اگر شما فرزند دارید و میخواهید مجدداً ازدواج کنید، این مقاله برای شماست.
ازدواج مجدد، تصمیمی شخصی اما عمیقاً خانوادگی است. تصمیمی که تنها دو بزرگسال را درگیر نمیکند، بلکه زندگی کودکان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. من این موضوع را نهتنها از منظر تخصصی، بلکه از جایگاه یک مادر ناتنی و مشاوری که بیش از ده سال با صدها خانوادهی ناتنی کار کرده، بهخوبی لمس کردهام.
در این مقاله تلاش میکنم نکات مهمی را برای کمک به شما بیان کنم.
۱- سن و میزان بلوغ کودک
واکنش کودکان به ازدواج مجدد، بهطور مستقیم با سن و مرحلهی رشدی آنها ارتباط دارد.
- کودکان زیر ۷ سال درک شناختی کاملی از مفهوم ازدواج ندارند، اما بهشدت به ثبات عاطفی حساساند. مهم است مدام به آنها اطمینان بدهید: «دوستت دارم، کنارتم و این تغییر تو را از من جدا نمیکند.»
- کودکان ۷ تا ۱۲ سال قادر به بیان احساسات و نگرانیهای خود هستند، اما پیامدهای بلندمدت ازدواج مجدد را بهدرستی درک نمیکنند. شنیده شدن احساسات آنها مهم است، اما نباید بار تصمیمگیری روی دوششان گذاشته شود.
- نوجوانان ۱۳ سال به بالا قدرت تحلیل بالاتری دارند و ممکن است مخالفت یا قضاوت جدی نشان دهند. بااینحال، حتی در این سن نیز مسئولیت تصمیم نهایی با والد است، نه فرزند.
۲-احترام به احساسات کودک، نه اطاعت از آن
یکی از رایجترین اشتباهات والدین، یا نادیده گرفتن کامل احساس کودک است، یا واگذاری بیشازحد قدرت به او.
- کودک باید احساس کند دیده و شنیده میشود.
- مخالفت کودک معمولاً نشانهی ترس است، نه لجبازی.
- ترس از طرد شدن، از دست دادن جایگاه یا خیانت به والد دیگر، بسیار شایع است.
شنیدن احساسات کودک به معنای تغییر تصمیم نیست؛ به معنای احترام به دنیای درونی اوست.
۳- مشارکت دادن کودک بدون انتقال مسئولیت
کودکان نیاز دارند در جریان باشند، نه در جایگاه تصمیمگیرنده.
- به کودک بگویید: «نظر تو مهم است، اما تصمیم با بزرگسالهاست.»
- سؤالهای باز و امن بپرسید:
- «بیشتر از همه نگران چی هستی؟»
- «چه چیزی تو را میترساند یا ناراحت میکند؟»
این رویکرد، حس مشارکت ایجاد میکند، بدون آنکه کودک بار روانی انتخاب را به دوش بکشد.
۴- آمادهسازی کودک برای تغییرات پیشِ رو
ازدواج مجدد، حتی در بهترین شرایط، تغییر ایجاد میکند.
- قبل از ازدواج، دربارهی تغییرات احتمالی صادقانه صحبت کنید.
- همزمان، بر ثباتها تأکید کنید:
- عشق شما به کودک
- نقش شما بهعنوان والد
- حفظ ارتباط و زمان اختصاصی
کودکان با تغییر کنار میآیند، اگر بدانند چه چیزی تغییر نمیکند.
۵- رابطهی کودک با شریک جدید
بهعنوان یک مادر ناتنی، با اطمینان میگویم:
رابطهی سالم، با زمان و احترام ساخته میشود، نه با اجبار.
- نبودِ رابطهی خوب، زنگ خطر است و باید جدی گرفته شود.
- انتظار عشق فوری از کودک، غیرواقعبینانه و آسیبزاست.
- نقش والد ناتنی، جایگزینی والد اصلی نیست؛ ایجاد یک حضور امن و قابل پیشبینی است.
۶- جایگاه مشاوره خانواده
در موارد زیر، مشاوره نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است:
- مخالفت شدید یا طولانیمدت کودک
- تعارضهای عاطفی شدید
- احساس گناه یا تردید مزمن در والد
- ورود به خانواده ناتنی با ساختار پیچیده
مشاور متخصص خانوادههای ناتنی میتواند از شکلگیری آسیبهای بلندمدت جلوگیری کند.
۷- تصمیم نهایی؛ مسئولیت بزرگسال
درنهایت:
- ازدواج مجدد، تصمیم والدین است.
- کودک نباید احساس کند مسئول خوشبختی یا بدبختی شماست.
- پس از تصمیمگیری، پیام اصلی باید این باشد: «تو همچنان اولویت من هستی.»
خلاصه:
با توجه به سن فرزند با او صحبت کنید و به او اطمینان بدهید که همیشه او را دوست دارید و خواهید داشت و در کنار او باقی میمانید. به ترسها و نگرانیهای او گوش کنید. در صورت مخالفت شدید و ادامهدار فرزندتان، حتماً به مشاور مراجعه کنید.
تصمیم نهایی با شماست و نه با کودک. شاهد بودم که آقایی به نامزدش گفته: «اگه فرزندم تو رو بپسنده، میتونیم ازدواج کنیم.» این رویه صحیح نیست. مسئولیت راضی کردن فرزند به عهده والد اصلی است. همچنین مسئولیت تصمیمگیری به عهده بزرگسالان است.
نکته پایانی
ازدواج مجدد نه خطاست و نه تضمین خوشبختی.
موفقیت آن به میزان بلوغ عاطفی والدین و احترام به جهان درونی کودکان بستگی دارد. خانوادههای ناتنی، خانوادههایی ناقص نیستند؛ خانوادههایی آگاهتر میطلبند.