زندگی من مثل همه مردم، مجموعه‌ای از تلخ و شیرین است، ولی من انتخاب کرده‌ام شیرینی‌های زندگی‌ام را با شما سهیم شوم. هرگز خیال ندارم وانمود کنم هیچ مشکلی در زندگی ندارم و یا هیچ عیبی در رفتار و کردارم نیست. من یک آدم معمولی هستم. اگر بتوانم لحظه‌ای در روز، نور شادی و امید را به قلب شما بتابانم، وظیفه‌ام را در این دنیای زیبا انجام داده‌ام. ریختن چرک آب زندگی بر سر خواننده‌ها، کار ناشایستی است. به نظر من نویسنده‌ای هنرمند است که بتواند امید و شادی را به قلب مردم هدیه کند، وگرنه گله و شکایت از زندگی، کار ساده‌ای است.

مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
1390/08/20 00:00

انتخاب گروه برگزارکننده سمینار

امروز خواهش کرده بودم دوستانی که علاقه مندند در برپایی سمینار کمک کنند، قدم رنجه کنند و به مطب من بیایند. پروین جون، سمانه جون، سمیه جون، نجوا جون، فاطمه جون و الناز جون لطف کردند و برای کمک داوطلب شدند.

امروز، روز سختی بود. در بیمارستان یک بیمار با خونریزی شدید داشتم. فکر می کردم یک جراحی نیم ساعته است. بعد از جراحی می توانم به استخر یا سینما بروم، چون خیلی وقته آنی کوچولو را جایی نبرده ام. ولی به خاطر یکسری ناهماهنگی ها، تا ساعت چهار بعدازظهر در اتاق عمل گیر افتادم. بدتر از تلف شدن وقت تفریحم، این است که به نظرم بیمارم یک بیماری ساده ندارد ... بلکه بیماری بدی دارد. حالم از این موضوع حسابی گرفته شد. همیشه حالم گرفته می شود. همیشه شوکه می شوم. هیچوقت یک بیماری بد، دردناک و کشنده برایم آسان نیست. به نظرم مردن خیلی آسان تر است.

بگذریم...

ساعت پنج عصر وارد مطب شدم. به منشی ام سپرده بودم، امروز بیمار پذیرش نکند، تا بتوانم با دقت تیم سمینار را انتخاب کنم. سوالاتی از هر کدام از داوطلبان پرسیدم این بود:

-          می توانی چهار ساعت تمام لبخند بزنی؟

-          می توانی چهار ساعت تمام، هرقدر آدم ها غر بزنند، ایراد بگیرند، سوال داشته باشند، بگویی: حق با شماست!

-          می توانی هر مشکلی که پیش آمد، بدون آوردن هیچ بهانه یا توجیه، تمام تلاشت را برای برطرف کردن آن مشکل به کار بگیری؟

-          می توانی فکر کنی هر بهانه ای که بیاوری، یک نفر با گلوله می زند توی مخت و مغزت در فضا متلاشی می شود؟!

-          می توانی فکر کنی کسانی که به این سمینار می آیند، عزیزترین آدم های دنیا هستند و قرار است تو میزبان آنها باشی؟

به داوطلبان گفتم:

می دانم که ما حرفه ای نیستیم. من سخنران حرفه ای نیستم. انتظار ندارم شما هم برگزار کننده ای حرفه ای سمینار و همایش باشید. ولی می خواهم هرچه در توان داریم به کار بگیریم تا محیطی خوشایند و دلپذیر برای دوستان مان فراهم کنیم.

می خواهم کاری کنیم که آنها در محیط سمینار احساس راحتی کنند. فکر کنند آنجا خانه خودشان است. با خیال راحت در مورد ازدواج فکر کنند و بشنوند و یاد بگیرند. ازدواج موضوع مهمی است و ممکن است خیلی ها روی شان نشود، در موردش بگویند و بشنوند.

می خواهم بعدازظهری به یاد ماندنی برای دوستان مان بسازیم و به تنهایی از عهده آن برنمی آیم. به کمک و همیاری شما نیاز دارم.

تا بیست و چهار ساعت آینده، اعضای تیم پنج نفره برگزار کننده سمینار مشخص خواهد شد.

از همه دوستانی که زحمت کشیدند و برای کمک داوطلب شدند، سپاسگزاری می کنم. از همه دوستانی که با ایمیل و تلفن هم اعلام حضور کردند، تشکر می کنم. ولی متاسفانه برای شرکت در این کار لازم بود که حضوری صحبت کنیم.

یک روز عالی خواهیم ساخت. روزی که همیشه آن را به خاطر داشته باشید. روزی که نقطه عطف زندگی تان باشد. یک روز شاد و پر از خنده های از ته دل. انشاالله.

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
elin

خانم دکتر عزیزم
امروز از مصاحبت با شما بسیار لذت بردم،امیدوارم تک تک افرادی که تو سمینار شرکت میکنن یه تجربه ی فوق العاده و یه شروع بی نظیر برای روزهای زندگی بعد از این باشند!

پاسخ
admin

قلب

پاسخ
تبسم 4

سلام و عرض ادب

من هم از دیدن یک شخصیت ساعی بسیار خرسند شدم،مطمئنم لحظه های زیبایی خلق می کنید چرا که :
گلهرسخن از دل براید لاجرم بر دل نشیند گل
عزیزم اندیشه هایتان پویا و گامهایتان استوار دستدستدستدستدستدست

پاسخ
p_j_nodoost

آناهیتای عزیزم
امروز واقعا از دیدنت خوشحال شدم ، باعث افتخار منه که بتونم توی سمینار خدمتی روبه مهمونای عزیز بکنم ، مهم ترین انگیزه من از داوطلب شدن این بود که نقش پررنگی تو برگزاری این سمینار داشته باشم چون از اینکار لذت میبرم چون در کنار توام ، امیدوارم این افتخار نصیبم بشه مهربونم.
ضمناً نکات خیلی خوبی رو به من توصیه کردی که حتما سعی میکنم تو زندگی شخصیم هم ازش استفاده کنم و از این بابت ممنونم و یه عالمه بووووووس ماچماچماچماچبرای تو آنی مهربون و جدیفرشته
ا

پاسخ
admin

من از اعلام آمادگی تو بسیار ممنونم. خوشحالم کردی.

پاسخ
غزل

خانم دکترعزیزماچه کنیم که تو شهردیگه ای هستیم.ماهم میخوایم ازدواج کنیم خب....

پاسخ
fe6236@ymail.com

سلام خانم دکتر عزیز نمی دونید چقدر منتظر اجرای این سمینار بودم ولی از بدشانسی برای اون تاریخ من دوبی هستم کلافه
این مسافرت از 2 ماه پیش تنظیم شده بود انقدر ناراحت شدم وقتی دیدم برنامم تداخل پیدا کرده کاشکی خیلی زود دوباره برگزار شه و ایندفعه بتونم شرکت کنم.

پاسخ
admin

تا سال دیگه برگزار نمی شه متاسفانه

پاسخ
msmp

سلام گیس گلابتون اکتیو
خدا قوت
من اصفهانم اما سعی می کنم برای سمینارت بیام، خواستم از الان واسه کمک به برگزار سمینارت توی اصفهان اعلام امادگی کنم...
من عاشق اینجور کارهام

پاسخ
katayoon

درود.
امیدوارم برایاون بیمار راهی باز بشه . من خیلی خیلی دلم میگیره از این موارد
کاش یه راهی برای اون بیمار باز بشه که رو به بهبودی بره.
غیر از یکی مونده به آخر بقیه رو می تونم.
کاش می تونستم منم داوطلب بشم. به هر حال امیدوارم هم به شما خانم دکتر و هم به همه ی اونا که اونجا هستن حسابی خوش بگذره و شما هم حس بسیار خوبی رو تجربه کنید و برای همه ی افراد شرکت کننده و برگزار کننده مفید باشه.
شاد وموفق باشید.

پاسخ
katayoon

کاش یه راهی هم برای من باز بشه تا از اون برنامه ریزی ذهنی که شما گفتید خلاص بشم. با تمرینات کتاب میشه؟آخه گفتید حذف شده اون مورد. برا همین پرسیدمش.

پاسخ
admin

از کتاب "آیا تو آن گمشده ام هستی؟" دکتر باربارا دی آنجلیس می توانی استفاده کنی

پاسخ
katayoon

سپاسگزارم از معرفی کتاب . امیدوارم بعد از سمینار یه عالمه عروسی بشه.بابت اون مریض واقعا خوشحال شدم خیالم راحت شد.

پاسخ
atussa

براي بيمار شما و همه بيماران لاعلاج و يا صعب العلاج آرزو مي كنم كه خداوند شفاي عاجل عطا كن.....گيس گلابتون من اصلا نمي دونستم كه پزشكان از بيماري مريضشان غمگين مي شوند فكر مي كردم اونقدر بيمارهاي زياد ديده اند كه عادي شده است براشون.....چه با احساسي شما

پاسخ
diana

سلام خانم دکتر مهربان....می شه بپرسم انی کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ
sevda

سلام
من از طریق تلفن اعلام آمادگی کردم اما حدس میزدم که باید شخصا حضور پیدا کنم که متأسفانه به دلیل مشغله زیاد وشرایط کاریم امکان مراجعه حضوری برام پیش نیومد. اما دلیل من :به شدت کار دارم و تک تک لحظات روز پنجشنبه من برای کارهام از قبل برنامه ریزی شده هست اما انرژی مثبت گیسوی عزیز و حرکت انسانیش و اینکه بزرگترین دغدغه زندگیش کمک به همونوعانش هست باعث شد تا بخوام از جون و دل اگر بشه من هم کنارشون باشم. بی اغراق میگم وجود این انسانها من روبه زندگی امیدارتر میکنه و خدارو شکر میکنم. من تو سمینار هدف شرکت کردم.هدفم بیشتر کسب تجربه به عنوان یک نویسنده بود اما خیلی بیشتر از اونی که فکر میکردم بدست آوردم.خانم دکتر خوب و عزیزم از صمیم دل دوستون دارم و امیدوارم به تمام اهداف انساندوستانه تون برسین.با تقدیم احترام سودا

پاسخ
admin

خدا را شکر سودا که روسفید از آب درآمدم. می بوسمت

پاسخ
12120

سلام دکتر اناهیتا-یه سوال تخصصی -انی کوچولو کیه؟

پاسخ
admin

آنی کوچولو، خود من هستم! همان دختربچه سرتقی که بندری می رقصد و شعر دکلمه می کند:)))))))))))))

پاسخ
طراوت

سمانه رو انتخاب کنید....

پاسخ
نجوی

من هم از مصاحت با خانم زیبا و متشخصی مثل شما و خانم میرزایی عزیز لذت بردم.
ممنون

پاسخ
admin

ما بیشترلبخند

پاسخ
nilou

گیس گلابتون عزیز
من اصلا قصد فضولی ندارم فقط می خواستم بدونم چرا قسمت پرسش و پاسخ به روز نمی شه؟! راستش شک کردم که من نمی تونم ببینم یا کلا به روز نشده؟! بازم عذر می خوام اگه دخالت کردم.لبخند

پاسخ
admin

معذرت می خواهم. خیلی سرم شلوغ است این روزها.

پاسخ
نگارا

واقعا لذت بردم از اينكه چيزهايي كه مهمه، براتون مهمه.
گيس گلابتون عزيز قول بدين هر وقت به محبوبيت جهاني رسيدين و سرتون خيلي خيلي شلوغ تر از اين شد، هميشه به شاگردانتون ياد بدين كه مراجعينشون رو محترم و مهم بشمرن.

پاسخ
admin

محبوبیت جهانی؟ هنوز پیامم جهانی نیست. دغدغه فعلی من زنان سرزمینم است و بعد خانواده های ایرانی. مسائلی که من هر روز در موردش مشاوره می دهم و با آن سروکله می زنم، مشکلات ما ایرانی ها با فرهنگ خاص و مسائل خاص خودمان است. انشاالله روزی آنقدر روحم بزرگ بشود که دغدغه ام مسائل فراگیر جهانی باشد. اما در حال حاضر چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است. کشور ما، رفتارهای ما زنان و مردان تحصیلکرده لازم است اصلاح بشود. روابط بین زوجی و والدین فرزندی باید اصلاح بشود. من از این گوشه کوچک شروع کرده ام. بضاعتم هم همین تعداد خواننده است. تا کم کم تریبونم را گسترش بدهم.

پاسخ
DrZeynab

سلام
فکر می‌کنم اواخر سال ۹۲ بود که یکی از دوستانم من رو با سایت شما آشنا کرد‌. یادمه خودش اون روزا در یک سمینار هدفگذاری شرکت کرد. منم سری به سایت زدم ولی نمی‌دونم چرا جذب نشدم. این یکی دوماه که تب گیس‌گلابتون گرفتم (البته باز هم به یادآوری همان دوستم) مدام با ناراحتی از خودم میپرسم آخه چرا من از همون سال برنامه ها و مطالب سایت رو پی نگرفتم ناراحت

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه