مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
الفبای زناشویی
1394/08/17 10:38

بعد از ازدواج، به علاقه مندی های خود پشت نکنید!

به به! چه آبانی است... من همه ماه‌های سال را دوست دارم ولی اردیبهشت و آبان، چیز دیگری هستند. امروز دهم آبان، هوا کاملاً به سبک و سیاق آبان ماه است: ریزش مداوم و ریز باران، خنکی دلچسب، آسمان خاکستری مثل ملافه تازه شسته شده... به به!

 

البته من در دفتر گرم و نرمم نشسته‌ام. پکیج خوبی، فضای دفتر را گرم کرده است. اواخر شهریور متوجه شدم چراغ پکیج قرمز است. هر روز به منشی‌ام می‌گفتم: تعمیر پکیج را پیگیری کن و او هر روز فراموش می‌کرد. بعد از یک هفته، خیلی جدی به او گفتم: ببین دو روز دیگر هوا سرد می‌شود و من و شما اینجا یخ خواهیم زد. همان موقع همه مردم یادشان می‌آید پکیجشان خراب است. سر تعمیرکاران شلوغ خواهد بود و ما اینجا آنفولانزا می‌گیریم. همین امروز پیگیری کن.

 

خوشبختانه او پیگیری کرد و اشکال پکیج برطرف شد. امروز دیدم از سرما رنگش پریده و به شوفاژ چسبیده. پرسیدم:چرا درجه پکیج را بالا نمی‌برید؟ بعد درجه پکیج را بالا بردم و ظرف نیم ساعت دفتر یخزده، به مکانی گرم تبدیل شد. وقت شناسی خیلی خوب است. آماده شدن برای هر فصل بسیار لذت بخش است. چه خوب است ما در کشوری چهار فصل زندگی می‌کنیم.

 

داشتم می‌گفتم من بیش از هر فصلی، اردیبهشت و آبان را دوست دارم، زیرا طبیعت به منتها درجه زیبایی و دلبری خود می‌رسد. من دوست دارم ورود هر فصل را جشن بگیرم و با مادر زمین هماهنگ بشوم:

 

جوانه زدن برگ درختان در فروردین، باز شدن شکوفه‌ها در اردیبهشت، قرمز شدن دشت از شقایق وحشی در خرداد، گل انداختن گونه‌های گیلاس در تیرماه و ایستادن زیر آبشار یخزده در مردادماه و .... بالاخره آبان، جشن پاییزی، مهمانی رنگارنگ پاییز.

 

 پیش از ازدواج، من هر سال و هر فصل، مراسم هماهنگی با طبیعت و مادر زمین را انجام می‌دادم و لذت می‌بردم، ولی از وقتی ازدواج کرده‌ام، کارم دشوار شده است. آقای شوشو طبیعت را دوست ندارد. او وانمود می‌کند طبیعت را دوست دارد، ولی در واقع دوست ندارد. پسر هم دوست ندارد.

 

 اوایل ازدواجم فکر می‌کردم به خاطر پسر از زیبایی‌های طبیعت محروم شده‌ام، ولی از وقتی پسر روزهای تعطیل با دوستانش برنامه دارد و هیچ علاقه ای به همراهی با ما نشان نمی‌دهد، بالاخره قبول کردم، علت محرومیت من از طبیعتگردی، خود آقای شوشو است.

 

خب... من پیش از ازدواجم می‌دانستم سرگرمی‌ها و علایق ما دو نفر، بکلی متفاوت است. به دو مشاور ازدواج این موضوع را گوشزد کردم و آن‌ها به من خندیدند. آقای شوشو هم قسم خورد عاشق طبیعت است. اگر همسرگزینی شماره دو را گوش داده  و تمرینات آن را انجام داده باشید، می دانید لازم است شما و همسر آینده‌تان در 10 زمینه با هم هماهنگی داشته باشید. در هر زمینه  هماهنگی نداشته باشید، بعداً دلایل فراوانی برای دلخوری و کشمکش، خواهید داشت.

 

بهرحال من بدون توجه به این تفاوت‌ فاحش ازدواج کرده‌ام. می گویند قبل از ازدواج چشم‌هایت را حسابی باز کن تا خوب انتخاب کنی و پس از ازدواج چشم‌هایت را ببند و اصلاً به روی خودت نیاور. چه جمله حکیمانه ای. اگر همین جمله را با همه وجود، اجرا کنیم، زندگی زناشویی خوبی خواهیم داشت.

 

من عاشق طبیعت هستم و از آن انرژی می‌گیرم. بدون تماس با طیبعت کاملاً از تعادل خارج می‌شوم حالا که با مردی ازدواج کرده‌ام که طبیعت را دوست ندارد، قرار نیست از علایقم دور بشوم. زیرا اگر به خاطر همسرم از علایقم دست بکشم، کم کم افسرده، ناراضی و بدخلق می‌شوم. به این ترتیب ازدواجم را هم از دست خواهم داد.

 

من به جای حذف علایقم  و یا غرغر و اظهار نارضایتی، از طرفی روی خوبی‌های فراوان همسرم متمرکز می‌شوم و از طرف دیگر، راهی برای لذت بردن از طبیعت پیدا می‌کنم. این بار برای جشن گرفتن فرارسیدن پاییز زیبا، همراه دوستان حلقه هدف، جشن پاییزی داشتم.

 

 

·         شما پیش از ازدواج، به چه کارهایی علاقه داشتید که پس از ازدواج به آن نمی‌پردازید؟

·         چطور می‌توانید آن کارهای دوست داشتنی را باز هم انجام بدهید؟

 

شما آدم‌های خردمندی هستید. بسیاری از شما، راه حل‌های خوبی در مورد مشکلات ازدواجتان پیدا کرده‌اید و مدت‌هاست این راه حل‌ها را  بکار می‌بندید. ممنون می‌شویم تجربه‌های خود را با سهیم بشوید. در چه موارد با همسرتان ناهماهنگی داشتید و چطوری توانستید مسئله را حل کنید؟

توجه: غرغرهای بدون راه حل، پاک خواهد شد. حتماً راه حل را بنویسید.

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :

تصویر :

شاینا

گیسوجان من باربارا دی آنجلیس در کتاب خودش یک راه حل پیشنهاد داده است : بپذیریم که همسرمان موظف نیست به علاقه مندی های ما علاقه مند باشد. بپذیریم که بعضی تفریحات و علایق خود را باید بدون همراهی همسر و با همراهی دوستان یا دیگر اعضای خانواده انجام دهیم. هم رابطه مان با دیگران بهبود می یابد هم با همسرمان.
خودش مثالی می آورد. شوهر باربارا به ورزش به خصوص گلف علاقه داشت و باربارا علاقه ای نداشت. به هر حال تصویر باربارا در ذهن همسرش خراب شده بود و حتی شوهرش فکر می کرد همسر مناسبی انتخاب نکرده است. باربارا همین نکته را به او گوشزد کرد و از او خواست بین علایق شخصی اش و زندگی مشترکش مرز و تفاوت قایل شود و اصراری به مخلوط کردن آنها نداشته باشد. همسر باربارا از آن به بعد با همراهی دوستان خودش به ورزش پرداخت.
ما فکر می کنیم اگر عاشق کسی هستیم او باید همه جا ما را همراهی کند. در واقع گاهی زن و شوهر آنقدر به هم نزدیک می شوند که دیگر به خوبی قادر به دیدن یکدیگر نیستند. خوب اختلاف در علاقه های زن و شوهر باعث می شود آنها مقداری از یکدیگر فاصله بگیرند و همدیگر را بهتر ببینند. دیدم به این قضیه چندان منفی نیست.

پاسخ
گیس گلابتون

ممنونم شاینا جون
ببین گلم، وقتی شما و همسرت تمام هفته کار میکنید، آخر هفته هم جدا از هم دنبال تفریحات خودتان بروید، کم کم دچار طلاق عاطفی می شوید

وقتی آدم مجرد است فکر میکند مسائل متاهلها خیلی ساده حل میشود

اگر براستی آخر همه هفته ها شوهر باربارا گلف بازی می کند و باربارا به علاقه مندی های خودش، مشکل بزرگی در راه است.

من دنبال راه هایی هستم که بدون آسیب وارد کردن به زندگی زناشویی ام، بتوانم به علاقه مندی های خودم برسم

پاسخ
najme55

گیس گلابتون جان سلام...نوشته های اخیرتان داره منو یه کم در مورد آقای شوشو گیج میکنه..تو ذهنم هست که بارها از با هم گشتنتون توی طبیعت گفته بودید و لذت برده بودید..حتی یادمه یه جایی انگار تو مسابقه خاطره نویسی نوروز 92 ایشون نوشته بودند که شب با هم به جنگلی رسیدید و شما گریه کردید و ایشون تحت تاثیر عشقتون به طبیعت قرار گرفتن و...ای بابا مطمئنا شما بهتر از من شوشوی گرامیتان را میشناسید لابد حافظه من قاطی کرده..ببخشید اگر پرت گفتم.
و اما سوالتان من نگاه شهودی و احساسیی به دنیا دارم و دوست دارم زیبایی ها را مزمزه کنم...اما همسرم خیلی منطقی و فنی نگاه میکنه اولین بار توی ماه عسل متوجه عمق فاجعه شدم که من میخواستم بشینم و توی هوای حافظیه و سعدیه غرق بشم اما اون در اومد که خب دیدیم بریم دیگه!! خیلی جا خوردم...فک کردم زندگیمو باختم..آخه من با این چطور تا ته زندگی برم خدا...؟!...ولی خب کم کم سعی کردم که برخی لذتهای هنری را تنهایی تجربه کنم و فک نکنم که این جوری از هم دور میشیم...کلام جبران خلیل جبران خیلی برام الهام بخش بود که:آری در سکون یاد خدا نیز با هم خواهید بود اما بگذارید فاصله‌ای در پیوستگی‌تان باشد تا نسیم آسمانی در میان شما به رقص درآید.
به یکدیگر عشق بورزید اما عشق را به بند نکشید.
هر یک از شما جام همسرش را پر سازد اما هرگز از یک جام منوشید.
هر یک از شما نان خود را با همسرش تقسیم کند اما از یک قرص نان نخورید.
هر یک از شما دل خود را به همسرش دهد اما مبادا چنین بخششی برای اسارت باشد.
مانند ستون های معبد در کنار هم بایستید اما زیاد به هم نزدیک نشوید چون بلوط و سرو در سایه هم نمی‌رویند...

پاسخ
گیس گلابتون

ممنونم نجمه جون
نقل قول زیبایی از خلیل جبران است. البته خلیل جبران هرگز ازدواج نکرده است!!!
وقتی با هزار زحمت او را به میان طبیعت می برم، لذت می برد و حالش خوب می شود. ولی با هزار زحمتتتتت
آیا توانستم منظورم را برسانم؟

پاسخ
najme55
http://gahyman.blog.ir

بله خانم دکتر جان...فهمیدم...و به خودم اجازه نمی دهم به شما که مرشد من در معجزه شکر گزاری هستید چیزی را بگویم که بهتر از من میدانید..مطلب مراقبه در طبیعتتان را هر بار میخوانم کیف میکنم و تحسینتان میکنم. و این که به بهتر و بهتر و بهتر شدن همه چی اینقدر مشتاقید آفرین میگویم...گل

پاسخ
گیس گلابتون

نجممممممممه
من مرشد نیستم. خواهش میکنم با این لفظ مرا الکی بزرگ نکن. من یک آدم معمولی معمولی معمولی هستم
خواهش می کنم

پاسخ
najme55

پذیرفتم که اون با من فرق داره و این البته آسون نبود. درد داشت که بعد تنهاییهای تجرد تنهاییهای تاهل را تحمل کنم...این بود که چیزهایی را که با هم ازشون لذت میبردیم پررنگتر کردم مثلا صبح زود بیدار شدن ...رفتارهایی که به احترام به طبیعت و سلامت و ...مربوط میشد و... همینطور سعی کردم تحت فشار نذارمش ..حالا بعد 16 سال انگار حساستر شده... یه دفعه مکث میکنه..یه چیزایی می بینه تحسین میکنه...خب منم خدا رو شکر میکنم. منم کم کمک دارم انضباط و اراده را ازش یاد میگیرم. اما با همه اینا دروغ چرا گاهی دلم پر میکشه برای یه زندگی که توش هماهنگی بیشتر باشه

پاسخ
گیس گلابتون

ممنونم. تجربه خوبی است

پاسخ
شاینا

راستش گیس گلابتون از دیشب دارم فکر می کنم به حرفهایتان. نمی دانم این پست چرا من را اینقدر تکان داد. نمی دانم چطوری بگویم ولی باید اعتراف کنم که این یکی دو روز فهمیده ام... فهمیده ام شاید خانواده من نسبت به من همان احساس شما نسبت به شوهرتان را دارند. نه تنها خانواده ام که حتی شاید دوستانم.
می دانید من ناخواسته گرفتار شیوه تفکر فرمولی و آکادمیک شده ام و خودم توجه نبودم. یک فرمول برای خوب بودن خودم گذاشته بودم و همان را در مورد اطرافیانم اجرا می کردم. تا حد زیادی اوضاع با آرامش پیش می رفت اما من هرگز از ارتباط هایم شاد نبودم. حالا فهمیده ام آن آرامش نبود بلکه کسالت در رابطه بود. گیس گلابتون من در تمرینات ازدواج دائما می نوشتم می خواهم با همسرم یکدل و یکرنگ و همراه شوم. شاید همین کار بالاخره من را متوجه اشتباهم کرد. می دانید من خیلی وقت ها با خانواده ام به درخواست خودشان همراه شدم اما نه با دلم که فقط از روی فرمول. نتیجه همان شده بود که شما نوشته اید. گیس گلابتون از امروز تصمیم گرفتم اگر با کسی همراه می شودم از سر اکراه و وظیفه نباشد بلکه از سر شوق باشد. شوق همراهی و همدلی و یکی شدن با کسانی که دوستشان دارم. تفکر آکادمیک را برای همان دانشگاه می گذارم. باور کنید امروز این کار را که کردم بازخوردی دریافت کردم که باورم نمی شد. بارها پدرم از من خواسته بود که در ورزش همراهی اش کنم. بارها. اما من یا نمی کردم یا با اکراه. اینبار به گونه دیگری با او همراه شدم. روزی شاد و سرشار از برکت را گذراندم. یکی از بازخوردهایی که گرفتم این بود که پدر به من گفت در جای مناسبی آگاهی کار دیده است. اصلا فکر نمی کردم پدرم در این فکر بوده باشد. و مادر و پدرم هر دو توافق داشتند. گفتند تو سرکار که می روی فرزند بهتر و دختر شادتری هستی. بله این فقط یکی از بازخوردهای همدلی و همراهی از ته دل بود. حالا خدا از من راضی تر است.
گیسوجان ای کاش همه همسران و همه خانواده ها این را می دانستند. می دانستند که چقدر شیرین است که دنیا را از دریچه چشم کسانی که دوستشان داری ببینی و قلبت با قلب آنها بتپد.
گیسوجان درس خوبی به من دادی و همیشه قدردانت خواهم بود.

پاسخ
گیس گلابتون

جالبه... بله پست بعدی من در مورد متاهلین قرار است در مورد همین مسئله باشد. آفرین. نکته را دریافت کردید.
شما در حال حاضر شاغل نیستید؟

پاسخ
شاینا

خیر گیس گلابتون عزیز. من شاغل نیستم. امروز رفتم برای آن آگهی کار. اما اصلا برای من مناسب نیست. شش روز هفته هر روز دوازده ساعت. شاید برای کسی دیگر خوب باشد اما برای من خودکشی است. من دنبال کاری هستم که با درسم تداخل نکند و ذوق و اندیشه ام را خفه نکند. من نمی توانم فقط برای خوابیدن به خانه ام بیایم. مرگ ذوق و شوقم را تاب نمی آورم. خواهان آزادی هستم که پیدا نمی کنم.

پاسخ
گیس گلابتون

حدس زدم شاغل نباشید. شغلی با مشخصاتی که دلخواه خودتان است، جذب کنید. کار کردن برای شما خوب است.

پاسخ
najme55
http://gahyman.blog.ir

معذرت میخوام منظور من همون life coach خودمان بود...می دانم که کلمه مرشد در فرهنگ ما کلمه واکنش برانگیز و دردسر سازیه. چشم دیگه استفاده نمیکنمگل

پاسخ
گیس گلابتون

بله. حق باشماست. کلمه مرشد، خیلی مشکلساز است. ممنونم

پاسخ
Najme55
http://Gahyman.blog.ir

سلام یه ترانه همسرانه گفتم خوشحال میشم بخونیدخجالت

پاسخ
گیس گلابتون

چه جالب. حتما

پاسخ
zari_m

گیس گلابتون عزیز
ممنون از اینکه خاطرات و مسایل زندگی مشترکتون را اینجا می نویسید تا از دانش و تجربه شما بهره ببرم.
من عاشق کوهنوردی بودم. دوران اشنایی هم، چند باری از همسرم خواستم با هم کوه برویم و صحبت کنیم. او هم قبول کرد و ظاهرا با اشتیاق امد و در ازمون کوهنوردی! قبول شد.
اما متاسفانه بعد از ازدواج به دلیل مشغله زیاد وی،(و البته به ضمیمه چند دعوای مفصل بر سر این خواسته من) کوهنوردی از تفریحات ما به کلی حذف شد. من هم شنا و ورزش در سالن را جایگزین کردم. فرصتی هم که پیش اید، طبیعت گردی می کنیم، البته از نوع تنبلانه اش!
راستی، چرا بعضی ازدواج ها بسیار پر تنش و برخی بسیار ارام است؟ من و همسرم ازدواج پر تنشی داشتیم و با تلاش زیاد به ارامش رسیدیم.

پاسخ
گیس گلابتون

چه سوال خوبی... یک پست در این مورد خواهم نوشت
و تبریک می گویم شما و همسرتان توانستید ازدواج خود را به آرامش و هماهنگی برسانیدگل

پاسخ
najme55
http://gahyman.blog.ir

امروز زندگی عسلی را کلید زدم در حالیکه بخشی از وجودم اعتراض داشت و میگفت که روی دغدغه اصلیم متمرکز شوم. اما ته دلم می دونستم که چقدر بهش نیاز دارمگل

پاسخ
گیس گلابتون

من هم دلم می خواست شرکت می کردید. متشکرم که آمدید

پاسخ
najme55
http://gahyman.blog.ir

با دانشجوهایم پروژه هیجان انگیزی داشتیم که گزارشش را نوشته ام و خوشحال میشوم اگر بخوانید
http://gahyman.blog.ir/

پاسخ
گیس گلابتون

جالب بود. استفاده کردم. ممنون

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه