زندگی من مثل همه مردم، مجموعه‌ای از تلخ و شیرین است، ولی من انتخاب کرده‌ام شیرینی‌های زندگی‌ام را با شما سهیم شوم. هرگز خیال ندارم وانمود کنم هیچ مشکلی در زندگی ندارم و یا هیچ عیبی در رفتار و کردارم نیست. من یک آدم معمولی هستم. اگر بتوانم لحظه‌ای در روز، نور شادی و امید را به قلب شما بتابانم، وظیفه‌ام را در این دنیای زیبا انجام داده‌ام. ریختن چرک آب زندگی بر سر خواننده‌ها، کار ناشایستی است. به نظر من نویسنده‌ای هنرمند است که بتواند امید و شادی را به قلب مردم هدیه کند، وگرنه گله و شکایت از زندگی، کار ساده‌ای است.

مهارت‌های زندگی

مهارت‌های زندگی

برای خانم‌های تحصیل‌کرده

مربی رشد فردی

دکتر آناهیتا چشمه علایی

راهنما


برای باز شدن صفحات بصورت همزمان

کلید ctrl   را پایین نگه داشته

سپس روی لینک کلیک کنید!

ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه
دفترچه خاطرات گیس گلابتون
  • پاتوق این روزهای من

    این روزها پاتوق من بهارستان و ساختمان ارشاد است. برای مجوز چاپ کتاب و پیدا کردن چاپخانه دست کم هفته ای یک بار شال و کلاه می کنم. بار اول خیلی برایم سخت بود. از اسم ارشاد هم وهم و هراس داشتم. ولی حالا عین یویو می روم و می آیم.
  • عاشق لوازم تحریر

    همیشه عاشق لوازم تحریر بودم و هستم. دفتر نو و صفحات نوشته نشده مرا پر از حس خوب می کند. چشمم از دیدن صفحات نوشته نشده سیر نمی شود. دستم را روی صفحه سفید می کشم و آن را بو می کشم. عاشق اولین باری هستم که قلم روی صفحه سفید می لغزد. مداد، خودکار، تراش، پاک کن، همه و همه برایم جذاب هستند. از تماشای شان سیر نمی شوم. بعضی ها فتیش کفش هستند، گویا من فتیش دفتر و مداد!
  • شهر در تصرف زنان

    پیش خودم حساب کردم اگر سر ظهر برای رای دادن مراجعه کنم، جمعیت کمتر است، چون مردم به خاطر گرما و ناهار خوردن در خانه مانده اند. به همین دلیل آفتاب را رصد کردم و وقتی به اوج آسمان رسید، شال و کلاه کردم و راه افتادم! (باید بگویم شال و مانتو؟)
  • هو شافی ... هو طبیب ...

    اولین باری که روپوش سفید پزشکی را پوشیدم و به همراه استاد بر بالین یک بیمار حاضر شدم، تصمیم قاطع گرفتم که از تحصیل پزشکی انصراف بدهم. داستان از این قرار بود که ... (ده گام تا ثروت آپ شد)
  • پیوند زن- مرد (چپ- راست)

    همه ما هم صفات مردانه داریم و هم زنانه. در بهترین حالت، بخش زنانه و مردانه ما در تعادل است، البته با حفظ ظاهر جنسیت مان. یعنی بتوانیم به سادگی هم از توانایی های زنانه مان استفاده کنیم و هم از توانایی های مردانه مان، ولی اگر زن هستیم، ظاهری زنانه داشته باشیم و اگر مرد هستیم، ظاهری مردانه.
  • اعلانیه

    می خواهم یک مقوای بزرگ را روی داشبورد ماشینم بگذارم و روی آن بنویسم:
  • آفتابی ترین روز سال

    این نوشته از وبلاگ قدیمی به اینجا منتقل شده است.
  • تشکرنامه

    از همسر عزیزم هزاران تشکر می کنم که سالروزی زیبا و بیاد ماندنی برایم فراهم آورد: پنجشنبه رستوران گیاهی آناندا، جمعه اسب سواری و ده برقان. تولد امسال خود را همیشه به یاد خواهم داشت، روزی که جفت چهار عمرم تمام شد و قدم به چهل و پنج سالگی گذاشتم. خدا را صدها مرتبه شکر که همسری فهمیده و مهربان در کنارم است. آرزو دارم چهل سال دیگر ما دو نفر روی یک جفت صندلی گهواره ای در ایوانی رو به دشتی سبزکنار یکدیگر بنشینیم و در مورد امروز گپ بزنیم.
  • رستوران با صفا

    پانزده شانزده سال پیش، دوستی از رستورانی تعریف کرد. شماره تلفن آن را به من داد. به رستوران تلفن کردم. روی پیامگیر پیغام گذاشتم. به من تلفن شد. اسم خودم و معرف را گفتم و میز رزرو کردم. یک شماره رزرو دریافت کردم. یک رستوران و این همه دنگ و فنگ؟! چه چیزی در انتظارم بود؟
  • گیس ممدلی سوار اسب می شود!-1

    خواننده عزیزی با نام "م" نوشته بود: "گیس ممدلی با اسب به فرنگ می رود!" خدا حفظت کند. آنقدر به این جمله خندیدم که نگو!
Feed
ورود به سایت گیس گلابتون
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
ثبت نام در سامانه