مادرناتنی بودن دشوار است. مادران ناتنی همه زحمات یک مادر را به عهده دارند، بدون این که افتخارات یک مادر را داشته باشند. مادران ناتنی همه جا و در همه شرایط زیر ذره بین انتقاد همگان قرار دارند. ظاهرا بهشت زیر پای مادران ناتنی نیست. متأسفانه فرهنگ ما نسبت به مادران ناتنی بسیار بی‌رحم است و کار را برای مادران ناتنی دشوارتر می‌کند. ما با افسانه‌های سیندرلا، سفید برفی و اولدوز و کلاغ‌ها بزرگ شده‌ایم. نفرت و ترس از مادرناتنی از کودکی در وجود ما تزریق شده است. به همین دلیل هر مادرناتنی در خفا از خود می‌پرسد: "آیا من هم موجودی نفرت‌انگیز مثل زن باباهای افسانه‌ها هستم؟" مادران ناتنی دچار شرم و احساس گناه هستند، زیرا جامعه با آن‌ها به گونه‌ای رفتار می‌کند که انگار عفریته‌ای شریر می‌باشند. آمار طلاق در کشور ما بالا رفته است. در شهرهای بزرگ حدود نیمی از ازدواج‌ها به طلاق منجر می‌شود. پس هر روز تعداد کودکانی که با مادرناتنی بزرگ می‌شوند، افزایش می‌یابد. اگر طرز فکر ما و رفتار ما با مادران ناتنی عوض نشود، کودکان طلاق بیش از هرکسی از این موضوع آسیب می‌بینند. این بخش سایت به مادران ناتنی تقدیم می‌شود. کامنت دیگران حذف می‌شود. اینجا جایی است که مادران ناتنی می‌توانند با آرامش مشکلات خود را بیان کنند و جواب بسیاری از سؤالات خود را پیدا کنند. لطفاً با کلام محبت و احترام بنویسید. همان کلامی که شایسته شماست. ممنونم

مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
مادران ناتنی
1395/01/17 20:40

بچه زیادی وابسته

سوال یکی از شما- مشابه این سوال زیاد پرسیده شده است:

 

با آقایی آشنا شده‌ام و بی نهایت بهم علاقه مند هستیم. این آقا سابقه طلاق دارد. این موضوع برای من پذیرفته شده است. مشکل ما، پسر دوازده ساله اوست. این پسر بشدت به پدرش وابسته است. بحدی که شبها پیش پدرش می‌خوابد. هیچیک از کارهای شخصی خود را به تنهایی انجام می‌دهد. فکر می‌کنم فقط لباس پوشیدن و توالت رفتن را خودش انجام می‌دهد! نمی‌تواند حتی ده دقیقه از پدرش جدا باشد، گریه می‌کند و نفسش از شدت هق هق بند می‌آید. او را پیش مشاور بردیم و مشاور گفته این پسر مشکل ذهنی دارد. کلمات پیچیده‌ای گفت که یادم نیست، ولی روی هم رفته مشاور گفت: بچه مشکل داری است. از نظر هوشی کم نیست، ولی آنقدر از نظر اجتماعی عقب است که عملاً مشکلدار است. بعلاوه او اصلاً مرا دوست ندارد. هربار که ملاقات می‌کنیم رفتارهایی نشان می‌دهد که واضح است ابداً نمی‌خواهد من و پدرش با هم ازدواج کنیم. من و این آقا خیلی همدیگر را دوست داریم. چطور فرزند او را راضی کنم که مانع ازدواج من و پدرش نشود؟

 

چه سؤال خوبی!

دوست عزیزم

کار خوبی کردید پیش از ازدواج پیش مشاور روانشناس رفتید و کار بسیار خوبی کردید که پسرشان را هم پیش روانشناس برده‌اید. می دانم شما به این آقا علاقه مند هستید، ولی این ازدواج ابداً به صلاح شما نیست. پا روی قلب خود بگذارید و از یک عمر پشیمانی آزاد شوید.

 

چرا این جواب را به شما می‌دهم؟ به سه دلیل:

 

  • 1-وقتی شما می‌خواهید با مرد صاحب فرزند ازدواج کنید و خیال دارید سرپرستی آن بچه را به عهده بگیرید، در واقع باید سه نفر راضی به این ازدواج باشند: شما، آن آقا و فرزند. اگر فرزند او راضی نیست که پدرش با شما ازدواج کند و ظرف این چند ماه رفت و آمد شما نتوانسته‌اید با او کنار بیایید، پس از ازدواج این مشکل حل نخواهد شد. اگر این آقا پسر پیش مادرش زندگی می‌کرد، نارضایتی او چندان مهم نبود. ولی حالا که باید با هم زندگی کنید، این ازدواج محکوم به شکست است.

     

    در واقع حتی اگر یک بچه در دوران آشنایی، از شما خیلی خوشش بیاید، وقتی شما نقش مادر او را به عهده می‌گیرید، شروع به ناسازگاری می‌کند. طبیعی است. هر بچه‌ای در برابر نظام جدید خانه طغیان می‌کند. هر بچه‌ای در برابر بیگانه‌ای که رئیس جدید مؤنث خانه است، نافرمانی می‌کند. بچه، بچه است. آدم بالغی نیست که بتواند بالغانه رفتار کند.

    مرد و زن هم با عشق با یکدیگر ازدواج می‌کنند و پس از ازدواج ممکن است متوجه شوند با یکدیگر سازگار نیستند و حاضر نباشند در برابر خواسته‌های همدیگر کوتاه بیایند. آمار 60 درصدی طلاق در شهرهای بزرگ ایران، بخوبی این واقعیت را نشان می‌دهد. در واقع بخش کودک این زن و مرد بالغ بهم علاقه مند شده‌اند و پس از ازدواج متاسفانه همین بخش کودک، ناسازگاری می‌کند. وقتی این واقعیت در مورد مردان و زنان بالغ که با عشق و علاقه با هم ازدواج می‌کنند، وجود دارد، از یک بچه دوازده ساله چه انتظاری می‌رود.

     

    ولی متاسفانه این بچه شما را دوست ندارد! ختم کلام! هیچ روشی برای وادار کردن این بچه به دوست داشتن شما وجود ندارد. دوست داشتن یک احساس است. احساس را نمی‌توانیم به زور در دیگران ایجاد کنیم.

     

  • 2-یک پسر دوازده ساله پیش پدرش می‌خوابد، پدرش کارهای شخصی او را انجام می‌دهد،تحمل جدایی از چند دقیقه‌ای از پدرش را ندارد.... این بچه بسیار بد تربیت شده است. چه کسی او را تربیت کرده؟ پدرش. این آقا بهر دلیلی از همسر قبلی‌اش جدا شده و خودش مسئولیت تربیت فرزندش را به عهده گرفته است. مردی که نمی‌تواند فرزندش را بخوبی تربیت کند، نمی‌تواند شوهر خوبی باشد.

     

  • 3-شما نمی‌توانید بعد از ازدواج این بچه آسیب دیده و مشکل دار را از نو تربیت کنید. پدرش مسئول تربیت فرزندش است. شما ابداً قرار نیست عمرتان صرف حل مشکلات دیگران کنید.

 

 

دوست عزیز... به شما پیشنهاد می‌کنم، نه! پیشنهاد نمی‌کنم، بلکه توصیه می‌کنم با سرعت نور از این پدر و پسر فاصله بگیرید. دنبال عشق واقعی زندگی‌تان بگردید و وقتتان را با این زوج تلف نکنید. اجازه بدهید این آقا و پسرشان دونفری با هم زندگی کنند و خوش باشند.

 

نظرات

نظر شما جهت ثبت نظر خود در وب سایت عضو شوید
zari_m

گیس گلابتون عزیز
صراحت شما در پاسخ به این دوست عزیز رو تحسین می کنم. کاش چند سال پیش، به من هم یک نه صریح و واضح گفته میشد. الان ناراضی نیستم، اما میشد بهتر از این زندگی کرد.

پاسخ
foroughpd@gmail.com

سلام گیس گلابتون عزیز
من خودم یک پسر دارم که خیلی به پدرش وابسته است و شوهرم هم خیلی خیلی به پسرموابسته است اونقدر این وابستگی زیاده که شوهرم چهارساله کنار پسرم میخوابه در مقابل اعتراضات منم تا حالا که هیچ کاری نکرده .گلابتون عزیزم چند بار مشاوره رفتیم چند بار صحبت ولی فایده ای نداره که نداره .این خانم هم اگر فکر میکنه عشق میتونه وابستگی را کم کنه من که خودم دارم میبینم میگم نه نمیتونه .شما باید هر بار کوتاه بیایی و بپذیری .

پاسخ
مامان گل

سلام
موافقم با خانم گلابتون . از یک منظر دیگه . بچه کم توان و کم اجتماعی هس . خیلی سخته و مشکل ساز . صبر ایوب میخواد . بچه شما نیس چرا میخواهی خودتو تو هجل بندازی . عشق های متفاوتی و مختلف هس فقط این نیس . اینو به عنوان یک معلم استثنایی میگم . گاهی سر کلاس از دس بعضی بچه های چن معلولیتی کلافه میشم و کم میارم و شما 24 ساعت میخواهید مسوولیت اونو بپذیرید ؟! اونم منی که مثل خودشون ناشنوا هستم

پاسخ
anooshka

سلام دوست من. به نظر من این ازدواج خوبی‌ نمیتونه باشه. من خودم بدون ازدواج قبلی‌ عاشق مردی ۱۸ سال مسن‌تر شدم، اون هم عاشق من و واقعاً بهترین مرد دنیا است. اون ۲ تا بچه داشت. خوشبختانه من خارج از ایران هستم و اینجا این مسائل حل شده است. چون همسر قبلی‌ ایشون هم خارجی‌ بود، بچه‌ها کاملا فرهنگ خارجی‌ داشتند و این چیز‌ها حل شده بود. هیچوقت نه اون موقع نه الان بد ۹ سال مشکلی‌ داشتیم. اما امان از ایرانی‌ ها. اینجا خیلی‌ از آشناهای ایرانی‌ هی‌ فضولی میکنند می‌‌پرسند بچهای شوهرت میان خونتون. گویا انتظار دارند ما کارد و پنیر باشیم. برای همین دوست من مشکل مردم را هم فراموش نکن، من نمیگم نگران حرف مردم باش اما این بچه که از شما خوشش نماید کافی‌ است پیش مردم این رو بگه اون وقت بدون هرچیزی قضاوت میشی‌ و شما آدم بد جنسه میشی‌. از اون گذشته وابستگی این بچه و پدر به نظر من عادی نیست و یک وابستگی مرضی است. من اگر پسر کوچولوی خودم در ۱۲ سالگی که تا حد زیادی بچه‌ها عشق استقلال میشوند اینطوری کنه، جوش میارم. به نظر من این آقا با این شرایط با هیچ کس دیگر هم نمیتونه ازدواج خوبی‌ کنه بهتر اینه که ازدواج نکنه و با پسرش بمونند. شما هم هرچه زود تر ازشون دور شو. میدونم خیلی‌ برات سخت خواهد بود اما ارزشش رو داره، حتا اگه بتونی‌ یک مدت از شهرت یا ایران حتا برو که بتونی‌ فراموشش کنی‌، اگر ۲ سال زجر بکشی تا این عشق رو فراموش کنی‌ بهتر از اینه که همه عمرت عذاب بکشی

پاسخ
گیس گلابتون

موافقم. این مقدار وابستگی کاملا بیمارگونه است. این آقا یا هیچ خانم دیگری هم نمی تواند ازدواج موفقی داشته باشد.
و بله... حرف مردم... وااااااااای. یکی از بزرگترین مشکلات من در سه سال اول ازدواجم همین حرف مردم بود.

پاسخ
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه