حرفهای یواشکی گیس گلابتون برای نوجوان ها. ورود پدر و مادر‌ها ممنوع!

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
نوجوان شاد
1395/08/23 12:51

آیین دانشجو بودن

امسال یکی از کارمندان جوانم وارد دانشگاه شد. انشاالله موفق باشد. دلم می‌خواست موقع خداحافظی از من بپرسد: "آیا برای ورود به دانشگاه توصیه‌ای پیشنهادی دارید؟" او نپرسید. من هم زبانم را گاز  گرفتم و او را با پند و اندرز بمباران نکردم. ولی این حرفها سر دلم مانده است. آن‌ها را می‌نویسم شاید برای تازه دانشجویی مفید باشد.

 

دوره هفت ساله دانشگاه مقطع پزشکی عمومی یکی از خوش‌ترین دوران زندگی من بود. سختگیری‌های مادرم در مورد ساعت رفت و آمد کاهش پیدا کرده بود. ساعت درسی‌مان متغیر بود. بعضی روزها صبح دو ساعت درس داشتیم و عصر هم دو ساعت. فاصله کلاس صبح تا عصر مال خودم بود.

 

سه دوست بسیار خوب داشتم. ما چهارتایی بهم چسبیده بودیم. همه جا با هم بودیم. سال‌ها بعد فهمیدم که ما چهار تا، بچه معروف دانشگاه بودیم. ولی آن موقع از هاله شهرتی که دور و برمان بود خبر نداشتم.

 

من بشدت درس می‌خواندم. من درس خواندن را بیش از هر کاری دوست دارم. من هرگز جزوه نمی‌نوشتم و هرگز جزوه نمی‌خواندم. برای هر مبحثی که تدریس می‌شد یا قرار بود تدریس شود، به کتابخانه می‌رفتم و چهار پنج کتاب منبع به زبان انگلیسی را دور خودم می‌چیدم و مطالعه می‌کردم. به موزه، سینما، تاتر، کنسرت و نمایشگاه هنری می‌رفتم، کوهنوردی می‌کردم، شنا می‌کردم ، در کلاس‌های خودشناسی شرکت می‌کردم، کلاس موسیقی می‌رفتم،  تار می‌زدم.و در عین حال حسابی درس می‌خواندم. نمی‌دانم چطوری همه این کارها را انجام می‌دادم. گاهی اوقات فکر می‌کنم مثل هرمیون، دوست هری پاتر، یک زمان برگردان داشتم.

 

کدام کارها برایم لذت بخش تر بود؟ غوطه خوردن در فیلمها، تاترها، نقاشی‌ها و مجسمه‌ها یا مطالعه کتاب‌های سنگین و متعدد پزشکی؟ هر دو لذتبخش بود. حاضر نبودم هیچکدام را از دست بدهم.

 

من با مدرک گرایی مخالفم ولی با دانشگاه رفتن بشدت موافقم. در دبیرستان ما با همجنسان و همسایه‌های خود دمخور هستیم. همکلاسی‌های ما یک جورهایی مثل خودمان هستند. همشهری هستند، سطح طبقه اجتماعی و فرهنگی تقریباً یکی است. یکی از مزیت‌های بزرگ دانشگاه این است که با کلی جوان جورواجور آشنا می‌شوید. از همه شهرها، از همه فرهنگها، از همه طبقات اجتماع. بعلاوه جنس مخالف هم هست. محیط دانشگاه به ما فرصت می‌دهد با اجتماع واقعی روبرو شویم. قبل از این که ما را از سایه سار بهشت کودکی ما را  به زیر آفتاب سوزانده دنیای واقعی هل بدهند، فرصت پیدا می‌کنیم نگاهی به دنیای آدم بزرگها بیندازیم.

 

من پشیمانی‌های زیادی در زندگی دارم، ولی از دوران دانشجویی خود بسیار راضی‌ام. بخوبی از این هفت سال استفاده کردم. خوب درس خواندم، دوستان خوبی داشتم و حسابی تفریح کردم.

 

اگر یک تازه دانشجو از من بپرسد چگونه از دوران دانشجویی خود بخوبی استفاده کند، من این نکات را به او خواهم گفت:

 

الف) بخوبی درس بخوانید، زیرا شما برای همین کار به دانشگاه آمده‌اید.

 

  • 1-قبل از حضور در هر کلاسی، درس مورد نظر را بخوانید.

    دانشگاه دبیرستان نیست که معلم به شما درس بدهد و شما را شیرفهم کند. در دانشگاه اساتید می گویند شما قرار است تا پایان‌ترم چه مطالبی یاد بگیرید و می‌توانید از چه منابعی برای مطالعه استفاده کنید. یاد گرفتن به عهده خود شماست. بنابراین قبل از حضور در کلاس، درس همان جلسه را بخوانید.

     

  • 2-بلافاصله پس از کلاس، همان روز ، درس را دوباره و با دقت بیشتری بخوانید.

     

  • 3-ظرف یک هفته بعدی با استفاده از سایر کتاب‌های منبع، اطلاعات خود را در زمینه درس همان جلسه تکمیل کنید.

 

4- مطالب جدیدی که آموختید، خلاصه کنید و به صورت سؤال و جواب دربیاورید.

 

با استفاده از این چهار گام، نه تنها درس را بخوبی یاد می‌گیرید، بلکه برای امتحان هم آماده می‌شوید. موقع امتحان کافی است خلاصه‌ها و سؤال و جواب‌های خود را بخوانید.

 

من هفت سال به همین شیوه درس خواندم. کاملاً عملی است. نتیجه آن شگفت انگیز است. نه تنها اطلاعات شما از سایر دانشجویان بیشتر است، بلکه نمره‌های بهتری می‌گیرید. بعلاوه برای امتحانات استرس ندارید و بدون عذاب وجدان می‌توانید به تفریحات مورد علاقه خود بپردازید.

 

یادتان باشید دانشجو بودن یک شغل است. شما به عنوان دانشجو وظیفه دارید هرچه بیشتر بیاموزید. اگر در دوره دانشجویی، از زیر درس خواندن در بروید، به احتمال زیاد بعدها هم کارمند از زیر کار در رو و نامرتبی خواهید شد.

 

ب) از دوره دانشجویی خود را برای ورود به جامعه آماده کنید.

 

5- علاوه بر درس خواندن، در دوران دانشجویی کار کنید. ممکن است به پول نیاز نداشته باشید. مهم نیست. در دوران دانشجویی کار کنید. منظورم این نیست که کار تمام وقت داشته باشید. حتی منظورم این نیست که در محل کار حضور پیدا کنید. شما می‌توانید ترجمه کنید، تایپ کنید، برنامه اندرویید بنویسید، عکس‌ها را روتوش کنید، کارت ویزیت طراحی کنید. هزار و صد جور کار وجود دارد. هفته‌ای چند ساعت کار کنید و چند ده هزارتومانی دربیاورید.

 

 اگر بتوانید در رشته تحصیلی خود کار کنید که چه بهتر. من از سال دوم دانشگاه در اورژانس یک بیمارستان آمپول می‌زدم و سرم وصل می‌کردم، کارهای یک بهیار. پولی هم دریافت نمی‌کردم، ولی تماس با بیماران و دیدن رفتار پزشکان خوب، برای من از پول، ارزشمندتر بود. اگر در رشته حقوق تحصیل می‌کنید و یک وکیل اجازه می‌دهد دفترش را جارو کنید و پرونده‌ها را گردگیری کنید، حتماً این کار را انجام بدهید!

 

6- ورزش کنید. یک رشته ورزشی را انتخاب کنید و با پشتکار آن را دنبال کنید. انرژی جنسی در دوران دانشگاه بالاست. برای آن که به بیراهه نیفتید لازم است این انرژی را به شکلی سالم تخلیه کنید. چه کاری بهتر از ورزش؟ بدن سالم، زیبا ، شاد و در عین حال خسته!

 

7- با افراد مختلف دوست شوید. شبکه اجتماعی خود را گسترش بدهید. تمرینات جذابیت فوری را انجام بدهید تا بتوانید بسرعت روی آدم‌های تأثیر خوبی بگذارید. یک دفترچه برای یادداشت نام و مشخصات دوستان جدید خود داشته باشید. سعی کنید هر روز یک نام جدید به این دفترچه اضافه کنید. نام، نام خانوادگی، روز تولد ، برای این که بعداً به آنها تبریک بگویید، شماره تلفن، آدرس منزل، علاقه مندی های آن‌ها. با دقت به حرف‌های دوستان جدید خود گوش کنید و سعی کنید آنها را بخوبی بشناسید. یک روزی این دفترچه جادویی یکی از بزرگترین سرمایه‌های زندگی شما خواهد شد.

 

8- با اساتید خوب و با سواد ارتباط خوب برقرار کنید. سؤالات خوب بپرسید. برای همکاری با آنها داوطلب شوید. برایشان ترجمه کنید، خلاصه برداری کنید. خودتان را نشان بدهید. هر معلم خوبی عاشق آموزش دادن است و آرزو دارد شاگرد لایق و علاقه مندی از راه برسد تا  مشعل دانش را به دستش بسپارد.

 

 البته همکاری و علاقه مندی به کار استاد را در میان جمع انجام دهید. متاسفانه بعضی افراد نقاب استاد دانشگاه به چهره دارند، ولی گرگی هستند در میان بره‌های معصوم و ممکن است از جوانی و خامی شما سوءاستفاده کنند. یادم هست یکی از دوستان من بشدت استادی را تحسین می‌کرد. همه جا او را تعقیب می‌کرد. حتی به مطب او می‌رفت و تا آخر شب آنجا می‌ماند. بالاخره یک روز آن آقای میانسال، دخترک را در آعوش کشید و بوسید. طفلک دوست من، فقط نوزده سال داشت و این بوسه زورکی برای او در حد تجاوز جنسی محسوب می‌شد. در حالیکه بشدت گریه می‌کرد از آن مردک پرسید: "چرا این کار را کردید؟" او هم گفت: "فکر کردم تو هم همین را می‌خواهی. یک ماه است دست از سرم برنمی داری و همه جا همراه من هستی!"

 

وقتی دوست ما تعریف کرد چه شده، ما آن استاد را تقبیح کردیم، ولی الان که خودم میانسال هستم متوجه می‌شوم رفتار دوست من شایسته نبوده است. او  نباید یک مرد را هرچند که همسن پدرش باشد، این همه تعقیب می‌کرد، آخر شبها پس از رفتن منشی و بیماران با او تنها می‌مانده و حرف می‌زده است. دوست من می‌توانست پیشنهاد همکاری علمی بدهد. نه این که ساعتها با آن مرد خلوت کند. کار دوست من اشتباه بود. آن استاد هم مرد چندان بدی نبود، زیرا وقتی دید دخترک با یک بوسه به گریه افتاده، او را رها کرد و هیچ صدمه‌ای به او نزد، خب... دوست من شانس آورد!

 

8- دانشگاه جای خوبی برای یافتن همسر آینده شماست. سن طلایی ازدواج برای یک خانم تحصیلکرده ساکن شهرهای بزرگ 30-25 سالگی است. بنابراین از 22 سالگی در مورد ازدواج فکر کنید. پیشنهادها را سرسری رد نکنید. در عین حال نام نیک و متانت خود را خدشه دار نکنید. من امل نیستم. من با آشنایی دختر و پسر موافقم، ولی اگر عادت کنید مرتب از این دوست پسر به سراغ دیگری بروید، نام نیک نخواهید داشت. وقتی به عنوان یک دختر دوست داشتنی و متین شهرت داشته باشید، در دوران دانشگاه و پس از آن، راحت‌تر، ازدواجی موفق خواهید داشت.

 

صد سال پیش، یک کودک، از دوران کودکی مستقیم وارد دوره بزرگسالی می‌شد. دختران چهارده پانزده سالگی شوهر می‌کردند. پسران از چهارده پانزده سالگی کار می‌کردند و هجده سالگی ازدواج می‌کردند. دختر و پسر بیست ساله معمولاً یکی دو تا بچه داشتند. ولی این روز و روزگار، بسیاری از آدمها تا نزدیک چهل سالگی، همچنان در دوران بچگی و نوجوانی سیر می‌کنند.

 

هشتاد درصد شخصیت شما تا سن شش سالگی شکل می‌گیرد. شش سال اول زندگی شما در اختیارتان نیست. والدین و اطرافیان شما این شش سال را می‌سازند. ولی دوره بلوغ اجتماعی از سن بیست تا سی سالگی رخ می‌دهد. انتخاب‌های شما در 30-20 سالگی توسط خود شما صورت می‌گیرد و این انتخاب‌ها، تأثیر بزرگی روی بقیه زندگی شما خواهند داشت. انتخاب رشته تحصیلی، انتخاب شغل، انتخاب همسر، سه انتخاب مهم هستند که قرار است شما در 30-20 سالگی انجام بدهید. متاسفانه اگر این سه انتخاب را به تأخیر بیندازید و به سن پس از سی سالگی موکول کنید، بلوغ اجتماعی شما به تأخیر می افتد. بنابراین این راهنمایی‌ها را جدی بگیرید:

 

از دوره دانشجویی حسابی لذت ببرید و در عین حال خود را برای ورود به زندگی بزرگسالانه آماده کنید:

 

  • تا می‌توانید بیاموزید
  • شغل پاره وقت داشته باشید
  • برای شغل آینده خود کارآموزی کنید
  • ورزش کنید
  • دوستان زیاد پیدا کنید
  • با اساتید خوب همکاری کنید و مرتبط شوید
  • به فکر یافتن همسر مناسب باشید

 

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
naderat

سلام گیسوی مهربونم
ممنون بابت توصیه های زیبا و قشنگنت
عزیزم برای انجام تز پایان نامه از تجربیات قشنگت میتونی بهمون بگی
دوستتتتتتتتتتتتتتت دارم
قلب

پاسخ
گیس گلابتون

من هم شما را دوست دارم.

پاسخ
kafshghermezi

مرسی از نوشته های زیباتون :)
من با اینکه دانشگاهم تموم شده ولی از این مطلب خیلی لذت بردم!
برای من دوران دانشگاه یکی از سخت ترین دوران زندگیم بود چون برعکس شما هم نامنظم بودم و درس نمی خوندم هم ورزشم تعطیل شد هم هیچ دوستی نداشتم!
راستی! برای خارج شدن از دانشگاه پیشنهادی ندارین؟! نیشخند مخصوصا وقتی یه نفر رشته تحصیلیش اونی که میخواسته نبوده!

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. در موردش فکر میکنم.

پاسخ
kafshghermezi

مرسی :) لطف بزرگی می کنید اگر در این مورد هم بنویسید، چون من مطالب مربوط به ثروت را زیر و رو کردم اما حس می کنم هنوز در این مورد یک چیزی هست که من نمی دانم! یک مرحله ای بین درآمد صفر و غیر صفر!

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. بزودی کارگاه مغناطیس پول خواهیم داشت. امیدوارم در این یکی شرکت کنید و ببینیم چرا درآمد دختر باهوش و توانایی مثل شما صفر است.

پاسخ
kafshghermezi

منتظر خبرتون هستم لبخند

پاسخ
گیس گلابتون

کنسل شد عزیزم... انشاالله یک وقت دیگر

پاسخ
آیریس 66

کاش این مطالب را من هم در دوران دانشجویی ام می دانسم . مخصوصا جذابیت فوری ...

پاسخ
mahsasalari

من میخواهم یک جسارتی کنم و به این جملات شما بیفزایم که: عزیزان من دوست پیدا کنید و دوست بمانید. احتمال اینکه در محیطهای بعدی دوست های واقعی پیدا کنید کم است. وقتی از دانشگاه بیرون بروید، احتمال اینکه با آدمهایی از جنس خودتان برخورد کنید خیلی کمتر است. وقتی از دانشگاه بیرون بروید به ندرت ممکن است این مقدار وقت باکیفیت با کسانی بگذرانید و که بتوانید آنها را بشناسید و با آنها صمیمی بشوید. وقتی وارد محیط کار بشوید لازم است که با همکارانتان روابط دوستانه ای داشته باشید اما به احتمال خیلی زیاد نمیتوانید روی آنها به عنوان دوست واقعی حساب کنید.
وقتی که کلاس پنجم ابتدایی بودم مادرم برایم کتاب آئین دوست یابی دیل کارنگی را خریده بود. اصلا مهم نیست که این کتاب اقلا 70 سال پیش نوشته شده است. مهم این است که آقای دیل کارنگی با آن چهره ی مهربان روی جلد کتاب راه و رسمی از زندگی را در کتابهایش نوشته که برای همه ی نسل ها قابل استفاده است. معتقدم این کتاب و یک کتاب قطور آداب معاشرت قدیمی که آن سال ها از کتابخانه گرفته بودم می بایست در دبستان ها تدریس شوند. بگذریم. یکی از مسایل مهمی که فکر میکنم ما کمی در آن تنبلیم سلام کردن است. روزی که وارد دانشگاه شدم مادرم همراه من بود. از در که وارد شدیم یک نفر به ما گل سرخ میداد، ولی قبل از آن نگهبانان عزیز دانشگاه ایستاده بودند. مادرم شماطتم کرد که چرا به آن آقا سلام نکردی؟ خب راست میگفت. میدانم خیلیها دل خوشی از مردان و زنانی که جلوی در دانشگاه می ایستند و از ما کارت دانشجویی میخواهند یا درمورد پوششمان تذکر میدهند ندارند. ولی این دوستان حافظ حریم دانشگاه هستند. در زمان دانشجویی من یک سری درگیری های معروف پیش می آمد. دوبار همین مردان شریف حراست دانشگاه مرا از مهلکه ای که فقط چون در دانشگاه میان شلوغی شهر بود در آن گیر کرده بودم نجات دادند. آنها از حریم دانشگاه مراقبت میکنند تا شما محیط سالم و درستی برای تحصیل داشته باشید. آنها ساعت ها جلوی در دانشگاه نگهبانی میدهند. به نصیحت مادر من گوش دهید. به آنها با لبخند و احترام سلام کنید. من و پسرخاله ام در یک دانشگاه درس میخواندیم. او سال آخر بود و من سال اول. رشته های تحصیلیمان هم فرق میکرد. یک روز که باهم داشتیم به سمت خانه میرفتیم در فاصله ی دانشکده ی من تا جلوی در من با حدود ده نفر سلام و علیک کردم، علیرضا با تعجب گفت تو تازه ترم اولی، مسئول غذا را از کجا میشناسی به او هم سلام میکنی؟ من بعد از 4 سال اینهمه آدم در دانشگاه نمیشناسم! گفتم این آقا هر روز موقع نهار به سلف می آید و سرکشی میکشد چرا نشناسم. متاسفانه من جزو معدود کسانی بودم که با خدمات و انتظامات دانشگاه، مسئول نمازخانه و آشپزهای سلف سلام و احوالپرسی میکردم و آنقدر این کار غیرعادی بود که همیشه بادمجان سرخ شده اضافه و ته دیگ جایزه میگرفتم. با تمام این حرف ها، من دوستان نزدیک چندانی نداشتم. و اعتراف میکنم که اشتباه کرده ام. من یکی دو دوست صمیمی داشتم و بعدها از آنها به دلایل مختلف مهاجرت و ... جدا شدم. سال گذشته یکی از همکلاسی هایی که مهاجرت کرده بود، برای تعطیلات از کانادا به تهران آمد. نیلوفر عزیزم باعث شد یک عده از ما همکلاسی های دختر دور هم جمع بشویم. آن بعد از ظهر آنچنان به ما خوش گذشت که تعجب کردیم چطور ما در این چند سال همدیگر را نمیدیدم. هیچکدام از ما در زمان دانشجویی باهم صمیمی نبودیم. اما الان جزو معدود دوستان قابل اعتماد یکدیگریم. چون از دانشگاه آمده ایم بیرون و دیده ایم آن تشابه ها و آن یکرنگی ها به راحتی پیدا نمی شود. تعجب میکنیم که چرا آن وقت ها هرکدام از ما یکی دو دوست داشتیم که تمام مدت به هم چسبیده بودیم و باقی 90 نفر همکلاسیمان را نمیدیدیم؟ روده درازی من را ببخشید. توصیه های طلایی شما سر درد دلم را باز کرد. من این روزها با همکاری یکی از گروه های دانشجویی گاهی به دانشگاه میروم برایشان از آینده ی شغلی و مهارتهایی که به ما یاد نمیدهند حرف میزنم و آرزو میکنم کاش این چیزها را 12 سال پیش کسی به خودم میگفت. گیس گلابتون عزیز و مهربان ممنونم که چیزهایی را اینجا مینویسی که هرگز هیچ جای دیگری کسی به کسی یاد نمیدهد.

پاسخ
گیس گلابتون

عزیزززززز دلم... چقدر زیبا می نویسید. متشکرم.

پاسخ
هدیه

گیس گلابتون عزیز یک سوال: اگر یک استاد مجرد در دانشگاه خواستگار باشد ایا میتوان به او فکر کرد؟یا شما هم مثل برخی روانشناسان ازدواج شاگرد و معلمی را مردود میدانید؟

پاسخ
گیس گلابتون

دوست عزیز، یک سری کدهای اخلاقی وجود دارد که در کشور ما نادیده گرفته می شود:
ارتباط پزشک و بیمار
ارتباط کارمند و رئیس
ارتباط کارمندان یک بخش با یکدیگر
ارتباط معلم و شاگرد

در کشورهای پیشرفته این ارتباطات جرم هستند. ارتباطی به نظر روانشناس ندارد، بلکه مسئله جرم حقوقی است. گر استادی می خواهد با دانشجو ارتباط برقرار کند، باید پس از اتمام درس آن دانشجو باشد. در ایران ما با کد اخلاقی در مورد این موضوع صحبت می کنیم.

پاسخ
atussa

من صفحه مربوط به نوجوانان را دوست دارم و می خوانم نه برای اینکه خودم نوجوان هستم. چون فرزندی دارم که می خواهم بدانم در دوران نوجوانی چطور می توانم بهتر به او کمک کنم.
این مطلب عالی بود.
حقا که شما از بسیاری از مادرانی که چندین فرزند دارند تجربه بیشتری در زمینه پرورش و تربیت بچه ها دارید.

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. شما لطف دارید.

پاسخ
قطره

سلام گيس گلابتون جان
من خواننده خاموش سايت بي نظير شما هستم
به نظر من شما تجربه ي يك انسان 150 ساله و جواني و شيطنت يك انسان 20 ساله را باهم داريد، و اين به جذابيت مطالبي كه ارائه ميكنيد اضافه ميكند
من خميشه مطالب جديد شما را دنبال ميكنم اما اين بار تصميم گرفتم نظرم را راجع به اين مطلب بگويم . چون دوران دانشجويي را گذرانده ام و با خواندن اين مطلب آه از نهادم بلند شد كه چرا زودتر اين مطالب را ندانستم . اي كاش تمام دانشجويان ما اين مطلب را بخوانند و با عشق ، تاكيد ميكنم با عشق به آنها عمل كنند.
با آرزوي خوشبختي شما معلم بزرگوار

پاسخ
گیس گلابتون

عزیزززززز دلم.... ممنونملبخند

پاسخ
najme55

چه مطالب خوبی نوشتید. نظم و همتتان در درس خوادن واقعا قابل تحسین است. خوشحالم که دوست و معلم خوبی مثل شما دارمقلب

پاسخ
گیس گلابتون

سپاس خانم مهندس عزیز

پاسخ
ملودي

واي خيلي زيبا نوشتيد با اينكه چند ساله كه دانشگاهم را تمام كردم ولي خيلي برام جالب بود كاش توي دوران دانشجويي كسي اينها را بهم گفته بود من دوران دانشجويي توي يك شهر ديگه توي خوابگاه بودم كه درس خوندن را مسخره ميكردند الان كه نگاه ميكنم ميبينم چقدر وقتم را تلف كردم توي دوران دانشجويي اصلا اعتماد به نفس نداشتم با اينكه خيلي براي بالا بردن اعتماد به نفسم تلاش ميكردم و كتابهاي لوييز هي را ميخوندم ولي هيچ كس مثل شما حال من را خوب نكرد ممنون معلم بزرگوار خيلي دوست دارم

پاسخ
گیس گلابتون

واااااای... چه تعریف توپی! سپاسگزارمقلب

پاسخ
شایسته

سلام گیس گلابتون عزیز
خیلی این مطلب بهم چسبید .واقعا عالی بود
من دانشجوی سال دوم هستم و بهم انگیزه دادین که با علاقه ی بیشتری کتابای رفرنس رو بخونم.
یه سوال،شما قبل از ورود به دانشگاه به انگلیسی مسلط بودین؟آخه نوشتین رفرنس های زبان اصلی رو میخوندین.
یه سوال دیگه اینکه منظورتون از سوال و جواب کردن مطالب چیه؟من درست متوجه نمیشم باید چیکار کنم.
ممنون از لطفتون و وقتی که میذارینگل

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. انگلیسی بلد بودم، ولی مسلط؟ خیر. خواندن رمان های کلاسیک به زبان انگلیسی دشوار است، چون توصیفات به شیوه های خلاقانه بیان می شود، ولی خواندن کتابهای تخصصی آسان است. شما کلمات تخصصی رشته خود را بدانید کافی است. بقیه چند تا فعل است.

پاسخ
elahe.nikseresht

سلام خانوم دکتر.من الان سال دوم دانشگاه هستم .خیلی دوست دارم به توصیه هاتون عمل کنم ولی باور کنید وقت نمیشه.من یه مدت ورزش می کردوم صبح قبل از این که برم دانشگاه ولی سر کلاس انقدر خسته بودم که هیچی نمیفهمیدم.من صبح که میرم دانشگاه شب میرسم خونه اصلا وقت برای کارای پاره وقت پیدا نمیشه.بعضی وقتا از کنار مغازه های لاک فروشی یا شال و روسری فروشی رد می شم همش حسرت می خورم که وای من دخترم چه قدر وقته از این چیزای دخترونه دور موندم.چه قدر دلم می خواد یه کم به خودم برسم.ولی انقدر درسا زیاده که اصلا وقت نمیشه آدم به این چیزا فک کنه. آخرشم نمراتم خیلی اون جوری که دلم می خواد نیست.عاخه چرا این جوریه؟شما چه جور وقت می کردید.اگه میشه یه کم بیشتر راجع به برنامه های روزانه تون توی اون زمان توضیح بدین.چون منم خیلی دوست دارم به این کارا برسم ولی وقعا وقت نمی کنم.شاید اشکال از برنامه ریزیم باشه

پاسخ
گیس گلابتون

نمی دانم چند ساله هستید و در چه رشته ای تحصیل می کنید. فرض می کنم دارید پزشکی می خوانید که یکی از سنگین ترین رشته های تحصیلی است و حجم درسهای آن قابل مقایسه با بقیه رشته ها نیست.
یک جوان هجده تا 25 ساله در اوج انرژی است. اگر زود خسته می شوید دو دلیل دارد:
افسردگی دارید یا بیماری جسمی دارید. پیشنهاد می کنم با یک پزشک مشورت کنید.
من برنامه های روزانه آن وقت هایم را به خاطر ندارم. مال سی سال پیش است.

پاسخ
moje

دستماچقلب
یاااادش بخیر
توصیه هاتون حتی تو فضای زندگی و برای مامان های نوجوون ها کاربردیه
متوجه شدم این خانم دکتر باسواد پخته شیرین زبون چجوری به این مهارت قدرت و توانایی رسیده و لدت بخش بود برام ترسیم روزگار زیبای دانشگاهتون
دووووستتوووون دارم گیس گلابتون عزیزمقلب

پاسخ
گیس گلابتون

سپاسگزارمقلب من هم شما را دوست دارم

پاسخ
mina.salipour@gmail.com

سلام گیس گلابتون عزیز
یه چیزی که شاید سالها توی ذهنم می چرخه اینه که کاش یکی به دخترهای ما یاد بده که اونا هم برای آماده شدن برای کار به دانشگاه می رن .
نمره ی خوب گرفتن با اینکه بتونی در آینده اطلاعات لازم رو برای کار داشته باشی فرق می کنه.
دخترهای ما نمرات بالایی در درس می گیرن ولی در محیط کار خیلی توانا نیستن و معمولا آداب کار کردن و رفتار صحیح رو نمی دونن.
من همیشه از وجود چنین همکارانی که باعث می شن کلا روی خانمها به عنوان یه فرد قابل اطمینان حساب نکنن ناراحتم.
کاش در این مورد هم بنویسید .
کاش دختران ما باور کنن که موفقیت شغلی و مالی برای آنها لازم هست.

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. آیا شما تازه با این سایت آشنا شده اید؟ من حدود 130 پست در این مورد نوشته ام. بخش چگونه پولدار شوید در این مورد است. خوشحالم شما هم در این مورد با من هم عقیده هستید که شغل و پول برای خانم ها مهم است. البته خانه داری هم یک شغل است و هر خانمی می تواند انتخاب های خودش را داشته باشد

پاسخ
mina.salipour@gmail.com

سلام
من از خوانندگان قدیمی یه سایت هستم. از شما برای همه ی درسهایی که در این سالها آموخته ام ممنونم.
منظور من این بود که یک خانم برای موفقیت شغلی باید در محیط کار نوع خاصی رفتار کند. طرز رفتار با همکاران خانم یا آقا را بداند . لحن صحبت و زبان بدن درست را بداند .
فکر می کنم خیلی از خانمها به چنین آموزشهایی نیاز دارند . اینکه بتوانند توانمندیهای خود را به درستی جدای جنسیت اثبات کنند و در سازمان رشد کنند .
امیدوارم در این مورد بیشتر بنویسید .
ممنون از شما

پاسخ
گیس گلابتون

بله. زبان بدن مناسب و طرز رفتار مناسب. دوست عزیز، اینها را در دانشگاه یاد نمی دهند. هیچ دانشگاهی یاد نمی دهد. باید از اساتید موفقیت بیاموزید. تمام نوشته ها و محصولات گیس گلابتون برای آموختن همین مطالب است. بهرحال، بله باز هم خواهم نوشت.

پاسخ
niiiiii

اینکه شما تو این دنیا هستین خیلی خوبه گیس گلابتون عزیزو مهربون گل

پاسخ
گیس گلابتون

قلب

پاسخ
نیلوفر22

سلام خانم دکتر چشمه علایی،من اولین بار هست که در سایت شما کامنت می گذارم.سپاس از مطالب عالی و کاربردیتان. صد افسوس که به موقع شما را پیدا نکردم.من تمام این دوران طلایی رو در حصار ترس ها و اضطراب های بی مورد،وسواس های بیمارگونه خانواده ام و بزدل بودن خودم هدر دادم.کاش همه جوانها به موقع یک راهنمای خوب در زندگی داشته باشند.همه راهکارهای شما برای من در حکم نوشداروی پس از مرگ سهراب است ولی امیدوارم کسانی که باید به وقع با وبسایت شما آشنا شوند

پاسخ
گیس گلابتون

چرا نوشداروی پس از مرگ سهراب؟ شما که سهراب نیستید. شما زنده هستید. تا وقتی زنده هستید، قرار است زندگی کنید. زندگی تان را بسازید برای خودتان و برای اطرافیان تان. دوستتون دارم.

پاسخ
نیلوفر22

لبخندفقط زیست بیولوژیک

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه