زندگی من مثل همه مردم، مجموعه‌ای از تلخ و شیرین است، ولی من انتخاب کرده‌ام شیرینی‌های زندگی‌ام را با شما سهیم شوم. هرگز خیال ندارم وانمود کنم هیچ مشکلی در زندگی ندارم و یا هیچ عیبی در رفتار و کردارم نیست. من یک آدم معمولی هستم. اگر بتوانم لحظه‌ای در روز، نور شادی و امید را به قلب شما بتابانم، وظیفه‌ام را در این دنیای زیبا انجام داده‌ام. ریختن چرک آب زندگی بر سر خواننده‌ها، کار ناشایستی است. به نظر من نویسنده‌ای هنرمند است که بتواند امید و شادی را به قلب مردم هدیه کند، وگرنه گله و شکایت از زندگی، کار ساده‌ای است.

مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
  • آبگرم لاریجان

    بچه که بودم، هر وقت گذرمان به روستای آبگرم لاریجان می افتاد، پدربزرگم بسیار خوشحال می شد و ما منزجر و فراری. حمام های آب گرم، خانه های گلی نیمه مخروبه بودند و هوا مملو از بوی تخم مرغ گندیده. از پدربزرگ اصرار بود به استفاده از حمام آبگرم و از ما انکار. هرگز وارد آب گرم نشدم.
  • اسپرانتو

    ده ساله که بودم زبان و الفبایی اختراع کردم. قواعدی ساده داشت. کلمات محدودی داشت. بچه های فامیل را در روزهای تابستان سر کلاس می نشاندم و زبان من درآوردی خود را به آنها می آموختم. سالها بعد دریافتم که قبل از من دکتر اسپرانتو این ایده درخشان و زیبا را اجرا کرده بود.
  • تب دارم.

    تب دارم. ذهنم کند و مغشوش است.
  • برایان تریسی در ایران

    برایان تریسی در ایران
  • چه فیلمی بوووووووووووووووووووود! به به!

    من معمولا این وقت شب، هفت پادشاه را خواب دیده ام. با توجه به این که یک هفته اخیر تقریبا خواب بودم، امشب خوابم نبرد و تا همین الان داشتم فیلم می دیدم. اسمش یادم نیست (!)
  • اولین بار که انگلیسی یاد گرفتم...

    امروز خاطره ای به من هجوم آورد: دبستانی بودم. در شهری کوچک زندگی می کردیم. یک زن و شوهر هندی در آن شهر بودند. نمی دانم شغل مرد چه بود. بچه دار نمی شدند. زن عاشق و واله بچه ها بود. به التماس از مادرم خواست که هفته ای یک بار ساعتی پذیرای من باشد و به من انگلیسی یاد بدهد. همه هفته چشم به راه آن ساعت بهشتی بودم.
  • ناردونی

    گفته بودم که تازگی در یک رستوران برای اولین بار در عمرم "ناردونی" خورم. خب ... از بس خوشمزه بود و مزه اش زیر دندانم مانده بود، چند روز بعد خودم ناردونی پختم! البته به یک روش مبتکرانه و تنبلانه!

  • آموزش پرستاری از بیمار

    بار اولی که در دوران تاهل بیمار شدم و با تب و لرز سه روز در رختخواب افتادم، شوهرم حتی یک لیوان آب یا یک لقمه غذا به من نداد. حتی برایم دارو تهیه نکرد. به علاوه مرا دعوا هم کرد که چرا مریض شده ام. نمی دانم چطور زنده ماندم....
  • میز و صندلی مناسب

    سلام دوستان عزیزم می دانم که غیبت داشته ام و به شما توضیح بدهکارم.
  • بهتر هستم. ولی نه خوب خوب

    از همه شما سپاسگزارم. قلبم را پر از شادی کردید. از توصیه های شما هم استفاده کردم: ماساژ، استخر، دکتر متخصص، استراحت، مصرف مسکن. دارم یک فکر اساسی هم برای بالش و میز و صندلی ام می کنم. مراجعه به متخصص ارگونومی پیشنهادی عالی است. باید ببینم که بیمارستان آتیه متخصص ارگونومی دارد یا نه.
Feed
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه