راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
آدم‌های شاد و موفق
1395/09/13 09:01

حاکم سرنوشت یا محکوم به سرنوشت؟

دوستی می‌پرسد بالاخره ما حاکم سرنوشت خود هستیم یا محکوم به سرنوشت؟ آیا خدا به داد ما می‌رسد یا قوانینی وضع کرده و ما را به حال خود رها کرده است؟ آیا ما درباره زندگی خود اختیار داریم یا جبر، سرنوشت ما را از پیش رقم زده است و همه چیز مکتوب است؟ آیا آنچه در فیلم "راز" گفته می‌شود، راست است؟

 

سؤال ظریفی است. جبر یا اختیار، کدام واقعیت دارد؟

 

من عقیده دارم ما در دنیایی دوگانه زندگی می‌کنیم که مسائل به ظاهر متناقض، در واقع دو سر یک طیف هستند و هر دو به یک اندازه ارزش و واقعیت دارند، مثل:

  • شب و روز
  • زن و مرد
  • امور مادی و امور معنوی
  • جبر و اختیار

 

از نظر من جبر و اختیار دو روی یک سکه هستند و هردو در زندگی ما جاری هستند. یعنی از طرفی مسائلی در زندگی ما وجود دارد که برای ما تعیین شده‌اند، مثل جنسیت، خانواده، صورت ظاهری، وراثت و ژنتیک، از طرفی دیگر ما می‌توانیم و وظیفه داریم که به بهترین نحو از امکانات خود استفاده کنیم و زندگی خوب و شادی برای خودمان فراهم کنیم و در عین حال به مردم خدمت کنیم. یعنی هم جبر وجود دارد و هم اختیار.

 

به عقیده من ما می‌توانیم با اراده و ذهن خود چیزهای دلخواه را به سمت خود بکشیم، از طرفی دانای کل نیستیم و ممکن است چیزهایی به سمت ما بیاید که ما از حکمت آن بیخبر باشیم. یعنی آنچه در زندگی ما وجود دارد، تجلی افکار ماست. از طرفی مسائلی در دنیا وجود دارد که از عقل ما خارج است.

 

مطلب مهم این است که ما دنبال مقصر نگردیم. کمبودهای زندگی خود را نه گردن دیگران بیندازیم و نه خود را سرزنش کنیم. نه ما "مقصر" هستیم و نه دیگران. بلکه ما "مسئول" ساختن زندگی خوب برای خودمان هستیم. همین و همین. قرار است ما در هر لحظه بهترین تلاش خود را بکنیم.

 

برای بعضی‌ها کلمه "مسئول" کلمه منفی است. به نظر این اشخاص "مسئول" کسی است که می‌توان سر او داد کشید و او را زیر سؤال برد. در حالی که "مسئول" کسی است قدرت دارد. کسی است که می‌تواند تغییر در جهت دلخواه ایجاد کند. اگر ما باور کنیم  "مسئول" زندگی خود هستیم، از جایگاه یک کودک ناتوان خارج می‌شویم و می‌توانیم داستان زندگی خود را به شکلی که دوست داریم، بنویسیم.

 

خدا همواره در کنار بندگان خود است. دعا را می‌شنود. خواسته‌ها را برآورده می‌کند. ما گل‌های باغ خلقت هستیم و خدا باغبان ما. او می‌خواهد گل وجود ما شکفته شود، ولی خدا به کسی کمک می‌کند که خودش به خودش کمک کند. از تو حرکت، از خدا برکت. اگر من در خانه بنشینم و برای روزی بیشتر فقط دعا کنم، احتمال این که فرشته‌ها، کیسه‌های طلا را به در خانه من بیاورند، کم است. اگر خودم را کنج خانه حبس کرده باشم و برای جذب همسر دلخواه فقط دعا کنم، احتمال این که خدا همسر دلخواهم را از پنجره به داخل اتاقم بیندازد، کم است. اگر با همسرم اختلاف دارم و فقط دست به دامان دعا و فال می‌شوم، احتمال این که اختلافات خودبخود به صورت معجزه وار حل شود، کم است.

 

سرزنش کردن را کنار بگذاریم. نه خود را سرزنش کنیم، نه دیگران را و نه خدا را. با خود خلوت کنید و اول ببینید از کدام بخش زندگی خود راضی هستید؟ بابت آن شکرگزار باشیم. هم از خدا تشکر کنیم و هم از خودمان و هم از همه افرادی که به ما کمک کرده‌اند تا چیزهای خوب در زندگی‌مان باشد. نان خوشمزه که می‌خورید، هم از خدا سپاسگزار باشیم، هم خودمان و هم کشاورزی که گندم کاشته و نانوایی که نان را پخته است.

 

سپس ببینید از کدام بخش زندگی خود ناراضی هستید؟ و از خود بپرسید چطور می‌توانید زندگی خود را شیرین کنید؟ از خود بپرسید چه می‌خواهید؟ اگر آنچه می‌خواهید را بدست بیاورید، چه احساسی خواهید داشت؟ چگونه آدمی باید باشید که چنین چیزی را در زندگی داشته باشید؟

 

کسی که می‌خواهد در کنکور قبول شود، ببیند کسی که در کنکور قبول می‌شود چگونه آدمی است؟ آیا تا ظهر خوابیده است و تا نیمه شب پای اینترنت است؟! آیا همه وقتش پای تلفن می‌گذرد؟! آیا همه فیلم‌های جدید را دیده است؟! آیا دوستان درس نخوان دارد؟!

 

یکی از دوستان می‌گفت: "می‌خواهم ازدواج کنم و می‌خواهم همسرم مردی ثروتمند باشد و زندگی مجللی برای من فراهم کند؟" این دختر باید فکر کند و ببیند مردی که ثروتمند است و زندگی تجملی برای همسرش ترتیب می‌دهد، چگونه همسری می‌خواهد؟ آیا این دختر خانم چنین شرایطی دارد؟ آیا دوست دارد چنین شرایطی داشته باشد؟ چگونه می‌تواند چنین شرایطی داشته باشد؟

 

یکی دیگر از دوستان می‌گفت: "می‌خواهم همسرم پزشک باشد."

-          چرا پزشک؟

-          پزشک هم کلاس اجتماعی دارد و هم درآمدش خوب است.

-          آیا می دانی یک مرد پزشک موفق وقت ندارد که پابپای تو در کارهای خانه و نگهداری از بچه کمک کند؟ آیا می دانی هر لحظه ممکن است برای بیمار اورژانس فراخوانده شود؟ آیا می دانی بهترین وقتش صرف تیمار دیگران می‌شود؟ آیا می دانی او باید سال‌های سال در شهرهای دورافتاده کار کند؟ آیا می دانی وقتی یک مرد پزشک به خانه می‌آید، یک خانه مرتب و آراسته و یک زن غمخوار می‌خواهد و بس؟ آیا توان همراهی با او را داری؟

 

مردی می‌گوید: "من زنی فعال و هشیار می‌خواهم که پابپای من در ساختن زندگی کمک کند." برادر من، آیا می دانید چنین زنی نمی‌تواند غذاهای رنگارنگ بپزد و مهمانی‌های چنین و چنان برپا کند؟ آیا می دانید چنین زنی نمی‌تواند هر لحظه مثل هنرپیشه‌های سینما، رنگ و روغن به صورت داشته باشد و برای خدمت به تو کمر بسته باشد؟ آیا می دانید زنی که بعضی خصایل مردانه مثل کسب معاش و رقابت در عرصه کار در او فعال است، نمی‌تواند سنگ زیر آسیاب باشد؟ هر آن ممکن است شما را رها کند، زیرا به شما و پول شما وابسته نیست؟

 

دنیا جای داد وستد است. برای چیزی که می‌خواهید داشته باشید، باید بها بپردازید. ممکن است بهای خواسته ما، پول باشد. شاید بهای خواسته ما، عمر باشد. ممکن است بهای خواسته ما، زیر پا گذاشتن سایر خواسته‌های ما باشد. سرزنش ممنوع! فکر کنید که چه می‌خواهید و برای به دست آوردن آن باید چه بهایی بپردازید. از خود بپرسید آیا ارزش آن را دارد؟ اگر ارزش دارد، بهایش را بپردازید. حتم داشته باشید که خدا در کنار ماست و ما را یاری می‌کند.

 

 

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
نشاط

دقیقا گیسلابتون عزیز. علت اینکه ما به خیلیییی از ارزوهامون نمیرسیم اینه که حاضر نیستیم بهاشو بپردازیم. دلمون میخواد یه اجی مجی بگن و بشه واسه ما . هرچیزی توی این دنیا بهایی داره، تا نپردازیش صاحبش نمیشیم

پاسخ
...

چرا انقدر همه ی اونایی که عضو این سایت هستن از زندگیشون شاکی و ناراضین؟ نمیفهمم علت این همه شکایت و درد و غصه چیه؟ از زندگی چه توقع هایی دارین؟ چرا انقدر آرزوهای دست نیافتنی دارین؟سوال من هیچ کدوم از این دردهارو درک نمیکم من خیلی خوشبختم نه به خاطر شرایطم به خاطر قلبم چون اونه که به من احساس خوشبختی میده و راضی هست .من معتقدم آدم باید خودش و عاداتش و با شرایط اطراف وفق بده نه اینکه شرایط و عوض کنه تا خوشبخت بشه...

پاسخ
گیس گلابتون

... جون، دوستانی که عضو این سایت هستند، می خواهند زندگی بهتری داشته باشند. نه این که ناراضی و غرغرو باشند. خوشحالم که تو از زندگی ات راضی هستی. آفرین به تو که قلب خوبی داری.

پاسخ
سارا

سلام عزيزم ممنون از بابت متنزيبات
اما براي من يك سوال پيش اومد اينكه ميگن براي همسر الهي خودت بايد اول مشخصاتي رو كه دوست داري اون فرد داشته باشه بنويسي بعد انرژيتو بالا ببري احساس كني داريش و بعد رهاش كني بسپريش به خدا برات مياد بااين تعاريف شما 1 اين قضيه پس امكان نداره؟ دوما اينكه مثلا من دختري از خانواده فقير و پر مشكلي هستم اما خودم مطالعه دارم درس خوندم و غيره حالا انتظار زياديه اگه يه پسر خب از يه خانواده خوب بخام يعين چن خانوادم بده و خودم پولدار نيستم بايد با يه ادم بد و بي پول ازدواج كنم بيشتر از اين نخوام ؟اگه پدرم معتاده پس بايد يه پسر بد رو قبول كنم چن بگم پدرمه خب عزيزم من كه دست خودم نبوده خانواده ام رو انتخاب كنم ميشه بيشتر توضيخ بدين يا به من كمك كنيد؟

پاسخ
گیس گلابتون

یک دختر برای این که با مردی ثروتمند ازدواج کند، لازم نیست خودش ثروتمند باشد. من هم روشی که خودت گفتی را تایید می کنم. ولی یادت باشد مبادا برای ثروت با مردی خودخواه و بدرفتار ازدواج کنی، مبادا با مردی که دوست نداری ازدواج کنی. در کتاب "ازدواج مثل آب خوردن ..." گفته ام.

پاسخ
پس از باران

مثل همیشه قانع کننده و دل نشین بودقلب

پاسخ
آزاده

سلام خانم دکتر عزیز امیدوارم که حالتان خوب باشد یک سوال دارم که مربوط به این قسمت نیست ولی مجبورم بپرسم درقسمت جذب پول اگر به کسی پولی قرض داده باشیم واون شخص دراین چهل روز پولمان را پرداخت کرد جزو جذب پول حساب میشود یا نه

پاسخ
گیس گلابتون

بله! چون پولی که قرض دادی، معلوم نیست که برگردد!

پاسخ
نگار

خیلی خوب بود. ممنون.

اخر هفته ی سختی دارم. برام دعا کنید بتونم خونده هامو عملی کنم. تئوری هامو تو زندگی واقعی به عمل تبدیل کنم. اگه اینطور بشه برا خودم یه جایزه باحال میخرم. برام دعا کنید.

پاسخ
انی

سلام به گیس گلابتون عزیز.فرشته ای که خدا سر راه من قرار داده.خدا رو شکر میکنم که با سایت شما اشنا شدم.میدونم بیدلیل نیست خدا خواسته از طریق شما بمن کمک کنه.ازش سپاسگزارم.گیس گلابتون عزیز من میخام تو درسهای بهترین سال زندگی شرکت کنم.میشه راهنمایی کنید باید چکار کنم؟امیدوارم خدا هرروز مرتبه شما رو بالاتر ببره.

پاسخ
گلابتون

عالی بود همه چی توش داشتگل

پاسخ
noor

لبخندsalam gisgolabatoon joon rast migi shayad chizhayi ke mikhahim be salahemoon nabashe .
be nazaram bekhatere hamine khe to soreye hamd va to ghonoot be khoda migim harche kheire bede va taeen taklif nemikonin na?

پاسخ
رها

خانم دکتر مهربون این پستی که گذاشتی واقعا آموزنده بود و آدم به فکر فرو می برد.
امیدوارم با یاری خدا و کمک خودتون به خودتون این عواطف منفی را رها کنید.
اگر از کسی صحبت یا رفتاری دید یا می بینید که خیلی ناراحتتون کرده سعی کنید کم کم رها کنید.در جایی خوندم که برخی آدمها که پشت سر دیگران حرف می زنند یکی از سه مشکل زیر رادارند
1- بیکارند
2-شخص موردنظر به جایگاهی از رشد و پیشرفت و احترام رسیده که خودشون نرسیدند و حسرت آن را می خورند /
3- خود را در سطح خیلی بالایی می بینند در صورتی که از دید دیگران این گونه نیستند.پس با حرف زدن پشت سر دیگران ناتوانی و ضعف خود را می خواهند مخفی کنند.
ما زمانی از حرف دیگران ناراحت می شویم که حرف آنها و رفتار آنها را باور کنیم.اگر کسی به شما بگوید یک بعلاوه یک می شود چهار .آیا سعی می کنید او را مجاب کنید که چیز به این بدیهی را اشتباه کرده .
در این حالت ما برای این شخص احساس دلسوزی داریم تا عصبانیت .
اگر عصبانیتی دارین که خیلی اذیتتون می کنه باور شما نسبت به خودتان دچار مسئله شده که من مطمئنم این دوره به سلامت طی خواهید کرد.شما باعث شدین بسیاری از خوانندگان باورشون نسبت به خودشون عوض بشه .

پاسخ
cheery

خانوم دکتر عزیز برای تخلیه خشم ورزش اسکواش عالیست:
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%A7%D8%B4
اگر وقتش رو داشته باشین، تک نفره هم میشه بازی کرد با دیوار، همچین توپ ها رو با راکت می کوبی تو دیوار دلت خنک میشه
من ایران که بودم یادم هست که باشگاه انقلاب (بزرگراه نیایش) سالنش رو داشت ما صبح ها می رفتیم با دوستان یک دلی از عزا در می آوردیم

پاسخ
یاس

یک دنیا ممنونم از اینکه وقت گذاشتین و جواب سوالم رو دادین.

پاسخ
lمریم

عالی بود عزیزم.
اگر شد میشه درمورد خدا بیشتر صحبت کنید. من دارم ازش دور می شم

پاسخ
اندر احوالات

چندین و چند بار این پست رو خوندم
مرسی

پاسخ
ربابه

عالییی بود...
عالی

پاسخ
سمي

عالی بود بهش احتياج داشتم

پاسخ
یه دوست

سلام گیس گلابتون جان منیه کنکوری ام که قبل از خوندن این مطلب ایجوری بودمناراحت اما حالاخنده...

پاسخ
بانو

سلام بر شما.چند شب پیش بدنبال یافتن معنی کلمه گیس گلابتون بطور اتفاقی با سایت شما اشنا شدم.یکسال ونیم است با اینترنت اشنا شدم واشناییم در حد سر زدن به وبلاگها وخواندن مقالات پزشکی. روانشناسی ویا اشپزیست.وهر شب اینجا هم سر میزنم سایت خوبی داریدوجذبم کرده.وقتی در مطلب بالا خوندم از خود بپرسید چه میخواهید؟اگر انچه بدست اوردیدچه احساسی خواهید داشت؟چگونه ادمی باید باشید که چنین چیزی داشته باشید؟دلم سوخت بحال خودم...من محکومی هستم با سابقه نیم قرن نفس کشیدن در ارزوی زندگی کردن...تمام بیست وچهار ساعت شبانه روز در خواب وبیداری با افکاریکه زندگی کردن را ازم گرفته میجنگم ...اگر یک لحظه نفس کشیدن با فکر واندیشه سالم بدون وسواس خواسته ی زیادیست بخدا سوگند حاضرم فرشته ی مرگ در اغوشم بگیرد تا ارامش یابم.نگویید اگر بخواهی میشود که با این سابقه میگویم اگر بدرد من دچار شوید میدانید که نمیشود و ارزو میکنم هرگز ندانید چون باید به درد من دچار شوید تا بدانید... ومن ارزویم سلامتی ی شماست.این یک درد دل بود فقط همین

پاسخ
fakhri

سلام
من به نتیجه جدیدی رسیدم
باید هر روز رو برای همان روز زندگی کرد و نه بیشترلبخند

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه