مادرناتنی بودن دشوار است. مادران ناتنی همه زحمات یک مادر را به عهده دارند، بدون این که افتخارات یک مادر را داشته باشند. مادران ناتنی همه جا و در همه شرایط زیر ذره بین انتقاد همگان قرار دارند. ظاهرا بهشت زیر پای مادران ناتنی نیست. متأسفانه فرهنگ ما نسبت به مادران ناتنی بسیار بی‌رحم است و کار را برای مادران ناتنی دشوارتر می‌کند. ما با افسانه‌های سیندرلا، سفید برفی و اولدوز و کلاغ‌ها بزرگ شده‌ایم. نفرت و ترس از مادرناتنی از کودکی در وجود ما تزریق شده است. به همین دلیل هر مادرناتنی در خفا از خود می‌پرسد: "آیا من هم موجودی نفرت‌انگیز مثل زن باباهای افسانه‌ها هستم؟" مادران ناتنی دچار شرم و احساس گناه هستند، زیرا جامعه با آن‌ها به گونه‌ای رفتار می‌کند که انگار عفریته‌ای شریر می‌باشند. آمار طلاق در کشور ما بالا رفته است. در شهرهای بزرگ حدود نیمی از ازدواج‌ها به طلاق منجر می‌شود. پس هر روز تعداد کودکانی که با مادرناتنی بزرگ می‌شوند، افزایش می‌یابد. اگر طرز فکر ما و رفتار ما با مادران ناتنی عوض نشود، کودکان طلاق بیش از هرکسی از این موضوع آسیب می‌بینند. این بخش سایت به مادران ناتنی تقدیم می‌شود. کامنت دیگران حذف می‌شود. اینجا جایی است که مادران ناتنی می‌توانند با آرامش مشکلات خود را بیان کنند و جواب بسیاری از سؤالات خود را پیدا کنند. لطفاً با کلام محبت و احترام بنویسید. همان کلامی که شایسته شماست. ممنونم

مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
مادران ناتنی
1393/08/12 10:24

پنج نکته طلایی در هنگام ازدواج با مرد صاحب فرزند

اگر می‌خواهید با مردی صاحب فرزند ازدواج کنید، این پنج نکته را جدی بگیرید :

 

 

۱ -      اگر با مردی آشنا شدید که فرزند دارد، سه جلسه با او بیرون بروید و پس از آن تقاضا کنید فرزندش را ببینید. اگر آقا نمی‌خواهد شما فرزندش را ببینید، مطمئن باشید که برنامه درازمدتی برای شما ندارد .

 

۲ -      حتماً برای فرزند جدیدتان هدیه بخرید، یک هدیه عالی. می‌توانید با یک جعبه شکلات شروع کنید و در ملاقات اول از زیر زبان او بکشید، چه می‌خواهد. دفعه بعد برای او آن هدیه اصلی را بخرید. نیازی به اجازه گرفتن از پدر نیست .

 

۳ -      قبل از ازدواج درباره تمام امور مهم، صحبت و مذاکره کنید. توافقات خود را بنویسید و زیر آن امضا کنید. این تعهدات سندیت محضری ندارد ولی وقتی پایین آن را امضا می‌کنید، دیگر فقط باد هوا نیست. آدمی که بی‌فکر حرفی روی هوا می‌پراند، به وقت امضای این تعهدنامه دست و دلش می‌لرزد و فرصت فکر کردن می‌خواهد، چانه می‌زند. ولی وعده‌های شفاهی می‌تواند توخالی باشد. برای مثال اگر تمایل دارید فرزند داشته باشید، این مطلب را بنویسید و امضا بگیرید .

 

۴ -      اگر در دوره آشنایی متوجه شدید، پدر و فرزند زیادی به یکدیگر وابسته هستند، از خیر این ازدواج بگذرید. زیرا آن آقا و فرزندش با هم جفت و جور هستند و شما همیشه احساس زیادی بودن خواهید کرد. احساس زیادی بودن، احساس بسیار بدی است. درد و رنجی که تجربه خواهید کرد، بیش از لذت ازدواج است .

 

من یک مادر ناتنی را می‌شناسم که باید در صندلی پشت اتومبیل بنشیند چون صندلی کنار راننده به دخترخوانده‌اش تعلق دارد و آن دختر، عزیز دل پدر است. عزیز دل پدر باش نازنینم، ولی یک همسر، رئیس مونث خانه است. صندلی بغل راننده مال اوست. وقتی با یک مادرناتنی اینطوری رفتار می‌شود، باید قدیس باشد که نسبت به آن کودک احساس عشق و محبت کند .

 

وقتی می‌بینید میزان وابستگی پدر و فرزند از حد اعتدال رد شده، فکر نکنید قرار است بعد از ازدواج رابطه آن دو را معتدل کنید. این کار وظیفه شما نیست. بلکه وظیفه خود آن آقاست. اگر او نمی‌خواهد رابطه متعادلی داشته باشد، شما نمی‌توانید رابطه را متعادل کنید.‌‌ رها کنید و بروید. برای آن‌ها هم دعا کنید .

 

 یک سرنخ: اگر پیش از ازدواج سر فرزند با همسرتان دعوایتان می‌شود، مطمئن باشید با ازدواج پرخطری روبرو هستید. یکی از شما تصویر درستی از جایگاه فرزند در خانواده آینده ندارد. متاسفانه بعضی اوقات پدر فرزند اینطور است. چنین مردانی ارزش فداکاری شما را نمی‌دانند. از آن‌ها بگذرید .  شاید هم شما وظایف خود را در مورد فرزندخوانده‌تان نمی‌دانید. حتما مشورت بگیرید. چشم بسته وارد یک ازدواج پردردسر نشوید.

 

۵ -      با مردی ازدواج کنید که بیش از دو سال از طلاق رسمی او گذشته باشد. دقت کنید که آیا او همسر خود را بخشیده یا هنوز نسبت به او پر از خشم و نفرت است؟ توجه کنید آیا سهم خود را در طلاق دیده است یا همه تقصیرات را متوجه همسر سابقش می‌داند؟

 

با یک بررسی ساده متوجه می‌شویم در همه طلاق‌ها هر دو طرف اشتباهاتی مرتکب شده‌اند و فقط یکی از آن‌ها مقصر نیست. اگر مردی از اشتباهات خود درس نگرفته باشد، در ازدواج دوم هم شکست خواهد خورد .

 

من همیشه می‌گویم ازدواج مثل شنا در دریاست. اگر شنا (همسرداری) بدانید می‌توانید از توفان‌ها عبور کنید. اگر شنا (همسرداری) ندانید در دریای ازدواج غرق می‌شوید و یا کشان کشان خود را از ورطه بیرون می‌کشید و به خود می‌گویید: «دریای خوبی نبود! باید دریای بهتری پیدا کنم.» اگر شنا (همسرداری) را نیاموزید، همه دریا‌ها خطرناک هستند .  توجه کنید و ببینید آیا همسر آینده‌تان از اشتباهات قبلی خود پند گرفته است؟

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
sana2

سلام
اوایل ازدواجمان پسر همسرم که که شش سال داشت همیشه دوست داشت صندلی جلو بنشیند وحتی برادر کوچکترش هم چنین اجازه ای نداشت .چون او همان پسری بود که دردانه ی پدر بود و اگر این پسر وپدر باهم باشند دیگر بقیه کلا زیادی هستن چه من باشم وچه پسر دیگر همسرم. همسرم هم اصرار داشت که عقب بنشینم تا ذهنیت بدی ایجاد نکنم در همان ابتدا .ولی من می دانستم این تنها یک صندلی در جلو یا عقب ماشین نیست بلکه جایگاه است و فقط من و پسرش می دانیم .من به نرمی گفتم جلو جای پدر و مادر و عقب برای پسرها .باور کردنی نبود پسر هم جمله ی مرا با همان آهنگ تکرار کرد و بدون غر زدن رفت عقب برای همیشه.همسرم تقریبا شاخ درآورده بود.کاش در زمان ازدواجم با مشاوری با تجربه ی شما رو به رو می شدم.افسوس که مشاوره هم رفتم ولی حرف های کلیشه ای از روابط غیر واقعی بچه ها با نامادریشان تحویل گرفتم که فقط در برخی فیلم ها می توان دید.چندی قبل یکی از دوستانم با واسطه شخصی را معرفی کرد که با یک بجه از همسرش جدا شده بود و حالا می خواست با مرد بچه داری اززدواج کند در حالی که پسر خودش نزد همسر سابقش بود .می خواست با من که تجربه ی این چنینی دارم مشورت کند با این تفاوت که سرپرست فرزند همسرش شود من چیز خاصی نگفتم فقط روتین خودمان را قدری باز کردم که پرسید آیا همسر تو هنوز با همسر سابقش ارتباط دارد و آیا تو ناراحت نیستی ؟در حالی که خودش برای ملاقات های هفتگی شخصی را واسطه می کند جون یکبار که با پدر بچه صحبت کرده نامادری پسرش قشقرقی به راه انداخته که...گفتم معلومه که دوس ندارم با هم ارتباط داشته باشند ولی چاره ای هم نیست اونا برای همیشه به خاطر بچه ها به هم مربوطند وهیچکدووم بیخیال بچه ها نمیشن.البته همیشه حواسم جمعه که فقط راجع به بچه ها باشه بیماری و مدرسه و ...ولی خب نمیتونم دائم غر بزنم ..طرف مشورت گفت من تحملشو ندارم همین یه مورد منواز چنین ازدواجی پشیمون کرد...البته آستانه ی حساسیت آدم ها متفاوته که به مذهب وفرهنگ بر می گرده ولی بیشتر منظورم اینه که تجربه همراه با اگاهی و نگاه همه جانبه است که در چنین مواردی مثل زندگی من و نامادری ها کارسازه

پاسخ
گیس گلابتون

آفرین!
بچه ها تربیت پذیر هستند. به شرطی که ما موضوع را شخصی نکنیم و با آرامش به آنها بیاموزیم.
بچه های طلاق آسیب دیده هستند ولی قرار نیست مثل ظرف شکستی باهاشون برخورد کنیم و اجازه بدهیم تا آخر عمر به بهانه بچه طلاق بودن، رشد نکنند و بزرگ نشوند.
آفرین به برخورد سازنده و خوب تو

پاسخ
گیس گلابتون

کاش دوستت قبل از منصرف شدن از ازدواج یک گپی با من می زد.
اگر قرار است بچه شوهرش با خودش زندگی کند، مادر اصلی چرا باید با پدر حرف بزند؟! چه حرفی دارد؟
شاید مسئله چیز دیگری است

پاسخ
sana2

من فکر می کنم هنوز دلبستگی خاصی بوجود نیامده برای دوستم از حرفاش فهمیدم که منظورش این بود که وقتی فرصت ازدواج با مرد بدون بچه وجود دارد اصلن چرا وارد این وادی بشوم.و در مورد ارتباط با همسر سابق دقیقا صحبت شما را قبول دارم اگر بچه ی خودش را سرپرستی می کرد مطمئنا کارش با واسطه راه نمی افتاد زیرا که همیشه کارها و مسئولیت های بچه ها با پدرشان است وقتی بامادر زندگی کنند معمولا ارتباط بیشتر است.

پاسخ
گیس گلابتون

خانمی که خودش بچه دارد، فکر می کند فرصت ازدواج با مرد بدون بچه را دارد؟
احتمالش کم است.
کاش خانمها در مورد شرایط خود قدری واقع بین بودند.
انشاالله خوشبخت و موفق باشد

پاسخ
pushana

میدونم کامنتم خذف میشه ولی کاش اینو برای مجردا هم می ذاشتی چون قبل ازدواج بهتره اینا رو بدونن.

پاسخ
مامان آرین

سلام گیس گلابتون خوشحالم که شما را پیدا کردم ،یه همدل،یه کسی که شرایط نامادریها رو خوب درک میکنه.گیسوجون شش ساله بامردی ازدواج کردم که از ازدواج اولش دوتا بچه داره یه دختر17ساله ویه پسر16ساله روابطمان خیلی خوب بود طوری که تمام فامیل همسرم انگشت به دهن بودن،نمیخام بگم فقط من بودم که خوب بود آخه بی انصافی میشه بچه ها نیز خیلی خوب بودن بخصوص علی آقا اینکه میگم علی آقا از روز اول اینطوری صداشون میزدم دختر همسرم نیز خوب بود ولی صرف اینکه دختر بود بعداز عقدمون تو یه جلسه که باهم داشتیم بهش گفتم که من مادر شما نیستم ونیومدم که جای مادرت رو بگیرم فقط اومدم که در کنار پدرت باهم یه زندگی خوبی رو شروع کنیم تا به امید خدا یه آینده روشنی رو برای شما بسازیم. از شما نیز انتظار نداریم بهم بگی مادر هر طور که احساس نزدیکی بهم داری همنطور صدام کن بعد از یک هفته که رفتم شهرستان خونه پدر شوهرم وقتی بچه ها به استقبال منو باباشون امدن ورفتیم داخل خونه دختر شوهرم موقع صدا زدن من رو مامان صدا زد اون لحظه بهترین لحظه زندگیم بود بغلش کردم وبوسیدمش واز تشکر کردم. اونم خوشحال بود. از اون روز به بعد فراز ونشیبهای زیادی رو پشت سر گذاشتیم. تمام تلاشم رو کردم تا این دوتا را به اینجا رسوندم از هیچی دریغ نکردم حتی به اصرار پسر شوهرم که من یه برادر میخام. مادر شدم ویه برادر واسشون آوردم.ولی چه فایده همه چیز خراب شده گیسو جون، وخرابی رابطه ما از اونجا شروع شدکه بچه ها واسه دیدن مادر و عزیزو آقاجونشون سه ماه تابستون تهران بودن وداشتن به اتفاق عزیز جونشون(که عمه شوهرمه)وخاله وشوهر خاله برمیگشتن خوزستان. خلاصه اومدن یک هفته میهمان ما بودن وبعد رفتن.مصیبت با این رفتن شروع شد که دختر شوهرم رفت تو خودش وقتی علت رو پرسیدیم با گریه وزاری شروع کردن به گله وشکایت که شما من رو درک نمیکنید من از مادرم جدا شدم من از عزیزانم جدا شدم و.....با شنیدن این حرفا دنیا روسرم خراب شد اونقدر گریه گردم که غش کردم بعد از این قضیه دختر شوهرم اومد عذر خواهی کرد ولی من دیگه سرد سرد شده بودم .دیگه می ترسیدم بهشون محبت کنم احساس میکردم رکب خوردم انتظار نداشتم با حضور من تو زندگیشون برگرده اون حرف رو بزنه الان میخام بهم کمک کنی که بتونم اون قضیه رو فراموش کنم وحالم برگرده سر جاش. گیسو جون لطفا بهم کمک کن. آخه هم اونا دارن از دستم میرن هم خودم دارم از بین میرم.اینم عکس هفت ماهگی پسرم آقا آرین

مامان آرین
پاسخ
گیس گلابتون

عزیز دل
متشکرم که با من درددل می کنی.
متاسفانه درست متوجه سوال شما نشدم.
الان هر کدام از سه بچه شما چند ساله هستند؟
آیا همگی با شما زندگی می کنند؟
بچه ها سه ماه تهران بودند وقتی به خانه شما برگشتند، دخترتان بهانه گیری کرد؟
اگر ممکنه واضح تر بنوییسید تا این مطلب را یک پست بکنم.
در بخش مادران ناتنی هم می توانی بپرسی که بدون خجالت و رودروایستی همه حرفهایت را بزنی. هیچکس غیر از من نمی خواند.
ولی لطفا فقط ده خط. طولانی که میشه سررشته کلام از دست آدم در می رود.

پاسخ
مامان آرین

سلام گیسو جون ثنا17سالشه،علیرضا16سال وآرین که ثمره ازدواج شش سالمه2سال و6ماه.در واقع یه خانواده 5نفره هستیم.گیسوجان ثنا هر بار میره وبرمیگرده اخلاق و رفتارش تغییر میکنه.با اینکه من وپدرش این فرصت رو واسش ایجاد کردیم که تابستون وعید نزد مادرش باشه بازم دارم روز به روز اخلاقش بد وبدتر میشه.گیسو جون خیلی حرفا توی دلمه که بهت بگم میخواستم بیشتر از این بنویسم که یهو بغضم ترکید.

پاسخ
گیس گلابتون

ممنونم
آیا درست متوجه شدم:
الان یک دختر 17 ساله، یک پسر 16 ساله و یک پسر دو ساله داری.
دخترت سه ماه تابستان پیش مادرش بوده از وقتی برگشته، اخلاقش بد شده؟
تا اینجا درست فهمیدم؟

پاسخ
مامان آرین

گیسو جان سلام میلاد پیامبر وامام جعفرصادق مبارک.بله گلم قضایارو درست متوجه شدی.هربار میره مادرش رو ببینه رفتارش بد میشه من وپدرش موندیم چکارکنیم با اینکه مشاوره بردیمش،ولی ثاثیرگذارنبود.نمی دونم چرا اینطوری رفتار میکنه،با اینکه مادرش خواهان طلاق بوده و طی یک نامه این قضیه رو به بچه ها گفته نمی دونم چرا ثنا قانع نمیشه.گیسو جان باور کن تو این شش سال اینقدر زجر کشیدم که به عمرم زجر نکشیده بودم.خیلی اتفاقا طی این شش سال افتاد که هرکدام رو بنویسم یه کتاب میشه.

پاسخ
گیس گلابتون

بچه ها هیچوقت وفاداری به پدر و مادر اصلی شان را رها نمی کنند. قرار نیست چنین انتظاری ازشان داشته باشیم.
حتما بنویس. حتما بنویس.
روزی نیم ساعت بنویس. فعلا عمومی نکن. فقط بنویس.
اگر دوست داشتی برای من بفرست تا بخش هایی که به درد همه می خورد را عمومی کنم.
چرا می گویم عمومی نکن؟ چون بسیاری از مردم ایران نسبت به مادران ناتنی، بدرفتار و بیرحم هستند. ممکن است طافت رفتار زشت شان را نداشته باشی.
پوست من کلفت شده است. ولی گویا تو هنوز پوست نازکی داری.

پاسخ
مامان آرین

سلام گیسوجون شب بخیر بله گلم ثناخانم هربارمیره وبرمیگرده اخلاقش بد میشه.مشاوره بردیم بی فایده بوده.من موندم چرا این دختر اینطوریه.گیسوجون بااینکه این مادرش بود وبهتره بگم هست که به ثنا خانم ضربه زده حاضرنیست پشت مادرش رو خالی کنه ویه ذره به پدرش محبت کنه.

پاسخ
گیس گلابتون

ممنونم که داری برایم توضیح می دهی.
پس وقتی دختر ناتنی ات پیش مادرش می رود و برمی گردد، اخلاقش بد می شود
دخترت چه درخواستی دارد؟
عین جملات او را بنویس لطفا

پاسخ
مامان آرین

گیسو جان سلام مرسی که نظرم رو میخونی وپاسخ میدی.گیسو جان قبل از اینکه عین عبارت ثنا خانم رو بگم میخام این نکته رو یادآور بشم که ثنا خانم تابستون سال 89که واسه دیدن مامانش تشریف برده بود تهران،همان جا موندو،خواست واسه زندگی نزد مادربزرگش باشه.من وهمسرم نیز قبول کردیم وبه ایشان این اجازه رو دادیدم که این نوع زندگی کردن رو نیز تجربه کند. بعداز یکسال برگشت خوزستان واعتراف کرد که اونجا راحت نبوده وبقول خودش نون پدر بی منت هستش.گیسو جان حالا عین عبارات ثنا خانم رو بعد از مطرح کردن قضیه بالا واستون مینویسم ایشون خیلی راحت برگشته به پدرش میگه من از تو متنفرم از تو خوشم نمیاد،تو فکر میکنی اگه موندم اینجا به خاطر شماست،من فقط به خاطر برادرم(علیرضا)اینجا موندم.گیسو جون یه وقت سوء تفاهم نشه من هرگز نخواستم ونمیخام که بچه هارو از مادرشون جداکنم شاید باور نکنید من همیشه به همسرم این نکته رو یادآوری میکردم که شما باید با مادر بچه ها هرچند وقت یکبار جلسه داشته باشی ومشکلاتی رو که پیش اومد یا ممکنه درآینده پیش بیاد رو باهم مطرح کنید و واسه حل کردنشون راه حل پیدا کنید ولی متاسفانه همسرم وحتی مادر بچه ها هیچکدام اهمیت نمیدن.

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم
حالا متوجه موضوع شدم.
هفته آینده سوال شما را به صورت یک پست در سایت قرار میدهم.
آفرین به شما که می خواهی رابطه خودت و دخترت را صمیمانه کنی.
آفرین

پاسخ
مامان آرین

گیسو جون سلام وقتت بخیر ولحظاتت سرشار از انرژی باشه. گلی میتونم در بخش از گیس گلابتون روزانه 10خط بنویسم وشما بعد از بررسی مطالب بهم یه پاسخ کلی بدی مرسی ومرررررررررررررررسسسسسسسسسسی

پاسخ
گیس گلابتون

البته که می توانی
آن موقع پاسخ من برای شما جامع تر خواهد بود.
فقط لطفا در همان "از گیس گلابتون بپرسید" بنویسید دیگر اینجا ننوییسید
متشکرم

پاسخ
مامان آرین

سلام گیسوی خوب من واست کلی پیام خصوصی فرستادم ولی هیچ پاسخی از طرف شما همدل وهمدرد مهربون دریافت نکردم خیلی ناامید شدمدلشکسته

پاسخ
گیس گلابتون

لبخند از توجهی که به این سایت داری ممنونم. ولی دوست عزیزم
اول این که امیدت به خدا باشه، نه به بنده خدا.
دوم این که من برای نوشتن به فرصت نیاز دارم.
سوم این که آیا شما کتاب : کلیدهای موفقیت مادرناتنی را مطالعه کردید که من در ابتدای بحث معرفی نمودم؟
حتما با من موافقی که یک مشکل پیچیده شش ساله را نمی شود با جمله و دو جمله حل کرد.
شما به صورت پراکنده مطالبی نوشتی. من باید اجزای آن را کنار هم بچینم و ماجرای کامل را حدس بزنم.
قبول داری این کار زمان می برد؟
به نظر من شما در حال حاضر به جای پرداختن به مشکلات دختر ناتنی ات، مواظب انرژی و سلامتی خودت باش تا من کم کم مطالب را تهیه کنم.
خوب باشی گلم

پاسخ
مامان آرین

سلام گیسو جونم شاد و سر حال باشی وهمیشه پر انرژی برای نوشتن مطالب زیبا و مفید. به نصیحتت گوش دادم و سعی کردم که انرژیهای منفی رو از خودم دور کنم وتفکر مثبتم رو افزایش بدم و انرژی مثبت بگیرم و ساطع کنم. حساسیتم رو به حداقل رساندم تا هر حرف و حرکتی آزارم ندهد. خدا رو شکر بعد از خوندن متنهای پندآموز شما احساس شور و شعف می کنم انگار 10سال جوانتر شده ام.خیلی دوست دارم دوست عزیزم گیسوی مهربانمقلبقلبگلگلماچماچ

پاسخ
گیس گلابتون

خدایا صد هزار مرتبه شکرلبخند
آفرین به شما. آفرین به شما.
زن ستون خانواده است. مواظب خودت باش. مهم نیست الان بچه ها قدر تو را می دانند یا نمی دانند. تو پیش خدا سرافرازی و در آینده آنها موثر. پس حسابی مواظب خودت باش. آفرین

پاسخ
مامان آرین

فدای شما گیسوی خوب ومهربونم آموزه های دوست خوبی مثل شما روحیه ام رو بهم برگردوند. اگه با شما درد دل نمی کردم وبار سنگین غصه هایم روتنهایی به دوش می کشیدم نمی توانستم دوام بیاورم. بازم سپاسگزارم وا واسه شما خانم دکتر عزیز و مهربونم آرزوی سلامتی از خداوند مهربان مسالت می کنم.

پاسخ
گیس گلابتون

آفرین بر شما نازنین
این دسته گل تقدیم به شما
گلگلگل

پاسخ
mozhgan52

سلام خانم دکتر جون دلم می خواد تورو آناهیتا جون یا گیس گلابتون هم صدا بزنم ای کاش می تونستم شما رو ببینم واقعا از صمیم قلبم می گم اما راهم دوره وبا وجود دختر کوچولوم نمی تونم ببینمت اما همیشه عکس هاتو با آقای شوشوخجالتکه می بینم خیلی خوشحال می شم قبلا هم باهات درد دل کردم عزیزم که من هم نامادری یه دختر هیجده سال هستم از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان از دستش خون به جگرم ...................................................................................................... آناهیتا جون با این نوشته ها حالم بدتر شد خدایا چکار کنم تو به دادم برس که فریادرسی جز تو ندارم

پاسخ
گیس گلابتون

عزیز دل، فریادرس دارید، شما خدا را دارید و حق باشماست. با این نوشته ها حالتان بدتر میشود چون شما آدم خوش قلبی هستید. آدمهای بدقلب، با نوشتن این مطالب حالشان خوب میشه. شما خوش قلب هستید و دلتان نمیخواهد دلخوری در دلتان جمع بشود. من شما را کاملا درک میکنم. انشاالله پست مفصلی در این مورد می نویسم. قول میدهم تا پایان امسال مباحث اصلی مادران ناتنی را بنویسم.
شما سوالات و درددلهای تان را در بخش سوالات بنویسید لطفا. لینک اینجاست http://www.gisgolabetoon.ir/fa/step-mother-questions

شما که این همه مشاوره گرفتید، یکبار هم پیش من بیایید. یا اسکایپی. ولی من با شما کار دارم، نه با پدر و نه با دختر. حیف است روزگار به تلخی بگذرد. حیف است گره ای که با دست باز میشود با دندان باز کنیم. البته شما صلاح خود را بهتر از هر کسی می دانید

پاسخ
نازی

باسلام.من دوسال و نیم پیش بامردی ازدواج کردم که دو دخترهفت ساله و سه و نیم ساله داشت،دلیل طلاقشونم خیانت زن بودودختربزرگ از مادرش متنفر هست چون زیاد کتکش میزد ....

پاسخ
گیس گلابتون

دوست عزیز، ممکنه خواهش کنم سوالات خود را اینجا بپرسید؟
http://www.gisgolabetoon.ir/fa/step-mother-questions
سپاسگزار میشوم

پاسخ
zeitoun

سلام
من 4 ماهه ازدواج کردم
همسرم یک دختر15 ساله دارد که در شهر دیگری با مادرش زندگی می کند , اما تمام هزینه های زندگی آنها را همسر من میدهد , آنها هم شدیدا ولخرج , من قناعت میکنم آنها بریزو بپاش , همسرم هم او دخترش را خیلی دوست دارد و هر ماه باید اورا ببیند , وقتی او هست مرا نمی بیند , و دخترش گاهی از من حرفهایی می زند که پدرش را علیه من کند از دو مورد دلگیرم , هزینه های گزاف آن خانه و دوست داشتن زیادی دختر همسرم توسط پدرش
کمکم کنیدناراحت

پاسخ
گیس گلابتون

ممنونم. یک ایمیل با جواب آن پانزده سوال برای من می فرستید لطفا؟

پاسخ
zeitoun

گیسوی عزیز ارسال کردم همان روز

پاسخ
گیس گلابتون

بله. دریافت کردم و پاسخ دادم. سپاسگزارم

پاسخ
zeitoun

اما من نگرفتم
میشه لطف کنید مجدد ارسال کنید گل

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. دوباره برای شما ارسال کردم. لطفا پوشه جانک و اسپم را هم نگاه کنید.

پاسخ
Aliadib95

باسلام و عرض ادب
خوشحالم که باهاتون آشنا شدم
عرض کنم من پنجسال
قبل به واسطه دوستی
با شوهرم که
دختری ۹ساله
داشت آشنا شدم
دخترش طبق تعریف
واسطه آروم و مظلوم بود
طی یکسال نامزدی
خودم هم جز این
ندیدم
و فکر میکردم من که اهل دعوا
و کتک که نیستم
اونم که آرومه با هم کنار میاییم
و بدون مشاوره
ازداوج کردیم
بعد از ازدواج یک
ظهر اومدم خونه
تصویر
آروم عارفه در
ذهنم شکست
این عارفه بود که داشت با
مادر بزرگش
دعوا و
داد وفریاد
میکرد
و این رفتار باز و باز
تکرار شد
با پدرش
با عمه اش
چندبار باهاش
حرف زدم
اما نشد
از طرفی
چون تک فرزند بود
و همه از روی ترحم
باهاش مدارا کرده
بودن بچه ای خودسر
و لجباز بود
از نظر نظم و سلیقه
و رفتار و گفتار
زیاد ایراد
داشت و اشتباه میکرد
اووووووه چطور
پنجسال رو در
چندخط خلاصه کنم 😔
خلاصه آینا همه
باعث شد من
پس بکشم و دوست
نداشتم حرمتم رو بشکنه
حس میکردم اگه با منم خودمونی
بشه همون رفتارها رو
با منم داره
تکرار اشتباهاتش
با وجود اینکه
بهش میگفتم منو
دلسرد میکرد
باباش هم کمتر بهش
تذکر میداد میگفت
آسیب میبےنه

پاسخ
So_no

سلام
دردی که دارم باهاش مینویسم قابل توصیف نیست
خوابم نمیبره تا ننویسم...
نمیشناسمتون ولی انگار میتونید راهنماییم کنید...

مادر ناتنی ممکنه باشم ولی من باهاشون دوست بودم
اونا به من میگفتن خاله...


امکانش هست با ایمیل باهاتون درارتباط باشم؟؟؟
یا یه شماره تلفن
یا ادرس دفتری توی تهران و اطرافش اگه مقدوره ...

خیلی فوری منتظر جوابتون هستم مهربان

💜❤💙💛💚

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. بله من برای مادران ناتنی مشاوره دارم، لطفا بخش مربی رشد فردی را ملاحظه کنید تا راه های تماس با من را ملاحظه کنید. مشاوره ایمیلی هم برای این مورد ندارم

پاسخ
minArad

سلام..من ٢٩سالمه و نزديك يك ساله با اقايي اشنا شدم كه مطلقه و داراي يك فرزند پسر ٧سالست.مادر اين بچه وقتي به دنيا اومد فوت شده و ازدواج دوم اين اقا هم با طلاق مواجهه شده ..از نظر اخلاقي ادم خيلي خوبيه...به نظر شما كار درستيه كه به عنوان ادم سوم وارد اين زندگي بشم؟

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. لطفا یک مشاوره تک نفره به صورت حضوری یا اسکایپی با من داشته باشید. در مورد سوال به این مهمی نمی توانم همینطوری که نظری بدهم

پاسخ
sara78

با سلام.خانمی 39 ساله هستم که چند سالیه از همسرم جدا شدم. یک سالی هست با آقایی آشنا شدم حدودا 49 ساله و دارای یک فرزند دختر 16 ساله که در شهر دیگری با مادرش زندگی می کنه.از همون اول هم که با هم آشنا شدیم تضمینی ندادن به من که بچه همیشه پیش مادرش بمونه چون وضعیت اون خانم مشخص نیست.الان من کاملا وابسته شدم به ایشون اما متاسفانه همسر اول ایشون تماس گرفته و بعد از کلی بدگویی از دختر و بهانه آوردن گفته دیگه نمی تونه ازش نگهداری کنه. البته اون خانم در جریان آشنایی ما نیست.از طرفی دختر هم کمی مشکلات روحی روانی داره که طبیعی هست برای بچه ای که پدر مادرش جدا شدن. الان خودم شک کردم به ادامه رابطه. از طرفی هم ایشون میگه اگر هم بیارمش پیش خودم چون بچه آسیب دیده هست طول میکشه تا بتونم ذهنش رو اماده کنم و جریان خودمون رو براش بگم.و مجبوریم فاصله بگیریم. اینم بگم که هم ایشون و هم من موقعیت نسبتا خوبی داریم از لحاظ شغلی و دوستانم بهم میگن موقعیتهای بهتری برات پیش میادولی یه جورایی بهشون وابسته شدم و تو این یک سال از بیشتر اخلاق و رفتارهای ایشون خوشم اومده و حس می کنم می تونیم با هم سازگار باشیم. فقط می مونه بحث این بچه که کلا منو به فکر فرو برده چون فکر نمی کنم بتونم یه همچین زندگی سه نفره ای رو با بچه ایشون که حتی رفتارهاش برای پدرش هم کلافه کننده اس تحمل کنم.ممنون میشم کمکم کنید.

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم
دو باور اشتباه شایع در مورد خانواده های ناتنی در این نوشته وجود دارد:
1- وقتی شما با مرد صاحب فرزند ازدواج می کنید، هرگز دوتایی نخواهید بود. هرگز. فرزندان پاره تن والدین شان هستند. (مگر این که والدین بی عاطفه و سنگدلی باشند که مسلما برای شما هم آدم مناسبی نیستند) شما نمی توانید با شوهرتان دوتایی باشید. شما همیشه سه تایی، در واقع چهارتایی هستید چون مادر بچه هم حساب است. ازدواج با مرد صاحب فرزند، یعنی شما به عشق باور دارید، شما با دادن شانس مجدد باور دارید، ولی هیچیک از اینها باعث نمی شود شما در زندگی پریان زندگی کنید و واقعیت ها تغییر نخواهد کرد.
2- این بچه یاد گرفته با بدرفتاری هایش، همه را کنترل کند. هرقدر به بدرفتاری هایش بیشتر بها داده شود، بدرفتارتر و خودخواه تر می شود. پس کوتاه آمدن پدر به خاطر او و پنهان کردن شما، هیچ فایده ای ندارد. با این روش اوضاع کم کم بهتر نمی شود، بلکه مدام بدتر می شود.
3- می دانم این آقا را دوست دارید و حتم دارم مرد خوب و دوست داشتنی است، ولی اگر می خواهید به این رابطه ادامه بدهید، شما به مشاوره نیاز دارید.
من یکی از بهترین مشاوران در زمینه خانواده های ناتنی هستم. البته فقط به شما مشاوره می دهم، نه به کل خانواده. من مشاور رشد فردی هستم. اگر مایل هستید مشاور دیگری انتخاب کنید، حتما بپرسید آیا او مادرناتنی است یا خیر؟ افرادی که مادرناتنی نیستند، شرایط مادران ناتنی را اصلا اصلا و اصلا درک نمی کنند.
این ازدواج شدنی است، ولی باید مهارت کافی پیدا کنید.

پاسخ
sara78

سلام مجدد. بسیار بسیار ممنونم از لطف و محبت شما در پاسخگویی .و خوشحال میشوم از مشاوره شما در این مورد بهره ببرم. هر جور که بفرمایید در خدمت هستم جهت گرفتن مشاوره. با توجه به دوری مسیر حضوری کمی برام سخته ولی اگه صلاح دونستید که حتما حضوری باشه جهت تعیین وقت تماس خواهم گرفت. یک دنیا ممنون.

پاسخ
گیس گلابتون

متشکرم. برای دریافت وقت مشاوره لطفا با دفتر تماس بگیرید. مشاوره اسکایپی هم داریم. ولی خوب است دفعه اول حضوری باشد. به نظر من این دشواری، برای برطرف شدن دشواری های ازدواج چندان هم دشوار نیست.

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه