راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
آدم‌های شاد و موفق
1395/04/20 10:54

چگونه برای کنکور آماده شوید؟

آخر این هفته امتحان کنکور برگراز می‌شود. وای که چقدر از این امتحان عریض و طویل بدم می‌آید. سال 1365 امتحان کنکور دادم. دانشگاه‌ها که بعد از انقلاب فرهنگی، چندین سال تعطیل بودند، بالاخره باز شده بودند. من ترسان و لرزان داشتم برای کنکور آماده می‌شدم. آن زمان (سی سال پیش) کلاس کنکور بود، ولی ما آن را جدی نمی‌گرفتیم. معلم خصوصی برای کنکور و مشاوران تحصیلی و مدیریت زمان هم وجود نداشت. من درس خواندم و تست زدم. سرعت تست زدنم را اندازه می‌گرفتم و همین.

 

یادم نمی‌آید برای درس خواندن زحمتی کشیده باشم. شاید چون عاشق درس خواندن هستم. چند ساعت در روز درس می‌خواندم؟ از چه ساعتی درس خواندن را آغاز می‌کردم و چه ساعتی می‌خوابیدم؟ باز هم یادم نیست. تنها چیزی که هرگز از خاطرم نخواهد رفت، این است: اضطراب شدید و کشنده... در طول سال آخر دبیرستان، ده کیلو وزن کم کردم. دخترکی شدم با 48 کیلو وزن، صورتی پر از جوش که دو بار از شدت گرسنگی، بیهوش شده بود. یک سر سوزن اشتها نداشتم. اصلاً یادم نیست چه می‌کردم. فقط در حال و هوای اضطراب، حیران و سرگشته، این طرف و آن طرف می‌دویدم. انگار اگر قبول نمی‌شدم، چه می‌شد.

 

در کشورهای پیشرفته، مدرک گرایی از بین رفته است. هیچ کس برای کسب اعتماد به نفس یا پز دادن به دخترخاله و پسرعمو، مدرک نمی‌گیرد. بعلاوه ورود به دانشگاه، معمولاً آزمون ندارد. وارد رشته دلخواه خود می‌شوید و درس می‌خوانید. اگر در امتحانات نمره قبولی آوردید، به سال بالاتر می‌روید. به این ترتیب فرصت دارید ببینید رشته تحصیلی خود را دوست دارید یا خیر؟ مردم فرنگ، حداکثر لیسانس می‌گیرند و بعد دنبال کار و زندگی‌شان می‌روند. مردم کشورهای پیشرفته می‌دانند، مدرک تحصیلی، آب و نان نمی‌شود. داشتن مدرک تحصیلی ضمانت نمی‌کند شما درآمد بیشتر، شغلی بهتر و خوشبختی بیشتر داشته باشید.

 

متاسفانه در جهان سوم، مدرک گرایی غوغا می‌کند. مدرک برای مدرک. مدرک برای پز دادن. مدرک برای اثبات بهتر بودن. کاش دست برداریم از این افکار. آی پدرها و مادرها... با شما هستم. شما هستید که این بار سنگین را روی دوش فرزندان خود می‌گذارید. آن‌ها را وادار می‌کنید تلاش کنند  وارد رشته‌های تحصیلی شوند که هیچ علاقه‌ای به آن ندارند. آن‌ها را وادار می‌کنید یکی دو سال از جوانی عزیزشان را در گوشه خانه و پشت کتابها، کپک بزنند. شما از نوجوانان هجده ساله‌ انتظار دارید، با شرکت در یک امتحان، شما را سربلند کنند. شما به فرزندانتان این توهم را می‌دهید که اگر در این آزمون شکست بخورند، مهر شکست خورده روی پیشانی آنها خواهد چسبید.

 

متاسفم نظام آموزشی کشور ما اینگونه است. متاسفم. اگر به جای آن همه درس خواندن، یک نفر به من مهارت‌های زندگی را می‌آموخت، چقدر زندگی‌ام با الان متفاوت بود. باز هم من خوش شانسم که در چهل سالگی فهمیدم چنین مهارت‌هایی وجود دارد و علت بسیاری از شکست‌ها و رنج‌هایم نداشتن مهارت زندگی است. عده‌ای هفتاد ساله هستند و هنوز که هنوز با بی هنری تمام، زندگی خودشان و خانواده‌شان را اداره می‌کنند و مرتب از بدشانسی می‌نالند. آن‌ها موجب رنج فراوان خودشان و اطرافیانشان هستند.

 

من همیشه به دختران و پسر دم کنکور که صورتشان از شدت اضطراب، رنگ پریده است، می گویم: سلامتی شما از نتیجه کنکور مهم‌تر است. خوب بخورید، خوب بخوابید، ورزش کنید، با دوستان خود معاشرت کنید، عاشق شوید، درس هم بخوانید! این شیوه سالم درس خواندن است.

 

بهرحال... الان فقط چند روز به کنکور باقی مانده است. هرجور خوانده‌اید، دیگر تمام شده است. این سه چهار روزه خودتان را زجر ندهید. غذای کافی بخورید. به اندازه کافی بخوانید. هروقت احساس استرس و نگرانی کردید، نفس‌های عمیق شکمی بکشید. (شیوه نفس کشیدن عمیق شکمی در فایل جذابیت فوری آموزش داده شده است) و فکر کنید بدترین حالت چه خواهد شد؟ هیچی!

 

شما تقریباً در هر رشته‌ای که مایل باشید می‌توانید ادامه تحصیل بدهید. بعلاوه مجبور نیستید در رشته تحصیلی خود، کار کنید. بسیاری افراد در رشته‌ای غیر از رشته تحصیلی خود مشغول به کار می‌شوند و بارها رشته کاری خود را تغییر می‌دهند. نترسید! کنکور سرنوشت شما را تعیین نمی‌کند. شما و فقط شما سرنوشت خود را تعیین می‌کنید. کنکور یک امتحان است و بس. آن را غول نکنید. آموختن و بکار گرفتن مهارت‌های زندگی، از نتیجه درخشان کنکور، بسیار مهم‌تر است.

 

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
ashoori79

جانا سخن اززبان ما می گویی...
بسیار عالی
ای کاش این فرهنگ غلط درس خواندن = خوشبختی از زندگی ما حذف شود.
یه دوستی می گفت در کشورهای پیشرفته تا دبیرستان فقط چهار عمل اصلی ضرب و تقسیم و جمع و منها رو یاد میدن و هر کس بیشتر علاقه به ریاضی داره تو دانشگاه باید بره زحمت بکشه و یاد بگیره در عوض تو دوران دبیرستان و دانشکده از زندگیشون نهایت لذت رو می برن تو مدرسه در گروه های موسیقی تاتر ریاضی و خلاصه هر گروهی که دوست داشته باشن عضو می شن تا قبل از دانشگاه تجربه اش کنن و بعد دبیرستان برن دنبال علاقه شون
ای کاش آموزش پرورش ما هم یه همچین سیستمی رو پیاده کنه
نه اینکه بعد از دانشگاه و حروم کردن عمر و امکانات و ... تازه بفهمیم به درد این رشته نمی خوریم یا اصلا دوستش نداریم.

پاسخ
mina70

سلام.... با صحبتهای شما کاملا" موافقم. البته الآن دیگه اون تبو تاب کنکور و استرسهاش کم شده مگر برای بچه های رشته تجربی و کسایی که می خوان پزشک بشن. هنوز رقابت سخت و استرس آور بین اونها هست. ولی از طرف دیگه با این دانشگاه های بین الملل و آزاد، دیگه استرس اینم کمک شده. مثلا دانشگاه علوم پزشکی شیراز واحد بین الملل کیش که چندسالی هست توی خود شیراز بازش کردن، شرط ورودی برای پزشکی فقط مجاز شدن در کنکوره که این یعنی هرکسی دلش بخواد می تونه بره ثبتنام کنه چون مجاز شدن یعنی رتبه 100 هزار به بعد.. ...ولی چه خوب گفتید که مدرک گرایی خوب نیست.. چون من خودم به شخصه علاقه ای به ادامه تحصیل در مقطع ارشد و.. ندارم برام این حرف شما خیلی دلنشین بود. البته بدون دلیلم نیست.. من کارشناسی معماری داخلی یا همون دیزاین داخلی خوندم و الان مشغول کارم و می بینم که صرفا" تحصیل و داشتن مدرک در این زمینه خیلی مرتبط با موفقیت شغلی نیست....

پاسخ
rose

سلام.
گفتی کنکور و کردی کبابم!
سر ازمون دکترا، که وقت اضافه اورده بودم، سرانگشتی حساب کردم دیدم 26 امین کنکور زندگیم رو دارم میرم، البته با احتساب ازمایشی ها. حالا مسابقات علمی، المپیادها و امتحان ها بماند.
ولی هیچ کدوم به بدی کنکور سراسری نبودند. یک سال از عمرم با مریضی مکرر، سردرد و استرس گذشت. اون هم من که 12 سال پام رو تو مطب دکتر نگذاشته بودم، یعنی لازمم نشده بود.

پاسخ
Sm_khadivi

خیلی ممنونم من نمیدونم به چه زبونی ازتون تشکر کنم به خاطر این پست و تمام پستای قبلیتون و کلا بودنتون . منم خیلی دیر به این نتایج رسیدم و خیلی سختی به خودم دادم و همچنین بقیه بم دادن ولی الان تو چند قدمی کنکور همه تلاشامو فراموش کرده بودم و پستتون تلنگری بود بهم که ببینم چی از دست دادم و چی گرفتم .. با وجودی که میدونم چقدر درس خوندم ..چقدر بزرگ تر شدم
. چقدر خودشناسی پیدا کردم چقدر عالی شدم .. چه قدر خوب معنی زندگی و فهمیدم .. چقدر جواب سوالای بی جوابمو تو این یه سال پیدا کردم ولی ...... نمیدونم اگه بخوام از تغییرات عجیب زندگی خودم و خانوادم و حتی خانواده پدری و مادریم بگم شاید فکر کنید دارم شعار میدم.. این همه فراز و نشیب مگه میشه تو یه سال .. نمیدونم خودمم هنوز نمیدونم چی میخواد بشه آخرش...ولی فکر میکنم تغییر برخورد من با مسائل و گوشزد کردن خیلی مسائل با رفتار و گفتارم به بقیه بود که باعث شد زندگیم عوض شه بانو .. یعنی دوباره خود واقعیمو پیدا کردم .. بانو ما گم شده بودیم تو مشکلاتمون ..مشکلاتی که فکر میکردیم هیچ وقت حل نمیشه و خودمونو گم کرده بودیم .. و امروز میتونم بگم خدارو شاکرم که حالمون خوبه ولی .. بانو برام دعا میکنید ؟

پاسخ
گیس گلابتون

عزیزمی... موفق باشید

پاسخ
برچسب ها : 
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه