حرفهای یواشکی گیس گلابتون برای نوجوان ها. ورود پدر و مادر‌ها ممنوع!


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

عضویت در سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
1393/07/13 15:35

نوجوانی دوره دشواری است. قبول دارید؟


من نمی‌دانستم نوجوانان هم این سایت را می‌خوانند. وقتی از من خواستید برای شما نوجوانان هم بنویسم کلی ذوق کردم. من حرف‌های زیادی برای شما عزیزان دل دارم که می‌خواهم دور چشم والدینتان به شما بگویم. کلی حرف و درد و درددل. چرا؟ زیرا من نوجوانی دشواری داشتم. در حالیکه می‌دانم بسیاری از دشواری‌های آن غیرضروری بود. البته به طور کلی معتقدم نوجوانی دوره مزخرفی است. با من موافقید؟

 

اگر فرنگی بودیم الان می‌گفتیم: It sucks!

 

ولی چون ایرانی هستیم خیلی موبانه می‌گوییم نوجوانی دوره گ...ی است! از طرفی ازشما انتظار دارند مثل آدم بزرگ‌ها رفتار کنید، چون قدتان بلند شده است و از طرفی کسی اجازه نمی‌دهد مثل آدم بزرگ‌ها رفتار کنید،  چون هنوز بچه هستید و دهن تان بوی شیر می‌دهد! آدم تکلیف خودش را نمی‌داند. بالاخره بچه است یا نیست. خداییش گاهی اواقت آدم از کار آدم بزرگ‌ها سر درنمی آورد.

 

وقتی من نوجوان بودم یک روز به من می‌گفتند: "تو دیگه خرس گنده شده ای!" و یک روز دیگر می‌گفتند: "حیف و صد حیف که فقط قد دراز کرده ای!" من یک جورهایی وسط برزخ ول و ویلان مانده بودم و نمی‌دانستم بالاخره خرس گنده‌ام یا فقط قد دراز کرده‌ام؟!

وقتی نوجوانی همراه والدینش به مطب  من می‌آید، در بسیاری از موارد دلم برای نوجوان می‌سوزد. زیرا مادرش به جای او حرف می‌زند و بیماری فرزندش را توضیح می‌دهد. از نوجوان می‌پرسم: "چرا خودت حرف نمی‌زنی؟" مادر جواب می‌دهد: "آخه اون که نمی دونه چشه!" وقتی خواهش می‌کنم مادر  زبان به دهان بگیرد تا خود نوجوان حرف بزند، انگار طنابی به گلوی مادر بسته شده است! دست و پا می‌زند، بیقرار می‌شود، مدام وسط مکالمه من و نوجوان می‌پرد و من به زحمت می‌توانم رابطه پزشک و بیمار را بین خودم و نوجوان ایجاد کنم. اصل طبابت بر ایجاد اعتماد بین پزشک و بیمار است. بیمار چه وقت به پزشکش اعتماد می‌کند؟ وقتی بتواند حرف دلش را به او بگوید و مطمئن باشد پزشک می‌شنود و اهمیت می‌دهد.

 

خوان اول که هما پرسش و پاسخ است، بالاخره تمام می‌شود و نوبت معاینه می‌رسد. متاسفانه مادرهای زیادی را دیده‌ام که اصرار دارند بلوز و شلوار پسر یا دخترشان را با دست‌های خودشان دربیاورند. مادرهایی زیاد را دیده‌ام  که کفش‌های دختران و پسران بیست و چند ساله خود را درمی آورند.

 

از این رفتارها غمگین می‌شوم زیرا می‌دانم وقتی به نوجوانی اجازه داده نمی‌شود کارهای کاملا شخصی و خصوصی‌اش را خودش انجام بدهد، چگونه جوانی به جامعه تحویل داده خواهد شد...

 

با این توضیحات خواستم بگویم من به خوبی می‌دانم که دوره نوجوانی چه دوره بیخودی است. من همسن و شاید بزرگ‌تر از مادران شما هستم، ولی درون من هنوز یک نوجوان با صورت پر از جوش، دماغ بزرگ و دست و پایی بیقواره وجود دارد که با بی دست و پایی به در و دیوار می‌خورد.

 

ولی یک چیزی در دوره نوجوانی خیلی خوب است: نوجوانی مثل برق و باد می‌گذرد و شما وارد دوره درخشان جوانی می‌شوید.

 

می‌خواهم چند تجربه‌ام را با شما سهیم بشوم تا درد و رنج این دوره گذر برای شما کمتر شود. آیا دوست دارید قصه‌های مرا بخوانید؟



 

 

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
FARZANEH-M

سلام،
من همونیم که پیشنهاد داد برای نوجوانها بنویسید، خوشحالم که نوشتن دراین مورد را شروع کردید، و خوشحالتر که پیشنهادی در خور توجه شما دادم!فرشته

پاسخ
گیس گلابتون

پیشنهادت عالی است!

پاسخ
FARZANEH-M

البته که لحظه شماری میکنم تجربه هایتان بخوانم واستفاده کنم...

پاسخ
سارانگ1

گیس گلابتون، نمیخوام این صفحه رو با نظرات بی ربط پر کنم و شلوغ بشه. اما ای کاش نوجوان ها بدونن که دوران نوجوانی مثل قصه ی اون جوجه ی زشت و سیاهه که در جوانی تبدیل به یک قو شد. یک قوی زیبا و درخشنده...

پاسخ
سارانگ1

اگر بدونید از اینکه این صفحه راه اندازی شده، چقدر ذوق کردم... هزار آفرین برشما، انشالله که موفق باشید.

پاسخ
گیس گلابتون

قلب

پاسخ
گیس گلابتون

قلب
اگه بدونی چقدر دلم می خواد تو را ببینم:)

پاسخ
سارانگ1

چه خوب!!! من هم همینطور! اتفاقا امروز از روی یکی از پست ها،شماره شما و خانم کاشی ساز را برداشتم، انشالله بعد از تعمیرات خانه ام، قصد یک سفر به رودهن را دارم، برای دیدن گل رویت.

پاسخ
گیس گلابتون

قلب سفر نیست بابا! رودهن بغل تهران است. مثل کرج رفتن. آن هم با این اتوبان پهن و عالی

پاسخ
نجمه

ديروز نوجوانم گلوله گلوله اشك مي ريخت و ميگفت از خوندن درساي بيمزه اي كه تا سال ديگه هيچيش يادم نيست و هيچ علاقه اي به آن ندارم متنفرم ..منم خيلي دلم ميخواست كه راجع به اين دوره بنويسيد و اين كه توي اين سيستم آموزشي خلاقيت سوز چطور ميشه به بچه هامون كمك كنيم خودشون راه تنفس باز كنن... ميترسيدم ازتون خواهش كنم و با همان جواب هميشگي مواجه شوم : من تجربه بچه ندارم!!
مطمئنم چيزهاي خوب و ارزشمندي در اين صفحه خواهم خواند چون معرفت و دانش و ذوق داريد و چون نوجوان بوده ايدقلب

پاسخ
maryamt
http://maryamtalaee.blogfa.com

سلامــــــــــــــــــــــــ گیس گلابتون جان!

خوشحالم که بالاخره مطلبی برای این موضوع نوشتید....،

بله من از همین لحظه خواهشندم برای نوجوان ها بنویسید!

راستی چرا گفتید دوره بی خود؟ شاید تا همین پارسال این دوره را از ویژگیهای وحشتناک ظاهری گرفته تا ویژگیهای وحشتناک تر روحی دوست نداشتم!
اما الان اصلا همچنین فکری را نمیکنم، تایید ناگفته نماند همه را خانواده هستمقلب

اما چیزی که مرا آزار می دهد آشفتگی ذهنی است! ذهنم پر از سوال بی جواب است!واقعا گیج شده ام و نمیتوانم در مورد هیچ چیز تصمیم بگیرم.

دوست دارم از این چیزها بگویید! شما هم در این سن سرگردان بودید؟ مخصوصا در مورد اهداف شغلی و تحصیلی تان!

موفق و پیروز و سربلند باشیدگلقلبگل

پاسخ
گیس گلابتون

در مورد شغلم سرگردان نبودم.
ولی در مورد این که اصلا چرا در این دنیا هستم بسیار سرگردان بودم!
خواهم نوشت. کم کم

پاسخ
pushana

من نه نوجوانم و مادر.ولی دوره ینوجوانی داشته ام. به نظر من نوجوانی هم می تونه دوره ی خوبی باشه. اگه نیست به دلیل برخورد نادرست با این دوره هست. نوجوان و والدین هر دو باید درست رفتار کردن رو در این دوره یاد بگیرن و حیف که چقدر غافلند این پدر مادر ها! چون هم خودشون آسیب می بینن و روزها پر از تشنج برای خود و فرزندشون ایجاد میکنند انگار هیچوقت نوجوان نبوده اند! و هم حرص نوجون رو در میارن اصلا درکش نمیکنن . به نظر من فرهنگ باید اصلاح بشه . و فکر میکنم کاش بزرگتر ها حتما حتما این صفحه رو بخونن هم حرفای شما رو و هم حرف نوجوان رو.

پاسخ
nazanin fatemeh

خیلی قشنگ بود عاشقتونمممممممم گلگل

پاسخ
nazanin fatemeh

عالللللللللللللللللللیییییییییییییییییییی

پاسخ
nazanin fatemeh

گلگل

پاسخ
leyliradfar

نوجوانی خیلی بیخوده. وقتِ آدم هدر میره و نمیدونه چتور شد که اینطور شد.
ناراحتم خیلی. افسوس

پاسخ
عضویت در سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه