، بخش کوچکی از داشتن ایمان است. کسی ایمان واقعی به خدا دارد که ته دلش قرص است و می‌داند خدا هوایش را دارد.

 

یونس 61

احفاف 13

بقره 112

انعام 48

آل عمران 170

 

وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ

 

در آیه‌هایی که در بالا ذکر کردم، تقریباً به یک شکل گفته شده: مؤمن نمی‌ترسد و غمگین نمی‌شود. یعنی مؤمن شاد و مطمئن است. اگر دین دارید، بدانید خدا در قرآن گفته و به کرات گفته: مؤمن شاد است. اگر دین ندارید، خوشحال و شاد که می‌خواهید باشید؟ پس ایمان به خدا و خدمت به خلق خدا را سرلوحه زندگی‌تان قرار بدهید.

 

تمرین: این هفته هر روز سه کار نیک انجام بدهید.

هفته بعد نتیجه را برایمان بگویید.

 

حالا نوبت شماست. نظرتان در این مورد چیست؟

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
بهرام

تو نیکی میکن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز
هر بار که این بیت از سعدی رو میخونم اینقدر لذت میبرم و به وجد میام که در پوست خودم نمی گنجم.
چقدر بینش و آگاهی عمیقی داشته سعدی
واقعا هرچقدر هم که به دنبال خوشبختی بگردیم تا خدا رو در نظر نگیریم حلقه ها کامل نمیشن و به مقصود واقعی نمیرسیم.

پاسخ
گیس گلابتون

سعدی مرد دانایی بوده
کاش همه گلستان سعدی را می خواندند. گنجی از خرد است

پاسخ
آن

این کار برای من سخت هست ،چون بعد انجام کار خوب برای دیگران متوقع میشوم که برای من هم کار خوب انجام بدهندنیشخندمثلا تولد کسی را سورپرایز میکنم ، یه بار نه یه بار دیگه توقع این کار رو از طرف دارم .
کار اداره هم که اولش با شادی همراه هست بعد خسته میشم حوصله ام سر میره از نا اگاهی مردم از لجاجتشون بر سر حرف و کار اشتباه بعد اعصاب ندارم بخندم . با بی حوصلگی کار میکنم.
یا کارهای دیگه هم به همین ترتیب . این کار برای من سخت هست. چون چند بار انجام دادم و بازهم در این چاله هایی که گفتم گیر افتادم.راک
گل

پاسخ
گیس گلابتون

ممنونم
کار برای خدا، بدون مزد است. انتظار برگشت ندارد. ولی صدبار بیشتر برمی گردد.

تولد گرفتن برای یک آدم، شاید برای برقراری صمیمت و دوستی بیشتر باشد. شاید برای این برای شما هم تولد بگیرند و سورپریزتان کنند باشد.

در روابط نزدیک لازم نیست فقط دهنده باشید. بدهید و بگیرید

کار برای خدا برای خلق اوست. کسانی که شاید هیچوقت دیگر آنها را نبینید یا قدرت جبران خوبی شما را نداشته باشند.

تفاوت واضحی بین کار برای خدا و خوشحال کردن همسر، همکار، دوست و فامیل وجود دارد.

پاسخ
سارانگ1

سلام گیس گلابتون عزیزم.
ممنوم، چقدر خوب که اختصاصا در مورد روانشناسی مثبت می نویسید.
ما همه ی این کارهای را به‌کام خودمان انجام میدهیم. حتی وقتی به دیگران کمک میکنیم و در راه خدمت به خلق گام برمی داریم، هدف اصلی ما خوب بودن حال خودمان است.در واقع همیشه محور خود ما هستیم. حتی زمانهایی که فکر میکنیم هی داریم خودمان را وقف دیگران میکنیم و هی فداکاری و ... در واقع در همه آن زمانها میخواسته ایم حال خودمان خوب باشد. راهش را بلد نبوده ایم.

پاسخ
سارانگ1

با این مقدمه میخواستم بپرسم که حس و حال خدمتان به خلق و هدفمان چگونه باید باشد؟ یعنی مثلا کاری کنیم که باورمان بشود هیچ منیتی در کار نیست یا خدمت به خلق منافاتی با من محور بودن ندارد؟ شاید هم مطلبی باشد که من متوجه آن نشده ام و راه را اشتباهی دارم میروم.

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم
من وارد بحث کلامی نمیشم.
اگر در انتهای انجام آن کار، احساس خوبی دارید، یعنی روش درست بوده
اگر احساس طلبکاری و مورد اجحاف قرار گرفتن دارید، یعنی روش درست نبوده است

پاسخ
sahara57

منم جواب سوالمو گرفتم،
و بعدش یاد گفته حضرت علی افتادم که لئیمان از طعام لذت برند و کریمان از اطعام.
لذت بردن از کار خیر به معنی خودخواهی و منیت ما نیستلبخند
مرسی گیس گلابتون، ازت یاد کی گیرمچشمکقلب

پاسخ
ماهی 1

عالی متشکرم
در قرآن خداوند میفرمایند : وقتی بدن مادی انسان تکمیل شد ( چه درآن آدم اول که در غیر جنین تکمیل شد و چه در آدم های بعدی که بدن مادی آنها در جنین تکمیل میشود)من از روحم در او دمیدم و این غیر از این است که بفرمایید : دمیدم در او روحم را این کلام خداست و تعبیرها با هم فرق دارد یعنی یک مرتبه نازله و پایین تری از روح خدا در وجود مااست .چگونه چهره اصلی وروح الهی ما در پشت این من یا هوای نفس درحجاب است و چرا عرفا تاکید دارند که این خود را باید شکست ؟؟
مولانا : زیردیوار وجود تو ، تویی گنج گوهر، گنج ظاهر شود گر تو زمیان برخیزی
این قانون تکامل است : یعنی هر موجودی راکه فرض کنیم وقتی موجودیت اولیه اش بشکندموجودیت بالاترش ، از درون او جلوه میکند مثل خاکی که گیاه میشود یا گیاهی که گوشت و خون میشود و آن گوشت و خونی که نطفه میشود و آن نطفه که انسان میشود همه وهمه شکستن خود های نازله برای آن موجودات و بروز خودهای بالاتر است گلگل
باید این منیت را کوچک کنیم چه خوب گفتید گیسو جانم
فیض کاشانی : این حجاب من از من است اگر/ این من ازمن جدا شود چه شود
این سبو بشکند در این دریا / بحر بی منتها شود چه شود

پاسخ
Behnaz.rose

می خوام تجربه شخصی خودمو درمورد کاربرد این قانون قدرتمند بگم
زمانی که دوره رانندگی رو میدیدم یه مربی خیلی نانین داشتم یه بار براشون چندصفحه عبارت تاکیدی از کتاب چهار اثر از فلورانس و قانون توانگری نوشتم تا مشکلش رو حل کنه نمی دونستم مشکلش چیه اما یه عبارت های کلی راجع به موفقیت رو براش نوشتم
خیلی جالبه از موقعی که کار نوشتن اون عبارت ها به پایان رسید من به استغنای مالی بینظیر و معجزه آسایی رسیدم
بعدها فهمیدم مشکل مربی من مالی بوده یعنی من با خواستن موفقیت برای او به موفقیت مالی رسیدم
این یه تجربه شیرین برام بود تا بدونم کاری که بدون چشم داشت انجام میشه اثرش اول به خود آدم برمیگرده

پاسخ
الا

آنا جان پر واضحه که چدر با هیجان و شوق این متن رو نوشتین از خوندنش خیلی لذذذذذت بردم وخیلی یاااااد گرفتم.این هفته منم با این تمرین همراه میشم وانجامش میدم.ممنون و سپاسگزارمگلدستقلبماچ

پاسخ
گیس گلابتون

لبخند

پاسخ
sindrella

سلام
مرسی
عالی بودگل

پاسخ
animani

قشنگ بود و منو به فکر فرو برد
دوست دارم بفهمم موضوع چیه که هر کس که بهش خوبی کردم برای اینکه شادش کنم، و شاد هم شده واقعا، چرا بعدا به من ضربه های عجیب غریب بزرگ زده. از پروردگار می خوام بهم بفهمونه موضوع چیه.

پاسخ
گیس گلابتون

ممنونم. برای این که پاسخ را بدانید خوب است به این سوال پاسخ بدهید؟ آیا براستی همه افرادی که به آنها خوبی کرده اید به شما بدی کرده اند؟ یا تعدادی از آنها اینطور بوده اند؟
معمولا پاسخ این است: همه افراد به من بدی نکرده اند. بعضی ها بدی کرده اند. اگر پاسخ شما همین است، شما دچار تفکر همه یا هیچ یا اغراقگویی شده اید. یعنی یک نقطه سیاه روی یک پیراهن سفید را می بینید، ولی تمام سفیدی پیراهن را خیر.
بعلاوه گاهی اوقات ما به دیگران اجازه میدهیم وارد حریم خصوصی ما بشوند و بی جهت به آنها زیادی اعتماد می کنیم. وقتی سرمان کلاه می گذارند یا از ما سوءاستفاده می کنند، سهم خودمان را در ایجاد زمینه سوءاستفاده نمی بینیم. البته کلی عرض کردم. من موارد شما را نمی دانم.

پاسخ
animani
http://howtobehappy.blogfa.com

راحت نبود فهمیدن جوواب این سوال. وقتی فهرستی از این افراد رو درست کردم دیدم بله، تقریبا 90 درصد افرادی که بهشون خوبی کردم و از اون خوبی هم محظوظ شدن بهم بد کردن.
اینو به سختی متوجه شدم و شاید به سختی هم باور کردم، که من افرادی رو پیدا می کردم که 1-ضعیف بودن، 2- به روشنی اون خوبی رو درخواست نکرده بودن 3- نیاز اصلیشون احتمالا بررسی مسائل شخصیتی شون بود
چرخه قربانی- ناجی آزاردهنده به این ترتیب کار می کرد و قربانی بعدا تبدیل به آزار دهنده می شد.
و حس قربانی درون خودم.

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه