زندگی من مثل همه مردم، مجموعه‌ای از تلخ و شیرین است، ولی من انتخاب کرده‌ام شیرینی‌های زندگی‌ام را با شما سهیم شوم. هرگز خیال ندارم وانمود کنم هیچ مشکلی در زندگی ندارم و یا هیچ عیبی در رفتار و کردارم نیست. من یک آدم معمولی هستم. اگر بتوانم لحظه‌ای در روز، نور شادی و امید را به قلب شما بتابانم، وظیفه‌ام را در این دنیای زیبا انجام داده‌ام. ریختن چرک آب زندگی بر سر خواننده‌ها، کار ناشایستی است. به نظر من نویسنده‌ای هنرمند است که بتواند امید و شادی را به قلب مردم هدیه کند، وگرنه گله و شکایت از زندگی، کار ساده‌ای است.

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
1390/08/20 00:00

کتاب افتخار

من هرگز کارتهای آفرین و صد آفرین و تقدیرنامه هایم را نگه نداشتم. همه را دور ریختم. معدل دیپلم یا رتبه کنکورم را دقیق به یاد ندارم. نمی دانم با چه نمره ای از دانشگاه فارغ تحصیل شدم یا رزیدنتی قبول شدم یا بورد گرفتم.  بیمارانم برایم شعر گفتند، دور ریختم. بیمارانم در روزنامه از من تشکر کردند، دور ریختم. تقدیرنامه های بیمارستان ها را دور ریختم. من همیشه افتخاراتم را به سطل زباله می ریختم.

در چهل سالگی فهمیدم یکی از موانع شادی و موفقیت من این است که قدر خودم و کارهایم را نمی دانم.

امسال برای خودم "کتاب افتخار" ساختم. یک دفتر بزرگ زیبا خریده ام و در هر صفحه آن یک عکس می چسبانم. هر عکس نشان دهنده یک افتخار است. همه لحظاتی را که به دستاورد خود بالیدم، دارم در این دفتر ثبت می کنم. ورق زدن آن باعث تجدید قوا و نشاط من می شود.

 

شما با افتخارات خود چه می کنید؟

آنها را دور می ریزید یا ثبت می کنید؟

به آنها می بالید یا آنها را پنهان می کنید؟

 

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
فخری

دوستشون دارم و نگهشون میدارم:)))))

پاسخ
ساميه

قلبمن هميشه افتخاراتم و نگه داشتم و با هر بار ديدنشون كلي ذوق ميكنم مثه بچه اي كه يه آبنبات بهش بدي ...
دوست دارم من هم يه چنين دفتري درست كنم ..

پاسخ
سبا

سلام خانم دکتر من همه ی افتخارات و غیر افتخاراتم رو جمع کردم از بچگی حتی اونایی که مدرسه موارد بی انضباطیم رو نوشته بود و داده بود به مادرم
همه چیزایی که مکتوب و غیر مکتوب بوده رو نگه داشتم
حتی یک برگه تقلب که دوستم سر جلسه امتحان دوم راهنمایی بهم داده بود
الان 13 ساله که نگهش داشتم و خیلی چیزای دیگه
کلا عاشق خاطره بازیمقلب

پاسخ
گیس گلابتون

خنده

پاسخ
عاطفه

سلام من هم آنها را دور می ریختم، یعنی بعد یک مدتها یادم نمی آید، بعد از تعاریفهای دیگران متوجه می شوم که چه موفقیت هایی داشتم،بلد نیستم روش افتخار کردن به خود راناراحت

پاسخ
گیس گلابتون

آره عاطفه جون، دختری با این همه اطلاعات، تسلط به سه زبان و کلی مطالب دیگر، درآمد خوبی ندارد، رابطه خوبی ندارد و همه اینها به خاطر آن است که قدر خودش را نمی داند... آیا کامنت های تو را درست به خاطر دارم؟ یا تو را با کس دیگری اشتباه گرفته ام؟

پاسخ
heti

همه رو نگه داشتم البته من افتخاراتم از دبیرستان شروع میشد ودوران راهنمایی برای من قرون وسطی ست .
متاسفانه در یک حالت عصبانیت تموم شعرها ونامه های محبت امیز دانش اموزانم رو دور ریختم والان پشیمونم .
موافقم باهاتون باید همه رو حفظ کرد .

پاسخ
جهان سادات

من برعکس شما تمامشونو نگه میداشتم ولی چون دیگه واقعا" با کمبود جا مواجهه شدم بعضی ها را نگه داشتم و بقیه رو هم با حسرت ریختم دور.چشمک

پاسخ
دوست جدید ۹۱

من آنها را قایم می کنم....... بعضی مواقع نشان می دهم اما از ترس چشم خوردن یا نمی دونم شاید وسواس یا اینکه هنوز عالی نبستم زود آنها را جمع می کنم ناراحت ....... خیلی ناراحت کننده است.

پاسخ
ونوس

سلام
من هرچی رو که مربوط به مرحله مهمی باشه وبتونم یادگاری نگه میدارم.مثلا کارنامه کنکورم وروزنامه قبولیمو هرچند که از رتبه ورشته قبولی راضی نبودم! ولی هرچی باعث افتخارم باشه همیشه توی قلبم ثبته وبهش میبالم.خیلی خود شیفته ام نه؟

پاسخ
گیس گلابتون

نه! چرا خودشیفته؟ به دستاوردها و افتخارات باید بالید. خودشیفته ها دیگران را آدم حساب نمی کنند و تحقیر می کنند. خود شیفته ها فکر می کنند همه آدمها در خدمت آنها هستند. ولی آنها قرار نیست هیچ خدمت و محبتی به دیگران بکنند. ولی دوست داشتن خود، احترام به خود و افتخار به خود باعث می شود ما آدم بهتری شویم. این دو با زمین تا آسمان فرق می کنند.

پاسخ
گلابتون

من نگهشون داشتمعینک
کارتهای صد آفرین تقدیر نامه هام از همه مهمتر دفتر دیکته کلاس اولمو هم دارم!که با دنیا عوضش نمیکنم میخوام به بچه هام نشونشون بدمپلکآهان راستی یه لباس هم از بچگیام مونده که اونم خیلی دوسش دارم میخوام در آینده تن دخترم بکنمقلبالبته لباس جزو افتخارات من محسوب نمیشه جزو افتخارات مامانم محسوب میشه چون اون منو تا اینجا ساپورت کرده که الان اینی که هستم شدملبخندمن خودمو دوست دارم

پاسخ
یک زن

سن چهل سالگی غلط است دوست من
باید بگی چهل سالگی
از نظر ادبی دچار حشو است

پاسخ
گیس گلابتون

راستی؟ ممنونم. تو با افتخاراتت چه می کنی؟

پاسخ
نازنین

منم یه تعدادیشون رو دارم بعضی اوقات نگاشون میکنم و حسرت میخورم که چرا اون موقع ها اینقدر موفق بودم ولی حالا نه خیلی :(

پاسخ
دوست جدید 91

فکر کنم من با همه فرق داشتم یا موضوع رو اشتیباه گرفتم....... من همه افتخاراتم و یادگاری را نگه داشتم از کودکی تا الان ( حتی اولین دندون شیری ها قلب ) اما افتخاراتم مثل موفقیت هام رو به کسی نمی گم و نشون نمی دم..... چون می ترسم به دلایلی که گفتم.....

پاسخ
خانمی

منم اصلا نگه نمیداشتم!
ولی تصمیم گرفتم یکی درست کنم ، به بردارم هم یاد دادم یکی درست کنه!

من دلم از این کتابا میخواد ! هورا
اسمش رو بزارم کتاب افتخارات خانمی هووووووووووووووورا هورا

پاسخ
hamevatan

سلام دوستان
منم دقیقا همیشه همین کارو می کردم تا چند ماه پیش که دلم خواست همشون و از صندوقچه درارم فکر نمی کردم ولی واقعا تاثیر مثبت تو زندگیم داشت ممنون گیس گلابتون از سایت بسیار عالیت

پاسخ
خانمی

گیس گلابتونم! میگما کلی دلم میخواد کتاب افتخاره رو زود زود درست کنم ، خانمی درونم کلی ذوق داره ، خواستم یه عکس از رتبه نرم افزارم بگیرم و قبولیش رو توی کتاب افتخار بچسبونم اما خانمی درونم به شدت مقاومت میکنه و میخواد که موفقیت های قبلی توی کتاب نباشه ، یعنی از همین موقع که کتاب درست میشه افتخاراتم ثبت بشه ! حالا من موندم و یک سوال به نظرت بچسبونم یا نچسبونم ؟؟
از یه ور دلم میخواد بچسبونم ، از یه ور حس بدی پیدا میکنم از چسبوندنش ، خانمی درون میگه چرا میخوای بچسبونیش اون تموم شده مال گذشته رو نیار وسط ، دلمو میزنه:(
حالا من موندم چی کار کنم الان! متفکر

پاسخ
گیس گلابتون

خانمی هرچه می توانی افتخار جمع کن. چون باعث می شود احساس بهتری نسبت به خودت پیدا کنی و یادت بیاید که چقدر توانا هستی. قرار نیست این کتاب را به کسی نشان بدهی و پز بدهی. این کتاب فقط برای خودت است. خوب باشی دوست من

پاسخ
aida
http://aidaa.persianblog.ir

گیس گلابتون جان من تا به حال افتخاراتم را نگه نداشته‌ام
الان در هفته‌ای از بهترین سال زندگی هستم که باید باورهای غلط نسبت به خودم را دور بریزم٬ یکی از بدترین باورهایی که نسبت به خودم دارم این است که فکر م‌ی کنم تا به حال هیچ کار مثبتی در زندگی‌ام نکرده‌ام٬ امیدوارم این طور نباشد
فکر کنم این طوری بتوانم به خودم کمک کنم.
ممنون :)

پاسخ
maryam1986

من نمی دونم چرا با دیدن افتخاراتم، غم و اندوه بزرگی تو قلبم می شینه! حس می کنم الان هیچی نیستم! هیچ کاری نکردم! به هیچ جا نرسیدم! و کلا احساس پوچی می کنم!!!! ناراحت و متاسفانه این عین واقعیته و نمی تونم ازش فرار کنم. با این که همه اون افتخارات رو نگه می دارم، ولی بعدش که برمی گردم بهشون نگاه می کنم، می گم ببین تو با این همه افتخاراتت هیچی نشدی!!!

پاسخ
گیس گلابتون

از همین امروز شروع کن و دوباره افتخار بساز. هر روز دنبال یک کار افتخار آمیز بگرد. لازم نیست جایزه نوبل بگیری. شاید یک کیک خوشمزه جدید درست کرده ای. شاید تایپ ده انگشتی یاد گرفته ای. شاید یک روز به خودت استراحت و آرامش داده ای.
شاید دست کسی را برای کمک گرفته ای. همه اینها افتخار است

پاسخ
آيريس

اين ايده عاليه بي نظيره حتما اين كار كار امروز شروع مي كنم

پاسخ
sahraye

من از بچگی عادت دارم که همیشه به خودم می بالم و البته تو قلبم به خودم افتخار میکنم. فکر نکنید از خود راضی ام نه، ولی کارهای خوب و تلاشهای موفقیت آمیزم رو تحسین میکنم. حس خوبیه میدونم نهایت تلاشم رو کردم و نتیجه موردنظرم رو گرفتم واسه همین وقتی موفق میشم به خودم افتخار میکنم.

پاسخ
گیس گلابتون

تبریک میگم. عالیه

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه