برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

عضویت در سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
آدم‌های شاد و موفق
1396/01/08 08:50

توکل چیست؟ چگونه به خدا توکل کنیم؟

حتم دارم این دعای معروف را خوانده‌اید؟

 

خدایا به من قدرتی عطا کن تا آنچه قابل تغییر است، تغییر بدهم

خدایا به من متانتی عطا کن تا آنچه غیرقابل تغییر است، بپذیرم

و  خدایا... به من خردی عطا کن تا تفاوت بین آنچه قابل تغییر است و آنچه غیرقابل تغییر است بفهمم

 

این دعا، دعای آرامش Serenity Prayer نام دارد. اولین بار رینولد نیبر آن را نگاشت. این دعا برداشت آزادی از متون مذهبی و شعار انجمن‌های الکلی‌های گمنام و معتادان گمنام است. ​دوازده ساله بودم که این متن را در کتاب آیین زندگی دیل کارنگی خواندم. خواندن چنین متن زیبایی مرا تکان داد.

 

خدایا به من قدرتی عطا کن تا آنچه قابل تغییر است، تغییر بدهم

خدایا به من متانتی عطا کن تا آنچه غیرقابل تغییر است، بپذیرم

و  خدایا... به من خردی عطا کن تا تفاوت بین آنچه قابل تغییر است و آنچه غیرقابل تغییر است بفهمم

 

بیشتر آدم‌ها اینگونه رفتار نمی‌کنند. بیشتر آدم‌ها در مقابل مسائل قابل تغییر، دست روی دست می‌گذارند و هیچ تلاشی برای بهبود شرایط خود انجام نمی‌دهند. برای مثال برای درآمد کم، نداشتن مدیریت مخارج، اضافه وزن، روابط ناسالم، نداشتن مدیریت زمان و بی نظمی در محیط خانه، اقدامی انجام نمی‌دهند. بیشتر آدم‌ها برای عادت‌های بد خود کاری انجام نمی‌دهند و شانه بالا می‌اندازند و می گویند: من همینطوری هستم!

 

در عوض زور می‌زنند که دیگران را تغییر بدهند. گلوی شان را پاره می‌کنند و ساعت‌ها فریاد می‌زنند که باید شرایط جهان تغییر کند و دنیا جای خوبی برای زندگی باشد. برای مثال با آه و حسرت در مورد نظم خیابان‌های آمریکا و اروپا و حتی دوبی حرف می‌زنند و جوک‌های "فقط یک ایرانی می‌تواند ...." را در تلگرام دست به دست می‌کنند، اما وقتی پای رانندگی خودشان می‌رسد راننده‌ای بی احتیاط و قانون شکن هستند. به آمبولانس و ماشین آتش نشانی راه نمی‌دهند، برای ماشین تعلیم رانندگی آنقدر بوق می‌زنند که بوقدان شان درمی آید!

 

چرا از دیگران بگویم. اجازه بدهید از خودم بگویم. من تصور می‌کردم کلمه به کلمه این دعا در گوشت و پوست و استخوانم نفوذ کرده، ولی اینطور نیست. تا چهل سالگی بخاطر برداشت اشتباهی که از عرفان و تسلیم داشتم، آدم مفعلی بودم. اجازه می‌دادم هر کسی هر بلایی می‌خواهد سرم بیاورد. برای رفع مشکلاتم هیچ اقدامی نمی‌کردم، فقط دعا می‌کردم. وقتی مورد اذیت و آزار قرار می‌گرفتم، برای فرشته آن شخص نامه می‌نوشتم یا او را در هاله صورتی  یا آبی تجسم می‌کردم. به عقلم نمی‌رسید شاید لازم باشد مذاکره کنم، دلخوری‌ام را بیان کنم، نیازهایم را درخواست کنم، اولتیماتوم بدهم یا قطع رابطه کنم. خیر! من بیشتر از قبل خدمت می‌کردم، بیشتر از قبل خوش رفتاری می‌کردم و بیشتر از قبل سرم را خم می‌کردم تا توی سرم بکوبند.

 

درآمدم کم بود؟ کمتر خرج می‌کردم. پس انداز نداشتم؟ غصه می‌خوردم، نگران بودم، ولی سعی می‌کردم به روی خودم نیاورم و امیدوار باشم در مواقع اضطراری یک جورهایی پولی به دستم برسد. در ارتباط با آقایان شکست خورده بودم؟ از خودم نمی‌پرسیدم چه راه حلی وجود دارد و چه کار می‌توانم بکنم؟ به خودم برچسب می‌زدم که  زشت هستم، بدهیکل هستم، جذابیت زنانه ندارم، قسمت و سرنوشتم تنهایی است، یا قدر مرا نمی‌دانند یا زمانه بد شده، ولی دنبال راه حل نبودم، فقط شکست را قبول کرده بودم.

 

در چهل سالگی یاد گرفتم منفعل نباشم و مسئولیت تجربه‌های زندگی‌ام را قبول کنم. زیرلب تکرار می‌کردم:

چرخ برهم زنم آر غیر مرادم گردد

من نه آنم که زبونی کشم از چرخ زبون

 

 

دعای آرامش را به خاطر دارید؟

خدایا به من قدرتی عطا کن تا آنچه قابل تغییر است، تغییر بدهم

خدایا به من متانتی عطا کن تا آنچه غیرقابل تغییر است، بپذیرم

و  خدایا... به من خردی عطا کن تا تفاوت بین آنچه قابل تغییر است و آنچه غیرقابل تغییر است بفهمم

 

 

در آخرین روزهای اسفند 1395 متوجه شدم، من فقط جمله اول این دعا را بکار می‌گیرم. یعنی وقتی با مشکلی روبرو می‌شوم از خود می‌پرسم "برای حل این مسئله چه کار می‌توانم بکنم؟" تعدادی راه حل  پیدا می‌کنم و یکی یکی آن‌ها را بکار می‌بندم تا بالاخره مسئله را حل کنم. این روش عالی است، ولی یک اشکال بزرگ دارد: بعضی مسائل قابل تغییر نیست! من می‌فهمم که بعضی مسائل قابل تغییر نیستند، ولی باز هم زور می‌زنم که آن‌ها را تغییر بدهم.   

 

چطور شد به این موضوع پی بردم؟ من از مهرماه 1395 تصمیم جدی گرفتم فروشگاه سایت را برای بار سوم بهینه کنم. شروع کردن به بررسی فروشگاه‌های مختلف. در بیستم آذر هزینه بهینه سازی سایت را به طور کامل پرداخت کردم. طراح سایت پس از دریافت هزینه کامل، تازه یادش افتاد که مشکلات کار چیست! و هر دو سه روز یکبار، مشکل جدیدی را عنوان کرد. آن را حل کردم. او مشکل بعدی را مطرح کرد. آن را هم حل کردم. همینطور ادامه دادم تا در آخرین ساعات اداری روز 28 اسفند، یعنی آخرین ساعات کاری سال، طراح سایت مشکلی پایه‌ای‌تر را عنوان نمود. مشکلی که می‌توانست و باید در ماه دی مطرح کند. در آن هنگام که به استقبال تعطیلات دو هفته‌ای می‌رفتیم، امکان حل کردن آن مشکل وجود نداشت. دلم می‌خواست از عصبانیت گریه کنم، ولی یاد دعای آرامش افتادم:

 

خدایا به من قدرتی عطا کن تا آنچه قابل تغییر است، تغییر بدهم

خدایا به من متانتی عطا کن تا آنچه غیرقابل تغییر است، بپذیرم

و  خدایا... به من خردی عطا کن تا تفاوت بین آنچه قابل تغییر است و آنچه غیرقابل تغییر است بفهمم

 

متوجه شدم نمی‌خواهم تسلیم شوم. کاری از دستم برنمی آمد، ولی با افکار آشفته و نگرانی و سرزنش خودم و دیگران داشتم "تلاش" می‌کردم. انگار هرقدر ناراحت‌تر باشم، بیشتر جوش بزنم و بیشتر بد و بیراه بگویم دارم کار بیشتری انجام می‌دهم. در طول تعطیلات هر بار یاد این گره کور افتادم، چند بار نفس عمیق کشیدم و دعای آرامش را زیر لب تکرار کردم. از خدا که پنهان نیست، از هم هم پنهان نباشد که در طول تعطیلات چندین هزار لیتر نفس کشیدم و صدها بار دعای آرامش را زمرمه کردم!

 

اولین مقاله امسال را با عنوان "توکل" آغاز می‌کنم. امسال خیال دارم توکل کردن را یاد بگیرم. می‌خواهم با پوست و گوشتم احساس کنم توکل کردن یعنی چه. توکل به خدا، دست روی دست گذاشتن نیست. بلکه امتحان کردن همه راه حل‌ها و سپس سپردن نتیجه به دست خداست. توکل، پذیرفتن تغییرنکردنی هاست. اما... اما باید خردمند باشیم و تفاوت تغییرکردنی و تغییرنکردنی را درک کنیم.

 

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
m.motamedpooya@gmail.com

من مشابه این دعا رو اولین بار در کتاب "برای هر مشکلی یک راه حل معنوی وجود دارد نوشته وین دایر" خوندم.اینکه می نویسید خودتون هم در برابر بعضی جملات روانشناسی مقاومت می کنید رو دوست دارم.

پاسخ
Firuze

چقدر جالب ، من و خواهرم امسال را برای خودمان سال توکل نامگذاری کرده ایم و روی تخته سفید کوچکی که روی اتاق مطالعه ی هر کداممان هست با آغاز سال، این جملات را نوشته ایم بسم الله الرحمن الرحیم توکلت علی الحی الذی لایموت والحمدلله الذی لم یتخذ صاحبة و لا ولدا ... دعای کوچکی است که مرحوم مؤذن زاده اردبیلی در ابتدای اذان میخواند.
و این جمله اوفوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد
شاید هم این راهنمایی خدای مهربان برای ماست که با قلم ارزشمند شما برای ما و خیلی های دیگر فرستاده شده است.
ممنونم، ممنونم، مثل همیشه عالی بودگل

پاسخ
گیس گلابتون

چه حسن تصادفی... چقدر جالب

پاسخ
nazigh

چه مقاله خوبی! منم تصمیم گرفتم مواردی که قابل تغییرند رو عوض کنم و منتظر بهتر شدن شرایط و توجه دیگران نمونم و برای موارد غیر قابل تغییر به جای خودخوری و مقصر دونستن اطرافیان اون شرایط رو بپذیرم و نتیجه رو به خدا واگذار کنم. این دعا یکی از موهبت های شکرگزاری من شد و باید بابتش بگم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

پاسخ
roshanideh

سلام گیسو جان. سال نو مبارک عزیزم. آرزو دارم امسال ده برابر بهتر از سال قبل واست باشه. مطلب امروز خیلی بهم انرژی داد. الهام بخشه. سپاسگزارم. من ده سال بخاطر ترس از رانندگی اذیت شدم. اما یکی دوماهه عزمم و جزم کردمو شکر خدا دارم راه میفتم.من واس حل شدن مشکل سایت دعا میکنم عزیرم . شما هم دعا کن ترسهامو یکی یکی کنار بزارم . گلقلب

پاسخ
Firuze

حافظ میفرماید:
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی، خدا بکند

پاسخ
raha-gh

گلگلگلگل

پاسخ
ashoori79

ممنون از دلنوشته زیباتون که بدجوری به دلم نشست. برای خودم و شما و بقیه دوستان آرزوی زیبای همین دعا رو دارم. سپاس از اینکه یافته هاتون رو با ما شریک می شید.گل

پاسخ
حدیث زمانی

متن خیلی خوبی بود ممنون که لحظاتتونو برامون مینویسید ماام از تجربه های شما استفاده کنیم منم خیلی عادت به نوشتن دارم...
منتها پیدا کردن تفاوت تغییر کردنی و تغییر نکردنی کار اسونی نیست
دوستون دارم😙😙

پاسخ
گیس گلابتون

من هم دوستتون دارم

پاسخ
elin

سلام خانم دکتر عزیزززم
خیلی وقته کامنت نذاشتم ولی مطمئنم که منو یادتونه،
من همچنان مثل همیشه، با دیدن پست ها و متن هاتون تحسین تون میکنم و عمیقا لذذذذت میبرم ...و اختصاصا در مورد این متن میخواستم یه پیشنهادی بدم که از تجربه ی سال گذشته ام نشات میگیره، من پارسال دقیقا تو همین روزها بود که تو تعطیلات عید به همراه خونواده ام در سفر بودم و به شدددت نگران و اشفته از عقب موندن کارها و برنامه هام، طوری که هیییچ لذتی نه از سفرم بردم و نه از همراهی با عزیزان و اقوام و دوستان و طبیعت زیبای شمال و دریاچه و جنگل و ...همه ی ذهنم در گیر پروژه و پروپوزالم بود...همه ی لحظات و زندگیم، و نهایتا طاقت نیاوردم و قبل از تموم شدن برنامه ی سفر خواستم که برگردم منزل تا بیش از این از کارهام عقب نمونم!!!! بگذریم از 16 ساعتی که تو راه بودمو کلی سرزنش شنیدم از اینکه چرا حرف گوش نکردمو خونواده ام رو رها کردمو ....و بگذریم از اینکه به برنامه ها و پروژه ام هم نرسیدم!!!! و همچنان تا یکسال بعد که امروز باشه تمدید شد!!!!
همون موقع ها من همه ی همه ی همه ی زندگی و انرژی و وجودمو صرف کارم کرده بودم ولی به نتیجه نمیرسیدم...و علامت سوال بزرگی برام بود که واااقعا مفهوم توکل ، قضا و قدر و سرنوشت و ...چی میتونه باشه؟ من چطورررر باید تشخیص بدم چیزی رو میتونم تغییر بدم و چیزی رو نه؟ در ظاهر همه چیز تحت کنترله، همه چیز به صلاحه، همه ی مسئولیت یک موضوع به خودم بستگی داره و من هم مشغول هستم و در حال اقدام، ولی چرااااا اتفاقی نمیفته؟ چرا هیییییچ نتیجه ای حاصل نمیشه؟
و اونجا بود که علاوه بر میاحث هدف گزاری و برنامه ریزی و ...شروع کردم به خوندن مطلب در مورد مسائلی از قبیل توکل ، قضا و قدر و سرنوشت و ...با اینکه تقریبا ادم مقید و متدینی هستم وهمیشه و همه جا لفظا میشنیدم که حالا توکل به خدا!!!! یا ببینیم خدا چی میخواد؟!؟!؟! ولی مسائلی از این دست همیشه برام علامت سوال بوده و و ...و هیچ وقت نمیتونستم بپذیرم و یا درک اش کنم که واااقعا یعنی چی؟
نهایتا در بین همه ی مطالعاتم از کتاب " انسان و سرنوشت" از مرتضی مطهری بسیار لذت بردم و به
افرادی که سوالاتی از این قبیل دارند رو پیشنهاد میکنم،نسخه pdf اش هم تو سایت اثار مطهری موجوده و رایگان قابل دانلود هست، البته فصل اولش در مورد مسلمانها و اوضاع جامعه ی رو به انحطاطا رفته و ...هستش و دلایل اون ، که شاید از حوصله خارج باشه، اما فصل دومش که در مورد قضا و قدر و توکل کردن هستش عااالی بود واااقعا ، طوری که من با خوندن بعضی از جملاتش از هوش میرفتم و عمیقا حیرت میکردم.و برای روح بزرگ و دانش عمیق استاد مطهری درود میفرستادم.

پاسخ
گیس گلابتون

سپاسگزارم

پاسخ
fari66ba

سلام گیس گلابتون دوست داشتنی
من مدت کوتاهی که با شما آشنا شدم و این اولین کامنت من هستش.اول از همه میخوام بگم خوشحالم که تو یه گوشه از قلب و ذهن یه انسان ارزشمند برای من جایی وجود داره.خوشحالم که اینجا راحت در مورد دغدغه اصلی این روزهای خیلی از ما صحبت میشه.از ازدواج..
دوم اینکه میخواستم بگم من سالهاست از طریق انجمن دوازده قدمی هم وابستگان گمنام با دعای آرامش آشنا شدم و باهاش عجینم.اما پای ازدواجم که میاد وسط نمی دونم من سهمم انجام دادم و حالا باید بپذیرم که بقیه سهم خداوند یا سرنوشته یا اینکه نه من هنوز سهم انجام نداده ای دارم؟
فکر میکنم آشنایی با شما و سایت جذابتون بتونم جواب سوالم بگیرم.
یه دنیا ممنون که هستید از اون بودن های ماندگارلبخند

پاسخ
گیس گلابتون

سپاس

پاسخ
هيلا

سلام خانم دكتر جاااان
خانم دكترم نفسم عمرم
من نميتونم مراقبه عشق در ٩ دقيقه رو توي فروشگاه پيدا كنم كه به ليست خريدم اضافه كنم. ايا اين مشكل فقط براي من پيش اومده و بايد با دقت بيشتري محصولات چك كنم ؟ يا اينكه واقعا نيست 😊
در ضمن ممنون براي كوپن تخفيفي كه برامون قرار داديد 🙏🏻🌼🌼🌼

پاسخ
گیس گلابتون

حق با شماست. هنوز وقت نکردم مراقبه عشق را در فروشگاه بگذارم. انشاالله تا آخر این هفته قرار خواهم داد

پاسخ
sepidarsepid
http://sepidarsepid.persianblog.ir/

سلام گیس گلابتون عزیز
توکل از ته دل سخته، کاش ما هم یاد بگیریم.
ممنون از نوشته ی خوبتون که از دل برآمد و بر دل نشست.

پاسخ
دوره آموزشی رایگان: ویژه خانمهای مجرد
عضویت در سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه