دوست عزیز و دوست داشتنی من
آیا دوست داری خاطره‌های شیرین و الهام بخش خود را برای ما تعریف کنی؟
ما که خیلی دوست داریم داستان شیرین آشنایی با همسر، ایجاد یک کسب و کار پرسود، شفای بیماری و یا هر خاطره الهام بخش تو را بخوانیم. شما می توانید خاطره خود را به آدرس زیر ایمیل کنید: gisgolabetoon0@gmail.com
لطفا در موضوع ایمیل بنویسید
: «خاطره الهام بخش »

مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
نوشته های زیبای شما
1395/02/01 08:46

حکایت خانه خریدن ما در سالی که گذشت

من هیچ تجربه ای در زمینه خرید و فروش خونه نداشتم و هیچ اطلاعاتی هم در زمینه قوانین و روال های خرید و فروش خونه نداشتم . بارها از اطرافیانم داستان های کلاهبرداری زیادی در این زمینه شنیده بودم و به خاطر این که تجربه 8 سال کار در شهرداری و شرکت های عمرانی رو داشتم موارد زیادی از تخلفات ساختمانی دیده بودم ، همه این چیزها باعث شده بود که از معامله ملک بترسم . اما به هر حال دل رو به دریا زدم و تصمیم گرفتم این تجربه رو هم بدست بیارم .

سرمایه من در جاهای مختلف پخش شده بود و باید جمعشون میکردم ، مقداری از پولم رو با باجناقم تو خرید خونش شریک شده بودم که باید یا خونشو میفروخت یا سهم منو میداد ، مقداری از پولم رهن خونه ای بود که توش مینشستم ، یه واحد آپارتمان از طرح مسکن مهر در خارج از مشهد داشتم که باید میفروختم ، بقیه پول خونه رو هم میخواستم وام بگیرم . خب حالا ببینین که قضیه خیلی پیچیده تر هم شد اما من به این پیچیدگی نگاه نکردم و از یک گوشه شروع به باز کردن گره ها کردم و در طول 6 ماه همه این کارها انجام شد ، در حین کار اتفاقات دیگری هم افتاد که از دید خیلی ها شاید بدشانسی قلمداد بشه اما من اینطوری بهشون نگاه نکردم و در کمال خونسردی به کارم ادامه دادم تا ببینم در نهایت این مدلی رفتار کردن چه نتیجه ای داره . اول از همه واحد آپارتمان مسکن مهرم رو به فروش گذاشتم ، تو این شرایط رکود بازار خونه به راحتی فروش نمیرفت . به یک بنگاه املاک خونمو سپردم ولی بعد از یک ماه فهمیدم که عملا هیچ کاری برای فروش مورد من انجام ندادن پس تصمیم گرفتم خودم خونه رو بفروشم . خونه رو تو نرم افزار دیوار آگهی دادم و خودم خونه رو به مشتری ها نشون میدادم بعد از سه هفته در نهایت یکی خونه رو پسندید اما پولش کافی نبود (پی نوشت 1) ، بهش گفتم اون پولی که داری رو به من بده بقیه پول رو هم خونه رو میدم رهن و بدست میارم ، خونه من دراوایل فصل پاییز فروش رفت زمانی که همه درگیر مدرسه یا دانشگاهن و مشتری برای خرید یا رهن و اجاره کمه ، خونه فروش رفت اما قسمتی از پولش موند که بعد از رهن کردن خونه بدستم بیاد ، مجددا چون از بنگاه املاک هیچ نتیجه ای نگرفتم خونه رو تو نرم افزار دیوار آگهی دادم و بعد از یک ماه یک مشتری برای رهن کامل خونه پیدا شد و من بلاخره کل پول خونمو بدست آوردم . به باجناقم گفته بودم که اگر براش ممکنه تا آخر سال سهم شراکت من از خونه ای که توش می نشست رو بخره ، در همین مدتی که از فروش خونم گذشت باجناقم تونست یک وام بگیره و سهم شراکت منو رو خرید (پی نوشت 2) ، خب حالا دیگه شرایط مالیم تا حد زیادی مساعد شده بود . لیست شرایطی که خونه دلخواهم میخواستم داشته باشه رو نوشتم و بعد بر اساس اون شرایط دنبال خونه گشتم ، این کار رو بیشتر به این خاطر انجام دادم که تحت تاثیر حرف بنگاه دارها و فروشنده ها قرار نگیرم . بازهم در نرم افزار دیوار خونه دلخواهم رو پیدا کردم . خونه ای که پیدا کردم تمام شرایطی که میخواستم رو داشت (حتی یه چیزهایی اضافه تر هم داشت) پس معطل نکردم و خونه رو قولنامه کردم . خونه مشکلاتی در زمینه سندش داشت که معمولا مردم جرئت نمیکنن چنین خونه ای رو معامله کنن . اما من تحقیقات خودم رو به صورت نامحسوس انجام دادم و فهمیدم کلاهبرداری در کار نیست و از شخص مورد اعتمادی دارم خونه رو میخرم . چون من به فروشنده اعتماد خودم رو نشون دادم اون هم به من اعتماد کرد و در ازای گرفتن نصف پول خونه حاضر شد کلید خونه رو به من بده تا اسباب کشی کنم به خونه جدید و بقیه پول رو هم زمان آماده شدن سند بهش بدم (پی نوشت 3) . خونه ای که توش اجاره مینشستم هنوز چند ماه تا پایان قراردادش مونده بود ولی من پول رهنم رو لازم داشتم پس به صاحبخونه زنگ زدم و اون هم با تخلیه خونه موافقت کرد اما گفت تا زمانی که مستاجر بعدی نیاد پولم رو نداره بده . دوباره خونه رو سپردم به بنگاه و بازهم کاری از دستشون بر نیومد اما دیوار عزیز بازهم کمکم کرد و بعد سه روز از انتشار آگهی خونه رفت اجاره و پول رهنم رو گرفتم (پی نوشت 4) ، در همین مدت سند خونه آماده شد و من به بانک مسکن نزدیک خونمون مراجعه کردم برای وام ، بانک مسکن نزدیک خونمون رئیس و معاون بد اخلاقی داشت و همون اول فهمیدم اینا تا بخوان به من وام بدن پدرمو در میارن . شانسی رفتم یه شعبه دیگه ، باورتون نمیشه دقیقا این دو تا شعبه نقطه مقابل هم بودن . تا به حال بانکی به خوبی بانک مسکن شعبه وکیل آباد مشهد ندیدم . واقعا از ریاست و معاونین و تمام کارمنداش راضیم . کارم رو به صورت غیر حضوری هم راه مینداختن . خلاصه بعد از کش و قوس های فراوان در آخرین روز کاری سال 1394 من موفق شدم وام مسکنم رو بگیرم و سند خونه به نام من انتقال پیدا کرد .

خلاصه اینکه دوستان من خانه خریدن برای من تجربه عملی قانون بخشایش بود ، اینکه باید ببخشایی تا به تو بخشیده شود ، ما بخشی از طبیعت هستیم و باید بگذاریم نعمت ها در ما جریان پیدا کنند ، از یک دست میدهی و از دست دیگر میگیری و در همین حین رشد میکنی .

پی نوشت :

  • 1-من خونمو به یک خانم که بیماریMS داشت فروختم و به خاطر اینکه خیلی از خونم خوشش اومده بود ولی پول چندانی نداشت تخفیف خوبی بهش دادم و کمکش کردم تا بتونه خونمو بخره پولش رو هم تقریبا به صورت قسطی در طول سه ماه ازش گرفتم .
  • 2-هدف من از شراکت با باجناقم در درجه اول این بود که اونها موفق بشن که خونه بخرن و از اجاره نشینی در بیان و به خاطر همین هم تحت فشار قرارشون ندادم که پولمو بدن و چون هدف خیری داشتم بر پایه آموزه های کتاب هفت قانون معنوی موفقیت با خودم گفتم هر وقت موقعش باشه پولش میرسه .

     

     

  • 3-مشکلاتی که در زمینه سند خونه پیش اومد کاملا به نفع من شد چون به من این فرصت رو داد تا در طول سه ماه بقیه پول خونه رو جور کنم ، همچنین فروشنده بسیار آدم خوبی بود و به من 12 میلیون تومان تخفیف داد در قیمت خانه . در روز قولنامه در بنگاه فقط داشتم جملات کتاب را بیان میکردم نمیدانم کسی حرف من را فهمید یا نه ولی اوضاع همانطور پیش رفت که میخواستم . خواندن کتاب هفت قانون معنوی موفقیت (دکتر دیپاک چوپرا) در سال 1392 تاثیر زیادی در موفقیت من گذاشت .

     

     

  • 4-کسی که خونه ای که ما مینشستیم توش رو اجاره کرد شرایطش مثل من بود و پول رهنش دست صاحبخانه خونه قبلیش بود ، من بهش کلید دادم تا وسایلش رو بیاره و اونهم بهم قول داد تا آخر ماه پول من رو بده اما زودتر از اون موعد پولم رو داد .

     

  • 5-ناگفته نماند که در تمام موارد و زمینه هایی که تجربه چندانی نداشتم از دوستان با تجربم و افراد آگاه مشورت میگرفتم تا کار اشتباهی انجام ندم و همینجا از همه دوستانی که من رو در این کار کمک کردن سپاسگزاری میکنم .

 

نویسنده: بهرام رفیعی

12 فروردین 1395

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
roya.knm

سلام. چه جالب! بهتون تبریک میگم. امیدوارم خونه ی جدید براتون سراسر خیر، خوبی، شادی و سلامتی داشته باشه. شاد و سلامت باشید.گل

پاسخ
بهرام

سلام ، سپاسگزارم از اظهار لطفتون لبخند ، من هم براتون آرزوی شادی و خوشبختی میکنم در سراسر زندگی .گل

پاسخ
بهرام

گیس گلابتون عزیز ، بسیار خوشحال شدم که نوشته من رو روی سایتتون قراردادین لبخند، بسیار سپاسگزارم از عکس زیبایی که برای این نوشته گذاشتین لبخند، امیدوارم این نوشته برای خواننده های سایت خوب گیس گلابتون مفید باشه ضمنا هر سوالی که خواننده های عزیز در مورد مراحل اخذ وام و یا نحوه خرید و فروش خونه داشته باشن آمادگی دارم همینجا بهشون جواب بدم .
موفق باشید لبخندگل

پاسخ
zj

سلام و مبارک باشه آقای بهمنی.
من یه سوال دارم. برای وام مسکن اول باید خونه قوالنامه بشه بعد دنبال وام بریم یا اول وام جور باشه . بعد بریم دنبال قولنامه ؟

پاسخ
بهرام

سلام من رفیعی هستم لبخند ، برای گرفتن وام خرید مسکن از بانک مسکن باید اول خونه رو قولنامه کرده باشید و قبل از تنظیم سند به بانک مراجعه کنید ، بعد از انجام مراحل اولیه بانک شما رو به یک محضر اسناد رسمی برای تنظیم سند معرفی میکند ، یکی از مدارکی که برای تشکیل پرونده میخوان قولنامه خرید خونست .

پاسخ
شاینا

جناب رفیعی تبریک عرض می کنم. خاطره شاغل شدن شما نیز آموزنده بود. اما هر دو خاطره یک وجه اشتراک دارد که مهم اما پنهان است. آنهم چیزی نیست جز وجود یک خانم نمونه و با فراست. دخترخانمی که توانایی های شما را باور کرد و با اینکه شغلی نداشتید با شما ازدواج کرد.شما را حمایت کرد و پا به پای شما آمد تا به اهداف خود یکی بعد از دیگری برسید. بابت داشتن چنین همسری به شما مجددا تبریک می گویم. ای کاش خاطره انتخاب همسر و ملاک های خودتان را نیز می نوشتید تا جوانان دیگر نیز از شما یاد بگیرند و به ازدواج ترغیب شوند یا همسر بهتری انتخاب کند.

پاسخ
بهرام

سلام ممنونم از نظر لطفتون لبخند ، خوشحالم که نوشته های من را در سایت گیس گلابتون میخوانید ، بله قطعا اگر همسر خوبی که همراهم باشد را در کنارم نداشتم مسیر زندگیم تغییر میکرد ، من قدردان خوبی های همسرم هستم .لبخند چشم خاطره انتخاب همسرم را نیز به زودی برای گیس گلابتون عزیز میفرستم .

پاسخ
استاکر

دقیقا موقعی این مطلبو خوندم که تازه از مشاور املاک اومدیم خونه.. خسته و ناامید.. یا خونه با پول ما جوره و ایراد داره یا خیلی خوبه و قیمت خیلی بیشتر از میزان واقعی داره.. با خوندن داستانتون اقای رفیعی حس امید دوباره به دلم نشست.. امیدوارم همیشه تو زندگیتون همینجوری موفق باشین همینطور ما هم تا تیر خونه تهیه کنیم.. به خدای بزرگ ایمان دارم. برامون دعا کنین لطفاگل

پاسخ
گیس گلابتون

انشاالله

پاسخ
بهرام

خوشحالم که از خوندن این نوشته حس خوبی پیدا کردید من هم براتون دعا میکنم ، لیست مشخصات خونه دلخواهتون رو حتما بنویسید و ایمان داشته باشید که جوینده یابنده است .

پاسخ
robyy

خیلی خوشحالم که از اجاره نشینی خلاص شدید .ان شا الله پرازارامش وسلامتی توش زندگی کنیدوهمه بی خانمان ها خونه دار بشن .واقعا ازتوی برنامه ها فقط خاصیت دیوارزیاده.
اقابهرام درمورد گرفتن وام ومبلغ وسودش هم بگید واصلا می ارزه وام ,چون پدرمن هیچ وقت موافق نیست ,حتما باید حسابی دران بانک داشته باشیم ؟

پاسخ
بهرام

من وام خرید خانه بانک مسکن را از طریق خرید اوراق تسهیلات مسکن گرفتم . از طریق سپرده گذاری نیز میتوان این وام را خرید اما باید چند ماه سپرده گذاری کرده باشید . از طریق خرید اوراق نیاز به سپرده گذاری نیست اما مثلا برای خرید اوراق برای وام 50 میلیون تومانی من 9 میلیون تومان پول دادم یعنی در اصل 41 میلیون تومان پول به دستم آمد . سود این وام هم 17.5 درصد می باشد و با توجه به تورم موجود در اقتصاد ما به نظر من ارزشش را دارد . باز پرداخت این وام 50 میلیون تومانی 12 ساله است و قسط آن تقریبا 837 هزار تومان می باشد .

پاسخ
entertainment

ممنون از آقای رفیعی از اینکه این موفقیت بزرگ رو با ما به اشتراک گذاشتن
اراده شما واقعا تحسین برانگیز هست
اتفاقا من چند وقتی مساله خرید خونه ذهنم رو قلقلک می ده
همزمانی ارسال مطلب شما با دغدغه ذهنی من خیلی برام جالب بود
بیصبرانه منتظر خواندن خاطره ازدواجتون هم هستم
موفق و پیروز باشید

پاسخ
بهرام

سپاسگزارم از لطف شما ، اگر سوالی در زمینه خرید خانه دارید در خدمتم ، انشالله به زودی خاطره ازدواجم رو برای گیس گلابتون عزیز میفرستم .لبخند

پاسخ
sode

سلام روزی پرازخوبی و انرژی داشته باشید.ما در همدان زندگی میکنیم و 3 سالی میشه که زندگی دو نفریمون رو شروع کردیم و تا حالا دو نفری از صفر ساختیمش من و همسرم هر دو شاغلیم حساب کتاب من و تو نداریم اینا رو گفتم که یخورده از وضعیت زندگیمون گفته باشم که شاید بشه بهتر راهنماییمون کنین میدونین با این خرج و مخارج سخت میشه پولی پس انداز کرد ماامسال تصمیم به خرید خونه گرفتیم50میلیون پس انداز و داشته خودمون 50 تومن دیگم میتونیم وام بگیریم حالا همسرم یه واحدآپارتمان دیده که 40 سال ساخته به نظر شما معقولانس ما فکر و انرژیمون رو بذاریم برای خرید این خونه یا فعلن منصرف بشم تا بتونیم پول بیشتری پس انداز کنیم چون خونه واقعا سال ساختش به نظر من خیلی بالاست من دوست دارم خونه نوسازداشته باشم که سرمایه ای باشه برامون ممنون میشم راهنمایی شما رو داشته باشم

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. یکی از راه های خوب خانه دار شدن با بودجه کم، خریدن خانه قدیمی و بازسازی کم کم آن است. بدون این که از نظر مالی تحت فشار قرار بگیرید. بعدا می توانید همین خانه بازسازی شده را با قیمت خوبی بفروشید. ولی قبل از خرید، حتما با یک مهندس خوب مشورت کنید و مطمئن شوید هزینه بازسازی آن به صرفه باشد. من هم دلم می خواهد در یک خانه ویلایی در ساحل دریا و جنگل زندگی کنم، ولی بودجه فعلی ما، خانه ای در رودهن است که آن خریده ایم و خیلی خوشحالیم. آرزو داشتن خوب است، ولی باید آن را با واقعیت های زندگی مان مطابقت بدهیم. موفق باشید دوست عزیزم

پاسخ
برچسب ها : 
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه