مقاله‌های بخش «چگونه با پول دوست شویم؟» درباره جذب پول و کسب استقلال مالی است

پول شاید مهم‌ترین چیز دنیا نباشد، ولی روی مهم‌ترین چیز‌ها، یعنی غذا، خانه، لباس، تحصیلات، امکانات بهداشتی و پزشکی تاثیر می‌گذارد. وقتی فکر آدم درگیر کمبود پول است، نمی‌تواند از توانایی‌های روحی و ذهنی خود بخوبی استفاده کند. وقتی شما نگران پرداخت کرایه خانه هستید، نمی‌توانید از مصاحبت همسر و فرزند خود لذت ببرید و یا کار خلاقانه‌ای انجام بدهید. با مطالعه مقاله‌های «پولدار شوید!» و انجام تمرینات آن، وضعیت مالی شما به شکلی عالی تغییری خواهد کرد .

مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
چگونه پولدار شوید؟
1395/08/08 09:09

چگونه با تلویزیون، پولدار شوید؟

 

دو نوع فقر وجود دارد:

 

فقر مادی و فقر فرهنگی

 

همه ما می دانیم فقر مادی چیست:

بی پولی، کم پولی، نداشتن بیمه، بدهکاری، ترس از طلبکار... نمی‌دانم چند نفر از شما طعم فقر مادی را کشیده‌اید، بدمزه است.

 

من در خانواده با وضعیت مالی متعادل و بدون نگرانی مادی به دنیا آمده‌ام. در دوران کودکی هیچوقت نگران پول نبودم، ولی مقتصد تربیت شدم. یعنی ما نگران پول نبودیم، ولی بریز و بپاش هم نداشتیم. نوشابه نمی‌خوردیم. به ندرت برای ما بچه‌ها چیپس و پفک و شکلات خریداری می‌شد. پول جیبی هم نداشتیم.

 

من برای اولین بار در کلاس دوم راهنمایی، پول جیبی گرفتم. یادم نیست پول جیبی‌ام چقدر بود ولی یادم هست پول جیبی‌ام بقدری کم بود که با آن فقط می‌توانستم روزهای پنجشنبه برای خودم و دوستم نفری یک بستنی چوبی بخرم. حالا چرا اصرار داشتم پول جیبی ناچیزم را با دیگری خرج کنم، خاطرم نیست.

 

در واقع پدرم درآمد خوبی داشت، ولی به همت بلند مادرم، ثروتمند شد. پدرم تا پیش از ازدواج با مادرم فقط یک ماشین کهنه داشت. مادرم زندگی ما را جمع و جور کرد. در دوران کودکی هرگز نگرانی مالی نداشتم، چون پدرم درآمد خوبی داشت و مادرم زن باتدبیری بود.

 

پول جیبی من سال به سال به میزان بسیار کمی اضافه می‌شد. یادم هست سال اول دانشگاه بودم و با مینی بوس به دانشگاه می‌رفتم. پول تاکسی سوار شدن ندارم. (الان وقتی می‌بینم بعضی بچه‌ها برای دو قدم راه آژانس می‌گیرند، شاخم درمیاد) در میان شلوغی مینی بوس، یک شیرپاک خورده‌ای کیف پولم را دزدید. در خانه به مادرم گفتم که کیفم را دزده اند. گفت:

 

  • می‌خواستی مواظب باشی و کیفت را محکم بچسبی.
  • باشه! دفعه بعد. حالا لطفاً به من پول بدهید. برای رفتن به دانشگاه پول ندارم.
  • از پس اندازت بردار
  • من پس انداز ندارم.
  • می‌خواستی داشته باشی. هرچی می‌گیری که نباید خرج کنی. باید مقداری از آن را پس انداز کنی.
  • مامان تا آخر ماه پانزده روز باق مانده. من بدون پول چطوری به دانشگاه بروم؟
  • من نصف پول جیبی ماه آینده‌ات را به تو مساعده می‌دهم. ماه بعد فقط نصف پول جیبی می‌گیری. از این به بعد مواظب کیف پولت باش و قدری پس انداز کن. همیشه من نیستم که به تو پول قرض بدهم.

 

درس بسیار دشواری بود، ولی یکی از مهمترین درس در مورد پول را همان روز یاد گرفتم. وقتی اولین حقوق انترنی را دریافت کردم، اعلام کردم پول جیبی نمی‌خواهم. از آن پس تا زمان ازدواجم یعنی چهل و یک سالگی ققط همین دو تا درس در مورد پول را یاد گرفتم و بکار بردم:

 

  1. پس انداز مختصری داشته باشم.
  2. مواظب باشم کسی پولم را ندزدد

 

وقتی برای گذراندن دوره طرح به بوشهر رفتم. تا سه ماه به من حقوق ندادند. من آن سه ماه را با شصت هزار تومان سر کردم. خانواده‌ام هیچوقت از وضعیت مالی من باخبر نشدند، چون یاد گرفته بودم قرض نخواهم. طرح تمام شد و من با پس انداز قابل توجهی به تهران برگشتم. پول خرید یک خانه پنجاه متری در بالاشهر تهران را داشتم. متاسفانه در یک سرمایه گذاری نادرست همه پس اندازم را از دست دادم.

 

ولی باز هم نگرانی مالی نداشتم، زیرا در خانه‌ای عالی زندگی می کرددیم. من یک سوییت جداگانه داشتم. ماشین پدرم زیر پایم بود. درآمدم را صرف امور خیریه و سفر می‌کردم. یک سال قبل از ازدواجم بالاخره خودم ماشین خریدم و ماشین پدرم را پس دادم. در  واقع اولین دارایی گران قیمت من جیمبو است. به همین دلیل آن را خیلی دوست دارم. جیمبو برای من یک نشانه است. نشانه دختر کوچولویی که در چهل سالگی بالاخره تصمیم گرفت بزرگ شود!

 

 

اگر طعم بی پولی را چشیده باشید لابد می دانید که طعم تلخی دارد. بدمزه است. دلم نمی‌خواهد هیچیک از شما طعم تلخ آن را مزه کنید. به همین دلیل در سایت گیس گلابتون بیش از 130 مقاله رایگان در مورد پول هست و فقط چند محصول فروشی برای کسب پول. زیرا دلم می‌خواهد کسانی که پول زیادی ندارند، حتماً از مطالب جذب پول و درآمد آگاه شوند و بر غول بی پولی غلبه کنند.

 

 جالب است بخش "چگونه پولدار شوید؟" سایت گیس گلابتون بیشتر توسط آقایان مطالعه می‌شود، در حالیکه قصد من آگاه کردن خانم‌ها در مورد پول است. بهرحال ... هرکه می‌خواند، نوش جانش. نوشته‌ام که خوانده شود. انشاالله گره زندگی آدمها با این نوشته‌ها باز شود.

 

به نظر من فقر فرهنگی بدتر از فقر مالی است. زیرا فقر مادی علاج دارد. علاج فقر مادی در مقاله‌های رایگان سایت گیس گلابتون قرار دارد. به شرطی که کسی آنها را بخواند و بکار بگیرد، ولی فقر فرهنگی به این راحتی درمان نمی‌شود. فقر فرهنگی چیست؟

 

کسی که از نظر فرهنگی فقیر است که:

 

  • کتاب نمی‌خواند
  • مطلب جدیدی یاد نمی‌گیرد
  • از هنر لذت نمی‌برد
  • از زیبایی شگفت زده نمی‌شود

 

در ضمن اگر شخصی از نظر فرهنگی غنی باشد، مطمئن باشید از نظر مالی هم ثروتمند است، یا دست کم امنیت مالی دارد. باور نکنید شخصی از نظر فرهنگی ثروتمند باشد و از نظر مالی فقیر، خیر چنین چیزی غیر ممکن است. آدم گرسنه کتاب نمی‌خواهد، نان می‌خواهد. آدم بدهکار از تماشای غروب زیبای آفتاب به وجد نمی‌آید. بدون احساس امنیت مالی ما نمی‌توانیم از هنر لذت ببریم و هنر را خلق کنیم. هنر در دامان طلا به دنیا می‌آید. هرچه جامعه‌ای از نظر مالی ثروتمندتر باسد، هنرمندان بیشتری قدم به عرصه وجود می‌گذارند.

 

وقتی وارد خانه‌ای می‌شوید بسادگی می‌توانید تشخیص بدهید آیا این خانواده از نظر فرهنگی غنی هستند یا خیر. چگونه؟

 

هرچه خانواده‌ای از نظر فرهنگی ثروتمندتر باشد، کتابخانه بزرگتری دارد و هرچه از نظر فرهنگی فقیرتر باشد تلویزیون بزرگتری دارد.

 

کتابخانه بزرگ یعنی ثروتمند از نظر فرهنگی

تلویزیون بزرگ، بدون کتابخانه یا با کتابخانه کوچک، یعنی فقیر از نظر فرهنگی

 

 

همه دانش دنیا در کتابها جمع شده است. هنوز که هنوز است بهترین روش یاد گرفتن کتاب خواندن است. تلویزیون سطحی روش برای پر کردن اوقات فراغت است. تلویزیون شما را هیپنوتیزم می‌کند و هر آنچه می‌خواهد در ذهن شما می‌کارد.

 

تلویزیون به شما تلقین می‌کند اگر فلان مارک شوینده را بخرید خانواده‌ای خوشبخت خواهید داشت.

اگر فلان مارک شکلات را بخورید لذت عشق را می‌چشید.

اگر فلان مارک خمیردندان را استفاده کنید زیبا می‌شوید.

اگر فلان عطر را استعمال  کنید جنس مقابل در برابر شما تاب مقاومت ندارد.

تلویزیون با پخش مداوم اخبار بد، ذهن شما را پر از منفی بافی می‌کند.

تلویزیون با پخش حساب شده و کاملاً دقیق اخبار، به شما القا می‌کند در مورد فلان کشور یا فلان معاهده چگونه فکر کنید.

تحقیقات نشان داده هرچه ساعت تلویزیون نگاه کردن بیشتر باشد، اعتماد به نفس افراد پایین‌تر است.

هرچه میزان ساعت تماشای تلویزیون بیشتر باشد، چاقی بیشتر است.

هرچه میزان تماشای تلویزیون بیشتر باشد، خلاقیت افراد کمتر است.

 

می‌خواهید بدانید چطوری از تلویزیون استفاده کنید تا ثروتمند شوید؟

 

تلویزیون را خاموش کنید! و یک  کتاب خوب به دست بگیرید. یک مجله خوب را ورق بزنید. با همسرتان حرف بزنید. با فرزندتان صحبت کنید. مهمانی بگیرید و با مردم معاشرت کنید. بعضی‌ها مهمانی می‌روند بعد تلویزیون را روشن می‌کنند و در میان سر وصدای تلویزیون و تبلیغات منزجرکننده و فیلمهای بی سر و ته، سعی می‌کنند با یکدیگر معاشرت کنند.

 

آدم‌های با فقر فرهنگی اینگونه رفتار می‌کنند. چون حرفی برای گفتن ندارند و یا مغزشان گنجایش شنیدن حرفی تازه را ندارد. فکر کردن در مورد زن دوم، خیانت به همسر و انتقام گرفتن برایشان بس است. لازم نیست به مطلب دیگری فکر کنند.

 

به دور و برتان نگاه کنید:

آیا در خانه شما کتابخانه هست؟

آیا تلویزیون شما خیلی بزرگ و کتابخانه شما خیلی کوچک است؟

آیا حتی وقتی غذا می‌خورید تلویزیون تماشا می‌کنید؟

آیا از لحظه بیدار شدن تلویزیون روشن می‌کنید و جلوی آن دراز می‌کشید؟

آیا  قتی مهمان دارید تلویزیون روشن است؟

مراقب باشید. فقر فرهنگی در ایران فراگیر است. اگر شما مثل من مصمم هستید سطح فرهنگ کشورمان بالا برود، لازم است از خودمان شروع کنیم.

در قدم اول معلوم کنید همین الان دارید روزی چند ساعت تلویزیون می‌بینید. حدس نزنید، راستی راستی زمان تلویزیون نگاه کردن خود را ثبت کنید. ممکن است از زمان طولانی مدتی که در پای تلویزیون می‌سوزانید، وحشت کنید.

بعد تصمیم بگیرید تلویزیون را خاموش کنید و کتاب به دست بگیرید.

 

خلاصه:

چگونه از تلویزیون برای پولدار شدن استفاده کنید؟

تلویزیون را خاموش کنید و یک کار مثبت انجام بدهید!

 

 

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
rmaryam6926

سلام روزتون بخیر
ممنون از مطلب خوبتون ، الان که این مطلبتون رو می خوندم یاد چند سال پیش افتادم کهصبح تا شب پای تلویزیون بودم .یک روزی به خودم اومدم که این چه زندگی برای خودت ساختی ؟ با تلاش فراوان تونستم این اعتیاد رو ترک کنم . الان وقتم رو با سر کلاس رفتن، دانشگاه و سر کار رفتن ، مطالعه کردن ( البته نه خیلی زیاد ) ، گشتن تویه سایت شما ( البته قاچاقی سایت های دیگه هم میرمچشمک ) می گذرونم . البته به نظرم بازم جا دارم که از وقتم بهتر استفاده کنم .
به امید اون روز

پاسخ
گیس گلابتون

تبریک میگویم. آفرین

پاسخ
ghorbani

با سلام
خيلي جالب است كه كسي كامنت براي اين پست نذاشته است. من در خونه كتابخونه نسيتا بزرگي دارم ولي تي وي هم بزرگ است. ولي عاشق مطالعه ام. از اينكه با اين مطالب حرف دل من را زديد بسيار ممنونم
مي خواستم پيشنهاد بدم:
1- وقتي در سايت لاگين مي كنيم نوشته شده ذخيره مشخصات ورود ولي باز يه بار كه ميري بيرون مياي تو بايد دوباره لاگين كنم.و
2-در صورت امكان امكان كپي كردن مطال را در سايت ايجاد كنيد. نميشخ كپي كرد.
ممنون

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم و خوشحالم که از مقاله لذت بردید. اگر از این پست خوش تان آمد، لینک آن را در اختیار دیگران قرار بدهید. امکان کپی کردن عمدا از این سایت برداشته شده است.

پاسخ
najme55
http://gahyman.blog.ir

چه مقاله خوبی و چقدر لازمه که نشر بشه این حرفا. توی خونه ی پدری تلویزیون وزوزک دایمی بود و هست اما بعد از ازدواج من و همسرم هر دو دنبال دنیای خود بودیم گاهی با هم و گاهی جداجدا و علاقه چندانی به تلویزیون نداشتیم اما دخترم که آمد سروصدای برنامه کودک گاهی شنیده میشد. خدا را شکر بزرگتر که شد او هم دغدغه ها و دلگرمیهایی یافت که کمکش کرد چندان تشنه سرگرمی نباشد. کتاب سه تار نوشتن و سایتهای مشخص. اما پسرک پای تلویزیون مینشست تا همین اواخر. البته او هم غالبا برنامه کودک میدید. ولی اخیرا داره مشغولیتهای خودشو پیدا میکنه. و حالا خونه مون خیلی بیشتر ساکته...سکوت گاهی وقتا کمی ترسناک به نظر می رسه اما به نظرم کمک می کنه که با اراده خودمون به صدا تبدیلش کنیم نه به هدایت نیروهای بیرونی نه چندان خوشنام! از شما ممنونم مطالب ارزشمندی بود.

پاسخ
4932694

خیلی ممنون برای متن بسیار جالبی که نوشته بودید، لذت بردم، سپاسگزارم گیس گلابتون عزیز

پاسخ
mahsasalari

سلام
من معمولا صبح که بیدار میشم توی همون رختخواب ایمیل هامو چک میکنم. با دیدن تیتر این مطلب خواب از سرم پرید و چشمام گرد شد. چطور چنین چیزی ممکنه؟
من توی خونه اصلا تلویزیون نگاه نمیکنم. اینکه میگم اصلا واقعا ساعت های تلویزیون نگاه کردن من به صفر میل میکنه. شاید در هفته یکبار برنامه ی آقای بهنود رو ببینم. یک قسمت از خندوانه رو ببینم. یا اصلا هیچ چیز نبینم. هرگز یادم نمیاد که یک سریال رو دنبال کرده باشم و همه ی قسمت هاشو دیده باشم.
منم مثل اغلب بچه ها وقتی بچه بودم در مقابل تلویزیون ندیدن و خوابیدن مقاومت میکردم. این تجربه رو میگم شاید به درد بقیه هم بخوره. یادم نمیاد دلیل این اصرار به دیدن هرچیزی که تلویزیون نشون میداد چی بود. اما یادم هست که دوست نداشتم برم توی اتاقم و بخوابم. وقتی که کلاس دوم دبستان بودم دایی کوچکم برای یک سری کارها مدتی توی خونه ی ما زندگی کرد. این اقامت های چند هفته ای دایی تا آخر دبستان من طول کشید. دایی کوچیکه ی من اون زمان دانشجو بود و من هربار نگاهش میکردم داشت کتاب میخوند. یعنی تصویری که من از داییم توی بچگی دارم اینه که نشسته و یک کتاب دستشه. دورانی که توی خونه ی ما بود هم هر چند روز یکبار میرفت انقلاب و همیشه هم علاوه بر کتاب های خودش یه کتاب برای من میخرید. و اینطوری بود که بدون جنگ و دعوا و بدون اینکه حتا خودمم بفهمم من روز به روز کتاب بیشتری میخوندم و حتا برای شام و ناهار هم دلم نمیخواست کتاب رو بگذارم زمین. بعدها گنجینه ی کتاب هایی که دایی از انقلاب میخرید اینقدر سنگین میشد که اصلا نمیتونست با خودش ببره و این ها مدت ها خونه ی ما میموندن و منم به تک تکشون دستبرد میزدم (که شاید کار خوبی نبود ولی مطمئنم بی ضرر ترین کار یواشکی یه بچه بود). وقتی که من دبیرستانی شدم دایی ازدواج کرد و هربار میرفتم خونه ی پدربزرگم کتابخونه ی بزرگش که بوی نم میداد به من رسید. بزرگترین و مهمترین کتاب های زندگیم رو میتونم بگم توی تعطیلات مختلف توی اتاق سابق داییم وخونه ی پدربزرگم خوندم. اگه میخوایم کتابخون باشیم این مهمه که با چه افرادی معاشرت میکنیم. کسایی که آخرین کتابی که خوندن بهمون میدن بخونیم یا اونایی که با یه لحن عجیبی میپرسن سریال فلان رو نمیبینی؟ ای بابا پس چیکار میکنی!
کاش یه کمپین راه بندازیم و توش تلویزیون ها رو اقلا برای دو ساعت معین در طول شب که همه ی خانواده معمولا جمعن خاموش کنیم (گرچه من تلویزیون نمیبینم تلویزیون خونه ی ما همیشه جلوی پدرم روشنه- گاهی حتا خودش هم تماشا نمیکنه و روشنه) خونه بدون صدای تلویزیون آرامش عجیبی داره. مرسی گیس گلابتون عزیزم از دست گذاشتن روی این جعبه ی جادوی به ظاهر بی اهمیت

پاسخ
گیس گلابتون

شما چه زیبا می نویسید. ممنونم

پاسخ
mahsasalari

شنیدن این تعریف از شما که خودتون قلم به این خوبی دارید بسی لذت بخشه. یک دنیا متشکرم

پاسخ
m.motamedpooya@gmail.com

تلویزیون رو کلا تعطیل کردم.چسبیدم به خوندن کتاب و یادگیری مطالب جدید و لذت بردن از زیبایی ها...همش هم در اثر همنشینی با شما بوده...

پاسخ
ملودي

چه مطلب جالبي خيلي خوشم اومد راستش اولش كه خوندم خيلي به خودم اميدوار شدم چوناز هنر لذت ميبرم از زيباييهاي كوچك هم شگفت زده ميشم و... ولي معتاد اينستاگرام شدم متاسفانه اين هم شامل ميشه ديگه؟راستي من فكر ميكنم به خاطر سختگيريهاي مامانتون شما انقدر موفق هستيد ولي من در مورد دختر خودم نميتونم اينجور رفتار كنم دلم نمياد. ميدونم اشتباهه ولي نميتونم..

پاسخ
stella

سلام
اولین بار یا دومین بار است که در سایت شما نظر می دهم.
به نظرم الان دیگه معضل تماشای بیش از اندازه تلویزیون مطرح نیست. الان اکثرا با مشکل اعتباد به شبکه های اجتماعی مثلا تلگرام درگیر هستند....متاسفانه این شبکه ها گرچه به ظاهر انتخابی هستند اما پر از اشکالند.
به نظرم باید بیشتردر مورد اونها می نوشتید تا تلویزیون.
حداقل دور و بر من اینطور هست.

پاسخ
گیس گلابتون

بله... شبکه های اجتماعی...

پاسخ
nazigh

مخصوصا قسمت search اینستاگرام که پر شده از کلیپ ها و تصاویر انرژی بر و بی فایده

پاسخ
nazigh

به نظرم تلوزیون رو نباید کامل کنار گذاشت بعضی از برنامه ها مثل اخبار، مستند حیات، سخنرانی اشخاصی مثل دکتر قمشه ای برنامه های مفیدی هستند که خوبه تماشا کنیم ولی درگیر مثلا اخبار منفی تلویزیون شامل جنگ در دنیا، آمار بیکارها، معتادها، مطلقه ها و .. نباید قرار بگیریم. یا فیلم ها و سریال های کشور خودمون که همش یا سیاه پوشند، بی پدر یا مادرند، اعتیاد دارند، از بیکاری، بی پولی، بچه نداشتن و ... مینالند (به جای راه حل دادن واسه مشکلات و آموزش خوش بودن با لذت های کوچک و تلاش برای ارتقای زندگی از مشکلاتی که خودمون میدونیم حرف میزنند)، شبکه های ماهواره ای هم با اینکه در ظاهر برنامه های شاد و متنوعی دارند ولی هیچ چیز مفیدی بهمون نمیدن که باعث بشه تو زندگیمون رشد و پیشرفت کنیم یا یاد بگیریم چگونه مشکلاتمونو حل کنیم!!

پاسخ
nazigh

ببخشید اگه میشه نظر دومی رو تو قسمت نظرات مربوط به این مقاله قرار بدید (اگه مورد تایید بود) چون مربوط به این قسمت که گذاشتم نمیشه، اشتباهی اینجا ثبت شد

پاسخ
گیس گلابتون

متوجه منظور شما نشدم. من نمی توانم جای نظرات را عوض کنم. اگر مایل هستید دوباره نظرتان را بنویسید. ممنونم

پاسخ
labkhand

سلام.از خواندن این مطلب لذت بردم. من حدودا دو سال پیش از طریق سایت آقای بهرام پور با این ایده(کنار گذاشتن تلویزیون)آشنا شدم و به آن عمل کردم و یکی از افتخاراتم این است که تلویزیون تماشا نمی کنم.یک پیشنهاد هم داشتم در صورت امکان یک قسمتی از سایت را اختصاص بدهید به معرفی کتاب. هر کسی کتاب خوبی می خواند به دیگران هم معرفی کند.با تشکر.

پاسخ
nazigh

سلام. من با خوندن این مقاله متوجه شدم علاوه بر تلوزیون، اینترنت (تلگرام، اینستاگرام، واتساپ) بعلاوه خواب زیاد، تفریحات غیر ضروی بیرون از خانه، نشخوارهای فکری منفی در طول روز و ... هم باعث عدم موفقیت هام چه در کسب پول چه شغل مناسب، علم و ... شده و وقتمو به جای پرداختن به الویت ها به هدر دادنش با مشغول کردن خودم با موارد غیر ضروری بالا گذروندم. خیلی ممنون از این لطفی که بهم کردید و با دلیل منو توجیه کردید

پاسخ
saraq

چه مقاله جالبی بود خانم دکتر ممنون. راستش ما سه تا کتابخونه بزرگ( از این کتابخونه های که در کتابخانه های عمومی استفاده میشه) تو خونمون داریم و تلوزیون خونه مون هم هنوز از اون تلویزیون قدیما هست نه ال سی دی. ولی انفدر هر کسی اومد خونه مون گفت وا چرا تلوزیونتون رو عوض نمی کنید دیگه تصمیم گرفتم یه تلوزیون بزرگ بخرم. البته با همسر قرار گذاشتیم اصلا آنتنش رو وصل نکنیم فقط باهاش فیلم ببینیم. اما هیچ وقت فکر نکردم از نظر فرهنگی ثروتمندیم

پاسخ
مامان گل

همیشه به شاگردهام میگم اوج هنر ایران در دوران صفویه هس بعد اسلام که پادشاهانشون هنردوست بودن و مردمش ثروتمند . با دوره تیموری که کتابهای نفیس و عالی خلق شد به کمک سرمایه پادشاهان هنردوس ایرانی در هرات .

پاسخ
hedie

سلام گیس گلابتون جان. ممنون از مطلب خوبتون.
ما تو خونمون یه اتاق کوچیک بعنوان کتابخونه داریم
هرکس هم تو اتاقش کتابخونه خودشو داره بازم. با وجود امکان مالی ولی تلویزیونمون هنوز از اون لامپ تصویریاس!
یادمه راهنمایی و دبیرستان خوره کتاب بودم. بیشتر کتابای کتابخونه مدرسه رو خونده بودم ولی هرچی گذشت کتاب نخونتر شدم متاسفانه. البته همه بچه ها اهل تلویزیونیم. هنوزم کتاب رو خیلی دوست داریم اما نمی دونم چرا زحمت پدر مادرمون برای اهل کتاب کردنمون تو بزرگیمون جواب نداد و فراموش کردیم کتاب رو. مطلبتون تلنگر خوبی بود. ممنون

پاسخ
zahra_altafi

سلام
ممنونم از مقاله خوبتون
من علاقه ای به تلویزیون ندارم. دوسال اول ازدواجم هم تلویزیون نداشتم و این نداشتن کاملا ارادی بود. خونه ما نو بود. یعنی خونه نو خریده بودیم و خب طبیعیه که همه وسایلمون هم نو بود. و خدا رو شکر همه چیز کامل بود و چیزی کم نداشتیم. فقط تلویزیون کم بود که البته این کم بودن به چشم من و همسرم نمی آمد چون خودمون خواسته بودیم که تلویزیون نخریم. یادمه که یکبار یکی از دوستام که از من دور بود خواسته بود تعدادی عکس از خونه م براش بفرستم. من هم از گوشه و کنار خونه عکس گرفتم و ارسال کردم. بعد دوستم پرسید پس تلویزونتون کجاست؟ و من گفتم ما تلویزیون نداریم. اما الان تلویزون داریم که زیاد کاربردی هم نداره و من با خودم فکر می کنم اگه هنوز هم تلویزیون نخریده بودیم چیزی نمی شد.

پاسخ
diamond

با سلام
ممنون از متن پرمحتواتون
ما از بچگی هفته ای دو تا برنامه می دیدیم...
زمانی که دانشگاه قبول شدم چون خوابگاهی بودم کلا تی وی حذف شد.
برای خونه مون هم اصلا تی وی نخریدیم و با افتخار به همه اعلام می کنم... خیلی از موفقیتامو مدیون حذف کردن تلویزیونم...
نمی خوام پز بدما ولی الان دانشجوی دکترا هستم تو دانشگاه درجه 1 کشور... واقعا لازمه که تمام مردم ایران این متن رو بخونن و بدونن که این تحلیل های سطحی و ساده و بی فرهنگی هاشون از کجا نشات می گیره... به قول یه دوستی که می گفت ایرانی ها از نظر شخصیتی پیچیده ان اما از نظر تحلیلی بسیار ساده و به حزب بادن...
بازم ممنونم بخاطر تلنگرتونگلگلگلگل

پاسخ
طلابانو

اول در مورد فقر مالی بگم. من خانواده مرفه ای دارم اما از زمان دانشجویی ام کار کردم کار خیلی سخت که هر روز سوالم از خودم اینه که چرا دارم ادامه میدم به دلیل این کار سخت اغلب وقتی واسه تلوزیون دیدن ندارم و البته علاقه انچنانی هم ندارم . ترجیح میدم به جای تلوزیون دیدم کارهای هنری انجام بدم و ازش لذت ببرم.
من پدرم یه کتابخون حرفه ای هست یه کتاب خونه بزرگ داریم من عادت کتابخونی از برادر بزرگترم یاد گرفتم بودن در کنار اون و کتاب هایی که وقتی بچه بودم واسم می خرید باعث شد به کتاب خوندن علاقه پیدا کنم الان شاید مدت زمانی که توی طول روز کتاب می خونم کم باشه اما غیر ممکن هست قبل از خواب حداقل چند صفحه کتاب می خونم

پاسخ
naderat

گیسو جونم
عاشقتم و بابت مطالب قشنگت ازت سپاسگزارم.
موفق باشی و پیروزگل

پاسخ
SHADIMEHR
http://BARANPAIEZI.BLOGSKY.COM

خانم دکتر باسلام
با اجازه شما با ذکر منبع این پست رو در وبلاگم گذاشت. ممنون

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. موفق باشید.

پاسخ
Fafa26

ممنون از مطالب خوب شما

پاسخ
gitaa

ضمن تشکر از مطالب جالب و آموزنده شما. نظرتون درباره برنامه های علمی و آموزنده تلویزیون چیه؟ آیا مطالعه میتونه جایگزینش بشه؟!شبکه های اجتماعی چطور میشه نظرتون در درباره اونها هم بنویسید؟

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. بله. خواهم نوشت.

پاسخ
bahare.dadfar@yahoo.com

سلام
متن خیلی خوبی بود بازم کلی چیز یاد گرفتم ...... واقعا سپاسگزارم بابت این مطالب ارزشمندگل

پاسخ
طیبه ط

درود بر گیس گلابتونم
درود بر من که با تک تک حرفهای گیس گلابتونم موافقم،تلویزیون،اخبار،فیلمهای بی سر و ته،تبلیغات
برای من کاملا بی معنا هستند،
در خانه در محل کارم منو بعنوان آنتی تلویزیون میشناسند،

اگر کتاب نباشد گفتگو،چای نوشیدن،مباحثه کردن بسیار لذت بخش تر و باارزش تر از تلوزیون است.

پاسخ
برچسب ها : 
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه