مادرناتنی بودن دشوار است. مادران ناتنی همه زحمات یک مادر را به عهده دارند، بدون این که افتخارات یک مادر را داشته باشند. مادران ناتنی همه جا و در همه شرایط زیر ذره بین انتقاد همگان قرار دارند. ظاهرا بهشت زیر پای مادران ناتنی نیست. متأسفانه فرهنگ ما نسبت به مادران ناتنی بسیار بی‌رحم است و کار را برای مادران ناتنی دشوارتر می‌کند. ما با افسانه‌های سیندرلا، سفید برفی و اولدوز و کلاغ‌ها بزرگ شده‌ایم. نفرت و ترس از مادرناتنی از کودکی در وجود ما تزریق شده است. به همین دلیل هر مادرناتنی در خفا از خود می‌پرسد: "آیا من هم موجودی نفرت‌انگیز مثل زن باباهای افسانه‌ها هستم؟" مادران ناتنی دچار شرم و احساس گناه هستند، زیرا جامعه با آن‌ها به گونه‌ای رفتار می‌کند که انگار عفریته‌ای شریر می‌باشند. آمار طلاق در کشور ما بالا رفته است. در شهرهای بزرگ حدود نیمی از ازدواج‌ها به طلاق منجر می‌شود. پس هر روز تعداد کودکانی که با مادرناتنی بزرگ می‌شوند، افزایش می‌یابد. اگر طرز فکر ما و رفتار ما با مادران ناتنی عوض نشود، کودکان طلاق بیش از هرکسی از این موضوع آسیب می‌بینند. این بخش سایت به مادران ناتنی تقدیم می‌شود. کامنت دیگران حذف می‌شود. اینجا جایی است که مادران ناتنی می‌توانند با آرامش مشکلات خود را بیان کنند و جواب بسیاری از سؤالات خود را پیدا کنند. لطفاً با کلام محبت و احترام بنویسید. همان کلامی که شایسته شماست. ممنونم

مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
مادران ناتنی
1393/11/30 20:55

افسانه ابر مادرناتنی-2

(بخش اول را اینجا بخوانید)


مشاوری که قبل  از ازدواج شش ماه پیش از او مشاوره گرفته بودم، یک بار نگفت: "این بچه را بیاورید تا من با او آشنا شوم و شرایطش را ببینم."  ولی مرا با یک مشت حرفهای احساسی تحریک کرد که "این ازدواج به نفع پسر است. تو باید اینطوری به او محبت کنی. مرتب او را نوازش کنی. ببوسی. وقتی او در خانه است، همسرت به تو نزدیک نشود. روزی یک ساعت با او بازی کنی. دو نفری با هم گردش بروید."

 

خدای من! یک پسر چهارده ساله که تا به حال با خانمی جوان همخانه نبوده را ببوسم و نوازش کنم و روزی یک ساعت با او بازی کنم؟! دو نفری با هم گردش برویم؟ آخر این پسر در سن بلوغ است. درفرهنگ ما بوسیدن عادی نیست. حالا من روزی سه بار فرزند خوانده‌ام را ببوسم که چی بشود؟ چگونه ممکن است وقتی پسر در خانه است، همسرم به من نزدیک نشود؟ من و همسرم حتی فردای روز عقد دو ساعت  با هم تنها نبودیم. مگر من و همسرم راهب و راهبه هستیم؟

 

متاسفانه مشاور از من می‌خواست یک "ابر مادر ناتنی" باشم. بعضی مادرها ممکن است پسر چهارده ساله خود را ببوسند. مادر من که این کار را نمی‌کرد. ولی شاید بعضی مادرها به ماچ کردن پسرشان تا ابد ادامه می‌دهند. نمی‌دانم. وقتی والدینی فرزند چهارده ساله دارند، یعنی دست کم پانزده سال در کنار هم زندگی کرده‌اند. مسلماً هیجان و اشتیاق یک تازه عروس و تازه داماد را ندارند. ولی این دستورالعمل‌ها برای یک مادر ناتنی بی معنا و غیرکاربردی است.

 

همانطور که زن بابای ظالم یک افسانه است. "مادر ناتنی از مادر بهتر" هم افسانه است. بیخودی قاطی این افسانه‌ها نشوید. از خودتان انتظار زیادی نداشته باشید. فرزند خوانده، شما را به عنوان مادر نمی‌پذیرد. مگر این که وقتی سرپرستی او را قبول کرده باشید، او کمتر از دو سال داشته است. در غیر این صورت او مادر دارد. مادرش یا زنده است یا فوت کرده، ولی در هر صورت او مادر دارد. شما قرار است جانشین مادر باشید و بس. لازم نیست او شما را مادر خطاب کند و مثل مادر شما را دوست داشته باشد. حتی لازم نیست شما او را مثل فرزند خودتان دوست داشته باشید. ولی او باید احترام شما نگه دارد،  حتی اگر شما را دوست ندارد و شما باید با او منصف باشید، حتی اگر عاشقانه دوستش ندارید.

 

اگر او بیاموزد در همه حال به آدم‌ها احترام بگذارد، شما بهترین هدیه را به او داده‌اید. این درس برای همه عمر برایش کاربرد خواهد داشت.

 

و اگر شما بیاموزید در همه حال منصف و عادل باشید، شما از نظر شخصیتی به درجه متعالی از رشد رسیده‌اید. آفرین به شما.

 

 شما آقایان گرامی، لطفاً شما هم از همسرتان انتظار نامعقول نداشته باشید. همسرتان در بهترین حالت، دوست خوبی برای فرزندتان است و بس. او مادر فرزندتان نیست. انتظار نداشته باشید همسرتان مثل مادران افسانه‌ای گرسنه بماند که فرزندخوانده‌اش غذا بخورد. لباس نداشته باشد که فرزندخوانده‌اش بهترین لباس‌ها را بپوشد. در عسرت زندگی کند تا فرزندخوانده‌اش در فرنگ تحصیل کند. چند ساعت خصوصی با شما نداشته باشد چون شما همیشه دلتنگ فرزندتان هستید.

 

معقول باشید و انتظارات عاقلانه داشته باشید.

 

"من انتظار دارم فرزندم تا چهل سالگی در خانه ما زندگی کند و تو موظفی روزی دوبار برای او غذا بپزی، لباس‌های زیر او را بشوری، خودت خرج خودت را دربیاوری و از من هیچ پولی نخواهی چون خرج بچه من زیاد است. ما هیچوقت با هم تنها نخواهیم بود، بلکه سه تایی رختخواب‌های مان را کنار هم پهن می‌کنیم و در یک اتاق می‌خوابیم، چون فرزند من اگر کنار من نخوابد، دچار اضطراب می‌شود!" این‌ها را بنویسید و ببینید چقدر خنده دار است.

 

یکی از وبلاگ نویسها نوشته تا شش ماه  او، همسرش و پسرخوانده پانزده ساله‌اش در یک اتاق می‌خوابیدند! خودتان را یک لحظه جای این خانم بگذارید. آیا انصاف است اینطور رفتار کردن با یک تازه عروس؟

 

خانم‌ها و آقایان عزیز، قبل از ازدواج در مورد انتظارات خودتان در مورد فرزند به وضوح حرف بزنید و توافق‌ها را یادداشت کنید و امضا نمایید.


ادامه دارد...

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
یاقوت سرخ

فرزند خونده ی شما ، شما رو چی صدا میزنه؟

پاسخ
گیس گلابتون

آناهیتا جون

پاسخ
mozhgan52

سلام به همه مادران ناتنی منم دلم نمیخواست ونمیخواد مثل نامادری سیندرلا رفتار کنم اما دنیای من برعکس شده من تمام کارها رو انجام میدهم و خانم فقط میکه گشنمه چی داریم و یا خوابم میاد گاهی اوقات دلم میخواد با یکی کاملا درددل کنم وققت نوشتن می داشتم اما اینطور نیست

پاسخ
گیس گلابتون

بله. حق باشماست. زندگی مادرناتنی ها درست برعکس قصه سیندرلاست
من هم دارم همین را در سایت بیان می کنم. به شما حق می دهم
درددل کنید، ولی لطفا در پست مربوطه، با حفظ احترام نسبت به فرزند خوانده تان و اگر درددل خاصی دارید لطفا در بخش پرسش و پاسخ تا در موردش بیشتر بنویسم
من کاملا شرایط شما را درک می کنم

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه