حرفهای یواشکی گیس گلابتون برای نوجوان ها. ورود پدر و مادر‌ها ممنوع!


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

عضویت در سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
1393/07/21 20:54

نوجوانی من چگونه گذشت؟

شروع نوجوانی من همزمان با انقلاب بود. پس از انقلاب یکباره دنیای اطراف ما زیر و رو شد. ارزش‌ها به ضد ارزش تبدیل شد، آدم‌های کله گنده که تا چند روز قبل ما از معاشرت با آن‌ها احساس افتخار می‌کردیم از کار بر کنار شدند. آن‌ها از کشور فرار کردند یا به جوخه اعدام سپرده شدند، هر روز روزنامه‌ها پر از عکس‌های جنازه‌های تیرباران شده بود .

 

من از شش سالگی تا یازده سالگی همیشه یک عروسک زیر بغل داشتم که فقط موقع مدرسه رفتن از خودم جدا می‌کردم. اسم عروسکم «آناتیا» بود، عروسکی با بدن پنبه‌ای که مثل یک بچه واقعی می‌توانستم آن را بغل کنم. یک روز به خانه آمدم و دیدم دایی آناتیا، یعنی برادر پنج ساله‌ام، آناتیا را حمام کرده و سپس او را جلوی بخاری گذاشته تا خشک شود و سرما نخورد. حرارت بخاری مو‌ها و مژه‌های آناتیا را کز داده بود. دایی گرامی مو‌ها و مژه‌های کز زده را با قیچی چیده چون فکر می‌کرد موهای آناتیا رشد می‌کند .

 

من با عروسک نیمه کچلم روبرو شدم که قیافه هولناکی پیدا کرده بود، ولی ذره‌ای از محبتم نسبت به آناتیا کم نشد. همچنان عاشقانه او را در آغوش می‌کشیدم و به او غذا می‌خوراندم و برایش لالایی می‌گفتم تا بخوابد. جالب آنکه با برادرم دعوا نکردم، زیرا به خوبی فهمیده بودم او به خاطر محبت زیاد نسبت به خواهرزاده‌اش چنین اقدامات محیرالعقولی را انجام داده .

  

پس از انقلاب و ورود به دوره راهنمایی من آناتیا را کنار گذاشتم. چرا؟ چون ما در مدرسه هر روز آموزش نظامی می‌دیدیم. اسلحه، باز بسته می‌کردیم. روی زمین سینه خیز می‌رفتیم و با کلاغ پر تنبیه می‌شدیم. قرار بود انقلاب را به همه دنیا صادر کنیم. به همین دلیل من خجالت می‌کشیدم عروسک دلبندم را در آغوش بگیرم. من عروسکم را با تفنگ طاق زدم، چون در آن زمان به ما می‌گفتند لازم است همگی اسلحه بدست بگیریم .

 

بعد جنگ شروع شد. مردان و پسران داوطلبانه به جبهه‌ها شتافتند. حسین فهمیده، پسری چهارده ساله دور کمرش نارنجک بست و به زیر تانک غلتید تا مبادا کشورش به دست بیگانه بیفتد .

 

من هر شب گریه می‌کردم چرا پسر نیستم. مطمئنم اگر پسر بودم قبل از پانزده سالگی در جنگ کشته می‌شدم. چون در زمان جنگ پسران پانزده سال و بالا‌تر برای رفتن به جبهه نیاز به اجازه والدین نداشتند. آن‌ها را از مسجد محل، مستقیم به جبهه می‌بردند. اگر پسر بودم یک روز بعد از مدرسه به مسجد می‌رفتم و راهی جبهه می‌شدم .

 

بله ... مملکتی که امروز روی خاک آ ن راه می‌روید با خون پسران و مردان ما سیراب شده است. ما دختر‌ها کلاه و دستشکش می‌بافتیم و نامه‌های دلگرم کننده برای سربازان وطن می‌نوشتیم و داخل کلاه‌ها می‌گذاشتیم .

 

 جنگ بود. کمبود مواد غدایی، صف‌های طولانی برای دریافت شیر و کره و دستمال کاغذی، آژیر قرمز و پناه گرفتن در زیرزمین‌ها .

 

انگار دارم ماجراهای چند قرن پیش را می‌نویسم ....

 

چقد حرف بیخ گلویم مانده بود. همین طور که می‌نویسم اشک‌هایم روان است .

 

خواستم بگویم می‌دانم دوره نوجوانی دوره دشواری است و شما در روزگاری دشوار، زندگی می‌کنید، ولی بعضی‌ها نوجوانی دشوارتری داشتند و شما نسبت به آن‌ها خوشبخت‌تر هستید. قدر روزهای قشنگ صلح و فراوانی را بدانید .

 

یکی از بهترین راه‌هایی که باعث می‌شود آدم احساس ناخوشایند و بدی پیدا کند، مقایسه کردن خود با کسانی که بیشتر از او دارند. من یک جفت کفش دارم، دختر همسایه دو جفت. آن دختر همسایه، دخترخاله‌ای دارد که سه جفت کفش دارد. تازه بعضی‌ها پنجاه جفت کفش دارند! فکر کردن به چیزهایی که ندارید و مقایسه خود با کسی که بیشتر از شما دارد، حالتان را بد می‌کند. همیشه کسی هست که بیشتر از شما داشته باشد !

 

یک دفترچه کنار تختخوابتان بگذارید و هر روز صبح به محض بیدار شدن پنج نعمتی را که در حال حاضر آن‌ها را «دارید» یادداشت کنید و زیر آن بنویسید: «متشکرم». اسم این دفترچه را دفترچه شکرگزاری بگذارید. وقتی روز خود را یادآوری چیزهای خوبی که دارید، شروع می‌کنید، روز شادتری دارید .

 

روز بعد سعی کنید پنج نعمت دیگر را به خاطر بیاورید. شاید فکر کنید چطوری این همه نعمت را در زندگی‌ام پیدا کنم؟

 

شما می‌توانید برای دست‌های سالم، پاهای سالم، قلب سالم، ریه‌های سالم، دستگاه گوارش سالم، چشم‌های سالم، گوش‌های سالم، هوش، سواد خواندن و نوشتن، سواد استفاده از کامپیو‌تر، دسترسی به اینترنت... سپاسگزار باشید .

 

حالا نوبت شماست: برای چه نعمت‌هایی می‌توانید شاکر باشید؟ می‌توانید همین الان پنج تا را نام ببرید و زیر آن بنویسید: «متشکرم»

 

خیلی وراجی کردم‌ها ! ببخشید...

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
z.nouri

سلام کیس گلابتون عزیز .من چند سال قبل اینکارو کردم.اول از داشتن خانواده خدا رو شکر کردم ولی پدرم فوت کرد.بعد به خاطر داشتن شغلم تشکر کردم که اون رو هم از دست دادم.من از این کار می ترسم

پاسخ
گیس گلابتون

تو نوجوانی گل من؟
چرا افکار منفی را به جان نوجوانان می ریزی؟ آنها مثل برگ گل لطیف هستند.

پاسخ
گیس گلابتون

لطفا این سوال خود را در بخش پرسش و پاسخ بنویس تا به آن رسیدگی بشود

پاسخ
FARZANEH-M

صحبت های شما مایه ی آرامشه...قلب




از خداوند سپاسگزارم حالا که:
تنی در اختیار دارم که سالم است و دندانهایی دارم که همگی سالم و سفیدند و از دندان درد چیزی نمیدانم.

در تمام دوران ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان، معدلم بالای 19 بوده.

قادرم به زبانهای آذری،فارسی، انگلیسی و ترکی صحبت کرده و بخوانم و بنویسم.

خطی روان و زیبا در انگلیسی و فارسی دارم.

والدینم، هردو سالم و زنده هستند و سایه شان بالای سرم است.

اسم زیبایم را هم دوست دارم.

خدایامتشکرم....فرشته

پاسخ
fh2

خدایا بابت این نعمتها شکر گذارت هستم :
سلامتی
حرف زدن
دیدن
شنیدن
خواندن

پاسخ
هانيه

گيس گلابتون عزيز من تو سالهاي انقلاب بدنيا اومدم كودكيم تو سالهاي جنگ گذشت از خانواده ما سه تا جوان شهيد شدند عزيزانمون مارا ترك كردند ومن وبرادرهايم مونديم با مادري افسرده ودلمرده وپدري عصبي از جواني ونوجواني هيچي نفهميدم ولي به لطف خدا وبا راهنمائيهاي شما تصميم گرفتم معمار سرنوشتم باشم خدايا شكرت

پاسخ
طراوت

خداوندا به خاطر:
مادر بودنم
هنرمند بودنم
دل بی کینه ام
سلامتی و زیبایی جسمم
اعتقاداتم
و وجود تو خدای مهربانم

سپاسگزارم

پاسخ
آن

موهای من رشد طبیعی دارند خدایا متشکرم
ناخن های من رشد طبیعی دارتد خدایا ممنونم
کلیه . کبد . مثانه روده ها و رحم من سالم هستند و به روند طبیهی زندگی خود به خوبی باهم کنار می ایند خدایا چی بگم که شکر این نعمت بی انتهای تو باشه.
خدایا من میتونم روند تغییر فصلها رو ببینم میتونم صدای بلبلکان و اوازهای زیبا رو بشنوم . میتونم صدای باران رو بشنوم و صدای سنگها که زیر پاهای من ابراز وجود می کنند . خدایا من میتونم صدای رعد و برق رو بشنوم و غرق لذت بشم از همه اینها . غرق ارامش . خدایا من رنگ قرمز و زرد و نارنجی پائیز رو از رنگ سبز تابستون تشخیص میدم . میدونی دیدن این رنگها چه لذتی داره ؟
راستی خدا از اینکه دماغمم خوب کار میکنه ممنونم . میدونی لذت بوئیدن نون داغ محلی یعنی چی ؟

آن
پاسخ
مهتاب؟؟؟

خدایا بخاطر 1-سلامتی
2-خانواده خوبم
3- دوستی با گیس گلابتون
4-درس خوندن
5-همه نعمتهایی که در اختیار من گذاشتی شکر گذارم

پاسخ
سوشا

خدایا سپاسگذارم بخاطر
1- حضور خودت تو برای من کافی هستی
2-نعمت دیدن، شنیدن، بوییدن
3- سپاسگذارم بخاطر انسانهای بزرگی که روی زمین آفریدی تا با الگو گرفتن از اونها بتونم زندگی بهتر و شادتری برای خودم و اطرافیانم بسازم (نمونش خانم گیسوطلای مهربانی)
4-بخاطر داشتن نعمت خواندن و نوشتن
5- بخاطر داشتن نعمت بارون، نعمت گرما
از تو متشکرم

پاسخ
sh

سلام خانم دکتر عزیز من 15سال سن دارم شاگرد دوم و اول مدرسه هستم عاشق جراحی قلب هستم و تابستانها میروم مقالات را به انگلیسی یا فارسی ترجمه میکنم برای کنکور خیلی استرس دارم و همچنین نگران درسم هستم تا مطلبو یادنگیرم نمیروم بیرون از کلاس.اما از دوره نوجوانی خوشم نمیاد خیلی استرس دارم برای کنکور خواهش میکنم کمکم کنید در ضمن از مراجعه به پزشک و امپول زدن هم میترسم.

پاسخ
گیس گلابتون

چه دختر باهوش و با پشتکاری. آفرین
فکر کنم یه کوچولو اعتماد به نفست کم است و لازمه آن را تقویت کنی.
کم کم کتابهای خوب در این زمینه معرفی خواهم کرد.

پاسخ
SH

اما خواهش میکنم که کمکم کنید من انقدر از دکتر رفتن میترسم که اگه از درد بمیرم خود درمانی میکنم همه هم منو به خاطر این ترسم سرزنش میکنن

پاسخ
hedie

گیس گلابتون جان گاهی این بچه ها نیستند که خود را مقایسه با دیگران می کنند و حالشان بد می شود بلکه پدر مادرها هستند که بچه ها را با دیگران مقایسه می کنند و حالشان را بد می کنند ! البته من نوجوان نیستم ولی روزی نوجوان بوده ام! دوره نوجوانیم را هم مخصوصا طرف های 13- 14 به خاطر سختی های زیادش اصلا دوست ندارم. حتی از خانه ای که در ان سالها در ان زندگی می کردیم و هر از گاهی میبینمش هم متنفرم!

پاسخ
aida

سلام بر گیس گلابتون عزیز
من ۲۴ سالمه
نوجونیم گذشته
ولی
همیشه سعی می‌کنم برای کوچکترین چیزها هم سپاسگذار باشم.
برای مثال
سالم بودن تمام اعضای بدنم
دستشویی و حموم (خیلی از اینکه همیشه در دسترسم هستن خوشحالم)
خانواده
اینکه می‌تونم لبخند بزنم
اینکه توانایی دوست پیدا کردن دارم٬ از اون مهم‌تر اینکه تنها هم می‌تونم از لحظه‌هام لذت ببرم.
متشکرم

پاسخ
leyliradfar
http://sah-ba.blogfa.com/

سلام گیس گلابتون جان :)
من چندوقته که اینکار و شروع کردم. البته نمینویسم هنوز؛ ولی قبل از خواب چندتا از نعمتهامو به یاد میارم و بخاطرشون شکر میکنم.

پاسخ
عضویت در سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه