زندگی من مثل همه مردم، مجموعه‌ای از تلخ و شیرین است، ولی من انتخاب کرده‌ام شیرینی‌های زندگی‌ام را با شما سهیم شوم. هرگز خیال ندارم وانمود کنم هیچ مشکلی در زندگی ندارم و یا هیچ عیبی در رفتار و کردارم نیست. من یک آدم معمولی هستم. اگر بتوانم لحظه‌ای در روز، نور شادی و امید را به قلب شما بتابانم، وظیفه‌ام را در این دنیای زیبا انجام داده‌ام. ریختن چرک آب زندگی بر سر خواننده‌ها، کار ناشایستی است. به نظر من نویسنده‌ای هنرمند است که بتواند امید و شادی را به قلب مردم هدیه کند، وگرنه گله و شکایت از زندگی، کار ساده‌ای است.


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

عضویت در سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
1395/09/13 07:58

سه زن، سه نویسنده

چند ماه پیش هر وقت به سایت آمازون سر می‌زدم، می‌دیدم پرفروش‌ترین کتاب، کتاب "من پیش از تو" پرفروش‌ترین کتاب سایت آمازون است، ولی کنجکاو نشدم در مورد این کتاب بیشتر بدانم. تا این که آقای شوشو با یک بغل فیلم به خانه آمد. نگاهی به فیلم‌ها کردم و بدون هیچ تردیدی فیلم "من پیش از تو" را برای تماشا انتخاب کردم. خدای من... عجب فیلمی بود. تا آخر فیلم هق هق می‌کردم. ولی آی چسبید... آی چسبید...

 

در اینترنت جستجو کردم و با نویسنده رمان "من پیش از تو" خانم جوجو مویز بیشتر آشنا شدم. سه تا کتابی که از او به فارسی ترجمه شده را سفارش دادم. وقتی سه کتاب رمان قطور به دستم رسید، از خوشحال می‌لرزیدم. ابتدا کتاب "یک بعلاوه یک" را خواندم. چنگی به دل نمی‌زد. آنقدر کشدار و پر از فاجعه‌های خانوادگی بود که خسته شدم. کتاب "من پس از تو" چندان بهتر نبود. سرکشی‌های یک نوجوان عاصی و ضداجتماع مرا بکلی خسته کرد. دست آخر کتاب "من پیش از تو" را خواندم. کتابی قوی است. حتی ترجمه بد هم نتوانسته آن را از سکه بیندازد. با این وجود پیشنهاد می‌کنم مثل من وقتتان را تلف نکنید و فقط فیلم "من پیش از تو" را ببینید. فیلمی زیبا و نفس بر است. یک جعبه دستمال کاغذی هم دم دستتان بگذارید. فیلم ببینید و زار بزنید. دل آدم جلا پیدا می‌کند.

 

خانم جوجو مویز اعتراف کرده در خانواده‌شان دو بیمار زمینگیر وجود داشتند. او تجربه سر و کار داشتن با بیمار زمینگیر را با خبر خودکشی یک جوان ورزشکار، در هم آمیخته و این رمان زیبا را نوشته است. تصور می‌کنم او سالهای طولانی در کافی شاپ و بار کار کرده و کارگر نظافت خانگی هم بوده، زیرا در مورد این سه شغل اطلاعات خوبی دارد. البته به نظر من بهترین کتاب خانم جوجو مویز، کتاب "من پیش از تو" نیست، بلکه کتاب "ماه عسل در پاریس" است. "ماه عسل در پاریس" شیرین و پرمحتواست و برخلاف سه کتاب قبلی، وراجی و اطاله کلام  نیست. هر کلمه داستان، بجا و مناسب است.

 

نویسنده بعدی که تازگی با او آشنا شدم خانم سوفی کینزلا است. آشنایی با خانم سوفی کینزلا هم مرا ذوق زده کرد. کتاب "رازم را نگه دار!" به طرز دلپذیری آغاز شد ولی متاسفانه به شکلی مبتذل به پایان رسید. کتاب‌های "دنیای شگفت انگیز ربکا: شوق خرید"  و "دنیای شگفت انگیز ربکا: در سفر" را هم خواندم. خب... چه بگویم؟ سیندرلاهای عصر جدید. دختران فقیری که با مردان میلیونر آشنا می‌شوند و خدا می‌داند به چه دلیل مردان میلیونر آنها را به سایر دختران ترجیح می‌دهند. دخترها با ک...ن در عسل می افتند و می‌توانند تا جایی که جان در بدن دارند لباس‌های مارکدار و گران بخرند و بی محابا پول خرج کنند. آن‌ها هم مثل سیندرلا، راز پیدا کردن شوهر پولدار را در پوشیدن لباس‌های گران و زیبا و داشتن آرایش مو و صورت عالی می‌دانند. نگارش خانم سوفی کینزلا را دوست دارم، پر شور و شوق است، ولی حیف که داستان‌ها آبکی است.

 

 

سومین نویسنده که تازه با او آشنا شدم خانم آنا گاوالدا است. این سه کتاب را به قلم او خواندم. قلم شیرینی دارد. مثل آب روان می‌نویسد:

 

  • دوستش داشتم
  • دلم می‌خواست جایی کسی منتظرم بود
  • گریز دلپذیر

     

    هر سه کتاب زیباست. محتوای زیبا و نگارش زیبا. سکوت سرشار از احترام و تحسین، تنها واکنشی است که می‌توانم در برابر کتابهای خانم آنا گاوالدا داشته باشم.

     

    آنا گاوالدا چه زندگی عجیبی دارد. چهار خواهر و برادر هستند. پس از جدایی والدینش، او پیش خاله‌اش فرستاده می‌شود. خاله او که چهارده بچه داشته، سرپرستی او را هم قبول می‌کند. آنا گاوالدا با یک دامپزشک ازدواج می‌کند. صاحب دو فرزند می‌شود، سپس طلاق می‌گیرد. وقتی کتاب‌های او را می‌خوانم احساس می‌کنم دارم دفترچه خاطراتش را ورق می‌زنم. چه زیبا می‌نویسد. سپاس از مترجمین نازنینی که نوشته‌های آنا گاوالدا را به زیبایی ترجمه کرده‌اند.

     

    حرف‌های بالا را جمع بندی می‌کنم:

     

    پیشنهاد من برای دیدن فیلم:

  • me before you

     

    پیشنهاد من برای مطالعه کتاب:

  • دوستش داشتم، نوشته آنا گاوالدا
  • دلم می‌خواست جایی کسی منتظرم بود، نوشته آنا گاوالدا
  • گریز دلپذیر، نوشته آنا گاوالدا
  • ماه عسل در پاریس، نوشته جوجو مویز

 

 

 

 

 

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
مریم سیافی

چقدر جالب!همین پریشب دو تا کتابی که از خانم جوجو مویز معرفی کردید رو دیدم و چون میدونستم شما خوندینشون، خواستم بخرمشون.اما راستش رو بخواهید،قطور بودن کتاب ها منصرفم کردن!!!!حالا دیدم شما هم راضی نبودید!در مورد کتاب های آنا گاوالدا هم چیزهای خوبی شنیده بودم که شما هم خیالم رو راحت کردید. ممنون که بهمون گفتین.

پاسخ
farahsu

سلام، من کتاب "من پیش از تو " رو خوندم. واقعا عالی بود. باهاش اشک ریختم. وقتی که به آخرش رسیدم نویسنده رو به خاطر قلم بسیار روان و زیباش تحسین میکردم. بعدش که فیلم رو دیدم برام صحنه سازی فیلم جذاب بود اما خب به نظرم خوندن کتابش خیلی عمیق تر از دیدن فیلمش هست.

پاسخ
banoo52f

تو کار خبرنگاری ، استفاده از صفت در خبر به نوعی ممنوعیت که نه ولی کراهت داره.
تعجب کردم دیدم از بعضی صفغتها استفاده کردید: وراجی، مبتذل.....
اشتباه شما این بود که دقیقا کتابها رو برعکس خوندید....ا/را ول من پیش از تور و می خوندید ، بهتر می تونستید با من پس از تو ارتباط برقرار کنید....
اون اطاله ای هم که درباره یک به علاوه یک گفتید ، اونقد جذاب بود که باعث شد به فاصله نیم متر با اجاق گاز ، غذام بسوزه...
کشش کتاب برای کتابخوانها در سنین مختلف، در موقعیت های مختلف ، متفاوته....به نظر می رسه از افرادی که به نوعی رهبر فکری می تونن باشن یا عده ای به عنوان مرجع قبولشون دارن ، انتظار می ره صرفا سلیقه شخصی شون در معرفی پدیده های فرهنگی دخیل نباشه.....
پ.ن : امیدوارم از من دلخور نشید. نوشته شما منو یاد یکی از استادهام انداخت که نظرش راجع به شجریان صفاتی بود که شبیه نوشته شما بود .

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم نظرتان نوشتید. چرا دلخور شوم. شما نظرتان را نوشتید. من هم نوشتم. نقد کتاب یعنی همین. این کتابها طرفدار دارند که پرفروش شده اند. خواهش می کنم در آینده هم مرا از نظرات خوب خودتان بی بهره نگذارید. راستی من رهبر فکری هستم؟ چه جالب. ممنون

پاسخ
mahsasalari

خدا خیرتان بدهد. بالاخره یکنفر پیدا شد این سه تا کتاب خانم مویز و ترجمه ی شتابزده ی آن را نقد کند. به نظر من خوانندگان ادبیات داستانی اغلب کشش و جذابیت قلم نویسنده را با تعلیق های مصنوعی (تعلیق مصنوعی است که میتواند کتابی با این حجم تولید کند یا سریالی 200 قسمتی پدید بیاورد) اشتباه میگیرند. ممنون. درباب اهمیت ترجمه هم میشود بسیار بسیار حرف زد ولی در مقایسه ی ترجمه ی نثر روان انگلیسی مدرن با ترجمه ی نثر تقریبا فلسفی فرانسوی مدرن (منظورم ترجمه ی کتاب های آنا گاوالداست- البته من فقط ترجمه های خانم دارچینیان را خوانده ام) معلوم میشود که ترجمه ی خانم مفتاحی چه اندازه شتابزده بوده است.
توی کتاب دلم میخواست کسی جایی منتظرم بود، یک قسمتی هست که میگوید از قطار که پیاده میشود دلش میخواهد کسی دنبالش آمده باشد. همیشه وقتی از سفرهایی که اغلب کاری اند برمیگردم یاد این قسمت می افتم. بعد بند کوله پشتی یا ساکم را محکم تر توی دستم فشار میدهم و میروم آنطرف در تا با راننده تاکسی های فرودگاه چک و چانه بزنم نیشخند
باز در مقام مقایسه: نثر داستانی در کتاب های خانم گاوالدا در خدمت ایده های نویسنده است. در حالی که در کتاب های خانم مویز روایت نقش پررنگی دارد و ایده اصلا اهمیتی ندارد.
خوش بحال خانم گاوالدا، من خیلی به او حسودی ام میشود خجالت

پاسخ
گیس گلابتون

آنا گاوالدا عالی می نویسد. آن متن "من ماده شیر هستم" را شما نوشته اید؟ همان که در اینستاگرام است؟ اگر شما آن را نوشته اید، آنا گاوالدا باید به شما حسودی کند.
بله ترجمه کتاب های سه گانه جوجو مویز خوب نیست. و جوجو مویز در کتاب من پس از تو و یک بعلاوه یک، خیلی زیاد نوشته. انگار قرار بوده تعداد صفحات معینی را ارائه بدهد. می دانید که نویسنده ها معمولا بر اساس تعداد صفحاتی که می نویسند یا تعداد کلمات دستمزد می گیرند.

پاسخ
mahsasalari

نه من واقعا نمیدانستم که نویسنده ها براساس تعداد صفحه دستمزد میگیرند. فکر میکردم دستمزد بخشی از فروش کتاب است!
بله گیس گلابتون جانم آن متن را من نوشته ام و الان غش کردم از ذوق با این تعریف شما. ممنونممممم قلب

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. شما بسیار زیبا می نویسید. بسیار... من با ایده ای که مطرح کردید موافق نیستم، ولی با نثر زیبا و توصیف فوق العاده تون... رفتم هوا! متشکرم

پاسخ
mahsasalari

خیلی ممنون خانم دکتر جانم. خودم هم خیلی با ایده ش موافق نیستم. برای همین اسمش را گذاشته بودم یک عاشقانه ی فکستنی :)) یک تمرین برای نوشتن با زاویه ی دید دوم شخص بود.

پاسخ
گیس گلابتون

زیباست.

پاسخ
zahra_altafi

ُسلام خانم دکتر
ممنون از شما به خاطر به اشتراک گذاری تجربه های مختلفی که دارید. من قلم شما رو دوست دارم. خیلی بی تکلف می نویسید اما در عین حال حساب شده و دقیقا می دونید که چی قراره بگین. (برخلاف خیلی ها که ادعای نویسندگی دارند اما در جملات و کلمات گم میشن.)
با دوستمون که گفتند کشش کتاب برای افراد مختلف متفاوته کاملا موافقم. من 8 ساله کتابدار کتابخانه هستم. هشت سال ارتباط با طیف وسیعی از کتابخوان ها و همچنین تخصص در کتابشناسی و نقد کتاب باعث شده که کتاب ها و کتابخوان ها رو خوب بشناسم. به هرحال کاملا طبیعیه که یک کتاب طرفداران و مخالفان متعددی داشته باشه. مثلا همین کتابهایی که شما معرفی می کنید معمولا با سلیقه کتابخوانی من جور نیست درواقع کتابهایی رو که شما می پسندید من نمی پسندم و برعکس و به قول شما نقد یعنی همین. همین که منتقد دلایل رد یا قبول خودش رو با استدلال بیان کنه. اینجوری کسانی که هنوز کتاب رو نخوندن می تونن تصمیم بگیرن که اون کتاب براشون مناسب هست یا نه. ضمن اینکه معتقدم که کتابخوانی علاوه بر اینکه یه کار دلی و لذتبخشه می تونه که کار تخصصی هم باشه و حتما کتایخوان های حرفه ای و دلی با هم فرق دارند.
بازهم کتاب معرفی کنید تا دنیای آدمها بیشتر رنگ کتاب به خودش بگیره. سپاس

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم نظرتان نوشتید دوست عزیز و دوست داشتنی

پاسخ
ghonchehf@ymail.com

سلام خانم دکتر عزیز.من هم کتاب من او را دوست داشتم رو خوندم.واقعا زیباست.آنا گاوالدا رو خیلی دوس دارم و بهش بخاطر داشتن این قلم زیبا غبطه میخورم.اما یه چیزی درباره سیندرلا خواستم بگم.جایی خوندم که زنان موفق,بخش مردانه ای در وجودشون دارند که اونا رو به خوشبختی ابدی میرسونه و سیندرلا بیان این مطلب در قالب داستانه.یعنی شاهزاده,همون بخش مردانه درون یک زن هست.جالب اینه که یکی از بارزترین مشخصات سیندرلا به عنوان یک زن موفق,پذیرش وضعیت موجود و لذت بردن از کارهای خانه و امید به تغییر شرایطه.نمیدونم این تا چه اندازه درستهمتفکر

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. نظرتان را نوشتید. به نظر من رمز موفقیت سیندرلا، نپذیرفتن شرایط موجود، خطر کردن، خارج شدن از خانه و رفتن به جشن است، جایی که شاهزاده ای منتظر همسر آینده اش بود. ولی سیندرلا میدانست اگر با لباس های پاره پاره اش به آنجا برود، هیچ شانسی در جلب علاقه شاهزاده ندارد. البته هر فردی نظرات خود را دارد. ممنونم شما هم نظرتان را نوشتید و خواهش میکنم در آینده هم مرا از نظرات خوب خودتان بی بهره نگذارید.

پاسخ
z_saeideh

گيس گلابتون عزيزم
متشكرم به خاطر معرفي فيلم و كتاب هاي خانم هاي نويسنده 🌹

پاسخ
~مریم~

سلام به گیس گلابتون عزیز. ممنونم بخاطر معرفی کتاب. من فیلم me before you رو دیدم. به نظر من هم فوق العاده بود. کلا هر قیلمی به دلم نمیشینه ولی از این مدل فیلما بود که واقعا دوست نداشتم تموم شه

پاسخ
farahsu

خانم دکتر، ممنون از پیشنهادات تون.
من چند ماه پیش اتفاقی اسم "من پیش از تو " رو در سایت شما دیدم. همین یک ماه پیش این کتاب رو از کتابراه خریدم و خوندم.
به نظرم کتاب بسیار خوبی بود و خیلی عمیق تر از فیلم بود. نظر یکی از اعضای این سایت رو که میخوندم، نوشته بود: اگر شما کتاب من پیش از تو را میخواندید بهتر می توانستید با کتاب من پس از تو ارتباط برقرار کنید.

و البته من هم با نظر اون شخصی که به شما گفتند که رهبر فکری هستید، موافق هستم. شاید اگر از خواندن سایت شما چند ماهی نمیگذشت که یادم بره که دقیقا راجع به کتاب چی گفتید ممکن بود که اصلا کتاب رو مطالعه نکنم.
قطعا شما یک مرجع برای خیلی ها هستید و موافق این هستم که لحن نقدتون نسبت به ادبیات به دور از بیان یک سری الفاظ باشه.
ممنون از اینکه وقت میذارید و مطلب و نقد مینویسید.

پاسخ
گیس گلابتون

بله. کتاب من پیش از تو کتاب بسیار خوبی است. آنقدر خوب که ترجمه بد هم نتوانسته آن را خراب کند.
من نمی دانم رهبر فکری هستم یا نه. ولی اگر هستم، پیروان چشم و گوش بسته و مطیع نمی خواهم. افرادی می خواهم که "فکر" کنند و طرز فکر من به افکار آنها جهت بدهد، نه این که من به جای آنها فکر کنم. خوشحالم که شما خودتان کتاب را خواندید و به گفته من بسنده نکردید. چون دوست داشتن یا نداشتن کتاب، یک امر شخصی است. نباید اجازه بدهیم دیگری به جای ما تصمیم بگیرد
و متوجه نشدم منظور شما از این جمله چیست؟
"لحن نقدتون نسبت به ادبیات دور از بیان یک سری الفاظ باشد." کدام سری الفاظ؟ ممکن است بفرمایید؟ سپاسگزارم میشوم

پاسخ
دوره آموزشی رایگان: ویژه خانمهای مجرد
عضویت در سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه