مقاله‌های بخش «چگونه با پول دوست شویم؟» درباره جذب پول و کسب استقلال مالی است

پول شاید مهم‌ترین چیز دنیا نباشد، ولی روی مهم‌ترین چیز‌ها، یعنی غذا، خانه، لباس، تحصیلات، امکانات بهداشتی و پزشکی تاثیر می‌گذارد. وقتی فکر آدم درگیر کمبود پول است، نمی‌تواند از توانایی‌های روحی و ذهنی خود بخوبی استفاده کند. وقتی شما نگران پرداخت کرایه خانه هستید، نمی‌توانید از مصاحبت همسر و فرزند خود لذت ببرید و یا کار خلاقانه‌ای انجام بدهید. با مطالعه مقاله‌های «پولدار شوید!» و انجام تمرینات آن، وضعیت مالی شما به شکلی عالی تغییری خواهد کرد .

مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
چگونه پولدار شوید؟
1393/09/10 14:40

برای پزشکان جوان، همکاران عزیزم

اگر گیس گلابتون ۴۷ ساله می‌توانست گیس گلابتون ۱۸ ساله را راهنمایی کند، به او می‌گفت:

 

·         پزشکی را انتخاب کن! عشق اول و آخر تو، طبابت است. در این مسیر خوش خواهی درخشید و ذهن کنجکاوت تا وقتی از اسرار بدن انسان سر در نیاورد، آرام نخواهد گرفت.

 

·         پزشکی را انتخاب کن، زیرا یک پزشک چه بخواهد و چه نخواهد باید نگرشی فیلسوفانه به زندگی داشته باشد. این همان طرز فکری است که تو می‌خواهی خودت داشته باشی و تجربه کنی، نه این که در کتاب‌ها بخوانی.

 

·         پزشکی را انتخاب کن، زیرا مواجهه با مرگ و بیماری، باعث می‌شود در مقابل خدا، متواضع باشی و غرور برت ندارد.

 

بله! من صد بار دیگر هم دنیا بیایم باز هم پزشک خواهم شد.

 

اگر گیس گلابتون ۴۷ ساله می‌توانست گیس گلابتون ۲۵ ساله تازه پزشک را نصیحت کند، به او می‌گفت:

·         از طرح نترس!

·         از دوری از خانواده نترس!

·         گول فرصت فوق العاده فوری رزیدنت شدن را نخور!

·         حتما به عنوان پزشک عمومی چند سالی کار کن تا شخصیت یک پزشک در تو شکل بگیرد.

·         از همه مهمتر به خودت فرصت بده تا بفهمی دوست داری در چه رشته ای درس بخوانی.

وقتی به تو می‌گویند جراحی با روحیه شاعرانه تو جور در نمی‌آید، وقتی به تو می‌گویند جراحی با روحیه زنانه تو جور نمی‌شود، جبهه نگیر. فکر نکن باید شعر و زنانگی را در معبد جراح شدن قربانی کنی.

 

تو می‌دانستی نمی‌خواهی چشم پزشکی بخوانی، می‌دانستی نمی‌خواهی زنان زایمان بخوانی یا مغز و اعصاب. می‌دانستی هرگز نمی‌خواهی قلب را جراحی کنی. تو توانستی از بسیاری از پسرها جلو بزنی و نمره قبولی در جراحی را بگیری، ولی اگر نمره رشته ای را می‌توانی بدست بیاوری، مجبوری آن را بخوانی که به دیگران خیلی مطالب را ثابت کنی؟

 

تو می‌دانستی عاشق جراحی هستی، وقتی جراحی می‌کنی زمان متوقف می‌شود و در آسمان هفتم چرخ چرخ می‌زنی. ولی آیا به اورژانس هم علاقه داری؟ به بیداری‌های شبانه هم علاقه مندی؟ به تلفن‌های بیوقت و خبر حادثه‌های ناگوار چطور؟

 

چند روز پیش پزشک اورژانس درمانگاه اجازه خواست اگر شب و نصفه شب، نیاز به جراح داشت با من تماس بگیرد ... انگار آب سرد روی سرم ریختند. گفتم: "دکتر جان، می‌دانم اگر یک جراح دم دستت باشد، چقدر دلت آرام می‌گیرد و خیالت راحت است. می‌دانم مردم رودهن و بومهن هم به این سرویس نیاز دارند، ولی جان برادر، از من دیگر گذشته. من طاقت بیخواب شدن به خاطر تلفن شبانه را ندارم." و به خاطر آوردم که هیچوقت هم چنین طاقتی نداشتم. ولی نمی‌دانم چرا سالهای سال جسم و جانم را در خوابی‌های کشیک شبانه آزار دادم.

 

تازه جراح شده بودم یک انترن از من پرسید: "چرا باید من بیخواب و بیمار شوم تا دیگری سلامتی خود را بدست بیاورد؟" تا آن موقع این سوال به ذهن من نرسیده بود. بعد از شنیدن چنین سوالی، به کلی با کشیک مشکل پیدا کردم. چون دیدم راستی راستی من بعد از هر کشیک از نظر ذهنی و جسمی بیمار می‌شوم، ولی به ذهنم نرسیده بود چرا مجبورم ادامه بدهم؟ بعضی از افراد به خوبی با کشیک شبانه کنار می‌آیند.بعضی افراد با کشیک دادن و شیفتی کار کردن، حال می‌کنند. ولی من جزو آن دسته افراد نیستم.

 

·         پس اول چند سالی پزشک عمومی باش تا بهتر با علاقه مندی هایت آشنا بشوی.

 

اگر گیس گلابتون ۴۷ ساله می‌توانست با گیس گلابتون ۳۰ ساله تازه جراح صحبت کند، به او می‌گفت:

·         طرح عالی است!

هرجا که باشی عالی است. چه در شهری دورافتاده و کوچک و چه در مرکز استان. شخصیت تو به عنوان جراح در طول طرح شکل خواهد گرفت.

 

چهار سال دوره دیده ای که جراح باشی ولی تا وقتی به تنهایی مسئولیت جان و سلامتی آدمی را به عهده نگرفته ای، هنوز جراح نیستی.

 

·         نگران دشمنی‌ها و رقابت‌های همکاران قدیمی تر نباش. بعضی افراد حقیر هستند، حتی اگر شغلی والا داشته باشند.

·         به سراغ خوش نام‌ترین همکارت برو و صمیمانه از او کمک بگیر. مطمئن باش او به خوبی وضعیت تو را درک می‌کند.

·         هرچه زودتر مطب خودت را راه بینداز.

·         بین کار و استراحت تعادل سالمی برقرار کن. یادت باشد اگر سالم و قبراق نباشی نمی‌توانی به آدم‌ها کمک کنی. اگر بیمار و خسته باشی نمی‌توانی جراح خوبی باشی.

من وقتی ظرف ۱۴ روز، ۱۱ کشیک دادم، به کلی از پا افتادم. دو ماه بستری شدم. تو این اشتباه را تکرار نکن.

·         دلتنگ شهر مادری‌ات نباش. با محل طرحت کنار بیا. با مردم همانجا دوست بشو و رفت و آمد کن. بیخودی در رفت و آمد به شهر مادری‌ات نباش. باور کن پول، مهارت، شهرت و حتی همسر آینده‌ات در همان محل طرح تو به صورت بالقوه وجود دارد. به شرطی که از روابط عمومی خوبی برخوردار باشی و با آدم‌ها بجوشی.

·         با پرسنل بیمارستان و علی الخصوص پزشک بیهوشی روابط خوبی برقرار کن. احترام بگذار و انتظار داشته باش به تو احترام بگذارند.

·         این جمله طلایی را آویزه گوش خود بکن: "پزشک باید دو چیز را بخرد: ناز پرستار و نیاز بیمار را"

 

یعنی هوای پرستاران را داشته باشد. قدر زحمات آن‌ها را بداند. اگر "ناز" کردند، نازشان را بخرد و بگوید "می‌دانم چقدر برای بیماران زحمت می‌کشید"

 

 و نیاز بیمار را درک کند. نیاز مردم به شما نشانه لطف خدا به شماست. اگر خدا به شما لطف نداشت در جایگاهی قرار نمی‌گرفتید که کسی به شما نیاز داشته باشد. شاید برعکس باید دست نیاز به سوی دیگران دراز می‌کردید. نیاز بیماران به شما، سرچشمه ثروت، شهرت و احساس مفید بودن و در نهایت سعادت است.

 

حیف که نمی‌توانم با جوانی‌های خودم گپ و گفتی داشته باشم، ولی شاید این حرفها به درد شما جوان‌ها، به ویژه پزشکان جوان بخورد.

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
raha@

پاراگراف یکی مونده به آخر رو خیلی دوست داشتم...آدم اگه بتونه در همه کاری که دیگران بهش نیاز دارن اینطور نگاه کنه خیلی راحت تر میتونه به دیگران کمک کنه...

پاسخ
mar mar

قلب معجزه خدا در جهان امروز به شما ارث رسیده...خدا شما و همکارانتون را برای ما نگه داره

پاسخ
سارانگ1

خیلی زیبا نوشتی. . . آفرین.
پزشک نیستم ولی استفاده میکنم از این مطلب.

پاسخ
raheshab

سلام گیس گلابتون عزیز
من بعد از سه جراحی فشرده و گذراندن دوران نقاهت حالم کمی بهتره.دلم برای شما و نوشته هاتون تنگ شده بود. ایکاش دوست عزیز کمی به جوانترها که دوست دارند پزشکی بخونن توصیه می کردی هرگز وجدانشون زیر پا نگذارند، و به مریض به چشم کالا نگاه نکنن. و تو مطب از مریض نگون بخت تقاضای چندین میلیون زیر میزی نداشته باشند. واقعاً بعضیا رو چه شده که قسم بقراط هم یادشون رفته و علاوه بر چندین و چند میلیون هزینه ای بیماستان در مطب از مریض تقاضای پول دارند؟!!!!
ایکاش کمی به فکر همنوع باشیم

پاسخ
گیس گلابتون

ببین گلم، می دونم الان تازه جراحی شدی و در حال نقاهت هستی. ولی بگذار یک مطلبی را برایت روشن و شفاف کنم:
جراحی علاوه بر مهارت یک هنر است و هنرمند دستمزد هنر خود را می گیرد.
هرچند که سلامتی قیمت ندارد، ولی بهرحال جراح دستمزد می گیرد.
قسم نامه بقراط چیزی در مورد پول نگرفتن یا دستمزد کم گرفتن ندارد.
دستمزد جراح یک توافق است بین بیمار و جراح.
استفاده از کلمه زیرمیزی برای پزشکان مناسب نیست. چون آنها رشوه نمی گیرند. بلکه دستمزد می گیرند.
بهرحال من پولی که شما پرداختید، نگرفته ام که بخواهم جواب پس بدهم. ولی گفتم که بدانی گلم
انشاالله خیلی زود خوب می شوی. خیلی زود و از جراح خود با خوبی و خوشی یاد می کنی

پاسخ
pushana

نوشته ات زیبا بود و خیلی هم زیبا. اما من با کلمه زیر میزی کاملا موافقم و به نظر من هم رشوه هست مگر این خرید لباس هست که توافق باشه بخری نباشه نخری؟ این اجبار هست چون مریض مرگ و زندگیش در میونه و مجبوره پول رو پرداخت کنه. اصلا موافق نیستم . خدا رو شکر این بستر برای پزشکان فراهمه چون به خاطر بیماریهای زیاد و عجیب و غریب که هیچ پیشگیری اساسی براشون انجام نشده بیمار زیاد و مجبور به پرداخت هستند. امیدوارم هیچ تنی محتاج درمان نشه و پاش به به بیمارستان نیفته. دیگه مثالهای جور واجور برای پول گرفتن از مردم بیماری که حتی ممکنه نیازی به جراحی هم نداشته باشن و فقط به خاطر پول جراحی میشن رو نمیزنم که خودم بارها و بارها به چشم دیدم. واقعا نمیدونم چی بگم. نمی دونم. خودت میدونی که بهت علاقه دارم و این حرفها برای شخص تو نیست. ولی اون پولها رشوه هست. اون پولها خوب نیست باور کن.

پاسخ
raheshab

گیس گلابتون عزیز از جوابتون ممنونم.منظورم از زیر میزی درخواست مبلغی چندین برابر تعرفه بیمارستان ها و دادن آن مبلغ به درخواست پزشک و در مطب پزشک بوده. من طی چندین ماهی که از این مطب به اون مطب میرفتم در چندین مطب شاهد این برخوردها بودم. برخوردهایی سرد که سرما زمستون رو زودتر به تن آدمی می نشونه.هرچند هستند. من بعد از خدا سلامتیمو مدیون جراحم هستم و از خدا براش بهترینارو می خوام. خدا شمارم واسه ما نگه داره که برامون بنویسین.ماچ

پاسخ
مهتاب؟؟؟

سلام عزیزم خسته نباشید
در جواب به این دوستی که درباره زیر میزی سخن به میان آوردند خواستم چیزی بگم . اصطلاح زیر میزی واقعا اشتباه است که بین مردم رواج دار د متونیم بگیم حق الزحمه یا همان دست مزد .وقتی که یک جراح نصف عمرش را گذاشته برای درس خوندن وتلاش برای اینکه بهترین باشد تا جون مارو نجات دهد پس دستمزد حق واقعی اون هست این همه کشیک دادن شب ونیمه شب که همه ما در خواب ناز هستیم پس باید قبول کنیم هر کاری قیمتی دارد وقتی یک جراح وارد اتاق عمل میشود نگرانی واسترس اون حتی بیشتر از بیمار است چون جون اون بیمار در دستان اوست واقعا حقشونو باید بگیرن تازه درسته کلی پول به بیمارستان میپردازیم ولی به جراح اونقدر کم میرسه که وقتی ما بفهمیم چقدر به جراح از اون همه پولی که از ما گرفتن پرداخت شده خجالت میکشیم من امسال جراحی داشتم هم از جراحم راضی هستم و هم پولی که پرداخت کردم راضیم انشالله که این دوستمون هم زودتر حالش خوب بشه آمینچشمک

پاسخ
گیس گلابتون

قلب

پاسخ
z_saeideh

سلام گيس گلابتون جان
مطلب جالبي بود
اگه من ميتونستم خود ١٨ ساله م رو نصيحت كنم ميگفتم : شهامت داشته باش و رشته اي رو كه دوست داري انتخاب كن، فقط به خاطر رتبه خوب كنكورت نرو پزشكي، راجع به رشته ها و كار و آينده شون بيشتر بررسي كن ...

ولي خانم دكتر نگين تورو خدا، ناز پرستار؟؟؟ چقد كه اينا مارو اذيت كردن، حالا مامان خودمم پرستاره ها! ولي واقعا كه از دستشون چي بگم.

پاسخ
گیس گلابتون

پرستارها خیلی زحمت می کشند. چرا نگویم ناز پرستار را بخر؟
اگر به این روش به موضوع نگاه کنی خریدن ناز این عزیزان زحمتکش برات سخت نخواهد بود.
من در طول طبابتم هرگز با منشی ها یا پرستاران مشکلی نداشتم. چون از آنها سپاسگزار هستم

پاسخ
z_saeideh

سلام خانم دكتر عزيزم
درسته كه خيلي زحمت ميكشن
اما
١- واسه ما پزشكا كه زحمت نميكشن، واسه مريضا ميكشن
٢- مگه هر كس زحمت ميكشه بايد نازش رو بخرن، پس چرا اونا ناز ما رو نخرن ؛)
٣- من آدم خيلي مؤدبي هستم و هميشه خيلي محترمانه باهاشون برخورد ميكردم، حتي اردرا رو با لطفا و خواهش و تشكر بهشون ميگفتم اما به جز تعداد انگشت شماريشون بقيه برخوردشون اصلا خوب نبود :(

پاسخ
گیس گلابتون

ممنونم که نظرت را می نویسی. هرچند با هم تفاوت دیدگاه داریم. از نظر من، آنها برای "بیماران من" زحمت می کشند. پس برای من زحمت می کشند.
لازم نیست کسی ناز مرا بخرد، چون من برای خودم و خدای خودم کار می کنم. حساب من و خدا بین خودمان حل می شود. پس نیاز ندارم کسی نازم را بخرد.
البته من خیال ندارم شما را متقاعد کنم با پرستاران کنار بیایید. خودت می دانی گلم. این حرفه شماست و پرستاران همکاران اصلی شما. اگر می خواهی از شغلت لذت ببری باید یاد بگیری با همکارانت کنار بیایی.
باز خود دانی. اگر اجازه بدهی من این بحث را تمام می کنم.
ممنون میشم در آینده هم نظرات خوب خودت را در پست های دیگر بنویسی و مرا از دیدگاه هایت بی بهره نگذاری

پاسخ
pushana

سعیده جون.من در خوابگاهی بودم که طبقه ی دانشجوهای پزشکی از همه جدا بود. حالا به هر دلیلی . من با بچه های مامایی پرستاری و علوم آزمایشگاهی هم اتاق بودم و بهترین روزهای عمرم، بودن با این دوستای عزیزمه. ولی دانشجوهای پزشکی نمی دونم چرا هیچوقت با دیگران دوست نبودن. حتی یه لبخند هم نمیزدن به آدم به جز یکی دو نفر. هر وقت یاد اون چهره ها می فتم نمی تونم این رفتار رو درک کنم. حالا فکر کن تو یه جا با همینا همکار بشی اونا چه برداشتی از پزشک دارن آخه که بخوان ناز بخرن؟! کاش همه با هم مهربان باشیم سر کار چه پرستار چه پزشک مهربانی آدمو بزرگ می کنه کوچیک که نمیکنه یا چیزی از آدم کم نمی کنه اضافه هم می کنه.مسلما یه خانم دکتر مهربان و خوش اخلاق بازخورد رفتارشو میبینه و برعکسشم همینه.اینا همه ریشه داره هیچی بی علت نیست.

پاسخ
najme55

گيس گلابتون عزيز سلام..اولين صبح زمستانت بخير.
حال و روز بسيار خوشي دارم و به زودي برايتان بسيار خواهم نوشت به لطف خدا.
يك سوال: اون فايل پي دي اف كه به اعضاي خبرنامه ارسال كرديد( و شامل ده گام تا ثروت و متن كارگاه پول حلقه هدف بود ) را ما ميتونيم به دوستي ايميل كنيم؟ پيغام بالاي هر صفحه ميگه نه ولي در صفحه 25 آن نوشته شده اين تمرين را براي دوستان خود ارسال كنيد. ممنون ميشم روشنم كنيد.
بوي بهار از همين اولين ساعات زمستان توي مشامم پيچيده...گل

پاسخ
گیس گلابتون

بفرست عزیز
بفرست. انشاالله مشکلات مالی همه مردم ما حل شود

پاسخ
najme55

ممنونم...ايشالاگل

پاسخ
Z_saeideh

منم ممنونم گيس گلابتون جانگلقلب
چشم ادامه نميديم چون جاي اين صحبتا اينجا نيست، آخه اين قصه سر دراز داره[چشمك]

پاسخ
samanehgh1370

من لیسانس معماری ام رو که گرفتم تصمیم گرفتم دندانپزشکی بخونم همیشه از دکترهای مهربان .متواضع .خوشرو و کسی که برای مریضش وقت کافی بزاره و فرصت صحبت به مریض رو بده خیلی استقبال میکردم میدونم اول راهم ولی امیدوارم در پایان درس و شروع کار حرفه ای دندانپزشکی بتونم همچین شخصی برای بیمارانم باشم اونی که همیشه خودم دوستش داشتم از همین الان به فکر طراحی مطب خاص برای خودم هستم قطعا من دندونپزشک فوق العاده ای میشم تو محیطی که خودم دوست دارم بیمارانم رو ویزیت میکنم انشااله به امید این روزهای شیرین که خیلی به ما نزدیک هستند لبخند

پاسخ
calmness

عاااالی بود گیس گلابتون جان قلب
مصمم تر شدم که اول برم طرح بعد دنبال رزیدنتی لبخندقلبماچ

پاسخ
گیس گلابتون

بله عزیزم. حتما این کار را بکن. حتما. وگرنه در رشته ای گیر می کنید که چندان دوست ندارید.

پاسخ
missdoctor

سلام
حرفهاتون خیلی قشنگ بود ولی من دلم میخواد فوری رزیدنت بشم...هر چه زودتر بهترD:
واسم دعا کن عزیزم...
خیلی....

پاسخ
گیس گلابتون

موفق باشید

پاسخ
maryam11aa

سلام خانم دکتر عزیز.من طرحم تموم شده و واقعا باهاتون موافقم پزشک عمومی بودن شخصیت پزشک رو در ما شکل میده.ولی از انتخاب جراحی بعنوان تخصص واهمه دارم.واقعا دیگه تحمل زندگی با استرس و بی خوابی و ندارم .نظر شما چیه.به نظرتون جراح شدن برای خانوم مناسبه؟!عجله

پاسخ
گیس گلابتون

ممنونم. با توجه به روحیه شما، خیر. برای تان مناسب نیست. به جنسیت بستگی ندارد، بلکه به روحیه ما بستگی دارد.

پاسخ
شاینا

گیس گلابتون عزیزم امروز که دوباره این نوشته را خواندم برایم رنگ تازه ای داشت. هجده ساله بودم که برای یک جراحی مختصر بینی به اتاق عمل رفتم.خیلی ها می ترسند اما من خوشحال بودم. سر ذوق آمده بودم. وارد اتاق که شدم با یک حجم آبی لذت بخش روبه رو شدم. راحت دراز کشیدم روی تخت و چون فقط بی حسی موضعی بود تمام مدت لذت بردم.می دانی گیسو جان من همیشه وقتی کارهای پزشکی انجام می دم شاد می شم. هر وقت می رم سونوگرافی خوش و خندانم و تمام روز شادی. همه متوجه تغییر حالتم می شن. من خیلی تجربه دارم توی این زمینه اما همیشه یه حسی دارم اونم اینکه جراحی شاعرانه است.منکر سختی و خشونت محیط نیستم چون خودم کارورزی رفتم اما ... نمی دانم چطور بگم الان که خاطرات را مرور می کنم می بینم آون حسی که برای اولین بار توی آی سی یو تجربه کردم خیلی شبیه آون حس هجده سالگی توی اتاق عمل است.وارد که شدم یکی حجم آبی داشت و دیگری حجمی پر از یک نور روشن اما ملایم. اگر لطف خدا نبود و به شاعری و فلسفه علاقه نداشتم هیچ کدام از این دو موقعیت پر استرس را تاب نمی آوردم.

پاسخ
ghorbani

با سلام
چقدر زيبا نوشتين و چضدر متين و قشنگ گفتين كه خدمت به همنوع در هر لباسي ياعث شادي خودم مي شود و باعث ميشود حال بهتري داشته باشم و احساس آرامش كنم. واقعا خدا از تون راضي باشه جون من ازتون راضي ام. الاهي هرچي از خدا مي خواين خدا بهنون بده.
خدا يا سپاسگزارم كه با سركار خانم دكتر آشنا شدم و بسيار بسيار ياد ميگرم از منش و رفتار و گفته هاي ايشان. با تجديد احترام

پاسخ
گیس گلابتون

سپاسگزارم

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه