مادرناتنی بودن دشوار است. مادران ناتنی همه زحمات یک مادر را به عهده دارند، بدون این که افتخارات یک مادر را داشته باشند. مادران ناتنی همه جا و در همه شرایط زیر ذره بین انتقاد همگان قرار دارند. ظاهرا بهشت زیر پای مادران ناتنی نیست. متأسفانه فرهنگ ما نسبت به مادران ناتنی بسیار بی‌رحم است و کار را برای مادران ناتنی دشوارتر می‌کند. ما با افسانه‌های سیندرلا، سفید برفی و اولدوز و کلاغ‌ها بزرگ شده‌ایم. نفرت و ترس از مادرناتنی از کودکی در وجود ما تزریق شده است. به همین دلیل هر مادرناتنی در خفا از خود می‌پرسد: "آیا من هم موجودی نفرت‌انگیز مثل زن باباهای افسانه‌ها هستم؟" مادران ناتنی دچار شرم و احساس گناه هستند، زیرا جامعه با آن‌ها به گونه‌ای رفتار می‌کند که انگار عفریته‌ای شریر می‌باشند. آمار طلاق در کشور ما بالا رفته است. در شهرهای بزرگ حدود نیمی از ازدواج‌ها به طلاق منجر می‌شود. پس هر روز تعداد کودکانی که با مادرناتنی بزرگ می‌شوند، افزایش می‌یابد. اگر طرز فکر ما و رفتار ما با مادران ناتنی عوض نشود، کودکان طلاق بیش از هرکسی از این موضوع آسیب می‌بینند. این بخش سایت به مادران ناتنی تقدیم می‌شود. کامنت دیگران حذف می‌شود. اینجا جایی است که مادران ناتنی می‌توانند با آرامش مشکلات خود را بیان کنند و جواب بسیاری از سؤالات خود را پیدا کنند. لطفاً با کلام محبت و احترام بنویسید. همان کلامی که شایسته شماست. ممنونم

مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
مادران ناتنی
1396/07/06 14:18

سندرم خانه روح زده چیست؟

من با مردی ازدواج کردم که همسرش فوت کرده است. یک دخترناتنی 15 ساله و یک پسر ناتنی 12 ساله دارم. از دستشان عاجز شده‌ام... عکس مادرشان در قاب بزرگ در اتاق نشیمن نصب است و من زیر نگاه آن مرحوم، معذبم. حق ندارم هیچ وسیله‌ای را جابجا کنم یا دور بریزم چون همه چیز را مال مادرشان می‌دانند. هر جمعه‌ باید سر گور آن مرحوم برویم. هیچ جور تفریحی نداریم. حق نداریم بخندیم و تفریح کنیم چون مادر آنها درگذشته است. من فکر می‌کردم اگر با مردی ازدواج کنم که همسرش فوت کرده، مشکلات درگیری با مادر سابق را ندارم، ولی الان دارم می‌بینم بچه‌های مادرمرده بیشتر از بچه‌های طلاق مظلوم نمایی می‌کنند و زندگی را به مادرناتنی تلخ. همسرم از عهده فرزندانش برنمی آید. به من می‌گوید تحمل کن، ولی من دیگر نمی‌توانم. به فکر طلاق هستم.

 

 

(متن نامه پر از کلمات خشن و تلخ بود، من آن را تعدیل کردم چون می‌دانستم با خشم و درماندگی نوشته شده است. اگر هنوز هم کلمات ناخوشایندی در آن وجود دارد، معذرت می‌خواهم. بیشتر از این امکان جرح و تعدیل وجود نداشت)

 

خانم‌هایی که قصد دارید با مرد صاحب فرزند ازدواج کنید یا همین الان با مرد صاحب فرزند ازدواج کرده‌اید، لطفاً این جمله را آویزه گوشتان کنید و هرگززززز... چی گفتم؟ هرگززززز آن را فراموش نکنید:

 

بچه‌ها نسبت به مادرناتنی جبهه می‌گیرند و در برابرش مقاومت می‌کنند، اگر بیشتر از 5-3 سال داشته باشند. فرقی نمی‌کند چرا شما به عنوان مادرناتنی وارد یک خانه شده‌اید، به خاطر مرگ مادر یا طلاق.

 

مقاوت و جبهه گیری بچه‌ها به خاطر طلاق یا مرگ مادر نیست!

مقاوت و جبهه گیری بچه‌ها به خاطر بد بودن شما نیست!

مقاوت و جبهه گیری بچه‌ها به خاطر بدجنسی شما نیست!

مقاوت و جبهه گیری بچه‌ها به خاطر طرز رفتار شما نیست! اگر هر روز در دهان بچه‌ها عسل هم بگذارید، ممکن اس دستتان را گاز بگیرند و بگویند: لابد از این محبت‌ها قصد سوئی دارد. الان نمی‌دانیم چه نیت پلیدی در سر دارد، ولی بهتر است همین الان دستش را گاز بگیریم تا نتواند به مقصد شومش برسد!

 

مقاوت و جبهه گیری بچه‌ها به خاطر "مادرناتنی" بودن شماست.

 

اولین پیوند هر انسانی با مادرش است. هر آدمی 9 ماه در بدن مادر جا می‌گیرد، با بندناف از مادر تغذیه می‌شود، اولین بویی حس می‌کند، اولین صورتی که می‌بیند، اولین صدایی که می‌شنود، مال مادر است. پیوند با مادر بسیار بسیار بسیار عمیق است. وقتی شما به عنوان "مادرناتنی" وارد زندگی بچه‌ها می‌شوید، همه سیستم‌های دفاعی بچه‌ها در مقابل "غریبه" فعال می‌شود. خیلی زمان می‌برد (شاید هفت سال) تا بچه‌ها باور کنند شما به آن‌ها آسیب نمی‌زنید. متاسفانه شاید هرگز رابطه مادر- فرزندی بین شما و فرزندناتنی شکل نگیرد. از بچه‌ها انتظار نداشته باشید با شما پیوند خونی بخورند و شما را درست مثل مادرشان بدانند. این انتظار، انتظار عبثی است و باعث رنج شما و بچه‌ها می‌شود. با بچه‌ها دوست باشید، به آن‌ها محبت کنید و احترام بگذارید و در مقابل انتظار داشته باشید به شما احترام بگذارند. همین‌ها به اندازه کافی خوب است.

 

مادر همیشه عزیز است و هروقت که بمیرد، زود است... به بچه‌ها حق بدهید برای مادرشان دلتنگ باشند و بخواهند خاطره‌هایش را حفظ کنند. بچه‌های طلاق به خاطر پدرشان نمی‌توانند عکس مادر را به در و دیوار خانه نصب کنند، وگرنه این کار را می‌کردند. مطمئن باشید! وقتی شخصی والدینش را از دست بدهد، معمولاً عکس والد از دست رفته‌اش را جلوی چشمش می‌گذارد. بچه‌ها هم مثل بقیه آدم‌ها.   ولی ... شما هم حق و حقوقی دارید. به همین دلیل وقتی تصمیم دارید با مردی ازدواج کنید که همسرش فوت کرده به این مسائل توجه کنید:

 

  • 1-مطمئن شوید همسرتان عاشق شماست و شما را دوست دارد

    گاهی اوقات مردی همسر دومش را زیاد دوستش ندارد، ولی  برای رتق و فتق امور خانه به یک زن نیاز دارد. ازدواج با مردی که شما را دوست ندارد، خیلی ناخوشایند است. مادرناتنی بودن، دشوار است و مادرناتنی سختی‌ها را برای شیرینی عشق همسرش تحمل می‌کند. اگر عشقی وجود نداشته باشد، نقش زن به خدمتکار خانه تنزل پیدا می‌کند.

     

  • 2-پس از ازدواج به خانه جدیدی بروید

    حتماً خانه و وسایل خانه را همان اول کار عوض کنید، وگرنه گرفتار سندرم خانه "روح زده" می‌شوید. شما احساس خواهید کرد همیشه آن مرحوم کنار شما حضور دارد و این وضعیت شما، همسرتان و بچه‌ها را عصبی خواهد کرد. به همسر آینده‌تان بگویید: از شما خواهش می‌کنم خانه را عوض کنید تا در خانه‌ای جدید، زندگی جدیدی آغاز کنیم. اگر آن آقا حاضر نشود چنین کاری را برای ازدواجش انجام بدهد، یعنی زیاد شما را  دوست ندارد. با او چک و چانه نزنید، بلکه خواستگاری‌اش را رد کنید. قبل از عقد، خانه را عوض کنید، چون متاسفانه بعضی آقایان قول‌هایی می‌دهند و بعد از جاری شدن صیغه عقد، فراموش می‌کنند.

     

  • 3-عکس مادر مرحوم در اتاق بچه‌ها باشد و نه در اتاق نشیمن

    در خانه جدید، با احترام و محبت به بچه‌ها بگویید: شما حق دارید بخواهید عکس مادرتان را داشته باشید. لطفاً عکس او را در اتاقتان نصب کنید تا احساس کنید مادرتان در همه لحظات کنار شماست و دلتان آرام بگیرد.

     

  • 4-به گورستان نروید

    بچه‌ها دوست دارند هر هفته به گورستان بروند، خب... بروند! لازم نیست شما آن‌ها را همراهی کنید. یک بار برای ادای احترام به سر خاک آن مرحوم بروید و هفته‌های بعد، همراهشان نروید. به برنامه‌های خودتان برسید. از خلوت خانه لذت ببرید، مهمان دعوت کنید یا به مهمانی بروید. تسلیم جو غم و افسردگی نشوید. بچه‌ها افسرده هستند، حق هم دارند، چون مادرشان را از دست داده‌اند. شما روحیه خودتان را حفظ کنید. وقتی روحیه شما خوب باشد، روحیه بچه‌ها هم کم کم بهتر می‌شود.

     

  • 5-بچه‌ها را سرزنش نکنید

یادتان باشد، بچه‌ها، بچه هستند. طبیعی است اگر رفتار بچگانه‌ای داشته باشند. شما و همسرتان باید بالغانه رفتار کنید وگرنه که شما از آن‌ها هم بچه‌تر هستید!

 

مادرناتنی بودن، دشوار است، ولی ناممکن نیست. اگر مردی ارزش دارد تا پایان عمر همراه شما باشد، به خاطر او و در کنار او دشواری‌ها را طی کنید. بچه‌ها بزرگ می‌شوند و زندگی خود را خواهند ساخت. شاید دخترناتنی تان، یک روزی مادرناتنی شود. شاید پسرناتنی تان یک روزی پدرناتنی شود. شما به آن‌ها نشان بدهید یک انسان بالغ، در هر شرایطی می‌تواند بالغانه و محترمانه رفتار کند.

 

توجه: این صفحه متعلق به مادران ناتنی است. نظرات افراد غیره حذف خواهد شد. ممنونم با مهر و ادب می نویسید.

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
sanama

سلام. من مادر ناتنی نیست ولی مادرم هستن. در واقع برادر بزرگ من از مادر دیگری است و وقتی یکی دوسال داشت مادرشون فوت کردن و 3 سالش بود که پدرم با پدر من ازدواج کردند. من الان 30 ساله هستم و این موضوع رو حدود 4 ساله که میدونم. یعنی هیچوقت در خونه ما این موضوع مطرح نبود که برادرم از مادر دیگه ایه. همیشه اینقدر محبت و احتمار به برادرم گذاشته میشد که موضوع شوخی ما بود که پسر جونشون پسر جونشون.
مادر من از هیچچچچچچچچ کاری برای برادرم دریغ نکرد و شاید همین محبت بی حد و اندازه بود که مشکل ساز شد.
خانواده مادر برادرم بخصوص خالش و بعد از ازدواج، خانواده همسرش (بخصوص فکر میکنم مادر همسر برادرم) هی باعث دوری اون از ما شدن. تا جایی که الان حدود 4 ساله که اون دیگه قهره و خونه پدریمون رفت و آمد نمیکنه. حتی در عقد و عروسی من و خواهرم هم نیومد با اینکه با احترام از طرف ما و مادرم دعوت شد. خواهرم چند بار رفته و باهاش حرف زده ولی حرفای غیر منطقی و مسخره میزنه و به مادرم خیلی توهین میکنه، در حدی که با وجودی که پدرم بسیار آدم صبور و با تدبیری هستن جلوش در اومدن که حق نداری اینطوری برخورد کنی.
خلاصه بگم، حسابی کوزه شکسته و دل مادرمو به شدت شکسته.
من گه گاه سایتتون رو میخونم. اینبار عضو شدم که این مطلب رو بنویسم و بگم: رو به بچه هایی که مادر یا پدر ناتنی دارند و البته ممکنه رنج سنی های متفاوت داشته باشند هم بنویسید. برادر من الان 47 سالشه و سنش بیش از 40 بود که اینقدر بدی کرد در حق خودش و خانوادش!
همیشه دعا می کنم که 1روز دوباره عقلش بیاد سر جاش. لطفا شماهم دعا کنید برامون

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. راستش رفتاری که برادرش شما کردند، ممکن است از هر پسر یا دختری سر بزند. یعنی بچه ها وقتی بزرگ شدند، ممکن است در حق والدین شان بی حرمتی و نمک شکنی کنند. تصور نمی کنم رفتار ایشان به خاطر ناتنی بودن باشد. چون حتی شما هم تا 4 سال پیش نمی دانستید ایشان ناتنی است. حق دارید ناراحت باشید و دلتان برای برادرتان تنگ شده باشد، ولی ... خب پیش می آید حتی در خانواده های تنی

پاسخ
bn_65

من با نظر شما در مورد تعویض خانه و وسایل اون اصلا موافق نیستم، من مادرمو پس از شرایط سخت بیماری از دست دادم و پدرم بعد از چند سال به خواست خودم با خانمی ازدواج کردن. ایشون خیلی صبورانه و ذره ذره تغییر ایجاد کردن و به نظرم فرد عاقل و فهمیده ای هستن چون این شرایطو تجربه کردم می دونم اومدن یه فرد جدید بعنوان همسر پدر یه تغییر بزرگ و استرس زیادی تو زندگی اون خانواده ایجاد میکنه، بنابراین بهتره فرصت داد و به مرور زمان تغییر در وسایل یا خونه ایجاد کرد که فشار روانی حاصله کمتر بشه. اتفاقا بعضا می شنیدم که به ایشون پیشنهاد تغییرات جدی در منزل میدادن، مطمئنم برای من ازاردهنده بود که یه نفر در بدو ورودش بخواد تمام چیزایی که باهاش خاطره داریو بندازه دور. خدا رو شکر همین صبر و نرمی ایشون باعث شد تا هم خیلی براشون احترام قائل باشم و هم خودشون تغییرات لازمو بدن.

پاسخ
گیس گلابتون

سپاسگزارم نظرتان را نوشتید. نظرات افرادی که مادرناتنی دارند، برای من ارزشمند است. توجه کنید دوست گرامی، وقتی دو نفر می خواهند ازدواج کنند، بهتر است در خانه جدیدی زندگی را آغاز کنند. فرض کنید یکی یا هر دو نفرشان خانه مجردی داشته باشند. موقع ازدواج، باید به خانه جدیدی بروند. حالا اگر در خانه ای، مرگ رخ داده باشد، عوض کردن خانه، باعث می شود افراد خانواده، دوره سوگ را زودتر طی کنند. مطمئنم هر مادری، آرزو دارد فرزندانش شاد و خوشبخت باشند، نه غمزده و افسرده. در هر صورت خوشحالم شما و مادرناتنی تان رابطه خوبیدارید. حتم دارم هر دو نفر شما انسان های فهمیده و دانایی هستید.

پاسخ
مامان نلی

سلام خدا قوت خانم دکتر میشه لطفا در بخش مادران ناتنی مطالب جدیدتری واسه مطالعه کردن بگذراید.باسپاس

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. فکر می کنم همه مطالب را نوشته ام. اگر شما سوال خاصی دارید لطفا در بخش از گیس گلابتون بپرسید، بنویسید تا در نوبت پاسخ دادن قرار بگیرد. آیا این 40 تا نوشته برای شما مفید بوده؟

پاسخ
مامان نلی

سلام خانم دکتر بنده از شمابسیار سپاسگزارم تمام مطالب شما رو موبه مو خواندم بسیار بسیار عالی و کار ساز و گره گشابود.خانم دکتر عزیز واستون آرزوی سلامتی وتوفیق روز افزون از خداوند مهربان طلب دارم.قلبقلبگلگل

پاسخ
گیس گلابتون

خوشحالم و باعث افتخار من است.

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه