برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

عضویت در سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
1390/08/20 00:00

تفکر قبیله ای

تفکر قبیله ای یعنی ما تصور کنیم فقط تیر و طائفه ما خوب هستند و بقیه مردم بد و دشمن هستند!

این تفکر باعث می شود ما از دنیا جدا بیفتیم و در داخل خانواده خود گیر کنیم. رفت و آمدها منحصر به رفت و آمد خانوادگی باشد. مشورت فقط با افراد خانواده باشد. ازدواج ها فامیلی باشد. از ازدواج با افراد غیر همشهری بترسیم. از زندگی در شهری غیر از شهر پدری وحشت داشته باشیم. در دعواهای خانوادگی کورکورانه طرف خانواده خود را بگیریم. به نام نامی خانواده حق را زیر پا بگذاریم.

اگر مرا دوست داری، باید رفتار بد مادر مرا تحمل کنی!
اگر مرا دوست داری، باید با خانواده من رفت و آمد کنی!
اگر مرا دوست داری، باید خانواده مرا دوست داشته باشی!
اگر مرا می خواهی، باید خانواده مرا هم بخواهی، زیرا من نمی توانم لحظه ای از خانواده خودم دور باشم!
اگر خانواده من با تو بد رفتاری می کنند، تو باید تحمل کنی! چون آنها خانواده من هستند!

تفکر قبیله ای باعث می شود دو شهر مجاور با هم دشمن باشند و چشم دیدن هم را نداشته باشند. چشمه اعلا و دشتبان دو روستای چسبیده به هم هستند. در گذشته این دو روستا هر هفته به خاطر "آب" با چوب و چماق به جان هم می افتادند. این روزها "آب" لوله کشی و سهمیه بندی شده است و به ظاهر دلیلی برای مخاصمه وجود ندارد. اما گویا دشمنی با شیر اندرون شده و از جان بیرون نمی رود.

در تفکر قبیله ای مردها محکوم هستند در شهر و دیار خود باقی بمانند، زیرا وظیفه نگهداری والدین بر عهده آنهاست. زن ها باید شغل و حرفه و تحصیل خود را فدا کنند، زیرا باید پیرو همسر خود باشند و از شغل او حمایت کنند. بچه ها مجبورند در رشته مورد علاقه والدین شان تحصیل کنند، زیرا بچه ها به دنیا آمده اند که آرزوهای قبیله را برآورده کنند. مسن ترها به وقت بیوه شدن، محکوم به تنهایی هستند، زیرا فرزندان چشم دیدن همسر جدید را ندارند. تعطیلات باید در جوار فامیل بگذرد، نه برای حظ و خوشی بلکه برای انجام وظیفه ای جانفرسا.

قرن بیست و یکم است و تفکر قبیله ای در حال منسوخ شدن است، زیرا دشمنی می آورد و اصل برابری و برادری انسان ها را زیر سوال می برد. با خود صادق باشیم:  آیا در شما بقایای تفکر قبیله ای وجود دارد؟

 

 


نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
goli

متاسفانه خانواده همسر من تفکر قبیله ای دارند و مشکل بزرگیه...

پاسخ
ریحانه

زیبا بود. اما لازمه یه قدم اون ور تر بری.
تا اینجاش رو همه قبول داریم. اما یه قدم اون ور تر رو هممون انجام میدیم و به روی مبارک نمیاریم.
گاهی یه سیلی لازمه تا از خواب بیدار شیم. این سیلی میتونه "بیان" این اشتباه ها باشه.

یه قدم اون ور تر مثل اینه که : محل سکونت رو شوهر تایین میکنه حتی اگه درآمد زن و پیشرفت خانواده در شهر دیگه بیشتر باشه.

بدی های محل سکونت رو میبینیم (مثل آلودگی که باعث میشه آلزایمر و هزار بیماری بگیریم. فقر فرهنگی. ناثباتی اقتصادی و ...) اما صرفا به خاطر ترس از رفتن از محل زندگی و دوری از خانواده میشینیم و میگیم همه جا همینه

هممون هم از این رفتار ها زیاد داریم. لازمه چند تاش رو تو سایتت داد بزنی تا مثل سیلی به صورتمون؛ بیدارمون کنه.

پاسخ
زهره

سلام
واقعا حرف دل مارا گفتی شما

پاسخ
پریا

ای گفتی گیس گلابتون عزیز. این تفکر به شدت در خانواده همسر من و خود او وجود دارد. به نحوی که با اینکه ما هر دو تحصیل کرده ایم، باید همیشه در نزدیکی آنها زندگی کنیم. بگوییم کجا میرویم و کی میاییم. تمام آخر هفته ها را باید با آنها بگذرانیم. وقتی هم به شوهرم اعتراض میکنم می بینم که هیچ راهکاری ندارد این یک وظیفه است.

پاسخ
عسل

سلام گیس گلابتون عزیز...خیلی موضوع جالبیبه و جای بحث زیاد داره ...خصوصا اون قسمتی که اشاره کردید به اینکه درد عواهای خانوادگی کورکورانه طرف خانواده خودمون رو نباید بگیریم ...راستش من یکی از مهترین چالش هام با همسرم سر این قضیه هست.من کورکورانه طرف خانواده خودم رو نمی گیرم فقط گاهی دلخوری که پیش میاد از همسرم میخوام بخاطر من کمی تو رفتارش و عکس العملش تجدیدنظر کنه .خوب موقعیتهایی هم بوده که اشکال از خوانواده من بوده واقعا اما من بدلیل رعایت احترام پدر و مادرم ترجیح دادم همسرم موضوع رو کش نده و ایشون کوتاه بیاد به اصطلاح .اما همیشه این موضع تبدیل به یک جنک جهانی شده بین من و همسرم شده که چرا من یک جانبه قضاوت می کنم.من همیشه در این مخمصمه هستم .از طرفی نمیخوام خونوادم از همسرم برنجن و از طرفی همسرم همیشه یکسری دلخوری های رفع نشده از اونها به دل داره که این باعث شده تو برخوردش با خونوادم یک جوری نشون داده.هرچی به همسرم میگم که حالا خونواده من تو یک برهه ای یک اشتباهی انجام دادن شما کوتاه بیا اصلا دست بردار نیست .در این جور مواقع من مجبورم با دلخوری و قهر ازش دور شم و مهرم کم شه تا دوباره بتونم خودم و کنترل افکارم رو بدست بگیرم و اخرش هم من به اصطلاح باید ناز همسر رو بکشم و تمام گلایه هام از رفتارهای اشتباهش پیش خونواده خودم رو تو دلم نگه دارم و عنوان نکنم.چراکه با عنوان اونها ایشون دوباره بر میگردن سر خونه اول و تمام دلخوریهای خودشون رو از خونواده من دوباره پیش میکشن و من میمونم و یک دنیا اعصاب فرسوده...تازه در همچین مواقعی همسرم که اصلا خوانواده خودشرو دوست نداره و وابستگی عاطفی نداره و نسبت به هم بی عاطفه شدید هستن (بر عکس خودم و رابطه شدیدا عاطفی بین من و خونوادم ) در چنین لحظاتی همسرم یکهو یادشون میفته که خانواده داره و طرفداریهایی از اونها می کنه که خنده داره چون خودش هم خوب میدونه که خونوادش براش تره هم خورد نمیکنن.من احساسم اینه که همسرم عقده خانواده گرم رو تو دلش داره و برای همین نمی تونن رابطه صمیمی من رو با خانوادم ببینن...ببخشید زیاد صحبت کردم و از موضوع خارج شدم اما واقعا داغ دلم تازه شده ...با تشکر و دعای خیر برای شما

پاسخ
گیس گلابتون

جواب تو در درسهای بعدی الفبای زناشویی است. تحت عنوان "منظومه زناشویی". درس جنجال برانگیزی است. منتظرم که حال جسمی و روحی خودم بهتر باشد تا بتوانم آن را در سایت بگذارم.

پاسخ
وحیده

من خیلی تفکر قبیله ای دارم با اینکه مستقل از خانواده و دور از آنها زندگی می کنم ولی درونا تایید خانواده برایم اهمیت زیادی دارد.دارم روی خودم کار می کنم که سنت های به درد نخور را بدون احساس گناه دور بریزم ولی کار سختی است. ترس دارد احساس گناه دارد.

پاسخ
fera

great points

پاسخ
مینا گلی

خجالت اوه اوه

پاسخ
گلابتون

نه خدا رو شکر من این یه قلمو ندارم!‏
الحمدلله رب العالمین

پاسخ
فاطمه

گل

پاسخ
الهام ب

در من نه. ولی در مادروپدرم خیلی. یکی از مشکلات من موقع ازدواج همین بود. با این که 50 ساله تهران زندگی می کنن ولی می گفتن بایدبا یه همشهری ازدواج کنی. حالا هر کی!

پاسخ
آرام

عزیز امروز دهم بود چهل روز تموم شد .

پاسخ
گیس گلابتون

آفرین! چه دقیق!

پاسخ
بیتا

وای وای خانواده من یه جورایی دچار تفکر قبیله ای شدن. هیچکی رو قبول ندارن جز خودشون. به عالم و آدم مشکوکن. رفتار و فرهتگ بقیه براشون نه تنها عجیب که حتی محکومه. وقتی تو جامعه ام و بعد میام تو جمع خانواده یا بر عکس، دچار تضاد بسیار شدیدی میشم. مثلا من قراره برم تهران یه چند روزی خونه دوستم. دوستم و شوهرش مدتهاست منتظرن و از رفتنم استقبال کردن. اونوقت مامانم میگه نکنه رفتنت باعث اختلاف بیشون بشه نکنه مزاحمشونی نکنه فلان نکنه بیسار. اصلا چرا اون پا نمیشه بیاد اینجا. این چه برنامه ایه. اونقدر که فکر منو هم مسموم کردن. اینها چون خودشون از مهمون و مهمون داری فرارین، فکر میکنن بقیه مردم هم اینجورین. این فقط یه مثال بود از تفاوت فکری بین خانوادم و ملت. باعث شده با هیشکی رفت و آمد نداشته باشم.

پاسخ
سودا

سلام خانم دکتر دوست داشتنی.روز زن رو بهتون تبریک میگم و از خدواند مهربان براتون طلب تندرستی وشادی میکنم.امیدوارم همانطور که به ما شادی و انرژی میدین زندگی خودتون هم سرشار از لحظات خوب باشه. این روز زیبا رو به همه خانم های دوست داشتنی و صبور سرزمینمون و خواننده های خوب سایت تبریک هم میگم .

پاسخ
گیس گلابتون

گل

پاسخ
نسا 61

دقیقا مثل فامیل ما البته پدر و مادرم کمتر اما در هر در مورد موضوع ازدوج فقط پسرهای طایفه ویا همزبون خودمون سالم میدونن وبقیه رو ناسالم وم را مجبور میکنن با پسرهایی که از خیلیی مسائل با هم فرق داریم به صرف اینکه ترک هستن ازدواج کنیم

پاسخ
محمدعلی

اعتراف می کنم که بعضی چیزهایی که گفتین در مورد من هم صدق می کنه . باید درستش کنم . مرسی گیس گلابتون مهربان

پاسخ
zahra_altafi

این پست قدیمیه اما من الان خوندمش. من هم انگار یه مقدار دچار این تفکرم. مثلا فکر می کنم هیچکس به اندازه خانواده ما تمیزی و نظافت رو رعایت نمی کنه.
باید اصلاح کنم این طرز فکرمو.
مرسی از شما

پاسخ
دوره آموزشی رایگان: ویژه خانمهای مجرد
عضویت در سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه