مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
آدم‌های شاد و موفق
1399/07/15 10:23

ابر مقاله کهن‌الگوهای زنانه

ابر مقاله کهن‌الگوهای زنانه

 آخرین بروزرسانی: 6 آذر 1400

 

وقتی این ایمیل به دستم رسید، دست غم گلویم را فشرد... چرا... راستی چرا؟...

 

می گم گیس گلابتون جان میشه یکم از کهن الگوها بنویسید ( البته نظر شخصی خودتون رو ) جدیدا خیلی باب شده برای همین مطالب نادرست زیاد توش وارد شده 

این چند وقته تو پیج و کانال های دیگه نگاه می کردم کلی پکیج و فایل صوتی اموزشی و ... برای تقویت آفرودیت یا همون آفرودایتی دیدم ، کلا انگار آفرودیت شدن یک برند شده که همه تلاش می کنن بهش تبدیل بشن ولی چیزی که نظرم رو جلب کرد تحقیر مداوم 3 تیپ هرا ، آتنا ، آرتمیس بود 

یعنی ندیدم یه جا از یونگ و آفرودیت صحبت بشه ولی یه سیلی جانانه به این سه انرژی نزنن 

مثلا : آتنا یه پا خودش مرده ! آتنا مزخرفه ، آتنا ایراد گیره ، هر زنی آتنا باشه یا ترشیده (!) میشه یا بهش خیانت میشه ! آتنا رو با فلان تمرین بیارید پایین مردو فراری می ده و .. 

آرتمیس ضد مرده ، این فمنیستای دیوونه چپکی آرتمیسن یا هرا حسوده ، هرا تملک طلبه ، هرا آویزونه ، هرا دیوونه است ! و .. 

من نمی دونم این جو آفرودیت پرستی یهو چطور به وجود اومد ولی این لگدهایی که به انرژی آتنا _ آرتمیس _ هرا می زنن خیلی برام عجیبه ، یجوری داره کم کم برای همه جا می افته و مثلا می گی آتنا تایپ می گن اوه اوه چه تیپ مزخزفی !  

لطفا اگه وقت کردید راجع بهش بنویسید 

 

 

می‌دانم چرا این روزها آفرودیت شدن، مد شده است و دلیل آن را به شما می‌گویم: در جوامع مذهبی، آفرودیت به‌شدت منفور است و سرکوب می‌شود. به همین دلیل این روزها تلاش می‌شود موهبت‌های آفرودیت نمایان و تشویق شود. این کار یک‌جور لجبازی با ارزش‌های مذهبی است. (در ترجمه فارسی کتاب انواع زنان یا الهه‌های درون یک زن، نوشته شینوا بولن، فصل هفتم که مربوط به آفرودیت است، به‌کلی حذف شده است! خب... ما نمی‌توانیم منکر وجود یکی از انرژی‌های مهم زنانه بشویم. می‌توانیم؟!) آفرودیت، جذاب، خلاق، قوی و شادمان است و انرژی آفرودیت، زندگی را درخشان می‌کند، ولی تکریم آفرودیت نباید به قیمت خوار شمردن سایر کهن‌الگوها انجام شود. در اینجاست که من دست کثیف مردان هوس‌باز را در کار می‌بینم.

 

همه دانشمندان خانم که به آن‌ها می‌نازیم و تاج افتخارشان را بر سرمان می‌گذاریم، مثل ماری کوری و مریم میرزاخانی، آتنا هستند. آن‌ها که جایزه نوبل صلح و ادبیات را گرفته‌اند، آتنا هستند. همه زنان مدیر و مدبری که مقتدرانه یک اداره یا یک مملکت و حتی جهان را اداره می‌کنند، مثل آنجلا مارکل، آتنا هستند. همه پزشکان زن و همه خانم‌های استاد دانشگاه، آن خوب خوبهاشون، آتنا هستند.

راستش همه آوازه‌خوان‌ها و رقاصان که به اوج و افتخار رسیده‌اند، علیرغم آفرودیت بودن، آتنای بسیار قوی دارند که با پشتکار حرفه‌شان را پیگیری کرده و توانسته‌اند به سرحد مهارت و شهرت برسند. 

ترکیب شخصیت آتنا و آفرودیت، چنان شخصیت جذابی می‌سازد که کمتر کسی می‌تواند در برابرش مقاومت کند: هتیرا

آتنا بد و نفرت‌انگیز است؟! چه حرف‌ها!

 

هرچه از برابری زن و مرد، مثل حق تحصیل و کار و سفر تنهایی و ... داریم از تصدق سر آرتمیس‌هاست. وکیل‌های خانم، آن خوب خوبهاشون که مثل شیر می‌جنگند، آرتمیس هستند، همانها که حق‌وحقوق زنان کتک‌خورده را از حلق شوهران نکبتشان بیرون می‌کشند. بدون آرتمیس‌ها، ما هنوز در اندرونی حبس بودیم و گرفتار بی‌سوادی و ناتوانی.

 

هر ازدواج موفقی که می‌شناسید و حسرتش را می‌خورید، به دست هرا شکل گرفته است: کیت میدلتون و پرنس ویلیام، میشل و باراک اوباما، ملانی ترامپ و همسرش و حتی مگان و پرنس هری.

 

متأسفانه در این روزگار فقط آتنا و هرا و آرتمیس مورد غضب نیستند، بلکه دیمیتر و هستیا هم مورد بی‌مهری و بی‌توجهی است و باکمال وقاحت پرسیفون را «احمق» می‌نامند. پرسیفون، معصوم و کنجکاو است، ولی احمق نیست! آن‌که پرسیفون را احمق می‌خواند، یک نره‌خر بی‌شعور است!

 

زنان باخدا و روشن‌ضمیر که بدون هیاهو، گوشه‌ای سر در مراقبه، نماز یا کتاب دعا دارند و قلب ما را از روشنایی معنویت روشن می‌کنند، هستیا هستند. مادران دلباخته و مهربان که عاشقانه از فرزندانشان مراقبت می‌کنند، دیمیتر هستند.

 

آنان که سنگ آفرودیت را به سینه می‌زنند آیا آرزو ندارند ازدواج موفقی داشته باشند و فرزندانشان را به مهر در آغوش بگیرند؟ آیا امید ندارند در شغل و حرفه‌شان بدرخشند و درآمد و شهرت خوبی به دست بیاورند؟ آیا نمی‌خواهند در هنگام سختی‌ها بتوانند مثل شیر غران، حقشان را از دهان شیطان بیرون بکشند؟ و زمانی که همه درهای امید بسته است، بتوانند به خدای مهربان رو بیاورند و به درگاهش دعا کنند؟ آیا تمام آمال و آرزوهایشان در ولنگاری‌های آفرودیت متمرکز شده و امیدشان به پیرمردان پولدار است و عشقشان به جوجه‌خروسان جنگی؟ آیا ازدواج، مادر شدن، پیشرفت شغلی، کسب درآمد بر اساس توانایی خود، اعتمادبه‌نفس به خاطر قدرت روحی و جسمی و معنوی... هیچ‌یک برایشان مهم نیست؟

 

مردان هوس‌باز آرزو دارند دنیا پر از آفرودیت های هوسناک باشد، ولی همان‌ها هم نمی‌خواهند مادرشان این‌گونه باشند. امیدوارند مادرشان هرا باشد و به ازدواجش مقید، چون اگر آفرودیت باشد، برای عشق مردی دیگر، خانه و خانواده را ترک خواهد کرد. آن‌ها امیدوارند مادرشان دیمیتر باشد تا با محبت و ازخودگذشتگی تر و خشکشان کند. آفرودیت با بچه‌ها بازی می‌کند، ولی حوصله ندارد ازشان مراقبت کند. مردان هوس‌باز از آتناها و آرتمیس‌ها می‌ترسند چون افسانه مرد توانا و زن ناتوان و محتاج کمک، به دست آتنا و آرتمیس نابود می‌شود. آن‌ها حوصله هستیا را ندارند، چون هستیا به زرق‌وبرق‌های ظاهری چنین مردانی اهمیت نمی‌دهد و به جلوه‌های ملکوت چشم دوخته است.

 

می‌دانید چه زنانی آرزو دارند آفرودیت باشند؟ پرسیفون ها و کشور ما پر است از پرسیفون. پرسیفون ها اعتمادبه‌نفس کمی دارند، نیازمند حمایت هستند و به‌راحتی همرنگ محیط می‌شوند. پرسیفون هایی از ضعفشان بیزار هستند و دلشان می‌خواهد ردای دیگر به تن کنند، به سراغ تقلید از آفرودیت می‌روند، زیرا چه ردایی بهتر از آفرودیت که از حمایت مردان برخوردار است. غافل از این‌که با تقلید از آفرودیت، نمی‌توانند قدرت بی‌چون‌وچرای آفرودیت را کسب کنند، بلکه بازیچه خوب و سرب راهی برای مردان هوس‌باز می‌شوند. پرسیفون برای ​قدرتمند شدن، باید آتنا و آرتمیس را قوی کند. برای جذاب شدن هیچ نیازی به آفرودیت ندارد، زیرا در ذات خود بشدت جذاب است.

 

پرسیفون های گرامی، لازم نیست آفرودیت باشید تا مردان را جذب کنید. پرسیفون ها از جذاب‌ترین زنان هستند و محبوب‌ترین‌ها برای خواستگاری. اودری هیپورن را که می‌شناسید؟ نمی‌دانم شخصیت واقعی او چیست، ولی او در فیلم‌ها همیشه نقش یک پرسیفون را بازی می‌کند. دوست‌داشتنی‌ترین هالیوودی دنیا! او از مرلین مونرو، اسطوره آفرودیت هالیوودی، خیلی خیلی خیلی جذاب‌تر و دوست‌داشتنی‌تر است. پرسیفون های گرامی، دلتان می‌خواهد کدام باشید؟ اودری هیپورن یا مرلین مونرو؟

 

 

 

 

بگذارید از اول شروع کنم. ابتدا کهن‌الگوها را تعریف می‌کنم و نقاط قوت و ضعفشان را می‌نویسم. چطور است اول بنویسم کهن‌الگو چیست و سپس به سراغ تعریف تک‌تک کهن‌الگوها بروم؟ خوب است؟ پس همراه من باشید:

 

  

کهن‌الگو چیست؟

در روانشناسی، نظریه‌های مختلفی برای شخصیت شناسی مطرح‌شده که هرکدام دسته‌بندی‌هایی را برای شخصیت انسان ارائه می‌دهند. شخصیت شناسی آرکتایپی یا شخصیت شناسی مبتنی بر کهن‌الگوها یکی از جذاب‌ترین و کاربردی‌ترین نظریات است.

آرکتایپ یا آرکی تایپ برگرفته از واژه یونانی آرکه تیپوس است. در واژگان یونانی به معنی الگو یا مدلی است که چیزی را از روی آن می‌سازند.

پیشوند Arch به معنای ریشه‌دار بودن، اصیل بودن، قدیمی بودن و مواردی ازاین‌دست به کار می‌رود. اگر Type  همان تیپ یا تایپ که در فارسی هم وارد شده را به‌عنوان الگو، مدل و قالب در نظر بگیریم. به همان معادلی خواهیم رسید که در فارسی برای اصطلاح آرکتایپ به کار می‌بریم، یعنی: کهن‌الگو.

در حوزه روانشناسی، آرکتایپ یا کهن‌الگو عبارت است از: تصاویر، الگوها و مدل‌هایی که از ناخودآگاه جمعی بیرون می‌آیند. در رؤیاها، اساطیر و افسانه‌ها ظاهر می‌شوند و در همه انسان‌ها طیفی از آن وجود دارد.

اولین فردی که شخصیت شناسی آرکی تایپی یا بر اساس کهن‌الگو را مطرح کرد، پروفسور کارل گوستاو یونگ است. او روان‌پزشک و فیلسوف بزرگ سوئیسی است که در کنار زیگموند فروید از پایه‌گذاران دانشِ نوین روانکاوی قلمداد  می‌شود.

 

خانم دکتر شینوا بولن

 

بعضی شاگردان یونگ به‌ویژه خانم دکتر شینوا بولن، تیپ‌های شخصیتی مردانه و زنانه را بر اساس اسطوره‌های یونانی و داستان زندگی آن ایزدان و ایزد بانوان تحلیل و تعریف کردند. به‌این‌ترتیب شخصیت شناسی آرکیتایپی یا شخصیت شناسی بر اساس کهن‌الگو به وجود آمد.

 

برای زنان هفت کهن‌الگو تعریف می‌شود:

  1. آتنا
  2. آرتمیس
  3. دیمیتر
  4. هرا
  5. آفرودیت
  6. هستیا
  7. پرسیفون

 

و برای مردان هشت کهن‌الگو:

  1. زئوس
  2. آپولو
  3. آرس
  4. پوزیدون
  5. هرمس
  6. هادس
  7. هفائستوس
  8. دیونوسوس

 

یکی‌یکی افسانه آن‌ها را تعریف و مشخصات شخصیتی‌شان را بیان می‌کنم، ولی پیش از آن لازم است نکات مهمی را خدمتتان عرض شود:

 

  • این پانزده تایپ و انرژی روانی در همه افراد در جریان است، ولی تیپ‌های مردانه بیشتر در مردان و تیپ‌های زنانه بیشتر در زنان بروز پیدا می‌کند؛ یعنی شما می‌توانید زن باشید و زئوس در وجودتان فعال باشد و یا می‌توانید مرد باشید و پرسیفون در روحتان جریان داشته باشد. البته در این ابر مقاله من فقط به کهن‌الگوهای زنانه می‌پردازم تا مطلب برایتان بهتر جا بیفتد.

 

  • هر فردی مجموعه‌ای از کهن‌الگوهاست.. معمولاً هریک از ما سه کهن‌الگوی فعال درون خود داریم. ممکن است هر سه کهن‌الگو به‌اندازه مساوی در ما فعال باشد و یا ممکن است یکی از کهن‌الگوها بیش از سایرین فعال باشد. اگر یکی از کهن‌الگوها خیلی خیلی خیلی فعال باشد، ما فرد را «...تایپ» می‌نامیم. برای مثال می‌گوییم فلانی آتنا تایپ است، یعنی آتنا در او خیلی خیلی خیلی فعال است. البته همان‌طور که در بالا نوشتم، ما معمولاً سه کهن‌الگوی فعال در خود داریم و معمولاً «... تایپ» نیستیم.

     

  • همه ما امکان فعال کردن همه کهن‌الگوها را در ضمیر پنهانمان داریم، یعنی همه ما هفت دست لباس در کمد ذهنی‌مان داریم و می‌توانیم در صورت لزوم هریک از رداها را به تن کنیم.

     

  • شیوه تربیتی و فرهنگ جامعه می‌تواند سبب شود بعضی کهن‌الگوها فعال‌تر شوند و غالب باشند و برخی دیگر سرکوب شوند. به همین دلیل در ایران «پرسیفون تایپ» ها زیاد هستند چون معمولاً دختران به‌گونه‌ای تربیت می‌شوند که حرف‌گوش‌کن، سربه‌زیر، منعطف و دنباله‌رو باشند. در ایران از دختران انتظار می‌رود شوهر کنند و اداره امور مالی خانواده را به دست توانا (یا ناتوان) شوهر بسپارند. به همین دلیل اوج جاه‌طلبی دختران، یافتن شوهر پولدار است و به پیشرفت شغلی و افزایش مهارت‌ها برای درآمدزایی توجه نمی‌کنند. معمولاً اگر دختران درس می‌خوانند و حتی مدرک دکترا می‌گیرند، برای افزایش مقبولیت و پیدا کردن شوهر پولدارتر است و بس. به همین دلیل کلی خانم لیسانسه و فوق‌لیسانس و حتی خانم دکتر بیکار در کشورمان وجود دارد.

     

  • خوشبختانه با شناخت و تمرین‌های لازم، می‌توانید کهن‌الگوها را به تعادل برسانید، یعنی سرکوب‌ها را تقویت و غالب‌ها را به نقطه تعادل نزدیک‌تر نمایید. وقتی کهن‌الگوها در شما به تعادل برسند، شما در همه جنبه‌های زندگی به تعادل و شادمانی دست پیدا می‌کنید.

 

  

قبل از ادامه کهن‌الگو، از شما دعوت می‌کنم این نوشته زیبا را بخوانید. یکی از شما عزیزان این مطلب را نگاشته است:

میگم گیس گلابتون جان خیلی جالبه انقدر شخصیت شناسی یونگ باب شده که بیشتر خانوما بهش آشنایی دارن، یطورایی خوبه مثلاً کسی ازدواجش به تاخیر افتاده براحتی متوجه میشه کهن الگوی هرا به واسطه تربیت یا اقتضای شرایط و ... در اون آسیب دیده و تاحدودی میفهمه مشکل از کجاست، بهتر نیست یه پست راجع بهشون بزارید؟ البته منظورم اطلاعات عمومی نیست برای اونا میشه راحت به کتاب انواع زنان ژاپن شینودابولن مراجعه کرد یا تو سایت ها کلی دربارشون خوند، منظورم کاریه که شما معمولاً می کنید یعنی مطالب رو با دیدگاه زنانه خودتون بومی سازی می کنید چون بیشتر مدرس ها آقا هستند از عدسی خاص خودشون کهن الگوهای زنانه رو می بینند و نقد می کنند و آموزش می دهند (مثلاً هرا چسبنده است، دیمیتر خفه کننده است، اتنا زنانه نیست! پرسفون احمقه، ارتمیس ضد مرده و ...) برای همین خیلی از زنا چه بسا از انرژی‌های قدرتمند زنانه خودشون استفاده نمی کنند و برای فرار از نقش زنانه به انرژی های مردانه متوسل میشن، این حرفهای مفت همش ناشی از نداشتن دیدگاه مردانه به زنانگیه، اتنا یک انرژی کاملاً زنانه است، بدون بعد اتنای زنان که مراقب، تیزبین و رام کننده طبیعته، شهر به وجود نمی آمد، شاید کودکان با اولین تهدیدات طبیعت از بین می رفتن! بدون ارتمیس زنان به عنوان ناقص العقل و ضعیفه هنوز در پستوی خونه ها پنهان بودند، هرا روابط افسارگسیخته امنیت اخلاقی از جامعه گرفته میگیره (خیانت های شدید امروز همه ناشی از سرکوب هرا به عنوان یک انرژی مزاحمه) بدون دیمیتر بچه ای در کار نیست، افرودیت برای گرم کردن کانون خانواده و افزایش محبت بین زن و شوهره نه ریختن تو خیابون و شواف کردن و...زنان باید همه ابعاد وجودشون رو تو جهان امروز زیست کنند، مثلاً کسی که میگه پرسفون احمقه نمی فهمه که اگه انرژی پرسیفونی در وجود یه نفر نباشه هرگز پتانسیل یادگیری نداره! حتی همین برنامه یکساله ملکه شدن نیاز به فعال بودن بعد پرسیفونی داره که بدون چون و چرا به فایل ها گوش بده و ایراد نگیره و با تمام وجودتمرینات رو انجام بده، اگه اتنا و ارتمیس نباشه ما شغل و تحصیلات رو نصفه رها می کنیم، دچار فقر و بی پولی میشیم، بیمه و سرمایه گذاری های هوشمندانه دوران بازنشستگی و پس انداز همگی در اختیار اتناست، بدون اتنا ما توانایی مدیریت هیجانات منفی خودمان را نداریم، مدیریت خشم، تصمیم گیری قاطعانه و... بدون هرا بدون درخواست وفاداری از مرد سالها جوانی، وقت انرژی مون صرف مردهای نالایق می کنیم و... واقعا کلم سوت میکشه وقتی می بینم مربی های مرد (اکثراً هم مجرد!) چطور زنان ما رو بیراهه میکشند تا ازشون سواستفاده بشه، ما واقعاً به یه مربی زن دلسوز احتیاج داریم تا بهشون تو دهنی بزنه!

 

این جمله آخرش «ما واقعاً به یه مربی زن دلسوز احتیاج داریم تا بهشون تو دهنی بزنه!» اونقده بهم چسبید که خیال دارم قشنگ کشیده رو بچسبونم رو صورت اون که درباره انرژی‌های زیبای زنانه حرف مفت بزنه!

 

تأکید می‌کنم من در این ابر مقاله درباره کهن‌الگوی های زنانه می‌نویسم.


 

کهن الگو پرسیفون:

یکی بود یک نبود. یه پری خوشگل و جوونی بود به اسم «پرسیفون» که از صبح تا شب وسط گل‌ها می‌رقصید و آواز می‌خوند. پادشاه مردگان، هادس، یک دل نه صد دل عاشق پرسیفون میشه، ولی جرئت نمی کنه بره جلو و باهاش حرف بزنه. هادس پولدار و قدرتمنده، ولی راستش قیافه اش تعریفی نداره، رفتار دلنشین و دلبری هم نداره. زیادی خشک و عصاقورت داده اس، یه خرده هم غمگین و حساسه. تا حالا از هر دختری خواستگاری کرده، دختره به ریشش خندیده. هادس تصمیم می گیره این بار به جای زبون خوش، از زور و اجبار استفاده کنه. او پرسیفون رو می دزده و با خودش به زیر زمین، به دنیای مردگان، یعنی قلمرو و پادشاهی خودش می بره. پرسیفون اولش گریه می کنه، ولی کم کم متوجه میشه عجب جایی اومده! چه ثروتی در اختیارشه، چه قدرتی داره! ملکه شده و برو بیایی داره و بریز و بپاشی داره! راستش حتی یه کم سر و گوشش می جنبه و با یه خوشگل پسر، آدونیس، تیک و تاک می زنه. هادس هم به روی خودش نمیاره چون خوشحاله ملکه جوون و خوشگلی داره.

مادر پرسیفون از این که دختر گلش را دزدیدند، خیلی غمگین میشه. اسم مادر پرسیفون، دیمیتر است. او الهه مادر و الهه کشاوررزیه. گیاهان به دستور او رشد می کنن، درختان به فرمان او میوه می دن، احشام با اجازه او باردار میشن. دیمیتر بقدری غمگینه که همه گیاهان و درختان و شیر همه احشام خشک میشن و قحطی همه جا رو فرا میگیره.

خدایان می بینن اینطور که نمیشه، میرن سراغ هادس و مجبورش می کنن پرسیفون رو پس بده. پرسیفون دلش برا مامانش تنگ شده، ولی خب... اوضاعش پیش شوهرش هم خوب بود. به همین دلیل قبل از ترک شوهر، شش دونه انار می خوره. همین شش دونه باعث میشه نمک گیر شوهر بشه. ازین پس قرار میشه پرسیفون شش ماه سال پیش مامانش باشه و شش ماه سال پیش شوهرش.

 

 

آنچه در بالا خواندید افسانه پرسیفون است. با توجه به این افسانه به‌راحتی می‌توانید مشخصات کهن‌الگوی پرسیفون را بشناسید:

  • پرسیفون بشدت دخترانه است، حتی در سنین میان‌سالی صورت جوانی دارد و روحیه شاد دخترانه.
  • پرسیفون کنجکاو و عاشق تفریح و بازیگوشی است.
  • پرسیفون عاشق یادگیری و تجربه‌های جدید است.
  • پرسیفون به مامانش وابسته است و گوش‌به‌فرمان او. خانم‌هایی که هفته‌ای هفت روز در خانه مادرشان بسر می‌برند، پرسیفون قوی دارند.
  • پرسیفون منعطف و پذیراست و با شرایط تطابق پیدا می‌کند. این مشخصه باعث می‌شود به‌راحتی با آدم‌ها کنار بیاید، ولی از طرفی این مشخصه می‌تواند سبب شود پرسیفون منفعل، بی‌هدف، مطیع، ضعیف و بی‌مسئولیت باشد و انتظار داشته باشد همیشه دیگران به کمک او بشتابند و کارهایش را انجام دهند.
  • پرسیفون حرف دلش را نمی‌زند. اظهار عقیده نمی‌کند. به‌جای ابراز خشم، خودخوری می‌کند. این ویژگی بعلاوه بی‌هدفی او و این‌که اجازه می‌دهد دیگران او را تحت کنترل قرار بدهند، او مستعد افسردگی و اضطراب می‌کند. (افسانه پرسیفون می‌گوید او خودش تصمیم نمی‌گیرد کجا زندگی کند، بلکه مادر و شوهرش بر سر او مرافعه می‌کنند، بعلاوه او شش ماه در نور آفتاب و شش ماه در تاریکی است، یعنی ممکن است از شادی فراوان به قعر غمگینی سقوط کند)
  • پرسیفون نرم و منعطف است و برای تصمیم‌گیری قطعی وابسته به دیگران. به همین دلیل همیشه در تردید و دودلی است. این وضعیت به‌ویژه خواستگاران آن‌ها را کلافه می‌کند چون تکلیف خود را نمی‌فهمند.
  • پرسیفون به‌راحتی به جنس مخالف جذب شده و از لحاظ جنسی مشتاق است. او در روابط عاطفی به دنبال ناجی است، به همین دلیل ممکن است با اساتید یا مردان بزرگ‌تر خود وارد رابطه شود. پرسیفون زود اغوا می‌شود و ممکن است وارد روابط موازی شود (افسانه پرسیفون و رابطه او با آدونیس را به خاطر بیاورید) ولی این وضعیت او را دچار عذاب وجدان می‌کند.

 

 

نقاط ضعف پرسیفون:

  • دودلی و تردید
  • وابسته بودن
  • پایین بودن اعتمادبه‌نفس

 

نقاط قوت پرسیفون

  • عشق به یادگیری
  • انعطاف‌پذیری و خوب کنار آمدن با آدم‌ها

 

 

توصیه به پرسیفون ها:

به خاطر داشته باشید شما جذاب هستید و برای بالا بردن جذابیت خود لازم نیست آفرودیت را در خود تقویت کنید. جذابیت شما از جنس جذابیت شکوفه‌های گیلاس است: صورتی، ملایم، معطر، دخترانه، معصوم. حیف است این جذابیت را با عطر تند آفرودیت آتش پرشراره او، تخریب کنید.

اما اگر پرسیفون در شما قوی است، برای بالا بردن اعتمادبه‌نفس و سلامت روحی پیشنهاد می‌کنم آتنا و هرا را در خود تقویت نمایید.

آتنا را در خود تقویت کنید تا برای رسیدن به هدف‌هایتان بتوانید روی خودتان حساب کنید. تا بتوانید برنامه‌ریزی خوب و پشتکار کافی داشته باشید. به‌این‌ترتیب در شغل خود مهارت و پیشرفت می‌کنید و درآمد کافی به دست می‌آورید. وقتی آتنا را در خود تقویت می‌کنید، میزان وابستگی شما به مادرتان کمتر شود و بتوانید به خرد خود تکیه کنید.

هرا را در خود تقویت کنید تا بتوانید خانه خود را به‌خوبی مدیریت کنید. متأسفانه خانم‌هایی که پرسیفون قوی دارند به‌قدری به شوهرشان وابسته می‌شوند که کوچک‌ترین کارهای خانه را بدون همسرشان انجام نمی‌دهند و این وضعیت شوهرشان را دل‌زده و آشفته می‌کند. خانم‌هایی که پرسیفون قوی دارند، شاغل نیستند و یا شغلشان را جدی نمی‌گیرند. تصور می‌کنند محل کار، جایی برای تفریح و خوش‌گذرانی است و اگر بهشان خوش نگذرد (معمولاً در محل کار خوش نمی‌گذرد! کار، کار است دیگه! تفریح که نیست!) شغلشان را رها می‌کنند و به سراغ شغل بعدی می‌روند. همین‌طور مرتب از این شاخه به آن‌یکی می‌پرند. بعلاوه خانه‌داری درست و درمانی هم انجام نمی‌دهند. پرسیفون نه یک خانم شاغل است با شأن و درآمد یک خانم شاغل و نه یک خانم خانه‌دار، با خانه‌ای مرتب و غذاهای خوشمزه. همین امر باعث نارضایتی و کلافگی همسرشان می‌شود.

 

پرسیفون های گرامی! شما همیشه جوان و معصوم به نظر می‌آیید و به‌راحتی با مردم کنار می‌آیید. این دو ویژگی بشدت جذاب است. اگر تصمیم‌گیری و مدیریت را در خود تقویت کنید، در زندگی بشدت موفق خواهید بود.

 

هشدار: زندگی پرسیفون دو مرحله دارد: مرحله ناپختگی که تحت کنترل دیگران است و مرحله ملکه شدن که قدرت و جذابیت عمیقی دارد. پرسیفون وقتی ملکه می‌گردد که مجبور شود روی پای خودش بایستد و مسئولیت زندگی خود را به عهده بگیرد. بعضی پرسیفون ها هرگز ملکه نمی‌شوند و همیشه مثل پیچک به دور تنه درختی می‌پیچند. اگر پرسیفون در شما قوی است، منتظر دست بی‌رحم روزگار نمانید تا شما را از حمایتگرانتان محروم کند و مجبور شوید درختی قوی تبدیل شوید. همین امروز تصمیم بگیرید آتنا و هرا را در خود تقویت کنید.

 

این محصولات آموزشی را به شما توصیه می‌کنم:

 

راستی... یادتان باشد هر چهار آموزش را هم‌زمان آغاز نکنید، بلکه یکی‌یکی پیش بروید. ابتدا فایل صوتی اعتمادبه‌نفس را گوش کنید. فقط یک ساعت است. بعد خداحافظ خشم را بشنوید و شش ماه این دو آموزش را تمرین کنید. سپس هدف‌گذاری را گوش کنید و اهداف خود را بنویسید، مثلاً ظرف یکی دو هفته و بعد نوبت مدیریت زمان است. یک سال آینده را ظرف این چهار آموزش کنید تا ببینید چه تغییر شگفتی خواهید کرد.

 

اگر شما مجرد هستید و دوست دارید ازدواج کنید، پیشنهاد می‌کنم یک سال آینده برنامه ملکه را اجرا کنید. به‌این‌ترتیب هرا و آتنا در شما بالا می‌رود، همچنین برای جذب خواستگار دلخواهتان آماده خواهید شد.

 

تقویت انرژی پرسیفون در خود 

آتنا و آرتمیس قوی دارند، لازم است پرسیفون را در خود تقویت کنند.

آتنا بدون پرسیفون به موجودی بی‌احساس، حسابگر و بشدت کنترل‌گر تبدیل می‌شود.

آرتمیس بدون پرسیفون به موجودی ستیزه‌گر و لجباز و یک‌دنده که تحملش خارج از توان دیگران است.

 

برای تقویت پرسیفون لازم است انعطاف‌پذیری را در خود بالا ببرید:

  • در درجه اول با خود مهربان باشید. به‌جای انتقاد و سختگیری نسبت به خودتان، به اشتباهات خود بخندید و با از جسم خود به‌خوبی مراقبت کنید.
  • در طول روز، دست‌کم یک ساعت هیچ کاری انجام ندهید. آرام بگیرید و فنجانی چای بنوشید، تلفنی با دوستی گپ بزنید، فیلم شاد و معمولی ببینید یا رمانی عاشقانه بخوانید.
  • از دیگران کمک بگیرید و زور نزنید همه کارها را به‌تنهایی و با جان کندن انجام دهید.
  • همچنین بدون قضاوت و راهنمایی و با همدلی به درد دل دیگران گوش کنید.
  • سعی کنید با جمع هماهنگ باشید و پیروی کنید. آتنا و آرتمیس به‌سرعت مدیریت جمع را به دست می‌گیرند و حاضر نیستند با روش دیگران پیش بروند و این کار به دلیل انعطاف‌پذیری کم آن‌هاست.

 

 

به یکی از شما دوستان گفتم: تو پرسیفون قوی داری. از موهبت‌های پرسیفون لذت ببر! و او با درماندگی گفت: مگه پرسیفون موهبت هم داره؟! پاسخ دادم: البته که داره! پرسیفون شیرین و جذاب و لطیفه. به‌راحتی با آدم‌ها کنار میاد و معاشرت می‌کنه. حضورش مثل باران بهاری، طراوت‌بخش و عزیز است. پرسیفون مشتاق یادگیریه. پرسیفون شهودیه و حس ششم قوی داره. وقتی ما بخواهیم شفای کودک دریافت کنیم، لازمه با پرسیفون پیش بریم. وقتی می‌خواهیم مدیریت هیجانات منفی رو یاد بگیریم، پرسیفون حاضر میشه به عمق تاریکی شیرجه بره و سرافراز برگرده. قدر پرسیفون را بدان دختر گلم.

 

 

 

میخوام برم سراغ کهن الگوی هرا

قبل ازون چطوره یادداشت یکی از دوستانتونو بخونید؟

این نوشته یکی از شما دوستان درباره پرسیفون است:

چقدرررر خوب بود، خیلی منتظر این پست بودم، فکر نمی کردم وقت کرده باشید ایمیل هایم را بخوانید چون پرمشغله هستید، هورررریا خوشحال شدم

فکر کنم این خشمی که مدتها در شکمم وول وول می خورد و من رو تشویق می کرد یه کاری کنم و حتماً بهتون خبر بدم آرتمیس کوچک درونم بود که تازگی ها بیدار شده (شاید برای همینه لحنم خیلی تغییر کرده و مثل یک شیر غران شدم) به عنوان یک پرسفون در حال تغییر چند تا از تجربیاتم رو به سایرین که اول راهن می کنم: تو دام آفرودیت شدن نیافتید، آفرودیت خالص بودن عاقبت خوشی نداره (حدود20% خوبه ولی غلو هرگز) وگرنه مراقب سوءاستفاده مردان شکارچی، خیانت و طلاق های چندباره، شکست عشقی های سنگین و... باشید، شاید یک آفرودیت تایپ براحتی از پس اینجور مشکلات بر بیاد ولی پرسفون نقاب آفرودیتی هرگزززز (بالاخره هر کس را بهر کاری ساختن!) برای متعادل کردن پرسیفونی: خواب زیاد ممنوع، بیکاری، ولو شدن رو کاناپه ممنوع، از این شاخه به اون شاخه پریدن ممنوع، پرخوری خصوصاً غذاهای چرب و شکلات و تنقلات ممنوع، فرار کردن از تصمیم گیری و اهمال کاری مطلقاً ممنوع! خیال پردازی های رویایی بیش از نیم ساعت کنسل، ولخرجی و خریدهای بی خودی کنسل، بیش تر از نیم ساعت با تلفن حرف نزنید و ... راه های تقویتشم گیس گلابتون جان میگه: هدفگذاری واقع گرایانه، یادگیری مدیریت زمان، تقویت مهارت تصمیم گیری، تقویت اعتماد بنفس و... بریم تاج گذاری کنیم تا ملکه بشیم

زنده باد هرا ملکه سیاست مدار، آفرودیت جذاب، آرتمیس جسور، آتنای بادرایت، دیمیتر سخاوتمند، هستیای آرامش بخش و پرسفون منعطف، زنده باد انرژی های زنانه!

 

 

 

 

 

کهن الگوی هرا، الهه ازدواج

یکی بود یکی نبود.این افسانه مال روزگاران قدیمه. اون موقعها  که مردم فکر می‌کردند چندین خدا وجود داره و اسم رئیسشون زئوسه: زئوس خدای خدایان. زئوس دخترای خوشگلو خیلی دوس داشت و دخترا وقتی ثروت و قدرت اونو میدیدین مث برگ خزون و با میل و رغبت، تو آغوشش می افتادن. زئوس لذاتوشو میبرد و وقتی شیکم دختره بالا می اومد، می رفت سراغ دختر بعدی! یه روز چشم زئوس به یه خانم جوان زیبا مییفته و مث همیشه یک دل نه صد دل عاشقش میشه، ولی این دختره با بقیه دخترا فرق داشت و به زئوس محل نمیداد. زئوس هزار ترفند میزنه که خودشو به این دختر نزدیک کنه، ولی راهی پیدا نمیشه. بالاخره یه روز خودشو به یه قوی زیبا تبدیل میکنه که توی توفان گیر افتاده و خیس و لرزان خود را به آغوش هرا پرت می کنه. هرا دلش برای قوی خسته و خیس میسوزه و اونو در آغوش می گیره و نوازش می کنه. زئوس که از آغوش هرا سرمست میشه، به شکل واقعیش تبدیل میشه. فکر می کنه حالا که هرا اونو به عنوان یه پرنده بغل کرده و داره می بوسه، اگر صورت زیبا و هیکل برازنده شو ببینه، چه میکنه؟! اما هرا تسلیم نشد. تا وقتی از زئوس قول ازدواج نگرفت، نذاشت زئوس بهش نزدیک بشه. اونا طی جشن عروسی مفصلی، ازدواج کردن و ماه عسلشون 300 سال طول کشید، ولی وقتی از ماه عسل برگشتن، زئوس هوسبازی هاشو از سر گرفت و خیانتهای مکررش، حسابی هرا رو اذیت می‌کرد. هرا هروقت می‌فهمید زئوس با یه خانومی گرم گرفته، به سراغ اون خانومه می‌رفت و پدرشو میسوزوند! هرا زن زیبایی بود و فرصتهای زیادی برای خیانت کردن و تلافی رفتار هوسبازانه شوهرش داشت، ولی هرگز چنین نکرد.

 

آنچه در بالا خواندید افسانه هرا است. با توجه به این افسانه به‌راحتی می‌توانید مشخصات کهن‌الگوی هرا را بشناسید:

  • هرا بشدت به ازدواج و داشتن همسر اهمیت می‌دهد.
  • او دوست دارد عروسی مفصلی داشته باشد.
  • او به جایگاهی که با توجه به ازدواجش کسب می‌کند، بشدت علاقه‌مند است.
  • او به همسرش وفادار است و متعهد می‌ماند. بدون وجود هرا، روابط کوتاه‌مدت و بی‌دوام است.
  • اگر همسرش به زنی دیگر توجه کند، او همسرش را مقصر نمی‌داند، بلکه آن زن دیگر را مقصر می‌شمارد و به هر ترفندی او را از سر راه برمی‌دارد.
  • هرا در هنگام ناکامی، خشمگین می‌شود و با کینه‌توزی و سیاست، رقیب را مورد هجوم قرار می‌دهد.

 

هرا انتظار دارد همسرش آسایش و رفاه او تأمین کند، به همین دلیل به مردان موفق و باکفایت توجه دارد. هنرمند آس و پاس و دانشمند فقیر هیچ جذابیتی برای هرا ندارد.

هرا زود ازدواج می‌کند. عاشق خرید جهیزیه و برگزاری جشن عروسی شکوهمند است.

هرا شیک‌پوش است. حلقه نامزدی نگین‌دار به دست دارد. پاشنه‌بلند می‌پوشد. لباس‌هایش شیک و درعین‌حال خانمانه است.

هرا طلاق نمی‌گیرد، حتی اگر ازدواج خوبی نداشته باشد.

هرا همیشه ازدواج خود را خوب و رابطه‌اش با همسر را صمیمانه نشان می‌دهد، حتی اگر واقعیت نداشته باشد. حفظ آبرو برای هرا بسیار مهم است و آبروی هرا، ازدواجش است.

فرزندان زن هرایی می‌دانند بهترین چیزها مال پدرشان است و مهم‌ترین فرد برای مادر، پدرشان است.

کلید اصلی شناسایی انرژی هرا: اگر مرد خیانت کند، هرا، زن دیگر را مقصر می‌داند و تنبیهش می‌کند.

 

هرا به‌صورت ذاتی می‌داند کجا دنبال همسر بگردد و بدون این‌که آویزان مردی شود، می‌تواند شوهر دلخواهش را بیابد. به این دو نمونه توجه کنید:

  • کیت میدلتون قرار بود همراه دو دوستش به دانشگاه ادینبرا درخواست بدهد، ولی وقتی معلوم شد پرنس ویلیام قرار است در دانشگاه سنت اندروز و رشته تاریخ هنر تحصیل کند، کیت بدون هیچ تردیدی دانشگاه و رشته‌اش را تغییر داد تا سر راه پرنس جوان قرار بگیرد. حتی مثل پرنس ویلیام یک سال دیرتر دانشگاه را آغاز کرد تا حتماً همکلاسی ولیعهد آینده انگلیس باشد!

     

  • مگان در سفری به لندن به دوستش، میشا نانو - طراح مد، می‌گوید مایل است با یک نجیب‌زاده انگلیسی آشنا شود. میشا موجبات آشنایی مگان و پرنس هری را فراهم کرد.

 

اگر دوست دارید ازدواج کنید از این دو دوشس سلطنتی پیروی کنید: بدانید چگونه شوهری می‌خواهید، تحقیق کنید کجا می‌توانید با او آشنا شوید، از دوستانتان بخواهید واسطه آشنایی شما با مرد دلخواهتان شوند و بابت جستجوی همسر آینده و پدر فرزندانتان احساس خجالت و شرمندگی نکنید. در این روزگار کرونایی، لازم است ترفندهایی تازه بکار ببرید، پیشنهاد می‌کنم در دوره رایگان عشق در دوران کرونا ثبت‌نام کنید.

 

نقاط قوت

  • تعهد و وفاداری
  • مقدس شمردن ازدواج و هرز نرفتن در روابط کوتاه‌مدت و متعدد
  • سیاستمداری
  • افتخار به همسر
  • بسیار باسلیقه و کدبانوگری درجه‌یک

 

نقاط ضعف

  • خشم
  • کینه‌توزی
  • زبان تلخ و انتقادگری
  • جاسوسی همسر و حسادت

 

برای هرا مهم‌ترین هدف زندگی، ازدواج و داشتن همسر است. اگر او به دانشگاه می‌رود، برای تحصیل علم نیست، بلکه برای آشنایی و تماس با مردان تحصیل‌کرده است تا بتواند خواستگار خوبی پیدا کند.

هرا وقتی با مرد مجرد مناسبی آشنا شود، می‌تواند او را به ازدواج بکشاند. اگر طرف مقابل قصد ازدواج نداشته باشد، به‌راحتی او را کنار می‌گذارد و به جستجوی خود برای همسر مناسب ادامه می‌دهد. هرا بازیچه مردان هوس‌باز نمی‌شود.

 

هرا، آفرودیت و پرسیفون، هر سه از نظر آقایان جذاب و دوست داشتنی هستند. تفاوت اصلی این سه کهن الگو در رابطه با مردان این است که:

  • هرا بازیچه مردان هوس‌باز نمی‌شود، چون دنبال رابطه متعهدانه است و به کمتر از آن رضایت نمی‌دهد.
  • آفرودیت بازیچه نمی‌شود، بلکه مردان را بازیچه خودش می‌کند. او از روابط کوتاه یا موازی احساس گناه نمی‌کند، بلکه لذت می‌برد.
  • متأسفانه پرسیفون بازیچه مردان هوس‌باز می‌شود. علیرغم میلش روابط کوتاه‌مدت و موازی دارد و بابت آن‌ها شرمنده و ناراحت است.

 

هرا در درجه اول خود را همسر و کدبانو می‌داند. ممکن است شاغل نباشد و اگر شاغل باشد، ساعات کاری خود را به نحوی تنظیم می‌کند که با همسرداری او تداخل پیدا نکند.

هرا اگر ازدواج نکند، حتی اگر تحصیلات بالا و شغل بسیار خوبی داشته باشد، ناراضی است و خود را شکست‌خورده و ناقص می‌داند.

هرا به متأهل بودن و به همسرش افتخار می‌کند. او ازدواج را مقدس می‌داند و به آن متعهد می‌ماند.

هرا هیچ دوستی غیر از همسرش ندارد و از هیچ معاشرتی به‌اندازه هم‌نشینی با همسرش لذت نمی‌برد.

برای هرا مهم‌ترین فرد، همسرش است. انتظار دارد همسرش هم او را مهم‌ترین بداند. اگر همسرش دیگری را مهم‌تر بشمرد، هرا بشدت حسودی می‌کند.

اگر هرا به همسرش مشکوک شود، او را تعقیب می‌کند، موبایلش را چک می‌کند، او را کنترل می‌کند. به‌این‌ترتیب او را کلافه می‌کند.

اگر هرا با بدرفتاری یا خیانت همسرش مواجه شود، طلاق نمی‌گیرد، ولی بشدت آزرده می‌شود و احساس بی‌ارزشی می‌کند. او پر می‌شود از خشم و کینه‌توزی. آن زن دیگر را پیدا کرده و بیچاره‌اش می‌کند.

 

در دهه هفتاد میلادی، هم‌زمان با موج دوم فمینیسم، حمله بزرگ به هرا و دیمیتر آغاز شد و تا امروز کمابیش ادامه دارد. در دوران مدرن، خانم‌ها تحت‌فشار قرار  می‌گیرند که به‌جای همسر و ازدواج و فرزند، به شغل خود اهمیت بدهند. همین مسئله سبب می‌شود دختران جوان هرا و دیمتیر را در خود پرورش ندهند یا سرکوب کنند و در میان‌سالی از تشکیل ندادن خانواده و نداشتن همسر و فرزند رنج بکشند.

  • با کمرنگ شدن انرژی هرا، آمار ازدواج پایین آمد و آمار طلاق بشدت بالا رفت.
  • همچنین با کمرنگ شدن انرژی دیمیتر، تمایل به فرزندآوری کاهش یافت و رشد جمعیت در کشورهای غربی منفی شد.

خوشبختانه هم‌اکنون موج سوم فمینیسم در جریان است و به زنان حق داده می‌شود که راه خود را انتخاب کنند، پس خانمی که دوست دارد ازدواج کند و صاحب فرزند شود، مورد سرزنش قرار نمی‌گیرد. همچنین دولت های مترقی برنامه های مدون و طولانی مدت برای تقویت انرژی هرا و دیمتیر اجرا کردند.

برای مثال ظرف 40 سال اخیر برنامه های فرهنگی حساب شده برای تحکیم ازدواج در آمریکا انجام شده است و آمار طلاق سال 2017 نسبت به چهل سال قبل 30% کاهش یافته است.

در بعضی کشورهای اروپایی برای تشویق زنان به فرزند آوری، به آن‌ها مرخصی زایمان طولانی داده می‌شود، همچنین بابت به دنیا آوردن هر فرزند، کمک‌هزینه خوبی دریافت می‌کند. پرداخت کمک‌هزینه تا وقتی فرزند 18 ساله شود، ادامه دارد. فرزند سوم که نگو و نپرس! در این کشورها به دنیا آوردن فرزند سوم مزایایی هنگفت دارد! (نکات مربوط به کمک‌هزینه فرزند آوری را در معرفی کهن‌الگوی دیمتیر تکرار خواهم کرد)

به خاطر داشته باشید هرگز اجازه ندهید کسی شما را بابت علاقه‌تان به ازدواج، تحقیر کند. هرگزززززز!

 

توصیه به هرا

باعجله و بدون مطالعه ازدواج نکنید.

مدیریت خشم را بیاموزید.

کدبانوگری را برای دل خودتان انجام بدهید.

دایره معاشرتتان را گسترش بدهید و دوستان بیشتری داشته باشید.

دست از کنترل و جاسوسی همسرتان بردارید. این رفتار، همسرتان را از شما دور می‌کند.

خوش‌زبان باشید. نیش نزنید.

انتقاد نکنید. اگر لازم است تذکری بدهید، سه تعریف کنید و یک انتقاد، تا آدم‌ها را از خودتان از خودتان فراری ندهید.

ازدواج فقط یکی از اهداف زندگی است. اهداف متعدد و جذاب برای خودتان بیابید تا تک‌بعدی نشوید و منبع رنج و لذتتان فقط همسرتان نباشد.

 

هرا عاشق همسرداری است، به همین دلیل از تمرینات زندگی مثل عسل و مدیریت زمان در شش روز و نصفی و کتابچه زن، مرد، پول لذت می برد.

 

  هرا باید مدیریت خشم را یاد بگیرد. به همین دلیل پیشنهاد می کنم خداحافظ خشم را تمرین کند.

 

آموزش های پیشنهادی برای هرا

خداحافظ خشم (خیلی مهـــــــــــــــــــم و ضروری)

زن، مرد، پول

زندگی مثل عسل

مدیریت زمان در شش روز و نصفی

 

 

پرورش هرا

اگر هرا در خانمی قوی نباشد، تا قبل از سی‌سالگی با انرژی آفرودیت، از روابط کوتاه‌مدت و بی تعهد لذت برده و یا با انرژی پرسیفون، از این شاخه به آن شاخه پریده و از مسئولیت و تعهد پرهیز می‌کند.

آتناها، سرگرم ساختن امپراتوری خود هستند و اهمیتی به مردان نمی‌دهند. معمولاً حوالی 40 سالگی به فکر ازدواج می‌افتند و اگر ازدواج کنند معمولاً وارد یک خانواده از پیش‌ساخته شده می‌شوند، یعنی ازدواج با مرد صاحب فرزند.

آرتمیس‌ها، درگیر مبارزات شخصی‌شان هستند و دستیابی به استقلال. به همین دلیل ازدواج برایشان بی‌اهمیت است.  آن‌ها معمولاً حوالی 40 سالگی به فکر ازدواج می‌افتند و اگر ازدواج کنند معمولاً وارد یک خانواده از پیش‌ساخته شده می‌شوند، یعنی ازدواج با مرد صاحب فرزند.

دیمیترها عاشق بچه‌دار شدن هستند و برای بچه‌دار شدن، در اولین فرصت ازدواج می‌کنند. آن‌ها اهمیت زیادی به همسرشان نمی‌دهند و ازدواج سردی دارند. ممکن است همسرشان معشوقه و دوست‌دختر داشته باشد، ولی دیمیتر حسودی نمی‌کند و سرش با بچه‌هایش گرم است.

هستیاها اگر ازدواج نکنند، هیچ دلخوری و ناراحتی ندارند. آن‌ها درگاه عبودیت خداوند را بیشتر دوست دارند تا تختخواب مشترک با همسر را.

 

 

اگر دوست دارید ازدواج  کنید و ازدواجتان را حفظ نمابید،

 لازم است انرژی هرا را در خود تقویت کنید.

 

 

اگر مجرد هستید و دوست دارید ازدواج کنید، به‌جای هوسرانی‌های آفرودیت و بازیگوشی‌های پرسیفون، لازم است انرژی هرا را در خود بالا ببرید.

به‌عنوان یک خانم مجرد چطوری انرژی هرا را در خود تقویت کنید؟

پیشنهاد می‌کنم ابتدا فوق سری را گوش کنید و سپس به مدت یک سال تمرینات راه ملکه را انجام دهید. در پایان یک سال انرژی هرا و آتنا در شما تقویت می‌شود.

 

اگر همین‌الان متأهل هستید، برای حفظ ازدواج خود به‌جای هوسرانی‌های آفرودیت و یا استقلال‌طلبی‌های آرتمیس، انرژی هرا را در خود تقویت کنید.

به‌عنوان یک خانم متأهل چطوری انرژی هرا را در خود تقویت کنید؟

تمرینات راه ملکه ویژه متأهلین را انجام دهید. یک برنامه 60 هفته‌ای. در پایان 60 هفته، هرا در شما تقویت شده، آن‌هم بدون نقاط ضعف دردناک هرا، یعنی یک هرای مثبت از آب درمی‌آیید.

 

این هم یک راهنمایی مختصر برای بیدار کردن هرا در شما: کهن‌الگوی هرا، الهه ازدواج

 

 

کهن‌الگوی دیمیتر: الهه مادر

یکی بود یکی نبود. در روزگار دور، یه خانومی بود که یه دختر داشت. دخترش همه زندگیش و همه شادی‌اش بود. دورش می‌چرخید، مواظب بود خوب غذا بخوره و حسابی مراقبش بود. در واقع خانومه از همه دور و بریاش مراقبت می‌کرده و مواظبشون بود: گیاه‌ها و حیوونا و خلاصه همه. یه روز یه مردی میاد دخترشو رو میبره تا باهاش ازدواج کنه. مرده با دختره عروسی میکنه و اونو ملکه خونه و زندگیش میکنه و همه چی به پاش میریزه. دختره هم بگی نگی از زندگیش راضی بوده، ولی مادره خیلی غصه میخوره. از شدت غم و غصه یه چیکه آب و یه لقمه نون هم از گلوش پایین نمی‌رفته. او ظرف یه مدت کوتاه از یه زن موطلایی بشاش که همیشه یه تاج گل روی سرش داره به پیرزنی چروکیده با بغضی در گلو تبدیل میشه. خانومه اونقده غصه می خوره که حواسش از همه پرت میشه. گیاه‌ها خشک میشن، حیوونا بی غذایی میکشن و دیگه آبستن نمیشن. قحطی میاد و همه به سختی میفتن، ولی خانومه دست از دادخواهی برنمی داره و اونقده دست به دامان این و اون میشه که بالاخره رئیس روسا مجبور میشن واسطه شن و دختره رو از شوهرش پس بگیرن. دختره تو خونه شوهرش شیش تا دونه انار میخوره و نمک گیرش میشه. برا همین قرار میشه شش ماه پیش مامانش باشه و شش ماه پیش شوهرش. اسم خانوم قصه ما که عاشق دخترشه و مواظب همه اطرافیانه، دیمیتر است و اسم دخترش پرسیفون است که قصه شو قبلاً خوندین. دیمیتر الهه حاصلخیزیه و باوروی و نونه. او زمین و حیواناتو بارور می کنه تا آدما غذای کافی داشته باشن.

 

همان‌طور که قصه نشان می‌دهد دیمیتر دو جنبه دارد:

  • دیمیتری که اجازه مادری کردن دارد، مهربان، متعهد و مراقب کودکان و ناتوانان است که با دست و دل‌بازی به همه غذا می‌دهد و از حق کسانی که زیر بال‌وپر گرفته دفاع می‌کند.

     

  • و دیمیتری که از مادری کردن محروم می‌شود، زنی خشمگین و رنجدیده است که خود را قربانی می‌داند. زنی افسرده با کمردرد و سردرد و خستگی همیشگی. زنی که همیشه چشم‌به‌راه فرزندانش است تا او را خوشحال کنند و یا مادری که فرزندش را از بشدت خود می‌راند چون فرزندش می‌خواهد زندگی شخصی داشته باشد.

 

زن دیمیتری در زمینه مادری اولین و پیشرو است. او در روابطش پرورش‌دهنده، حمایت گر و یاری‌رسان و بخشنده است. او سخاوتمند است و برای دیگران هرچه لازم باشد فراهم می‌کند: سوپ جوجه، آغوشی حمایت گر، پول برای رفع مشکل و دعوت دائمی «برگرد پیش مامان!» او زنی محکم و قابل‌اتکاست و هر کاری که لازم باشد با کارایی و صمیمیت انجام می‌دهد. او وفادار و نوع‌دوست است. او برای نجات عزیزانش سرسخت و راسخ است.

 

دیمیتر کهن‌الگوی مادری است. او مظهر غریزه مادری است که از طریق بارداری و پرورش جسمی و روحی دیگران ارضا می‌شود. این کهن‌الگوی قدرتمند می‌تواند مسیر زندگی یک زن را تعیین کند و تأثیر قابل‌توجهی بر اطرافیانش بگذارد. همچنین این کهن‌الگو می‌تواند اگر نیاز زن به پرورش ناکام شود، زن را به‌سوی افسردگی بکشاند. زنی که کهن‌الگوی دیمیتر در او قوی است دوست دارد مادر شود و زمانی که مادر می‌شود این نقش را بسیار رضایت‌بخش می‌یابد. کهن‌الگوی مادر، زنان را برمی‌انگیزد دیگران را تغذیه کنند، بخشنده و سخاوتمند باشند و از مراقب بودن و فراهم‌کننده بودن احساس رضایت کنند.

غریزه مادری- دیمیتر دوست دارد باردار شود و فرزند داشته باشد. اگر ناخواسته باردار شود، نمی‌تواند سقط‌جنین انجام دهد، حتی اگر به نفع او باشد. فکر سقط‌جنین او را به عذاب وجدان شدیدی دچار می‌کند. اگر به هر دلیل نتواند باردار شود، میل مادری کردن را از مادرخواندگی یا پرستاری بچه‌های دیگران، عشق مادرانه خود را ابراز می‌کند.

فراهم‌کننده غذا- دیمیتر لذت می‌برد برای خانواده و مهمانانش آشپزی کند. وقتی دیگران از غذا لذت می‌برند، غرق در لذت مادری خوب بودن می‌شود. (آتنا می‌تواند آشپز ماهری باشد، ولی لذت او از مهارتش در آشپزی است) اگر دیمیتر در شرکتی مشغول به کار باشد از این‌که برای سایر افراد چای بیاورد، لذت می‌برد، برعکس آرتمیس که اگر مردها چنین کاری انجام ندهند، احساس خفت و خواری می‌کند.

مادر سرسخت- سرسختی مادرانه یکی دیگر از جنبه‌های دیمیتر است. چنین مادرانی وقتی پای خوشبختی فرزندانشان در میان است، تسلیم نمی‌شوند. برای مثال مادری که پافشاری می‌کند فرزند معلولش از آموزش کافی برخوردار شود و آن‌قدر اصرار می‌کند که امکانات لازم را به دست می‌آورد.

مادر بخشنده- دیمیتر بخشنده‌ترین اسطوره زن است. او به بشریت اسرار کشاورزی را بخشید. زنان دیمیتری دیگران را تغذیه می‌کنند و مراقبت فیزیکی انجام می‌دهند. برخی دیگر حمایت‌های عاطفی و روان‌شناختی و بعضی دیگر پرورش معنوی برای افراد به ارمغان می‌آورند. مادران دیمیتری برای فرزندانشان هر سه سطح حمایت را فراهم می‌کنند: مراقبت فیزیکی، وقتی کودک خردسال است، حمایت عاطفی، وقتی فرزند نوجوان است و حمایت معنوی و خردورزانه وقتی فرزندان در طول زندگی دچار اندوه و نومیدی می‌شوند.

مادر مستعد افسردگی- وقتی کهن‌الگوی دیمیتر در زنی قوی باشد و او نتواند آن را ارضا کند، دچار افسردگی می‌شود. مثل زمانی که زن نازا است و یا فرزندش را از دست می‌دهد و یا وقتی‌که فرزندش خانه را برای تحصیل، ازدواج یا مهاجرت ترک می‌کند. در چنین شرایطی زن دیمیتری به‌جای این‌که خشمگین شود و فعالانه مسببین را قلع‌وقمع کند، افسرده می‌شود و در خود فرو می‌رود.

مادر مخرب – زمانی که مادر اندوهگین در خود فرو می‌رود، دیگر نیازهای اطرافیان را برآورده نمی‌کند. مثل مادرانی که روزها با کودکان خود حرف نمی‌زنند یا فرزندان کوچک خود را تنها می‌گذارند و به‌این‌ترتیب به آن‌ها آسیب جسمی و روانی وارد می‌کنند.

و یا مادرانی که جلوی رشد و استقلال فرزندانشان را می‌گیرند زیرا زنان دیمیتری احتیاج دارند موردنیاز باشند و وقتی احساس کنند فرزندشان به آن‌ها نیاز ندارند، احساس طردشدگی می‌کنند.

مادری که به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم نمی‌گذارد فرزندانش ازدواج کنند تا همیشه ور دلش باشند.

مادر شوهری که همه توجه پسرش را می‌خواهد و با همسر پسرش رقابت و حسادت می‌کند. متأسفانه پسران چنین مادری، بیشترین توجه را به مادرشان نثار می‌کنند و گوش‌به‌فرمان او هستند. آن‌ها اجازه می‌دهند همسرشان مورد آزار مادرشان قرار بگیرد. ازنظر چنین پسرانی، بهترین‌ها مال مادر است و حرف، حرف مادر.

 

 خانم حمیده خیرآبادی/نادره نقش مادر تیپیک ایرانی را بازی می کند

 

شغل و ارتباط با سایر زنان: دیمیتر جاه‌طلبی ندارد. دنبال تحصیلات بالا و شغل‌های چشمگیر و با درآمد بالا نیست. دیمیتر با زنان دیگر رقابت نمی‌کند. تنها موردی که باعث حسادت او می‌شود «بچه» است. اگر زنان دیگر بچه داشته باشند و او بچه نداشته باشد، حسودی می‌کند. معمولاً زنان دیمیتری دوستی‌های محکمی با سایر زنان دیمیتری دارند.

ارتباط با مردان: دیمیتر به جذابیت جنسی مرد، هوش او یا موقعیت اجتماعی او اهمیت نمی‌دهد، بلکه مردی را می‌خواهد که بتواند برای او و فرزندانش خانه و سرپناهی فراهم کند و مراقبشان باشد. پس از ازدواج، همسری پرشور نیست، بلکه برای شوهرش مادری می‌کند. معمولاً مردانی جذب دیمیتر می‌شوند که دوست دارند همسرشان مثل یک مادر آن‌ها را تر و خشک کند. زن دیمیتر معمولاً خودش همسرش را انتخاب نمی‌کند، بلکه نیاز مرد را می‌بیند و به نیاز او پاسخ مثبت می‌دهد. همسرش به‌جای آن‌که مردی پخته و فهمیده باشد، معمولاً پسری خودشیفته، بی‌مسئولیت و نابالغ ازنظر عاطفی است. دیمیتر رفتارهای خودخواهانه و غیرمسئولانه شوهرش را به‌راحتی می‌بخشد چون معتقد است «مردها همیشه پسربچه هستن!»

 

دیمیتر وقتی شاد است که بتواند در خانه‌اش از فرزندانش مراقبت کند، بدون دغدغه کسب معاش، نان بپزد، غذاهای سالم بپزد، گل‌ها و گیاهان را پرورش دهد و بخشی از جامعه باشد، نه آن‌که در کنج خانه منزوی شود و احساس کند کارهایش ارزش اقتصادی زیادی ندارد. بسیاری از مادران امروزی، شاغل هستند و وقتی پس از پایان یافتن ساعات کاری به خانه برمی‌گردند، باید باعجله و تقلا کارهای خانه را سروسامان بدهند. آن‌ها خسته‌تر و گرفتارتر از آن هستند که از دیمیتر درون خود لذت ببرند: با عشق آشپزی کنند، گیاهان را نوازش کنند و عطر نان و کیک را در خانه راه بیندازند. آن‌ها پس از ساعت‌های طولانی کار خارج از خانه، با خستگی به خانه برمی‌گردند و باید کارهای خانه را باعجله سروسامان بدهند. آن‌ها وقت و انرژی کافی برای لذت بردن از جنبه دیمیتر وجودشان را ندارند. آن‌ها نمی‌توانند با فرزندانشان بازی کنند، غذاهای سالم بپزند و خانه را از عطر نان پر کنند. متأسفانه این روزها دیمیتر مورد بی‌توجهی قرار گرفته است. از طرفی زنان به خاطر شغلشان مایل نیستند بچه‌دار شوند و بچه‌دار شدن را دست و پاگیر و پرزحمت می‌بینند. پس نسبت به جنبه دیمیتر وجودشان بی‌مهر می‌شوند و آن را تغذیه نمی‌کنند.

بسیاری از زنان دیمیتری از جنبش تساوی حقوق زنان به خاطر بی‌ارزش شمردن نقش مادری بیزار هستند. آن‌ها دوست دارند مادران تمام‌وقت باشند، درحالی‌که احساس می‌کنند مجبورند بیرون از خانه کار کنند.

 

اگر دیمیتر هستید، این توصیه‌ها را جدی بگیرید:

اگر با کهن‌الگوی دیمیتر احساس هم ذات پنداری دارید، لازم است بدانید که میل شدید شما به مراقبت از اطرافیان، باعث می‌شود فرسوده و پیر بشوید. پس یاد بگیرید «نه» بگویید و انتخاب کنید چه زمانی و به چه کسی خدمت ارائه بدهید.

زن دیمیتری، مادری را به همه کارهای دنیا ترجیح می‌دهد و در دنیای امروز این شیوه تفکر باعث می‌شود از نظر مالی، وابسته و ناتوان باشد. اگر همسر بی‌فکر یا سوءاستفاده‌چی داشته باشد، مشکلات بزرگی برایش پیش می‌آید. پس لازم است یاد بگیرید به مسائل مالی اهمیت بدهید. اگر شاغل هستید، همه درآمدتان را به دیگران نبخشید و اگر خانه‌دار هستید، حتماً پس‌اندازی دور از چشم دیگران داشته باشید.

میل شدید شما به حمایت از دیگران سبب می‌شود، اطرافیان شما تنبل و بی‌عرضه شوند. پس بار مسئولیت همه را به دوش نگیرید. اجازه بدهید دیگران روی پای خود بایستند. البته زنان دیمیتری معمولاً این جنبه وجود خود را نمی‌بینند. آن‌ها خود را مادرانی نمونه می‌دانند که هر کاری انجام می‌دهد برای نفع فرزندانش است. اگر شما تمایلات تملک طلبی خود را کنار بگذارید، می‌توانید رشد کنید.

زن دیمیتری وقتی ناکام می‌شود، نمی‌تواند فعالانه خشم خود را نشان بدهد. پس به‌جای خشمگین شدن، افسرده می‌شود و در خود فرو می‌رود و دست از ارائه خدمات برمی‌دارد. وقتی او به خاطر خشم و غم، دیگر از خانواده‌اش مراقبت نمی‌کند، به آن‌ها آسیب می‌زند. این آسیب زدن غیرمستقیم، درواقع پرخاشگری منفعلانه و زیرزیرکی است. زن دیمیتری باید یاد بگیرد با احساسات منفی‌اش روبرو شود و جسارت ورزانه نیازهایش را طلب کند. آموختن مدیریت خشم و عواطف منفی برای زن دیمیتری ضروری است تا جنبه تاریکش به عزیزانش صدمه نزند. توجه کنید نام دیگر دیمیتر، الهه سیاه است.

زن دیمیتری باید از فقط دیمیتر بودن فراتر رود، وگرنه فرزندان وابسته می پرود، از نظر مالی به دردسر می‌افتد، دچار بیماری‌های روان‌تنی و پیری زودرس می‌شود و در احساس قربانی بودن فرو می‌رود و افسرده می‌شود.

زن دیمیتری می‌تواند تشخیص بدهد دوست دارد مادر باشد و مادری کند و نمی‌تواند به دیگران نه بگوید، ولی نمی‌تواند پرخاشگری منفعلانه خود را تشخیص بدهد و قبول نمی‌کند بیش از کنترل‌گر است. فقط می‌داند پس از کلی ارائه خدمت، از او به‌اندازه کافی قدردانی نمی‌شود و بابت این موضوع افسرده می‌شود. بزرگ‌ترین مانع رشد زن دیمیتری، این است شناخت و پذیرش نسبت به جنبه‌های منفی‌اش ندارد. وقتی کم‌کم این موارد را پذیرفت، تغییر رفتار ساده است و می‌تواند موارد زیر را به‌خوبی بیاموزد:

  1. آموختن مدیریت خشم و عواطف منفی – محصول آموزشی خداحافظ خشم
  2. آموختن «نه» گفتن و ارائه خدمات انتخابی - محصول آموزشی خداحافظ خشم
  3. آموختن مدیریت مالی و داشتن پس‌انداز – مطالعه مقاله‌های رایگان پولدار شوید گیس گلابتون
  4. کنار گذاشتن کنترل‌گری و وابسته کردن اطرافیان
  5. اجازه دادن رشد استقلال در فرزندان – مثلاً زن دیمیتری نمی‌گذارد دخترش به‌تنهایی آشپزی کند. آن‌قدر در آشپزخانه دوروبر او می‌پلکد و همه‌چیز را زیر نظر می‌گیرد و حتی کار را از دست دخترش می‌گیرد که بالاخره دخترش نمی‌تواند به‌تنهایی یک تخم‌مرغ نیمرو کند! زن دیمیتری باید این رفتارهایش را بشناسد و کنار بگذارد. او باید به فرزندانش اجازه بدهد اشتباه کند و به‌تنهایی گلیمشان را از آب بیرون بکشند. کودک باید از شش‌ماهگی جدا از والدین بخوابد، از دوسالگی خودش غذا بخورد و به دستشویی برود. در شش‌سالگی بتواند اتاقش را مرتب کند و کیف مدرسه‌اش را بچیند. در ده‌سالگی علاوه بر این‌که کارهای شخصی‌اش را انجام دهد، در کارهای خانه هم سهم فعالی داشته باشد. مادری که لقمه صبحانه را در دهان پسر هفده‌ساله‌اش می‌گذارد و گوشت را در بشقابش تکه می‌کند، صدمه جبران‌ناپذیری به آینده فرزندش می‌زند. او این کارها را برای نفع فرزندش انجام نمی‌دهد، بلکه به خاطر میل شدید خودش به موردنیاز بودن است که فرزندش را بی‌عرضه و ناتوان می‌کند.

 

 

 

 

 

راه‌های تقویت دیمیتر و دعوت او به خود:

اگر تصمیم دارید بچه‌دار شوید، لازم است دیمیتر را در خود پرورش بدهید.

  1. به زنان باردار توجه کنید. آن‌ها را بیابید و مدتی در کنارشان باشید.
  2. درباره بارداری بیاموزید. کتاب بخوانید، فایل صوتی گوش کنید یا پیج های اینستاگرامی مربوطه را دنبال کنید.
  3. به نوزادان توجه کنید. آدم‌های بچه‌دار را پیدا کنید با آن‌ها دمخور شوید.
  4. هر روز تصاویر نوزادان را به تماشا کنید و یکی دو عکس از نوزادان و شیرخواران را به دیوار نصب کنید، جایی که بتوانید به‌راحتی تماشایشان کنید. یا تصویری از کودکی شیرین و بامزه را در بک‌گراند موبایل و کامپیوترتان قرار بدهید.
  5. هر روز تصاویر زنان باردار را تماشا کنید.
  6. به کمک فتوشاپ، عکسی از بارداری خودتان را بسازید؛ یعنی صورتتان را روی عکس بدن یک زن باردار نصب کنید. این عکس را جایی بگذارید که مرتب چشمتان به آن بیفتد.

    توجه کنید که تصاویر زن باردار، یا بارداری خودتان و یا تصویر شیرخواران را در معرض تماشای افراد فضول و منفی‌باف قرار ندهید. این یک خواسته شخصی است و لازم نیست همه مردم از آن خبردار شوند. وقتی درباره بارداری تصمیم می‌گیرید، کافی است که خودتان و همسرتان بدانید.

  7. از گیاهان آپارتمانی نگهداری کنید. گل بکارید، سبزی بکارید، گوجه‌فرنگی و کدو بکارید. حتی اگر باغچه ندارید، می‌توانید در گلدان یا جعبه‌ای کوچک، کشت و زرع کنید.
  8. قبل از بچه‌دار شدن، ببینید آیا می‌توانید یک گیاه را چند ماه زنده نگه دارید؟
  9. اگر امکانش هست توله‌سگ یا بچه‌گربه‌ای را بزرگ کنید. البته معمولاً در ایران چنین امکانی وجود ندارد، ولی نگه‌داری از یک حیوان کوچک، شما را برای پذیرفتن مسئولیت بچه آماده می‌کند.
  10. از حالا وقتتان را برای بچه‌دار شدن، خالی کنید. اگر شغل شما وقت و انرژی زیادی از شما می‌گیرد، معمولاً بارداری شما با دشواری و تأخیر صورت می‌گیرد.
  11. ازحالا فضایی از خانه را برای نوزادتان خالی کنید. لازم نیست تدارک زیادی انجام بدهید، ولی خالی کردن گوشه‌ای برای گهواره‌ای که قرار است به‌زودی در آنجا جای بگیرد و خریدن یکی دو تکه لباس نوزاد، شرایط را برای بارداری شما آماده می‌کند.
  12. پوشیدن رنگ سبز، نصب دسته‌ای خوشه گندم به دیوار و پختن نان هم می‌تواند به دعوت از دیمیتر کمک کند. دیمیتر الهه «نان» است و حاصلخیزی و گندم، گیاه موردعلاقه او.

 

 

 

در دهه هفتاد میلادی، هم‌زمان با موج دوم فمینیسم، حمله بزرگ به هرا و دیمیتر آغاز شد و تا امروز کمابیش ادامه دارد. در دوران مدرن، خانم‌ها تحت‌فشار قرار  می‌گیرند که به‌جای همسر و ازدواج و فرزند، به شغل خود اهمیت بدهند. همین مسئله سبب می‌شود دختران جوان هرا و دیمتیر را در خود پرورش ندهند یا سرکوب کنند و در میان‌سالی از تشکیل ندادن خانواده و نداشتن همسر و فرزند رنج بکشند.

  • با کمرنگ شدن انرژی هرا، آمار ازدواج پایین آمد و آمار طلاق بشدت بالا رفت.
  • همچنین با کمرنگ شدن انرژی دیمیتر، تمایل به فرزندآوری کاهش یافت و رشد جمعیت در کشورهای غربی منفی شد.

خوشبختانه هم‌اکنون موج سوم فمینیسم در جریان است و به زنان حق داده می‌شود که راه خود را انتخاب کنند، پس خانمی که دوست دارد ازدواج کند و صاحب فرزند شود، مورد سرزنش قرار نمی‌گیرد. همچنین دولت‌های مترقی برنامه‌های مدون و طولانی‌مدت برای تقویت انرژی هرا و دیمیتر اجرا کردند.

برای مثال ظرف 40 سال اخیر برنامه‌های فرهنگی حساب‌شده برای تحکیم ازدواج در آمریکا انجام شده است و آمار طلاق سال 2017 نسبت به چهل سال قبل 30% کاهش یافته است.

در بعضی کشورهای اروپایی برای تشویق زنان به فرزند آوری، به آن‌ها مرخصی زایمان طولانی داده می‌شود، همچنین بابت به دنیا آوردن هر فرزند، کمک‌هزینه خوبی دریافت می‌کند. پرداخت کمک‌هزینه تا وقتی فرزند 18 ساله شود، ادامه دارد. فرزند سوم که نگو و نپرس! در این کشورها به دنیا آوردن فرزند سوم مزایایی هنگفت دارد! (نکات مربوط به کمک‌هزینه فرزند آوری را در معرفی کهن‌الگوی دیمیتر تکرار خواهم کرد)

به خاطر داشته باشید هرگز اجازه ندهید کسی شما را بابت علاقه‌تان به ازدواج و بچه‌دار شدن، تحقیر کند. هرگزززززز!

 

اگر علاقه‌ای به باردارشدن و پرورش کودکان خردسال ندارید، احتمالاً انرژی آتنا یا آرتمیس و یا هر دو در شما بالاست. یادتان باشد اگر دلتان هرگز نخواهد بچه‌دار شوید، هیچ اشکالی ندارد. آدم‌ها متفاوت هستند و اولویت‌های متفاوتی دارند، این تفاوت‌ها زیباست. اما اگر روزی روزگاری دلتان خواست صاحب فرزند شوید، آن بالا نوشتم که چگونه دیمیتر را در خود فعال کنید.

اگر دیمیتر هستید و به هر دلیلی نتوانستید باردار شوید، مبادا غصه بخوریدها! این‌همه بچه برای پرستاری یا سرپرستی. غریزه مادری‌تان را تسکین بدهید و لذتش را ببرید.

 

 

مرلین مونرو - آفرودیت قرن بیستم با سه ازدواج و خودکشی در 35 سالگی

کهن‌الگوی آفرودیت، الهه زیبایی و شهوت

یکی بود یکی نبود. یه روز امواج دریا یه زن موطلایی بسیار زیبارو سوار بر یه گوش‌ماهی بزرگ به ساحل میاره. اسم این زن آفرودیت بود. این زن به‌قدری زیبا بود که همه برای دیدن او و برای ازدواج با او سر و دست می‌شکستن، ولی وعده او به هفایتئوس، یک مرد لنگ و زشت‌رو و صنعتگری ماهر، داده شده بود. آفرودیت علیرغم میلش شوهر داده میشه و به جزیره‌ محل زندگی شوهرش، فرستاده میشه. شوهره همیشه زیر کوه‌های آتش‌فشان، مشغول کار در کوره‌های آتش بود، ولی آفرودیت در فضای آزاد و زیر نور خورشید و میان سبزه و گل، تفریح می‌کرد. تفریحات او شامل روابط عاشقانه با تعداد زیادی معشوق بود. او معشوق‌های رنگارنگ و متفاوتی داشت. یکی از معشوق‌های او، آپولون، خدای خورشید و موسیقی بود و دیگری آرس، خدای جنگ و اون یکی، هرمس، خدای تجارت و دزدی و کلاه‌برداری. او حتی از آدمیان هم معشوق داشت که معروف‌ترینشون آدونیس بود. آرس چنان به آدونیس حسادت می‌کنه که به شکل گرازی وحشی به آدونیس حمله میکنه و اونو می‌کشه. خون آدونیس روی زمین می‌ریزه و از خونش شقایق درمیاد. شاید این تنها دفعه‌ای بود که آفرودیت به‌راستی رنج کشید، چون زندگی آفرودیت پر از تفریح و عشق‌وحال بود و همه جور مردی عاشق و واله او بودن.

 

ایزد بانوی زیبایی و هنر و شهوت:

  • جذاب و دوست‌داشتنی
  • عشوه‌گر و اغواگر
  • عاشق زندگی
  • پرشور
  • انتخاب‌گر تجربه‌های زندگی‌اش

 

زنان آفرودیتی عاشق زندگی هستند. از معاشرت با مردم لذت می‌برند. آن‌ها خودنما هستند و دوست دارند در مرکز توجه باشند. ممکن است چندان آرایش نکنند، ولی بسیار جذاب و باطراوات هستند. عاشق بدنشان هستند و خود را تحسین می‌کنند. همیشه به خودشان می‌رسند. هر وقت آن‌ها را ببینید فکر می‌کنید دارند به مهمانی می‌روند یا منتظر مهمان هستند، از بس که به آراستگی و زیبایی خودشان و محیط اطرافشان توجه دارند.

 

ارتباط با مردان:

آفرودیت روابط سطحی فراوانی دارد. برعکس هرا، او به یک نفر متعهد نیست و در سختی‌های زندگی همسرش را رها می‌کند. درست برعکس هرا که در همه حال، همسرش را حمایت می‌کند و به‌پای شوهرش می‌نشیند.

علیرغم این‌که آفرودیت در میان مردان بسیار طرفدار دارد، ولی معمولاً جذب مردانی می‌شود که مناسب نیستند: مردانی که اهل ازدواج نیستند و نمی‌خواهند مرد خانه و همسر و پدر شوند، بلکه در جستجوی اهداف شغلی و اجتماعی خود هستند.

آفرودیت، هرا و پرسیفون، هر سه ازنظر آقایان جذاب و دوست‌داشتنی هستند. تفاوت اصلی این سه کهن‌الگو در رابطه با مردان این است که:

  - آفرودیت بازیچه مردان هوس‌باز نمی‌شود، بلکه مردان را بازیچه خودش می‌کند. او از روابط کوتاه یا موازی احساس گناه نمی‌کند، بلکه لذت می‌برد.

- هرا بازیچه مردان هوس‌باز نمی‌شود، چون دنبال رابطه متعهدانه است و به کمتر از آن رضایت نمی‌دهد.

- پرسیفون بازیچه مردان هوس‌باز می‌شود. علیرغم میلش روابط کوتاه‌مدت و موازی دارد و بابت آن‌ها شرمنده و ناراحت است.

 

ارتباط با زنان:

زن آفرودیتی چندان به زنان اهمیت نمی‌دهد. البته معمولاً تعدادی زن (از جنس پرسیفون) دوروبر او هستند که از جان‌ودل بهش خدمت می‌کنند، ولی او نسبت به این خادمین، احساس وفاداری ندارد. زن آفرودیتی اگر احساس کند، زنی در مرکز توجه قرار دارد، قلع‌وقمعش می‌کند چون مرکز توجه، متعلق به آفرودیت است.

زنان هرایی از آفرودیت خوششان نمی‌آید چون در کنار او احساس عدم امنیت می‌کنند. هرا می‌ترسد آفرودیت شوهرش را بدزدد.

زنان آتنایی از آفرودیت خوششان نمی‌آید چون به نظرشان آفرودیت سطحی است و فقط به دنبال اطفای غرایز و شهوت.

زنان آرتمیسی از آفرودیت خوششان نمی‌آید چون آفرودیت با استفاده از جذابیت جنسی خود، از مردان امتیاز می‌گیرد. درحالی‌که آرتمیسی‌ها معتقدند که زن باید با بکار گرفتن لیاقت و توانایی خود، راهش را باز کند و زن آفرودیتی با این کار به جنس زن توهین می‌کند.

آفرودیت نمی‌فهمد چرا دیگران نسبت به او بدبین هستند و راستش او به ناراحتی دیگران چندان اهمیت نمی‌دهد چون ذاتاً جذاب و خودنماست و از روی قصد و برنامه، کاری انجام نمی‌دهد.

 

گوگوش- آفرودیت ایران با چهار ازدواج

 

آفرودیت در دوران کودکی:

در دوران کودکی ممکن است والدین به زیبایی او بسیار اهمیت بدهند، لباس‌های زیبا به تنش کنند، صورتش را آرایش کنند و مرتب از او عکس بگیرند. ولی وقتی او به دوره بلوغ می‌رسد، بشدت او را محدود کنند و با او طوری رفتار کنند که انگار موجودی تشنه شهوت است و باید بشدت کنترل شود. این طرز رفتار، به اعتمادبه‌نفس آفرودیت صدمه می‌زند.

بهترین والدین برای آفرودیت، والدینی هستند که با او مثل یک شی زیبا (ابژه) رفتار نمی‌کنند، بلکه توانایی‌های او را پرورش می‌دهند و او را به‌سوی هنر و خلاقیت و مهربانی سوق می‌دهند. در دوران بلوغ هم رفتاری متعادل با او دارند. با دلسوزی راهنمایی‌اش می‌کنند و محدودیت‌های قابل‌اجرا و منطقی برایش وضع می‌کنند.

 

آفرودیت در دوران بلوغ:

دوران بلوغ برای آفرودیت می‌تواند خطرناک باشد: رابطه جنسی زودهنگام منجر به بیماری‌های مقاربتی و بارداری.

اگر انرژی هرا داشته باشد، خیلی زود ازدواج می‌کند و اگر آتنا داشته باشد می‌تواند به‌خوبی از خود مراقبت کند و از توانایی‌های خود به شکلی عالی استفاده کند.

 

آفرودیت در دوران میان‌سالی و پیری:

آفرودیت از میان‌سالی و پیری متنفر است چون مهم‌ترین قابلیت خود را زیبایی و جذابیتش می‌داند و با افزایش سن، زیبایی و طراوتش از دست می‌رود. این امر موجب افسردگی او می‌شود.

 

آفرودیت در کار و تحصیل:

آفرودیت چندان اهل کار کردن نیست، ولی اگر کار کند معمولاً در آرایشگری، هنر و موسیقی، نویسندگی، هنرپیشگی بسیار موفق است البته به شرطی که انرژی آتنا داشته باشد. او معمولاً روی اهداف بلندمدت شغلی یا تحصیلی تمرکز ندارد.

 

آفرودیت به‌عنوان همسر:

آفرودیت به‌عنوان همسر بسیار موفق است اگر که انرژی هرا را در خود داشته باشد چون همسرش او را عاشقانه دوست دارد، کانون خانواده گرم و عاشقانه است. محکم بودن پیوند خانواده به نفع همه است: زن، مرد، فرزندان و جامعه.

ولی آفرودیت بدون انرژی هرا، همسری خیانت‌کار است. آفرودیت ازدواج می‌کند، نه یک‌بار بلکه چندین بار. بعد از ازدواج، اگر همسرش بهترین مرد دنیا باشد و به پایش طلا بریزد، پس از مدتی آفرودیت از او سیر می‌شود و به دنبال مردی دیگر می‌رود.

 

آفرودیت به‌عنوان مادر:

آفرودیت به‌عنوان مادر، اگر کهن‌الگوی دیمیتر در او بیدار باشد، مادر خوبی می‌شود: به بچه‌ها آسان می‌گیرد، با آن‌ها بازی می‌کند و می‌خندد. زمینه پرورش هنری را برای فرزندانش فراهم می‌کند. مادری شاد و زیبا بین است.

ولی اگر اثری از انرژی دیمیتر در او نباشد، آفرودیت مادر بسیار بدی است. حوصله بچه‌ها و بچه‌داری را ندارد چون خودخواه‌تر از آن است که  قدری از وقت و انرژی‌اش را صرف فرزندانش کند. بعلاوه به زیبایی و جوانی فرزندانش حسادت می‌کند و آن‌ها را رقیب خود می‌پندارد. پس با خشمی دیوانه‌وار، لهشان می‌کند.

 

 

الیزابت تایلور - آفرودیت قرن بیستم با هشت ازدواج 

 

اگر آفرودیت کهن‌الگوی غالب فردی باشد، بدون این‌که کهن‌الگوی دیگری آن را تعدیل کند، مشکلات روان‌شناختی و اجتماعی زیادی برای فرد پیش می‌آید، پس آفرودیت باید یاد بگیرد:

  • یک نفر را با همه خوبی‌ها و بدی‌هایش دوست بدارد.
  • دست از شیفتگی‌های سهل‌الوصولش بردارد.
  • لازم است آتنا و آرتمیس را در خود تقویت کند.
  • اگر می‌خواهد ازدواج پایداری داشته باشد، باید هرا را در خود تقویت کند.
  • اگر می‌خواهد مادر خوبی باشد، باید دیمیتر را در خود تقویت کند.

 

چرا آفرودیت را در خود تقویت کنید؟

 اگر انرژی آفرودیت نباشد، زندگی از رنگ و خنده‌های بلند خالی می‌شود. اگر مدت زیادی است که با صدای بلند نخندیده‌اید، پوشیدن لباس‌های رنگی برایتان سخت است و از رابطه جنسی لذتی نمی‌برید، باید افسون این انرژی را به زندگی خود دعوت کنید.

 

چگونه کیفیت آفرودیت را در خود تقویت کنید؟

هر کاری که باعث شود شما از لذایذ جسمانی زندگی بیشتر لذت ببرید، سبب افزایش کیفیت آفرودیت می‌شود. کارهای زیر را به‌عنوان نمونه نام می‌برم:

  1. کارها را با تأمل و آهستگی انجام دهید تا فرصت داشته باشید از انجام کارها لذت ببرید.
  2. از بیان احساسات خود نترسید. به دیگران بگویید که چه چیزهایی دوست دارید و باعث لذت و خوشی شما می‌شوند و چه چیزهایی را دوست ندارید.
  3. همیشه اول به خودتان، راحتی و خوشحالی خودتان فکر کنید. یادتان باشد اگر شما به خودتان اهمیت ندهید و مراقب خودتان نباشید، هیچ‌کس دیگری هم شما را مهم و باارزش نخواهد دانست.
  4. اتاق‌خواب خود را به یک مکان بسیار زیبا تبدیل کنید. کتاب و دفتر و پرونده‌های دفتری را از اتاق‌خواب خارج کنید. اتاق‌خواب قرار است جایی برای استراحت و مهرورزی باشد و بس. از کوسن و بالش‌های زیبا برای تزئین تختخواب استفاده کنید. گلدان گل و شمع‌های خوشبو در اتاق‌خواب بگذارید. همه امکانات خود را به کار بگیرید تا اتاق‌خواب جای زیبا و دل‌انگیزی باشد.
  5. خود را زیبا کنید. بدون هیچ احساس گناهی برای زیباتر کردن خود وقت و پول صرف کنید.
  6. به بدن خود توجه کنید. ماساژ بگیرید یا ورزش کنید. هرروز برقصید. رقصیدن یکی از بهترین راه‌ها برای ورزش کردن و درعین‌حال احساس زنانگی کردن است.
  7. به موزه و گالری‌های هنری بروید. هدایای خود را به زیبایی کادوپیچی کنید. در مورد خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های خوشمزه تحقیق کنید. خلاصه بگویم، زیبایی‌های دنیا را لمس کنید.
  8. لباس‌های قرمز بپوشید. دست‌کم لباس‌زیر قرمز بپوشید. رژ سرخ بزنید. لاک ناخن سرخ استفاده کنید. گردنبند و گوشواره مروارید بیندازید. رنگ نارنجی و سرخابی هم به همین اندازه مؤثر است.
  9. به لباس‌زیر خود توجه کنید. لباس‌زیر زیبا، مرغوب و نو بپوشید.
  10. لباس‌هایی بپوشید که شانه‌ها، سینه، بازوها و پاها را نشان بدهد یا بسیار نازک باشد و یا خیلی تنگ و چسبان.
  11. موهای بلند، به‌ویژه به رنگ طلایی، کیفیت ونوس را افزایش می‌دهد.
  12. به‌اندازه جیبتان برای خود وسایل تجملی و لوکس بخرید. مثل یک دستکش چرم، یک شیشه عطر گران‌قیمت، لباس‌خواب ابریشمی.
  13. حمام خود را به‌جایی دل‌انگیز تبدیل کنید. از شامپوی مرغوب و صابون‌های خوشبو استفاده کنید. اگر وان دارید، آن را پر از کف معطر کنید و اطراف آن شمع بگذارید و در وان دراز بکشید. پس از حمام بدن خود را بامحبت با روغن و کرم خوشبو ماساژ بدهید.
  14. از خوردن غذا لذت ببرید. آرام بجوید و طعم هر لقمه را بچشید.

 

 

این روزها به خانم‌ها القا می‌شود که به آفرودیت تبدیل شوند. اول این‌که آفرودیت های واقعی بسیار کم هستند، بعلاوه آفرودیت واقعی اگر انرژی خود را با کهن‌الگوی دیگری مثل آتنا، آرتمیس یا هرا متعادل نکنند، سرنوشت خوبی در انتظارشان نیست. زندگی واقعی مثل افسانه‌ها نیست و آفرودیت ها در زندگی واقعی، یکسره در عشق‌وحال بسر نمی‌برند. بیماری‌های مقاربتی، حاملگی‌های ناخواسته در نوجوانی، طلاق‌های مکرر و خیانت‌های مکرر، بدنامی و طردشدگی از خانواده و جامعه، همچنین عدم علاقه آفرودیت به کار و تحصیل، سرنوشت خوبی برای او رقم نمی‌زند. زن آفرودیت شاید بتواند به کمک جذابیت‌های جنسی‌اش، تا چهل‌وچندسالگی اموراتش را بگذراند، ولی در میان‌سالی، جذابیت‌های جسمی‌اش پرپر می‌شود و عشوه‌هایش خریداری ندارد.

برای سایر خانم‌ها که آفرودیت تایپ نیستند، یه نمه، یه کوچولو، آفرودیت بس است تا قدری شادی و لذت و جذابیت بیاورد. لازم نیست همه ما آفرودیت باشیم. دنیا به این‌همه آفرودیت نیازی ندارد.

از طرفی در جوامع مذهبی، آفرودیت بشدت سرکوب می‌شود. سرکوب آفرودیت موجب افسردگی و بی‌علاقگی جنسی می‌شود و زنی که انرژی آفرودیت را در خود سرکوب کرده، سرد و ناشاد و نازیباست.

در یک جامعه ناسالم، انرژی آفرودیت صرف آرایش و آرایشگاه و تفریح و لذت مردان هوسران می‌شود، ولی در یک جامعه فرهیخته، انرژی آفرودیت برای تحکیم خانواده و زیبا کردن دنیا مصرف می‌گردد. آفرودیت درک خوبی از زیبایی دارد. بدون انرژی آفرودیت، زیبایی خاصی در دنیا محقق نمی‌شود.

نه سرکوب آفرودیت صحیح است و نه تشویق بی‌رویه آن. آفرودیت نمک زندگی است، بدون نمک، زندگی بی‌مزه است و نمک زیادی، زندگی را از بین می‌برد.

 

این کامنت یکی از دوستان شماست که اطلاعات خوبی درباره کهن الگوها دارد و قلم بسیار زیبایی دارد:

گیس گلابتون جان بهتر بود مرلین مونرو رو تو بخش جداگانه ایی قرار می دادید ، مرلین مونرو یک پرسفون کامل بود که آفرودیت بالایی داشت ( جدیدا مُد شده از لفظ نقاب افرودیت استفاده می کنن که به نطرم درست نیست ! ما خدابانو 100% نیستیم ! اونا تو المپ از عزل تا ابد جاشون راحته ! شاید تو المپ پرسفون و آفرودیت و .‌. از هم جدا باشن ولی ما آدمای فانی می تونیم همزمان از چندین انرژی استفاده کنیم ) ، پس مرلین مونرو یک پرسفون تایپ بود که انرژی آفرودیت بالایی داشت ( نقابی در کار نبود )
این مقاله دقیقا راجع سرنوشت مرلین مونروئه ! دخترای پرسفونی که آفرودیت رو شدیدا و بدون کنترل و تک بُعدی میارن بالا ، به پرسفون وجودشون که خواستار رشد روحیه بها نمی دن و خفش میکنن و ترجیح میدن فقط به توصیه های آفرودیت وجودشون بها بدن سرنوشت غمباری دارن ، خوبه که راجع بهشون آگاهی میدید ، درود بشه شما

خانوما اگه بیس پرسفونی دارید و دارید تلاش می کنید حتما آفرودیت رو بیارید بالا ، همراه با آفرودیت ، آتنا رو هم شدیدا بالا ببرید تا حداقل تبدیل به هتایرا بشید ، آتنا ست که در شرایط بحرانی یار و یاورتون میشه ، هر آفرودیت به یک آتنای باهوش نیاز داره که در گوشش زمزمه های هوشمندانه بکنه ، آتنایی که آروم نجوا میکنه : قرص ضدبارداری بخور ! مراقب بیماری های مقاربتی باش ! انقدر سر ماه همه حقوقت رو خرج نکن ! همیشه که خوشگل و جوون نیستی فکر دوران پیری و کوری باش ! شغلتو ترک نکن ، مهارت کسب کن اندامت خراب میشه ولی مغرت نه ! خودت رو بیمه کن ، وقتشه خونه بخری تا خیالت راحت باشه اگه مرد حمایتشو قطع کنه گوشه خیابون نمی مونی ! این شیفتگی کورکورانه مخصوص اوایل اشناییه نمی ارزه ازدواجتو بخاطرش خراب کن کمی صبر کن تا اتیش شهوت کمی خاکستر بشه ! اون مرد متاهله و تنها برای تو به عنوان یک معشوقه خاطرات پوچ باقی می مونه پس خودتو درگیرش نکن ، هنرت رو حرفه ایی عرضه کن تا بتونی ازش پول در بیاری و جاودانه بشی ، این بنفعته ، نه اون به نفعت نیست ! و ..

آتنایی که با نگاه مدوسایی مراقب همه چیز است و بهترین دوست آفرودیت برهنه و پرسفون آسیب پذیر درونه!

بیخود نیست ارکتایپ هتایرا جذاب ترین زن جهانه ، چون هتایرا یعنی ترکیب قلب و مغز ! یعنی چشیدن لذت های دنیا بدون باخت دادن و ضرر کردن ، زنده باد هتایرا

 

 

مارگارت تاچر معروف به بانوی آهنین، اولین نخست وزیر تاریخ بریتانیا

کهن‌الگوی آتنا، الهه خرد

یکی بود یکی نبود. این افسانه مال روزگاران قدیمه. اون موقعها که مردم فکر می‌کردند چندین خدا وجود داره و اسم رئیسشون زئوسه: زئوس خدای خدایان. زئوس دخترای خوشگلو خیلی دوس داشت و دخترا وقتی ثروت و قدرت اونو میدیدین مث برگ خزون و با میل و رغبت، تو آغوشش می‌افتادن. زئوس لذاتوشو می‌برد و وقتی شیکم دختره بالا می اومد، می‌رفت سراغ دختر بعدی! یه روز چشم زئوس به یه خانم جوان با فهم و کمالات میفته به اسم «متیس». اونقده از دختره خوشش میاد که قورتش میده!!! آره! این یارو سلیقه ش در عشق و عاشقی یه خورده داغون بوده. القصه... جناب زئوس خان، خانم میتیس دانا و خردمندو میخوره. مدتی بعد یه سردردی میگیره، نگو و نپرس. سردردش بقدری وحشتناک بوده که از یکی میخواد با پتک بزنه تو سرش و سرشو بترکونه! پتک که میخوره تو سر زئوس، کله‌اش میشکافه و یه خانوم جوون، زره درخشان طلایی بر تن و نیزه‌ای بر دست، از کله زئوس میپره بیرون و میگه: سلام بابا جون! «آتنا» اینطوری دنیا میاد، از تو کله بابا جونش و اصلاً خبر نداشته که مامان داره یا براش اهمیت نداشته که مامان داره.

آتنا که بالغ به دنیا اومده و هیچ وقت بچه نبوده، سرآمد همه دانایان و خردمندانه. هم مخش خوب کار می کنه و هم دست هاش، چون با دست هاش پارچه‌های زیبا می بافه و گلدوزی‌های زیبا می کنه. هرچی صنعت گری ظریف و زیباس، با دست‌های ماهر آتنا ساخته میشه. آتنا هیچ وقت ازدواج نمی کنه. او به جذابیت جنسی مردها اهمیت نمی‌ده، برای برای مردهای قوی و شجاع و دانا، ارزش زیادی قائله و همیشه کمکشون می کنه. در واقع او برای همه آدمای قوی و شجاع و دانا ارزش قائله، زن و مرد نداره و پیش خودمون باشه، آتنا از آدمای ضعیف و ترسو و خنگ و تنبل هیچ خوشش نمیاد. بعضیا میگن آتنا مردها رو دوست داره و از زنها بدش میاد. اصلاً اینطوری نیست. آتنا قدرت و دانایی رو دوست داره، به جنسیت کاری نداره.

 

از خدا که پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد که من عاشق آتنا هستم و آرزو می‌کنم کاش بیشتر آتنا بودم. من مخلوطی از آتنا، آرتمیس و هرا هستم، یه خرده هم آفرودیت دارم. تا جایی که می‌دانم هستیا، دیمیتر و پرسیفون در من ضعیف است. بااینکه انرژی آتنا را در خود دارم، ولی کاش بیشتر داشتم، خیلی بیشتر، خیلی خیلی خیلی بیشتر... خرد چیزی است که آدم باید بیشتر داشته باشد. به خاطر ارادت فراوانی که به آتنا دارم، به نظرم همه باید آتنا را در خود پرورش بدهند. البته دنیای امروز را سه دسته افراد می‌چرخانند: زئوس‌ها، آپولون‌ها و آتناها، پس ما خانم‌ها اگر بخواهیم در دنیای امروز جایگاهی داشته باشیم لازم است آتنا را در خود پرورش بدهیم.

بگذریم... برگردیم به اسطوره آتنا که در بالا به زبانی ساده خواندید. بر اساس آنچه خواندید زن آتنایی چنین مشخصاتی دارد:

  • دقیق
  • منظم
  • هدفمند
  • برنامه‌ریز
  • سخت‌کوش و باپشتکار
  • عاقل و منطقی – نماینده تفکر منطقی زنانه
  • به دنبال دانش و کسب علم
  • علاقه‌مند به شغل و حرفه و تحصیلات
  • علاقه‌مند به آموزش‌وپرورش، فرهنگ، مسائل اجتماعی و سیاسی
  • اهل مطالعه
  • اهل رقابت
  • هدفمند
  • کمال‌گرا
  • صریح
  • هنرمند و صنعتگر، بافنده و خیاط
  • حامی مردمان قهرمان و موفق و قدرتمند
  • جاه‌طلب
  • آینده‌نگر و اهل پس‌انداز
  • محافظه‌کار – اهل ریسک و تابوشکنی نیستند
  • عدم ارتباط با احساسات
  • ناتوانی در برقراری ارتباط عمیق و صمیمی

 

یونگ معتقد بود که فکر کردن و خوب فکر کردن، کاری مردانه است و از آنیموس (بخش مردانه ذهن) ساطع می‌شود، ولی برخلاف نظریه یونگ، در زن آتنایی، آنیموس مسئول اندیشیدن او نیست، بلکه خود زنانه‌اش که با وضوح و برای خودش می‌اندیشد. پس اگر خانمی از عقل و منطق برای رسیدن به اهدافش استفاده می‌کند، دارد انرژی زنانه آتنا بکار می‌گیرد، چیزی از زنانگی‌اش کم نمی‌شود. افرادی که می‌گویند:

«دخترا نباید به مغزای کوچولوشون فشار بیارن، چون فکر کردن باعث میشه سبیل دربیارن و نتونن شوهر پیدا کنن!» لابد آتنا را نمی‌شناسند و نیزه نوک تیز آتنا در ماتحتشان فرو نرفته است!

آتنا خوب فکر می‌کند و به اولویت‌های خودش اهمیت می‌دهد، اهدافش را تعیین می‌کند و با صبر و حوصله برای رسیدن به هدف‌هایش برنامه می‌ریزد و اجرا می‌کند. بعضی خانم‌ها ذاتاً این ویژگی را دارند و بعضی دیگر وقتی مورد ظلم و تعدی قرار می‌گیرند، شروع می‌کنند به پرورش دادن انرژی آتنا در خود. هرگاه زنی برای رسیدن به اهدافش، شروع به نقشه کشیدن و اجرای آن کند، انرژی آتنا را فراخوانده است.

آتنا عاشق قدرت است. اگر قدرت را برای خودش بخواهد، با برنامه‌ریزی خوب و پشتکار فراوان، آن را به دست می‌آورد و اگر تصمیم بگیرد از فردی قدرتمند، حمایت کند، با همه وجود به او خدمت خواهد کرد.

اگر خانمی آتنا تایپ باشد، یعنی کهن‌الگوی غالب او آتنا باشد، عمرش را صرف تحصیلات و شغلش می‌کند. او هرگز ازدواج نخواهد کرد و فرزندی نخواهد داشت و بابت این موضوع هیچ پشیمانی و غصه‌ای ندارد. او زنی است منطقی، خردمند، درعین‌حال سرد و ناتوان از برقراری ارتباط صمیمی و عاشقانه. او در محیط مردانه کار می‌کند و شغلی دارد که معمولاً مردانه تلقی می‌شود، مثل پزشکی، وکالت، مهندسی... رابطه او با همکاران مرد بسیار خوب است، ولی جذابیت جنسی مردان در او نفوذی نمی‌کند. اگر ازدواج کند، در سنین بالا ازدواج می‌کند، معمولاً با مرد صاحب فرزند ازدواج می‌کند تا خانواده‌ای حاضر و آماده داشته باشد و خودش صاحب فرزند نمی‌شود. اگر آتنا ازدواج کند، به‌خوبی تعادل را بین شغل و خانه حفظ می‌کند. او بامهارت شغلش را انجام می‌دهد و درعین‌حال باکفایت خانه‌اش را می‌گرداند. در روزگار کنونی که بسیاری از خانم‌ها شاغل هستند، زنان آتنایی بهتر از سایرین می‌توانند ازدواج و شغلشان را به‌خوبی در کنار هم مدیریت کنند.

زن آتنایی هرگز نقش سیندرلا را بازی نمی‌کند و منتظر رسیدن شاهزاده سوار بر اسب سفید نیست تا او را نجات دهد یا آرزوهایش را برآورده کند. او اهدافش را می‌شناسد، همه جوانب را بررسی و برای رسیدن به آن‌ها برنامه‌ریزی می‌کند و باپشتکار تلاش می‌کند تا به دستشان بیاورد.

آتنا با صراحت نظر و عقیده خود را بیان می‌کند، ولی بحث‌وجدل راه نمی‌اندازد و برای قبولاندن نظرش عصبانی نمی‌شود. او میانه‌رو است و زندگی و انتخاب‌هایش با رعایت اعتدال است.

زن آتنایی به مد و فشن اهمیت نمی‌دهد. ظاهری ساده دارد و لباس‌های راحت و بادوام می‌پوشد.
آتنا معلم خوبی است. مفاهیم را شفاف و قابل‌فهم بیان می‌کند. هر خانمی که تدریس می‌کند، هر رشته‌ای، انرژی آتنا را بکار گرفته است.

آتنا عاشق نوشتن فهرست و دسته‌بندی و برنامه و نقشه است. هر بار برنامه روزانه بنویسید، فهرست خرید بنویسید و یا نقشه بخوانید، دارید آتنا را فرا می‌خوانید.

 

اگر در خانمی کهن‌الگوی دیگری غالب باشد، بازهم فراخواندن انرژی آتنا می‌تواند بسیار مفید باشد. برای مثال آتنا به هرا کمک می‌کند مرد موردنظرش را جذب کند. آتنا به آرتمیس کمک می‌کند تا بتواند برنامه‌های کمک به زنان، مثل تشکیل مرکز بهداشت و سلامت زنان یا مرکز مطالعاتی زنان را راه‌اندازی کند، زیرا اجرای این برنامه‌ها، علاوه بر نیت خوب، به زیرکی و هشیاری هم نیاز دارد. آتنا به پرسیفون کمک می‌کند به از ساده‌لوحی دخترانه به بلوغ زنانه برسد، آتنا به آفرودیت کمک می‌کند تا از حاملگی‌های ناخواسته، بیماری مقاربتی، طلاق‌های مکرر و روابط جنسی لجام‌گسیخته پرهیز کند و انرژی‌اش را صرف پیشرفت هنر و حرفه‌اش کند. آتنا به دیمیتر کمک می‌کند مادری داناتر باشد و فرزندانی نیکو پرورش بدهد. آتنا به هستیا کمک می کند قاطع باشد تا در تعامل با مردم و حفاظت خود، بتواند حد و مرزهایش را معلوم کند. آتنا بهترین مدیر بحران است، پس در بحران‌های زندگی، یک زن می‌تواند با فراخواندن آتنای وجودش، اعتدال و منطق و سلامت روانش را حفظ کند.

 

 مریم میرزاخانی

 

دوران کودکی و نوجوانی

به نظر می‌آید آتنا هرگز کودک نبوده و کودکی نمی‌کند. او عاشق پدرش است و مادرش را ضعیف و ناتوان فرض می‌کند. دوران نوجوانی آتنا با آرامش و اعتدال می‌گذرد. اثری از جیغ‌وداد و طغیان در زندگی‌اش نیست.

 

آتنا به‌عنوان مادر

آتنا وظیفه‌شناس است. اگر صاحب فرزند شود یا بچه‌ای را به فرزندی قبول کند، وظایف بچه‌داری را در کنار وظایف شغلی، خانه‌داری و ... به‌خوبی انجام می‌دهد. او برای فرزندانش برنامه خاصی دارد و طبق آن عمل می‌کند و انتظار دارد فرزندانش به برنامه او عمل کنند. او با فرزندانش مثل دستاوردهایش رفتار می‌کند. او مایل است فرزندانش تحصیل‌کرده، فعال و موفق باشند. اگر احساس کند فرزندش تنبل و تن‌پرور است، او را دوست نخواهد داشت.

میان‌سالی

میان‌سالی برای آتنا بهترین دوره عمرش است و در این دوره از اعتمادبه‌نفس بالایی برخوردار است. او از پیر شدن نمی‌ترسد، زیرا دستاوردهایش را از راه جذابیت جسمانی به دست نیاورده، بلکه هوش و پشتکار و توانمندی کسب کرده است. آتنا میان‌سال در اوج حرفه‌ای است، پس‌انداز خوبی دارد و از سلامتی برخوردار.

 

مدیریت بحران

یکی از جنبه‌های عالی و شگفت‌انگیز آتنا، توانایی مدیریت بحران است. افرادی که انرژی آتنا در آن‌ها فعال است، می‌توانند به‌خوبی بحران‌ها را مدیریت کنند. در شرایط خاص و بغرنج که دیگران قادر به تصمیم‌گیری صحیح نیستند، آتنا خونسردی خود را حفظ می‌کند و بدون در نظر گرفتن احساس و هیجان، منطقی فکر می‌کند و به‌سرعت تصمیم صحیح می‌گیرد.

 

مشکلات روانی

آتنای منطقی دچار پریشانی فکری و احساسی نمی‌شود. او منطقی است، کنترل عواطف و احساساتش را به دست دارد، انعطاف‌ناپذیر است و سنجیده و دور از هیجان عمل می‌کند. مشکلات روانی آتنا از همین ویژگی‌ها سرچشمه می‌گیرد، یعنی زرهی که از او در برابر طغیان احساسات و عواطف مراقبت می‌کند، باعث می‌شود تک‌بعدی شود. او فقط برای کار زندگی می‌کند. از شور و شعف و کشش شهوانی، صمیمیت و اشتیاق و سرخوشی زندگی بی‌بهره است. او حتی نومیدی و یاس و اندوه را هم تجربه نمی‌کند تا دست‌کم در شرایط اندوه‌بار با دیگران پیوند برقرار کند.

  • در میان‌سالی ازنظر عاطفی سرد و منزوی می‌شود.
  • به دلیل سرکوب غرایز، از لذایذ جسمی و جنسی بی‌بهره است.
  • انعطاف‌ناپذیر و سخت با مردم برخورد می‌کند و چهارچوب و قوانین را به شکل افراطی در نظر می‌گیرد.

  

آنجلا مرکل، صدراعظم آلمان و قدرتمندترین زن دنیا

سیاست‌مداری غیرقابل پیش‌بینی، مرموز، بی‌رحم، و عمل‌گرا

 

توصیه به آتنا

آتنا غرایز مادری، شهوانی و زایشی خود را حس نمی‌کند. او به حضور فعال کهن‌الگوی آفرودیت(ایزد بانوی عشق) و هرا(ایزدبانوی زناشویی) در زندگی‌اش نیازمند است، وگرنه این غرایز را بخشی از قرارداد زندگی و یا فعالیتی برنامه‌ریزی‌شده می‌داند. خوشبختانه وقتی آتنا بداند باید مطلبی را یاد بگیرد، ماهرانه و به‌سرعت رمز و رموزش را می‌آموزد. پس پرورش سایر کهن‌الگوها برای آتنا کاری ساده است و با حضور و پرورش سایر کهن‌الگوها، او زندگی متعادل‌تر و شیرین‌تری تجربه می‌کند.

به آتناها پیشنهاد می‌کنم تمرینات ملکه را انجام دهند، یک برنامه یک‌ساله برای تقویت هرا و آفرودیت. با توجه به این‌که آتناها عاشق هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی و تلاش برای رسیدن به هدف هستند، انجام این برنامه برایشان بسیار ساده است و به‌راحتی می‌توانند آن را اجرا کنند.

آتنا لازم است مقداری از وقتش را صرف خلوت با خودش کند. اگر به‌جای صرف تمام‌وقت برای موفقیت‌های بیرونی، کمی درون‌نگری انجام دهد، ازنظر عاطفی رشد می‌کند.

آتنا با انجام هنرهای دستی، آرامش عمیقی حس می‌کند، پس نباید این لذت را از خود دریغ کند. کارهایی مثل بافندگی، خیاطی، گلدوزی، شیرینی‌پزی، پختن و تزیین کیک و کوکی، جواهرسازی و ...

 

پرورش آتنا

همان‌طور که در ابتدای این بحث گفتم به نظر من همه کهن‌الگوها لازم است آتنا را در خود پرورش بدهند تا به تعادل برسند. برای پرورش آتنا این موارد را بیاموزید:

 

به همین ترتیبی که گفتم آن‌ها را بیاموزید و ببینید که چه تغییر شگرفی در زندگی‌تان پدید می‌آید.

 

به خاطر داشته باشید کتاب خواندن، تحصیل کردن و شاغل بودن به شما کمک می‌کند آتنا را در خود پرورش بدهید. در شغل خود حرفه‌ای باشید و به پیشرفت شغلی علاقه داشته باشید.

 

 

 

گلوریا استاینم و دوروتی پیتمن

دو فمینست معروف موج دوم- تصوریر جلد مجله میس Miss

 

آرتمیس ایزبانوی شکار

یکی بود یکی نبود. در قصه‌های هرا و آتنا، زئوس رو خدمتتون معرفی کردم: همون رئیس خدایان یونانیان قدیم که به همه خانوما نظر داشت و هیچ زنی از زیر دستش سالم درنمی‌رفت! این بار آقای زئوس، خانمی به نام «لئو» رو حامله می کنه. هرا، همسر زئوس میفهمه و حسابی عصبانی میشه و دنبال لئو راه میفته که حقشو بذاره کف دستش! لئو که دوقلو باردار بوده، با اون شکم بزرگ و سنگین، از ترس جونش فرار می کنه. هرا بدو! لئو بدو! هیچ‌کس به لئو پناه نمیده، چون از هرا و غضبش می‌ترسیدن. بالاخره لئو یه جایی پیدا میکنه که قایم بشه و بچه‌هاشو دنیا بیاره: یه جزیره بی آب و علف و دورافتاده. اول آرتمیس دنیا میاد. زایمان لئو خیلی سخت بوده، آرتمیس به مادرش کمک می کنه آپولون (داداش دوقلوی آرتمیس) رو به دنیا بیاره. لئو بچه هاشو در خفا بزرگ میکنه. وقتی بچه‌ها یه خرده از آب و گل درمیان، دستشونو میگیره و میبره پیش زئوس و میگه: بفرما! اینا بچه‌های تو هستن.

زئوس خیلی خوشحال میشه: یه پسر کاکل زری و یه دختر مثل ماه تابون گیرش اومده بوده. دختر نازنینشو میذاره روی پاهاش و میپرسه: شیرین عسلم! چی میخوای بهت بدم؟

آرتمیس میگه: بابا جون! یه تیر و کمون میخوام، یک دسته سگ شکاری هم میخوام و یک گروه دختر جوون و نازنین. بعلاوه دلم نمیخواد ازدواج کنم. می‌خواهم همه عمرمو با دوستام بگردم و خوش بگذرونم.

زئوس همه خواسته‌های دختر مهتاب رو و سیه مویش رو برآورده می کنه. آرتمیس با پیراهن کوتاه و گشاد، کفشی راحت، کمانی در دست، به همراه یه عده دختر جوون و باحال و یه دسته سگ شکاری، تو دشت و دمن و جنگل می‌گشته. اونا آواز میخوندن، می‌رقصیدن، شکار می‌کردن و زندگی بسیار خوشی داشتن.

یه بار آرتمیس و بقیه دخترا ل*خ*ت شده بودن و داشتن توی یه دریاچه شنا می‌کردن که یهو میبینن یه آقایی واستاده تماشاشون میکنه. آرتمیس او آقا رو ( اسم آقاهه اکتیون بود) به یه گوزن تبدیل میکنه و سگ‌های درنده‌اش ظرف چند دقیقه اکتیون رو تیکه تیکه می کنن.

یه بار هم آرتمیس از یه شکارچی به اسم اوریون خوشش میاد. با این که آرتمیس گفته بود دلش نمیخواد هیچوقت ازدواج کنه و به مردها هیچ علاقه‌ای نداره، ولی حسابی دلش برای آقای اوریون رفته بود. آپولون، داداش آرتمیس، حسودی میکنه و نقشه میکشه اوریون رو از سر راه برداره. یه روز اوریون داشته تو دریا شنا می‌کرده و از دور فقط کله‌اش به صورت یک نقطه سیاه دیده می‌شد. آپولون که میدونست آرتمیس کمانگیر ماهریه و خیلی به این مهارتش مینازه، میگه: شرط می‌بندم نمیتونی او نقطه سیاهو بزنی! آرتمیس پوزخندی میزنه و کمان به دست میگیره و با اولین تیر، کله اوریون رو میپرونه. ای وای و ای هوار! وقتی که آرتمیس میفهمه به خاطر رقابت طبی و جاه طلبی‌اش معشوقشو کشته. او تا ابد عزادار اوریون می مونه.

 

من انرژی آرتمیس را به فراوانی در اختیار دارم. آرتمیس به من کمک کرده عاشق طبیعت و طبیعت‌گردی باشم، عاشق سفر باشم و جاهای مختلف دنیا را ببینم، مرا مستقل و محکم کرده و من را طرفدار حقوق زنان کرده است. باوجود همه فوایدی که آرتمیس برای من داشته و تجارب جالبی که به من هدیه داده، همیشه آرزو می‌کنم کاش آرتمیس کمتر و آتنای بیشتری در وجودم بود. آرتمیس اهل داد و قال و لجبازی و کله شقی است. آرتمیس به یک ایدئال می‌چسبد و مثل کرگدن به طرفش می‌دود، حتی اگر شاخش را به دیوار سنگی بکوبد و بشکند. آرتمیس باعث شد من مردان را از خود برانم، به‌جای ساختن کسب‌وکار و کسب ثروت کافی، در گردش و سفر باشم و با کل‌کل‌های بیهوده، روابط مؤثر و مفید را تخریب کنم. از زمانی که به‌جای پرداختن به آرتمیس، آتنا را در خود بیشتر و بیشتر پرورش دادم، زندگی‌ام سروسامان گرفت.

  • وقتی مدیریت خشم را یاد گرفتم، فهمیدم بدون پرخاشگری می‌توانم به خواسته‌هایم برسم.
  • وقتی مذاکره را یاد گرفتم، فهمیدم بدون فشار آوردن به دیگران، می‌توانم آن‌ها را متقاعد کنم.
  • وقتی فروش را یاد گرفتم، فهمیدم لازم نیست بارها و بارها حرفم را تکرار کنم و هزار بار جروبحث کنم تا نظرم را به کرسی بنشانم.
  • زندگی من پس از آموختن مدیریت خشم، فن مذاکره و هنر فروش، آرام‌تر و ساده‌تر شد.

در فرهنگ ایرانی و به خاطر سختگیری و کنترل گری‌های والدین ایرانی، دختران مطیع و سربه‌زیر می‌شوند (پرسیفون) یا سرکش و هنجارشکن (آرتمیس). درواقع دختران انرژی آرتمیس را در خود پرورش می‌دهند تا زیر فشار والدین، هویتشان را از دست ندهند. صد حیف که آرتمیس غلو شده، مانع ازدواج، مانع کسب‌وکار درآمدزا و مانع ایجاد شبکه حمایتی می‌شود.

توجه بفرمایید به خاطر آرتمیس است که ما زنان توانسته‌ایم از کنج اندرونی بیرون بیاییم و تحصیل و کار کنیم. هرچه از برابری جنسیتی داریم، از تصدق سر آرتمیس است. جنبش #من_هم و موج عظیم توانمندی سازی زنان، همگی از دستاوردهای آرتمیس است. آرتمیس بسیار گرامی است. کلیشه‌های جنسیتی، زنان را موجوداتی نادان و بی‌عرضه/ ضعیف و وابسته فرض می‌کنند. درحالی‌که آتنا منبع خردورزی و مدیریت در زنان و آرتمیس منبع استقلال و جنگندگی زنان است. به نظر من هر خانمی باید آتنا و آرتمیس را در خود پرورش بدهد، ولی اگر خانمی آرتمیس غلو شده دارد، برای داشتن زندگی آسوده‌تر و روابطی عمیق‌تر، لازم است با فعال کردن سایر کهن‌الگوها، آرتمیس را متعادل کند. درباره رشد آرتمیس در سطور پایین نوشته‌ام.

 

بگذریم. با توجه به قصه‌ای که برایتان تعریف کردم، به‌راحتی می‌توان زنان آرتمیسی را شناخت:

  • ورزشکار است و عاشق دویدن و کوهنوردی و طبیعت‌گردی است
  • بشدت آرمان‌گراست، درراه رسیدن به آرمانش حاضر است هر بهای سنگینی را بپردازد
  • جنگنده و تلاشگر است و بشدت هدف‌گرا
  • جاه‌طلب و رقابت‌جو است
  • عاشق برنده شدن است
  • نمی‌تواند در خانه بماند
  • راست‌گو و صادق و رک و صریح است
  • لباس راحت و ساده و کفش راحتی می‌پوشد تا بتواند به‌سرعت حرکت کند
  • طرفدار حقوق زنان است
  • معمولاً کودک درون آسیب‌دیده دارد
  • به‌راحتی پرخاشگر می‌شود
  • معذرت‌خواهی نمی‌کند
  • شنونده خوبی نیست
  • استراحت نمی‌کند
  • گریه نمی‌کند

 

 

لیلا اسفندیاری

سرگذشت لیلا را بخوانید. زندگی کوتاه او مو به مو، زندگی یک آرتمیس بود.

 

آرتمیس نماد استقلال زن است، زنی که برای کامل شدن به هیچ مردی نیاز ندارد و به‌خوبی می‌تواند از خود مراقبت کند. زن آرتمیسی به‌احتمال‌زیاد هرگز ازدواج نمی‌کند و نیازی به ازدواج نمی‌بیند و حلقه‌ای از دوستان خانم دوروبر خود دارد. عاشق طبیعت‌گردی و سفر به کشورهای مختلف است. او مدافع زنان و نوجوانان آسیب‌دیده است و زن آرتمیسی با متجاوزین و منحرفین جنسی، برخورد جدی و شدید می‌کند. زنان آرتمیسی طرفدار برابری زن و مرد هستند. به‌سادگی جاروجنجال به راه می‌اندازند و از درگیری و هیاهو هیچ ترسی ندارند. شلوار جین به بر و کفش ورزشی به پا، با لباسی راحت و گشاد، با قامتی راست و سری افراشته، با گام‌های بلند به سمت مقصدشان حرکت می‌کنند.

 

دوران کودکی و نوجوانی

آرتمیس از دوران کودکی و نوجوانی خود را نشان می‌دهد. او پرتحرک و کنجکاو است. زیاد اهل درس نیست. بیشتر به ورزش علاقه دارد. از محدود شدن بشدت بدش می‌آید و با جنگندگی فراوان تلاش می‌کند آزاد و مستقل باشد. معمولاً در دوران نوجوانی با خانواده دچار مشکل و کشمکش است.

 

شغل و حرفه

آرتمیس شغلی را انتخاب می‌کند که به آن ایمان داشته باشد و آرمانش را تحقق ببخشد، ولی شم تجاری ندارد. ممکن است چنان درگیر آرمان‌گرایی می‌شود و با کله شقی پیش برود که شغلش را از دست بدهد یا کسب‌وکارش اصلاً سودآور نباشد.

 

ارتباط با مردان

آرتمیس در برابر نفوذ مردان مقاوم است. به‌احتمال‌زیاد هرگز ازدواج نمی‌کند. اگر ازدواج کند معمولاً با همکلاسی یا همکار خود ازدواج می‌کند و در ازدواجش برابری جنسیتی وجود دارد. اگر مورد خیانت قرار بگیرد، همسرش را مورد خشم و غضبی شدید قرار می‌دهد. درست برعکس هرا که اگر مورد خیانت قرار بگیرد، خشم و غضبش روی معشوقه همسرش متمرکز می‌شود و به همسرش کاری ندارد. خشم و غضب آرتمیس به ترسناکی، خشم و غضب هراست.

متأسفانه دیدگاه آرتمیس به ازدواج شبیه دیدگاه مردان سنتی نسبت به ازدواج است، یعنی ازدواج برای او در مقام دوم اهمیت است و کار و پروژه‌هایش بیش از هر چیزی برایش مهم است، درست مانند مردان سنتی. به همین دلیل در ازدواج چندان موفق نیست. ممکن است ازدواج سردی داشته باشد و یا ممکن است به خاطر جنجال‌ها، پرخاشگری‌ها، رقابت‌طلبی‌ها و استقلال‌طلبی‌هایش، ازدواجش را از دست بدهد.

پس آرتمیس اصلاً ازدواج نمی‌کند و اگر ازدواج کند به‌احتمال‌زیاد با طلاق موجه می‌شود.

 

آرتمیس به‌عنوان مادر

آرتمیس از باردارشدن متنفر است. دوست ندارد شکمش باد کند و به خاطر حمل بچه، محدودیتی در فعالیت‌هایش به وجود بیاید. آرتمیس هیچ علاقه‌ای به بچه‌داری ندارد. کلاً آرتمیس معمولاً بچه‌دار نمی‌شود، بلکه اگر ازدواج کند با مرد صاحب فرزند ازدواج می‌کند و سرپرستی بچه دیگران را به عهده می‌گیرد.

 

دوره میان‌سالی

اگر آرتمیس سایر کهن‌الگوها را در خود پرورشی ندهد، در سنین 55-35 سالگی دچار بحران میان‌سالی می‌شود، زیرا شیوه زندگی آرتمیس مناسب زنان جوان است و میان‌سالی، محدودیت‌هایی برای این شیوه زندگی ایجاد می‌کند، مثلاً ممکن است ازنظر جسمی دیگر نتواند روزها و شب‌ها در کوه‌ها و جنگل‌ها اقامت کند و یا به خاطر نپرداختن به مسائل مالی، دچار مشکلات مالی شود و نتواند مثل سابق به سفرهای خارجی برود و یا هم‌سن‌وسال‌هایش سر خانه وزندگی‌شان باشند و دیگر کسی از حلقه دوستان باقی نمانده باشد تا محفل به پا کند. این وضعیت آرتمیس را درمانده و پریشان می‌کند.

 

مشکلات روانی

مشکلات روانی آرتمیس عبارت است از پرخاشگری، لجبازی، کله شقی، دوری عاطفی و مناسب نبودن شیوه زندگی آرتمیس برای دوران میان‌سالی. آرتمیس مصداق کاملی است از «جیک‌جیک مستونت بود، یاد زمستونت نبود» زیرا جوانی پرشور و پرماجرایی دارد، ولی در میان‌سالی دچار مشکلات عدیده می‌شود.

 

سرینا ویلیامز- معروف ترین ورزشکار زن دنیا

خانم های ورزشکار آرتمیس هستند، بویژه ورزش حرفه ای

 

اگر آرتمیس هستی...

راستش اگر شما آرتمیس غلو شده دارید، به این راحتی تغییر نخواهید کرد؛ زیرا آرتمیس کله‌شق است، گوش شنوا ندارد، لجباز است و هرچه به او بگویند برعکس انجام می‌دهد، هنجارشکن است، پس هرچه بشنود، می‌پرسد: کی گفته؟! غلط کرده که گفته! من ثابت می‌کنم اشتباه کرده!

 

حالا اگر شما گوش شنوا دارید خدمتتان می‌گویم:

آرتمیس باید مدیریت خشم را بیاموزد – چطوری؟ به کمک خداحافظ خشم

آرتمیس باید فن مذاکره را بیاموزد - چطوری؟ به کمک خداحافظ خشم

آرتمیس باید هنر فروش را یاد بگیرد تا بفهمد به‌جای قلدری کردن و بحث کردن و جدل کردن، با شیوه‌ای مؤثر و آرام می‌تواند دیگران را متقاعد کند.

 

آرتمیس برای داشتن ازدواجی موفق و صمیمانه لازم است هرا و آفرودیت را در خود تقویت کند - چطوری؟ با انجام تمرینات ملکه

 

از آسیب‌پذیر بودن، درخواست کمک، گریه کردن و بروز احساسات نترسید. این‌ها از ارزش شما کم نمی‌کند، بلکه شما را انسانی‌تر می‌کند.

 

شاید برای این راهنمایی‌ها هیچ ارزشی قائل نشوید. شاید باید ابتدا میان‌سال شوید و سپس ارزش این راهنمایی‌ها را درک کنید. شاید اول باید هزار جا سرتان به سنگ بخورد و بعد به فکر تعدیل نیروی جنگنده آرتمیس و هدایت قدرتتان به مجاری سودمندتر بیفتید. شاید یک روزی به خاطر عشق، عشق به مردی یا عشق به فرزندتان، تصمیم بگیرید تیر و کمان آرتمیس را کنار بگذارید. درهرصورت من به انتخاب شما احترام می‌گذارم. این زندگی شماست و شما بهتر از هر کسی صلاحتان را می‌دانید.

 

پرورش آرتمیس

کاش پرورش آرتمیس از دوران کودکی شروع شود. به‌جای آرایش کردن دختربچه‌ها و تعریف کردن از خوشگلی‌شان، آن‌ها را به ورزش کردن و به‌ویژه ورزش‌های تیمی تشویق کنیم. به دختران کمک کنیم مستقل و قوی باشند. آن‌ها را ضعیف و وابسته بار نیاوریم.

اگر انرژی آرتمیس در شما کم است، با خواندن این مقاله ممکن است احساس کنید چقدر لازم است این انرژی را در خود پرورش بدهید. بعد از ازدواجی پر از سوء رفتار و طلاقی دردناک، یا اگر مرتب توسط مردان مورد سوءاستفاده عاطفی و جسمی قرار می‌گیرید و ازلحاظ روحی ضربه می‌خورید و یا اگر به خاطر وابستگی عاطفی و مالی، مورد ظلم قرار می‌گیرید. در چنین شرایطی لازم است آرتمیس را در خود پرورش بدهید.

 

پرورش آرتمیس زحمت فراوان دارد. اگر حاضر هستید زحمت پرورش آرتمیس را به خود هموار کنید، بفرمایید این گام‌های پرورش آرتمیس است:

گام اول) دور مردان را خط بکشید! برای پرورش آرتمیس لازم است مدتی بدون مرد باشید. اصلاً فکر مردها را هم از سرتان بیرون کنید و فقط به اهداف فردی‌تان بپردازید.

 

گام دوم) هدف‌گذاری را بیاموزید – چطوری؟ به کمک هدف‌گذاری برای آدم‌های باهوش

 

گام سوم) ورزش کنید. ورزش منظم و شدید و مداوم. درست‌وحسابی ورزش کنید و عرقتان را دربیاورید. بدوید! لگد بزنید! مشت بکوبید! به توپ ضربه بزنید!

 

گام چهارم) طبیعت‌گردی کنید، به‌ویژه با همراه گروه‌های زنانه.

 

گام پنجم) سفر کنید، به‌ویژه سفرهای برون‌مرزی. مثلاً برای ادامه تحصیل به خارج سفر کنید.

 

  • هر کاری که از آن می‌ترسید، انجام دهید! با هرچه که از آن می‌ترسید، روبه‌رو شوید. ترس از سوسک و ارتفاع و رانندگی و دندانپزشکی و تنها ماندن در خانه و تنهایی از خانه خارج شدن و ... همه را شکست دهید و پشت سر بگذارید.

     

  • هر کاری که کمک کنید شما مستقل باشید و روی پای خودتان بایستید، انجام دهید. مثلاً کارهای بانکی و اداری را تنهایی انجام دهید.

     

     

  • واژه «می‌ترسم!» و «نمی تونم!» را از فرهنگ لغتتان حذف کنید.

     

  • سعی نکنید با گریه کردن و آه و ناله کردن، دیگران را تحت تأثیر قرار بدهید. گریه کردن و شکایت کردن ممنوع! همیشه به خاطر داشته باشید: یا راهی خواهم یافت و یا راهی خواهم ساخت! زندگی بالا و پایین داره، سختی داره، شما هم مسئول ساختن زندگیتون هستین. هروقت زمین خوردین، به جای گریه کردن، از جاتون بلند شدین، خاک لباستونو بتکونین و راه بیفتین و برین جلو!

 

 

گلوریا استاینم نماد فمینیسم موج دوم - جوانی

 

 

گلوریا استاینم نماد فمینیسم موج دوم - کهن‌سالی

 

 

آرتمیس گرامی است و هر زنی باید قدری از انرژی آن را در خود داشته باشد، وگرنه زیر دست و پای نظام مردسالاری، له‌ولورده می‌شود، اما آرتمیس غلو شده، زندگی را سخت می‌کند. پس باید به کمک کهن‌الگوهای دیگر (آتنا، هرا، آفرودیت) تعدیل گردد.

 

 

هستیا، کهن‌الگوی معنویت

یکی بود یکی نبود. هستیا خواهر برزگه زئوسه. یادتونه زئوس کیه؟ زئوس رئیس همه خدایانِ. ازنظر حق‌وحقوق خانوادگی، هستیا جزو کله‌گنده هاس، ولی حسابش نکردن. به‌راحتی گذاشتنش کنار. اونم هیچ اعتراضی نکرد. هستیا هیچ‌وقت عشقی آتشین نداشته، تو هیچ جنگ و رقابتی شرکت نکرده، ظاهراً هیچ کار مهمی نکرده. او ناشناخته س. حتی تصویری از او نقاشی نشده، پس قصه‌ای نداره که بخوام براتون تعریف کنم. جالب این‌که هستیا مهم‌ترین خدای دوران قدیمه و بیشتر نذر و نذورات بهش تعلق داشت. جاش وسط خونه و معابد بوده، چون او نگهبان آتیشه، اونه که خونه و خانواده و شهر و تمدن رو محکم و استوار نگه میداره، بدون جاروجنجال و بدون جلب‌توجه.

 

اعتراف می‌کنم با کهن‌الگوی هستیا بیگانه هستم. بااینکه ده‌ها سال مراقبه انجام داده‌ام، ولی نمی‌توانم با وجود او را در خودم ارتباط برقرار کنم. من زنی فعال هستم و دائم در حال تعیین هدف و برنامه‌ریزی و تلاش برای رسیدن به اهداف ریزودرشت. همیشه فکر می‌کنم وقت کم دارم و زمان دارد به‌سرعت می‌گذرد. برای مثال من هرروز خانه را گردگیری می‌کنم، ولی با سرعت، گردگیر را روی سطوح می‌کوبم و ظرف پنج دقیقه تمام خانه تمیز می‌شود. درحالی‌که خانمی با هستیای قوی، به‌گونه‌ای گردگیری می‌کند که انگار یک عمر وقت دارد اتاقی را تمیز کند. من در دنیای واقعی زنی با ویژگی‌های بارز هستیا نمی‌شناسم. البته تعجبی ندارد. هستیا بشدت درون‌گراست. جاه‌طلبی ندارد. اهل جلب‌توجه نیست. دوستان کمی دارد. دوستانش از جنس خودش است. او زمین تا آسمان با من متفاوت است. به همین دلیل من هرگز با یک زن هستیا از نزدیک آشنا نشده‌ام. شخصیت کلاریس در کتاب «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» یک زن هستیایی است. حدس می‌زنم خانم زویا پیرزاد کهن‌الگوی هستیا را در وجودش به فراوانی دارد که توانسته کلاریس را این‌قدر واقعی و دوست‌داشتنی توصیف و ترسیم کند.

 

بر اساس معرفی کوتاهی در ابتدای این مطلب نوشتم، به‌راحتی می‌توانید تشخیص بدهید ویژگی اصلی زنی با انرژی هستیا، آرامش و حجب است.

  • حضور او در یک مکان باعث صمیمیت و هماهنگی می‌شود
  • او درون‌گراست و از تنهایی لذت می‌برد.
  • او نیاز به تأیید شدن از طرف دیگران ندارد.
  • هیچ‌چیز او را آشفته و عصبانی نمی‌کند.
  • کم‌توقع است و دیگران را قضاوت نمی‌کند.
  • رازدار و شنونده خوبی است و احساسات و محبت خود را با ملایمت نشان می‌دهد، شاید متوجه محبت او نشوید.
  • او ظاهراً فردی مطیع است، اما از درون محکم و استوار است.
  • او صبور است و گذر زمان برایش مهم نیست و در کاری که انجام می‌دهد غرق‌شده و از آن لذت می‌برد.
  • زن هستیایی بسیار پذیراست و به‌طور آگاهانه مسائل و اتفاقات زندگی را می‌پذیرد و آن را حکمت خدا و به صلاح خود می‌داند.
  • محیط خانه را نیز مثل یک مکان عبادت، مقدس و روحانی می‌داند.
  • برای یک زن هستیایی انجام کار‌های خانه معنادار است و به او رضایت عمیقی می‌دهد او با انجام خانه‌داری به شکل مراقبه به آرامش و صلح درونی می‌رسد.
  • به پرورش گل و گیاه بسیار علاقه دارد.
  • به محیط‌های مذهبی و روحانی علاقه دارد و بدون اینکه برای دیگران مزاحمت ایجاد کند به عبادت می‌پردازد.
  • خلق‌وخوی‌ او آرام است و با خود احساس آرامش و امنیت می‌آورد.
  • یک زن هستیاتایپ معتدل، مهربان، شریف و سخاوتمند است.
  • ساده و بی‌آلایش است و اهل غیبت و حسادت نیست.
  • به خاطر حس کمال درونی خود به دنبال ارتباط عاطفی نبوده و به‌راحتی در تنهایی زندگی می‌کند. گاهی در تمام عمر تنهاست و در صورت ضرورت و بدون توقع در نقش خاله یا عمه مجرد به خانواده کمک می‌کند.
  • در او حالتی از متانت و دانایی وجود دارد که او را مانند پیری دانا و باتجربه نشان می‌دهد.
  • زندگی متأثر از کهن‌الگوی هستیا، زندگی در گمنامی است. زن هستیایی توانایی زیادی برای اظهار وجود کردن ندارد و حتی زمانی که احساساتش جریحه‌دار می‌شود نیز سکوت می‌کند.
  • جاه‌طلب و اهل رقابت نیست.
  • اگر پروفایلی در شبکه های اجتماعی داشته باشد ،عکس ندارد و کامنت نمی نویسد.

 

به‌طورکلی هیچ‌چیز برای کهن‌الگوی هستیا مهم نیست و او تنها در عالم معنوی خود سیر می‌کند.

 

ظاهراً هستیای مرموز شباهتی به آرتمیس سریع العمل و آتنای زره‌پوش ندارد، ولی هر سه مستقل، قوی و محکم هستند و قربانی مردها نیستند. هر سه می‌توانند روی نیازها و خواسته‌های خود متمرکز بمانند و نیازها و خواسته‌های دیگران حواسشان را پرت نکند.

 

هستیا از انجام وظایف خانه‌داری و پرداختن به جزئیات آن لذت می‌برد. هستیا به‌گونه‌ای خانه‌داری می‌پردازد که انگار دارد مراقبه می‌کند و عمیقاً لذت می‌برد. آتنا از رسیدن به هدف نظافت، حس رضایت دارد و آرتمیس خوشنود است وظیفه‌اش را انجام داده. پس از انجام کارهای خانه، آتنا و آرتمیس می‌توانند بروند و به کارهای دیگر خود بپردازند، ولی برای هستیا انجام خانه‌داری به‌خودی‌خود بسیار لذت‌بخش و آرامش‌بخش است. هستیا به‌گونه‌ای وظایف روزانه‌اش را انجام می‌دهد که انگار تا پایان دنیا وقت دارد. ساعت را نگاه نمی‌کند و در جزئیات خانه‌داری غرق می‌شود. لباس‌های کثیف را باحوصله جدا می‌کند و داخل لباسشویی می‌اندازد، ظرف‌ها را با آرامش و با دقت می‌شوید، به‌آرامی گردگیری می‌کند، لباس‌های خشک را باحوصله تا می‌کند. در طول انجام این فعالیت‌ها آرامش از وجودش جاری است.

هستیا، آدم پشت‌صحنه است. گمنام است. توجه کسی را جلب نمی‌کند. شخصیت مشهور و خبرساز نمی‌شود. هستیا در جوامع مذهبی که به سکوت اهمیت می‌دهند، شکوفا می‌شود. مثل کلیسای کاتولیک و اشرم های مراقبه.

 

کودکی هستیا

معمولاً هستیا پدری مستبد و زورگو و مادری افسرده و ناتوان دارد، بچه‌ها موردحمایت یا مراقبت درستی قرار نمی‌گیرند و جو خانه سنگین و ناخوشایند است. در چنین شرایطی برخی دختران، کهن‌الگوی هرا را در پیش می‌گیرند، به‌سرعت ازدواج می‌کنند تا از خانه پدری فرار کنند، برخی دیگر کهن‌الگوی دیمیتر را در پیش می‌گیرند تا از خواهران و برادران کوچک‌تر خود مراقبت کنند. عده‌ای هم هستیا می‌شوند. به درون پناه می‌برند، بدون ایجاد مزاحمت و جلب‌توجه. هستیا کودکی آرام است که به‌تنهایی بازی می‌کند و هیچ دردسری ندارد. آرام و داناست.

 

نوجوانی هستیا

هستیا در دوران نوجوانی هم آرام و بی‌دردسر است. در دوران بلوغ به سمت مذهب و مسائل روحانی گرایش پیدا می‌کند. معمولاً تنهاست و به جاروجنجال‌های دوران نوجوانی بی‌علاقه است.

 

تحصیلات هستیا

هستیا به تحصیلات عالیه علاقه ندارد. اگر به دانشگاه برود تحت تأثیر سایر کهن‌الگوهاست.

 

شغل و حرفه

هستیا نقش یک زن سنتی را بر عهده دارد، زنی که در آرامش به کارهای خانه‌داری می‌پردازد. او خود را کدبانو می‌داند. اگر هستیا در خارج از خانه شاغل باشد، کار دفتری بی‌سروصدایی دارد. او از محیط کار پررقابت و پرتنش فاصله می‌گیرد. او بدون جاه‌طلبی با آرامش و دقت وظایفش را انجام می‌دهد. در بعضی موارد ارزش او نادیده گرفته می‌شود و در برخی موارد برای کارفرمایش بسیار ارزشمند است، چون قابل‌اطمینان است و هیچ حاشیه‌ای ندارد.

 

میان‌سالی و پیری

زن هستیایی وقتی به میان‌سالی می‌رسد، با خود به صلح رسیده است. اگر متأهل باشد، از خانه‌داری و مراقبت از خانواده‌اش لذت می‌برد. اگر مجرد باشد، از مجرد بودن خود راضی است و از تنهایی‌اش لذت می‌برد. اگر شاغل باشد، وظایفش را به‌خوبی انجام می‌دهد، بدون هیچ جاروجنجال و رقابتی. بیش‌ازپیش مذهبی شده و مدت‌زمان بیشتری را صرف عبادت می‌کند.

مرگ همسر یا مستقل شدن فرزندان را به‌راحتی می‌پذیرد و براش بحران‌آفرین نیست. ممکن است به خاطر طلاق یا بیوه شدن ازنظر مالی تحت‌فشار باشد، چون هرگز به امور مالی و پول اهمیت نداده است. ممکن است مجبور شود با درآمد بسیار کمی زندگی را سر کند و جزو زنان بی‌بضاعت باشد. در چنین شرایطی، غنای معنوی او باعث می‌شود فقر را بپذیرد و سر تسلیم فرود بیاورد.

در سال‌های پایانی عمر، از مرگ نمی‌ترسد.

 

رابطه با زنان

زن هستیایی دوستان معدودی دارد، از جنس خودش و از معاشرت با آن‌ها بسیار لذت می‌برد، زیرا حضور انسان‌ها در زندگی‌اش را تصادفی نمی‌داند و معتقد است هر شخصی نقشی معنوی در زندگی او دارد.

شنونده خوبی است و قضاوت نمی‌کند. او فردی مناسب برای درد دل و جستجوی همدلی است.

 

رابطه با مردان

هستیا مردانی را به خود جذب می‌کند که دنبال زنان آرام و پذیرا هستند. اگر مردی، زنان شهوت طلب را می‌پسندد، یا اگر مردی زنی را می‌خواهد که برایش مادری کند، یا زنی را می‌خواهد که همراه و مشوق او باشد، جذب هستیا نمی‌شود.

ممکن است مرد، همسر هستیایی داشته باشد تا زنی پاک و مطیع در خانه داشته باشد و هم‌زمان معشوقی آفرودیتی انتخاب کند تا زنی شهوانی را در آغوش بگیرد.

ازدواج برای زن هستیایی در اولویت قرار ندارد، ولی اگر ازدواج کند، ازدواجش را می‌پذیرد و زنی کدبانو است و محیطی گرم و راحت برای خانواده‌اش فراهم می‌کند. روابط جنسی برای او مهم نیست. به همسرش خیانت نمی‌کند و اهمیت نمی‌دهد که همسرش به او خیانت کند.

 

فرزندان

زن هستیایی اگر قدری انرژی دیمیتر را در خود داشته باشد، مادر ایده آلی است، زیرا محیط گرم و آرامی برای پرورش فرزندانش فراهم می‌کند و هرگز آن‌ها را محدود نمی‌کند. البته او نمی‌تواند در انتخاب شغل و پیشرفت شغلی فرزندانش را راهنمایی کند.

اگر زن هستیایی انرژی دیمیتر را نداشته باشد، به‌قدری درون‌گراست که فرزندانش را از خود می‌راند.

 

مشکلات هستیا

هستیا به‌قدری آرام و پذیرا و معنوی است که ازنظر روانی مشکلی پیدا نمی‌کند. مشکلات او با دنیای مادی است.

زنان هستیایی نمی‌توانند همه عمر در خانه یا معبد بنشینند و از دنیا مادی جدا باشند. او مجبور است به میان مردم و اجتماع برود، ولی آمادگی چنین تجاربی را ندارد، مگر این‌که کهن‌الگوهای دیگر به کمک او بشتابند. او نمی‌تواند خواسته‌ها و نیازهایش را بیان کند، نمی‌تواند از حق‌وحقوقش دفاع کند، نمی‌تواند با غریبه‌ها یا در میان جمع حرف بزند. چنین شرایطی او را دچار اضطراب شدید می‌کند و باعث شکست او در مواجهه با دنیای بیرون می‌شود.

 

اگر هستیا هستی...

اگر هستیا هستی ضرورت دارد آتنا و آرتمیس را در وجودت فعال کنی، وگرنه اعتمادبه‌نفست بشدت صدمه می‌خورد و گرگ‌های جامعه تو را می‌درند.

زندگی با انرژی هستیا، یعنی زندگی در گمنامی. با این هستیا معمولاً نقش‌های اصلی و محوری به عهده دارد، متأسفانه از زحماتش قدردانی نمی‌شود و احساسات او نادیده گرفته می‌شود.

هستیا توانایی ابراز وجود ندارد، حتی اگر احساساتش جریحه‌دار شود، بازهم سکوت می‌کند.

هستیای افراطی، بشدت منزوی است و نمی‌تواند احساسات خود را ابراز کند و محبت خود را به شکل غیرمستقیم نشان می‌دهد. اگر عاشق شود، عشقی عمیق دارد، ولی معشوق از عمق علاقه او خبر ندارد و عشق او غیرشخصی به نظر می‌آید چون از طریق کلمات عاشقانه یا لمس عاشقانه ابراز نمی‌شود.

اگر هستیا هستی، توصیه می‌کنم یاد بگیری خودت را به مردم نشان بدهی و احساساتت را ابراز کنی. همچنین شور و هیجان بیشتری به زندگی‌ات بیاوری.

زن هستیایی نیاز دارد بخش جنگجو و رقابت‌طلب وجودش را فعال کند. او باید با موفقیت‌های تحصیلی، ورزش‌های گروهی و شرکت در اجتماعات زنانه، آتنا و آرتمیس را در خود تقویت کند.

 

فعال کردن هستیا

زنانی از جنس آتنا و آرتمیس نیاز دارند هستیا را در خود فعال کنند تا مدتی از دنیای بیرون و جاه‌طلبی‌هایش فاصله بگیرند و درون‌نگری کنند و قدری آرامش بیابند.

برای فعال کردن هستیا، وظایف خانه‌داری را با آرامش انجام بدهید و در جزئیات آن غرق شوید. بسیاری از زنان در انجام کارهای خانه، شتاب دارند و باعجله کارها را انجام می‌دهند. برای فعال کردن هستیا لازم است سرعت خود را کاهش بدهید. تا وقتی یک اتاق تمیزنشده، به سراغ بعدی نروید. به‌گونه‌ای عمل کنید که انگار تا ابد وقت دارید اتاقی را با عشق و باحوصله تمیز و مرتب کنید.

یک کمد لباس را خالی کنید و باحوصله تک لباس‌ها و وسایل را بررسی کنید. خاطره‌های خوب و بدش را به یاد آورید. گذر زمان را فراموش کنید و در جزئیات تعمق کنید. شاید این کار تمام‌روز طول بکشد، ولی در پایان روز، سرشار آرامش هستید.

تماشای آلبوم‌های قدیمی و غرق شدن در خاطرات آن‌ها، راهی دیگر برای فعال کردن هستیاست.

مراقبه، نمازخواندن با حضور دل، ذکر گفتن راه‌های سرراستی برای فعال کردن هستیاست.

 

البته گاهی تنهایی اجباری ناشی از سوگ یا فقدان، سبب می‌شود تا هستیای درون خود را بیابیم.

 

 

معرفی کهن‌الگوهای هفتگانه زنانه به پایان رسید. چند ضمیمه که به این ابرمقاله اضافه کنم، کارم تمام می‌شود. ممنونم تا اینجا همراه من بودید.

 

 

 

 

ابر مقاله چیست؟

مقاله معمولی حدود 2 هزار کلمه است، ولی ابر مقاله بیش از 10 هزار کلمه است. درواقع ابر مقاله یک کتابچه کوچک است با اطلاعات جامع و کامل درباره یک موضوع.

در وب‌سایت گیس گلابتون سه ابر مقاله دیگر هم وجود دارد:

مهارت‌های زندگی برای خانم‌های تحصیل‌کرده

راهنمای کامل برای خانم‌های مجرد

راهنمای کامل برای خانم‌های متأهل

 

و ابر مقاله کهن‌الگوها، چهارمین ابر مقاله گیس گلابتون است. نوشتن ابر مقاله برای من بیش از سه ماه زمان می‌برد. سه ابر مقاله قبلی را کامل نوشتم و سپس منتشر کردم، ولی خیال دارم این ابر مقاله را کم‌کم بنویسم. سعی می‌کنم هر هفته یا هر دو هفته، بخشی را به آن اضافه کنم.

 

 

 

 

 

 

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
yosra

ممنون گیس گلابتون عزیز😍😍 چه بحث خوبی رو شروع کردین،منتظر ادامه این ابرمقاله هستیم با قلم زیبای شما

پاسخ
گیس گلابتون

سپاسگزارم از کلمات محبت آمیز شما و خوشحالم این مبحث را دوست داریدقلب

پاسخ
شایسته

سلام گیس گلابتون عزیزلبخند
خیلی خوشحال شدم که دیدم درباره ی کهن الگو ها یک ابر مقاله دارین می نویسین و واقعا ممنونم.
این موضوع جزء موضوعات مورد علاقه ی منه و دلم میخواد بیشتر دربارش بدونم.
مخصوصا قسمتی که درباره ی پرسیفون و اودری هیپورن نوشتین، خیلی برام جالب بود.
متشکرم بابت مقاله ی خوبتونگلقلب

پاسخ
گیس گلابتون

بله متاسفانه این روزها چنان پرسیفون را می کوبند که دلم ریش میشود. لازم است به پرسیفون یادآوری کنیم چقدر دوست داشتنی است.

پاسخ
animani
http://howtobehappy.blogfa.com

مرسی واقعا از این مقاله خوب
دوس داشتم یه چیزی رو بگم
من توی خیلی از این تست ها آفرودیت خیلی بالا تو شخصیتم نشون میده. نمی دونم هم این تست ها درست هستن یا نه.
ولی من نه اون مدلی که این آقایون از آفرودیت تعریف می کنن زندگی کردم نه اونطوری بهم مزه میده. من تا بحال با 2 تا آقا تو زندگیم آشنایی داشتم و خیلی هم نسبت به تصور هر کسی، دیر اقدام به آشنایی با آقایون کردم. ولی مثلا از بچگی عاشق رقص و نقاشی و قصه گویی و ....بودم!
جالبترین - و خنده دارترین - موضوعی که اینا میگن و خیال می کنن اینه که آفرودیت رو فقط با روابط زیاد داشتن می شناسن. در حالیکه واقعا ربطی نداره، و تا اونجا که من خوندم و دیدم! این تایپ بیشتر مربوط به "خلاقیت" داشتنه .
اینها خیال می کنن آفرودیت همینطوری میره با هر کسی ارتباط می گیره، درحالیکه اشتباهشون اینه که آفرودیت با هر کسی "خودش" ازش خوشش بیاد ممکنه تصمیم بگیره ارتباط بگیره، نه هرکسی که اون از آفرودیت خوشش بیاد! ولی آفرودیت هم از نارسیس و پاریس و امثالهم خوشش میومد نه یه آقای پیرپسر با طول و عرض اندازه هم و اخلاق و قیافه فلان!
متاسفانه الان روانشناسی های زرد وسیله خوبی برای درآمد شده و ملت ما هم یه آمادگی زمینه ای برای شنیدن تحقیر دارن که این روانشناس آبکی ها از این قضیه خیلی خوب استفاده می کنن. :(

پاسخ
گیس گلابتون

بله آفرودیت با هرکه که بخواهد رابطه برقرار می کند، نه با آنکه او را بخواهد. آنان که تن به رابطه می دهند بدون این که میلی داشته باشند، پرسیفون هستند. البته آفرودیت الهه س.ک.س است و رابطه مستقیم با لذت بردن از رابطه جنسی دارد. طبق نظر فروید، میل جنسی رابطه مستقیم با خلاقیت دارد.

پاسخ
yaldaaa_1400

تشکر از شما بابت این ابر مقاله.. لطفا اگه شرایطش فراهم بود با این قلم روان در مورد چاکراها هم برامون بنویسین... ممنون عزیز دل

پاسخ
گیس گلابتون

ممنونم. کهن الگوها مبحثی علمی است، ولی چاکراها نیستند. درباره متافیزیک مقاله خوبی دارم. اگر مایل بودید، به کمک جعبه جستجو سرچ کنید و مطالعه بفرمایید.

پاسخ
آهو۱۹۹۰

درود بر شما 🌹 دست
یه نکته رو دوست داشتم بگم.. تو جوامع سنتی مردسالار(مثل جامعه خودمون) بطور سنتی همیشه فقط کهن‌الگوهای هرا و دیمیتر که هویتشون وابسته به مرده تکریم میشده(و بعضا تو شهرای سنتی مثل اصفهان که من زندگی میکنم هنوز این مساله رواج داره ولو ناخودآگاه) و نهایتاً پرسیفون بعنوان دختری وابسته و مطیع! (من خودم گمون نمیکنم ذاتاً پرسیفون باشم.. و توی تستا آتنا و آفرودیت و آرتمیسم درصدر بودن همیشه و با این وجود اغلب ازم انتظارات پرسیفونی میره گویا)
ولی هیچ‌وقت فردیت و بی‌نیازی یک زن(هستیا)، اهداف و بلندپروازی‌هاش(آتنا و آرتمیس) به رسمیت شناخته نمیشه متاسفانه! آفرودیتم که شما اشاره داشتید بخاطر مذهب از همون دوران مدرسه تو دخترا سرکوب میکنن و جالبه از اون طرف موقع ازدواج یهو میگن واسه شوهراتون دلبر بشید!
میخواستم بگم اینم یکجور از ی طرف بوم افتادنه متاسفانه 😔

پاسخ
گیس گلابتون

بله. همین است که می فرمایید. متاسفانه

پاسخ
nazigh

سلام
مقاله خوبی بود، یه بخشی شو خوندنم تا سر پرسیفون. چون دغدغه م نبود گذاشتم سر فرصت بخونم.
من یه آتنا تایپم. به شدت عاشق درس خوندن، مطالعه، تحقیق، یادگیری، شرکت در وبینار، گوش دادن به سخنرانی و هر چیز آموزشی هستم. از ۲۴ ساعت روز ۲۵ ساعتش رو دوست دارم یاد بگیرم. اگه منو تو اتاق در بسته بدون هیچ امکاناتی و نیاز به خوراک، پوشاک، وسایل گرمایشی- سرمایشی و هر چیز دیگه جز امکانات آموزشی حبس کنند تمام مدت خودمو آموزش میدمو حال میکنم. از اون طرف هرای به شدت ضعیف و احتمالا آرتمیس پایینی دارم واسه این تو هیچ کدوم موفق نبودم نه تونستم همسرمو پیدا کنم نه پول و پله ای دارم ولی تا دلتون بخواد تو زمینه های آموزشی خودم مطلع. اگه ۲۰ سالم بود نه به ازدواج فکر میکردم نه شغل و درآمد ولی چه کنم که ثانیه شمار سنیم داره تیک تاک می‌کنه و به پایان ازدواج در وقت مقرر و ثبات شغلی و مالی نزدیک میشم. اگه سن ازدواج در ایران بالا نرفته بود یعنی تو زمان مادربزرگم زندگی میکردم جز دخترای .. محسوب میشدم و کلا خودمو باخته بودم ولی بازم جای خوشحالیش باقیه. هرا اونقدر در من پایینه که بعد از این همه آشپزی و انجام کارای خونه، رسیدگی به ظاهر و خانمی بودن هنوز نتونسته تو وجود من خودشو بالا بکشه، یه دلیل دیگه شم افسردگی پنهانه که با توجه به شرایط زندگی واسم پیش اومده.
به هر حال آگاهی از کهن الگوها باعث میشه تو فعالیت هامون از هر جنبه (ازدواج، کار، ثروت، تحصیل، ..) موفق باشیم. اگه گیس گلابتون حرفی از هرا نمیزد من متوجه نمی‌شدم ضعیف بودن این کهن الگو باعث بی احساسیم به ازدواج شده. البته موضوعاتی دیگه هم دخیلند مثل پایین بودن اعتماد به نفس، افسردگی خفیف، ... که من به کمک آموزش های گیس گلابتون در خداحافظ خشم، وبینار اعتماد به نفس در ۶۰ دقیقه، شادابی پایدار، هدف‌گذاری برای آدم های باهوش و کلی دیگه تونستم این ها رو تا حدود زیادی حل کنم.
دوست دارم علاوه بر اینکه از کهن الگوها های زنانه به تفصیل گفته میشه کهن الگوهای مردانه هم تا این اندازه بررسی شه تا من وجود اونا رو در خودمون کمرنگ کنیم و مردی که داریم باهاش زندگی یا کار میکنیم رو بهتر بشناسیم شاید هم در تعدیل کهن الگوهاش بهش کمک کنیم.

پاسخ
گیس گلابتون

فرناز جان، پرسیفون در شما قوی است. پرسیفون هم عاشق یادگیری است و دوست داره مطالب زیادی یاد بگیره. شخصی که آتنای قوی دارد فقط تحصیل نمی کند، بلکه شغلی دارد که در آن پیشرفت می کند. در واقع مهمترین افتخار و دستاورد آتنا، شغل رو به پیشرفت اوست. آتنا اعتماد به نفس بالایی دارد.
علاقه به یادگیری، نداشتن شغل یا عوض کردن متعدد شغل، پایین بودن اعتماد به نفس، افسردگی و اضطراب، همگی نشانه پرسیفون بالاست. حتی بی علاقگی به ازدواج هم یکی از نشانه های پرسیفون است.

پاسخ
nazigh

واااااااای من برم ببینم پرسیفون کیه اضطراب

پاسخ
گیس گلابتون

پرسیفون خوبه. من که انرژیشو در وجودم دوستش دارمقلب

پاسخ
nazigh

منم کمی دوسش دارم حالا که متوجه شدم کی هست و آزمون شو دادم گل

پاسخ
بهار

وای خیلی زیبا بود این ابر مقاله وخیلی پر پیمون مرسی که مینویسید.مرسی مرسی عزیزم.

پاسخ
گیس گلابتون

سپاسگزارم. لطف داریدگل

پاسخ
Mina azizi

سلام خانم دکتر
خیلی عالی بود ممنون از لطفتون ،من در مورد شخصیت خودم کاملا گیج شده بودم که چرا نه کارم رو خوب انجام میدم و نه خانه دار خوبی هستم. دقیقا هر ویژگی که برای پرسیفون ذکر کردید رو من دارم .

پاسخ
گیس گلابتون

پرسیفون شهودیه و همدل. من پرسیفون وجودم را دوست دارم.

پاسخ
شایسته

سلام گیس گلابتون عزیز
ممنون که ادامه ی مقاله رو می نویسید، امروز صبح با دیدن ایمیلتون سریع اومدم و ادامه ش رو خوندم و به پیشنهادتون میخوام اعتماد به نفس در 60 دقیقه رو تهیه کنم فقط یه سوال داشتم (البته با کمی خجالت!) آیا به زودی خبری از تخفیف برای این محصول هست؟

پاسخ
گیس گلابتون

بله. الان سی درصد تخفیف دارد.

پاسخ
sarafaramarzi

سلام گیس گلابتون عزیز
من حس میکردم این ارکتایپ ها و داستاناشون بیشتر جنبه ی افسانه و داستان هست ولی توضیح شما از پرسیفون باعث شد که جنبه های این ارکتایپ رو توی روان شناسی متوجه بشم .ولی هنوز هم فکر نمیکنم تمام ویژگی های پرسیفون تو کسی با ویژگی پرسیفون باشه .یعنی من اهل یادگیری هستم ، کنجکاو هستم اما مسئولیت پذیر هم هستم . و خب اینکه دو ویژگی کنجکاوی و بی مسئولیت بودن رو در اسمی به نام پرسیفون بگذاریم هنوز برای من سواله ...که چرا علم روان شناسی همچین دسته بندی داره ؟
خیلی ممنون بابت مقالتونگل

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. در ابتدای این مقاله نوشتم هیچکس فقط یک کهن الگو در وجودش فعال نیست. ما الهه نیستیم که کاملا مشخصات الهه را بروز دهیم. ما انسان هستیم. معمولا دو سه تا از کهن الگوها در ما فعال است و بقیه سرکوب شده اند. من شما را نمی شناسم ولی اگر اهل یادگیری، کنجکاو و مسئولیت پذیر هستید، شاید آتنا در شما قوی تر از پرسیفون باشد. عرض کردم که شما را نمی شناسم و ممکن است بکلی در اشتباه باشم. به نظرم اجازه بدهید ابرمقاله و معرفی همه کهن الگوهای زنانه تمام شود تا شما شناخت بهتری درباره خودتان داشته باشید. در آخر پرسیدید چرا در روانشناسی چنین دسته بندی شخصیتی وجود دارد؟ یکی از کارهای مهم دانشمندان دسته بندی است. شیوه های متفاوتی برای دسته بندی وجود دارد و دسته بندی بر اساس کهن الگوها یکی از این شیوه هاست.

پاسخ
faazi

سلام گیس گلابتون جون، ممنون از مقاله بسیار زیبا و مفیدتون. من خیلی مشتاقم که محصولات شما رو تهیه کنم. افرادی که خارج از ایران هستند چطور می‌تونن این محصولات را خریداری کنند؟ من قبلان ازتون خرید کردم منتها از ایران برام پرداخت کردن ولی الان با توجه به شرایط مالی داخل کشور ،نمیتونم این درخواست رو داشته باشم. خیلی ما رو خوشحال می‌کنید اگر این امکان رو برای ما فراهم کنید.

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. ممکنه خواهش کنم از طریق ایمیل با من مکاتبه داشته باشید. شاید بتوانیم راهی پیدا کنیم. این ایمیل من است:
gisgolabetoon0@gmail.com

پاسخ
nazigh

سلام به پرسیفونی های عزیز

اینم از مقدار انرژی پرسیفون در من:
- من جوانتر از سنم میزنم و روحیه شاد دخترانه دارم
- کنجکاوم ولی عاشق تفریح و بازیگوشی نه
- عاشق یادگیری و تجربه های جدید
- هیچ وابستگی به مادرم ندارم اصلا دوست دارم تا میتونم ازش دور شم
- انعطاف دارم و با شرایط تا حدودی تطبیق میدم خودمو. با آدم ها تا حدودی کنار میام ولی از طرفی کمی منفعل، بی هدف و ضعیف هستم ولی مطیع نه و مسوولیت پذیری خوبی دارم. برای احقاق حق دوست دارم دیگرانی که زورشون میرسه حمایتم کنند ولی اینکه کارهامو انجام بدن، نه.
- قبلنا هیچ حرفی نمیزدنم و اجازه میدادم تا میتونند ازم سو استفاده کنند و آسیب های زیادی از این بابت خوردم ولی از وقتی جسارت داشتن و مذاکره رو تو پکیج «خداخافظ خشم» آموختم شرایطم به کل تغییر کرد هر چند هنوز جای کار داره. به جای ابراز خشم خودخوری میکردم حتی یک کلمه از خودم با قدرت و جسارت دفاع نمی‌کردم و اجازه میدادم بازی رو به آدم های خودخواه و مستبد که تلاش میکنند منو مقصر و تحت کنترل خودشون درآرند ببازم، همیشه میباختم. تنها زمانی می‌بردم که طرف مقابل آدم خوب و منصفی بود. بی هدفی من که تحت علاقه و سلیقه دیگران شکل گرفته بود و اینکه اجازه میدادم منو تحت سلطه و کنترل خودشون درآرند از من موجودی بسیار باخته، غمگین و مضطرب ساخته بود طوری که فکر میکردم اگه اونا بخوان میشه نخوان هیچ وقت و هیج جا نمیشه. ولی الان یه آدم دیگه شدم با اعتماد به نفس و شاد ولی نه کامل. هنوز اون خلأ ها رو دارم واسه اینه که تو ازدواج، کار، ثروت، تحصیل و .. هنوز موفق نشدم. هنوز احساس سردرگمی و بی هدفی، بی انگیزگی و عدم اشتیاق رو دارم که باید حل کنم.
- نرم و منعطف تا حدی هستم ولی برای تصمیم‌گیری وابسته به دیگران نیستم. تردید و دو دلی در تصمیماتم ندارم و تکلیفم به طور کلی با خودم مشخصه.
- براحتی جذب جنس مخالف نمیشم اتفاقا آدم سفتی هستم و مشتاق روابط جنسی نیستم. دوست دارم با مردهای بزرگ تر از خودم زندگی کنم نه رابطه!! اونم به دلیل نیاز به ناجی نیست به دلیل پخته بودن آنهاست که میپسندم. نه اغوا میشم نه وارد روابط موازی.

اوه ه ه ه ه ه ه
آزمونمو دادم. مشخص شد بخشی از وجود من پرسیفونه. اون بخشی که مربوط به سردرگمی و بی هدفی، شاد نبودن، نیاز به حمایت و توجه، ... هست

نقاط ضعف پرسیفون:
دودولی و تردید ×
وابسته بودن ×
پایین بودن اعتماد به نفس ✓

نقاط قوت پرسیفون:
عشق به یادگیری. ✓
انعطاف پذیری و خوب کنار آمدن با آدم ها ✓×

جذابیت رو احساس میکنم تو خودم تا حدودی داشته باشم اینجوری که دیگران القا میکنند. هیچ گاه دوست نداشتم آفرودیت باشم و گاهی که تلاش کردم باشم شاید زیباتر و جذاب تر به نظر بیام کلا همشو پاک میکردم.

از اونجایی که مشخص شده کمی پرسیفون و آتنا هستم و هیچ هرا، برای تعادل انرژی لازم شده آتنا و هرا رو تو خودم بکشم بالا. آتنا شدن هنوز برام راحت تره تا هرا شدن! برای آتنا باید هم آموزش هم کارم رو توسعه بدم، برای هرا‌ مسوولیت پذیری زندگی متاهلی رو باید تقویت کنم.

در حال حاضر این تمرینات گیس گلابتون بیشتر به کارم میاد:
- مدیریت زمان در شش روز و نصفی
- هدف‌گذاری برای آدم های باهوش
- تمرینات بهترین سال زندگی
- شادابی پایدار
- محصولات ازدواج


متوجه شدم در مقوله ازدواج یه مقدار دیمیتر هم هستم یعنی شوهر رو به خاطر خودش نمی‌خوام بلکه واسه این که بهم بچه بده! تازه بچه رو هم واسه این می‌خوام که از خودم فرزندی داشته باشم... واااااااای من چقدر بدم آخه ارزش انسان ها برام باید اینقدر باشه! عاشق تحصیلم ولی ازدواج برام وسیله فرزند آوری!! از خودم بدم اومد باید این انرژی رو از بین ببرم. ازدواج مقدسه داشتن فرزند داشتن کاری الهیه چرا باید حس من به ازدواج در این حد باشه!! خدایا منو ببخش و اصلاحم کن.
باید هر جور شده هرا رو ببرم بالا. کاش مقاله بعدی گیس گلابتون در مورد هرا و به تفصیل باشه.

پاسخ
گیس گلابتون

فرنازجون، قرار نیست از خودمون بدمون بیادها. قرار است خودمان را بشناسیم و سپس خود را همانگونه که هستیم بپذیریم. در حال حاضر برای شما مرد به عنوان همسر اهمیتی ندارد، ولی دوست دارید بچه داشته باشید. این موضوع هیچ اشکالی ندارد. ممکن است ازدواج والدین شما ازدواج خوبی نباشد و به همین دلیل شما دوست ندارید متاهل شوید و از طرفی چون قلب مهربانی دارید دوست دارید فرزندی داشته باشید که او را مطابق بهترین ها پرورش بدهید. البته همانطور که نوشتم اینها فقط حدس است و ممکن است من بکلی در اشتباه باشم. در هر صورت هرگززززز از خودتان بدتون نیاد و همیشششششه خودتونو دوست داشته باشید. بعلاوه اصلا کی گفته شما حتما باید ازدواج کنید؟ اگر آتنا را به مجرای پولسازی برسانید می توانید مستقل زندگی کنید و شاید هرگز لازم نشود ازدواج کنید. پس لازم نیست خیلی به هرا گیر بدهید چون نسبت بهش مقاومت دارید. بچسبید به کار و درآمدزایی. اگر تا سال دیگر درآمد خوبی داشتید و دلتان خواست برگردید به بالا بردن هرا.

پاسخ
nazigh

چقدر دوست داشتم این حرف ها رو بشنوم بهم بگن هر موقع دوست داشتی ازدواج کن اصلا دوست نداشتی بی خیال شو.. چقدر خوبه کسی پیدا شده آدمو درک کنه به جای سرزنش کردن قوت قلب بده و حامی باشه.. بله، قبول دارم صحبت های شما رو ولی احساس میکنم یه ایرادی تو‌ کارمه که این حس رو گاهی دارم و جذب هایی میکنم و گاهی به کل ناپدید میشه و من میمونم و لذت دنیای مجردی. فکر میکنم ۲۰ سالم‌ بود میتونستم این موضوع رو بپذیرم ولی الان که بالای ۳۵ سالمه ب نظرم طبیعی نیست...
رابطه پدر و مادرم خوبه ولی هیچ زندگی ۱۰۰٪ کامل نیست. دارم کتابشو میخونم به زودی مطرح میکنم قضیه از چه قراره..
ممنونم که با حرفای سنجیده قلبمو‌ آروم کردید هر کس دیگه بود میزد تو ‌ذوقم. امید دارم با بالا رفتن آتنا، هرا هم در من متجلی شه

پاسخ
گیس گلابتون

درست میشه عزیزدل. انشالله زندگی بزودی به همان روالی می افته که شما دوست دارید.

پاسخ
nazigh

آمین گل

پاسخ
nazigh

آخ جوووووون هرااااا
دوست داشتم مقاله مفصل بعدی راجب هرا باشه ممنونممممم برم بخونم بغل

پاسخ
گیس گلابتون

امیدوارم براتون جالب باشه.

پاسخ
nazigh

جالب بود :)
نسبت به مقاله قبلی مفصل تر و بهتر بود فقط اگه اطلاعات بیشتری بدست آوردید به مقاله هرا اضافه کنید. چون این انرژی در من ضعیفه دوست دارم که بیشتر بدونم و خودمو بسازم.
خوب من در زمینه ازدواج بیشتر دیمیتر هستم یعنی علاقه به بچه نه حتما همسر دارم. دارم تلاش میکنم با بالا بردن انرژی هرا تبدیل به خانمی شم که اول به ازدواج حس پیدا کنم دوم به همسرم اهمیت بدم اونو فقط به خاطر بچه نخوام و نسبت بهش سرد و بی روح نباشم. دارم فیلم های آشپزی از اینستاگرام نگاه میکنم بعضی روزا پخت و پز هم میکنم، عکس آقایونی که ظاهرشون به دلم میشینه رو از اینترنت میگیرم، سحرخیز بودن، یکسره و تو زندگی کمی سریع تر بودن هم احساس خوبی بهم میده اینجوری حس میکنم روی زندگیم مسلطم و میتونم مسوولیت دنیای متاهلی رو هم بعهده بگیرم. موارد اینچنینی رو لیست کردم و هر بار دارم رو یکی کار میکنم تا تغییرم بده. تبدیلم کنه به یه آدم بیش از پیش مسوولیت پذیر با انرژی بالای هرایی و آماده برای زندگی مشترک.

پاسخ
nazigh

یادمه تو همسرگزینی ۱,۲ در مورد هرا بیشتر توضیح دادید. اونجا حرفی از هرا نزدید فقط گفتید تغییر تو ظاهر و رفتار بدید یا تو اون ۵ تا Track تو شماره ۵ گفتید برید تو حالت روحی متاهلی به این صورت: ناخن ها یک سانت بلند باشه نه اندازه پنجه درندگان، لاک نیود، مانتو به شدت کوتاه و چسبون نپوشید، رنگ قرمز و نارنجی استفاده نکنید، برید بازار جهیزیه انتخاب کنید، فکر کنید ازدواج کردید و همسرتون با خستگی میاد خونه شما رو چه جوری باید ببینه...‌ کلی جزیی تر. فکر کنم اینجا بشه ازش استفاده کرد تا مقوله هرا پرتر شه

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. در اینجا به مقاله اایی لینک دادم که همین مطالبی که می فرمایید در آن نوشته شده. آیا روی لینک مقاله کلیک کرده اید؟

پاسخ
nazigh

اون سه تا لینک که در مورد هرا تو مقاله دادید؟ بله، اونا رو خوندم مربوط به مجردها رو هم کار کردم

پاسخ
گیس گلابتون

ممنونم. به نظرم اطلاعات کافی درباره هرا ارائه دادم. مطمئنا اگر کسی می خواهد بیشتر درباره کهن الگوها بخواند، لازم است منابع را مطالعه کند که مهمترین منبع را هم معرفی کردم. کتاب خانم دکتر شینوا بولن و اگر کسی می خواهد ازدواج کند و اطلاعات بیشتر بخواهد، لازمه فوق سری را تهیه کند. اطلاعاتی مثل اندازه ناخن و رنگ لباس و ... برای افرادی که علاقه به ازدواج ندارند، سوءتفاهم ایجاد می کند.

پاسخ
nazigh

با تشکر از شما گل
این کتاب رو فیدیبو‌‌ داره ممنون از معرفی

پاسخ
شایسته

سلام گیس گلابتون عزیز
من همچنان از اول تا الان که هرا رو مطالعه کردم، پیگیر این مقاله هستم. خدا میدونه چقدر منتظر بودم تا نوشتن این مقاله رو شروع کنینقلب
هنوزم جامعه به دخترا فشار میاره که به تحصیل و شغلشون بچسبن و تا اون جایی که میتونن اونو ارتقا بدن. به نظر من، موج بد تری که ایجاد شده اینه که انتظار دارن هم در زمینه ی تحصیل و شغل و هم در ازدواج و همسرداری و بچه داری نمونه و تک باشی!!!

پاسخ
گیس گلابتون

چنین چیزی امکان پذیر نیست. مهم نیست از ما چه انتظاری می رود. بلکه مهم است ما توانایی های خود را بشناسیم و به بهترین وجه از آن استفاده کنیم.

پاسخ
شایسته

راستی یه سوال داشتم:
به نظرتون اگه یه آفرودیت در خانواده ای مذهبی و بسته به دنیا بیاد، چه سرنوشتی براش رقم میخوره؟

پاسخ
گیس گلابتون

اگر آتنا را در خود پرورش بدهد، سرنوشتی بسیار خوب. اگر آتنا را پرورش ندهد، سرنوشت بدی دارد، حالا در هر جور خانواده ای که به دنیا بیاید.

پاسخ
Fateme.t

سلام ، اول کتاب نیمه تاریک وجود رو بخونید و تمریناتشو انجام بدید ، آفرودایتی که در خانواده مذهبی بزرگ شده معمولا خطرناکه ! چون اصطلاحا تو دهنی زیاد خورده ! مثلا وقتی خیلی بچه بوده آهنگی تو تلوزیون پخش شده ، این دختر کوچولو ی زیبا و دلبر شروع کرده رقصیدن و قر دادن ، یکهو صد نفر بهش حمله کردن ، سریع تلوزیون رو خاموش کردن و باهاش مثل یه مجرم توبیخ گرانه رفتار کردن ( صحنه ای که خودم به عینه دیدم ) ، یا زمانی که افرودایتی نوجوان بنا به خاصیتش دوست داشته زیباتر به نظر برسه ولی بابت تمیز کردن ابروهاش مورد توهین و قضاوت خانواده و مدرسه و .‌. قرار گرفته ، مادری که مدام بهش گیر میده چرا ده بار تو روز لباستو عوض میکنی ؟ چرا انقدر تنگ می پوشی ؟ چرا موهاتو اون مدلی بافتی ؟ این چه رنگ جلفیه می خوای انتخاب کنی ؟ و .. به مرور این دختر افرودایتی سرکوب کردن و انکار کردن ویژگی های بنیادین شخصیتشو یاد گرفته ، فکر میکنه دختر خوبی شده !!! اما قضاوتی که در مورد دیگران میکنه روحیه اش رو به شکل سایه نشون میده : مثلا میگه فلانی رو ببین چقدر جلفه ، عین ... ها رفتار میکنه ، چقدر اون دختره با قر راه می ره حتما خرابه ! چرا شوهر فلانی نمی زنه تو دهن زن ... اش و جمعش نمی کنه ؟! و ..
این زنای افرودیتی معمولا خطرناکن ، اینا همونایین که بعد ده سال زندگی وفادارانه یکهو به شوهرشون خیانت میکنن چون تحت تسخیر سایه شون قرار گرفتن

اول کتاب نیمه تاریک وجود رو بخونید
یاد بگیرید بر خلاف خانواده نسب به افرودایتی درونتون مهربان و حامی باشید ( کتاب شفای کودک درون هم کاربرد داره چون افرودیت عنصر شبه کودکه و با پرسفون قرابت زیادی داره )
سپس برید سراغ قوی کردن آتنا ، خلاقیت تونو به سمت هنر و جلوه های اون هدایت کنید مثلا ارایشگری ، معماری ، طراحی لباس و .‌.
کم کم مدار انسان های اطرافتون رو تغییر بدید


پاسخ
raha-gh

سلام خانم دکتر جان
بسیار مقاله‌ ی جالب و خواندنی بود. ممنون از وقتی که برای آگاهی بیشتر ما می گذارید. من به شخصه خیلی بیشتر با خودم آشنا شدم و به طور مثال فهمیدم که شخصیت من ترکیبی از آتنا، پرسیفون و هستیا هست. و جالبتر برام این بود که در برهه های خاصی از زندگی یکی از این شخصیت ها بیشتر بروز می کنه. کاش شخصیاتهای مختلف مردانه رو هم بررسی کنید. منتظر بقیه مقاله خوبتون هستیم.گل

پاسخ
گیس گلابتون

خوشحالم از مطالعه اش لذت بردید.

پاسخ
mamanak

خانم دکتر جان سلام
وقت بخیر
پیامم ربطی به این مقاله نداره، یه سوال کلی هست
چطور امکان داره من فایل هایی رو که قبلا خریدم با این اکانت رو ببینم
فکر کنم دوره پاکسازی روح رو خریدم...ولی دقیق خاطرم نیستش

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. لطفا از طریق ایمیل مکاتبه بفرمایید. ممنونم

پاسخ
nikbin

سلام به خانم دکتر نازنین و اعضای محترم سایت گیس گلابتون.
یک سوال دارم. آیا صدای خوش و آوازه خوانی جز ویژگی های آفرودیت هست؟ یا به عبارت دیگر سوالم این هست که: بانوهای اواز که صدای خوش دارند مثل بانو پریسا، بانو شکیلا و... که آوازه خوان هستند (ولی از رقص به همراه آواز استفاده نمیکنند) هم آفرودیت تایپ هستند؟

پاسخ
گیس گلابتون

بله. بعلاوه توانایی قرار گرفتن در مرکز توجه برای ارائه هنر و جلوه گری، از توانایی های آفرودیت است.

پاسخ
rafa

خیلی جالب بود؛ متشکرگل.

گیس گلابتون عزیز، برام یک سئوال پیش اومد که ممنون میشم جواب بدید.
آیا ممکنه دختری همزمان پرسیفون و آفرودیتش با هم قوی باشن؟ مثلا یک دختر با آتنای قوی که توی هر جمعی برای مردان جذابه و مردانِ سنین مختلف دنبالشن ولی هیچوقت بازیچه مردان نمیشه و مردان رو دنبال خودش میکشونه، اعتماد به نفس بالایی هم داره و توی جمع ها به سرعت دیده و شنیده میشه، و وابستگیش به مادرش و بقیه خیلی کمه. ولی در عین حال روحیه و چهره و رفتارهای دخترونه داره و از روشهای دلبری کردن با جسم زنانه اش و آرایش مو و چهرۀ زنانه هم زیاد استفاده نمیکنه و زنانه رفتار کردن رو دوست نداره. چنین شخصیتی بیشتر آفرودیته یا پرسیفونه؟!! قبلا فکر میکردم که چنین ویژگیهایی مربوط به آفرودیته ولی الان با خوندن مطلب شما شک کردم که شاید پرسیفون باشه! متفکر
انگار روی کاغذ یک سری تناقضها دیده میشه در همزمانی آتنا+ پرسیفون+آفرودیت. درست میگم؟!

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. به نظر میاد ترکیب خوب و مناسبی از آتنا و آفرودیت است که معجونی بشدت جذاب و کارا می سازد. البته فقط بر اساس نوشته های شما دارم نظر می دهم. ویژگی های پرسیفون که شما تشخیص دادید، کجاست؟ شما آنها را ننوشتید و یا من نتوانستم در نوشته شما تشخیص بدهم. ممکن است ویژگی های پرسیفونی این شخص را مجدد بنویسید؟

پاسخ
rafa

مرسی برای پاسختون.
در واقع چیزی که باعث شک شد برام، ویژگی هایی هستند که برای پرسیفونه نوشته شده اند:
1- پرسیفون دخترانه است، روحیه شاد دخترانه دارد و حتی در سنین بالاتر چهره جوانی دارد (و به جای رنگهای قرمز، عاشق صورتی هاست)
2- کنجکاو و عاشق تفریح و بازیگوشی است.
3- عاشق یادگیری و تجربه های جدید است.
بیشتر شماره 1 و 2 من رو به شک انداختن. چون چیزی که متوجه شدم اینه که آفرودیتها خیلی زنانه‌گون رفتار میکنن و سعی میکنن با جذابیتهای جنسیتی‌شون، مثلا انحناها و برجستگیهای زیبای بدنشون از همه مردها دلبری کنند، ولی مدل دلبری پرسیفونها گونه دیگه ایه.
(شاید هم من ویژگی ها رو به درستی برداشت نکردملبخند)

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. من هنوز آفرودیته را معرفی نکردم. آفرودیتها همیشه جوانتر از سنشان به نظر می رسند. جذاب هستند، بشدت، ولی تلاش نمی کنند دلبری کنند. دلبری در ذاتشان است. آفرودیت عاشق تفریح و بازیگوشی است. من شما را نمی شناسم و نمی دانم آفرودیت هستید یا پرسیفون، ولی برداشت شما از آفرودیت درست نیست.

پاسخ
rafa

مرسی از توضیحتونگلگل
آفرودیت رو جاهای دیگه خونده بودم کمی. بر اساس توضیحات شما بله برداشتم اشتباه بوده، تصورم این بود که آفرودیتها برای دلبری تلاش میکنند و موفقند در این تلاش. ممنونملبخندگل

پاسخ
nikbin

سلام به خانم دکتر نازنین.
در افسانه کهن الگوها، آیا پرسیفون فرزندی هم دارد؟ فرزندی که پرسیفون پرورش میدهد ، چگونه فرزندی است؟

پاسخ
گیس گلابتون

بله. از دو فرزند برای او نام برده می شود که از نظر کهن الگویی ارزشمند نیستند. آیا سوال شما درباره خودتان است و اینکه چگونه فرزندی پرورش خواهید داد؟

پاسخ
nikbin

خیر. دلیل سوالم این بود که در یکی ازکامنت ها آمده بود که تعداد زیاد پرسیفون تایپ در ایران داریم ، میخواستم حدودی بدونم نسل آینده به چه سمت و سویی کرانه میکنه.
در اینستاگرام که در صفحه گیس گلابتون صحبت بود، یکی از خانمها (که احتمالا جامعه شناس بودند) میگفتند که نسل کنونی با مادران هراتایپ یا دیمیترتایپ سنتی و مذهبی پرورش یافتنه اند و ... شاید دلیل بعضی مزایا و معایب مثلا دهه ۶۰ چنین امری باشه.

پاسخ
گیس گلابتون

از روی کتاب "انواع زنان" نقل می کنم: اگرچه ممکن است زن پرسیفونی صاحب فرزند شود، ولی تا وقتی مقداری دیمیتر در وچودش فعال نباشد، احساس واقعی یک مادر را تجربه نمی کند. مادر او به عنوان یک مادربزرگ مداخله جو، کنترل امور نوه ها را بدست می گیرد."
ز اینجا خودم دارم می نویسم: پرسیفون و دیمیتر دو روی یک سکه هستند. معمولا دختران پرسیفونی به مادران دیمیتری تبدیل می شوند. بیشتر مادران ایرانی، دیمیتر هستند. در ایران هرا هست، بویژه در بعضی شهرها، مثل تبریز، یزد، کاشان یا اصفهان، تعدادشان زیاد است، ولی اکثریت با مادران دیمیتری است. اگر هرا زیاد بود، الان شاهد این همه افزایش طلاق نبودیم. هرا به هر قیمتی ازدواجش را حفظ می کند.

پاسخ
Fateme.t

گیس گلابتون جان بهتر بود مرلین مونرو رو تو بخش جداگانه ایی قرار می دادید ، مرلین مونرو یک پرسفون کامل بود که آفرودیت بالایی داشت ( جدیدا مُد شده از لفظ نقاب افرودیت استفاده می کنن که به نطرم درست نیست ! ما خدابانو 100% نیستیم ! اونا تو المپ از عزل تا ابد جاشون راحته ! شاید تو المپ پرسفون و آفرودیت و .‌. از هم جدا باشن ولی ما آدمای فانی می تونیم همزمان از چندین انرژی استفاده کنیم ) ، پس مرلین مونرو یک پرسفون تایپ بود که انرژی آفرودیت بالایی داشت ( نقابی در کار نبود )
این مقاله دقیقا راجع سرنوشت مرلین مونروئه ! دخترای پرسفونی که آفرودیت رو شدیدا و بدون کنترل و تک بُعدی میارن بالا ، به پرسفون وجودشون که خواستار رشد روحیه بها نمی دن و خفش میکنن و ترجیح میدن فقط به توصیه های آفرودیت وجودشون بها بدن سرنوشت غمباری دارن ، خوبه که راجع بهشون آگاهی میدید ، درود بشه شما

خانوما اگه بیس پرسفونی دارید و دارید تلاش می کنید حتما آفرودیت رو بیارید بالا ، همراه با آفرودیت ، آتنا رو هم شدیدا بالا ببرید تا حداقل تبدیل به هتایرا بشید ، آتنا ست که در شرایط بحرانی یار و یاورتون میشه ، هر آفرودیت به یک آتنای باهوش نیاز داره که در گوشش زمزمه های هوشمندانه بکنه ، آتنایی که آروم نجوا میکنه : قرص ضدبارداری بخور ! مراقب بیماری های مقاربتی باش ! انقدر سر ماه همه حقوقت رو خرج نکن ! همیشه که خوشگل و جوون نیستی فکر دوران پیری و کوری باش ! شغلتو ترک نکن ، مهارت کسب کن اندامت خراب میشه ولی مغرت نه ! خودت رو بیمه کن ، وقتشه خونه بخری تا خیالت راحت باشه اگه مرد حمایتشو قطع کنه گوشه خیابون نمی مونی ! این شیفتگی کورکورانه مخصوص اوایل اشناییه نمی ارزه ازدواجتو بخاطرش خراب کن کمی صبر کن تا اتیش شهوت کمی خاکستر بشه ! اون مرد متاهله و تنها برای تو به عنوان یک معشوقه خاطرات پوچ باقی می مونه پس خودتو درگیرش نکن ، هنرت رو حرفه ایی عرضه کن تا بتونی ازش پول در بیاری و جاودانه بشی ، این بنفعته ، نه اون به نفعت نیست ! و ..

آتنایی که با نگاه مدوسایی مراقب همه چیز است و بهترین دوست آفرودیت برهنه و پرسفون آسیب پذیر درونه!

بیخود نیست ارکتایپ هتایرا جذاب ترین زن جهانه ، چون هتایرا یعنی ترکیب قلب و مغز ! یعنی چشیدن لذت های دنیا بدون باخت دادن و ضرر کردن ، زنده باد هتایرا

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. مرلین مونرو نقش آفرودیت را در فیلمهایش بازی می کرد. اگر در زندگی شخصی اش، شخصیت دیگری داشته، به این مقاله مربوط نیست. مثل اودری هیپورن که نقش معصومانه پرسیفون را در فیلم هایش بازی می کند و من نمی دانم شخصیت واقعی اش چه بوده.
چه توضیحات خوبی برای آتنای راهنما نوشتید. درود بر شما.

پاسخ
Firuze

سلام و صد سلام
من فکر میکنم یه کم آتنا یه کم آرتمیس یه کم پرسفون در من هست از هرا و آفرودیت هم خبری نیستخنده
ممنون که زحمت کشیدید و این قدر جامع و کامل توضیح دادیدگل

پاسخ
گیس گلابتون

ممنونم. لطف داریدگل

پاسخ
میم ب

سلام ببخشید من نمی دونم کهن الگی من چیست من به ورزش کردن علاقه دارم اسب سواری دویدن و...را دوست دارم.اکتشاف و ماجراجویی هم دوست دارم.متاسفانه نمی توانم خشمم را خوب کنترل کنم و به راحتی پرخاشگر می شوم.به انتقاد هم جواب تند می دهم.مستقل بودن را دوست دارم و سعی می کنم مستقل با شم .اول فکر کردم کهن الگوی من ارتمیس است اما ارتمیس زرنگ است رهبر است برونگراست من در جمع دوستان و خانواده برونگرا هستم اما پیش غریبه ها و کسانی که با ان ها جور نیستم ساکتم و کاری به کار کسی ندارم قبلا اعتماد به نفس داشتم ولی چند ساله که اعتماد به نفسم را از دست دادم و از خودم راضی نیستم.فکر کردم شاید پرسفون باشم ولی من نه مثل ارتمیس قدرتمند هستم نه مثل پرسفون دوستداشتی.ببخشید طولانی شد شد

پاسخ
گیس گلابتون

ممنونم. شما آرتمیس هستید. زمینه رهبری و اعتماد به نفس بالا را هم دارید، ولی باید به بالندگی برسید تا همه ویژگی های عالی آرتمیس را بروز بدهید. توجه کنید که ما آدم هستیم و الهه نیستیم، پس در خصوصیات مثل یک الهه کامل نیستیم.
آرتمیس معمولا در یک خانواده کنترلگر و سختگیر بوجود می آید که اعتماد به نفس بچه ها را سرکوب می کنند. آرتمیس معمولا قلق روابط را نمی شناسد. در خانه سرکشی و بدخلقی می کند، ولی اگر همین رفتار را در جامعه انجام بدهد، به طرز بدی با او مقابله می شود. به همین دلیل شما در محیطهای غریبه ساکت می شوید چون نمی دانید چطور میدان را به دست بگیرید.
نگران نباشید. با تقویت آتنا، دوباره اعتماد به نفستان رشد می کند.

پاسخ
میم ب

ممنون برای راهنمایی خوبتون.بله من اتنای ضعیفی دارم باید ان را تقویت کنم و شهامت انجام کارهایی که از انجام ان می ترسم داشته باشم تا اعتماد به نفس خود را بدست بیارم

پاسخ
گیس گلابتون

انشاالله. در ضمن دفعه قبل شما 60 بار کامنت خود را ثبت کرده بودید و الان 15 بار. میشه خواهش کنم وقت دکمه ارسال را می زنید پانزده ثانیه صبر کنید تا ثبت انجام شود؟ لازم نیست بارها روی دکمه کلیک کنید. متشکر میشم نازنین.

پاسخ
میم ب

ببخشید من تازه تو این سایت ثبت نام کردم نمی دونستم چیکار باید بکنم ببخشید که باعث ناراحتی شدم

پاسخ
گیس گلابتون

به قلب من خوش آمدیدقلب باعث زحمت نشدید، من قلق این وبسایت را برایتان نوشتم.

پاسخ
میم ب

سلام ببخشید که زیاد سوال می پرسم و پر حرفی می کنم هیچ جایی رو به جز اینجا ندیدم که با صبر حوصله به سوال کاربران پاسخ دهند.می خواستم بدونم ارتمیس،اتنا یا هستیا چقدر به ظاهر اهمیت می دهند؟می دونم که افرودیت ها و پرسیفون ها دوست دارند به ظاهرشان برسند.هرا ها هم شیک پوش،و خانومانه هستند.ولی زیبایی ظاهری چندان برای من مهم نیست بنظر من اگر زنی قدرتمند و مستقل باشد بهتر از این است که زیبا باشد.من از ارایش اصلا خوشم نمی یاد دوست دارم همه جا چهر ه ی خودم را داشته باشم.لباس های ساده و راحت را هم ترجیح می دهم و زیاد در بند مد و اینجور چیزها نیستم.مدل مو هم برام مهم نیست فقط ان ها را جمع می کنم تا مزاحم نباشند.کلا رسیدگی به ظاهر از تفریحات من نیست بیشتر دوست دارم ورزش کنم و بدنی ورزشکاری و حتی عضلانی داشته باشم .دیگران از من ایراد می گیرند و می گن انگار اصلا دختر نیستم.ولی اینجور چیزها اصلا با روحیات من سازگارنیست.بنظر شما مشکلی دارم؟

پاسخ
گیس گلابتون

شما آرتمیس هستید. چیزی که شما به عنوان مشخصات یک دختر می شناسید، مشخصات یک پرسیفون است. آرتمیس از پرسیفون بیزار است. به هیچ عنوان خود را و زنانگی تان را زیر سوال نبرید. شما یک زن قوی و مستقل هستید و دنیا به خانم هایی مثل شما احتیاج دارد. توصیه ام به شما این سه تاست:
مدیریت خشم را یاد بگیرید (خداحافظ خشم)
تعدادی هدف رشد شخصی و شغلی برای خودتان تعیین کنید (هدفگذاری برای آدمهای باهوش)
مدیریت زمان را یاد بگیرید (مدیریت زمان در شش روز و نصفی)

نوشتم چه چیزهایی را یاد بگیرید و محصولات آموزشی خودم را هم معرفی کردم. البته شما می توانید از هر منبع دیگری که دوست دارید، این آموزشها را ببینید. هر استاد یا معلمی که مایل هستید.
یک سال آینده را صرف آموختن این سه تا کنید و سال دیگر ببینید چقدر رشد کرده اید، چقدر اعتماد به نفستان بالا رفته و چقدر حالتان خوب است.

پاسخ
میم ب

بله ممنون برای راهنمایی های خوبتون

پاسخ
گیس گلابتون

گل

پاسخ
میم ب

به نظر شما در ایران بیشتر چه کهن الگوهایی فعال اند؟کشورهای دیگه فکر کنم بیشتر ارتمیس اتنا یا افرودیت باشن البته نه همشون

پاسخ
گیس گلابتون

به نظر من پرسیفون و دیمتر بیشتر از همه هستند. خیلی بیشتر. در بعضی شهرها، مثل یزد، تبریز و اصفهان، هرا زیاد است.

پاسخ
sarafaramarzi

ممنون از شما بابت این مقاله خفننیشخند
من هر بار که ایمیل دریافت کردم با اشتیاق اومدم تا ویژگی های هر ارکتایپ رو بخونم. سوال من اینه که من وقتی پرسیفون رو خوندم اصلا درکش نکردم.با توجه به اینکه گفتین ادری هیپورن این شخصیت رو داشته دو تا فیلم هم ازش دیدم ولی اونجا حس نکردم دختری هست که بازیچه شده.شاید فیلمای درستی ازش رو ندیدم.به هر حال ممنون میشم فیلمی از ادری هیپورن معرفی کنید که پرسیفون رو نشون میده .یا اینکه یه صفت بارز بگین که هر کس اینو داشته باشه پرسیفون داره

پاسخ
گیس گلابتون

ممنونم. ادری هیپورن، پرسیفون به بلوغ رسیده را نشان میدهد: معصوم، پذیرا، مهربان، در حال یادگیری و آموختن... که همه با اشتیاق به او کمک می کنند. من نمی خواهم مثالی از پرسیفون بزنم که به عزت نفس پرسیفونی ها صدمه بزند. می خواهم بدانند به اندازه ادری هیپورن، دوست داشتنی و معصوم هستند. وگرنه یافتن مثالهایی از زنانی که بازیچه دست این و آن هستند، آسان است. راستی سیندرلا، سفیدبرفی و زیبای خفته هم پرسیفون هستند.

پاسخ
میم ب

ممنون سوالمو جواب دادینگل

پاسخ
گیس گلابتون

گل

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه