مادرناتنی بودن دشوار است. مادران ناتنی همه زحمات یک مادر را به عهده دارند، بدون این که افتخارات یک مادر را داشته باشند. مادران ناتنی همه جا و در همه شرایط زیر ذره بین انتقاد همگان قرار دارند. ظاهرا بهشت زیر پای مادران ناتنی نیست. متأسفانه فرهنگ ما نسبت به مادران ناتنی بسیار بی‌رحم است و کار را برای مادران ناتنی دشوارتر می‌کند. ما با افسانه‌های سیندرلا، سفید برفی و اولدوز و کلاغ‌ها بزرگ شده‌ایم. نفرت و ترس از مادرناتنی از کودکی در وجود ما تزریق شده است. به همین دلیل هر مادرناتنی در خفا از خود می‌پرسد: "آیا من هم موجودی نفرت‌انگیز مثل زن باباهای افسانه‌ها هستم؟" مادران ناتنی دچار شرم و احساس گناه هستند، زیرا جامعه با آن‌ها به گونه‌ای رفتار می‌کند که انگار عفریته‌ای شریر می‌باشند. آمار طلاق در کشور ما بالا رفته است. در شهرهای بزرگ حدود نیمی از ازدواج‌ها به طلاق منجر می‌شود. پس هر روز تعداد کودکانی که با مادرناتنی بزرگ می‌شوند، افزایش می‌یابد. اگر طرز فکر ما و رفتار ما با مادران ناتنی عوض نشود، کودکان طلاق بیش از هرکسی از این موضوع آسیب می‌بینند. این بخش سایت به مادران ناتنی تقدیم می‌شود. کامنت دیگران حذف می‌شود. اینجا جایی است که مادران ناتنی می‌توانند با آرامش مشکلات خود را بیان کنند و جواب بسیاری از سؤالات خود را پیدا کنند. لطفاً با کلام محبت و احترام بنویسید. همان کلامی که شایسته شماست. ممنونم

مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
مادران ناتنی
1393/07/05 09:48

پنج) انواع مادران ناتنی چیست؟


مادر ناتنی بودن دشوار است. هیچ کس نمی‌تواند شما را برای روبرو شدن با این مسئله آماده کند. ولی کسب اطلاعات، بهتر از بی‌اطلاعی است. خیال ندارم شما را از مادرناتنی شدن بترسانم و به شما قول می‌دهم وقتی از عهده این کار دشوار بربیایید، آدم بهتری شده‌اید. زیرا رعایت انصاف، احترام، مراعات حقوق کودکان را در عمل آموخته‌اید. نیت خوب، محبت و عدالت شما بخوبی محک زده شده است.

 

یاد می‌گیرید پذیرش و صبر داشته باشید. آن هم در کلاس عملی ۲۴ ساعته بدون تعطیلی! دیگر چه می‌خواهید؟ صبر، پذیرش، عدالت، انصاف، احترام و نیت خوب... آیا کسی که این مشخصات را کسب می‌کند آدم خوبی نیست؟ ولی کاری سخت است. نمی‌گویم که آسان است. به همین دلیل می‌خواهم کمی شما را آماده کنم .

 

تقسیم بندی مادر ناتنی‌ها

 

مادر ناتنی‌ها به چهار دسته کلی تقسیم می‌شوند :

 

·         مادر ناتنی سرپرست (یعنی مستقیم بالای سر فرزند ناتنی خود است و در یک خانه زندگی می‌کنند)

·         مادر ناتنی غیرسرپرست

·         مادر ناتنی که خود فرزند دارد

·         مادر ناتنی بی‌فرزند (یا نمی‌تواند صاحب فرزند شود و یا توافق کرده بچه دار نشود) .

 

 من مادر ناتنی سرپرست بدون فرزند هستم. دشوار‌ترین شیوه مادر ناتنی بودن همین است: خودت هرگز مادر نشوی و لذت مادر شدن و بوییدن عطر تن فرزندت را نداشته باشی ولی سرپرست فرزند دیگری باشی. من زن کارهای سخت هستم، پس نگرانم نباشید، از پسش برآمده‌ام و بابت آن به خودم افتخار می‌کنم. اگر من توانستم، شما هم می‌توانید. البته اگر با مردی نازنین ملاقات کنید که ارزش این تلاش را داشته باشد. همسر من بیش از این‌ها می‌ارزد .

 

من در این یادداشت‌ها مشکلات مادران ناتنی بی‌فرزند سرپرست را بیشتر مورد بررسی قرار می‌دهم، از شما ماداران ناتنی عزیز درخواست می‌کنم که در نوشتن بقیه این مطالب به من کمک کنید تا به کمک هم بتوانیم بقیه دسته‌ها را پوشش بدهیم .

 

اگر با مرد خوبی آشنا شدید که فرزند دارد، به خاطر بچه، از ازدواج با آن مرد خوب منصرف نشوید. بچه دارد، ایدز که ندارد! بچه‌ها تربیت پذیر هستند. به صلاح بچه هاست که در یک خانواده صمیمی و شاد بزرگ شوند. پس هرگز به خودتان برچسب نزنید و از قبول مسئولیت شانه خالی نکنید .

 

اگر تا به حال ازدواج نکرده‌اید به دو نکته زیر توجه کنید :

 

یک) اگر کمتر از سی سال دارید، بهتر است با مردی که فرزند دارد، ازدواج نکنید .

دو) اگر کمتر از سی و پنج سال دارید، بهتر است سرپرستی مستقیم فرزندخوانده‌تان را قبول نکنید .

 

هرگز وانمود نکنید یک خانواده طبیعی هستید. از خودتان هم چنین انتظاری نداشته باشید. خانواده‌های ناتنی دشوار‌ترین خانواده‌ها هستند. هر لحظه، هر دقیقه مسئله‌ای تازه ظاهر می‌شود. ساده‌ترین مسائل خانوادگی در یک خانواده ناتنی می‌تواند به جنجال و هیاهو بینجامد. به همین علت من روی سن تاکید می‌کنم. افزایش سن باعث پختگی می‌شود. اگر خودتان بیست ساله هستید احتمال اینکه بتوانید یک ازدواج معمولی را پیش ببرید کم است، چه رسد به سرپرستی یک فرزندخوانده.

 

پس وقتی می‌گوییم دختران مجرد بالای سی و پنج سال می‌توانند مادرناتنی بشوند، جبهه نگیرید. نگویید چرا ما باید للگی بچه‌های دیگران را بکنیم؟ این حرف‌ها ازشان یک انسان دور است. این همه آدم نازنین سرپرستی بچه‌هایی از نژادهای دیگر را به عهده گرفته‌اند و اسم آن را للگی نگذاشته‌اند. چرا ما از سرپرستی فرزند مردی که دوست داریم احساس اجحاف و ناراحتی کنیم؟ البته به شرطی که آن مرد ارزش این فداکاری را داشته باشد و قدر شما را بداند .

 

البته همان طور که شما خانم‌های تحصیل‌کرده و فهمیده می‌دانید، در روابط انسان‌ها، هرگز نمی‌شود قانونی بدون خطا وضع کرد. ممکن است یک دختر بیست‌ساله به خوبی از عهده پرورش فرزندخوانده بربیاید، ولی یک خانم چهل ساله نتواند. وقتی شرط سنی می‌گذارم، دارم در مورد آمار صحبت می‌کنم، نه قانون بدون تغییر خدا.

 

اگر خودتان فرزند داشته باشید، بهتر می‌توانید برای فرزندان دیگران مادری کنید و راحت‌تر با فرزند همسرتان کنار می‌آیید. چه فرزندتان پیش خودتان باشد و چه پیش پدرش. زیرا هورمون‌هایی که در طی نه ماه بارداری در بدن زن بالا می‌رود و صبری که یک زن باید در دوره نه ماهه بارداری داشته باشد، او را برای مادری کردن آماده می‌کند.

 

پس مادر بودن خود شما، یک امتیاز است. اگر تصمیم دارید همسر مردی فرزند دار بشوید، در صورتی توانایی مادر شدن دارید، حتماً مادر بشوید، زیرا همانطور که گفتم مادر شدن باعث می‌شود مادرناتنی بهتری شوید 

حالا نوبت مادران ناتنی عزیز است. شما چه می‌توانید چه تجربه‌ای را به این پست اضافه کنید؟


نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
azam23

سلام روزتون بخیر . گیسگلابتون جانم من الان 31 ساله هستم خواستگاری دارم 40ساله که همسرش فوت شده و دو فرزند 8و شش ساله دارد خانواده ام مخالف هستن میگن مسئولیت دو تا بچه واقعا سخته من خودم نمیدانم تردیدم به خاطر این هست که او مرد خوبیه ازش خوشم اومده درضمن به شدت به بچه ها علاقمند و وابسته هست اون آقا جوری که میگه من نمیتونم مراسم عروسی برای شما بگیرم چون تو روحیه فرزندانم تاثیر میگذاره اما یه عقد ساده با لباس عروس ....

پاسخ
گیس گلابتون

مسئولیت دو تا بچه شش و هشت ساله سخت است. ولی شاید تو از آن دسته زنهای عاشق مادری باشی و بخوبی از عهده این موضوع برآیی.
حتما با آن آقا و بچه هایش بیرون برو. سفر نیم روزه برو و ببین از نگهداری بچه ها خوشت می آید؟

شاید عاشق این کار باشی و شاید اصلا دوست نداشته باشی. اینها به شخصیت خود تو برمی گردد.

جشن عروسی در روحیه هیچ بچه ای تاثیر نمی گذارد. جشن عروسی شادی و خنده و خوشحالی است. احتمالا خود آن آقا حوصله لباس داماد پوشیدن ندارد. فکر هم نمی کند هر دختری آرزوی پوشیدن لباس عروس را دارد. شاید هم هزینه این جشن را زیاد می داند.
این مطلب فرعی است. باید ببینی می توانی دو تا بچه کوچک را تر و خشک کنی.

شما بلافاصله بعد از عروسی یک مادر تمام وقت هستی.

پاسخ
نجمه

دیشب خواب میدیدم در حضور شما به پسر هشت ساله شما آموزش رموز هدف گذاری میدادم و شما با لبخند صبورانه و معلم اندر شاگرد تماشام میکردید...صبح برای خودم تعبیر کردم که انرژیهای مذکر درونم هنوز بدجوری کودکند و در زنانگی خودم غرقم !نظر شما چیه؟

پاسخ
گیس گلابتون

قهقهه نظری ندارم

پاسخ
بهار

منون که باعث می شید به همه چیز جدی فکر کنم گل

پاسخ
مریمی

سلام گیسو جان!
من هم یک مادر ناتنی هستم. سرپرست فرزند شوهرم نیستم.حتی تا بحال ندیده امش.چون همسرم هیچ تمایلی به ارتباط خانواده دومش با فرزندش نشان نمی دهد. شاید به دلیل طلاق سخت و پر تلاطمی که داشته یا تمایلش برای حفظ حد و مرز با خانواده همسر سابق...حتی زیاد در موردشان مایل به صحبت هم نیست.
برای من نامادری بودن غیابی هم سخت است. نگاههای معنی دارو پچ پچهای درگوشی فامیل همسرم که بگوش من هم می رسد. "این دختره که هم خوشگل بوده هم تحصیل کرده ...خانواده شم که خیلی عالین...چرا حاضر شده زن یه مرد مطلقه بشه؟" بعدشم حدسیات و شکیات و....

پاسخ
گیس گلابتون

مادرناتنی بودن دشوار است. می دانی چرا؟ به خاطر قضاوت های زشت و بی پایه مردم... وگرنه خود بچه ها که مثل هر بچه دیگری هستند.
اصلا به آنها توجه نکن. رفت و آمدت را با این آدمهای ابله کم کن. خوش باش خوش بگذران. عمر کوتاه تر از آن است که به غصه بگذرد.
ممنون که تجربه ات را با ما سهیم شدی

پاسخ
zj

سلام گیس گلابتون .
یک نوع مادر ناتنی هم وجود دارد که فرزند خوانده دارد (کودکانی که در پرورشگاه هستند) البته فکر میکنم به مبحث شما شاید ربطی ندارد.

پاسخ
گیس گلابتون

همانطور که خودت گفتی این موضوع ربطی به موضوع این بخش سایت ندارد.

پاسخ
nila
http://www.nelli.blogfa.com

سلام به گيس گلابتون عزيزم و همه ى مادر ناتنى هاي نازنين
من ٥ سال پيش با مرد بسيار نازنيني ازدواج كردم كه پسر ١٢ ساله اش همراه با همسر قبلي اش زندگى ميكرد .
وقتى كه من ازدواج كردم و به آمريكا مهاجرت كردم ، مادر پسر ، با آقايي كه دوست پسر الانش هست ، آشنا شد و كم كم ، پسر - كه طبق قانون بايد چهار روز هفته رو پيش مادرش سپري ميكرد ، ٧ روز هفته منزل ما موند و حتى ديگه شبها هم بمنزل مادر بي مسئوليتش نرفت .
من ماندم و همسرى كه ساعتهاى طولانى سر كار بود و يك نوجوان خشمگين كه هر كاري ... هر كارى از دستش بر آمد براي آزار من و بهم زدن ازدواجمان كرد.
بعضي از مطالب وب لاگم كه مربوط به پسر خوانده ام است رمزي است . اگر مايل بخوندن اونها هستين براي من بصورت خصوصي كامنت بزارين و مشخصات وب لاگ و ايميل خودتونو ذكر كنين .
در ضمن حتمت بنويسين كه از وب لاگ گيس گلابتون نازنين اومدين ، چون رمز مطالب من ، فقط مهصوص دوستان و خوانندگان قديمي ام هست .

پاسخ
گیس گلابتون

خوش آمدی نیلا جون
من کاملا با شرایط تو آشنا هستم. چون خودم با همین شرایط دست به گریبان بودم.
خوشبختانه الان بکلی چنین مطلبی ندارم و پسر تبدیل شده به یک همراه خوب.

ممنونم که اجازه می دهی نوشته های رمزی ات را بخوانم. حتما استفاده خواهم کرد.

می بوسمت و انشاالله زایمانی سلامت داشته باشی نازنین

پاسخ
shokoofeyegilas

سلام خانم دکتر عزیز ، امروز که با دلی شکسته و خسته با ناامیدی در اینترنت پرسه می زدم انگار خدا دوباره خواست با آن دست غیب همیشگی منو آرام کنه... باورم نمی شه فرشته ای چون شما در مورد مادران ناتنی مطلب نوشته... یعنی ما هم یه جایی روی این کره خاکی به حساب اومدیم؟؟؟ من دختری کم رو و بسیار درون گرایی بودم که در سن 28 سالگی با مردی دوست داشتنی با داشتن دو دختر 9 و 4 ساله ازدواج کردم .... وقتی مطالب شما رو می خوندم فقط اشک می ریختم. خیلی دوست دارم با شما در ارتباط باشم. من با وجود مخالفت خانواده ازدواج کردم و هیچ مراسمی هم نگرفتیم همین باعث شد از فامیل منزوی و تنها شوم و با کوله باری از مشکلات پا به خانه بخت گذاشتم.... عجیب است تازگیها خیلی دل نازک شدم به هر ثانیه اون روزها فکر می کنم گریه ام میگیره... من و همسرم عاشقانه هم را دوست داریم و الان هم خودم دو فرزند دارم ولی خیلی خسته ام...

پاسخ
گیس گلابتون

به قلب من خوش آمدیقلب
خوب جایی آمدی نازنین
الان مادر چهار فرزند هستی. البته که خسته هستی. حق داری

پاسخ
shokoofeyegilas

سلام گیسو جون جالبه که وقتی وارد سایت شما میشم انگار خونه پدری پا گذاشتم ... میتونم درد دل کنم و احساس تنهایی نکنم. من صرفا بخاطر عشق ازدواج کردم و یکهو با تمام سختیها خودم و همسرم رو تنها دیدم ... هیچکس ما رو یاری نکرد.. عروسی نگرفتیم یعنی اصلا مجالی برای مراسم نداشتیم با دو تا دختر خانه بخت رفتم و وقتی پسرم به دنیا اومد مسئولیت سه فرزند گردنم بود. ما برای هیچ کدام از اتفاقهای بزرگ و شیرین زندگیمون نتونستیم جشن بگیریم و من خیلی از این بابت غمگینم ... همیشه دغدغه بچه داری با من بود به غیر از شوهرم هیچ دستی برای کمک دراز نشد و حالا که بچه ها بزرگ شدن مادری رو دوست دارن که در کودکی رهایشان کرد. الان هم ازدواج کرده ولی دائما در حال تخریب ذهن دخترانش است که به جان من و شوهرم بیفتند... گاهی از خودم می پرسم بعضی ها چطور خود را مادر می دانند؟

پاسخ
گیس گلابتون

عزیززززم
می دانم برای هر چهار فرزندت زحمت کشیدی. می دانم هیچکس به شما و همسرت در فرزند داری کمکی نکرده است. بخوبی می دانم
از طرفی می دانم بچه ها همیشه طرفدار مادر خود هستند و نسبت به مادرناتنی وفادار نمی مانند.
این حقیقت است.
پس انتظار حق شناسی نداشته باشید. شما این کار را برای خودتان، همسرتان و خدا انجام دادید. مزدش را هم از خدا خواهید گرفت.
ولی... الان اجازه ندهید هیچکس، مطلقا هیچکس زندگی شما را ناخوشایند کند.
شما مسئول شادی و شادمانی زندگی تان هستید.
خواهش می کنم گشتی در سایت بزنید، مطمئنم نوشته ای که حال شما را بهتر کند و شاید سرنخی به شما بدهد پیدا می کنید.

من برای مشاوره حضوری، تلفنی و اسکایپ هم در خدمت تان هستم. البته فقط مشاوره به خودتان. فقط خودتان
http://www.gisgolabetoon.ir/fa/advertise/news/1215/consultدر مورد این موضوع می توانید بیشتر بخوانید

پاسخ
yayapoem

سلام گیسو جان گریه
من الان فقط اشک می ریزم .
هیچ همدم و همراهی ندارم و تنها توی خونه این مطالب رو می خونم و تمام دردام جلوی چشامن .نمی دونم چی بگم و چه جوری؟
فقط خیلی خسته و پریشونم.

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه